« December 2007 | Main | March 2008 »

January 31, 2008

نسل سوخته

عاطفه: آقای شیرزاد دلم برای پدرم، شما وهم نسل هایتان می سوزه، که جوونی و اعتقاد و زندگیتونو گذاشتید واسه این کشور جنگیدین تا به اینجا برسه. حالا همگی یا محترمانه مجبور به استعفا میشید یا نامحترمانه رد صلاحیت.

دلم واسه خودم، بچه هاتون و هم نسل های خودم میسوزه که به گذشته پدرامون افتخار می کنیم میخواهیم از آرمان ها و انقلابشون دفاع کنیم ولی افرادی مدیریت این انقلاب و به دست گرفتن که پدرا مونو به نا مسلمانی متهم میکنند. چطوری حل کنیم این تناقض رو؟
نمی دونم اگه با افرادی با سوابق شما اینطوری رفتار میکنن، برای ما حقی برای فکر کردن و حرف زدن قائل هستن؟

January 28, 2008

غم انگیز تر

آقا یعنی می گویی این که چندین دانشجو در زندان هستند مهمتر است یا رای رد صلاحیت شدن دوستان شما؟ پرسیدم فقط برای دانستن. تا بعد

شیرزاد:
راستش را بخواهید از نظر من بودن دانشجوها در زندان غم انگیز تر است. اما این مسایل از هم جدا نیستند. اگر کسی را بی گناه زندان نکنند حتما هم کسی را با دلایل واهی رد صلاحیت نمی کنند و بر عکس.