« پژواک همان غوغا * | صفحه اول | سانسور كتابهاي درسي* »

آيا ماجرا تمام شد

ماجراي کردان تمام شد، اما بعيد است ماجراي دروغ و دروغگويي در دنيا به پايان رسيده باشد. گويي اراده يي در کار است که گفته شود؛ «هر چه بود تمام شد و بر گذشته ها صلوات»، اما بدون ترديد آنچه حائز اهميت است، روندهاي غلط است و بداخلاقي هاي نهادينه که بايد ريشه کن شود، وگرنه همان طور که مجلسي ها هم گفتند، چه کسي با علي کردان پدرکشتگي داشت.

سوال اين است آيا پديده کردان يک پديده فردي است يا يک رويه ريشه دار و داراي زمينه هاي مشخص سياسي و اجتماعي است که در قالب يک تخلف آشکار بروز يافته است. چنانچه پاسخ از نوع اول باشد، معنايش جز اين نيست که در بستري از سامان يافتگي، صداقت و راستي يک عنصر ناساز و متفاوت با روند کلي، خود را در چهره يي مغاير با اصل خويش جا زده و موفق شده است قريب به 30 سال در شکل يک عنصر خدوم، صادق و ايثارگر در نظام صعود کند و تا وزارت کشور بالا رود. در اين صورت بدون ترديد بايد روند برخورد با عنصر خاطي تا آخر ادامه يابد و دستگاه قضايي با قاطعيت و بدون مسامحه، کردان را به اتهام سوءاستفاده از اعتماد مردم و مسوولان نظام محاکمه کند. آيا چنين امري واقع خواهد شد؟ ترديد جدي دارم.

موضوع کردان کماکان موضوع يک آزمون جدي براي اردوگاه اصولگرايان است. در اين سه ماه که وي مستاجر موقت ساختمان وزارت کشور بود، برخي از اصولگرايان از اين آزمون سربلند خارج شدند و برخي امتحان بدي پس دادند. من شخصاً با وجود تمام اختلافات فکري و روشي با اصولگرايان نسبت به کساني که صادقانه پاي اصول و ارزش هاي اخلاقي ايستادند و دفاع از صداقت و راستي را به مصالح جناحي نفروختند، احساس احترام و تکريم دارم. بدون ترديد با وجود آنکه مجلس هشتم محصول اما و اگرهاي فراموش ناشدني زمان انتخابات است، اما در مقام عمل در ماجراي اخير همان کاري را کرد که از يک مجلس زنده و واقعي انتظار مي رفت. انصاف حکم مي کند از اين بابت به کساني که قاطعيت و ايستادگي به خرج دادند و کساني که اسير تعصبات سياسي و وابستگي ها نشدند و با معيار و وجدان حکم دادند، تبريک بگوييم.

اما سخن اينجاست که داستان پايان نيافته است. هنوز کساني هستند که بايد نسبت خويش را با مساله روشن و قضاوت شفاف خود را بيان کنند؛ از کساني که به جاي حساسيت نسبت به تخلفات مسوولان و عدم صداقت ها دستور فيلتر کردن سايتي را دادند که تنها جرمش آن بود که مدرک کردان را در معرض ديد افکار عمومي قرار داده بود تا همکاران آقاي کردان در دولت و از همه مهم تر رئيس دولت و بالاخره کليه کساني که در تمام 30 سال گذشته از کردان حمايت کردند. در اين ماجرا برخي تنها بر مبناي معيار هم ولايتي گري چشم بر بي صداقتي بستند و برخي چنان رفتار کردند که گويي کردان در گذشته آنها را سحر و جادو کرده و آنها بدون اراده از او حمايت کرده اند.

فراموش نکنيم چالش پديدآمده بر سر عملکرد کردان بسيار جدي است و نمي توان با تعابير تعارف آميزي از قبيل اختلاف سليقه يا تفاوت نگاه جزيي از کنار آن گذشت. البته براي همه ما بسيار طبيعي است که شخص کردان در جايگاه متهم به بي صداقتي در مجلس از آسمان و ريسمان بگويد و ابر و باد و مه و خورشيد و فلک را در توطئه عليه خويش متهم کند، اما به اصل داستان ادعاي دروغين خويش که مي رسد به آهستگي از کنار آن رد مي شود.

در عین حال هنوز اين سوال و ابهام باقي است که آقاي رئيس جمهور صريحاً چه قضاوتي در اين مورد داشته است؟ آيا ايشان وزير منتخب خويش را صادق مي داند يا کاذب؟ مجلس در اين مورد به صراحت نظر خويش را گفته است. قضاوت رئيس جمهور چيست؟ اين امري نيست که بتوان با کلي گويي و در لفافه سخن گفتن از کنار آن گذشت. طرفداران آقاي احمدي نژاد در اين چند ساله از بابت رک گويي و صراحت در بيان، ايشان را ستوده اند. به زعم من اين صراحت و سخن گفتن بدون واهمه در مقام محکوم کردن استکبار جهاني و صهيونيسم تا وقتي هزينه هايش را ملت مي پردازد، چندان ستودني نيست. شهامت و رک گويي در بيان حقايق وقتي تحسين برانگيز است که آدمي بتواند آن را درباره عملکرد خويش و زيرمجموعه خويش به کار برد، به ويژه آن زماني که افکار عمومي ناخودآگاه منتظر است در مورد يک مساله اساسي و مبتلابه کشور نظر صريح و بي پرده بشنود. اين همان آزموني است که تاکنون دولت نهم نمره خوبي در آن نگرفته است. فقط از باب مقايسه بد نيست يادآوري کنيم صراحت دولت اصلاحات را در افشا و محکوميت سوء عملکرد عواملي که درگير قتل هاي زنجيره يي بودند و هزينه کلاني که اصلاح طلبان بابت آن اصولگرايي کم نظير پرداختند.

دستگاه قضايي نيز وظيفه خطيري برعهده دارد. بايد تکليف شکايت آقاي کردان از فردي که به ادعاي ايشان عامل صدور مدرک جعلي براي ايشان بوده است، روشن شود. آيا کمترين ترديدي در اين امر وجود دارد که در سه ماه گذشته آبروي نظام دستخوش خدشه جدي قرار گرفته و اعتماد عمومي مردم نسبت به مجموعه حکومت آسيب ديده است؟ اگر در اين امر شکي وجود ندارد، مسوول آن کيست؟ چه کسي بايد مسوول بحران ايجاد شده را مشخص کند و به مجازات برساند؟ آيا مدعي العموم در شرايطي هست که بتواند عامل يا عاملان رشد و نفوذ کردان در نظام را شناسايي و معرفي کند، يا مصلحت ايجاب مي کند که به مرور تب ماجراي کردان فروکش کند و همه چيز فراموش شود؟ آيا به عنوان يک نشانه نمادين مدعي العموم قادر است حقوق و مزايايي که آقاي کردان با مدارک غيرواقعي از بيت المال گرفته را برگرداند تا روشن شود دستگاه قضايي نسبت به ناراستي ها در دستگاه هاي اجرايي بي تفاوت نيست؟ آيا چنانچه چند ماه بعد خبرنگاري در اين مورد از سخنگوي قوه قضائيه سوال کند، اين پاسخ را نخواهد شنيد که آقاي کردان شاکي خصوصي نداشته است؟! به راستي اگر در قوه قضائيه اراده يي براي پيگيري علل و عوامل خدشه دار شدن اعتماد عمومي مردم در اين موضوع وجود نداشته باشد، چه کسي حق مردم را استيفا خواهد کرد؟ آيا در مجموعه مجلس، دولت و قوه قضائيه کساني پاسخگوي اين امر خواهند بود که در پس ماجراي تلاش براي تغيير راي نمايندگان از طريق پرداخت پول چه کساني قرار داشتند؟ آيا اين ماجرا هم يک اقدام فردي خواهد بود که هرگز عامل آن محاکمه نمي شود؟

مي بينيم که هنوز موضوع کردان تمام شده نيست و نمي توان پرونده را مختومه پنداشت. شايد به تعبيري اين تازه آغاز ماجرا باشد. هنوز هيچ ابهامي برطرف نشده است. سوالي که در افکار عمومي جاي دارد، آن است که چرا چنين شد؟ حتي کساني که در موضوع کردان آزمون خوبي پس دادند، ناگزيرند به اين سوال پاسخ دهند که کدام روندها و رويه هاي اشتباه باعث شده است فردي که به قول نمايندگان دو سال پياپي در تحصيلات خود مردود شده است و نهايتاً فقط موفق به اخذ مدرک فوق ديپلم شده تا حد يک مدير تحصيلکرده و مدرس دانشگاه خود را جلوه گر کند و تا وزارت کشور بالا رود.

آيا مجموعه دوستان اصولگرا پاسخي براي اعتماد بي حد و حصري که به برخي عناصر دارند و در مقابل بدبيني و بي اعتمادي توجيه ناپذيري که نسبت به انتقادها و ايرادهاي مخالفان خود دارند، مي توانند ارائه کنند؟

دنبالك اين مطلب:
http://shirzad.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/310

نظرات بازدیدکنندگان

جناب شيرزاد ! وزير آموزش و پرورش دوران اصلاحات مدرك دكترا از دانشگاه جعلي هاوايي نداشت؟!
اون را كه حتي استيضاح هم نكرد مجلس ششم؟
انصاف داشته باش ...!

شيرزاد:
ايشان در هيچ جايي ادعاي داشتن مدرك دكتري نكردند. ضمنا يادتان رفته است كه بر سر قانوني بودن يا نبودن دانشگاهي به نام هاوايي در قوه قضاييه كش و قوسهاي زيادي بود و سرانجام به فعاليت هاي آن پايان داده شد، اما من نشنيدم حكمي عليه كساني كه مدرك از آنجا گرفته بودند صادر شده باشد. معمولا وزارت علوم اين گونه مدارك را به رسميت نمي شناسد و اشخاص حق ندارند از حقوق قانوني خاصي در ارتباط با اين مدارك استفاده كنند. ضمنا فراموش نكنيد مشكل اصلي آقاي كردان دروغ گفتن به مجلس و مردم بود نه داشتن مدرك بي اعتبار. البته يك بار هم آقاي حاجي در مجلس ششم اسيضاح شد كه راي اعتماد گرفت.
فكر نمي كنيد اين شيوه خوبي براي تطهير افراد نيست كه سعي كنيم همگان را آلوده بپنداريم.

سلام
به توصيه دوستي مطلب زير را در وبلاگتان خواندم:
http://shirzad.ir/2006/02/post_19.html
برايم جالب بود نگاهتان به اين مساله
نظر يك بنده خدايي رو هم كه گفته بود تخيل قوي‌اي داريد تاييد مي كنم
برايم جالب است چرا با اين نگاه پسر خودتان هم جزء همان فارغ التحصيلان مفيد است كه براي هفته شهدا وقت زيادي تلف مي‌كند
يا اين افتادم:«الغريق يتشبث بكل حشيش» مواظب خودتان باشيد

شيرزاد:
مايه گذاشتن براي زنده نگه داشتن ياد شهدا افتخاري است اگر پسرم در اين راه تلاشي كرده است و آن را با دكان درست كردن و نان خوردن از نام شهدا بايد تفكيك كرد. برايم روشن نيست لحن نامهربانانه شما ناشي از چه كينه اي است.

جناب شیرزاد سلام من مطمئن هستم خیلی فکر کرده ای که حداقل یک اقدام در راستای اصلاح طلبی از افراد نامبرده پیدا کنی اما نتوانسته ای چون اینها ممکن است که با گروه رقیب اختلافاتی داشته باشند و شورای نگهبان هم درحقشان اجحافی انجام داده باشد اما به هیچ وجه اصلاح طلب محسوب نمی شوند. شاید طبق قاعده دشمن دشمن دوست محسوب میشود اینها دوست شما بنظر برسند اما اصلاح طلب وصله ای است که به اینها نمی چسبد 

شيرزاد:
اصلاح طلبي يك مارك انحصاري نيست كه در اختيار بنده يا جنابعالي يا هر كس ديگر باشد. دوستاني كه شما فرموده ايد مورد احترام بنده و بسياري از اصلاح طلبان هستند. در عين حال هر كسي را مي توان نقد منصفانه كرد. اگر بر فرض مشي و روش بنده در مواردي با اين دوستان تفاوت داشت من به خود اجازه نمي دهم آنها را از دايره اصلاح طلبي خارج ببينم. شما را به انصاف توصيه مي كنم.

استاد سلام. مثل همیشه با شجاعت و منصفانه نوشتید.
البته حالا که حرف صداقت و راستی شده بد نیست کسی هم یک سری به مدارک خود اقای ريیس جمهور بزنه که ظاهرا احتیاج به توضیحات فراوانی دارد. که ایشان توی انگلیس به چه زبانی تحصیل میکرده و چرا ادامه نداده و یا اگر داده چه مدرکی گرفته. و اینکه در ژاپن در کدام دانشگاه تحصیل میگرده و چه میخوانده و بچه زبانی ؟ ژاپنی؟ انگلیسی؟ پس چرا ایشان یک کلمه انگلیسی حرف نمیزنه؟ حرف زدنشان هم که نه نشانی از دکتری در خود دارد و نه از زبان فارسی. ادبیات ایشان با یکدنیا سخاوتمندی از کلاس هشتم تجاوز نمیکنه. شاید هم ایشان شاگرد همان اقای کردان بوده است! من یکی که مرده ام برای اینکه ببینم که تز فارغ التحصیلی ایشان را چه کسی خوانده و کدام استادی زیر انرا امضاء کرده است. ان تز حتی اگر راجع به خط کشی عابر پیاده بوده باشد سواد و ادبیاتی بیش از اینکه ایشان از خود نشان میدهند را ایجاب میکند. ان حداقلی از علم منطق و بحث علمی و راه و روش نگارش و لاجرم گفتار که لازمه اصلی نوشتی رساله علمی است از ادبیات ایشان غایب است . و اینجا ما میمانیم که داستان دکتری ایشان از چه قرار است. شاید هم بیخودی نیست که انطور با دل و جرات انها را کاغذ پاره خواند. و شاید هم دفاع ایشان از اقای کردان بیشتر متوجه خود ایشان بوده است.

شيرزاد:
آقاي احمدي نژاد مدرك رسمي دكتراي خود را از دانشگاه علم و صنعت ايران گرفته اند. استاد راهنماي ايشان آقاي دكتر بهبهاني است كه در دوره شهرداري معاون ايشان بود و الان هم وزير كابينه ايشان است. آنطور كه شنيده ام ايشان در زمان اشتغال به شغل استانداري اردبيل مدرك دكتري گرفته اند. اما من هم مثل شما بدم نمي آيد تز دكتراي ايشان را ببينم.

سلام استاد....
قضیه کردان ضربه سختی به اصول گرایان وارد کرد و به بی اعتمادی ها دامن زد....اما خوب ..بد نیست اوضاع دیگر مردان حکومتی را هم از این نظر بررسی کرد...شاید کردان های دیگری سر کار باشن ....اصلا شاید مملکت دست کردان! میگرده

راستی اگه من اصلاح طلب بودم برا انتخابات ریاست جمهوری آینده جریان کردان رو پیراهن عثمان می کردم بر ضد اصلاحطلبان....
اما من کاره ای نیستم! یه دانشجو سرکوب شده بیش نیستم...

شيرزاد:
ظاهرا جمله آخرتان قاطي پاطي شده است. در هر حال كسي قصد پيراهن عثمان درست كردن ندارد. اما به راستي معلوم نيست چه كسي پاسخگوي رشد آقاي كردان در نظام داخلي اصولگرايان است.

باید سوال اصلی را از سرکرده اصولگرایان پرسید آیا از تمام ملی - مذهبی های تاریخ اخیر چنین گافی را می شود سراغ گرفت از خراسانی تا نائینی و آشتیانی ازستار خان تا مصدق و طالقانی و از عزت سحابی تا نویسندگانی که معلوم نیست به کدامین فتوا مهدورالدم شدند آیا اگر امام زنده بود حال وروز ما همین بود یا به حکم روایت خلخال مردن را ترجیح می دادیم اما چه کنیم که تا شقایق هست زندگی باید کرد........تاهستی بنویس..........

سلام استاد
از مطالب روشنگرانتون ممنونم.شخصاً همواره مطالب شما را پیگیری میکنم.واقعاً در قضیه آقای کردان موضوع کاملاً واضح و روشن است حال چرا بعضی ها نمی خواهند قبول کنند نمی دانم؟!!!
راستی بحث مدرک فوق لیسانس ایشان به کجا کشید؟

لزوم بازگشت تفکر جبهه مشارکت به مدیریت کشور/به بهانه دهمین سال تاسیس مشارکت/به قلم مدیروبلاگ....

راه دموكراسي از اين حوالي نمي گذرد.
هميشه از اينكه كاري پيش بيايد و از نوشتن مرا منصرف سازد استقبال مي كرده ام . شايد باور نكنيد ولي گاهي براي اينكه انديشه هايم را روي كاغذ نياورم به بستر مي رفتم و مي خوابيدم تا ننگارم.
انگيزه ام هماره اين بوده است تا هم نوايي با مخالفان نظام پيش نيايد و من گامي در جهت تضعيف نظام بر ندارم . اما اكنون وضع فرق مي كند . احساس مي كنم اگر ننويسم به رسالتي كه بر عهده دارم عمل نكرده ام .
اگر حمل بر خودستايي نشود اينرا را در خود از مدتها قبل يافته بودم كه قدرت تحليل مسائل در حد بسيار بالا در من وجود دارد .
هميشه در مواجه با مسائل چنان دقيق به كنه مطلب پي مي بردم و تحليل مي نمودم كه كسي چنان تحليلي ارائه نداده بود و مدتي بعد همان مي شد كه گفته بودم .
البته جرئت بيان نداشتن در افراد هم مهم است. اي بسا برخي افراد نيز به همان كه من بيان مي كردم رسيده بودند اما جرئت بيان نداشتند.
خوب است در اينجا خاطر ه اي بازگو كنم.
سالها قبل در جمعي صحبت مي كرديم . مطلب رسيد به اينكه در خصوص موضوعي اگر رهبري نظام به گونه اي ديگر بينديشد تكليف چيست .من به صراحت گفتم چه مانعي دارد كه نتيجه فكر صورت گرفته توسط گروهي مخالف آن چيزي باشد كه رهبري نظام مي انديشد. غوغايي به پا شد و از هر سو حرفي و اعتراضي عليه من بلند شد.
اين گذشت تا اينكه اخيرا مصاحبه اي از آقاي علي مطهري خواندم كه گفته بود:
ما بايد برداشت خودمان را از ولايت فقيه تصحيح كنيم. يكي از مشكلات برخي از اصولگرايان اين است كه تلقي درستي از ولايت‌فقيه ندارند. همين باعث خمودي، تملق و چاپلوسي شده است. اگر يك نفر را قبول كرديم وقتي انحرافي از او ديديم بايد بگوييم.

عده‌ زيادي مي‌گويند ما در هيچ مساله‌اي حق دخالت نداريم مگر اينكه بدانيم ولي فقيه موافق است. اين برداشت غلطي است.
برخي نمايندگان ولايت‌فقيه را به معناي تعطيلي عقل مي‌دانند به‌گونه‌اي كه ما اصلا نبايد فكر كنيم، نبايد درباره يك مساله شخصا تصميم بگيريم و عمل كنيم.

ما مي‌گوييم ولايت فقيه هيچ تكليفي را از ما ساقط نمي‌كند همان‌طور كه انتظار فرج هيچ تكليفي را از ما ساقط نمي‌كند. اينكه ما منتظر امام زمان(عج) هستيم به معناي اين نيست كه هيچ كاري انجام ندهيم و بيكار بنشينيم و دست روي دست بگذاريم تا حضرت ظهور كنند. هركس بايد ببيند وظيفه‌اش چيست. اگر احساس كرد حقي ضايع شد، بايد فرياد زد. اگر ديد انحرافي ايجاد شده، بايد مقابل آن بايستد. منتها زماني ولي‌فقيه اعلام نظر مي‌كند. صراحتا و علني سخن مي‌گويد، خب ديگر برخلاف نظر ايشان كسي عمل نمي‌كند. اين ولايت‌مداري است. اما عده‌اي ولايت‌مداري را به معناي عدم حريت و آزادگي و بي‌مسئوليتي تعبير مي‌كنند. اين درست نيست. بايد اين مساله در بين اصولگرايان حل شود كه منظورتان از ولايت‌فقيه چيست.
خيلي از هواداران دولت حمايت‌هاي رهبري از دولت را به اين معنا مي‌گيرند كه ديگر هيچ‌كس نبايد هيچ انتقادي از دولت داشته باشد. اين كار آنها نشان مي‌دهد كه آنها برداشت درستي از ولايت فقيه ندارند. در حالي‌كه بعدا وقتي مستقيم با رهبري صحبت مي‌كنيم، مي‌بينيم كه نظر ايشان، آن برداشتي كه هواداران دولت داشتند، نبوده و نيست. در نطق اخير ايشان براي دانشجويان، مشخص شد تصورات خيلي از افراد باطل است. مثلا چون ايشان رئيس سازمان صداوسيما را انتخاب كرده‌اند، پس كسي حق ندارد از صداوسيما انتقاد كند. ايشان گفتند كه اصلا چنين نيست و به اين معنا نمي‌باشد. اين حرف‌ها را ما از 10 سال پيش مي‌گفتيم. اين برداشت‌ها بايد درست شود. آن وقت اصولگرايي تصحيح مي‌شود.
اين يعني همان چيزي كه من سالها قبل گفته بودم و الان مي بينم در عمق ذهن خيلي ها اين مطلب وجود دارد اما ترس و خود سانسوري اجازه طرح آنرا نمي داده است.
.....

سلام استاد
کردان نمونه ای از بسیار بود.رابطه باز وسفارش سالاری موضوع مختص کردان نبود ونیست که بخواهد با ÷ایان رسوایی او تمام شود.این سیستم بیمار مدیریت درکشورماست که ذاتش با دروغ وتظاهر آمیخته شده وکردان تنها نمونه کوچکی از آن بود.

آقای دکتر سلام. من یک سوالی دارم که باید از شما بپرسم. بالاخره تخصص شما فیزیک هست دیگر. اخیرا فیلم یک مراسمی را می دیدم به نام شهادت آب. ظاهرا یک پرفسور ژاپنی آمده و اثبات کرده که آب دارای احساس است و وقتی مثلا بهش می گویی صدام ، شکل مولوکول هایش زشت می شود. البته بعید هم نیست ولی چون من قبلا در شبکه چهار یک برنامه ای دیده بودم که راجع به همین موضوع مفصلا بحث علمی می کردند و دانشمندان غربی دو گروه شده بودند. یک گروه معتقد بودند آب حس دارد و گروه دیگر این اعتقاد را نداشتند.آخر سر هم بعد از کلی بحث و جدال مشخص شده بود اب حس ندارد. حتی سر این موضوع دو دانشمند فیزیک شرط بندی میلیون دلاری کرده بودند. حالا این آقای ایماتو آمده و می گوید که آب حس دارد . در ایران هم خیلی سر و صدا کرده. البته من تعجب می کنم که چرا تا به حال در تلوزیون منعکس نشده. شاید به خاطر این که زیاد معتبر نیست! به هر حال می خواستم نظر شما را بدانم. ممنون

شیرزاد:
من اطلاعاتی در مورد این ادعاها ندارم، ولی به نظر نمی رسد که کار علمی صورت گرفته باشد.

جناب شیرزاد سلام
دررابطه با موضوع کردان مطالب خوبی عنوان نموده اید به امید روزی که تمامی کردانها دستشان برای مردم رو شود .استاد محترم آیا از نظر شما افرادی مثل محتشمی پور و کروبی و مجید انصاری اصلاح طلب هستند اگر جواب مثبت است لطفا یک اقدام اصلاح طلبانه از این افراد را ذکر نمایید .متشکرم

شیرزاد:
ایستادگی در مقابل اجحاف ها و تحمیل های شورای نگهبان

سلام استاد....نمي دانم چطور بگويم از تو متنفرم.خدا را گواه مي گيرم که نمي دانم چرا ولي طيف وسيعي از ما از تو متنفريم...تو مي خواهي ما را رنگ کني .......به کارهايت نگاهي بيانداز

شيرزاد:
نه به آن "سلام استاد" گفتنت، نه به اون توهين ها كه نقطه چين كردم.

راستش را بخواهید به این نتیجه رسیده ام که معیار وزیر و وکیل بودن ویژگی خاصی است که اگر آن را داشته باشی دروغگو و جاعل و بی اخلاق هم باشی روحیه بسیجی داری و مظلوم واقع شده ای، بی بی دو عالم هم به کمکت می آید، نداشته باشی هر حسن دیگری هم داشته باشی به درد هیچ جا نمی خوری.

شيرزاد:
براي اطلاع خوانندگان عرض مي كنم كه عبارت: "روحیه بسیجی داری و مظلوم واقع شده ای، بی بی دو عالم هم به کمکت می آید" مضاميني است كه كردان در دفاع از خويش بيان مي كرد. البته بنده با ديدگاه منفي گرايانه و افراطي فوق موافق نيستم.

آقای شیرزاد سلام،
همانطور که آقای رئیس جمهور گفتند واقعا رفتار و منش آقای کردان در مقابل این مسئله، نشان از روحیه بسیجی گیری ایشان بود.
ایشان رفتند، و برادرِ سپاهی دیگری که از اقشار مستضعف این جامعه است جای ایشان را گرفتند. این پیروزی را به تمام مستضعفین جهان و مقام معظم رهبری تبریک میگویم.

امیر از ستاره مریخ

شيرزاد:
انتساب كردان به بسيج اهانت به آن است.

سلام. آقای دکتر قضیه این دکترای آقای خاتمی را شما میدانید؟ صحت داره که در نامه هایی که ایشون تو موسسه کیهان امضا کرده عنوان دکتر بوده است؟ اینو آقای حسن عباسی می گفت.

شيرزاد:
بلا نسبت شما، بلا نسبت شما، روم به ديوار، آقاي عباسي يا هر كسي كه اين را گفته مطلب غلطي فرموده.

سرور عزيزم سلأم

فكر ميكنم كار از بالأ خرابه.از زمانى كه يكشبه ...

استاد سلام.خوشبختانه بخش آموزش استفاده بهینه از موضوع کرده است:شورای تدوین کتب درسی تصویب کرد متن دفاعیه دکتر کردان در کتاب درسی به جای درس چوپان دروغگو گنجانده شود

واقعا براي خودم متاسفم
من در ابهام اينم كه كجاي كشور اسلامي است كه به ما مي گويندجمهوري اسلامي ايران

شيرزاد:
پرچم اش.

می گویند که کردان عامل اصلی پشت پرده فیلم عصر عاشورا بوده است. اگر درست باشد واضح است که چرا عده ای اینقدر خود را بدهکار او می دانستند. شاید اصطلاح تلویزیون لاریجانی که آن سال ها برسر زبانها بود چندان دقیق نبوده باشد و تلویزیون کردان اصطلاح درست تر باشد.

شيرزاد:
عملكرد صدا و سيما در دوره ده ساله رياست آقاي لاريجاني قابل دفاع نيست. اما اينكه فكر كنيم همه اش زير سر كردان بوده معلوم نيست فرض صحيحي باشد.