دوش زمستاني خياباني
براي راه بندان ماشين ها در بزرگراههاي درون شهري خيلي نبايد دنبال دليل گشت. صدها علت مي تواند منجر به تراكم خودروها شود. از يك تصادف كوچك گرفته، تا دعوا و بگومگوي دو راننده، يا عروس كشان، تماشاي يك اتفاق غيرعادي در پياده رو، توقف دوبله و سوبله نزديكي يك مدرسه موند بالا هنگام تعطيلي مدرسه، يا تراكم جمعيت نزديك اداره پست داخل يك فرعي و دلايل مختلف ديگر.
اما تراكم ماشين ها در روز دوشنبه هشتم اسفند امسال حوالي ظهر در بزرگراه مدرس تهران علت ديگري داشت. لوله آب فضاي سبز وسط بزرگراه تركيده بود و آب تا ارتفاع سه چهار متر به هوا فواره زده بود. خوب شايد فكر كنيد آب گرفتگي وسط خيابان باعث كندي حركت شده بود. البته اين تا حدي دليل تراكم خودروها بود اما علت اصلي چيز ديگري بود.
ماجرا اين بود كه خودروهايي كه در منتهي اليه سمت چپ حركت مي كردند هر كدام كه به كنار فواره مي رسيدند لحظاتي تأمل مي كردند تا ماشين شان مجاني يك آبي گرفته شود. در اين زمستان كه شكر خدا بارندگي خوب بود و هر چند روز يكبار سر تا پاي ماشين گل گرفته مي شد يك فواره آب فراوان كه تا حدي خاك روي ماشين ها را با خود ببرد، نعمتي است.
حقير هم كه يكي از معضلات زندگي ام يافتن وقتي براي شستن ماشيني است كه زبان بسته ماههاست حمام نرفته، اين توفيق را مغتنم شمردم تا آبي به سر و روي آن ريخته شود. فقط دماغ سوختگي وقتي بود كه كمي جلوتر متوجه شدم چند دقيقه قبل به دليل گرمي نسبي هوا پنجره سمت راست را نيمه باز گذاشته بودم!