« استقرار توده پر فشار | صفحه اصلي | تا سوزی دگر! »

December 19, 2005

می گويم، می نويسم، پس هستم.

ظاهرا مطلب قبلی ما برخی دوستان را نگران کرده است. اول بگويم که عنوان مطلب را عوض کردم. قبلا عنوان آن بود: "سه خبر دست اول"؛ اما روشن است که بعد از گذشت چند روز هر خبر دست اولی ديگر دست اول نمی ماند. برای آن مطلب کامنت های زيادی آمده بود که جز يکی از آنها (که غير از ناسزا چيزی نداشت) همه را می توانيد ذيل آن ببينيد. برخی ابراز لطف کرده بودند که از آنها متشکرم و خود را لايق آن نمی بينم، بعضی از دوستان هم اين قبيل رخدادها را علامت تنگتر شدن فضا و ايجاد محدوديت های جديد می بينند. در هر حال پيش بينی آينده چندان کار آسانی نيست. يکی از اساسی ترين ويژگی های جناح راست که گاهی هم آن را افتخار خود می دانند، پيش بينی ناپذيری آنهاست. نه به خوشی آنها می توان دل بست و نه به ناخوشی آنها. حالشان خوب باشد، بعيد نيست برای تکميل کيف سياسی شان حال ديگران را بگيرند، حالشان ناخوش هم باشد چه بسا چاره کار را در آن ببينند که برای رفع خماری حال بقيه را بگيرند.

اما روی هم رفته تا وقتی که احساس کنند اوضاع بر وفق مراد است و اصلاح طلبان چندان خطری برای آنها ندارند، يا دستشان بسته است، احتمالا از ديد آنها ما مجوز کشيدن يک نفسی داريم. البته اين يک سوی قضيه است. از سوی ديگر ما هم بنايمان اين نيست که اختيار چگونگی حرکتمان را به دست آقايان بدهيم. در شرايط حاضر جناح حاکم به دليل درگير شدن با مشکلات عديده پيش بينی نشده به شدت در هم ريخته و دارای آنچنان سازماندهی نيست که بتواند فضای سياسی و اجتماعی کشور را مطابق ميل خويش مديرِيت کند.

در چنين فضايی تلاش ما و دوستان سياسی مان اين است که با يک حرکت کنترل شده و بر مبنای محاسبه افکار عمومی، امکاناتی که داريم، شرايط بين المللی، آرايش نيروهای سياسی و موقعيت جناح حاکم، نحوه حرکت خود را تنظيم کنيم. بر اين اساس اين اطمينان را به دوستان عزيز می دهم که با بهره گيری از تجارب بسيار پر ارزش سالهای اخير سعی خواهيم کرد حرکتی حساب شده، به دور از شتاب زدگی و تندروی از سويی و انفعال و وادادگی از سوی ديگر را به پيش ببريم و نگذاريم انحصارطلبان به ميل خويش تعيين کنند که چه کسی چه بگويد. با اين وجود، به دليل آشفتگی و در هم ريختگی جناح راست هميشه امکان انجام حرکتهای تند و حساب نشده که برای خودشان و ديگران دردسر ساز است وجود دارد که متاسفانه بخشی از واقعيت های سياسی روزگار ماست و به آن عادت کرده ايم.

به هر حال اين حقير تا روزی که بتوانم و به هر نحو که خودم صلاح بدانم، نه آقای علی لاريجانی، و با مشورت با آنها که قبولشان دارم، می گويم، می نويسم و تلاش می کنم که به وظيفه خود عمل کنم و اين را علامت حيات می دانم. اگر هم روزی نگذاشتند همين مختصر صدای ما هم به گوش کسی برسد، خوب ديگر تکليفی نداريم، مثل بسياری از آزادی خواهان دنيا صبر می کنيم تا اوضاع بهتر شود؛ چون اطمينان داريم سيستم بيمار سياسی دير يا زود ناچار به تغيير در روش و تن دادن به خواست عمومی مردم خواهد بود.

در آخر اين نکته کوچک را هم اضافه کنم که در حساسيت خاصی که در مورد قضيه هسته ای پيش آمد نامردی بچه های سايت بازتاب نقش ويژه ای داشت. آنها در مسئله هسته ای مواضع ويژه ای دارند و حتی بسيار راديکال تر از دولت و علی لاريجانی موضع می گيرند. خبری که آنها جعل کردند و بعد هم با کمال بی معرفتی در صدد اصلاح گافی که دادند بر نيامدند، مستمسک ايجاد اين جو شده است. شرح اين ماجرا را اگر قبلا نديده ايد اينجا بخوانيد.


December 19, 2005 12:03 PM

نظرات

salam be veblage man sar bezaned

نوشته شده توسط: ana basharonmeslokom درDecember 20, 2005 12:15 PM

سلام به شما اقای شیرزاد همیشه اینجا می ام و سر می زنم
می خواستم بگم نظر شما راجع به اقای هاشمی چیست؟
شرقی ها یپاچه خوار تیتر می کنن
هاشمی و دموکراسی
اخه این اقا کجا و دموکراسی کجا؟
انگاری شرقی ها یادشان رفته گنجی برای چه در اوین است؟
نمی دانم ولی ما ها بعضی اوقات گذشته خود را فراموش می کنیم
من در وبلاگم سی 130 را فراموش نکردم و پیگیر ماجرا شدم
سی 130 وحقیقت هایش در وبلاگم است لطف می کنید اگر سر بزنید

شيرزاد:
فکر می کنم مسائل واجب تر از بحث فوق هم وجود دارد. مشی ما پيگيری حرکت مستقل اصلاح طلبانه در عين حفظ ارتباط با همه نيروهای موثر و پرهيز از افتادن در دام اختلافاتی است که آب به آسياب راست ها می ريزد.

نوشته شده توسط: ana basharonmeslokom درDecember 20, 2005 12:06 PM

salam,jenabe shirzad :shayad nabshe ghabr kardane gozashte chandan rava nabashad,amma bepazirid ke besiari az sahmkhahiha va moujsavariha va bevizhe manfeattalabiha neiz dar takhribe eslahtalabane vaghei chon shoma naghsh dasht.be onvane nemoone vaghti rishsefide shomaha bedoone tavajjoh be radde salahiate majmoehe eslahtalaban dar entekhabat sherkat mikonad,vaghti avalin soratgire harekate eslahtalaban dar majles az sooye eishan dar barabare ghanoone matbooat eijad mishavad va... havasam nist ke moseme ein dastanha gozashte ast! migooyand ke har chei ke lor eigo az souze del eigo!!albate khodam lor hastam va manzoor ham be khodam barmigardad.

شيرزاد:
دوست عزيز، اگر بخواهيم وقت و انرژی خود را صرف اين قبيل مسائل کنيم فقط آب به آسياب جناح راست ريخته ايم. در حال حاضر شرط عقل ايجاب می کند که همه تلاش خود را بر انجام کار اصولی و مستقل خودمان در سازماندهی حرکت اصلاحات استوار کنيم. بايد تا کنون آموخته باشيم که پرداختن به برخی مسائل گذشته باعث هدر رفتن بسياری از ظرفيت های مثبت و مؤثر جبهه اصلاحات می شود. بر اين مبنا ما بنا را بر گلايه از دوستانمان نگذاشته ايم و حتی ضروری هم نمی بينيم به برخی گلايه های غير منصفانه پاسخ دهيم.

نوشته شده توسط: nader navid درDecember 20, 2005 11:46 AM

تحمل نظر مخالف اصل و دیدگاه دین در اسلام است اینهمه پشتوانه علمی و تحلیلی مذهبی نشانگر تعدد نظریه هاست کتب و رساله ها مبین این مسئله است ولی اینکه کسی بنام دین نتواند نظر مخالف را تحمل و با قدرت استدلال به موافق تبدیل ویا به بحث بگذارد نشانه ضعف شخص و نه دین است در مسایل سیاسی نیز بدین منوال کسانی که قدرت تحمل و بحث و پذیرش واقعیتها و نه حقیقت را ندارند بهتر است مانند ژاپن و یا کره و چین و سایر کشورها استعفا داده و نه حاراگیری نمایند کسانی که میدانند اشتباه رفته و میروند اگر شجاعت بیان و تقبل انرا داشته باشند جای بسی افتخار و بانی خیر دو جهان برای خود و بهتر شدن اوضاع در همه امور است .
نتیجه اخلاقی : دگم اندیشی نه سنت پیامبر است و نه اخلاق انسانی در جهان کنونی

نوشته شده توسط: رضا درDecember 20, 2005 04:04 AM

آقاي دكتر! سلام عليكم
گرچه من هم مانند شما بسيارمشتاق و پيگير مسائل حادسياسي هستم‏ اما هميشه به خودم مي گويم آيا واقعا حضور در كلاس درس دانشگاه و تدريس را مي توان با هيچ پست و مقام و موقعيت ديگر عوض كرد؟ دوستانه بعنوان يك برادر كوچكتر و كسي كه مدتي است نوشته هاي خوب شما را مي خواند‏ خدمتتان عرض مي كنم كه حيف شما كه بخاطر سوء برداشت و تنگ نظري افرادی مثل [...] روزگاري مانند اكبرگنجي پيداكنيد. پس كمي آهسته تر! متشكرم.

شيرزاد:
متشکرم از حسن ظن و دلسوزی صميمانه شما. حرفتان را در بست قبول دارم. هيچ مقام و موقعيتی جای کلاس و دانشگاه را نمی گيرد. اما بارها با خود اين چالش را داشته ام که اگر به جای سالی يکی دو مقاله علمی سالی ده مقاله با کيفيت هم می نوشتم و در تدريس و تحقيق گوی سبقت را هم از ديگران می ربودم، اما آنجا که به چشم می ديدم خودخواهی ها و منافع کم ارزش عده ای (که دری به تخته خورده و با مجيزگويی و چشم بر انحرافات بستن به جايی رسيده اند) دارد منافع دراز مدت ايرانيان را بر باد می دهد و من حتی يارای ادای کلامی ندارم، با خود می انديشم که از اين همه دانش چه حاصل؟

علم ما اگر فقط به کار چاپ مقاله در ژورنال های معتبر و ارتقاء مرتبه دانشگاهی و ايضا افزايش حقوق و انداختن بادی به غبغب و گرفتن ژست دانشمند محترم باشد، اما شهامت و عرضه آن را نداشته باشيم که مثلا در برابر يک آقا بالا سر بی سواد که او را گمارده اند تا به ما بگويد چگونه بينديشيم، حاصل تحقيقاتمان چه باشد، در کلاس چگونه رفتار کنيم، با کدام دانشجو حرف بزنيم، جزوه درسی مان خلاف موازين نباشد، و ...، نتوانيم از شخصيت دانشگاهی خود دفاع کنيم، از اين همه بار علم چه حاصل؟

من از جامعه دانشگاهی با تمام احترام خاضعانه ای که برايشان قائلم بسيار گله مندم. ما ظرفيت های بسيار بيشتری داشته و داريم. بگذار در دلمان گذاشته باشد. اگر روزی اشک قلم جاری شد شايد با سوزی دگر گفتنی ها داشته باشم. خلاصه کلام آن است که اهل دانش و معرفت بسيار کوتاه آمده اند. ما بيش از اينها به اين مردم مديون هستيم.

اين قلم بگذار تا سوزی دگر!

نوشته شده توسط: مرتضي درDecember 19, 2005 11:08 PM

سلام
در زمان انتخابات حرفهایی شنیدم در مورد اختلاف دیرینه سازمان مجاهدین و نهضت ازادی در بخش نظرات مطلب قبلی سر نخی دادم تا شاید شما توضیحات کامل دهید اما گویی متوجه منظور من نشدید

نوشته شده توسط: peiman درDecember 19, 2005 09:33 PM

salam, omidvaram ke hamvareh movafagh bashid, vaghan nemidoonam chi shod ke in bala bar sare mardome iran oomad va Ahmadnejad rayis jomhor shod, nemidonam dige chizi az iran baghi mimoone ya na, vali mohem ine ke niroohayii mesle shoma ro to 4 sale ayande az dast nadim ke betoonim makhroobeye doreye ahmadinejad o ba komake shomaha bazsazi konim

نوشته شده توسط: ali درDecember 19, 2005 04:25 PM

اقای دکتر حق دارید نظرات را سانسور کنید ولی حداقل منتظر پاسخ نگذاریدمان

شيرزاد:
تلاش می کنم، حتی اگر شده با حذف بعضی کلمات، همه کامنت ها را در معرض ديد دوستان قرار دهم. اگر منصفانه نگاه کنيد بخش عمده ای از کامنت ها هم نقد بی رحمانه است. اما اين حق برای من محفوظ است که در مورد هر مطلب يا نکته ای که آن را مهم و ضروری بدانم جواب دهم.

نوشته شده توسط: peiman درDecember 19, 2005 02:43 PM

ارسال نظر





به خاطر بسپار?