امان از نامردی
ترور وحشیانه دوست و همکارم مسعود علیمحمدی موجی خبری در سطح جامعه ایجاد کرد و حساسیت های زیادی را برانگیخت. ابعاد اجتماعی، سیاسی و خبری این رخداد چیزی نیست که با دفن مسعود تمام شود و هزاران ابهام پا برجاست و چه بسا در آینده دامن زده شود. در این میان واکنش عجولانه، ناشیانه و نسجیده رسسانه های داخلی و برخی مسئولان موضوع را پیچیده تر کرد. آقایان از درک این نکته ساده عاجزند که به دلیل فضای عدم اعتماد، آنچه می گویند با آنچه جاکعه درک می کند، انطباقی دقیق ندارد.
در این میان کسانی سراسیمه برآنند گناه ندانم کاری ها و سیاستهای غلط خبری خود را بر سر دیگران خرد کنند و دوستان و همکاران شهید علیمحمدی را به دلیل آنکه در بیان صادقانه دانسته های خود و دیده ها و شنیده ها "قبلا با آقایان هماهنگ نکرده اند" آماج تهمتها قرار دهند. روندی که امکان دارد در روزهای آینده شدت گیرد.
در این راستا روزنامه معلوم الحال کیهان در فرازهایی به هتاکی نسبت به این بنده خدا و تهدید و شاخ و شانه کشیدن های مرسوم پرداخته است که به نوبه خود به آن خواهم پرداخت. اما آنچه دور از انتظار بود نامردی و بی معرفتی دست اندرکاران سایت تابناک نسبت به بنده است که قبلا نیز مسبوق به سابقه (در زمان مرحوم بازتاب) است. اینکه می گویم نامردی اغراق نیست و تصور می کنم اگر بیطرفانه مطالب پیوست را بخوانید به آن اذعان خواهید کرد.
تمام مطالب من درباره دوست از دست رفته ام مسعود در دو یادداشت تحت عنوان "عروج مسعود" و "تابوت مسروقه" در همین وبلاگ و یک مصاحبه کوتاه با سایت روزآنلاین، بعد از دهها بار که به تلفن هیچ خبرنگاری جواب ندادم، می باشد. در زیر متن مصاحبه مذکور را به طور کامل می آورم و سپس متن خبری که سایت تابناک در کمال بی معرفتی به نقل از یک سایت دیگر(سایت جوان آنلاین که نمی دانم چه صیغه ای است) آورده را ذکر خواهم کرد تا خوانندگان خود قضاوت کنند.
تنها بر این نکته تاکید می کنم که من هرگز کلمه ای در باب فعالیت مسعود در پروژه های هسته ای نفیا یا اثباتا اظهار نظر نکرده ام و ادعا نکردم که از تمام برنامه های زندگی او اطلاع دارم. علاوه بر این درباره این که قاتل یا قاتلان چه کسانی هستند بنده خود را مرجع اظهارنظر نمی دانم و تصور می کنم که این وظیفه نیروهای امنیتی است که چنانچه اطلاعات مستندی دارند و افشای آن را به مصلحت می دانند اظهارنظر کنند و البته تحلیل های رسانه ها صرفا جنبه گمانه زنی دارد و نمی تواند مستند تلقی شود.
ضمنا این نکته که ترور یک قتل سیاسی است نیز جزو واضحات است بخصوص اگر فرضیه رسانه های داخلی مبنی بر دست داشتن عوامل خارجی در این ترور صحت داشته باشد. پر واضح است که شهید علیمحمدی نه خصومت شخصی با کسی داشت و نه در شرایطی بود که بر سر انگیزه های مالی و یا امثال آن خونش ریخته شود، آنهم با این شیوه خشن و جنایتکارانه. خنده دار است که کسی صرفا با به کار بردن واژه قتل سیاسی متهم شود به اینکه قتل را به عوامل خاصی نسبت داده است.
متن مصاحبه با سایت روز آنلاین
ترورمسعودعلیمحمدی در مصاحبه با احمد شیرزاد:
این یک قتل سیاسی است
دکتر احمدشیرزاد، نماینده مجلس ششم، استاد فیزیک و از دوستان دکتر مسعودعلیمحمدی که روز سه شنبه دریک ترور مشکوک به قتل رسید، درمصاحبه با روز با شرح ویژگی های شخصیتی وی گفته است "آنچه درخصوص این ترور توسط دستگاه تبلیغی دولت گفته می شود تنها مبتنی برتحلیل است." به گفته او "از این پس باید تدریس فیزیک را نیز به مشاغل سخت اضافه کرد." شیرزاد که طی ۴۸ ساعت گذشته ساعتها درکنار خانواده مرحوم علیمحمدی بوده، از«شوکی» سخن گفته که به خانواده این استاد دانشگاه وارد شده است.
این مصاحبه را می خوانید.
آقای شیرزاد، شما از نزدیک با دکترمسعودعلیمحمدی آشنا بودید. اگر قرارباشد در چند جمله ایشان را توصیف کنید چه می گویید؟
ایشان فوق العاده درکارشان جدی بودند. پرتلاش بودند. مجموعا ۵۸ مقاله دانشگاهی در رشته تخصصی خودش منتشر کرده بود که رکورد خیلی خوبی است و ما در ایران واقعا چنین موردی کم داریم. اگر چه ممکن است همه این مقالات در یک کیفیت نباشد، اما در مجموع چنین رقمی برای ۱۶ سال تدریس که بلافاصله بعد از پایان دوره دکترایش شروع شد بسیار عالی است. به لحاظ تدریس هم استاد موفقی بود. دانشجویانش از او خاطرات بسیار خوشی دارند. همان زمانی که ما دانشجوی دکترا بودیم و درس می دادیم، معمولا بچه هایی که داخل درس خوانده بودند از نظر تدریس موفق تر بودند. ایشان هم در واقع چنین خصوصیتی داشت. در دانشگاه تهران، چون روابط انسانی خوبی با دانشجویان داشت، بسیار محبوب بود. در جلب دانشجویان خیلی موفق بود. نمی دانم دقیقا چند نفر دانشجوی دکترا داشت ولی می دانم با توجه به تعداد مقامات منتشر شده اش باید بالا باشد. به هرحال متفکر فوق العاده فعالی بود.
ایشان امضا کننده برخی بیانیه های سیاسی بودند. در این زمینه شخصیتی ایشان هم چیزی می دانید؟
ایشان عضو امضا کنندگان دانشکده فنی نبودند، چون تدریس علوم می کردند، اما بیانیه هایی راکه بین استادان دانشگاه تهران دست به دست می شد، حتما امضا می کرد. در مواردی سابقه داشت که حتی خودش برای بیانیه ها امضا جمع آوری می کرد. از جمله در مورد نامهای که موقع حمله به کوی دانشگاه در خردادماه امسال تهیه شد، نام وی در جمع اولین نفر بود، بعد همکاران دیگر هم امضا کردند. ولی به هرحال نزدیکی خوابگاه دانشگاه تهران به دانشکده فیزیک باعث می شد که وی بیشتر درجریان عمق اتفاقات باشد و نسبت به آن واکنش نشان بدهد. در نامه های دیگری هم که در حمایت از آقای میرحسین موسوی بود ایشان جزو امضا کنندگان اصلی بود.
وقتی شما خبرهای رسانه های هوادار دولت را مشاهده کردید مبنی براینکه "دانشمند هسته ای ایران ترور شد" با توجه به شناختی که از نزدیک نسبت به مرحوم علیمحمدی داشتید برداشت تان چه بود؟
در مورد تبلیغات رسمی باید بگویم که تعجب برانگیز بود. من تا بعد از ظهر خدمت خانواده بودم و فضا بسیار ماتم زده بود. بعد از ظهر بود که متوجه شدم یک تبلیغات رسمی هم روی این موضوع صورت گرفته است. اما واقعا چیزی نمی توان در مورد این تبلیغات رسمی گفت. آن چیزی که به نظر می آید این است که اینها تحلیل است. در مورد ترور ایشان، که می توان از آن به عنوان یک قتل سیاسی نام برد، اصولا یک تحقیق تخصصی صورت نگرفته است. البته من دیروز صبح اول وقت که آنجا بودم بازپرس ویژه قتل آنجا بود که سعی کردند از صحنه نمونه برداری کنند. قرار است تحقیقاتی کنند واین تحقیقات قاعدتا بایستی بتواند مشخص کند چه کسانی در این ماجرا دست داشته اند؛ اما هنوز چیزی اعلام نشده است. آنچیزی که تلویزیون اعلام کرده در مورد کسانی که ایشان را احتمالا ترور کردند بیشتر تحلیلها و نکاتی است که به ذهن بعضی ها می رسد.
سایت های هوادار دولت بعد از چند ساعت از وقوع این ترور گفتند که آمریکا واسراییل به این اقدام مبادرت کرده اند. پس به نظر شما این هم یک تحلیل است؟
بله. طبیعتااگر بخواهند این ترور رابه جایی نسبت دهند باید مستندات و ادلهای داشته باشند و براساس این مستندات، چنین اقدام شومی به کسی و یا جایی نسبت داده شود. آنطور که به نظر می آید باید شغل فیزیکدان ها را هم جزو شغل های پر خطر به حساب آورد.
شما هم فیزیک خوانده اید و برخی از نامه های مشابه را امضا کرده اید.
ظاهرا همین طور است.
متن خبر سایت بازتاب در مورد مصاحبه فوق
كدخبر: ۸۱۷۸۸
تاريخ انتشار: ۲۸ دي ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۴
تهمت معنادار یک عضو مشارکت به نظام
این عضو حزب مشارکت با تقلیل حادثه یادشده به قتل سیاسی ،عوامل موساد و آمریکا را در این ترور بدون ادله عنوان کرده و با بیان اینکه شهید دکترعلی محمدی از حامیان کاندیدای اصلاح طلبان بوده ،از امکان قتل سیاسی خود خبر داده است!
عضور شورای مرکزی حزب مشارکت ترور شهید دکتر مسعود علی محمدی را به منازعات داخلی نسبت داد.
به گزارش«جوان آنلاین»،احمد شیرزاد از نمایندگان متحصن مجلس ششم در گفتگویی با سایت ضدانقلابی «روزآنلاین»،ترور شهید دکتر مسعود علی محمدی را یک «قتل سیاسی» خواند و از تروری که وی قتل دوست خود خواند،بهره برداری سیاسی کرد.
وی بیان ترور برای حادثه ناگوار شهادت علی محمدی را تبلیغات رسمی نظام دانست و گفت: واقعا چیزی نمی توان در مورد این تبلیغات رسمی گفت. آن چیزی که به نظر می آید این است که اینها تحلیل است.
این عضو حزب مشارکت با تقلیل حادثه یادشده به قتل سیاسی ،عوامل موساد و آمریکا را در این ترور بدون ادله عنوان کرده و با بیان اینکه شهید دکترعلی محمدی از حامیان کاندیدای اصلاح طلبان بوده ،از امکان قتل سیاسی خود خبر داده است!
گفتنی است طی چند روز گذشته برخی از چهره های رادیکال اصلاح طلبان سعی دارند با نسبت دادن ترور شهید علی محمدی به نظام ،فعالیتهای تخریبی خود را علیه نظام شدت ببخشند.
این عضو حزب مشارکت با تقلیل حادثه یادشده به قتل سیاسی ،عوامل موساد و آمریکا را در این ترور بدون ادله عنوان کرده و با بیان اینکه شهید دکترعلی محمدی از حامیان کاندیدای اصلاح طلبان بوده ،از امکان قتل سیاسی خود خبر داده است!
عضور شورای مرکزی حزب مشارکت ترور شهید دکتر مسعود علی محمدی را به منازعات داخلی نسبت داد.
به گزارش«جوان آنلاین»،احمد شیرزاد از نمایندگان متحصن مجلس ششم در گفتگویی با سایت ضدانقلابی «روزآنلاین»،ترور شهید دکتر مسعود علی محمدی را یک «قتل سیاسی» خواند و از تروری که وی قتل دوست خود خواند،بهره برداری سیاسی کرد.
وی بیان ترور برای حادثه ناگوار شهادت علی محمدی را تبلیغات رسمی نظام دانست و گفت: واقعا چیزی نمی توان در مورد این تبلیغات رسمی گفت. آن چیزی که به نظر می آید این است که اینها تحلیل است.
این عضو حزب مشارکت با تقلیل حادثه یادشده به قتل سیاسی ،عوامل موساد و آمریکا را در این ترور بدون ادله عنوان کرده و با بیان اینکه شهید دکترعلی محمدی از حامیان کاندیدای اصلاح طلبان بوده ،از امکان قتل سیاسی خود خبر داده است!
گفتنی است طی چند روز گذشته برخی از چهره های رادیکال اصلاح طلبان سعی دارند با نسبت دادن ترور شهید علی محمدی به نظام ،فعالیتهای تخریبی خود را علیه نظام شدت ببخشند.
پایان نقل قول ها
وقتی تابناکی هااین طور نامردی کنند از ز کیهانی ها چه انتظاری می رود. خدا بزرگ است و داور حق.
نظرات بازدیدکنندگان
دوست چپی من؛ چه فرقی است میان شما و نظامی که از ان ایراد می گیرید؟ بقول شما انها بدون مدرک و صرفاچون از این قضیه سود می برند مقصر اسراییل را می دانند. به لحن خودتان میگویم «اخوی تو هم که به همین روش دولت ایران را مقصر می دانی». فقط دولت نیست که باید مدرک ارائه کند. گروه سبز هم برای ادعایی که می کند باید مدرک ارائه کند.
حالا یک سوال: خانواده ان مرحوم ظاهرا هم فکر شما نیستند و گرنه در جشنواره خوارزمی حاضر نمی شدند که تقدیر نامه بگیرند. ادعای فشار دولت هم از همین حالا مردوداست چون اگر دولت چنین توانایی داشت خانواده اقاسلطان را وادار به همکاری می کرد.
شیرزاد:
کسی دولت را متهم نکرده است. اگر روشهای خطای تبلیغاتی آقایان مشکلی ایجاد کرده مقصر خودشان هستند.
Posted by: حمید | February 9, 2010 02:03 AM
سلام آقای دکتر شیرزاد
با کمال تعجب جواب شما را در خرده گیری خودم دیدم و باید بگویم که از برهان شما خوشکم زد و اصلا توقع این جواب را نداشتم. من فکر می کردم که شما اگر جواب بدهید با کمی تامل جواب می دهید که متاسفانه چه فکر می کردم و چه شد!! خوب استنباط من از این جواب شما که نامردمی با نامردی برابر است پس مردان هستند که مردم هستند و به عبارت دیگر زنان از جمع مردم فاکتور گرفته می شوند. امید است که من اشتباه کرده باشم ولی هرچه فکر می کنم معادله به این صورت حل می شود.
Posted by: مازیار | February 2, 2010 05:55 PM
تاریخ دو بار تکرار میشود بار اول تراژدی است و بار دوم مضحک!!!!!!!!!!!! یاعلی
Posted by: Anonymous | January 25, 2010 03:29 PM
با سلام
باور کنید این اولین بار نیست که مطالبی با این ادبیات و با مضامینی با همین تناسب از تحریف یا حتا بیشتر را در این سایت می خوانم. کیهان که تکلیفش خیلی وقت است روشن است. این طرف مرز، این نوع ادبیات فقط در مجله های بلواری که حرف های بی معنی یا شایعات خود ساخته در رابطه با هنرپیشه ها یا آدم های معروف چاپ می کنند، دیده می شود. در روزنامه ها و مجله های وزین خبرنگارهایی که با این ادبیات کار می کنند را استخدام نمی کنند.
حدس می زنم که برای فیزیکدانان اینکه کسی مقاله ای بر مبنای ذهنیات بیمار خود یا ذهنیات بیمار رئیسش تنظیم و چاپ کند قابل قبول نیست. مقالات باید بر مبنای حقایق اثبات شده باشند و برای این اثبات واقعیت چه زحمت ها که کشیده نمی شود. منتها این روزها آنقدر شبیه سال های 56-57 هست که بی اختیار آدم یاد آن سال ها می افتد. یادتان هست؟ آن موقع هم "روزنامه نگاران" خودفروشی بودند که فقط چشم به حکومت داشتند و با همین ادبیات شعبان بی مخی که کیهان و بازتاب و سایت های مشابه به کار می برند، می نوشتند. آن موقع هم روزنامه نگاران درست و حسابی پایبند واقعیات بودند.
راستی شنیدم که در مراسم تشیع دکتر مسعود علی محمدی، .... هم از "مهرورزی" در امان نمانده درست است؟؟
Posted by: آینده | January 22, 2010 02:02 AM
درود بر شما.
پایدار و پاینده باشید.
Posted by: یک اصفهانی | January 22, 2010 01:20 AM
آقای شیرزاد
وقتی که عکس های مراسم تشییع شهید علی محمدی رو دیدم بیش تر به حرف هاتون ایمان آوردم. در چند عکس کاملا مشخصه که پسر شهید با فاصله چند نفر از تابوت حرکت می کند و در یه عکس هم تلاش می کند که به تابوت برسد(عکس هایی از فارس نیوز و خبرگزاری مهر)- هم چنین در عکسی که مربوط به نماز میت است آقای دوربینی!! کنار امام جماعت ایستاده ! و این خیلی جالبه! اما اثری از فرزند شهید در این عکس دیده نمیشه!
Posted by: سپید | January 21, 2010 11:01 PM
تقریبا هر روز به این جا سر می زدم تا شاید مطلب جدیدی نوشته باشید.متاسف و متاثر شدم وقتیکه این خبر رو خوندم.خدا جای حق نشسته!
*****************
راسته که حضور نیروهای خدوم!!!انتظامی سر مزار این شهید بزرگوار بعد از خاکسپاری هم تداوم داشته؟
Posted by: سپید | January 21, 2010 09:55 PM
دكتر شما تنها كسي هستيد كه صدايتان ميرسد و راست ميگوييد و اينها اينگونه برداشت ميكنند
همه دانشجويان دانشكده فيزيك دانشگاه تهران اين حقيقتها را ميدانندهر چند صدايشان را خفه ميكنند و ميدانيم روزي نوبت ما خواهد شد...
Posted by: عليرضا | January 21, 2010 02:24 PM
کیهان بهتون حال داده آقای دکتر!
Posted by: Anonymous | January 21, 2010 08:29 AM
khodaieshan nabakhshaaiad
Posted by: taiebeh tahmasebi | January 20, 2010 06:49 PM
سلام
دکتر از این نامردی ها کم ندیده ایم! هر چند این چیزی نیست که بتوان به آن عادت کرد ولی باید صبور بود. حداقل ما که به آشکار شدن حقایق ایمان داریم و برای آن روز ان شا لله آماده ایم.
به قول دکتر اردلان، دکتر علیمحمدی بخشی از تاریخ ایران هستند و نام شان همیشه ماندگار است. خوش به حالشان.
Posted by: زهرا | January 20, 2010 05:19 PM