گوشت کوب
احسان بچه شاداب و شوخ و شنگی است. جایی که او باشد مجلس گرم است. سال پیش با سارا ازدواج کرد. هنوز یک سال از زندگی مشترکشان نگذشته است. حسن این جوان این است که از هر چیزی اسباب شادی برای خودش و خانمش فراهم می کند. هفته پیش برای نخستین بار آبگوشت پخته بودند.
نخستین آبگوشت برای این زوج شاد، بهانه ای برای یک جشن هیجان انگیز دو نفری شده بود. احسان از مرحله به مرحله عملیات تهیه و پخت آبگوشت فیلم گرفته و با آب و تاب آن را گزارش کرده است. نقطه اوج فیلم زمانی است که در زودپز را باز می کنند تا محتویات آن را بکوبند. هر چه دنبال می گردند گوشت کوب نمی یابند. سارا تمام وسایل نو و دست نخورده جهیزیه اش را جست و جو می کند، اما همه چیز هست غیر از گوشت کوب.
شدت گرسنگی مجالشان نمی دهد که دنبال تهیه گوشت کوب بروند. احسان به خانه حاج خانم، صاحب خانه شان مراجعه می کند و ضمن عذر خواهی می گوید: "مادرزن من قالیچه ابریشمی برای جهیزیه دخترش تهیه کرده اما یادش رفته گوشت کوب برایش بگذارد، لطفاً گوشت کوبتان را یک ساعتی به ما قرض دهید!"
درس اخلاقی برای همه مادر های محترمی که برای دختر دم بختشان جهیزیه تهیه می کنند همین است که گوشت کوب را در اولویت قرار دهند. مزه به یاد ماندنی اولین آبگوشت زندگی با گوشت کوب مادرزن یک چیز دیگر است. داشتن یک دستگاه گوشت کوب نا قابل حق مسلم هر زوج جوان ایرانی است.
برای احسان و سارا و سایر زوج های جوان یک عمر آبگوشت خوری آرزومندم!
Comments
با سلام من هرچه فكر كردم بين اينطور نوشته طنز گونه و سايت شما و شخصيت شما كه از او انتظار
مطالب علمي و سياسي و هسته اي
مي رود ارتباطي پيدا كنم نتوانستم با اينكه به شما و مطالب علمي و سياسي تان ارادت دارم خود
توضيح دهيد كه قضيه چي بوده و احسان كيست و شان نزول ماجرا
چيست !؟با عرض پوزش
شيرزاد:
معلوم مي شود قيافه ما از دور اخمو تر از چيزي است كه فكر مي كنيم. در اين ستون (نمكيات) اگر به نكته با نمكي در حوادث محيط پيرامون خود برخورد كنم و دل و دماغي هم داشته باشم از آن يك حكايت مي سازم. احسان هم يكي از بچه هاي اين روزگار است.
Posted by: ابراهيمي | August 23, 2008 09:21 PM
ای بابا آبروی مارو بردین در اولین فرصت این وسیله مهم و از قلم افتاده تهیه و تحویل این زوج جوان آبگوشت خور می گردد.
Posted by: مادر زن | August 27, 2008 09:16 AM
مادر زن هم مادر زنهای قدیم!
اما خودمانیما این دوماد عجیب زیر آب زن بانمکی است!
حالا یکی گوشت کوب نداد نباید که به صاحب خونه گفت؟
تازه کسی که خانه ندارد چه نیازی به گوشت کوب دارد؟
خوب بسته دیگر حالا ما زیر آب این بنده خدا را نزنیم بزاریم تا روزهای بعد هم قصه این شهرزاد ما ادامه پیدا کند.
Posted by: جیم کوچک | September 7, 2008 08:57 AM
مدینه گفتی و کردی کبابم! من عاشق آبگوشت هستم!!
شيرزاد:
اول به فكر گوشت كوبش باش بعد هم گوشتش.
Posted by: Anonymous | September 25, 2008 12:30 PM