خطابه برره اي-4
اي شيرزاد، اي خائن، اي جاسوس اجنبي. خيالت رسيده ما نوفهيم. ديه كارت به جايي رسيده كه سيگنال وفرستي. فكر كردي ما نوفهميم كه تو داري از اينجا برا آمريكا تحليل دروكني، بهشان خط ودي، وگويي ايجا سانتريفوژا كار نوكنن.
اصلاً وتو چه كه از خودت حدس در وكني. از تو گنده تر نبيد كه حرف وزنه؟ تو رو سننه كه نظر ودي. حالا اون گوشكوب هاي زهرماري، چي وگوئن او سانتريفوژا كه جيگر ما رو خون وكرده كار كرد يا كار نوكرد، و تو چه كه حدس وزني. آقاي احمدي نژاد خودشان اوجا تشريف وداشتن، وديدن چه خبره. خود ايشون مثل شاخ شمشاد همه چيزو وديدن، حالا تو هيچ چيزو نوديده چه جوري وخواي حدس وزني كه چه اتفاقي ويفتاده.
اي خوانندگان، اي بيچارگان، اي درموندگان كه سايت اي شيرزاد اجنبي را وخوانيد. اصلاً اينا ورشكسته ن. مردم برره پشتشان رو وكردن به اينها ديه محلشون نوذارن. ور چه سايت اي چولمنگ ها را وخوانيد. ما مصلحت شما را وخواهيم. ما از سر مهرورزي وخواهيم كه شما اون فكر كوفتي تان منحرف نوشه. به زبون خوش وگوييم نگاي اي سايت زهرماري شيرزاد نوكنين. اگر گوش گرفتين كه خوب، اگر نه وگوييم اي شيرفرهاد حاليتان وكنه كه سايت خوب چيه سايت بد چيه.
حالا وگذاريد صدايمان را صاف كنيم. اوهوم م، اوهوم م. ها حالا شد. وخواهيم به اين شيرزاد عامل استكبار جهاني حالي وكنيم با كي طرفه، تا اي قدر تحليل ضد برره اي از خودش درنوكنه.
اي شيرزاد، اي رد صلاحيت وشده، اي شلوغ وكن، اي تحليل در وده، اي وبلاگ راه وينداز. براي ما تحليل دروكني؟ ريش پروفسوري درست وكردي تا اي برره اي ها فكر وكنن خيلي حاليته؟ هي از خودت مقاله صادر وكني؟ وگويي كه اي حرفها زهرمار هسته اي ن؟ خيال وكردی.
ور چي هي از خودت قمپز فيزيكي در وكني؟ فكر كردي فقط خودت فيزيك بلدي؟ ما صدتا صدتا دانشمندان جوان هسته اي تربيت وكرده ايم. صبر كن بزرگ وشن همچين حالتو وگيرن كه صدات در نوياد. ما الان دستور وداده ايم از اي دانشمندان هسته اي توليد انبوه وكنن. وخواهيم اونارو به ونزوئلا و كوبا هم صادر وكنيم. سي درصد هم زير قيمت حساب وكنيم.
ما خودمان دانشمند داريم، مرد سال رياضي داريم يه پا جيگر. هر وقت نطق از خودش در وكنه ما تو دلمون قند آب وشه. به اي منشي بخشداري دستور وداديم يه من اسفند وخره براش دود وكنه. ها قربون او خطابه هاش برم، جيگر.
Comments
هااااا... حالا اینا که الان وگفتی یعنی چه؟
شيرزاد:
يعنی يه نيگا اور صفحه وکن وبين ای بالابرره ای های اهل خدمت چه جور با ما مهرورزی کردن. تو ای چيزا نوفهمی.
Posted by: وبگرد | February 23, 2006 07:49 AM
دکتر جان
حالا که زدی تو خط برره،بیا و چند تا شعر بگوری هم بگو و بزارش اینجا که بخدا اثر و تاثیرش بسیار زیادتر از خطابه است
Posted by: صادق | February 25, 2006 12:08 AM
در یکی از این راهپیمایی های دولتی آدمکی از "عموسام امریکایی"دیدم که روی آن نوشته شده بود "این هیچی نوفهمه"سازنده این آدمک این فکر را نکرده بود که در سریال شبهای برره شخصی که خود هیچی نمی فهمیداین حرف را می زد
Posted by: دانشجو | February 26, 2006 01:49 PM