« مال خودمان | صفحه اول | قطلر كجا راه مي ره؟ »

چشمم را مي بندم

خيلي عذر مي خواهم. بسيار بسيار معذرت مي خواهم. ولي چاره اي ندارم تقاضا كنم خوانندگان عزيزي كه 18 سال تمام ندارند از خواندن ادامه اين مطلب صرف نظر كنند. من اهل حرف زدن در مورد نكاتي كه خارج از محدوده قرار مي گيرند نيستم. اما در اين يك مورد چاره اي نيست و شايد با زبان ديگري نشود بيان كرد. بر من ببخشيد.

داستان ردصلاحيتهاي اخير مرا ياد يك شوخي انداخت كه سالها پيش در هفته نامه توفيق ديده بودم. آن جريده مرحومه كاريكاتوري از دو رقاصه آنچناني كشيده بود كه يكي به ديگري مي گفت: جوني تو وقتي همه لباساتو روي صحنه در آوردي بعدش چكار مي كني. و طرف جواب مي داد: هيچي چشمام رو مي بندم.

حالا حكايت آقايان است كه دري به تخته خورده و قدرت نصيب آنها شده است. مختار شده اند تا هر آنچه مي توانند بكنند. حيا را بوسيده اند و پرتاب كرده اند به طاقچه بالاي خانه، جايي كه ديگر دست خودشان هم نرسد. اما تفاوتي كه با حكايت فوق دارند آن است كه اينها از همان ابتدا چشمشان را بسته اند تا مبادا خداي ناكرده در كاري كه مي خواهند انجام دهند دچار خجالت و ترديد شوند. من نمي دانم برخي از دوستان كه هنوز دنبال لابي كردن هستند دلشان به چه چيزي خوش است. آدمهاي بي حيايي كه چشمشان را هم بسته باشند براي هر كاري آماده اند. سالم ترين كارشان همين رد صلاحيت است. كجاشو ديديد؟

دنبالك اين مطلب:
http://shirzad.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/283

Comments

سلام دكتر
يادمه چند سال پيش بهتون گفتم راه نجات ارتش امريكاست اون موقع ها دلتون به اصلاحات خوش بود. الان هم ميگم راه نجات ارتش امريكاست اما جواب الانتونو نمي دونم؟

شیرزاد:
فکر می کنم ارتش ساحل عاج کارامد تر باشد.

سلام

تا جایی که من میدونم بزرگواران هنوز هم به جای اینکه حقوق ملت رو مد نظر داشته باشند به دنبال اون بخشی از حقوق ملت هستند که به حضور خودشون در قدرت مربوط میشه. 8شما هم سال سر کار بودید ولی حداقل در حوزه هایی که کسی سنگ اندازی نمیکرد و به ادامه ی قدرتتون هم مربوط نمیشد هیچ گلی به سر ملت نزدید. کاری ندارم که شما به حق از قدرت پایین کشیده میشید یا نه و آیا کسی چشماشو بسته یا باز نگه داشته و نیشش هم بازه.
البته همیشه راه فرار از پاسخ خیلی جذاب تر و سیاسی تره. مثل دوستان دیگه که هر وقت مشکلی رو بهشون متذکر میشی سر نخ رو می برند به مشکل ساختار قدرت در ایران و اصلاحات سیاسی و ...، بقیه هم همین کار رو میکنن منتها سر نخشون به جاهای دیگه میرسه. معلوم نیست مردم چه گناهی کردند که باید فقط کمک کنند عده ی خاصی تمناهای شخصیشون رو ارضا کنند تو این کشور، بعد کمی با هم دعوا کنند و دوباره روز از نو.
به هر حال من که فکر میکنم نبودن اصلاح طلبای بی عرضه ای که فقط از اصلاحات نق نق کردنش رو بلد بودن و به هم ریز کردن، خیلی بهتره.

سلام دکتر(؟)
می خواستم یه کم درباره ایده ی شما درباره استفاده از انرژی باد به جای هسته ای بنویسین

سلام آقای دکتر،
حالا جدا از شوخی اٌلا فکر می کنید می شه این سیستم را بدون توسل به زور و خونریزی ( جنگ و انقلاب ) اصلاح کرد

شیرزاد:
بستگی به صبر شما داره

این ملت همیشه منتظر منجی بوده وهست تا کی باید انتظار کشید چرا منجی چرا ارتش ؟پس نقش من وتو چیه ؟
دوستان اگر انتقادی میکنید یه راه کار هم براش پیشنهاد کنید. همه حرف میزنند .25 ساله فقط دارم میشنوم وقتی به گذشته نگاه میکنم خودم رو جز این مستمعین ولا غیر میبینم .دیروز اولین نظرمو اعلام کردم من نماینده این نسل هیچ چیز ندارم از این که همه مثه پیرزنها کوچه نشین که هرز گاهی دور هم جمع میشن و پچ پچ میکنن بعد تا شوهرشونو از سر کوچه میبینن میپرن تو تو خونه خسته شدم .
این حرفا رو باد میبره آقایان!!!

اگر همه ی آنهایی که در خرداد 76 به خاتمی رای دادند رای شان نه از سر شور بلکه از سر شعور بود و به جای رای به شخص خاتمی به تفکر و جنبش اصلاحات رای میدادند در تیر 84 به جای قهر و افسرده گی سیاسی و یا رای به 50 هزار تومانی ها به صورت یکپارچه به معین رای میدادند کشور امروز به این مسیبت دچار نمیشد . پس تنها راه آگاهی و تقویت جامعه مدنی است . از ماست که بر ماست .