« برای کی؟ | صفحه اول | وضعيت قرمز سيب زمينی »

نقاره يا سرنا؟

اين همه آدمها سه می کنند، چرا ما سه نکنيم. مگر ما چه چيزمان از زعمای مملکت کمتر است که آنها هر پرت و پلايی بگويندخلق الله بايد قربان چشم بادامی شان بروند، اما ما اگر در يک گوشه ای در يک ضرب المثل اشتباه کرديم آسمان به زمين بيايد.

در مطلبی که اخيرا در روزنامه اعتماد ملی از بنده به چاپ رسيد، عرض کرده بودم کار مجلس هفتم به دميدن در سر گشاد نقاره می ماند. دوستان به بنده تذکر دادند که بابا جان سه کردی. آن که در آن می دمند سرنا است نه نقاره! نقاره آن يکی است که بر آن می کوبند. البته معمولا اين دو را با هم می نوازند که اغلب ماها آن را در مراسم نواختن نقاره خانه امام رضا (ع) ديده ايم. به هر حال اکنون من اين اشتباه را در سايت خودم درست کرده ام.

خلاصه اينکه ببخشيد، غلط کرديم، اشتباه شد، خياط هم گاهی در کوزه می افتد! ديگه اگه اطلاعی از موسيقی نداشتيم حرفش را نمی زنيم. اما اگر اين را توجيه تلقی نکنيد، راست قضيه اين است که من ضرب المثل مربوطه (دميدن از سر گشاد سرنا به معنای کار عبث و بی حاصل کردن و پرداختن به حواشی بی ربط) را در نوشته ها نديده بودم بلکه آن را در فرهنگ شفاهی و از زبان پيرمردهای خودمان شنيده بودم. گويا يک اشتباه سالها تکرار شده و از نسلی به نسل ديگر رسيده است. شما هم گاهی اگر دقت کنيد بعضی ها يک کلمه، يک اسم، يک اصطلاح يا يک ضرب المثل در ذهن شان به اشتباه جای می گيرد و چه بسا بارها هم آن را تکرار می کنند. البته کسانی که اشتباه فرد را به او تذکر می دهند بهترين لطف را در حقش می کنند. در عين حال باعث خوشحالی است که اين همه آدم حسابی نوشته های من را می خوانند و ايرادهای آن را به اين سرعت تذکر می دهند.

دنبالك اين مطلب:
http://shirzad.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/188