موجی است در راه
ایمان یافتم که اخگری فروزان در نهان این جامعه در حال شعله ور شدن است. اقتدارگرایان بر آتشفشانی نشسته اند که هر از چندگاهی از شکافی نور سرخ آن سر بر می کشد و دوباره نهان می شود، تا آن گاه که فوران سوزان آن در وسعتی فراگیر به آسمان برجهد و رودی شود پر لهیب که تا فراخنای دشت، کسی یا چیزی را یارای سد کردن آن نباشد.
آن روز (چهارشنبه 9/2/88 ) موج سومی ها در تهران گرد آمده بودند تا جریان خروشانی که پشت سر خاتمی به راه انداخته بودند را به دنبال میر حسین هدایت کنند. غوغایی بود تماشایی. برج میلاد را روی سرشان گذاشته بودند. صدای پر نشاط شان تا بالای برج می رسید. عظمت آن بنای رفیع در هیاهوی شور بچه ها دیده نمی شد. امید در میان جمعیت موج می زد. همه ی آن ها چشم انتظار تحول از راههای دور و نزدیک خود را رسانده بودند تا به خودشان و میرحسین موسوی بفهمانند که پای کار ایستاده اند، محکم و توانا.
هیچ کدام از آن ها را با اتوبوس پادگان به آن جا نیاورده بودند. آن شب کسی به موج سومی های گرد آمده شام مجانی نداد. حضار برنامه با پاکت نامه از سر و کول هم بالا نمی رفتند تا در خواست شان را به اطلاع رئیس جمهور احتمالی برسانند. آن شب همه "آمده بودند"، هیج کس را "نیاورده بودند". آن ها که خود می آیند موج می آفرینند و آن ها که می آورندشان بار سنگینی اند که فقط نیرو ها را مستهلک و فرسوده می کنند.
آنچه در همایش موج سومی ها در تهران دیده شد، هر بیننده ای را قانع می کند که موجی در راه است، بلند و فراگیر. موجی که هر چه جلو می رود بهمن وار بر دامنه ی آن افزوده می گردد. موجی که ریشه در وازدگی نسلی رمیده از دروغ و ناراستی دارد و این بار آمده است تا به پیش رود.
روزی که احمدی نژاد به قدرت رسید یارانش گفتند سونامی احمدی نژاد بر سرتان فرود آمد. تمام قد و بالای آن موج در حد همان اختلاف رای چند صد هزاری با دیگران بود. مثل همه چیزهای دیگر که در این چهار سال دیدیم، ادعاهایی به عظمت عرش و واقعیت هایی در حد میزان تأثیر انوع دوپینگ هایی که همه از آن مطلعیم. البته آنچه بر سر ملک و مردم آمد کم از آسیب های یک سونامی نبود. اکنون از آن پدیده ی تاریخی، هر چه که بود، جز گل و لایش یا گرد و غبارش چیزی بر جای نمانده است. عدالتی که تمام تجلی اش در کاغذ های اسمی سهام اش بود که آن را هم هنوز پستچی به دست چشم انتظارانش نرسانده است. و مهرورزی که تمام جلوه اش در لبخندهای تلخ و تمسخرآمیز رئیس دولت بود که خود را نخبه تاریخ و رسالت مدار انقلابی جهانی می دانست و با زبان تحقیر و کوچک شمردن دیگران می خواست رهبران جهان را به "راه راست" هدایت کند.
به زعم من، موجی که در راه است آمده است تا آن گل و لای را بشوید و آن گرد و غبار را از چهره ی شهر برگیرد. جوانهایی که هر روز در هر شهری و گوشه ای از کشور گرد هم می آیند در چهره ی موسوی لطافت باران را دیده اند، بارانی که امروز غبارها را می شوید و فردا جوانه های سبز امید را می رویاند. موسوی بسیار ساده و صمیمی می نماید. درک او با نخستین نگاه میّسر است. سخنش ساده و قابل فهم است و درد و دغدغه اش را در دیباچه ی کلامش می توان دریافت. شاید میرحسین در کوله پشتی خاک گرفته ای که بیست سال پیش زمین گذاشت هنوز دغدغه هایی از آن دوران به همراه دارد. اما شواهد گواهی می دهد که او اکنون با نگرانی ها و دشواری ها ی این زمان آشناست و ظرف همین چند هفته توانسته است نشان دهد که در کوله بارش دلواپسی های مردان و زنان این روزگار را بر دوش گرفته است. و در کنارش زهرا رهنورد یاری که از حسینیه ارشاد تا کنون دوش به دوش او حمایتش کرده است و حضوری معنی دار، کریمانه و شورآفرین در میان دختران و پسران این نسل را دامن زده است.
و اما از همه زیباتر ایستادگی خاتمی است در کنار، گاه پیشاپیش و گاه در پشت سرِ جنبش عظیمی که در حمایت از موسوی در حال شکل گیری است. این مرد دریایی است باورنکردنی از کرامت و صفا. و آن روز در میان موج سومی ها عظمت او را با تمام وجود می شد حس کرد. زمانی که کنارکشید گفتم و نوشتم که او روزگارمان را تلخ کرد. حق داشتم در آن اندوه. ما بازی را برده بودیم و چیزی تا فتح کامل نداشتیم. جامعه آن چنان برای حضور مجدد خاتمی آغوش گشوده بود که تردیدی در موج دیگری نظیر دوم خرداد باقی نگذاشته بود.
او کنار کشید و گلایه های ما را به جان خرید. او اما کرسی ریاست جمهوری را فرو گذاشت تا اخلاق زنده بماند و رسم جوانمردی و وفای به عهد در مسلخ قدرت ذبح نشود. حضور عزیزانه ی خاتمی در میان دوستدارانش و حامیان موسوی نشان می دهد که او مردم را وداع نگفته است و از سر قهر و ترشرویی صحنه را ترک نگفته است. اگر کناره گیری او حتی اندکی همراه با تلخی و ناخرسندی بود قطعاً امید به پیروزی میر حسین هم قابل تصور نبود.
در کشوری که بزرگ و کوچکش در مصادر مسئولیت، میز ریاست را حق الهی خود می شمارند و اندک تردیدی در حقانیت خویش را خیانت به نظام و ارزشها می پندارند و با عتاب از آن یاد می کنند، در این سو خاتمی با کناره گیری خویش خواست بر این اصل پای فشارد که اگر حقی هست از آن مردم است. آن ها هستند که لایق اند و سزاوار که حاکمانی داشته باشند در خور، شایسته و توانمند برای ایجاد تغییراتی در راستای یک زندگی آبرومند و پذیرفتنی.
به نظر من جبهه ی اصلاح طلبی تا این جای کار در مسابقه ی اخلاق برنده است. حضور دلسوزانه ی خاتمی در کنار اصلاح طلبان پس از آن کناره گیری بزرگوارانه، حاکی از آن است که در این اردوگاه اخلاق مسلط با محوریت منافع و حقوق مردم شکل می گیرد نه حقانیت خویش برای حاکمیت بر آنان! از این روست که جریان اصلاحات در هفته های آینده قادر به موج آفرینی کم نظیری خواهد بود که بعید می دانم رقیبان در حال حاضر یارای تصور آن را داشته باشند.
نظرات بازدیدکنندگان
بالا رفتيد ماست بود
پائين آمديد دوغ بود
هرچی در اين سی سال گفتيد دروغ بود.
صارمی
Posted by: صارمی | June 13, 2009 11:26 AM
فوری/اطلاعیه مهم.....
asadi.ws
Posted by: مجتبی | June 13, 2009 08:45 AM
جلسه توجیهی هیئت نظارت بر انتخابات برای ناظران (بانوان) : کرج
مکان : تالار میلاد - فرمانداری کرج
زمان : سه شنبه 19 خرداد ساعت 5 تا 7
مسئول هیئت نظارت بانوان استان تهران (قدیریان ) پس از سخنرانی و تشریح نحوه نظارت ، اشاره نمود تا دوربین ها را خاموش کردند ، سپس بدون مقدمه به بحث انتخابات وارد شد و دوره فعلی را با زمانه امام علی مقایسه کرد و از کاندیداها نام برد و موسوی و کروبی و رضایی را معاویه و عمروعاص و بنی صدر نامید و از ناظران درخواست نمود که درنظر بگیرند آقا ( مقام رهبری ) نظرش به چه کسی است و...که در این هنگام تعدادی از بانوان ناظر در اعتراض به تبلیغاتی شدن جلسه هیئت نظارت ، جلسه را ترک کردند...
هیئت نظارت که خود باید پاسدار سلامت انتخابات باشد ....!!
این است معنی انتخابات سالم ؟!!
Posted by: جهت اطلاع | June 10, 2009 01:21 PM
سلام به دکتر عزیز
من خیلی ممنونم از مقاله ی شما و بسیار به شما علاقه مندم(البته نه از نوع علاقه ی احمدی نژاد به آقای میرحسین موسوی).من دیدم این سایت جایی است که میشه نظرمو بگم و شما هم بدونید.من با قشر مذهبی عظیمی که مذهبشان در این نظام خلاصه نمی شود در ارتباطم.آنچه که رأی مذهبیون اصیل و علمایی را از این آدم (احمدی نژاد)برگرداند خیانتی بود که به اسم امام زمان(علیه السلام) انجام گرفت.آنجا که گفت من از مدیریت امام زمان تشکر می کنم و گفت اللهم عجل لولیک الفرج و در همه ی زمینه ها بسیار ضعیف ظاهر شد ما دلمان لرزید که چرا هر کسی که کم میاره میبنده به امام زمان. نکته ی دیگر افزایش دین گریزی در قشر جوان جامعه بر اثر سیاست های گمراه این مجموعه بوده که مانند آمار های دیگر غلط نشان داده شده.
از این دست مثال ها در ذهن تک تک اهل مذهب و شیعیان وجود دارد که من چون طولانی شد از گفتن آن ابا می کنم.
شما هم چیزی بگویید
ممنون
Posted by: مهدی | June 8, 2009 05:42 PM
دکتر شیرزاد قلم شیرینی دارید . امید وارم این موج سبز براین سونامی احمدی نژاد غلبه کنه . من سوالاتی درباره میر حسین موسوی بعد از سخنرانی شما در زرندیه کردم و از اون روز به بعد اسم شما را در چند سایت خبری دیدم تا اینکه به سایت خودتون رسیدم امشب.. موفق باشید
Posted by: محمود | June 8, 2009 02:15 AM
salam ostad moj dare manam mibare ama be kodom sahel khoda midooneh
Posted by: mozhgan | June 8, 2009 12:42 AM
درود بر شما
در مناظره آقاي موسوي و جناب دكتر !!!! احمدي نژاد چيزي كه ملت ديدند تقابل ادب و بي ادبي بود . تقابل شعور و شور بي شعوري بود .
ديشب هم احمدي نژاد با وهميات خود و دروغ هايش به تلويزيون آمد .
كامروا باد راست ناكام باد دروغ .
Posted by: نداي پارس | June 7, 2009 12:56 PM
این چندمین پستیست که میگذارم و هر بار با کم لطفی شما حذف میشود . من خودم تمایل به موسوی رای بدم ولی
تعجبم از پاسخ شما به یکی از سئوال کنندها بود .که شما دلیل جواب ندادن آقای موسوی را به دانشجو داشتن عقده هاي تاريخي دانشجویان سئول کننده و صمیمیت در عدم پاسخ میبینید. بیاید روراست باشیم و بگوییم نظرات کروبی به اصلاحطلبان نزدیکتر است.
ولی رفتار گذشته نه چندان دور کروبی کدورتی بوجود اورده که به این زودیها قابل ترمیم نیست.
وگرنه چه کسیست نداند آقای موسوی به لحاظ سياست هسته اي 180 درجه با اصلاحطلبان اختلاف دارند.
مخصوصا شما که اظهار نظراتتان راجع موضوعات هسته ای حکم مرجع را بری طیفهای نزدیک به اصلاحطلبان
دارد
ولی چکنیم که بلاجبار باید از بین این دو یکی را انتخاب کنیم.
Posted by: مسعود | June 5, 2009 04:58 PM
آقای شیرزاد آیا واقعا شعار ها و برنامه کروبی را اصلاحطلبانه تر نمی دانید؟
مردانی اطراف او هستند که...
نمی دانم...
Posted by: رضا فتوحی | June 3, 2009 07:13 PM
اسرائیل به خاطر الگو گرفتن حزب الله و حماس از ایران جیغ بنفش می کشد و فلان کاندیدای اصلاحات هم به گونه ای دیگر همان فریاد را تکرار می کند. بوش و اوباما ضرورت تغییر در ایران را در سیاست ایران اسلامی ارزو میکنندوفلان نامزد مدعی اصلاحات شعار تغییر میدهد و اصرارهم دارد که ابن کلمه به انگلیسی changeدر پوستر های تبلیغاتی اش نوشته میشود.
Posted by: ایرانیم | June 2, 2009 08:21 PM
salam ostad ingadr boghz dar geloo daram ke bar khalaf hamishe aval nazar midam baad mikhoonam matalebetoon ra emrooz dar jolfa pesari ba shale sabz didam yadam amad be 2 khordad 76 man iut boodam koodak boodam 2 khordad 77 kelasha ra tatil kardand be daneshgah esfahan raftim pa bar zamin kooftam yar dabestani va seseyde fatemi ra khandim ama rizesh kardim ma daneshjooyan gom shodim hal shodim sar khordim va man negaranam mitarsam az 23 khordad
Posted by: mozhgan | June 1, 2009 10:02 PM
بعد از گذشت 30 سال از انقلاب و 12 سال از خرداد 76 هنوز دنبال موج هستید ؟ موج می خواهد امواج پرتلاطم انقلاب باشد می خواهد موج اصلاحات خاتمی باشد می خواهد موج سونامی احمدی نژاد باشد می خواهد موج سبز حمایت از میرحسین باشد. موج موج موج بیزارم از این کلمه. موج یعنی بستن چشم و تکرار یک حرف بدون گوش دادن به صحبت ها. موج یعنی شعارهای پوچ و توخالی.موج یعنی جمع کردن میلیونها آدم پشت سر کسی که 20 سال است خوابیده و نقاشی کشیده.موج یعنی کشیدن ناز یک سیاستمدار در حالیکه سیاستمدار باید به ملت امتیاز بدهد. موج یعنی زندانی شدن کرباسچی و نوری و عبدی و سازگارا. موج یعنی دندان تیز کردن برای رقیب. موج یعنی رد صلاحیت های مجلس 7 و 8. موج یعنی کار بی فکر. من به موج رای نمی دهم هیچ گاه.
Posted by: نوید | May 31, 2009 01:15 PM
با سلام
متأسفانه این روزها "ربان سبزها" جوی به راه انداخته اند که درست شبیه به رفتار بسیج در جناح مقابل می ماند.
برخورد آنها با دیگر اصلاح طلبان (حامیان کروبی) فقط از سر تعصب و کج فهمی است.
بماند که ما هرگونه جوابی را به فردای انتخابات موکول کرده ایم.
موفق باشید
Posted by: ترابی | May 28, 2009 11:19 PM
جناب دکتر شیرزاد بدون تملق عرض میکنم
از اینکه هموطن روشنفکری همچون شما دارم سخت به خودمی بالم.همیشه نوشته هایتان را با شوق فراوان مطالعه میکنم وبه دیگران هم ایمیل میکنم
اقای دکترهنوز ان نطق اتشین تان درمجلس ششم که رسانه های اقتدار گرا ازان به عنوان میکرفون رادیو اسراییل یا کردند درگوشم طنین اندازاست
امیدوارم همیشه درکمال صحت وسلامتی باخانواده محترم زندگی سراسر نیک وپیروزی داشته باشید
ارادتمند تمام روشنفکران گرگین خان
Posted by: گرگین خان | May 27, 2009 12:32 AM
سایت فیس بوک فیلتر شد.فردا نفس کشیدن هم سهمیه بندی می شه.مرگ بر آمریکای دزد و دروغگو و جنایتکار و ضد آزادی که سایتهایی مثل فیس بوک درست می کنه و جوونایی مثل مارو منحرف می کنه....بع بع بع...
Posted by: Anonymous | May 23, 2009 10:56 PM
ای كاش میشد تمام دلايل را اينجا نوشت. تمام دلايلی را كه بهخاطرشان من و بسياری از همنسلانم نمیخواهيم شما چهار سال ديگر رييس جمهورمان باشيد. آقای احمدی نژاد! سهم من در تعيين سرنوشت كشورم تنها و تنها يك برگه رأی است. من اين سهم خود را با هيچ شيتيلی عوض نمیكنم، حتا با يك تريلی سيبزمينی. دست كم اينگونه خيالم راحت است كه كوچكترين كار را نه برای به دستآوردن آنچه میخواهم، حداقل برای اصلاح آنچه كه نمی خواهم انجام میدهم.
آقای رييس! من تا مغز استخوانم به تأثير مستقيم سياستهای رييسجمهور بر زندگی خودم باور دارم. من و امثال من نه جيرهخوار امريكا هستيم و نه يك عده مخالف تندروی از خدا و پيغمبر بیخبر. ما هم با خدای خود خلوتی داريم. ما هم به نماز و روزه معتقديم و ما هم هر سال زير پرچم امام حسين سينه میزنيم، اما دلمان میخواهد اينبار به جای شما كس ديگری را آن بالا ببينيم. كسی كه به راحتی آب خوردن زير حرفش نزند. كسی كه با خيال تصميمات انقلابی، تصميمات انفجاری نگيرد. كسی كه... [ادامه در وبلاگ مربای تلخ]
Posted by: با ما چه کردی رییس؟ | May 23, 2009 02:46 PM
آقای شیرزاد عزیز من هنوز درک نکردم که چه شد که آقای خاتمی کنار کشید؟ من عظمت این انسان را درک می کنم و اییمان دارم که هیچگاه خود را به ملت ترجیح نداده اما هنوز درک نمی کنم که چرا کناره گرفت، هیچ کس هم دوست ندارد جواب درست را به من بدهد، لااقل بگویید که چرا همه نمی خواهند جواب این سوال را بدهند؟
Posted by: غزال | May 23, 2009 11:58 AM
من شخصا بیشتر به دنبال اعتقاداتم هستم تا جیبم (به همین خاطر هم با وضعیت فیزیک در ایران مشکلی ندارم) اما میخواهم نون هم بخورم ، حالا درحد یکمی بیشتر از بخور ونمیر، پس احمدی نژاد را انتخاب نمی کنم اما تقریبا احمدی نژاد را با دلخوشی کنار می گذارم چون همین که به قول بعضی ها در ملع عام جلوی دنیا ایستاد(حالا یا با شکست یا با پیروزی) ، کمی دلمو خنک کرد در واقع اینکه می گویم بیشتر به دنبال اعتقاداتم هستم تا دنبال جیبم را ارضا کرد و حالا که دلم خنک شد دیگه بیشتر به دنبال زندگی روزمره ام هستم به همین دلیل به کسی رای می دهم که دیگه مسائل را با روش های مسالمت آمیز حل کند و زندگی روزمره ام (اقتصاد و...) را تامین کند .
تازه زیاد هم دوست ندارم که هشت سال عمرم را دست یک نفر بدهم چون آنوقت پرو می شه یعنی در واقع زیاتیش می شه .
Posted by: خسته | May 20, 2009 10:48 PM
وقتی مجری گفت صلوات همه کف زدند!!! - این مطلب را در
http://asadizadeh.blogfa.com/
بخوانید
Posted by: مجتبی | May 19, 2009 10:28 AM
اگر افتخار دهید قدم بر چشم ما بگذارید و به وبلاگ ما بیایید و درنظرسنجی آن شرکت فرمایید و ما را از نظرات خود آگاه کنید از صمیم قلب از شما سپاس گزاریم.
Posted by: امین | May 10, 2009 07:29 PM
جناب آقاي استاد!!!
از دانشجويان دانشكده فيزيك هستم و خوشبختانه تا به حال باتون كلاس نداشتم. نمي ترسم از اينكه بفهميد كي هستم. هر از چند گاهي تو راهروي طبقه پنج مي بينمتون...
يه نكته رو بايد بگم: اگه تعداد نظرات موافق بيشتر از نظرات مخالفه به اين دليل نيست كه جمعيت كثيري طرفدار حرفاتونند.به اين خاطر كه خيلي ها ارزشي براي حرفا و نظرات قائل نيستن كه بخوان جوابت رو بدن.
يكيش خود من كه مدت زيادي نيست از گذشته ات باخبر شدم و شناختمت.
ولي با همه وجودم ازت متنفرم...
شما افكار ناآگاهان رو فاسد مي كنين.از نادونيشون سواستفاده مي كنين.
Posted by: x | May 10, 2009 06:26 PM
با سلام
راستش فكر مي كنم انديشمنداني مثل شما بايد همزمان در دو جبهه تلاش كنند و اگر اين ممكن نيست لااقل بين هم تقسيم كار كنند. جبهه اول تلاش در القاي اميد و شور به بخشي از جامعه است تا انگيزه حضور در انتخابات را پيدا كند و قاعده بازي راكه با اهرم هاي خاص و مهندسي راي طرح شده به هم بزند. جبهه دوم تلاش در كاستن توقعات است چه به لحاظ ايجاد كاريزما و چه به لحاظ سيستم اجتماعي.
اگر كارمان در بعد اول جواب ندهد، در بر همين پاشنه مي چرخد و ....
اگر به جهت دوم توجه نكنيم بعد از پيروزي احتمالي، يا با عدم پاسخ گويي به مطالبات به ياس شديد تر جامعه جوان روبه رو خواهيم شد و يا با دامن زده شدن آنها توسط رقيب ، كانديداي برنده ما مجبور به انجام كار هايي مي شود كه به نفع جامعه نيست.
توقع من از بعضي ها ترزيق شور است و از بعضي ها مثل شما آقاي شير زاد كنترل و نگهداري آن. بيائيد بخواهيم كه جامعه مير حسين را انساني عادي ( بدون وجوه كاريز ماتيك) و صالح با توانمندي محدود و برنامه ساده در اصلاح چند فاكتور اساسي ( ونه همه امور ) بپذيرد و با همين حد از پذيرش براي راي دادن به او هجوم بياورد
با تشكر
Posted by: حميد | May 10, 2009 09:32 AM
به امید فردایی روشن آقای دکتر
Posted by: مصطفی | May 9, 2009 05:17 PM
رهبر معظم انقلاب:
در داخل كشور خودمان جنجال راه انداختند كه آقا انرژى هست ه اى هزينه بدون سود است؛ چرا داريد اين كار را مي كنيد؟ حالا تبليغات جهانى كه اين مسئله را
كاملاً دنبال مي كرد و هنوز هم مي كند؛ اما در داخل كشور خودمان از اولى كه اين مسئله ى
هسته اى مطرح شد، از پنج شش سال قبل از اين تا حالا مرتباً اين مطلب را گفت هاند و تكرار
كرده اند. حتّى عده اى نامه نوشتند و گفتند آقا ما فيزيكدانيم. اينكه مي گويند ما توانسته ايم
دستگاه هاى سانتريفيوژ را راه بيندازيم، اصلاً واقعيت ندارد>>
Posted by: Anonymous | May 9, 2009 11:31 AM
باز هم یکی به نعل و یکی به میخ؟؟؟
موسوی: هم به بسيج اعتقاددارم هم به جبهه مشاركت!!!!
کم این مدت دانشجوها و زنان از بسیج کتک خورده اند؟؟؟ توهین شنیده اند.
اشکالی ندارد هر کسی می تواند مخاطبی در انتخابات داشته باشد ولی با این صحبت ها حتما روز به روز از تعداد مخاطبین دانشجو و زن آقای موسوی کمتر خواهد شد
Posted by: آینده | May 8, 2009 01:46 AM
استاد عزیز، توشته بودید که ؛ از همه زیبا تر ایستادگی خاتمی است در کنار، گاه پیشاپیش و گاه در پشت سر جنبش عطیمی که در حمایت از موسوی در حال شکل گیری است. این مرد دریائی است باور نکردنی از کرامت و صفا......؛
اول اینکه چرا باور نکردنی؟ اتفاقا خیلی هم باور کردنی است. انسان برجسته از هیچ نگاهی پنهان نمیماند. و اینکه ؛از همه زیبا تر .....؛ اقای خاتمی همیشه زیباست و حضورشان همه چیز را زیبا میسازد. اما این چه ربطی به اقای موسوی دارد؟ اقای موسوی بجز اینکه مردم را فقط با ترساندن از احمدی نژاد بخود جلب کند توضیحات فراوانی را بمردم بدهکارند حتی اگر برای ریاست جمهوری هم کاندید نباشند. ایشان تا بحال حتی به ساده ترین سؤالها هم پاسخ نداده اند. موج سومی ها هم میتوانند برج میلاد را روی سرشان بگذارند. اقای خاتمی هم میتوانند، با همه ارادتی که ما بایشان داریم، اقای موسوی راصد در صد حمایت کند، ما هم میتوانیم از ترس اقای احمدی نژاد به ایشان رای بدهیم. اما نهایتا اقای موسوی باید حد اقل بچند سؤال جواب بدهد، از جمله اینکه این سکوت بیست ساله معنی اش چه بوده است؟ و در ان سالها که سکوت نکرده است چه حرفی زده و چه نهادی را بر پا ساخته که تا بامروز در پیشرفت جامعه نقشی بازی کرده باشد. شما خودتان خوب میدانید که علت سکوت ایشان این است که هیچ برای گفتن ندارند. در این مدت بیست و هشت سال، ایشان نخست وزیر، مشاور رئیس جمهور، عضو شورای تشخیص مصلحت نظام و غیره بوده اند و در هیچکدام از این مقامها هیچ نهادی را و هیچ ارزشی را پایه گزاری نکرده اند که در پیشرفت دمکراسی تاثیری داشته باشد. و احتمالا ایشان در پست ریاست جمهوری هم خیلی تفاوتی نخواهند داشت حتی اگر اقای خاتمی با تمام وقار و زیبائی خود ۲۴ ساعت سایه بسایه ایشان حرکت کنند.
Posted by: مینا زند | May 7, 2009 10:57 PM
جناب شیرزاد با درود
پيشنهاد میکنم به خبرنامه امیر کبیر رفته و شرح سخنرانی میر حسین موسوی را در دانشگاه بابل در اين سايت مطالعه کنند. بسيار بسيار جالب و خواندنی است.
http://www.autnews.ws/archives/1388,02,00023323
مهمترين قسمتش اينجاست که در جواب سئوالات دانشجويان دانشگاه بابل :
«موسوی در حالیکه از پاسخ دادن به سوال های نماینده انجمن اسلامی بابل طفره رفت، با لحنی آکنده از خشم اعلام کرد که این ۶ سوال بیش تر شبیه یک بیانیه است تا مطالبات.
وی گفت: “من ۲۰ سال سکوت نکردم و با بستن فله ای مطبوعات مخالفت کرده ام”. او همچنین گفت: “من صراحتا با اصلاح قانون اساسی مخالفم. من دیدم که چه کسی آن قانون اساسی را امضا کرد. من نمی گویم شما کافرید ولی این مواضع ما را به جایی درست نخواهد برد”. وی در ادامه گفت: “من کاملا به این قانون اساسی معتقدم و با آن وفادار خواهم ماند”.»
اگر گفتيد کجايش جالب است؟ آنجا که میگويد:
«من نمیگويم شما کافريد»!!!
نه جان من تو بميری بيا و بگو!
ببینم جناب شیرزاد آیا شما که سنگ این آقا را به سینه می زنید و از اخلاقییات و غیره صحبت می کنید هم فکر می کنید سئوال از ایشان در باره قتل عامها و گورهای دسته جمعی؟ ادامه جنگ؟ مواضعش در این بیست سال؟ وهزاران سئوال دیگر کفر است؟ اصلا چه ارتباطی به کفر دارد؟ مگر آن کسی که آن قانون اساسی را امضا کرد (که خدا لعنتش کند و به عذاب الیم گرفتارش کند) خدا بود؟ لابد برای این جماعت هست که مخالفت با امضایش را چیزی برابر کفر می دانند! غیر از این است؟
باور کنید ذهن و نحوه دید این جماعت از بزرگ و کوچک با آدمهای امروزی فرق میکند! اینها همه چیز را در چهار چوب کفر و ایمان میبیینند! عینکی جز این بر چشم ندارند! این هنوز رئیس جمهور نشده حرف از کفر و ایمان می زند بدا به زمانی که رئیس جمهورهم بشود! به همان خدائی که یقین دارم هیچ باورمندی به این نظام به او ایمان ندارد که اگر داشت در برابر این همه ظلم و دزدی و جنایت و ویرانی و دروغ و دغل ساکت نمی نشست امید بستن به این نظام و به این مسئولان آب در هاون کوبیدن و فرصت از دست دادن است.
اينهم منجی و نجاتبخش و نور چشم و اميد اصلاح طلبان نظام ولايت فقيه!!
به قول خاقانی
گریند بر آن دیده کینجا نشود گریان!
سیف فرقانی درست گفت وقتی خطاب به مغولان فرمود که:
در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت
این عوعو سگان شما نیز بگذرد!
بله جناب شیرزاد موجی در راه است ولی به امید ایزد یکتا آن موجی نیست که شما تصور می کنید! موجی خواهد بود که به نابودی این نظام جهل و جنون و خون و جنایت خواهد انجامید.
به امید آنروز
شاد باشيد
شيرزاد:
شايد مشكل آن دوستان بابلي و شما در اين باشد كه مي خواهيد پاسخ تمام سوالهاي انباشته و عقده هاي تاريخي خود را از كسي دريافت كنيد كه صميمانه با شما حرف مي زند. اگر هنري هست بايد در اين باشد كه در مقابل قدرتمنداني كه با كسي از موضع برابر حرف نمي زنند چالش فكري كنيم تا راهي باز شود كه همه بتوانند حرف خود را به آن كساني كه سزاوار است، بزنند.
Posted by: شایان | May 7, 2009 07:57 PM
سلام اقای دکتر،
من شما رو خیلی کم میشناسم . فقط میدونم در کار سیاست هم مثل فیزیک واردید. چند تا سوال سخت دارم که به این معنی سخته که به راحتی نمیتونم با هر جوابی قانع بشم. گفتم از شما بپرسم شاید زبان یه استاد فیزیک رو بهتر بفهمم. اگه وقت داشتید لطفا جواب بدید.
من چطور میتونم قانع بشم که تو مملکتی با شرایط فعلی ایران، انتخابات سالم برگزار میشه؟ و اگر نمیشه چرا من باید رای بدم؟ چه فرقی داره حتا میلیونها رای وقتی تصمیم رو از قبل گرفتن که کی باید بیاد سر کار؟
برای من که هنوز گاهی فکر میکنم چپ و راست دستشون تو یه کاسه است و اینا همش نمایش جلوی مردمه، همین که تصمیم به رای دادن گرفتم خودش خیلیه!!! ولی حقیقتا هیچ جور نمیتونم خودم رو قانع کنم تو سیستمی رای بدم که ...
Posted by: Anonymous | May 7, 2009 05:27 AM
رای اصفهان و رای ایران دکتر احمدی نژاد است ...
اگر من برخیزم
اگر تو برخیزی
همه بر می خیزیم ..
تیتر: حمایت از دکتر محمود احمدی نژاد
موضوع: اجتماعی
خطاب به: ایمان
حمایت از دکتر محمود احمدی نژاد
رئیس جمهوری که گفتمان عدالت و انقلاب رو احیا کرد.
کسی که با شجاعتش به غرب فهماند که باید روی قطبی به نام ایران حساب باز کنند.
کسی که به دشمنان فهماند که ایرانی، عزت و اقتدار خود را با هیچ چیزی عوض نمیکند.
رئیس جمهوری که میان من و تو است و نه پشت اتاق شیشه ای.
تعداد امضاء: 101508 امضاء تا این لحظه
برای امضای این لینک به اینجا مراجعه کنید.
Posted by: ما را هوا نگيرد ... | May 5, 2009 02:21 PM
سلام. امیدوارم این موج سد این روزگار لعنتی را بشکند...امیدوارم و غیر از این نیز نباید باشم...امید نبود باور کنید 4سال عمریست، قبول کنید سخت بود...حالا که دیگر دارد تمام می شود نمی توانم ناامید باشم
Posted by: farzad | May 4, 2009 11:59 PM
پیوند بازار و حوزه هر روز به یک نام و شکل خون مردم بدبخت و بی لیاقت ایران را می مکد. یک روز اصباح طلبی یکروز عدالت...
من امروز طرفدار احمدی نژادم چون حالا که ما مردم فقیر چیزی گیرمان نمی اید آن بازاریهای خون آشام هم به خاک سیاه نشسته اند
بگذار تا خشک و تر با هم بسوزد. این کارهای شما هم در انتخابات راه به جایی نمیبرد همانطور که کارهای ما 4 سال پیش راه به جایی نبرد...
خوشم از احمدی نژاد می اید که چنان ...!
Posted by: مسعود | May 4, 2009 01:24 PM
موسوی دلچسب تر می شود هر روز.
فقط خواستم در مورد سیستم توزیع نفت مد نظر کروبی توضیحی بدم. این رو ببینید.
http://www.rastak.com/showtext.php?id=1529
Posted by: نوید | May 4, 2009 12:23 AM
خدا کند راست باشد. بسیاری از پیش بینی های سیاسی دیگر آقای شیرزاد که در همین وبلاگ نوشته شده نادرست از آب درآمد. امیدوارم این یکی درست باشد و این بار دماسنج آقای شیرزاد درست کار کرده باشد
Posted by: امیر | May 2, 2009 08:39 PM