« بازگشت بهادر | صفحه اول | ماشين حساب لپ لپ »

يک خبر

اين مطلبی که اخيرا با عنوان "چه خبر از اوضاع" نوشتم بنا به طبيعتش کمی تلخ بود. برای اين که کمی از زهر اين تلخی گرفته شود، خاطره ای را نقل می کنم از پدرم، توی همين مايه ها. پيرمرد از آن اصفهانی های بذله گو و خوش صحبت است که هر جا می نشيند عده ای را دور خودش جمع می کند و به اصطلاح از کلامش نمک می ريزد.

چند سال پيش به اتفاق مادرم رفته بودند مشهد، زيارت امام رضا (ع). توی راه از فرودگاه به هتل راننده تاکسی با لهجه غليظ مشهدی از او می پرسد: حاجی چه خبر از اصفهان. بابام يک مرتبه و بدون معطلی جواب می دهد: "هيچی آقا. توی مرده شورخونه اگه مرده چاق باشه کيلويی حساب می کنن، اگه دراز باشه متری"! ( شما با لهجه اصفهانی بخوانيد).
مادرم می گفت آنچنان راننده مشهدی از شدت خنده کنترل از دستش در رفت که برای دقايقی کنار کشيد تا سير بخندد.

دنبالك اين مطلب:
http://shirzad.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/164

Comments

سلام دکتر شیرزاد عزیز. اخیرا یک نابغه نمای قدیمی که اخیرا رنگ عوض کرده مقداری داد و ستد کلامی باهمدیگه داشتیم که خلاصه اش در این پست وبلاگ من هست.
http://correlated-matter.persianblog.com/1385_7_correlated-matter_archive.html#5704069
وقت داشتین بخونیدش، خیلی با نمکه. شاید بعدا که کمی مسائل مربوط به این جدل شفافتر شد شاید به درد نمکیات وبلاگتون بخوره.

عالی بود!