آزار مورچه ها
شما باورتان مي شود كه مي گويند فلاني آزارش به مورچه هم نمي رسد. واقعاً فكر مي كنيد چنين چيزي اصلاً امكان دارد؟ بگذاريد تجربه اخير خودم را در اين مورد بيان كنم.
جايی كه فعلاً بنده در آن مشغول به كارم تقريباً در يك باغ قديمي قرار دارد كه سال به سال تحليل مي رود. اما به دليل همين فضاي محيطي اش انواع حشرات الارض در آن پيدا مي شوند. بهار و تابستان پشه، عنكبوت و حشرات خاكي و زمستانها هم مورچه هاي ريز. ما كه يك جوري با مورچه هايي كه دور تا دور ميز كارمان رژه مي روند كنار آمده ايم.
هر چند ما هم دوست داريم آزارمان به يك مورچه هم نرسد، اما بعضي وقتها چاره اي نيست جز آن كه با آنها دست به يقه شويم. مثلاً وقتي يكي از اين موجودات كوچولوي فضول روي گردن آدم راه مي رود و قلقلك مي دهد امكان ندارد با گفتمان از نوع اصلاحات از او خواهش كرد بيايد پايين. در اين صورت حتماً بايد دست به يقه شد و به ناچار با يك خودزني محكم لاشه له شده مورچه اي را كه بر اثر قتل غيرعمد قليه و قرمه شده، با نهايت عذاب وجدان دور انداخت.
يك مورد ديگرش را عرض كنم. شما اگر صبح اول وقت بياييد ليوانتان را از روي ميز برداريد كه يك چايي از آبدارخانه براي خودتان بياوريد و ناگهان مشاهده كنيد كه بر اثر اندك اثر شيريني روي ليوان تمام جداره آن از دوطرف در اشغال لشگر مورچگان است، چه مي كنيد؟ خدا وكيلي با يكي يكي آنان مذاكره مي كنيد كه از ملك ديگران خارج شوند، يا مثل بنده ليوان را زير شير آب گرم مي گيريد تا با يك ريزش آب همه آنها ناپديد شوند.
يادتان باشد وقتي مي گويند كسي آزارش به مورچه هم نمي رسد منظور اين است كه يك مورچه را نمي گيرد با قساوت تمام دست و پايش را ببندد و شاخك هايش را بگيرد بكشد و يا نور چراغ قوه توي چشمهايش بيندازد و امثال اين شكنجه هاي ناجوانمردانه. اما استفاده از سلاحهاي كشتار جمعي مثل شير آب صد البته مصداق آزاررساني به مورچگان نيست. در همان لحظه اول همه آنها به جايي مي روند كه ديگر اثري از آثار آنها نيست و طبيعتاً با معيارهاي متداول اين كار آزار به يك مورچه به حساب نمي آيد.