پژواک همان غوغا *
هشت سال پيش در چنين ايامي تبليغات وسيع و کراهت آوري در زمينه حقوق و دريافتي نمايندگان مجلس ششم به راه افتاده بود. صدا و سيما در آن زمان در قالب هاي جدي و شوخي بر اين مساله دامن مي زد. هنوز رنجش ناشي از برخي برنامه هاي به ظاهر طنز اما در واقع مسخرگي و استهزاي راديو و تلويزيون که مثلاً خودروي تعلق گرفته به نمايندگان(با قيمت نسبتاً ارزان) را سوژه تمسخرها و دست انداختن ها قرار داده بود آزاردهنده است.
مجلس ششم با تمام خاطرات تلخ و شيرين آن سپري شد و طايفه يي ديگر با شرحي که همگان بر آن آگاهند به عرصه مجلس هفتم درآمدند. همان جماعتي که در بيرون از مجلس نمايندگان قبلي را متهم به حقوق هاي کلان و مزاياي زياد مي کردند وقتي پايشان به صحن مجلس باز شد، رفتارشان تغيير کرد و به سرعت فهميدند با حقوق هاي معمولي کارمندي قادر نيستند در پايتخت به راحتي به کار نمايندگي بپردازند چه رسد به آنکه در حوزه انتخابيه خود فعالانه آمد و شد کنند و ملزومات ارتباطات گسترده اجتماعي يک نماينده را به جا آورند. بگذريم از آنکه هزينه جلب آراي راي دهندگان در برخي از حوزه ها قبل از ورود به مجلس و هزينه نگهداري آنها بعد از ورود به مجلس بسيار کلان است و اصولاً قابل سنجش با اعداد و ارقامي که به حقوق کارمندان و حتي کارشناسان عالي رتبه مربوط مي شود، نيستند و همچنين است هزينه بسط نفوذ سياسي نماينده در منطقه و همراهي مديران و نيز به کارگماري دوستان و هواداران که اساساً مقوله يي متفاوت است.
مجلس هفتمي ها خيلي زود شعارها و ادعاهاي زاهدنمايانه را ترک گفتند و در جلسات غيرعلني داد سخن از مشکلات و مصائب نماينده ها به ويژه منتخبان حوزه هاي کوچک راندند و دشواري هاي زندگي در تهران و سرکشي به حوزه هاي انتخابيه و اداره دفتر و قس عليهذا را يادآور شدند و خلاصه التماس دعا به هيات رئيسه آن مجلس که آنها را دريابند.
مدعي نيستيم که آنها آلاف و الوف بردند و بيت المال را غارت کردند. بحث در اينکه آيا آن ارقام و دريافتي ها عادلانه بود يا غيرعادلانه نيز نداريم و اصولاً رفتن به جزئيات مزاياي تعلق گرفته را بحثي سبک و دون شأن نهاد قانونگذاري کشور مي دانيم اما آنچه مسلم است اين است که آنها حد و مرز پيشينيان خود را شکستند و حتي با محاسبه تورم سالانه بسيار بيشتر از آنان حقوق و مزايا دريافت داشتند.
تناقض ميان اين رفتار و آن ادعاهاي ساده زيستي قبلي آنها آنچنان بارز و آشکار بود که اغلب نمايندگان مجلس هفتم به شدت نگران دستيابي رسانه ها و افکار عمومي به اطلاعات مربوط به دريافتي خود بودند. اين حساسيت آنچنان بالا بود که شديدترين برخورد را با خانم خبرنگاري که به نحوي توانسته بود به اطلاعات مربوط به فيش حقوقي نمايندگان دست يابد، صورت گرفت، که به نوبه خود ماجراها داشت.
آن مجلس نيز دورانش سپري شد و تنها نماد ساده زيستي که از خود برجا گذاشت حذف پذيرايي ميوه در جلسات بعدازظهر کميسيون ها بود که با يک حساب سرانگشتي مي توان ديد هزينه آن چيزي حدود حقوق و مزاياي يک يا دو نماينده است، اما البته احتمالاً احساس «خودزاهدبيني» شديدي را در افراد برانگيخته بود.
اکنون نوبت به مجلس هشتم رسيده است تا دور جديدي از تداوم حاکميت اصولگرايان بر نهاد مقننه را به عرصه ظهور رسانند. خبري که رسانه ها در اين دو سه روز نقل کرده اند حاکي از اختصاص مبلغ يکصد ميليون تومان به هر نماينده براي تهيه مسکن و خودرو است که گويا نيمي از آن بلاعوض و نيم ديگر وام قرض الحسنه (با بهره صفر درصد) است. اين را مقايسه کنيد با مبلغ شش ميليون تومان که در سال 79 به هر نماينده مجلس ششم بابت وديعه مسکن در تهران وام داده شد و تا ريال آخر هم پس گرفته شد. اگر با احتساب تورم ميانگين سالانه 20 درصد قرار بود مشابه چنين خدمتي به نمايندگان فعلي داده شود علي القاعده بايد مبلغي حدود 25 ميليون تومان وام به آنها داده مي شد. ظاهراً از آن صد ميليون تومان، 80 ميليون آن بابت مسکن درنظر گرفته شده است.
البته بحث تو گرفتي من نگرفتم در کار نيست. مجلس از بابت تصميم هاي نسنجيده و کارشناسي نشده آنقدر مي تواند به کشور خسارت بزند که اين مبالغ در مقابل آن هيچ است. تنها يک قلم کوچک آن در همين مجلس مسامحه و سهل انگاري نمايندگان در بررسي صلاحيت هاي ادعايي وزير کشور بود که متاسفانه قريب به دو ماه است اين وزارتخانه کليدي را از حيز انتفاع خارج ساخته است.
نکته اساسي آن است که هيات رئيسه يي دست به اين تصميم زده است که در راس آن رئيس سابق صداوسيما قرار گرفته است. يعني همان رسانه يي که هشت سال پيش تحت زعامت ايشان و معاون تحصيلکرده و فرهيخته شان شب و روز نمايندگان مجلس ششم را به باد تهمت و استهزا گرفته بود که براي خود حقوق هاي آنچناني وضع کرده اند. اکثر نمايندگان مجلس ششم پزشک، دانشگاهي، مهندس، مدير اقتصادي و شاغل در بخش هاي نسبتاً درآمدزا بودند. براي بسياري از آنها حقوق و مزاياي نمايندگي هر چند براي انجام وظايف محوله و اداره زندگي شان ضروري بود اما چندان تغييري در زندگي شان ايجاد نکرد. اما تحقير و تمسخري که رسانه هاي تحت کنترل اصولگرايان در آن زمان به راه انداختند به راستي يک شکنجه بود. مزايا و امتيازات محدودي که در آن دوران به نمايندگان تعلق گرفته بود مشابه بسياري از مديران و مسوولان بالاي کشور بود. از جمله بد نيست بدانيد اعضاي شوراي نگهبان در هر دوره از همان امتيازات بهره مند بوده اند. اما معمولاً در جامعه فضايي به وجود نمي آيد که مثلاً يک معاون وزير را در جلسه پرسش و پاسخ به چهار ميخ بکشند که چقدر حقوق مي گيري.
متاسفانه به دليل فضاي ذکرشده و تخريب گسترده يي که در حق مجلس ششم روا شد وضعيت به گونه يي بود که در هر جلسه و محفلي کسي را روي کار مي كردند که بلند شود و بپرسد حقوق و مزاياي شما چيست! اينکه چنين فضايي تا چه حد ناشي از جوسازي هاي بولتن هاي محرمانه بوده است، خدا مي داند. اما معمولاً ما آثار اين قبيل جوسازي ها را در سوالات کليشه شده و با متن يکساني مي ديديم که افرادي با تيپ و چهره خاص در جلسات از ما مي پرسيدند. مثلاً به کرات جواني بلند مي شد و سوال مي کرد «شما چرا به جاي اينکه براي مردم کاري بکنيد در همان ابتداي مجلس حقوق و مزاياي خودتان را بالا برديد؟» در حالي که چنين چيزي اصولاً صحت نداشت و مجلس هرگز جلسه يي در مورد مزاياي نمايندگان نداشت و اصولاً چنين تصميمي موضوعيتي براي يک مصوبه قانوني ندارد.
بگذريم. دست روزگار عجب بدخواهي ها و بدسگالي ها را به عامل خويش برمي گرداند. اکنون آنها که آن دام گستردند پاي خودشان در آن گير است. با آن شعار دادن ها و داد از ساده زيستي و عدالت گرايي زدن ها اکنون در محک تجربه بايد ديد که چه امتحاني پس مي دهند. به عبث برخي تصور مي کنند اين قبيل تصميم ها و رخدادها قابل لاپوشاني و کتمان است. گمان مي کنند مجلس هم بسان شوراي دوم شهر تهران يک محفل يکدست سياسي است که از آن چيزي به بيرون درز نمي کند. اينجاست که بايد تعجب کرد از سادگي آقاي قرباني عضو به ظاهر کارکشته سياسي هيات رئيسه که از دست کامران نماينده اصفهان برآشفته اند که چرا اينها را رسانه يي کرديد، گويا اگر ايشان چنين نمي کرد آفتاب زير ابر مي ماند. اصولگرايان مجلس هشتم به زودي پژواک همان غوغايي را خواهند شنيد که خود و دوستان شان به راه انداختند.
------------------------------------------------------------------
* مطلب چاپ شده در روزنامه اعتماد 18/7/87
نظرات بازدیدکنندگان
سلام ؛ نمي دانم مقاله "كيهان : زنان بايد در آماده باش دايم جنسي براي شوهران خود باشند كه به قلم احمد شيرزاد روي سايت امروز قرار دارد ؛اگر از شماست، چرا در وبلاگ شما مشاهده نمي شود.
به هر حال من نكاتي در آن خصوص نوشته ام كه در وبلاگم به نشانيcinemafakher.parsiblog.comموجود است و مي توانيد ضمن بازديد از آن متن را هم مشاهده فرماييد. خ.شحال مي شوم . اگر مقدور باشد به سايت امروز هم اطلاع دهيد اين وبلاگ را بازديد ودر صورت پسند روي سايت قرار دهند.ضمناٌ با نام توسعه سينماي فاخر در googleجستجو كنيد ، بالا مي آيد.ممنونم.
شیرزاد:
ظاهرا یک اشتباهی رخ داده بود. مطلبی با مضمون فوق در کیهان آمده بود که یک کسی در سایت امروز آن را نقد کرده بود که من نبودم. اما اسم بنده روی آن خورده بود که اصلاح شده است.
Posted by: عادل ناصري | November 15, 2008 08:38 AM
محافظت ازنهال مردم سالاری بارای عدم اعتماد به صادق محصولی/یادداشت مدیروبلاگ
اقای حسینیان نماینده مجلس شورای اسلامی اخیرا درموردمعرفی اقای محصولی توسط رییس جمهوربه مجلس به عنوان وزیرپیشنهادی کشور گفته که" مگرمیلیاردربودن عیب است واضافه کرده که اصولگرایان بایدیک نفر پولدارومیلیاردرداشته باشندتادرانتخابات رای بیاورند".درپاسخ این نماینده مجلس بایدگفت که اتفاقا ثروت حلال وکسب روزی ازطرق مشروع نه تنهاعیب نیست بلکه حسن است حتی دراین موردمعصوم گفته" المومن القوی خیرا"واالمومن الضعیف"لکن روی سخن مایااصولگرایان این است که اگرکسی به واسطه ثروت خود ومنابع مالی خودبه تقویت یک جریان کمک کرده وزمینه رای اوری انان رادرانتخابات بوجوداورده است چگونه میتوان اطمینان کرد؟ وسرنوشت انتخابات رابه دست چنین کسی سپردایا نباید فردی را به این مسئولیت حساس گماشت که دارای حداقل هایی ازبی طرفی وبی نظری باشد.ایا اقای محصولی که درانتخابات های اخیربه عنوان مغز متفکرستادهای رایحه خوش خدمت برای رای اوری انان تلاش کرده می تواندمجری انتخابات حساس خردادسال اینده باشد؟واصولا چرارییس جمهور این قدر اصراردارد حتمن یا یک نفر ادم ضعیف النفس وجاعل رابه این سمت بگمارد یا اینکه یارغارورییس ستادانتخابات خودرا وزیرکشورکند .ایا قراراست وزارت کشوربه عنوان ستادانتخابات جناب احمدی نژاد تبدیل شود.دراین صورت بایدگفت اگرچنین اتفاقی بیفتدهم جبهه اصلاحات وحتی جبهه اصولگرایان تحول خواه نبایدبامهره های اصلی خودشرکت کنند وحالاکه بنابه گفته خانم اشراقی نوه امام ابروبادومه وخورشیدوفلک درکارند تااحمدی نژاددوباره دوره دیگری رییس جمهورشودنبایداجازه داد باابروی مردشماره یک اصلاحات درانتخاباتی که به نظرمی رسدعادلانه نیست بازی کرد.نمایندگان مجلس درشرایط حساسی قراردارندوبایدباوسواس وسخت گیری اجازه ندهنداین تنهانمادمردم سالاری دینی هم ازبین برودنبایداجازه دهندمیراث گرانقدرامام دستخوش قدرت طلبی برخی تازه بدوران رسیده هاشود.کلام امام رحمه الله علیه که فرمودند"میزان رای ملت است "بایدسرلوحه کارنمایندگان درروز رای اعتمادبه صادق محصولی باشد.نمایندگان مجلس باانتخاب محصولی فقط برابهامات انتخابات سال اینده خواهندافزود وفضای انتخابات اغشته به شایعات واخبار ضدونقیض خواهدشدفلذا ازنمایندگان می خواهیم برای بسط دمکراسی ومردم سالاری دینی اجازه ندهندرییس ستاد انتخابات رایحه خوش خدمت ومهمترین شارژکننده مالی این جریان برکرسی وزارت کشور تکیه زندونیزنگذارندنهال نوپاوجوان دمکراسی خشک گردد وهمانطوری که درماجرای کردان نشان دادنداهل مماشات نیستند اینبارهم نهال ازادی وحق انتخاب مردم راپاس بدارند.
Posted by: جامعه مدنی(امیر) | November 11, 2008 03:47 AM
با سلام
من در کاشان خدمت شما رسیدم ودر همین صفحه هم سوالی از مدرکدکترای احمدی نژاد ÷رسیدم که شما به ان جواب دادید واز شما تشکر می کنم وعینا در وبلاگم اوردم
http://kamkendex.blogfa.com/post-1355.aspx
که می توانید مشاهده کنید
نقدی یک بازدید کننده به ان دارد که عینا
برای جواب ان تقدیم می شود
جواب شما در وبلاگ خواهد امد متشکرم
نویشته زیر از کامنت یک بازدید کننده محترم در مورد جواب آقای دکتر شیرزاد از مدرک دکتر احمدی نژاد است که عینا تقدیم می شود
بسم الله الرحمن ا لرحیم
با سلام
در پاسخ این سوال جوابی از آقای دکتر شیرزاد داده شده که مایلم توضیحی خطاب به آقای شیرزاد بدهم. جناب آقای دکتر شکی نیست که دادن یک مقالة ISI برای شخصی با توانمندی های علمی دکتر احمدی نژاد کار سهل و ساده ای است چرا که دانشجویان ارشد با توانایی های متوسط کمی به بالا هم می توانند در مجلات معتبر آی.اس.آی مقاله بدهند. اما بنده به طور قطع نمی دانم که ایشان مقالة ISI داده اند یا نه. اما اگر فرض دوم صحیح باشد یعنی تعداد مقالات ISI ایشان صفر باشد توضیحش به نظر بنده بسیار ساده است و بنده هم فعلاً معتقدم که کار درست همین است و قشر علمی و دانشگاهی ما نباید تا این حد به ISI بها دهند. ذیلاً دلایل خودم را در این باره ذکر می کنم. البته تاکید می کنم ممکن است این دلایل نواقصی هم داشته باشند که خوشحال خواهم شد با خوانندگان محترم تبادل نظر نمایم. و اما دلایل مورد نظر برای عدم ارائه مقالات به ISI:
1- اولاً از چندین سال پیش ایده ای در ذهن برخی روشن فکران این مملکت که در راس آنها مقام عزیز ولایت بود شکل گرفته مبنی بر نهضت تولید و بومی سازی علم که هدف غایی و آرمانی این نهضت رسیدن به اوج شکوفایی علمی در کشور می باشد به نحوی که از وارد کننده علم و پیرو بودن، به صادر کننده و پیشرو بودن در تولید علم و بهره برداری از آن تبدیل شویم. از طرفی همانطور که خودتان بهتر می دانید عمده مقالات ISI کمکی به حل مشکلات داخلی و در نتیجه بومی سازی علم نمی کنند البته به جز استثناء هایی که باز هم جنبه پیرو بودن را از دست نمی دهند. و در واقع مقلات ISI بیشتر کمکی هستند برای پیشرفت کشورهای غربی که ما در اینجا با استفاده از بودجه ها و سرمایه های انسانی و زمانی خود به پیشبرد اهداف آنها یاری می رسانیم در حالی که مشکلات بسیاری گریبان گیر صنایع داخلیمان می باشد. با توجه به این توضیحات مشخص می شود که باید بر روی پروژه های کاربردی و بنیادی که رفع مشکلات داخلی نمایند متمرکز شویم که این نوع پروژه ها معمولاً کمتر به مقالات ISI تبدیل می شوند ولی راه مقالات داخلی به روی آنها باز است.
2- بعضی از دوستان خود بنده معتقدند که ما باید از فکر دیگران برای قضاوت درباره مقالاتمان استفاده کنیم و به این طریق ارائه مقالات ISI را توجیه می کنند. در پاسخ این دوستان باید بگویم که مگر ما خودمان عزت و اعتماد به نفس نداریم که بخواهیم دیگران درباره کارهایمان قضاوت کنند! مگر اساتید ما چه چیزی از بقیه کم دارند! و آیا تا این حد ضعیف النفس شده ایم که باید منتظر تایید دیگران باشیم!؟
3- بسیاری از دانشجویان حتی در دوره های ارشد چندان به زبان انگلیسی مسلط نیستند، حتی آنهایی هم که مسلط می باشند و مقالات را روان می خوانند هنگام ورود به موضوعات جدید در ابتدا در خواندن مقالات مربوطه بسیار کند می باشند. حال من از شما سوال می کنم : مگر زبان خودمان را چه شده است که باید علوممان را به زبان بیگانه تولید نماییم!؟ ممکن است بگویید ما باید علوم تولیدی را در اختیار تمام جهانیان قرار دهیم. برای این حرف دو پاسخ می توان داد: الف) ما می توانیم پس از ارائه مقالاتمان به زبان فارسی، مجلات داخلی خودمان را به زبان انگلیسی ترجمه کنیم ب) اگر ما همت کنیم و روزی به یک پیشرو و صادر کننده علم تبدیل شویم آنگاه دیگران خود تمایل و نیاز پیدا خواهند کرد تا کتاب ها و مقالات علمی ما را بدست آورده و به زبان خود ترجمه کنند همچنانکه در دوران تمدن اسلامی اینگونه بوده است.
4- زبان فارسی زبان ملی ما می باشد و باید در احیا و غنی سازی آن نقش ایفا کنیم و این مهم حاصل نمی شود مگر از طریق همین تولیدات علمی به زبان فارسی.
5- و اما یک مورد دیگر و آن اینکه بنده شنیده و خوانده ام که برخی مجلات وجود دارند که عضو ISI بوده و با گرفتن مقداری پول مقاله شما را چاپ می کنند بدون در نظر گرفتن صحت محتوای آن. حال باز هم فکر می کنید که داشتن یک مقاله ISI تا این حد مهم است.
با توجه به توضیحات داده شده فکر می کنید واقعاً باید به داشتن مقالات ISI افتخار کرد ؟ من گمان می کنم باید بیاندیشیم و ساختارهایی پیاده کنیم تا این آرمان بزرگ اسلامی-ملی یعنی رسیدن به قله های علم و افتخار محقق شود. و این مهم حاصل نمی شود مگر با خودباوری و ارزش دادن به دست آورد های خودمان. حرف و بحث و تحلیل بسیار است و مجال اندک.
با تشکر از جمیع خوانندگان و طراحان سایت.
شیرزاد:
1-تنها معیار ارزیابی علمی مقالات isi نیست. اما این یک معیار مهم و پذیرفته شده در اغلب دانشگاههای دنیا از جمله در دانشگاههای خودمان است.
2-دوستمان علم را با فناوری اشتباه گرفته اند. هر چند این دو مقوله به هم مرتبط اند، اما در کار علمی هدف پیش بردن علم در سطح جهان است و از این بابت هیچ مرز جغرافیایی و سیاسی نمی تواند مطرح باشد.
3-خودباوری و اتکاء به خود به معنی آن نیست که ما دور مملکت خود دیوار بکشیم و برای خود یک علم ایرانی درست کنیم. برای پیشرفت چاره ای جز این نیست که با کاروان جهانی دانش حرکت کنیم. آیا این دوست عزیز ما می توانند به لحاظ استفاده از کالاها و خدمات هم نسبت به آنچه از خارج می آید بدگمان باشند و بگویند ما خود را منحصر به استفاده از تولیدات خود می کنیم و تا زمانی که یک کالا مثل گوشی تلفن همراه یا کامپیوتر رادر کشور تولید نکرده ایم از آن استفاده نمی کنیم؟ آیا فقط استفاده از مقالات علمی مشمول احساس ظاهریخودباوری می شود؟
Posted by: فریدون کدخدایی | November 9, 2008 09:38 PM
سلام استاد
می خوام بگم خدایی هست اون بالا منم 16 سال بیشتر ندارم موفق باشید
شیرزاد:
اگر بنده ای حتما شایسته ای.
Posted by: بنده ای ناشایست | November 9, 2008 04:16 PM
اى سبيدار ريشه درخاك وايستاده در برابر باد! بايدار و استوار باشى در برابر تبر جهل حاكمان زمان .
شیرزاد:
سلام و التماس دعا
Posted by: على اصالت | November 4, 2008 09:48 PM
خسته نباشید آقای دکتر.
یک نماینده نباید بخشی از توانش را صرف مشکلات روزمره اقتصادی کند پرداخت 100یا 200 میلیون تومان اگر برای رفع مشکل اقتصادی گریبانگیر نماینده بویژه شهرستانی ها باشد سودش بیشتر از ضررآن برای ملت است متاسفانه توجیهات صورت گرفته توهین به شعور مردم است .مثلا ریاست مجلس می گوید برای رهن خانه در جنوب تهران است .در پاسدارن می شود خانه ای با 200 متر زیر بنا با 80 میلیون مورد نظر ریاست محترم مجلس رهن کرد .کاش راست بگویند و500 میلیون بدهند وبه کارشان برسند.
Posted by: razmgir | November 4, 2008 05:57 PM
جناب اقای دکتر مطلب زیبایی بود یک سوال داشتم شرمنده مگر احمدینزاد دکترا ندارد چرا در دانشگاه کلمبیا فارسی صحبت کرد ؟ ایا زبان نمیداند ؟
شیرزاد:
این جای ایراد نیست. او دکترایش را از ایران گرفته و مثل خیلی از همکاران تسلطش به زبان در حدی نیست که بخواهد انگلیسی صحبت کند. ضمنا مقامات رسمی طبق عرف به زبان مادری سخن میگویند .
Posted by: حاج مهدی | November 4, 2008 12:04 PM
با عرض سلام خدمت آقای دکتر
بسیار درست فرمودید و مقایسه کردید. در همان زمان یادم هست که یکی دوتا از نماینده ها (از طیف راست) از جمله ...در آن دوره پول اهدایی برای خودرو و پول پیش را طی حرکات تبلیغاتی گسترده به جانبازان و معلولان اختصاص دادند و بعدها معلوم شد که این قضیه از اساس صحت نداشته و پول خرج گرفتاری های شخصی آنان شده است. من خودم این مطلب را از آن نماینده محترم شنیدم.
خداوند همه ما را از شر اشرار حفظ نماید و خزانه مملکت را دست قماشی حتی بی سواد که از مسوولان کنونی بیشتر سرشان می شود قرار دهد.
Posted by: Anonymous | November 3, 2008 09:25 AM
سلام و درود
در مورد اتفاق اخیر در مجلس ( امضای رسید و انصراف از استیضاح )نظرتان را بنویسید
مطلب در مورد دریاچه ارومیه نوشته ام که استدعا دارد مطالعه فرمائید
www.isdle.blogfa.com
Posted by: سهیل | November 1, 2008 07:15 PM
جناب شيرزاد شماها همه تان دزد هستيد حالا انگار دعوايتان بر سر مقدار دزدي ميباشد. شماها با مبلغ يك تريليون و دويست ميليارد دلار (1,200,000,000,000) فقط نفتي در اين سي سال چكار كرديد درآمدهاي ديگر دولت را هم حساب نكنيم?
شیرزاد:
عافیت باشه
Posted by: Mohsen | October 30, 2008 09:16 PM
سلام آقای دکتر
مصاحبه عبدی با آقای کروبی را خواندهاید؟ شاید برای شما حاوی نکته جدیدی نباشد ولی باعث شد که مطلبی در مورد اصفهان بنویسم. از شما به عنوان یک اصفهانی دعوت میکنم که آنرا بخوانید. اگر در بحثم شرکت کنید بسیار خوشحال خواهم شد.
ممنون
Posted by: بهمن هاتفی | October 30, 2008 08:58 PM
جالبه بدونید همین آقای کامران که این جنجال رو به پا کردن یکی از شعارهای تبلیغاتیشون (البته نه از اون شعار های علنی بلکه اون شعارهایی که وقتی دوربین و ضبط صوتی در کار نیست داده میشن)این بود که بنده و خانومم تا به حال یک ریال از حقوق و مزایای مجلس استفاده نکردیم.ایشون این مطلبو در مسجد بازار اصفهان و بعد از نماز بیان کردن که البته من خودم نشنیدم ولی از منبع بسیار موثقی شنیدم.در هر حال ایشون خیلی راحت می تونن انکار کنن چون اون موقع غیر از یه عده بازاری کس دیگه ای نبوده که حرفاشونو ضبط کنه و البته به این حرفشون اعتراض کنه.
علی ای حال با ذکر این مطلب میشه فهمید چرا ایشون دست به همچین افشاگری زدن.ممنون
Posted by: سحر | October 30, 2008 04:47 PM
"اصولاً رفتن به جزئيات مزاياي تعلق گرفته را بحثي سبک و دون شأن نهاد قانونگذاري کشور مي دانيم"
هر چند با اصل مطلب شما موافقم ولی این جمله را اصلا قبول ندارم. اگر شان نمایندگی انجام دادن کاری به نیابت از مردم است، آشکار بودن ریز دریافتی وکیل از حقوق مردم است.
Posted by: مسعود | October 27, 2008 12:32 PM
جناب آقای شیرزاد
با سلام
بیاییم کمی واقع گرا باشیم وبه این بیندیشیم که چرا اکنون این مسائل در جامعه زیاد سرو صدا بلند می کند واقعا پرداخت مثلا صد میلیون یا بیشتر به یک نماینده در برابر هزینه 250 هزار میلیاردی مملکت موضوع مهمی است? دلیل آن چیست اگر خوب بنگریم می بینیم اگر شرایط مهیا بود که مردم بتوانند از بین نخبگان هر رشته نمایندگان خود را انتخاب کنند و این نمایندگان به واسطه تبحر و دانش خود قوانینی وضع نمایند یا به طریق مناسب بر عملکرد دولتمردان نظارت کنند که آن مثلا 250 هزار میلیارد تومان در راه درست و مناسب خرج شود و باعث آسایش و رفاه مردم گردد نه تنها پرداختهای میلیونی که پرداختهای میلیاردی هم نوش جان آنها باشد و مطمئن باشید هیچ مخالفی مگر دغلکاران نخواهد داشت ولی باوضع موجود که وکلای مردم در مجلس به طریقی عمل می کنند که بیشتر به وکلای دولت شباهت دارند و با این درامدهای نفتی و مخارج هنگفت مملکت هر روز دریغ از دیروز, ریالی بیش از حق و حقوق قانونی ...... باد والسلام
Posted by: مهدی ترابی | October 26, 2008 04:02 PM
چقدر اين "خدمت"خاطر خواه پيدا كرده...چقدر زجر مي كشيد براي دور ماندن از صندلي هاي خدمت!همان خودت را رنگ كن نه ديگراين مردم ساده دل را.
Posted by: نيكنام | October 26, 2008 02:14 PM
ايا اين مطلب از شما درست است
اخیرا هم احمد شیرزاد ، نماینده مجلس ششم که حتما اطلاعاتی دارد ، در وبلاگش در باره مدرک فوق لیسانس و دکترای احمدی نژاد ابرازتردید كرده و موضوع صلواتی بودن مدرك دكتراي او را پيش كشيده است . در همین ارتباط یک منبع موثق که ارتباط هایی با برخي از استادان دانشگاه علم و صنعت ، محل تحصیل احمدی نژاد ، دارد ،گفته است که روزی که قرار بود احمدی نژاد از تز دکترایش دفاع کند ، استادان راهنما و مشاور او رو به حاضرین گفتند : " همه ما که اقای احمدی نژاد را می شناسیم . بنابراین نیازی به دفاع ندارند ."او به حاضرين گفت :" یک صلوات بفرستيد ."و به اين ترتيب ظاهرا بدون دفاع به ايشان نمره داده اند ."
شيرزاد:
صحت ندارد. به نظر مي رسد مدرك دكتراي آقاي احمدي نژاد جاي ترديدي ندارد، شاهدش هم احتمالا وزير محترمشان آقاي دكتر بهبهاني هستند كه خودشان اين مدرك را به نامبرده عطا كرده اند. اما يك دو سال پيش برخي دوستان كه سايت isi را بررسي كرده بودند تعداد مقالات علمي ايشان را "صفر مطلق" ذكر كرده بودند، كه از يك عضو هيات علمي كه ظاهرا دانشجوي فوق ليسانس و دكتري هم گرفته جاي تعجب است. من در يكي از مطالبم اين نكته را ذكر كردم. يك بار هم از خوانندگان درخواست كردم كه اگر قبل از رياست جمهوري كمترين اثر مكتوبي از ايشان حتي در كيهان بچه ها ديده اند گزارش دهند، كه هيچ خبري نرسيد!
Posted by: فريدون كدخدايي | October 25, 2008 05:34 PM
سلام استاد. چقدر از تیتر این مطلب خوشم آمد و چه خوب که کماکان روان می نویسید. هنوز در حسرت ان خاطرات چاپ نشده شمام که معلوم نیست چه کارش کردید.
شيرزاد:
سلام به شما همكار عزيز . ايكاش من هم همت شما را داشتم و يا لااقل اين طور در چند كار متفاوت و متنافر در گير نبودم. ممنونم از ابراز لطف شما.
Posted by: مسیح علی نژاد | October 13, 2008 01:45 PM
احسنت آقای دکتر! لذت بردم.
Posted by: Anonymous | October 11, 2008 09:03 PM
"اصولاً رفتن به جزئيات مزاياي تعلق گرفته را بحثي سبک و دون شأن نهاد قانونگذاري کشور مي دانيم"
هر چند با اصل مطلب شما موافقم ولی این جمله را اصلا قبول ندارم. اگر شان نمایندگی انجام دادن کاری به نیابت از مردم است، آشکار بودن ریز دریافتی وکیل از حقوق مردم است.
Posted by: فرشاد | October 11, 2008 07:13 PM