به سبك خشايار شاه
دو سه روز پيش دست نوشته هاي پسرم را مي خواندم، در ضمن يكي از تحقيق هاي درسي از قول برخي نظريه پردازان اجتماعي نوشته بود در بين سه عامل خانواده، مذهب و دولت كه در زندگي شهروندان ايراني تأثيرگذار است، تنها عامل سوم يعني دولت است كه پيشگام توسعه مدرنيته در ايران به شمار مي رود. خوب، حقير خيلي از اين تئوري هاي جامعه شناسي سر در نمي آورم؛ اما هر چه فكر كردم كه اين دولت فخيمة حي و حاضر كجايش به پيشگام مدرنيته در ايران مي خورد عقلم به جايي قد نداد.
همگي يادتان هست كه آقاي رئيس جمهور از ابتدا وعده دادند كه دولت ايشان دولت شگفتي ساز است. انصافاً اگر هيچيك از وعده هاي دولت محقق نشود، اين يكي اش از اول تا به حال عمل شده است. نيازي به ذكر مثال هاي گذشته نيست، همين نمونة اخير كه شب عيدي اعلام كردند بنا به تصميم هيات دولت بعد از بيست و چند سال در سال 85 ديگر ساعتها تغيير نمي كند به نظرم كافي است تا به اين نتيجه برسيم كه اين كابينة كاكل زري بعد از هفت دختر كور انصافاً دردانه اي است بي نظير كه همه چيزش نوظهور است.
شگفتي بيشتر از اين كه براي چنين تصميمي محض رضاي خدا يك ساعت بحث كارشناسي و اقناعي برای مردم صورت نگرفت كه لااقل بدانند به چه دليل دولتهاي گذشته از قبل از انقلاب گرفته تا دولتهاي متفاوت بعد از انقلاب تا حالا آنها را مچل كرده و زندگي شان را دچار اختلال ساخته اند! البته وقتي در يك جلسه هيات دولت مثلاً نود تصميم از تصويب مي گذرد، از قرار هر يكي دو دقيقه اي يك مصوبه، چه انتظاري است كه وقت ذي قيمت آقايان كه وقف خدمت بي دريغ است براي بررسي اين چيزهاي جزيي و بي مورد صرف شود!
اما يك شگفتي كم نظير ديگر هم در اين تصميم قابل مشاهده است و آن اينكه چنين تصميمي يا مدتها به شكل مخفي و چراغ خاموش در دستور كار بوده به طوري كه هيچكس در هيچ دستگاهي از كم و كيف آن مطلع نبوده و يا بطور ناگهاني به ذهن مشعشع برخي آقايان خطور كرده و به طرفةالعيني به تصويب دولت يكپارچه رسيده است. هر كدام از اين دو مورد كه درست باشد حاكي از آن است كه آقايان محترم وزرا خودشان را اهل تشخيص در تمام امور می دانند و نيازي به بررسي هاي كارشناسانة وزارتخانة متبوع خود نمی بينند! معلوم مي شود كه دولتهاي گذشته بي جهت وقت خودشان را تلف مي كردند كه براي تعيين نظر يك وزارتخانه در مورد يك موضوع آن را دور وزارتخانه مي چرخاندند تا نظر كارشناساني كه در بدنه يا حداقل ستاد وزارتخانه حضور داشتند اخذ شود. اصولاً وقتي كه وزير عقل كل است، نظر وزارتخانه همان نظر وزير است، يعني بايد اين چنين باشد. به همين نسبت در هيات دولت نيز وقتي كساني عقل كل هستند، نيازي به صرف وقت زياد و بحث هاي كارشناسانه وجود ندارد.
به نظر شما شگفتي سازي بيشتر از اين كه آقايان جامعه شناس تئوري مي دهند و نهاد دولت را پيشگام مدرنيته در كشور به حساب مي آورند و دولت فخيمه در عمل اثبات مي كند كه مي شود به سبك خشايار شاه هم تصميم گرفت.
Comments
Haj agha Shirzad,
" اما هر چه فكر كردم كه اين دولت فخيمة حي و حاضر كجايش به پيشگام مدرنيته در ايران مي خورد عقلم به جايي قد نداد."
You were not thinking about this when you voted for "Velayat Faghih"?
شيرزاد:
متاسفانه آن زمان ارتباط ما با کره مريخ که جنابعالی در آن تشريف داشتيد قطع بود و نتوانستيم از رهنمودهای شما بهره ببريم!
Posted by: Ardalaan | April 3, 2006 09:42 PM
http://webcast.un.org/ramgen/sc/sc060329pm.rm
با سلام و تبریک سال نو،
متاسفانه وضعیت فعلی خیلی خیلی حساس و خطرناک است ولی گویا داخل ایران سطح قضیه اصلا منعکس نشده است. راستی آیا مشارکت نشست فوق العاده ای در این رابطه داشته یا خواهد داشت؟
از صحبت های مسئولین بنظر نمی رسد که چیزی غیر از تهدید جامعه جهانی هم شنیده شود یا تا بحال که چیزی بیش از این نبوده! یعنی واقعا کسی در بین این دولتفردان به دنبال یافتن راه حلی نیست؟
فکر می کنم در حال حاضر خیلی مهم هست که هیچ کسی سکوت نکند. نه اصلاح طلبان و نه سکولارها و نه .... اگر جنگی شروع بشود همه هزینه آن را خواهیم پرداخت چه حق با دولت فعلی ایران باشد چه نباشد.
اگر وقت پیدا کردید به لینک بالا هم مراجعه کنید.
Posted by: آینده | April 4, 2006 01:25 AM
يك سوال؟:
پس قبلي ها براساس كدا م نظر كارشناسي ساعت را جلو ميكشيدند؟ ظاهرا اين روند در ايران چندان هم عجيب نيست.
در ضمن جناب شيرزاد بر فرض هم كه دور وزارتخانه ميگشت وقتي كه كارمند متخصص كه شغلش در گرو نظرش است مجبور به نظر دادن ميشود خوب نظري ميدهد مظابق خواسته اقايان تازه اگر نظرش براساس آمارهاي ساختگي نباشد!
اين روندي كه شما را چنان متعجب كرده در دولت هاي كريمه قبلي هم بود اما به نوعي ديگر.
در ضمن نقش دولت در ايران نقشي بس بزرگتر از اين حرف ها است البته از روشهاي فوق مدرن براي كلاه سر ملت گذاشتن استفاده ميكند كه به گمانم شما كه در امر سياست تبحر داريد به ماجرا واردتريد.
دليل عقب نكشيدن ساعت هم اين است كه دولت در روز يك ساعت بيشتر براي خدمت گذاري (خراب تر كردن اوضاع جامعه! و كوبيدن مشت محكم بر دهان استكبار!) وقت دارد.
Posted by: زهرا | April 4, 2006 03:30 AM
آقای دکتر شیرزاد عزیز
جنابعالی با آشنایی که به تاریخ ایران دادرید شاید با این تظر موافق باشید که عقاید و گفتار و کردار
خشایاشار بسیار مترقی تر از آین آقایون بوده و با توجه به زمانی که خشایاشار در آن زندگی می کرد این دو اصلا قابل مقایسه هم نیستند و آوردن اسم ایتها کنار هم انصافا جفای بزرگیه در حق خشایاشار
Posted by: Anonymous | April 4, 2006 02:52 PM
haj agha,
You do not need to have contact with "koreh Merikh", but you needed to use your head. You decided not to and follow a bunch of akhonds. You did not read ayatolah khomeini's book or ask those who knew him to develop an objective opinioin about him, what kind of man he really is. He clearly had described his vision in his books. You did not have the time to read his books or did not know who to ask about him and his vision? How about referring to hafez va Sa'di? I know Ferdowsi was not something you'd be interested in reading.
Hai agha, key bood key bood dastam bood taghsir astinam bood is not a responsible answer. But in a way you are right. This is the hokoomat of those who did not know/understand and still do not know/understand.
Posted by: Ardalaan | April 5, 2006 08:21 PM
من تازه با این سایت آشنا شده ام.خوبه!خیلی
یک جایی خوندم که طرح تغییر ساعت از سال 70شروع شد.
مهدی
Posted by: مهدی | April 7, 2006 01:59 AM
با سلام
والا آقای دکتر، به سن ماها که خیلی قد نمیده ولی ظاهرا اوایل انقلاب هم این کار بنا به دلایلی!!! یه 14-15 سالی انجام نمیشد. آزموده ها رو چندین بار آزمودن که تو اینجا چیز عجیبی نیست.
شيرزاد:
هر چند توجيه قابل قبولی نيست، اما آن وقت همه انقلابی بودند و هر چه مربوط به گذشته بود را با ترديد نگاه می کردند. اما حالا چی، آيا واقعا اعتقاد دارند 16 سال ضد انقلاب در نظام اسلامی حکومت می کرد؟
Posted by: سعید | April 8, 2006 12:41 AM
سلام .آقاي شيرزاد من جامعه شناسي نخواندم اما با نظر آقا مهدي موافقم. مذهب هيچگاه در ايران متولي مدرنيته نبوده. شما از دوره مشروطه به بعد چند نفر را مثل آيت الله نائيني و صدر و مرحوم امام و آقاي كديور سراغ داريد؟ تازه مقابل اينها هم كلي مقاومت صورت گرفته است. خانواده هم كه هميشه متولي سنت بوده. مي ماند دولت. مثلا شما حساب كنيد در حالي كه همين قانون اساسي نيمه دموكراتيك را داريم دري نجف آبادي مي شود دادستان كل كشور و روح الله حسينيان مي شود هيئت منصفه مطبوعات و نقدي هم رييس مبارزه با قاچاق كالا! خب اگر اين قانون اساسي را نداشتيم واقعا وضعيت خيلي خطرناكي به وجود مي آمد. يعني به قول آقاي هاشمي كه به آمريكايي ها گفته بود، بنيادگرايي ايران فاتحه نصف كره زمين را مي خواند! اما تا به امروز همين ساختار مثلا دموكراتيك نظام جلوي خيلي چيزها را گرفته است كه جاي شكر دارد .
نمي دانم كتاب از شاهد قدسي تا شاهد بازاري را خوانده ايد يا نه.حجاريان در آن كتاب مي نويسد كه دولت ذاتا مجموعه اي عرفي است و در دين دولتي ، دين به قامت دولت دوخته مي شود كه پديده مباركي است. البته به ظوابط اين دولتي شدن اشاره اي نكرده است. نمي شود گفت همه دولتها متولي مدرنتيه بوده اند. از انقلاب اسلامي به بعد هست كه دولتهاي ما يك چنين خاصيتي داشته اند. مدتي قبل داشتم به مجله هاي سياسي مذهبي دهه شصت كه در بين بچه هاي مذهبي پخش مي شده ، نگاه مي كردم. واقعا تصور اون فضاي پليسي و اختناق هم برايم سنگين بود. آقاي هاشمي با همه بدي هايش ذخيره انقلاب بود براي اين مملكت.اما اين دولت آخري واقعا شاهكار است. مي گويند رضاخان به جاي مدرنتيه مدرنزاسيون را وارد ايران كرد. اما دولت اين آقا با اين طرحهاي پفكي اش معلوم نيست چه بر سر خود مدرنزاسيون خواهد آورد؟ارادتمند .
Posted by: محمدي | June 13, 2006 11:07 PM