« كلاه سر اصفهاني ها | صفحه اصلي | يک سخنرانی و "بازتاب غلط" »
November 28, 2005
استاندارد وزارت
خيلی نگران نباشيد، بالاخره نفت بی وزير نمی ماند. آخر كار يكی خسته می شود و يكی پيش می برد. اما اتفاق جالب اين است كه اين سختگيری و مشكل پسندی كه ظاهراً مجلسی ها به خرج می دهند آدمی را به اين نتيجه اوليه می رساند كه يا وزارت نفت خيلی مهم است و تافته جدا بافته ای نسبت به ساير وزارتخانه هاست و يا اين كه محك و معيار مجلس آبادگر بسيار دقيق و سختگيرانه است كه به هر كسی با هر خصوصياتی جواز عبور نمی دهد.
فرض اول كه جای بحث دارد. درست است كه وزارت نفت دستگاه بسيار مهمی است و با كمال تأسف سهم عمدهای در نان سر سفره مردم دارد، اما آيا اگر آن كانديدای اولی، برای وزارت ديگری مثل كشور، خارجه، نيرو، راه و امثال آن پيشنهاد ميشد نظير همين اتفاقات تكرار نمی شد.
و اما فرض دوم را هم اگر بپذيريم، بايد قبول كنيم كه در ساير وزارتخانه هايی كه هماكنون کسانی قبای زعامت آنها را بر تن دارند افراد عيسی رشته و مريم بافتهای سر كارند كه به قول مهندسان، تمام استانداردهای وزارت مد نظر مجلس را پاس كردهاند! مثلاً به آقای وزير پيشنهادی نفت (آقای سومی) ايراد گرفتهاند كه سابقه مديريت قوی ندارد و مدير رده چهارم در وزارت نفت بوده است. خوب، اين آيا بدان معنی است كه ساير آقايان وزرا مدير رده اول و دوم بوده اند، يا در آنجا ايده "شكستن حلقه مديران" و"ايجاد تحول در مجموعه مديريتی" مجوز استفاده از مديران ردههای پايينتر را هم ميداد؟
من عقيده دارم كه موضوع اين حرفها نيست. بلكه فقط نفتی ها بدشانسی آوردند كه وزيرشان همراه با كاروان به دولت وارد نشد. بگذاريد مثالی بزنم تا روشنتر شود. بسياری از شما، اگر از سفر خارج از كشور يا يك سفر زيارتی به ميهن برگشته باشيد، حتماً متوجه شدهايد كه در فرودگاه كه مسافران با عجله از راه می رسند آن قدر شلوغ پلوغ است كه كسی نمی تواند به دقت بار مسافران را كنترل كند. در همه مبادی ورودی فرودگاهی ارزياب های گمرك نشسته اند و مجموعه مقررات ورود كالا هم دستشان است. اما به قول خود آنها در فرودگاه شتر با بارش رد می شود و امكان بازرسی و ارزيابی دقيق كالای همراه مسافر وجود ندارد. ولی خدا روز بد نصيبتان نكند اگر بر حسب اتفاق مثلاً يك جعبه از اثاث شما همراه خودتان به فرودگاه نيايد و يا به دليلی آن را جداگانه به كشور فرستاده باشيد. در چنين مواردی همان يك جعبه كوچك بايد تمام مراحل ترخيص در گمرك را بدون كم و كاست طی كند. كسانی كه اين بلا سرشان آمده می گويند اين فرايند آنقدر جان فرساست كه هفت جد آدم پيش چشمش می آيد و گاه حاضر است از خير كالا بگذرد و جانش را به خانه برد.
حال حكايت رأی اعتماد به وزيران است. اگر هر كانديدای وزارت موفق شد همراه كاروان، يا الله گويان، از در عبور كند، بارش را بسته است و به سادگی تا چهار سال ديگر نمی توان او را از اريكه به زير كشيد. اما خدا روز بد نيارد اگر كسی بخواهد تك نفری از اين باب عبور كند. اينجاست كه هزار و يك ضابطه و استاندارد بر روی او پياده می شود و چه بسا برای اثبات زنده بودن و اقتدار مجلس سرش گوش تا گوش بريده شود.
همه اينها به جای خود، تازه خدا رحم كند اگر اين قضيه بخواهد در مجلس و دولتی حل و فصل شود كه اساساً به روشهای سياسی اعتنای چندانی ندارند و ياد گرفتهاند مشكلات را از زاويه نگاه ارزشی، فريادهای انقلابی، سازش ناپذيری، كوتاه نيامدن از مواضع اصولی، روش "بگرد تا بگرديم" و امثال اين شيوهها حل كنند. خدا به داد برسد.
November 28, 2005 04:58 PM
نظرات
آقاي شيرزاد مطلبتان را درباره عدم تدوين برنامه مشخص آقاي احمدي نژاد در دوران انتخابات را خواندم.اتفاقا همين ايراد به طريق اولي بر جبهه شما وارد است.نبايد فراموش نكنيد كه راهيابي شما به مجلس سابق نيز همين وضعيت را داشت.نمي دانستيد و نمي دانستيم مي خواهيد در عمل چه كنيد؟شعارهاي شما هم كلي و مبهم بود.كارشناسانه نبود وبعضا هم اگر به ذائقه حاكميت خوش مي آمد چه تضميني بود كه پيكره جامعه بتواند آن را هضم كند.شما بهتر مي دانيد كه كشمكشها و دگرگونيهاي دو سه قرن اخير ما بر محور "تقابل سنت و مدرنيته" مي چرخد.ما نه سنتمان را مي شناسيم و نه دنياي مدرن.شما با بعضا شعارهايي كه صبغه غربي داشت توانستيد دلها را برباييد .ايران براي همه ايرانيها؛ جامعه مدني؛ آزادي اجتماعي؛تشكيل ان جي ئوها؛پيوستن ايران به كنوانسيون حقوق بشرو...اگر چه دلرباست ولي خودتان مي دانيد كه چقدر كلي و مبهم است و تازه وقتي كه در بستر اجرا و اجتماع قرار مي گيرد اصطكاكهايي كه با سنت و تاريخمان ايجاد مي كند را بروز مي دهد. اتفاقا احمدي نژاد را بهتر مي توان درك كرد.چون او همه چيز را در خدمت سنتش مي خواهد.دينش را خالص مي خواهد. از تكثر و تنوع تا آنجا اقبال مي كند كه از چارچوب شريعتش به در نرود.آزادي اجتماعي را تا آنجا مي پسندد كه شريعت اجازه داده.بنابراين او هرگز حاضر نيست پايش را از مرز سنت و شريعتش فراتر بگذارد.چون از ثمرات سنت شكني بيم دارد.مي ترسد كه گذر از مرز سنت "دين حداقلي"را به ارمغان آورد.كمرنگ شدن ارزشهايش را در پي داشته باشد.بنابراين و اتفاقا موضع احمدي نژاد قابل تخمين و پيش بيني است.شما در هاله قرارداريد.شما كه مي خواهيد مرزها را درنورديد آيا برنامه داشتيد؟آيا نسبتتان با دين مشخص بود؟مدرنيته را تا كجا مي خواستيد؟آزادي اجتماعي تا كجا؟دشمن مدارايي تا كجا؟ باز هم حرف دارم
نوشته شده توسط: Ehsan درDecember 1, 2005 06:56 PM
با سلام... قصد توهين به كسي را ندارم ولي راستش فكر ميكنم تنها اين يك كار ما نيست كه اينجوري است.خيلي دنبال منطق نگرديد. شنيديد ميگند يك نفر از دروازه رد نميشه ولي از سوراخ سوزن رد ميشه. من فكر ميكنم اين ضرب المثل خيلي جاهاي ديگه مصداق داره اقتصاد اجتماع و حتي خانواده........
نوشته شده توسط: مژگان درNovember 29, 2005 09:07 PM
سلام دکتر
فکر نمی کنید این سخت گیری و مو را از ماست کشیدن مجلس به خاطر این بود که آقای احمدی نژاد به نظر مجلس در تعیین وزرا وقعی ننهاد و آن گزینه ای که مجلس مد نظر داشت مورد اعتنا واقع نشد. این انتصاب های بی حد و حصر و هدف دار فکر نمی کنید در رای عدم اعتماد بی تاثیر نیست؟
نوشته شده توسط: mohandes درNovember 28, 2005 11:57 PM
