کار بد!
شايد اين مطلب کمی بی ادبانه به نظر برسد. قبلا عذر می خواهم، اما باور کنيد نکات عبرت آموزی در آن هست.
اگر شما ساعت يک بعد از نيمه شب به اتفاق خانواده از مهمانی برگشتيد و مشاهده کرديد يک آقايی درست مقابل در منزل شما و در فضای محصور ميان دو درخت و يک ماشين پارک شده روبروی خانه شما در حال ادرار کردن است چه کار می کنيد؟ قبل از آن که روی ادامه مطلب کليک کنيد جوابهای مختلف را با خود مرور کنيد.
نه خير هيچکدام از حدس هايتان درست نيست. نه داد و بيداد لازم بود، نه اعتراض مؤدبانه، نه سينه صاف کردن و ترساندن طرف، نه تلفن به 110 و نه هيچ کار اعتراضی ديگری. انسانيت حکم می کرد در آن شرايط خاص موقعيت آن بنده خدا درک شود و اجازه داده شود بدون مزاحمت کارش را ادامه دهد. حتی بهتر ديدم که آرام به بچه ها اشاره کنم کمی دست به دست کنند و جلو نيايند تا طرف وسط کار دچار شوک و شرمندگی نشود.
شايد فکر کرده ايد که بنده يا خيلی ذليل و ترسو هستم و از خشم آن آقا واهمه داشتم يا برعکس بسيار انسان بخشنده و با گذشتی هستم که نمی خواهم کسی را رنجيده کنم. خير هيچکدام از اينها نيست. شما هم اگر کمی دقت داشتيد در آن شرايط همان کاری را انجام می داديد که من کردم.
ماجرا برمی گردد به برف سنگينی که جمعه گذشته (10/9/85) اواخر شب به طور ناگهانی شهروندان تهرانی را در برخی محلات شمال و غرب تهران غافلگير کرد. ما خودمان حدود سه ساعت در راه بندان و برف گير کرديم و با مشقت زياد به خانه رسيديم. بلوار اشرفی مقابل خانه ما کيپ تا کيپ، پر بود از ماشين هايی که برای يکی دو ساعت امکان تکان خوردن نداشتند. ما هم از کوچه ها با هل دادن های مکرر ماشين توسط بچه ها به در خانه رسيديم. به نظر شما کار آن بنده خدا که بعد مدتی به خود پيچيدن فضای مقابل در خانه ما را، که از خيابان ديده نمی شد، کشف کرده بود، طبيعی نبود؟ ما که چهره اش را نديديم. بنده خدا سريع خودش را جمع کرد و رفت. شايد آدم بسيار محترمی بوده که مجبور به اين کار شده. اما به نظر من درک شرايط دشوار او کار سختی نبود و چندان نيازی به احساس انسانيت نداشت.
اميدوارم شورای شهر آينده بداند دامنه مشکلات شهری در موارد بحرانی تا کجا کسترده می شود. آن شب به شوخی به بچه ها گفتم اگر کسی اهل کار خير باشد در چنين شرايطی در خانه اش را به روی راننده های در مانده ای که در آن ترافيک قفل شده مشکل قضای حاجت دارند باز می کذارد. ولی راستش را بخواهيد ما که چنين ايثاری نداشتيم!