مهرورزی خلبان
اين نوشته متن يادداشتي است كه چند روز پيش موقع پياده شدن از پرواز تهران- اصفهان به خلبان محترم پرواز دادم:
با سلام، وقتي يك وزيري، وكيلي، استانداري، سفير خارجي، معاون وزيري، مديركلي، خلاصه يك كسي كه قطر كله اش اندكي از آدمهاي معمولي گنده تر است توي هواپيما باشد، هر دم و دقيقه خلبان محترم گزارش مي فرمايند و قربان صدقه مسافران مي شوند.
يك شب آنقدر خلبان براي مسافران پپسي باز كرد كه مانده بوديم متعجب چي شده است تا اين حد ايشان مهربان شده اند. هر چه بود خيلي سر حال بود.
اما برعكس، امروز ده بار هواپيما ما را بالا و پايين انداخت، تا جايي كه روده هايمان آمد توي حلق، اما دريغ از يك جمله ملاطفت كه: " مسافران محترم خلبان هستم، تكان هاي مختصري كه مشاهده مي كنيد بر اثر ... كه تا چند دقيقه ديگر بر طرف مي شود. سفر خوشي را برايتان آرزو مي كنم."
حالا ما فرض مي كنيم خلبان محترم اين را گفته اند. ما برايشان سلامتي آرزو مي كنيم. ان شاء الله عيدي ها بزودي پرداخت شود.
مخلص شما- مسافر هميشگي
Comments
جناب دکتر
مثل اینکه سفر بدون مقام و البته چاشنیهای مورد علاقه حضرتعالی باب طبع نیست.
انشاالله بلا بدور است دوباره وکالت و بدنبال آن نوشابه باز کردنهای افراد برایتان و غیره خواهد رسید!!! هرچند توصیه میکنم سعی کنید این عادات وکالتی خود را ترک کنید تا زندگی بهتری داشته باشید!!
Posted by: محمد | April 9, 2006 11:24 AM
دور سر شما هم نازك نيست . احتمالا چشم خلبان ضعيف بوده شما ببخشيد.
Posted by: Anonymous | April 11, 2006 02:06 AM
خوب دیگه باید بگم آدم ناخوداگاه اینکارا می کنه. فکر کنم همه ما در شرایط متفاوت این رو تجربه کرده باشیم.(منظورم رفتار خلبان است)
Posted by: Anonymous | April 13, 2006 11:19 PM
سلام دكتر - فك كنم هواپيمائي شما تاخير و .... نداره كه اسمو فاميلت رو فراموش كني و حالا داري ايراد بني اسرائيلي ميگيري ...
مواظب باش دفعه بعد كه سوار ميشي توي كركس پياده ات نكنه ;)
Posted by: آرش | April 14, 2006 12:17 PM