« مثلاً زندگی | صفحه اول | گفتم زدم »

مود اصلی

مجلس هفتمی ها تلاش زيادی دارند که نشان دهند بچه های خوب و مؤدبی هستند, توی صحن با هم دعوا نمی کنند, احترام يکديگر را رعايت می کنند و اهل سر و صدا نيستند. در واقع از ابتدای دوره از آنها خواسته شده که حواسشان را جمع کنند تا نشان دهند کلاس شان خيلی از مجلس ششمی ها بالاتر است و مثل آنها بچه های بی ادب و اهل دعوا و کتک کاری نيستند. خوب البته ايفای اين نقش برای دو سه جلسه در هفته که گهگاه توپ زير پای يکی می آيد, خيلی دشوار نيست, اما برای هيات رئيسه که دائم درگير تذکرات و اداره جلسه است گاهی عرصه بر افراد تنگ می شود و ممکن است کنترل خود را از دست بدهند.

ما قبلاً وصف های زيادی از اين نايب رئيس محترم, آقای باهنر شنيده بوديم که به سادگی حاضر نيست با شاه فالوده بخورد و برای مشاهده يک لبخند و يا ملاطفت کوچک از ايشان بايد نوبت گرفت. اما بعد که ايشان در سمت نايب رئيس مجلس هفتم گهگاه جلسه را اداره می کرد. با کمال تعجب از راديو می شنيديم که نامبرده در هر دقيقه ميانگين دو سه بار از نماينده ها عذرخواهی می کند و تلاش زيادی دارد که با ادب و آداب کامل با همکارانش صحبت کند. با اين وجود بعضی وقتها می شد که دستگاه می افتاد روی مود اصلی و ايشان به بعضی از نماينده ها کلفت و زمخت می گفت. مثلا يکبار يادم هست نماينده ای داشت بين صندلی ها راه می رفت, ايشان از آن بالا, با ادای کلمات ظاهراً محترمانه ای گفت: "آقای فلانی, شما مثل اينکه صندلی خودتان را گم کرده ايد, که سرگردان راه می رويد. گفتم اگر مشکلی داريد به شما کمک کنند"!

چند روز پيش هم ظاهراً عنان کنترل از دست نايب رئيس محترم در کرسی رياست جلسه در رفت و چنان به طلايي نيک, نماينده کبودرآهنگ, توپيد که سابقه نداشت. به هر حال گاهی فرستنده می افتد روی ايستگاه اصلی و حاضرين بايد بفهمند که يک من ماست چقدر کره دارد. البته دو سه روز بعد آشتی کنان رخ داد و راديو تلويزيون که به ناچار آن قصه را نشان داده بود, ماچ و بوسه کنان بعدی را با آب و تاب به رخ کشيد. توضيحات بعدی آقای باهنر هم که باز از موضع بالا کار آقای طلايي نيک و خودشان را نقد فرمودند نشان داده شد. تلويزيون هم به جرم آن گناه کبيره, ناچار شد در يک صندلی داغ ويژه "چهره خوش اخلاق و صميمی" آقای باهنر را که با پياز داغ خنده های زورکی و ژست های ساختگی مجری به زحمت يک اشکنه بی روغنی می شد, به نمايش گذارد.

قرار نبود در اين ستون طولانی بنويسيم. اما همه را گفتم برای اين حکايت. ياد صحنه ای از فيلم "نان, عشق, موتور 2000" افتادم. در يک جايي "بچه فشاری های محله" که با "دوم خردادی ها" (البته از نوع بالا شهری) دعوايشان شده بود, شروع کردند به بد و بيراه گفتن. تا جايي که می شد فحش های امروزی دادند, مثلاً برو بچه سوسول, اجنبی, وابسته به استکبار, سکولار و ... بعد از يک جايي جوانک فشاری گفت: نه جون تو اين فحش های مؤدبانه حال نميده، جيگرم را خنک نمی کنه. سپس صدای فيلم قطع شد و صحنه تکان خوردن لب های جوان را نشان می داد که فحش های آبدار نثار طرف می کرد.

دنبالك اين مطلب:
http://shirzad.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/31

Comments

سلام دکتر جان فکر کنم رادیو تلویزیون ضرغامی اگر روزی دو سه ساعت از مباحث مجلس رو ازشبکه های رسمی پخش کنه دیگه نیازی نیست توی اینهمه پول خرج سریالهای آبکی و بیمزه کنن و همچنین مردم نیز از مسائل مملکت و طرز بیان و فکر نمایندگانشان که با خون دل فرستادن مجلس مطلع میشن و همینطور میبینن کسانی که با دبدبه و کبکبه تو شهرشون و حوزهشون فیگور میگیرن چطور قربون صدقه روسای مجلس میرن و سرکوفت میخورن و هیچی نمیگن حتی تشکر هم میکنن !!! (البته بلا نسبت چند تاشون) و در باره همه چیز از جمله سطل آشغال مجلس کلی بحث میشه به جز مسائل مهم مملکت و بحث کارشناسی و قانون گذاری مگر ما مباحث پارلمانی اروپا رو دم دیقه از تلویزیون نمیبینیم ؟ خوب چه اشکالی داره مجلس خودمون رو ببینیم (ازخجالت تنها به نشون دادن یه تصویر ثابت اکتفا میکنن )هم فاله و هم تماشا !! کدام نماینده خصوصیات زیر را دارد ؟ (صلابت و پایداری در بحث علمی و تخصصی کارشناسانه و بی توجهی به مسائل پیش پا افتاده و رده پنجم مملکتی و استقلال رای )و یه مورد مهم دقت کردین این منتخبین ؟؟؟؟ مردم چقدر موقع حرف زدن هوم و هه و سکته و سکوت و من من (م مکسر ) میکنن دلیلش عدم تسلط و ترس و ابهام در موضوعه نمیدونم چطور قبول میکنن اسمشون رو نماینده پارلمان بذارن با اون همه مصونیت قانونی ؟ حالا از حزب و گروه و .. بگذریم کرامت انسانی و روح حق طلب انسان مسلمان کجاست ؟

آقای شيرزاد شما واقعاً در طنز صاحب سبک هستيد و کلی از خواندن نوشته‌های شما خنده می‌آید خلق را (البته منظور از خلق خودم هستم!) دست مريزاد. فقط يک اشتباه کوچک در متن بود که از آن هم کلی خنديدم (چون جنبه‌ی اغراق داشت و البته بنده هم آدم خوش‌خنده‌ای هستم!) آن هم نام فيلم است که «نان و عشق و موتور 1000» بود نه «موتور 2000»!

شيرزاد:
متشکرم از تشويق شما. موتور 1000 يا دو هزار هم قابل شما را نداره! تو اين چند سال کلی مملکت پيشرفت کرده اين هم روش.

راستی در فيلم صدا کامل قطع نشد به جای فحش‌های فشاری‌ها صدای بوق و سوت پخش می‌شد.