مال خودمان
يادش به خير، چند سال پيش تلويزيون خودمان سريالي داشت به نام "سلطان و شبان". الحق كه با نمك بود. گمانم به دلايلي اين سريال را تكرار نخواهند كرد. چون ممكن است به برخي از رويدادهاي اين زمان شباهت زيادي پيدا كند. يك صحنه اي داشت كه هر بار يادم مي افتد خنده ام مي گيرد. وصف حال برخي رخدادهاي فعلي است.
يك جايي از اين فيلم، سلطان خودكامه و چپاولگر كه براي حفظ وجود مبارك و پرهيز از بلايي كه خوابگزاران پيش بيني كرده بودند ناچار شده بود در خرقه شباني در آيد به مرغداني هاي مردم مي زد و هر شب با خفه كردن و كباب كردن مرغها دلي از عزا در مي آورد. تا اينكه صداي اهل ده در آمد و فهميدند كار كار شبان (يعني همان سلطان تغيير شكل داده) است. بر سر او ريختند و كتك مفصلي نوش جانش كردند. در همان حين كه به او بد و بيراه مي گفتند كه آخه فلان فلان شده به چه حقي به مرغهاي مردم دست درازي مي كردي، با لفظ شاه منشانه خود جواب مي داد: "به شما چه مربوط، اگر خورديم مال خودمان را خورديم."! براي اهل ده روشن نبود كه اين بنده خدا روي چه حساب و كتابي مرغهاي مردم را متعلق به خودش مي داند.
حالا حكايت كشور داري برخي از آقايان است. يكي از دوستان با اشاره به داستان رد صلاحيت ها مي پرسيد: "آخر اين آقايان چه فكري مي كنند و اين طور با مملكت رفتار مي كنند؟" در پاسخ اين فراز از فيلم ياد شده را ياد آوري كردم وعرض كردم احساس آقايان احتمالا همين است كه "ميزهاي وزارت و صندلي هاي وكالت مال خودمان است. اگر گرفتيم، مال خودمانم را گرفتيم"!
Comments
آقای شیرزاد، آنها خود را تنها کسانی میبینند که قادر به حفظ جمهوری اسلامی هستند لذا طبیعی است که دیگران دشمنان جمهوری اسلامی تلقی شوند.
Posted by: Abasi | February 2, 2008 03:53 PM
آقاي شير زاد اگر شما وهكذا آنها مال خود مي دانستيد بعيد بود اين گونه بكنيد آدم با مهمانخانه هم اين نمي كند كه شد يادتان هست وقتي مغولها مال خودشان دانستند چه ها كه كردند رصدخانه، سلطانيه، گوهرشاد وهزاران بناي آباد البته خواهش مي كنم بيخودي خودتان را با مغولها مقايسه نكنيد باشه؟
Posted by: پدر | February 7, 2008 02:58 PM