« March 2006 | Main | May 2006 »

April 16, 2006

فصل شمارش جوجه ها

يه سوال داشتم. اصلاح طلبان كه معتقد به غني سازي نبودند حالا چرا مي گويند افتخارش را به دولتهاي قبلي هم بدهيد? اگه واقعا ما نيازي به آن نداريم كه نداريم حالا چرا حرص ثبت افتخارش را مي خوريد؟ فردا همين بتركد و باعث دردسر شود مي گويند ديديد ما گفتيم نيازي نيست. به نظر من وزينتر اين بود كه سهم خواهي در اين مسله را مطرح نمي كردند. من يكي كه به كلي با اين كار نااميد شدم. اين چه افتخاري كه مي خواهيد در آن سهيم باشيد؟ آقاي دكتر شما كه حداقل مي دانيد ما كجاي عمل وايستاديم و پيشرفت علمي اصلا يعني چي. شما كه خودتون فيزيك بلدين. ظاهرا پوپوليسم خوب چيزيه.

شيرزاد:
يک مقاله ای آقای ليلاز در شرق نوشته بود که هم تعجب از درايت ايشان است و هم از آقای قوچانی که آن را سرمقاله کرده بود. انصافا از زاويه ای بسيار پرت به مطلب پرداخته بود. الحمد لله هر کس هم هر ايرادی هر جايی ببيند آن را به مجموعه بی صاحب اصلاحات نسبت می دهد.

هر چند رندی دوستان آقای احمودی نژاد از اين حيث قابل تقبيح است که جوری جشن گرفتند که گويی همين تکنولوژی مسئله دار يک باره در زمان دولت کريمه ايشان ظرف سه ماه خلق شده است، اما جنابعالی می توانستيد به اين نکته توجه داشته باشيد که به جز مورد فوق که در آن آقای ليلاز مطالبه سهم از "افتخارات هسته ای" کردند، اکثر قريب به اتفاق اصلاح طلبان و دگر انديشان در اين مسئله سکوت کرده اند.
يکی از دردهای ديرينه اين کشور که به نظر من از زيربناهای فکری توسعه نيافتگی ما است، نگاه غير واقع بينانه، عوام زده، سياست زده و بعضا کودکانه ای است که به مقوله توسعه علمی و برخی از زمينه های خاص فناوری وجود دارد. دراين مورد بيشترين شوربختی نصيب فناوری هسته ای شده است. بگذاريد زمان بگذرد، هيجانهای سياسی فروکش کند و فصل شمارش جوجه ها در پايان پاييز برسد، آنگاه می شود آزادانه تر و علمی تر تحليل کرد.

April 13, 2006

مفهوم هست؟

علی اصغر شفيعيان: آقا انرژی هسته یی رو بی خیال شدید؟ چرا تحلیل نمی کنید شرایط جدید را؟ ارائه ی تحلیل از سوی شما مخاطب دارد، بنویسد هر چند تنها در همین وبلاگ بتوانیم آن را بخوانیم.

شيرزاد: جونم را دوست دارم. مفهوم هست؟

همين

April 09, 2006

مصرف داخلی

مرتضی: اقاي خميني در بحث احكام ثانويه فرمودند حفظ نظام از اهم واجبات است ايشان فرمودند حتي براي حفظ نظام توحيد را هم مي شود حذف كرد من مطمئنم اين هارت و پورت هاي ... بيشتر جنبه مصرف داخلي دارد و هيچ برد بين المللي ندارد.

مطمئنم اگر سنبه امريكا پر زور باشد اينها وا ميدهند چون نمي خواهند حكومتشان را از دست بدهند. خودشان ...كه نيستند مي دانند مردم ايران مردم دهه 60 نيستند كه با يك اشارت اقاي خميني روي مين بروند. نسل جواناني مثل من هم به شدت بر خلاف نسل دهه 60 كه ارمانگرا بودند ماديگرا هستند و خواهان يك زندگي ارام و داشتن شغل و رفاهيات هستند و چنين جواناني خودشان را فداي سوداي انرژي اتمي ...اين مملكت نمي كنند. كم به زندگي ما ايرانيان گند زده اند كه حالا برايشان به جنگ هم برويم . دراين 24 سالي كه از عمرم ميگذرد ...براي من و امثال من تخم دو زرده كرده كه بخواهم براي اين رژيم ... و عقب مانده هزينه بدهم؟
مرتضي 24 ساله از مشهد

April 04, 2006

حائل با خدا

سيد مصطفی: سلام! نمیدونم در عمق وجودت چقدر خدا رو میفهمی ولی خواهش میکنم ، خواهش میکنم نگذار سیاست و برتری طلبی حائلی بشه برای اونکه اصل و مبدا وجود را از یاد ببری. دقیق نمیشناسمت لیکن امیدوارم طمع و پالتیک گری تو را آنقدر شقی نکرده باشد که بخواهی در برابر پروردگار خود را بخواب بزنی که ...در پناه حضرت ولیعصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف). انشاالله که هر روز بیشتر شوی. یا علی

شيرزاد:
سيد مصطفای عزيز، فقط طمع و به قول شما "پالتيک گری" نيست که کار دست آدم می دهد و بين او و مبدأ وجود حائل می شود. به نظر من انسان های خطا کاری که خود به حقارت خويش واقف هستند و چندان ادعايی در بندگی خدا ندارند و آنها که گهگاه با احساس شرمساری به پروردگار خويش پناه می آورند به مراتب به آن اصل وجود نزديک ترند تا آنها که خود را برگزيده خدا در روی زمين و قطب عالم وجود می پندارند.

به تصور من هيچ حائلی بين انسان و خدا بالاتر از اين احساس نيست که کسی به هر دليلی فکر کند خدا او را به گونه ای ويژه و بيش از ديگران دوست می دارد؛ وگرنه مال دنيا و موقعيتهای "پاليتيکی" مثل چرک روی دست مهمان دو روزه اند.