« October 2007 | Main | December 2007 »

November 29, 2007

مزيت

سلام
آقای دکتر من در حوالی نطنز ساکن هستم. اخیراً در شهر ما شایعه شده آمار ابتلا به سرطان و همچنین تولد نوزادان مرده و ناقص الخلقه افزایش یافته است.

شخصاً تصور نمیکردم اورانیوم غنی شده به تنهایی قبل از ورود به نیروگاه بتواند تشعشعات آلوده آن هم در این سطح و مسافت ایجاد کند. حال میخواستم از زبان شما که در این حیطه تخصص دارید سوال کنم چنین شایعاتی (سوای راست و دروغ بودن آن) تا چه میزان میتواند از نظر علمی درست و قابل اثبات باشد؟

شيرزاد:
بعيد مي دانم كه در حال حاضر مقدار مواد راديو اكتيو به حدي رسيده باشد كه براي مردم منطقه نطنز مشكلي ايجاد كرده باشد. اما به تدريج مردم نطنز و ساير شهرهايي كه به تاسيسات هسته اي نزديك هستند (مثل اصفهان) با اين نگراني ها آشنا خواهند شد، ولو برخي از آنها شايعه باشند. و خواهند دانست كه زيستن در نزديكي تاسيسات هسته اي آنچنان هم كه برخي فكر مي كردند مزيت آفرين نيست!

November 22, 2007

ميوه كدام درخت

محسن: به نظر من به عنوان کسی که زمانی طرفدار اصلاحات بودم، همین که بعد از دو دوره ریاست جمهوری و یک دوره مجلس اصلاح طلب، شخصی به نام محمود احمدی نژاد شد رئیس جمهور، باید به شدت به اصلاح طلبان شک کرد.

به این کاری ندارم که اشتباه در تئوری بود یا عمل یا هردو، ممکن هم هست مثل بقیه جواب بدهید مانع تراشی ها باعث شد کار اصلاحات به فرجام نرسد که به نظر من و با دلایل متعدد پاسخ قابل قبولی نیست. متاسفانه از ظرفیت های مجلس و قوه مجریه در آن دوران اصلا استفاده نشد. اینکه الان احمدی نژاد رئیس جمهور است، تمام اصلاح طلبان و شما هم به سهم خود در آن نقش داشته اید. خود کرده را تدبیر نیست! بنابر این شما با نقد احمدی نژاد، دارید خودتون رو هم به نوعی به چالش می کشید. چرا که احمدی نژاد میوه درخت اصلاحات است. البته بنده نقدهای شما را می خوانم و استفاده هم می کنم، برای شما ارزوی موفقیت دارم ولی ارزو نمی کنم سکان کشور مجددا به دست شما بیفتد!

شيرزاد:
از دو حال خارج نيست يا اين است كه احمدي نژاد به مدد "نيروهاي غيبي" و با عمليات ويژه راي آورده و يا اين كه با مجموعه اي از آراء واقعي و در يك فرايند دمكراتيك رييس جمهور شده است. در صورت اول ديگر اين فرمايش شما درست نيست كه احمدي نژاد ميوه درخت اصلاحات است، بلكه درست برعكس، محصول ضد اصلاحات و سازماندهي ويژه بر ضد اصلاح طلبان خواهد بود. و اگر فرض دوم درست باشد در اين صورت بايد به اصلاح طلبان تبريك گفت كه واقعا به شعار انتخابات آزاد و راي آزادانه مردم پايبند بوده اند و با دستيابي به قدرت از طريق انتخابات سعي نكردند تسلط خود بر بخشي از حاكميت را دائمي كنند. البته به نظر مخلوطي از اين دو وجه رخ داده است.

محسن: پیرو مطلب انتخاب احمدی نژاد بعد از حکومت اصلاح طلبان، ممنون از اینکه حوصله کردید و جواب دادید. فرض اول نیروهای غیبی که مردود است. هر چند سلامت انتخابات مخدوش بود، اما نه انقدری که کسی این همه در دو دوره رای بیاورد. کما اینکه در هر دو دوره انتخاب اقای خاتمی هم بر ضد ایشان بسیار تقلب شد، ولی تقلب خیلی در نتیجه موثر نبود. البته تقلب ریسمان خوبی است برای بازنده ها که بگویند تقلب شد!
در صورت دوم یعنی سلامت انتخابات منجر به احمدی نژاد، البته باید از یک سو به دولت اصلاح طلب وقت تبریک گفت که طبق ساز و کار دمکراتیک باعث شده فردی کاملا مخالف رئیس جمهور شود، اما همچنان این تسلیت بسیار بزرگ باقی خواهد ماند که در دوره 8 ساله اصلاحات، چه کاری شد و چه کاری نشد که پس از پایان آن بدترین انتخاب ممکن صورت گرفت و توده های مردم به شخصی به نام احمدی نژاد رای دادند که نه در حد و اندازه های ریاست جمهوری است و نه برنامه ای دارد ونه ...؟ در واقع در این ناآگاهی مردم و پوپولیسمی که منتج شد به احمدی نژاد، مقصر کسی نبود و نیست جز جریان اصلاح طلب که طی 8 سال دولت و 4 سال مجلس را در دست داشت.

شيرزاد:
مثل اينكه در تجزيه و تحليل شما بزرگان جناح راست كه چنين كانديدايي را علم كردند اصلا جايي ندارد. گيريم فرض شما صحيح بوده و سوء مديريت اصلاح طلبان باعث رويگرداني آراء از آنها شده باشد، خب مگر ما از جناح راست خواستيم كه چنين كانديدايي را به صحنه بياورند. آنها مي توانستند از چنين فضايي كه شما مي گوييد بهره برداري بهتري كنند و يك كسي را بياورند كه باعث آبرويشان باشد. مثل اينكه اصولا صاحبان قدرت اصلي كه چنين تخم دو زرده اي كردند همواره بايد از انتقاد شماها مصون باشند و تا ابد هر "شيرين كاري" هم كه در دولت اصولگرايان شد به ما بد و بيراه بگوييد. لابد چون به آنها بالاتر از گل نبايد گفت!