« ساختمان روبهرو | صفحه اصلي | كي بودم ، كي هستم »
April 04, 2005
امامزاده شهپير
با روزگاران - اقبال 16/1/84
«پسقلعه»، روستاي كوچكي است در منطقه «سادات» واقع بر ساحل رودخانه كارون در مسافتي حدود چهلكيلومتري شهر ايذه. حدود 50 خانه محقر اين روستاي زيبا در دامنه سبز و ديدني كوههاي زاگرس در آينده نزديكي در زير آبهاي سرد درياچه سد كارون 3 فرو خواهند رفت. از طرف دولت مبالغي دراختيار ساكنان اين روستا قرار داده شده تا بتوانند در ارتفاعي بالاتر و اين بار بر كرانه درياچه زيبايي كه به زودي چهره جديدي به منطقه خواهد بخشيد، براي خود خانه بسازند.
طرحهاي بزرگ اقتصادي در مناطق دور و نزديك كشور علاوه بر آثار اقتصادي ملموسي كه معمولاً در بيلانها ارائه ميشود آثار متعدد اجتماعي و فرهنگي نيز به همراه دارند. عدهاي دچار مشكلات و بلاهاي ناشي از طرحها ميشوند و عدهاي قادرند با استفاده از فرصتهاي جديد ايجاد شده زمينه رشد اقتصادي و اجتماعي خود را فراهم آورند. جدال صنعت و فناوري با طبيعت سرسخت منطقه زاگرس دير يا زود ساكنان اين منطقه را كه قرنها به يك زندگي ساده طبيعي در كنار كوهها و درههاي منطقه خو گرفتهاند تحت تأثير قرار خواهد داد و زندگي آنها را دگرگون خواهد كرد. دره عميق و دست نايافتنياي كه سالها بستر عبور رام ناشده كارون و گهگاه خروش وحشتناك سيلابهاي آن بود، اينك جاي خود را به درياچه آرامي داده است كه در سطحي گسترده دهها كيلومتر از معبر قديمي كارون را پوشانده و چهره متفاوتي را به منطقه خواهد داد. ميتوان پيشبيني كرد كه در آيندهاي نهچندان دور در شيب تند درههايي كه تنها ميتوانست توسط بزهاي كوهي پيموده شود، كودكان شيكپوش شهري سوار بر قايقهاي تفريحي، تفرجدر طبيعت زيباي زاگرس را تجربه كنند و كوچ رواني كه تنها ممر درآمد آنها چراي دام در مراتع طبيعي بوده اكنون راههاي جديدي براي كسب درآمد پيدا كنند.
فرصت تعطيلات عيد براي من و خانوادهام موقعيتي بود كه يك بار ديگر از پروژه بزرگ سد كارون 3 بازديد كنيم. اين بار به جاي پوشيدن چكمههاي بلند لاستيكي كه به هنگام بازديد از تونلها تا بالاي مچ در گل و لاي فرو ميرفت، در ساختمان زيبايي حضور يافتيم كه براي نمايش مراحل مختلف طرح و توضيح اجزاي آن برپا كردهاند تا با استفاده از روشهاي نوين سمعي و بصري مشكلات طرح را براي بازديدكنندگان شرح دهند.
من كه جرأت نكردم، اما همين بار نيز بعضي جوانهاي همراه ما با اصرار يكي از مهندسان طرح از پلههاي خطرناكي كه با داربستهاي موقت ساخته شدهاند، در ميان همان گل و لاي گالريها به پايين كانالهاي تاريكي كه هنوز آبگيري نشده بود رفتند و در عمق 40 متري زير سطح درياچه سد به تماشاي ساخت و سازهاي انجام شده پرداختند. آدم بايد به تكنولوژي و قواعد علمي ايمان كامل داشته باشد تا زير دريچهاي كه 2 ميليارد متر مكعب آب را نگه داشته است به تماشا بپردازد، شما بوديد جرأت داشتيد؟ يكي از شجاعان سياسي كه همراه اين جوانها پايين رفته بود به شوخي به بچهها ميگفت: مگر ميخواهيد ما را دق مرگ كنيد؟
روي بدنه سد و در ارتفاع حدود 150 متري از كف رودخانه و درست در بالاي دريچههايي كه در هر ثانيه 700 متر مكعب آب را دهها متر آن طرفتر در حوضچه آرامش سد پرتاب ميكنند، راهرو باريكي (با عرض حدود 40 سانتيمتر) از بتون ساخته شده كه فقط يك نفر ميتواند از آن عبوركند.
تنها حفاظ اين راهرو يك رديف لوله است كه بايد دست خود را به آن گرفت و عبور كرد. از دور كه نگاه ميكنيد با خونسردي احساس ميكنيد كه صدها سال هم كه بگذرد اين راهرو باريك بتوني بر بدنه سر چسبيده است و تكان نميخورد. اما وقتي خودتان رويآن قرار ميگيريد هرلحظه از خود ميپرسيد: آيا زيرپاي من محكم است؟ راستي كه عجب موجودي است اين بشر، با اين دل و جرأتاش چه كارها كه نمي كند.
برگرديم به روستاي پس قلعه. در اين روستا امامزاده اي قرار داشته به نام امامزاده شهپير. خيلي از روستاها امامزاده دارند با مقبرههايي كه گاه مورد عنايت مردم قرار ميگيرد و گاه سال ها كسي به آنها توجه نميكند. اما براي امامزاده شه پير در روستاي سادات قرار بود اتفاق ويژهاي رخ دهد. با بالا آمدن آب درياچه، امامزاده زير آب ميرفت. اين از آن طرفه رخدادهايي است كه در مطالعات فني – مهندسي هيچ پيمانكاري نميگنجد. البته براي جابهجايي جمعيت چندهزار نفري روستاهايي كه زيرآب ميرفت برخي مطالعات اجتماعي صورت گرفته بود، ولي معمولاً اين مطالعات معطوف به معيشت و زندگي ساكنان منطقه است؛ زير آب رفتن علايق فرهنگي و مذهبي مردم تنها با نزديك شدن زمان اين رخداد بود كه اهميت خود را نشان ميداد.
شما به جاي مجري طرح بوديد چه ميكرديد؟ ميگفتيد: «بيخيال امامزاده، از لب درياچه برايش فاتحه و زيارتنامه بخوانند»؟ ميگفتيد: «طرح اقتصادي اهميت دارد، مردم را هم با دادن يك پولي راضي ميكنيم»؟ يا ميگفتيد: «گور پدر طرح اقتصادي، درياچه را نصفه آب كنيد، از نيروگاه سد برق توليد شد كه شد، نشد هم نشد»؟ قبل از اينكه بقيه مطلب را بخوانيد چند لحظه با خودتان فكر كنيد اگر شما بوديد چه تصميمي ميگرفتيد. تصميم مجريان طرح خيلي بامزه است. با توافق مردم منطقه تصميم ميگيرند امامزاده را به ارتفاع بالاتري منتقل كنند، چگونه؟ بخوانيد.
از حدود دو ماه پيش يك گروه حفاري چهار طرف محل قبر را ميكنند ميروند پايين تا عمقي كه حدس زده ميشد حدود يك متر و 20 سانتيمتر زير محل احتمالي قرار گرفتن بقاياي جسد باشد. سپس حفاري را از زير محل احتمالي قبر ادامه داده و با مهار كردن و قالببندي، ديوارهاي بتوني اطراف توده خاكي كه قاعدتاً حاوي جسد امامزاده بوده است ايجاد كردند. به اين ترتيب يك بلوك بتوني سنگين كه امامزاده را در خود جاي داده بود ايجاد شد كه با تعبيه قلابگيرهاي مناسب قابل حمل با جرثقيل و جابهجايي به نقطه مناسب بود.
بچههاي سد تعريف ميكردند كه روز جابهجايي امامزاده به محل جديدي كه از قبل آماده شده بود دهها هزار نفر از جمعيت روستاهاي اطراف براي تشييع مجدد امامزاده به محل آمده بودند و مراسم جابهجايي با آداب كامل مذهبي و بسيار باشكوه برگزار شده بود. به اين ترتيب چه بسا پروژه سد باعث شد كه امامزاده شه پير بيش از پيش در معرض توجه اهالي منطقه قرار گيرد. ديديد چگونه ميشود فناوري نوين را به حفظ علايق فرهنگي و مذهبي مردم به پيش برد. باز هم دست مريزاد.
April 4, 2005 11:10 PM
