« به سپیداران دربند، مهدی و امین | صفحه اول | بگذرد این روزگار »

آنچه مي‌دهيم، آنچه مي‌گيريم

نگاهی به مذاکرات اخیر در وین
این نوشته را چهارشنبه 13 آبان نوشتم. تلاش کردم زبان بسیار پاستوریزه و ملایمی در آن به کار ببرم تا قابل چاپ و انتشار در روزنامه ها باشد، اما تا امروز هیچکدام از روزنامه ها حاضر به چاپ آن نشدند. این در حالی است که هفته ای نمی گذرد که من ناچار از عذرخواهی از دوستان روزنامه نگاری که اصرار دارند برایشان یادداشت بنویسم، نباشم. براین فضای لعنتی سانسور که مثل بختک بر سر فضای اطلاع رسانی ما افتاده است باید گریست. امیدوارم تصمیم گیرندگان سر به زیر برف برده ای که نگرانند مردم از تحلیل های متنوع در زمینه مسائل حساسی مثل موضوع هسته ای ایران مطلع نشوند و برای روزنامه ها دستور می فرستند که غیر از موضع رسمی دولت هیچ تحلیلی در روزنامه ها قابل تحمل نیست، لا اقل خودشان این مطلب را بخوانند. من با تمام گرفتاری ها و فشارها نگرانم که خودپسندی های کسانی که خود را نابغه دهر می دانند کار دست مملکت دهد. امیدوارم اگر در این میانه عاقلانی هستند این حرفها را به گوش آنها که مسئولیتی بر عهده دارند اما احساسی از آن مسئولیت ندارند، برسانند. متن مقاله را در زیر بخوانید:

مذاكرات هسته‌يي ايران و شش قدرت جهاني در وين طي روزهاي جاري يكي از مهم‌ترين چالش‌هاي مهم سياسي، نه‌تنها در بحث روابط خارجي بلكه در سطح محافل سياسي داخل كشور بود. صورت ظاهر مساله اين است: «ايران با قدرت‌هاي جهاني توافق مي‌كند كه بخش اعظم اورانيوم غني‌سازي‌شده خود را در اختيار آنان قرار دهد و آنها آن را تا 20 درصد غني كنند، به صورت چشمه قابل استفاده در رآكتور تحقيقاتي تهران درآورند و مجدداً آن را به ايران برگردانند.»

در ظاهر اين داد و ستد معامله خوبي به نظر مي‌رسد. مسئولان ايران در شرايط موجود حتي در ذهنشان هم نمي‌توانند تصور كنند كه از مرز غني‌سازي بالاتر از پنج درصد عبور كنند. چنين كاري به لحاظ فني با دشواري رسوب ناخالصي‌ها در مراحل پيشرفته‌تر غني‌ساز روبه‌رو است. اما حتي اگر فرض كنيم اين گام هم با صرف هزينه‌هاي هنگفت و سعي و خطاهاي بي‌شمار به انجام رسد، به لحاظ سياسي و تعهدات ايران به آژانس، عبور از مرز غني‌سازي بيش از پنج درصد به معناي گام برداشتن در جهت اهداف نظامي تلقي مي‌شود و به شدت حساسيت كشورهاي ديگر و اعضاي آژانس جهاني انرژي اتمي و شوراي امنيت سازمان ملل را در پي دارد.

بنابراين، اينكه غربي‌ها خود بپذيرند كه اين راه چندساله را براي ما كوتاه كنند و در زمان كمي خودشان اورانيوم پنج درصد غني‌شده ما را به 20 درصد غنا برسانند و بعد هم آن را در بسته‌هاي قابل مصرف در رآكتور ببندند و تحويل ما دهند، به ظاهر يك قدم بلند به نظر مي‌رسد كه راه پيشرفت هسته‌يي ايران را تسريع مي‌كند. در واقع بر همين مبناست كه رئيس دولت در سخنراني اخير خود به تاريخ 7/8/88، در مشهد مقدس چنين ابراز مي‌كند:

«... در جريان هستيد كه ما چند سال قبل كجا بوديم. دائم بحث از تحريم بود، قطعنامه مي‌دادند... اما امروز آنها به دنبال همكاري‌هاي هسته‌يي با ملت ايران هستند... غربي‌ها قبلاً به ما مي‌گفتند فعاليت‌هاي خود را تعطيل كنيد ولي امروز براي تبادل سوخت، توسعه فناوري، ساخت نيروگاه‌‌ها و ساخت رآكتور اعلام آمادگي مي‌كنند... ما به آنها مي‌گوييم شما چند سال نتيجه مقابله با ملت ايران را تجربه كرديد... و امروز مي‌گوييد مي‌خواهيد رفتارتان را عوض كنيد. ما از اين امر استقبال مي‌كنيم... خوشبختانه شرايط براي همكاري‌هاي هسته‌يي در سطح بين‌المللي فراهم شده است و بحث رآكتور تهران و تحويل سوخت موضوعي است كه صداقت برخي از كشورها و آژانس را مورد ارزيابي قرار مي‌دهد... ما از تبادل سوخت و همكاري فني و ساخت نيروگاه و رآكتور استقبال مي‌كنيم...» (خبرگزاري ايسنا)

و اما در تحليل چند و چون اين معامله شايسته است ببينيم در هر طرف اين داد و ستد چه متاعي قرار گرفته است و ارزش هر يك، آنچه مي‌دهيم و آنچه مي‌گيريم از جنبه‌هاي مختلف چقدر است.

الف- آنچه مي‌گيريم

هرچند اطلاعات دقيقي از آنچه قرار است قدرت‌هاي جهاني در ازاي گرفتن اورانيوم پنج درصد غني‌شده ايران به ما بدهند منتشر نشده و احتمالاً جزييات فني آن به بعد از توافق كامل با ايران موكول شده است، اما كم و بيش مي‌توان حدس زد براي استفاده در رآكتور تحقيقاتي تهران محموله‌يي از مرتبه بزرگي 10 كيلوگرم اورانيوم غني‌شده 20 درصد كفايت مي‌كند. اين متاع در بازار جهاني صنعت هسته‌يي قابل خريداري است و اگر تحريم‌ها مانع نباشد، مي‌شود آن را به بهايي در حدود چند ميليون دلار خريداري كرد. در اين زمينه آقاي ميرحسين موسوي در بيانيه اخير خود خاطرنشان مي‌كند:

«... 16 سال پيش از اين، تهيه سوخت براي تاسيسات هسته‌يي تهران امري بود كه نه مسوولان و نه رسانه‌ها انجام آن را يك خبر مهم تلقي نمي‌كردند. امروز قسمت اعظم محصول فعاليت‌هاي هسته‌يي كشور كه اين همه جار و جنجال به خود ديده و چندين تحريم براي ملت ايران به همراه آورده است، گويا بايد براي همين نياز ساده تحويل كشورهاي ديگر شود، شايد بعدها لطف كنند و اندكي سوخت در اختيار ما بگذارند...»

واقعيت همين است. قبل از انقلاب رآكتور تحقيقاتي تهران به كمك امريكايي‌ها و با چشمه‌يي كه از حدود سه كيلوگرم اورانيوم 90 درصد تشكيل شده بود آغاز به كار كرد. اين ميزان از غناي اورانيوم همان چيزي است كه در بمب‌هاي هسته‌يي به كار مي‌رود. لكن اولاً مقدار اورانيوم يادشده بسيار كمتر از حداقلي بود كه براي بمب هسته‌يي لازم است (حدود 20 كيلوگرم)، ثانياً استفاده از آن تحت كنترل آژانس و در قالب محموله‌يي بوده كه بدون داشتن تكنولوژي بسيار بالا امكان جابه‌جايي و بهره‌برداري در غير موضع طراحي‌شده از آن وجود ندارد.

در هر حال آن بسته 90 درصد بعد از چند دهه كار به طور طبيعي به مصرف رسيد و از قدرت آن كاسته شد. حدود 16 سال پيش چشمه ديگري كه از اورانيوم با غناي 20 درصد ساخته شده و از كشور آرژانتين خريداري شده بود جايگزين آن شد، بدون آنكه رئيس‌جمهور وقت از آن به عنوان يك پيروزي بزرگ و «دستاورد ايستادگي در برابر قدرت‌هاي جهاني» ياد كند.

لازم به ذكر است آن‌طور كه گفته مي‌شود عمر رآكتور تحقيقاتي تهران عملاً به پايان رسيده است و حتي در صورت تامين چشمه راديواكتيو مورد نياز (كه به غلط به آن سوخت گفته مي‌شود) به لحاظ ويژگي‌هاي فني و ضوابط ايمني حداكثر تا حدود پنج سال بيشتر قابل استفاده نيست.

همچنين توجه به اين نكته نيز ضروري است كه در تمام دوراني كه از مناقشه هسته‌يي ايران با غرب مي‌گذرد هيچ‌گاه موضوع رآكتور تهران محل چالش نبوده است و در خبرها نيز نشنيده‌ايم كه مقامات ايراني بر اين خواسته پافشاري كنند كه غربي‌ها بايد به ما اجازه خريداري چشمه راديواكتيو براي اين رآكتور بدهند. روشن است كه اگر تحريم‌ها برداشته شود و ايران مثل ساير كشورها امكان تهيه و تبادل ملزومات فناوري هسته‌يي را داشته باشد، خريد چشمه راديواكتيو تحقيقاتي يك مورد جزيي و پيش‌پا افتاده خواهد بود.

علاوه بر موارد فوق، ذكر اين نكته نيز بي‌مناسبت نيست كه در حال حاضر رآكتور تحقيقاتي تهران نقش چنداني در توليد راديوداروهاي مورد نياز در بخش پزشكي كشور ندارد و اين مواد از طرق ديگر از جمله شتاب‌دهنده‌هاي كوچك نصب شده در كشور تهيه مي‌شود. آن طور كه گفته مي‌شود رآكتور تهران تنها نقش تحقيقاتي دارد و براي برخي از پروژه‌هاي پژوهشي مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

بنابراين به طور خلاصه مي‌توان گفت در اين معامله كه هنوز به انجام نرسيده است «آنچه مي‌گيريم» نكته مهم مساله نيست، بلكه «آنچه مي‌دهيم» نكته اساسي است. به بيان صريح‌تر همان طور كه برخي از نمايندگان مجلس هشتم و اعضاي كميسيون امنيت ملي نيز گفته‌اند در صورتي كه شرايط براي ايران عادي باشد، مي‌توان مثل هر كشور ديگري پول داد و مواد راديواكتيو مورد نياز را براي تاسيسات هسته‌يي كشور خريداري كرد. بنابراين مي‌توان نتيجه گرفت در مذاكرات وين آنچه اصل اساسي است تحويل محموله‌هاي اورانيوم غني‌شده ايران به كشورهاي غربي است. آنچه تحت عنوان ادامه غني‌سازي اين اورانيوم و تبديل آن به سوخت رآكتور تهران گفته مي‌شود در واقع توجيهي براي تحويل يك «محموله نگراني‌آفرين» و تبديل آن به يك «محموله مطمئن و بي‌خطر» است.

ب- آنچه مي‌دهيم

آنچه قرار است در صورت توافق با غربي‌ها در مذاكرات وين به آنها داده شود حدود 1200 تا 1500 كيلوگرم اورانيوم تا پنج درصد غني‌شده ايران است كه محصول شكستن تعليق در سال 84 و به كاراندازي تدريجي حدود سه هزار دستگاه سانتريفوژ p1 ايراني است. چند نكته در ارتباط با اين مساله قابل توجه است.

1- ماده اوليه لازم براي توليد اين اورانيوم غني‌شده، يعني خوراك صنايع هسته‌يي موجود كشور كيك زرد است. اين ماده در واقع خاك معدني تغليظ‌شده اورانيوم تا ميزان 70 درصد است. توجه داشته باشيد نخستين گام صنعت هسته‌يي، پس از اكتشاف و استخراج سنگ معدن اورانيوم، تهيه كنسانتره اين ماده، يعني همان كيك زرد است. در اين مرحله، يعني تغليظ ماده اوليه معدني، ناخالصي‌ها و عناصر ديگر همراه سنگ معدن اورانيوم از آن زدوده مي‌شود و خلوص عنصر اورانيوم به 70 درصد مي‌رسد.

اين ماده شبيه نفت خام در بازار جهاني انرژي خريد و فروش مي‌شود. اما كشور ما نه فقط در ساليان اخير بلكه از ابتداي پيروزي انقلاب از خريد آن محروم شده است. آنچه در سال‌هاي اخير و پس از شكستن تعليق غني‌سازي به عنوان ماده اوليه كارخانه UCF اصفهان مورد استفاده قرار گرفته است، يك محموله تقريباً 500‌ تني كيك زرد بوده كه از ابتداي انقلاب در اختيار ايران بوده و چيزي بر آن افزوده نشده است.

در حال حاضر به‌رغم سال‌ها تلاش هنوز خبري از استخراج از معادن اورانيوم ساغند يزد و قچين بندرعباس به گوش نرسيده است. علاوه بر اين، گزارشي از بهره‌برداري از كارخانه تبديل سنگ معدن اورانيوم به كيك زرد كه قرار بوده در اردكان يزد به كار افتد نيز منتشر نشده است. بنابراين در يك كلام مي‌توان چنين گفت كه به دليل فقدان حلقه‌هاي اوليه صنعت هسته‌يي يعني اكتشاف معدن، استخراج ماده اوليه و تهيه كيك زرد از آن، صنعت هسته‌يي ايران فاقد پشتوانه لازم براي تداوم كار خويش است، به طوري كه هم اکنون با پايان يافتن ذخيره اوليه كيك زرد، كم و بيش كارخانه UCF اصفهان در شرايط ركود است.

به اين ترتيب صورت مساله چنين است: ايران توانسته است طي حدوداً چهار سال كه از شكستن تعليق مي‌گذرد مقداري در حدود 500 تن كيك زرد موجود خود را به تدريج به گاز UF6 تبديل كند و سپس در تاسيسات غني‌سازي نطنز با حدود سه هزار دستگاه سانتريفوژ (كه با 50 هزار دستگاه مورد نياز در طراحي آن بسيار فاصله دارد) آنها را به گاز UF6 كه حاوي حدود پنج درصد اورانيوم غني‌شده است تبديل سازد.

(لازم به دقت است درصد خلوص عنصر اورانيوم نبايد با درصد غناي آن اشتباه شود. درصد خلوص مربوط است به نسبت وزني عنصر اورانيوم در يك نمونه به كل وزن آن نمونه كه در كيك زرد حدود 70 درصد است و اين بايد براي استفاده در مراحل بعدي چرخه سوخت به 100 درصد برسد. اما درصد غنا مربوط است به نسبت اورانيوم راديواكتيو يا فعال يعني اورانيوم 235 در يك نمونه خالص كه شامل اورانيوم غيرفعال 238 نيز هست. اورانيوم طبيعي داراي غنايي در حدود نيم درصد است.‌ براي مصرف در رآكتور آب سبك بايد اين غنا به پنج درصد برسد و براي سلاح‌هاي هسته‌يي غناي بالاي 90 درصد لازم است.)

البته به لحاظ نظري احتمال اينكه ايران روزي بتواند از معادن خود اورانيوم استخراج و مقاديري كيك زرد تهيه كند وجود دارد. ولي اولاً چنين چيزي نياز به چند سال زمان دارد و ثانياً براي قدرت‌هاي جهاني امكان اعمال فشارهاي ديگر براي تاخير در اين روند يا ناممكن ساختن آن نيز وجود دارد.

درست به دليل همين نكته (يعني اينكه روند تهيه اورانيوم غني‌شده در ايران پشت‌بند ندارد و افول مي‌يابد) است كه تحويل گرفتن اورانيوم غني‌شده ايران براي غربي‌ها اهميت دارد و حاضرند در يك مذاكره مهم و در سطح نسبتاً بالاي تصميم‌گيري در مورد آن با ايران بحث كنند. روشن است اگر جريان تهيه اورانيوم غني‌شده در ايران با همين شدت ادامه داشته باشد، اصولاً مذاكره بر سر تحويل آن به غربي‌ها براي آنها از اهميت خاصي برخوردار نيست.

2- مساله بعدي مقدار اورانيوم غني‌شده ايران است. اين مقدار يعني حدود 8/1 تن با مقدار اورانيوم لازم براي استفاده در نيروگاه بوشهر كه در
شروع 120 تن و سپس سالانه در حدود 30 تن است فاصله زيادي دارد. علاوه بر آن، ايران فعلاً فاقد فناوري لازم براي تبديل گاز UF6 حاوي اورانيوم غني شده به ميله‌هاي سوخت قابل استفاده در رآكتور است. از طرف ديگر، چنانچه به‌زعم غربی هاا، ايران هدف نظامي داشته باشد اين ميزان اورانيوم براي توليد يك بمب هسته‌يي كفايت مي‌كند.

نكته ديگر كه در تحليل‌هاي مفسران غربي به كرات از آن ياد مي‌شود آن است كه ايران با دپو كردن اورانيوم غني‌شده 5 درصد و نگهداري تاسيسات غني‌سازي خود قادر است هر وقت كه اراده كند روند غني‌سازي را به بالاي اين درصد ادامه دهد و به سمت هدف نظامي گام بردارد. بنابراين وجود مقاديري از اورانيوم غني‌سازي‌شده در ايران كه در واقع بخش قابل توجهي از مسير غني شدن را در مقايسه با اورانيوم طبيعي طي كرده است، في‌نفسه از ديد استراتژيست‌هاي غربي يك تهديد به شمار مي‌رود كه بايد برطرف شود.

3- و اما اساسي‌ترين بخش تحليل موضوع برمي‌گردد به اينكه در اين سمت داستان و از زاويه منافع ملت ايران، در اختيار داشتن 1800 كيلوگرم اورانيوم غني‌شده و حتي ده‌ها برابر اين مقدار كه هنوز با تهيه سوخت نيروگاه بوشهر فاصله زيادي دارد، چه امتيازي در بر دارد؟ به عبارت ديگر بايد ديد براي ما كه به طور قطع و بنا بر سياست اعلام شده و نيز به لحاظ مباني اخلاقي و اعتقادي خود هيچ هدف نظامي در پروژه هسته‌‌يي خود نداريم، اين مقدار اورانيوم به چه كار مي‌آيد و به بيان ساده‌تر كجا و چگونه بايد آن را خرج كنيم؟

اگر بپذيريم كه اين مقدار اورانيوم در مقياسي است كه با ميزان سوخت مورد نياز يك نيروگاه هسته‌‌يي فاصله زيادي دارد و حداكثر در همان مقياسي است كه با آن بشود سوخت مورد نياز يك رآكتور تحقيقاتي كوچك مثل رآكتور تهران را تهيه كرد و از طرف ديگر ما هم بناي استفاده نظامي از آن را نداريم، با توجه به حساسيت طرف مقابل ما نسبت به داشتن اين ذخيره اورانيوم غني‌شده، تنها و تنها يك راه براي استفاده از آن باقي مي‌ماند و آن اين است كه آن را سر ميز مذاكره خرج كنيم.

ترديدي نيست كه نگهداري درازمدت اورانيوم غني‌شده، صرف‌نظر از مسائل ايمني آن، منشاء ايجاد حساسيت سياسي و تداوم فشارها بر ايران خواهد بود و حتي آن طور كه چشم‌انداز سياسي جهان نشان مي‌دهد وضع را از آنچه هست به مراتب بدتر خواهد كرد. از طرفي ارزش اقتصادي اين كالا با وجود تمام هزينه‌هاي اقتصادي و سياسي كه در ايران روي آن شده است، چيزي در حد همان چند ميليون دلار است كه قيمت چشمه راديواكتيو مورد نياز براي رآكتور تهران است.

بنابراين بايد گفت ما در آستانه يك تصميم بزرگ ملي هستيم. كالايي داريم كه ارزش اقتصادي چنداني ندارد و به راحتي مي‌توان محصول فرآوري شده آن را در بازار هسته‌‌يي جهان (در صورت داشتن تحريم‌ها) خريداري كرد. اما در عين حال اين كالا به دليل حساسيت ديگران مي‌تواند ارزش سياسي داشته باشد و در يك معامله بزرگ سياسي مورد داد و ستد قرار گيرد.

شواهد نشان مي‌دهد به‌رغم برخي مخالفت‌ها در مجلس، ذهنيت رجال سياسي كشور كم و بيش براي مبادله اين كالا آماده است. ظاهراً كمتر كسي است كه به محموله اورانيوم غني‌شده ايران به مثابه شيئي مقدس كه حاصل تلاش‌هاي ايثارگرانه دانشمندان هسته‌‌يي است و بايد آن را به جان خويش چسباند، نگاه كند. رئيس دولت در همان سخنراني چند روز پيش خود در مشهد در اين زمينه مي‌گويد: «... (آن دوره) دوره ايستادگي بود و اكنون تثبيت شده‌ايم و اكنون دوران بهره‌برداري از توفيقات به دست آمده است...»!

حال مساله اينجاست كه اگر قرار باشد اورانيوم غني‌شده‌مان را به مثابه يك كالاي ارزشمند سياسي در يك معامله بزرگ مبادله كنيم، در مقابل آن چه چيز بايد دريافت كنيم كه لااقل بخشي از هزينه‌هاي كلان صرف‌شده بر روي آن را جبران كند؟ به نظر مي‌رسد كالاي سياسي را بايد با كالاي سياسي معاوضه كرد. اگر به اين كالا به عنوان يك كالاي اقتصادي نگاه كنيم در ازاي هزينه‌هاي كلان صرف شده كه در اينجا مايل به ذكر آنها نيستيم، درآمدي در حدود چند ميليون دلار يعني در حد بودجه يك مركز تحقيقاتي كوچك كشور عايدمان خواهد شد. تازه اين در شرايطي است كه غربي‌ها پس از حمل آن از ايران نگويند «اين اورانيوم به دليل ناخالصي‌ها، مرغوب و قابل استفاده نيست»!

و اما اينكه در يك داد و ستد سياسي با قدرت‌هاي جهاني، در ازاي رفع نگراني‌هاي آنها چه چيزي مي‌توان مطالبه كرد، در يك كلام مي‌توان به بخشي از اموري كه باعث نگراني ما مي‌شود اشاره كرد. فراموش نكنيم زنجيره‌‌يي از تحريم‌ها و قطعنامه‌ها ما را محاصره كرده است و اين حلقه هرچه زمان مي‌گذرد تنگ‌تر مي‌شود. براي من بسيار جاي تعجب است كه در شكل اوليه توافق وين بدون آنكه به هيچ‌يك از موارد يادشده كمترين اشاره‌‌يي شود تنها قرار است اورانيوم غني‌شده ايران داده شود و يك چشمه چندميليون دلاري براي يك رآكتور كوچك دريافت شود. اين يعني وضعيت سياسي به همان شكل كه هست باقي بماند و تنها محموله‌‌يي هسته‌‌يي داده شود و محموله‌‌يي ديگر گرفته شود.

شايد چنين معامله‌‌يي بعداً به عنوان اينكه غربي‌ها در مقابل ما كوتاه آمدند و حاضر به همكاري هسته‌‌يي با ما شدند به عنوان بخشي از خوراك تبليغاتي سفرهاي استاني به كار آيد، اما به نظر نمي‌رسد گره‌‌يي از دشواري‌هاي سياسي ما در عرصه جهاني بگشايد.

دنبالك اين مطلب:
http://shirzad.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/349

نظرات بازدیدکنندگان

باسلام
مروری که جنابعالی داشتید شاید کس دیگری در جناح حاکمیت نتیجه دیگری میگرفت
شاید هم اهمیتی هر دو نتیجه گیری برای مردم نداشته باشد
ایا مشکل بیکاری در منطق دور افتاده با این استراتژی که نه خودشان قبول دارند نه جنابعالی ونه طرف مذاکره ایا مشکلات بی اعتمادی مردم , مشکلات اقتصادی , مشکلات اجتماعی و000
رفع میشود آیا من میتوانم به آینده خودم که هیچ به گند کشیده شده به اینده فرزندم امیدوار باشم آیا ...
دولت نهم چهار سال کار کرد چه عاید شد .
اصلا الان مردم به این چیزها احتیاجی ندارند و حتی در بهترین حالت جهشی ایجاد نمیکند مگر ترکیه از لحاظ اتمی با اسراییل و یا ایران میتواند رقابت کند اما از لحاظ اقتصادی نظامی و حتی مذهبی در شرایط بهتر از ایران است کدام شاخص در ایران طی 4 سالگذشته بهبود کرده است و یا امید به بهبود دارد .پس بهتر است اقایان ( همه ) از فضای خیالی بیرون بیایند .

کامنتی داده بودم و خواسته بودم که دوستان اصلاح طلب در مورد توافق هسته ای کمتر به دولت گیر بدهند، از این که پاسخ دادید متشکرم اما پاسختان قانع کننده نبود. لازم است در این مورد به چند نکته دقت شود: اول اینکه به دلایلی که خودتان بهتر می دانید بعید است طرف غربی زیر بار ماندن این یک تن و اندی اورانیوم در ایران برود و اگر در این مورد توافقی حاصل نشود به طور قطع تحریم های سنگین و یا حتی حمله ی نظامی به مراکز هسته ای در انتظار ایران خواهد بود. تاثیر چنین چیزی بر جنبش سبز چه خواهد بود؟ آیا در صورت حمله نظامی اعتراضات به شرایط داخلی ادامه خواهد داشت؟ ظاهرا دولت در این مورد دچار یک اشتباه استراتژیک است و تصور میکند با وجود اعتراضات داخلی بهتر است بحران های خارجی را کاهش دهد در صورتی که بایستی دقیقا عکس این عمل را انجام دهد.
نکته ی بعد این که موضع گیری های اخیر اصلاحاتی ها این تصور را در میان برخی ناظران و بسیاری از مردم ایجاد کرده است که اصلاح طلبان در چنین مسائلی حتی از دولت هم تندروتر هستند! ظاهرا اصلاحاتی های عزیز آنقدر که به فکر جذب طرفداران احمدی نژاد هستند به فکر نگه داشتن حامیان خود نیستند. در حالی که سیستم فکری آن طرفی ها به شکلی است که به این راحتی ها تغییر موضع نمی دهند. دقیقا بر عکس این طرفی ها!
همچنین تصور اینکه در قبال خروج اورانیوم غربی ها حاضرند تحریم ها را لغو کنند نیز چندان درست نیست. به دلیل اینکه این تحریم ها بیشتر جنبه ی سیاسی دارند تا اقتصادی. و لغو آن ها در حالی که ایران به غنی سازی ادامه می دهد عملا به معنای پذیرش غنی سازی در ایران است. در ضمن بعید است که موانعی که در مورد استخراج اورانیوم و… ذکر کردید آنقدر حاد باشد که تولید دوباره این میزان اورانیوم را غیر ممکن کند. بنابراین این اقدام موقتی است و برای چنین کاری غربی ها تحریم هایی که نشانه ی اجماع بر ضد ایران است را لغو نخواهند کرد.
درآخر به نظر من بهتر این بود که همانند تعلیق غنی سازی، معاوضه¬ی اورانیوم با میله های سوخت نیز داوطلبانه انجام می شد تا امکان استفاده سیاسی از آن برای ایران وجود داشته باشد و این چنین افتخار آن تقدیم جناب آقای باراک اوبانا نشود.
اما به نظر شما آیا ممکن است دولت احمدی نژاد از این کارها بکند؟! پس بهتر است به همین قانع باشیم!
شاداب و سربلند باشید.

آقای شیرزاد، دستتان دارد نکند كه این نوشته کامل كه ضمنا قبل فهم برای بسیاری كه حتا اطلاعات اولیه اتمی نیز ندارند بهترین سند اطلاعتی است كه تا کنون دیده ام. آنچه را شما با زیبایی به رشت تحریر در آورده اید ضمن تشریح حقایق پشت پرده، بخوبی تفاوت نگارش کلمه مار و عکس مار را ترسیم میکند. از آنجا كه خود شما مطمئنا بیش از بنده اطلاع دارید، و طبق گفته های خود کودتاچیان بالغ بر (هفتاد)۷۰ میلیارد تا کنون صرف این پرژه ضد ملی و دشمن منافع ملی گردیده، كه اگر رقمهای حیف و میل شده به آن اضافه شود آنگاه یکی از چند صد اشتباهات فاحش مدیریتی سیاستم ضد مدیریت حاکم كه برای ملت جدا از ایجاد مناقشات بین المللی باعث نابودی سرمایه های چند صد میلیارد دلاری مملکت شد بر ملا میگردد. خلاصه کلام اینکه پیشنهاد میکنم در نوشته تکمیلی بعدی بعد اقتصادی این عمل را كه در ۴ سال گذشته آهنگ ناموزون سخنرانی های ریز و درشت بسیاری و شعار های توخالی بسیاری را در راهپیمایی های دولتی و گردهم ایی های از قبل نمازهای جمعه و با سخنرانانی كه فارغ اتم و گلوله توپ را نمیدانند نیز مطرح نمایید. جای بسی تاسف است كه از بالاترین مقامات مسؤل این مملکت در هر ۳ قوه ریز و درشت در این باب سخنان گزاف بسیاری گفته شده، كه حال جا دارد كه آنقدر شهامت داشته باشند كه بیایند و به مردم توضیح دهند كه در مقابل بالغ بر ۱۰۰ میلیارد دلار هزینه، ساعتها گفتار گزافه چه برای ملت به ارمغان آورده اد. ۱۲۵۰ کیلو گرم اورانیوم ۳.۵% كه حالا میبایست کلی مخارج اضافه به روسها (برای تبدیل) و یا به ترکها (برای نگهداری) بدهند تا از شعر آن خالص شوند. آنقدر عدم صداقت در این آگین وجود داشته و اخیرا انباشته شده كه حتا از ذکر اینکه کی و در زمان چه کسی کیک زرد استفاده شده آقایان در این تاسیسات خریداری و ابتیاع شده، و تکلیف اینهمه تاسیسات بدون خوراک چه میشود. بعید نمیدانم كه آقایان فردا علم کنند كه دارند مواد غذایی در این کارکاناجات تهیه میکنند. بی دلیل نیست كه شخصی بنام اعتماد از این حرکت آقایان پشتیبای بکند، گویا ایشان فردی است كه قبل از انقلاب مسؤل برنامهای اتمی ایران بوده، و پر مسلم است كه حرکت نسنجیده رژیم فقط آب در آسیب اعتمادها میریخت

من واقعا دوست داشتم واکنش شما رو راجع به این مساله بدونم، مصاحبتون با BBC رو دیدم ولی‌ چیزی دست گیرم نشد ، راستش می‌خواستم ببینم کلا شما مخالفین یا تحلیل خوبی‌ هم واسه مخالفت دارین ، خیلی‌ جالب بود ، ممنون ،

راستی‌ شیرینی آزادی پسرا رو هم ما که نیستیم بخوریم ، اما به بچه‌های دیگه سر کلاس بدین

جناب آقای دکتر شیرزاد
با سلام و تشکر از مطلب مفیدتان من از مشتریان پروپا قرص مطالب فنی تخصصی هسته ای در سایت شما هستم و همیشه در هر مرحله از تحولات هسته ای در این چند ساله به انتظار نوع واکنشهای شما بوده ام تا حقیقت ماجرا را دریابم.البته بنده یک طلبه هستم و تخصصی در زمینه های فنی هسته ای ندارم ولی نوعا استدلالهای شما را با توجه به اطلاعات فنی قضیه که ارائه داده اید منطقی یافته ام.لکن مایلم نظر نهایی جنابعالی را در مورد سیاست هسته ای مملکتمان در قالب یک مقاله مجزا یا همین جا مختصرا بدانم .بلا شک هم شما و هم ما بعنوان شهروندان این مملکت طالب غبطه و منافع کشور عزیزمان هستیم .بالاخره شما چه میفرمایید آیا ما باید اصلا از سعی برای استفاده از تکنولوژی هسته ای دست برداریم یا اینکه فقط دست از غنی سازی برداریم زیرا پشتوانه مداوم تامین منابع آنرا نداریم و قهرا بنظر شما فقط راکتور و سوخت از غربیها بخریم و اعتماد به قولهای آنان کنیم؟ بالاخره پیشنهاد شما بعنوان یک متخصص این رشته برای سیاست هسته ای کشور چیست ؟

شیرزاد:
فناوری هسته ای منحصر به غنی سازی نیست. من در ادامه پروژه غنی سازی خیر چندانی برای کشور نمی بینم. کارهای بسیار مفید دیگری نیز می توان انجام داد. اما مثل هر زمینه دیگری از فناوری ها در یک همکاری توام با اعتماد می توان از تجارب مثبت همه کشورها بهره برد.

سلام
آقای دکتر نگران نباشید . کم کم به جایی میرسیم که فروش بنزین توسط ونزوئلا به ایران هم یک دستاورد ملی قلمداد میشود. می گویند در آن معامله نیز کلاه گشادی سر ما رفته است. نمیدانم شما اطلاعاتی دارید یا خیر؟

با سلام
آقاي دكتر مطلب جالب و مفيدي بود.كاش اين حضرات جرات چاپ اينگونه مطالب را مي دادند تا اگر نقدي هم دارند ملت بخوانند و خودشان قضاوت كنند اما چون از پس نقد و جواب بر نمي آيند بهترين كار سانسور است.

آقای شیرزاد عزیز
با عرض تبریک از صمیم قلب بخاطر آزادی فرزندتان.
نوشته آگاهی بخشی بود و وضعیت را آنچنان که هست تصویر کرده اید.منتهی در نتیجه گیری قدری شتاب بچشم میخورد. اینک تمام صحبت بر سر گام اول یعنی اعتمادسازی است. اگر در زمان آقای خاتمی این اعتماد سازی با تعلیق غنی سازی مترادف بود، امروز با خروج بخشی از اورانیوم غنی شده متحقق میگردد. پیامد منطقی این امر اینست که ایران اگر مواد اولیه را داشت میتواند به غنی سازی ادامه دهد و لابد با پیوستن به پروتکل الحاقی.شما باید آنچه در این مذاکرات گفته نشده است را نیز بدیده بگیرید.خواست تعلیق غنی سازی دیگر مطرح نشده است. ازینرو قطعنامه های شورای امنیت هم نخست اهمیت خود را از دست میدهد وبعد اگر اعتمادسازی به سرانجامی رسید،کالم یکن میشود.مبتکر این طرح به گفته البرادعی امریکا، روسیه و فرانسه بوده اند و بنظرم یک بازی برد- برد در شرایط کنونی است.غرب از خواست تعلیق صرف نظر میکند و ایران اورانیوم غنی شده را به ترکیه یا روسیه میفرستد. اساس معامله اینجاست. و ضرورتا برداشتن تدریجی تحریم ها را در پی خواهد داشت. تدریجی، چون بستگی به سیاست منطقه ای جمهوری اسلامی هم دارد.
بخاطر آنچه احمدی نژاد پیشتر گفته یا کرده است، نباید اهمیت چنین قراردادی را نادیده گرفت.میدانم در وضع بغرنجی قرار داریم. ولی بهر حال موضع شما از موسوی، صدر و دیگران بهتر بود
شاد باشید

شیرزاد:
به نظر من اصلی ترین مشکل قطعنامه های صادر شده و تحریم های تصویب شده علیه ایران است. هر توافقی صورت گیرد درصورتی مفید فایده خواهد بود که این مشکل برطرف شود. در غیر این صورت امری ادعایی بر این مبنا که آن ها با این توافق حق غنی سازی را به رسمیت شناخته اند مثل بخشیدن اقیانوس آرام می باشد. یعنی مشکلات واقعی ما را برطرف نمی کند.

jenab shirzad
aval inke bebakhshid ke fonte farsi nadaram,dovom inke yeki dosal e pish yek pishnehadi shenidam ke be nazar kheili manteghi miamad vali digar kasi donbalash ra nagereft va an inke ghani sazi dar khak e iran va dar jazirei manand e kish ya gheshm anjam shavad, ba in kaar avalan shoar e tablighati hefz shode, dovoman agar har goone charkhesh az nazarat e ajans soorat girad baraye niroohaye mostaghar dar khalij e fars jologiri az edameye faaliat besiar sade ast.
nazar e shoma chist?

شیرزاد:
خب این هم یک راه حلی است. اگر بنای سازش از هر طرف باشد راه حل های میانه و عاقلانه ی بسیاری وجود دارد.

باسلام
اگر ما در ایران از روز اول، همزمان با طراحی برنامه های فنی هسته ای، به مسائل حقوقی و سیاسی این موضوع هم توجه می کردیم یقینا دولت های ما هرگز در این شرایط دشوار و خرد کننده منطقه ای و بین المللی قرار نمی گرفتند که برای رهایی از آن مجبور به انجام این نوع معاملات شوند. من یک کارشناس مسایل سیاسی وزارت خارجه هستم و صادقانه و بدون جانبداری از گروه های سیاسی این نظر را می دهم و به منافع ملی ما فکر می کنم. این شرایط که ما با آن روبرو شده ایم نتیچه نا هماهنگ بودن بازوهای تحقیقاتی و علمی ما با تهادهای سیاسی و حقوقی کشور است ما باید از این خسارت برای آینده درس بگیریم و برای هر کاری همه جانبه نگر باشیم و در تنظیم شرایط بین المللی بنفع ما و تلاش برای کسب اعتماد بین المللی تلاش مضاعف داشته باشیم و به حرفه دیپلماسی بهاء دهیم من موضوع را بدور از شانتاژ و جنجال با شما در میان گذاشتم تا شاید در صورت درج و انتشار آن مسئولان از آن ایده ای بگیرند.ما کارشناسان سیاسی وزارت خارجه هم مثل شما روزنامه نگاران در شرایط سخت و تهدید آمیز کاری و شغلی قرار داریم و علی رغم تحقیق و ممارست بر روی اخبار و مطالعه و کار بر روی تحولات و نظریات مختلف تحلیلی نظرات ما مورد توجه قرار نمی گیرد.در وزارت خارجه و شورای امنیت ملی تنها تعداد معدودی از مدیران که از روز اول خدمت مدیر و سفیر و معاون وزیر و زیر بودند خود به تنهایی می برند و می دوزند و بدون داشتن زمینه و مطالعه ای از سوابق امر و داشتن درک صحیحی از محیط بین ا لمللی با اتحادیه ها و دولت های دیگر می برند و می دوزند، بدون آنکه از عواقب کار و تصمیم خود مطلع باشند. انشاء الله این موضوع باعث شود که در این نهادها اصلاحاتی صورت گیرد و افراد واردتری عهده دار مسئولیت ها شوند که منافع ملت ما را درست تشخیص دهند. ملت ما رجاء واثق دارد که مسئله هسته ای حق مسلم ماست و دولت ها نباید اجازه داشته باشند یا اجازه بدهند که آن را با هرچیز دیگری به معامله بگذارد.

شیرزاد:
جالب است ، شما به عنوان یک کارشناس مسائل سیاسی تصور می کنید که این موضوع از بعد علمی و تکنیکی مطالعه شده و دقیق بوده است و تنها اشکال از آن جاست که "همزمان با طراحی برنامه های فنی هسته ای، به مسائل حقوقی و سیاسی این موضوع هم توجه نشده است" . در حالی که بر خلاف تصور شما به مسائل فنی و هسته ای هم چندان توجه نشده است و از نظر کارشناسان خبره استفاده نشده است تا یک نفر به آقایان بگوید چیزی که تولید می شود به چه درد ممکن است بخورد. از آن سو برخی از متخصصین فنی هم فکر می کنند علی رغم وجود مشکلات تکنیکی، کار از لحاظ سیاسی دقیقاً مورد بررسی قرار گرفته است. به هر حال همه یک جوری سر کار هستند.

آقاي اشكان؛جمله شما كه گفتيد "من فرض را می گذارم براین که اخبار رسمی منتشر شده در مورد مذاکرات درست است" نشان مي‌دهد فرضتان غلط است پس نتيجه هم غلط خواهد بود.
مرد حسابي كدام خبر رسمي درسته كه اين درست باشه. به قول خودت به آقاي شيرزاد و امثالهم (مردم) كه نميآيند راستشو بگن كه. اين يعني خبر رسمي دروغه.

شیرزاد:
فکر کنم جمله ی مرا با جمله ی شخصی که کامنت داده بود اشتباه گرفته اید. لطفاً یک بار دیگر به متن دقت کنید.

سلام جناب دكتر شيرزاد
من چند هفته اي منتظر ديدگاه شما در مورد اين تركمنچاي جديد بودم. بهترين تحليل نوشته شده در اين زمينه بود. آفرين كه بي پرده سخن گفتيد. راستي آزادي دلبندتان هم تبريك

بر طبق آخرین قیمت بازار آزاد اورانیوم ۵٪ کیلویی ۱۰۰ دلار است یعنی همه این قیل وقال برای چیزی کمتر از ۲ میلیون دلار است! متشکر احمد جان.

شمااستدلال منطقی میکنیددر صورتیکه اگرعقلی درکار بود ازابتداباین مشکلات وهزاران مصیبت دیگردچارنمیشدیم. شما یک گربه رااگرکتک بزنید که از پشت بام پرت شود کتک را میخوردولی خودش راپرت نمیکند چون فهم داردولی سنگ ازپرت شدن نمیترسد.

راستی ای کاش می شد نظر شما رو در مورد 13 آبان هم بدونیم. آقای میردامادی از داخل زندان بیانیه جالبی ذر این مورد دادند. یکی نیست به ایشون بگه حالا نمی شد شما همون آب خنکتو بخوری بیانیه ندی؟ البته خدا کنه هر چه زودتر آزاد بشن.

ببخشید حالا نمیشه دوستان اصلاحاتی حداقل توی این یه مورد اینقدر به دولت گیر ندن؟ این دولت یه بار می خواد کار درست رو انجام بده( البته اونم اشتباهی) شما نمی ذارین؟ تحریممون میکنن پدر خودمون و جنبشمون در میادا!

شیرزاد:
نه عزیز جان همون طور که عجولانه گازش را گرفتند از آن طرف حالا می خواهند گازش را بگیرند از این طرف.

خدا رو شکر مهدی وامین آزاد شدند. حالا شما باید به ما شیرینی بدین! چجوریشو نمی دونم ولی ما شیرینی میخوایم. ای کاش شیرینی الکترونیکم اومده بود.

آقای شیرزاد آزاد شدن هر دو پسر قهرمان شما را تبریک میگویم. همیشه پیروز باشید.

دوست دارم اولین نفری باشم که آزادی مهدی را تبریک می گم
آقای شیزاد... سر میاد زمستون؟ میشکفه بهارون؟

مطلبتون عالی بود .وقتی قلم شما رو می خونم لذت می برم.هم خوشحال میشم و هم ناراحت.خوشحال از اینکه چنین افرادی را در این مملکت داریم و ناراحت از اینکه چرا جامعه نباید از این مطالب آگاهی پیدا کنهو این صدا به جامعه برسه

جناب آقای شیرزاد:
ابتدا باید عرض کنم که مساله تحویل اورانیوم با غنای 20 درصد یک مساله حاشیه ای در آن نشست بود نه مساله اصلی .موضوعات اصلی نشست موارد دیگری بود که هیچ ارتباطی با موضوع هسته ای نداشت.
طبق فرضیات خود مساله ای را مطرح میکنید و طبق راه حل خود مساله را حل و نتیجه گیری میکنید
فرضیات شما به هیچ وجه مستند به هیچ مرجعی نیست.تنها از کلماتی نظیر(به نظر میرسد ، گفته میشود،به گوش نرسیده یا گزارشی منتشر نشده و...)استفاده کرده اید و صورت مساله را ساخته اید در جواب مسایل مطرح شده توسط خودتان نیز تنها راه حلهایی به نظرتان رسیده که فقط درجهت مخالفت با گام برداشتن در مسیر هسته ای شدن است.
مگر قرار است اورانیومی از کشور خارج شود؟اگر قرار است خارج شود مگر قرار است به شیوه ای که به ذهن شما می رسد داد و ستد شود؟
برادر عزیز مگر قرار است هر چه دراین مملکت انجام میشود ابتدا به سمع و نظر جنابعالی رسانده شود؟
مگر شما از تاسیسات فردو اطلاع داشتید ؟ همین یک قلم را به عنوان نمونه ذکر کردم تا عرض بنده نیز روی حدس و گمان نباشد.
بحث روی مسایل فنی را به اهل فن وا گذار میکنم.
شما و امثال شما نباید نگران آ نچه می دهیم و آنچه می گیریم با شید بلکه نگران آنچه داده اید و آنچه بدست آورده اید باشید.
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

شیرزاد:

اخوی، فعلا فرضی که بر آب است توهمات و ادعاهای برخی برادران است در مورد دیگران که چه داده اند و چه گرفته اند. بنده بر خلاف شما برمبنای اطلاعات عجیب و پشت برده تحلیل نمی کنم. من فرض را می گذارم براین که اخبار رسمی منتشر شده در مورد مذاکرات درست است. البته سالها است عادت کرده ام به ؤست های برخی دوستان که مدعی اند چیزی هایی می دانند که دیگران نمی دانند و سالهاست که همه منتظرند ببینند این اطلاعاتی که آقایان دارند چیست . کدام حقیقت را به نفع مردم ایران تغییر می دهد. معمولا هر چیز هم که رو افتاده است مثل ماجرای سایت فردو چندان افتخار و سربلندی در پی نداشته است.

آرزوي سلامتي براي دكتر شيرزاد و آزادي فرزندان عزيزش انشاالله

جناب اقای شیرزاد:برام خیلی مهمه که دیدگاهتون رو در مورد مطلبی که در سایتم گذاشتم بدونم،اگه مطلبی بذارین و نظرتون رو بدونم خیلی به من منت گذاشتید

شیرزاد:
بسیار علاقه مندم. لکن فرصتم بسیار اندک است.

جناب آقای دکتر شیرزاد از مقاله شما بسیار استفاده کردم. واقعا در این کشور جریان آزاد اطلاعات وجود ندارد. من با اینکه هر روز به مقدار زیادی مطالعه می کنم تازه پس از خواندن مقاله شما به عمق مطلب پی بردم. فکر می کنم همه این ها برای این است که مردم ناآگاه باقی بمانند زیرا به مردم فقیر و نادان راحتتر می شود حکومت کرد.

با درود برشما

با اجازه در وب قراردادم متشكرم

آقای شیرزاد عزیز!
با تشکر از مطالب مفیدتان، آزادی فرزند قهرمانتان را تبریک می گویم.

من اينطور فهميدم كه دستاورد هسته‌اي اين چند سال ما شده مثل يك اسلحه خطرناك ولي از لحاظ قيمتي بي ارزش كه دست يك طفل يا مجنون افتاده، خود اسلحه براي اون مجنون ارزشي نداره ولي اطرافيان حاضرند امتياز زيادي به اون ديوونه يا بچه بازيگوش بدن و اون اسحلحه را از دستش بگيرن نه بدليل با ارزش بودن اسلحه بلكه بدليل خطري كه تهديدشون مي كنه. الان اون شخص مي تونه هر امتيازي كه مي خوادو از اطرافيانش بگيره ولي حاضر شده اسحله را با يه اسباب بازي عوض كنه . خوب مجنونه ديگه! كاريش نميشه كرد

سلام
آزادی فرزند برومندتان را تبریک می گم. امیدوارم به زودی چشم شما به دیدن چهره خندان فرزند دیگرتان هم روشن شود.

شیرزاد:
ممنونم. به امید خدا

عالی بود . تحلیل جامع و علمی بود. فکر کنم دانشجوها باید بخونند اینو.

دست مریزاد. برای من هم آموزنده بود و هم آگاهی دهنده. اینگونه که پیدا ست موضوعی به نام خطر هسته‌ای یا بحران هسته‌ای از سر کشور گذشته است. بازرگانان بازرگانی شان را بکنند مانند بازرگانی نفت. سود و زیانش را آنها بهتر می‌دانند.

سلام جناب دکتر شیرزاد.

اول: امیدوارم هرچه زودتر فرزند شما _که برادر همه سبزهای ایران هم هست _ هر چه زودتر به آغوش خانواده برگردد. و امیدوارم خداوند به شما و تمام خانواده های زندانیان سیاسی صبر عنایت فرماید.

دوم: بعد از مطالعه مطلب شما مدام به این فکر می کنم که اگر قرار بود کل دستاورد هسته ای ایران این باشد که تحریمهایی که بابت به دست آوردنش را از سر باز کنیم کلا چرا این فرایند را شروع کردیم؟ یعنی حتی اگر بشود با آن بمب هم ساخت(آیا توان فنی اش را داریم؟)با یک بمب چه می شود کرد؟ خلاصه اینکه آیا بهتر نبود اصلا وارد این قضییه نمیشدیم و وقت و سرمایه مان را جای دیگری صرف می کردیم؟؟؟


شیرزاد:
یک چیزی تو همین مایه ها.

خیلی خوب بود. استفاده کردیم