انتخاب کردان یعنی مبارزه با انتخابات آزاد
اين مصاحبه مهم در باره انتخابات رياست جمهوري آينده و دعوت از آقاي خاتمي براي اين امر با سايت روزآنلاين انجام شده و به تاريخ 5/6/87 منتشر شده است. مطالبي كه با حروف سياه درج شده از طرف مصاحبه كننده (حسين محمدي) است.
به دنبال طرح نام محمد خاتمی از سوی جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به عنوان کاندیدای مطلوب انتخابات دهم، بحث های زیادی له و علیه او مطرح شده است. برای روشن شدن برخی از این مسایل با احمد شیرزاد، نماینده اصفهان در مجلس ششم و عضو شورای مرکزی حزب مشارکت به گفت و گو نشسته ایم.شیرزاد بر این باور است که "در حوزه انتخاب سیاسی ما نمی توانیم بین فرشتگان انتخاب کنیم، باید بین انسان های معمولی که در جامعه پرورش یافته اند و بهترین پرورش یافتگان سیاسی در جامعه هستند انتخاب کنیم." متن این مصاحبه در پی می اید.
آقای شیرزاد، شما به عنوان یک فعال سیاسی نظرتان درباره ورود آقای خاتمی به عرصه انتخابات چیست؟
من به شخصه طرفدار ورود آقای خاتمی به عرصه انتخابات ریاست جمهوری هستم. البته با این امید که استقبالی در سطح عموم مردم و همچنین نخبگان وجود داشته باشد.
یعنی همین استقبال برای حضور آقای خاتمی کافی است؟
طبیعتا اگر این استقبال و گرایش در حد کافی باشد، هم آقای خاتمی برای ورود مصمم تر خواهد بود و هم شرایط برای اینکه ایشان بتوانند کار بکنند، مهیاتر خواهد بود. برای همین ما درصددیم با ایجاد فضا و عطش مناسب در جامعه، شرایط را برای حضور ایشان فراهم کنیم.
فکر می کنید دلیل اینکه با وجود اعلام حمایت جبهه مشارکت وسازمان مجاهدین انقلاب اسلامی از حضور آقای خاتمی، در سطح جامعه انگیزه زیادی ـ یا به آن شدتی که مدنظر بود ـ برای حمایت از آقای خاتمی وجود ندارد، چیست؟
البته الان این مورد نمی توان قضاوت کرد. گرچه موافقت ها و مخالفت ها بوده، ولی در سال 76 هم اتفاقی شبیه این افتاد. یعنی در آن موقع هم نوعی دل زدگی از اقدامات انحصاری جناح انحصارگرا و تمامیت خواه وجود داشت. یک نوع زدگی و خستگی. به دلیل همین خستگی بود که جامعه نسبت به گفتمان آقای خاتمی استقبال قابل توجهی نشان داد. الان هم تا زمان انتخابات فاصله زمانی زیادی هست. البته من نمی خواهم دچار خوش بینی غیرواقعی بشوم و بگویم آقای خاتمی حتما انتخاب خواهد شد، اما دلیلی هم ندارد که دچار بدبینی باشیم و فکر کنیم جامعه همواره نسبت به مسایل بی تفاوت خواهد بود. یعنی جامعه نسبت به ناکارآمدی ها به طور حتم واکنش نشان خواهد داد.
کمی به بحث درباره امکان حضور آقای خاتمی در انتخابات برسیم. در این زمینه شاید بتوان سه مورد اصلی را شناسایی کرد. اولین مورد را می توان به مخالفت طبقات فوقانی قدرت نسبت داد. فکر می کنید با توجه به تهدیدهایی که صورت گرفته امکان ردصلاحیت آقای خاتمی توسط شورای نگهبان و یا فرستادن پیغام هایی مبنی بر عدم حضور در انتخابات ـ همچون پیغام هایی که برای مهندس موسوی فرستاده شد ـ وجود دارد؟
منتفی نیست؛ منتها اگر این اتفاق بیفتد پیش بینی همه ما این است که آقای خاتمی به عرصه نخواهد آمد. اگر ردصلاحیت شود که کاری نمی تواند بکند. اگر هم پیغام بیاید، به احتمال زیاد به آن پیغام ترتیب اثر می دهد. ولی در هر دو حال یک مساله روشن خواهد شد و آن اینکه راه برای هر گزینه خارج از جناح راست برای ورود به حکومت بسته است. اگر این مساله آشکار شود،اشکالی ندارد. اما اگر آقای خاتمی نیاید، این پیام آشکار نخواهد شد.
یعنی شما معتقدید که ورود آقای خاتمی،در صورتی که هر یک از این دو اتفاق بیفتدهم مفید به فایده خواهد بود؟
بله. اگر از طرف اصلاح طلبان یک کاندیدای جدی و قادر به رقابت در عرصه نباشد، جناح مقابل میگوید مشکلی نبود. مثلا اگر خود آقای خاتمی نیاید بعدها خواهند گفت که مشکلی نبود، خود ایشان نیامدند. ولی اگر آقای خاتمی بیاید و بعدها به هر دلیلی مشکل ومانعی در راه او ایجادشود معنای آن این خواهد بود که جناح حاکم هیچ گزینه خارج از آن جناح را نمی تواند تحمل کند و به شکل های مختلف با آن مخالفت خواهد کرد. اگر این آشکار بشود خیلی بهتر از این است که آشکار نشود و بگویند خودشان نیامدند.
فکر نمی کنید در صورت ورود آقای خاتمی، هزینه های ردصلاحیت بالا باشد؟
قطعا همین طور است، اما من پا را در تحلیل فراتر از این گذاشتم و با این فرض جلو آمدم که بخواهند این هزینه را ـ که کم هم نیست و نمی شود به راحتی هم آن را پرداخت کرد ـ بپردازند.
بحث دیگر بحث استقبال مردم و نخبگان از آقای خاتمی است. بحثی که به نوعی به کارآمدی و کارکرد آقای خاتمی و اصلاح طلبان در هشت سال اصلاح طلبان هم مربوط می شود. این مساله و سوال وجود دارد که آقای خاتمی و مجموعه اصلاح طلبان در هشت سال اصلاحات چه کردند و الان چه می توانند بکنند.
ما بعد از اینکه دولت آقای احمدی نژاد سرکار آمد و همچنین در اواخر دولت آقای خاتمی، با این سوال از سوی مردم و نخبگان مواجه بودیم که ما چه کردیم. ولی من فکر می کنم دولت نهم همه ما را روسفید کرد. البته این به این معنا نیست که عملکرد اصلاح طلبان قابل نقد نیست، قطعا نقدهایی وارد است، منتها می خواهم این را عرض کنم که اصلاح طلبان حداقل به نوعی عمل می کردند که می شد آن ها را نقد کرد و پرسید چرا چنین کردند و چرا چنان نکردند؛ اما عملکرد دولت نهم و مجموعه اصول گرایان از حوزه نقد خارج است. یعنی غیرقابل دفاع و نقد است. فکر می کنم تفاوت بسیار زیادی هست و خود همین تفاوت یک مساله مهم برای بازگشت اصلاح طلبان به قدرت در ذهن جامعه ایجاد می کند. البته من اذعان می کنم که پاسخی به نقدها ندادم، فقط خواستم به یک واقعیت اشاره کنم. در حوزه انتخاب سیاسی ما بین فرشتگان نمی توانیم انتخاب کنیم، بین الهه های قدرت و سیاست نمیتوانیم انتخاب کنیم. ما باید بین انسان های معمولی که در جامعه پرورش یافته اند و بهترین پرورش یافتگان سیاسی در جامعه هستند انتخاب کنیم.
یعنی گزینه بهتری نسبت به افراد فعلی وجود ندارد؟
اگر کسی بخواهد فرض کند استعدادهای بسیار شگفت انگیز در جامعه وجود دارد فکر می کنم کمی دور از واقعیت است. بعید می دانم کسی استعداد بسیار بالا داشته و هیچ گونه نمود و نشانه ای در جامعه نداشته باشد. طبعا این افراد از دسته عافیت طلبانی هستند که وقتی بر سر کار بیایند به درد نمی خورند. بنابراین باید پذیرفت مجموعه پتانسیل جامعه سیاسی ایران همین است و باید بین گزینه های موجود انتخاب کنیم. در این میان جناح اصول گرا نه تنها بی اخلاقی خود را درعرصه های انتخاباتی نشان داد – من مجموعه راعرض می کنم، شاید تک چهره هایی باشند که عملکردقابل دفاع تری داشته باشند ـ ولی به طور کلی هم حامیان دولت و هم دیگر طیف های اصول گرا در رضایت دادن به انتخابات ردصلاحیتی، مسوولند و هیچ کدام نمی توانند مسوولیت خود را فراموش کنند. جناح اصول گرا علاوه بر بی اخلاقی سیاسی و گرفتن قدرت به قیمت حذف دیگران و استفاده نامشروع از ابزارهای قانونی و غیرقانونی، ناکارآمدی خودرا هم در این مدت نشان داده است. البه این هم طبیعی است. چون وقتی جناحی نخواهد رقابت را در مدیریت وارد کند، بی کفایت ها را پرورش خواهد داد. الان در سال چهارم دولت آقای احمدی نژاد، تغییر و تحولات مدیران و ناکارآمدی ها، به مدیران رده پایین هم رسیده است.
به هر حال این بحث ها درباره ناکارآمدی دولت و مسایل دیگر، نوعی بحث سلبی است. یعنی آقای خاتمی بیاید تا فقط اصول گرایان نباشند. هنوز هیچ بحث ایجابی برای حضور آقای خاتمی وجود ندارد. بحث هایی مثل اختیارات آقای خاتمی و عملکرد وی در هشت ساله حکومت و واکنش ها به مشکلات و .... بی پاسخ اند. عملکرد هشت ساله دولت اصلاحات هنوز پیش چشم ماست. چه دلیلی دارد هنوز ما روی گزینه خاتمی پافشاری کنیم؟
ما نقدهای بسیاری می توانیم به آقای خاتمی وارد کنیم، طبیعی است که مثلا می توان به دولت مصدق یا هر آزادی خواه دیگری هم نقد وارد کرد. ولی الان که نگاه می کنیم مزیت هشت ساله اصلاحات بر دولت اصول گرایان، نه تنها در شعارهای انسانی، بلکه در کارآمدی هم بسیار مشخص است. این نکته بسیار مهمی است. ما نباید فراموش کنیم که مخالفان اصلاحات همواره بر این نکته انگشت می گذاشتند که شما فقط شعارهای قشنگ می دهید، اما عرضه اداره جامعه را ندارید. الان اصول گرایان همه قدرت را در دست دارند، همه مخالفان خود را بی هیچ شرم و حیایی از حضور در رقابت محروم کرده اند. تمام عوامل بحرانی پیرامون ما هم به نفع ما شده همانند قیمت نفت. با همه این شرایط برای تامین مایحتاج روزانه و مسایلی که برایشان برنامه هم وجود داشت، مثل برق و آب و گاز و بنزین و سوخت...با مشکل رو به رو هستیم، همه چیز به هم ریخته. مساله کارآمدی، مساله ای اساسی است.
یعنی شما دولت اصلاحات را کارآمدتر می دانید؟
بله. اگر در این شرایط انتخابی از طرف جامعه نسبت به اصلاح طلبان صورت بگیرد، این "نه" به اصول گرایان نیست، ترجیح است برای بهبود زندگی خود جامعه. اما اگر این انتخاب صورت نگیرد و جامعه به هر دلیل و شکلی اصول گرایان را انتخاب کند ما مشکلی نداریم و می پذیریم. ولی اگر واقعا در یک انتخابات آزاد، جامعه به اصلاح طلبان رای دهد، این "نه" به اصول گرایان و انتخاب یک چهره ناشناخته نیست، بلکه ترجیح عملکرد است.
خب گزینه های دیگر نمی توانند همین هدف را برآورده بکنند؟ مثلا دو چهره ای که این روزها بسیار صحبت از آن ها می شود یعنی آقایان کروبی و نوری.
من نمی خواهم به اسم خاصی اشاره کنم. ولی کاندیدای اصلاح طلبان باید دو ویژگی اساسی داشته باشد. اول اینکه نباید کاندیدای بازنده باشد. چون قطعا جناح حاکم بسیار راضی خواهد بود که اصلاح طلبان به عرصه بیایند و به شکل نامطلوبی بازنده باشند. یعنی رقابتی که پیروزی آن ها را به خطر نیندازد....
به هر حال تضمین پیروزی آقای خاتمی راهم نمی توان داد.
بله، ولی باید کاندیدایی را انتخاب کنیم که از قبل احتمال شکستش خیلی زیاد نباشد. بنابراین فکر می کنیم برای این کار آقای خاتمی این شرایط را دارد. البته پیشنهاد ما ـ یعنی دوستان مشارکت و مجاهدین انقلاب ـ این است که اگر افراد دیگری هم از طیف اصلاح طلبان در صف رقابت قرار گرفتند، ما دست به سنجش افکار عمومی بزنیم. به هر حال در انتخابات ریاست جمهوری، سنجش افکار عمومی راحت تر از انتخابات مجلس است. در مورد افراد محدود و مشخص از طیف های مختلفی از مردم در گوشه و کنار کشور می توان نظرسنجی کرد و با تقریب خوبی می توان گفت که چه کسی شانس پیروزی بیشتری دارد.
و ویژگی دوم کاندیدای مطلوب شما چیست؟
ما باید نشان دهیم که می خواهیم با نظام و حاکمیت کشور تعامل کنیم. اگر ما بخواهیم گزینه هایی را انتخاب کنیم که از ابتدا معنای آن دعوا باشد، اصولا طرفی نخواهیم بست. مبارزه انتخاباتی البته حق هر گروه سیاسی است، اما اگر بنا بر این باشد که کاندیدایی معرفی کنیم که قادر به تعامل سازنده با مسوولان رده بالای کشور نباشد، ما هیچ نتیجه ای از عمل سیاسی خود نخواهیم گرفت. بنابراین باید پیام تعامل داشته باشیم و نه پیام دعوا.
و با توجه به این دو مساله، کاندیدای مطلوب شما آقای خاتمی هستند؟
فکر می کنم با توجه به این دو مساله کاندیدایی مطلوب تر از آقای خاتمی نداریم. انتخاب آقای خاتمی به این معناست که ما می خواهیم کشور را اداره کنیم، تغییرات مثبت ایجاد کنیم و در راه بهبود شرایط مردم قدم برداریم و در این راه از تعامل با همه جناح های قدرت در جامعه هم ابایی نداریم. آقای خاتمی گزینه ای است که این پیام را در خود دارد.
البته به نظر می رسد شما با توجه به شرایط آقای خاتمی این ویژگی ها را مدنظر قرار دادید. یعنی آقای خاتمی در حال حاضر تنها گزینه اصلاح طلبان است که امکان و قابلیت اجماع را دارد.
به هر حال همه سنجش ها در سطح جامعه نشان می دهد که نسبت به آقای خاتمی اقبال بسیار خوبی وجود دارد.
با همه این بحث هایی که شما کردید، باز یک نکته باقی می ماند. دوستانی که از آقای خاتمی دعوت به حضور در انتخابات کرده اند، حتما برنامه خاصی هم مدنظر دارند برای اینکه مشکلات هشت سال دولت اصلاحات به آن شکل به وجود نیاید. آیا واقعا فکری در این زمینه شده است؟
ما آقای خاتمی را با حداقل توقع می خواهیم بپذیریم. یعنی آقای خاتمی را به عنوان همان خاتمی که هست و همه هم خوب می شناسیمش می خواهیم بپذیریم. یعنی نمی خواهیم از وی یک ایده آل و مجسمه بسازیم. با همان مشی صادقانه. او هشت سال در یک سمت بسیار مهم بود و دروغ نگفت و عوام فریبی نکرد. طبیعتا خاتمی 88 با خاتمی 76 متفاوت است. هم خود و هم یارانش مجموعه ای از تجربیات سیاسی را دارند. ما نمی خواهیم هیچ تضمینی بدهیم. اما باید گفت یک دولت اصلاحات می تواند برای جامعه ایجاد فرصت کند. یعنی در آینده مردم امکان حرکت به سمت ایران آباد و آزاد را خواهند داشت. ما نمی خواهیم هیچ تضمین اضافه ای بدهیم. به یمن اشتباهات آقای احمدی نژاد و اصول گرایان امید به اصلاح طلبان بسیار بیشتر است. به هر حال وقتی آقای کردان با آن وضعیت می آید، و برای ورود ایشان جشن می گیرند و حتی شخصی مثل آقای ناطق هم از ایشان حمایت می کند، به هر حال باید دراین مورد پاسخگو باشند. اگر انتخابات، انتخاباتی آزاد و عادلانه باشد، می توان گفت اقبال به اصلاح طلبان بسیار خوب خواهد بود.
با این صحبت ها استنباط شخصی من این است که اصلاح طلبان برنامه کلی و جامع برای انتخابات ندارند. به نوعی در پی آنند تا با ورود و پیروزی آقای خاتمی از شر مشکلات روزمره رها شوند و بعد به فکر تدوین برنامه باشند.
این طور نیست. فراموش نشود که سند چشم انداز بیست ساله ـ که البته نقدهایی هم به آن وارد است ـ توسط اصلاح طلبان نوشته شده که در آن نظر همه کارشناسان لحاظ شده است. یا برنامه چهارم توسعه تقریبا همه آن در مجلس ششم نوشته شد. ما فکر می کنیم بخش عمده مشکلات در دولت نهم ـ که البته در مجلس هفتم آغاز شد ـ کنار گذاشتن این برنامه است. باید گفت سند چشم انداز نتیجه تجربه بیست ساله مدیران کشوربوده است. این دولت هم می بینید که هر جایی آن برنامه را کنار گذاشت، شکست خورد. سرخط های اساسی اصلاح طلبی هم در این مدت در کنگره ها و بیانیه های مختلف گروه های مختلف گفته شده است. در سیاست خارجی، مساله هسته ای و ... برنامه ها کاملا مشخص است. بنابراین با برداشت شما موافق نیستم. ما در سال 76 هم که این تشکیلات را نداشتیم ـ البته الان هم در سطح مطلوبی نیست ـ و تقریبا در حد صفر بود، برنامه داشتیم. اما الان ما تشکل و انسجام بیشتری داریم، نیروهایمان را بهتر می شناسیم و شعارهایمان هم مشخص است.
بحث دیگری که شاید بتوان گفت مشکل بزرگی برای اصلاح طلبان است، بحث سلامت انتخابات است. با توجه به اتفاقات مجلس هشتم، تا چه حد مردم می توانند به سالم ماندن آرای خود امیدوار باشند؟
متاسفانه به دلیل وضعیت خاص وزارت کشور و سابقه نهادهای نظارتی، اوضاع خیلی نگران کننده است. اولین مساله این است که ما فکر می کنیم حضور آقای کردان واقعا پیام مبارزه با انتخابات آزاد است. وی گزینه مناسبی برای وزارت کشور نیست. سابقه وی نشان می دهد که به شدت جناحی عمل می کند و نمی تواند نظرات سیاسی خود را کنار بگذارد. یعنی اولین مساله این است که ماباید سعی کنیم این مساله را جا بیندازیم و سعی کنیم با تلاش سیاسی وی را از این سمت برداریم. اما حتی اگر آقای کردان هم کنار برود، باز هم نمی توان تضمینی برای سلامت انتخابات داد. تنها چیزی که می تواند باعث بهتر شدن وضعیت باشد این است که هرگاه بدنه اجتماعی حضور چشمگیری در عرصه داشته، وضع بهتر است. اما اگر انتخابات نزدیک و سر به سری باشد، امکان دست بردن در آرا خواهد بود. ولی اگر همانند انتخابات 76 اقبال جامعه به یک کاندیدا در سطح بالایی باشد، و اختلاف آرا هم زیاد باشد، فکر می کنم خیلی هم قادر به تغییر نتایج نیستند. این بی عدالتی است و ما هم مقصر آن نیستیم. تنها راه این است که ما حضور همه جانبه داشته باشیم تا دستکاری های جزیی موثر نباشد و دستکاری های کلی هم قابل اجرا نباشد.
نظرات بازدیدکنندگان
جناب آقای دکتر شیرزاد
علیرغم اینکه شخصا احترام خاصی برای شما قائلم و به عنوان یکی از رای دهندگان به اصلاح طلبان در اصفهان به شما رای دادم اما حالا با قاطعیت میگویم به نظر من شرکت در انتخابات فقط صحه گذاشتن بر سیستم فاسد حاکم است.اصلاح طلبان هم خیانت وسازشکاری خود را ثابت کردند.جبهه مشارکت با مصادره 2 خرداد به باشگاه کاریابی تبدیل شد وبه چاپیدن این مردم بینوا پرداخت.
اساسا کار حزبی در این سیستم فاسد بیمعناس.تنها راه رهایی تحریم انتخابات و نافرمانی مدنی و اتحاد حرکتهای صنفی است
Posted by: داریوش پارسا | September 30, 2008 10:10 AM
سلام جناب آقای شیرزاد وقتی حتی فردی مثل آقای خاتمی که 8 سال در راس قوه مجریه قرار داشته است احتمال رد صلاحیتش وجود دارد ویا این موضوع قبل از ثبت نام ممکن است به وی تفهیم بشود وشایداز قبل به او تفهیم شده ازطرفی نیز شما احتمال جابه جایی آرا راهم میدهید چرا خودتون را این همه اذیت می کنید من مطمئنم شما و دوستانتان همانگونه که تجربه گذشته نشان داده در نهایت بعد از رد صلاحیت نامزد ویا نامزدهایتان از کسی حمایت می کنید که کمترین بویی از اصلاح طلبی نبرده است و به مردم هم می گویید به اصطلاح این از اون یکی کمی بهتراست وباز مردم را سر کار می گذارید شما و دوستانتان اصلاح و اصلاح طلبی را به پایین ترین حد آن تنزل داده اید از نظر شماها فردی چون آقای مجید انصاری اصلاح طلب محسوب میشود به نظر من فردی چون عماد افروغ را میتوان دارای افکار اصلاح طلبی دانست امااطلاق نام اصلاح طلب به آقای کروبی توهین به اصلاح طلبان واقعی محسوب می شود.
Posted by: دوست منصف | September 28, 2008 01:10 PM
بولتن دانشجويان و دانشآموختگان فلسفه ايران
www.isphilosophy.com
Iranian Students of Philosophy
Posted by: isphilosophy | September 27, 2008 03:35 PM
دنبال این بودم که بفهمم که چه چیزی برای صهیونیستها گرفتن حق مردمی از زیستن در سرزمینشان را توجیه کرده است؟ متوجه شدم که کلام اصلی آنها استناد به یک آیه تورات است که سرزمین فلسطین را متعلق به قوم بنی اسرائیل میداند.
با خودم فکر کردم که چه چیزی تضییع حق مردان و خصوصا زنان ایرانی را از زیستن آنگونه که می خواهند توجیه کرده است ؟ چند آیه قرآن ...
راستی آقای شیرزاد آیا هرگز متوجه شده اید که روحانیون ما خودشان هم یک پا صهیونیست هستند ؟
به امید دنیایی بدون صهیونیست
شيرزاد:
تا جايي كه من مي فهمم، از هيچ آيه قرآن تضييع حق مردم بر نمي آيد.
Posted by: shiva | September 26, 2008 02:02 PM
مراقب باشيد انديشه اصلاح طلبي از بين نره كه آنروز فاتحه ي كشور خوندس اين اتفاق با شكست خاتمي ميافته با برگهاي برنده اي كه جناح مقابل داره(وزارت كشور و صدا و سيما و منبرهاي داخل مساجدو تظاهربه اسلامي بودن و...)خاتمي فقط خاتمي نيست پرچمدار يك انديشه وطرز فكر است حرف من اينه كه بذاريم زمان مردم رو به سمت اين طرز فكر برسونه
Posted by: Anonymous | September 21, 2008 02:04 PM
صادق زيباكلام: خاتمي بايد بيايد چون بعيد نيست احمدينژاد کار دستمان بدهد
http://www.mowj.ir/PatitionList.php
Posted by: عليرضا | September 21, 2008 09:53 AM
خدای احمدی نژاد بالاتر از اربابان شماست
شيرزاد:
نمي دانم منظورتان از خداي احمدي نژاد چيست، اما خداي احد و واحد از هر اربابي بالاتر است.
Posted by: مرتضی | September 17, 2008 09:01 AM
ببینم روزی سودی از این تخریبهای ناجوانمردانه رامیبینی یا نه...روزی از حرفهایت پشیمان میشوی که خیلی دیر است...
Posted by: خسته ازبی مروتان | September 17, 2008 08:50 AM
سید این روزها بی شباهت به ایام شعب ابیطالب ومظلومیت پیامبرنیست به تردیدهایت پایان ده/
سیدبه تردیدهایت پایان ده.فرزندفاضل وباتقوای امام ومرد محبوب ایران زمین به تردیدهای برامده ازفشارهای صاحبان زر و زور وتزویر پایان بده وایران وایرانی رابه فردایی بهترانچنان که درسال 76ودرروزهاوشبهای جاودان منتهی به دوم خردادوعده دادی رهنمون کن.یادت هست درروزهای پیش ازخرداد80به توگفتیم "سیددوباره لبخند بزن ما متفکرانه وصبوربه یاریت خواهیم امد"این بار هم در روزهایی که نامردمی ها وناجوانمردیها ازهمه سوتورااحاطه کرده مردم اصلاح طلب ایران دست یاری به سویت دراز کرده اندانهاراازحضوراسمانیت محروم نکن.ای زاده زهرا ای فرزند پیامبرامروزتودریکی ازازایامی که بی شباهت به روزهای شعب ابیطالب ومظلومیت پیامبر نیست بایدبه یاری اسلام بیایی .امروز اسلام عزیز توسط ابوجهل ها وابوسفیان های زمان تهدید وتضعیف می شود وبنی امیه به لباسی دیگردرامده است بیا که نگاه رحمانی ومتسامح تو به پیروی از جد بزرگوارت به اسلام جانی دوباره خواهدبخشید.به تردیدهایت پایان ده وبرخداتوکل کن وبدان مردم ایران باردیگر وهمچون گذشته قلب های خودراصندوق ارایت خواهندکرد.وکلام خودراباکلامی ازنوه امام پایان میدهم که گفت:خاتمی امانت امام وانقلاب است مردم ومسئولین این امانت راحفظ کنند.والسلام
شيرزاد:
راستش تا جايي كه من خاتمي را مي شناسم، با اين ادبياتي كه شما به كار برده ايد ترغيب به آمدن نمي شود. من خاتمي را خيلي دوست دارم، اما اين نگاه كه او يك منجي آسماني است كه بايد به اسلام جان دوباره اي ببخشد و مردم را از سياهي ها نجات دهد را نمي پسندم. با تعابير واقع بينانه تري مي شود به موضوع نگاه كرد.
Posted by: ,وبلاگ قلم سبز | September 17, 2008 02:45 AM
علی کردان ازهمه چیزگفت الا مدرک قلابیش البته مرد نبودکه ازش بپرسه دکترات چطوره.
وزیر کشور در گفتگوی ویژه خبری امشب شبکه دوم سیماصاحب دکترای افتخاری اکسفورد
آقای علی کردان امشب برای اولین بار پس از قبول پست وزارت کشور در جلوی دوربین حاضر شد و با مردم سخن گفت!!!(مردم داشتن بال بال میزدن برا حرفای علی کردان)
علی کردان با حضور در استودیو خبر شبکه دوم سیما در برنامه زنده گفتگوی ویژه خبری به سوالات مجری برنامه پاسخ داد .
البته اقاعلی کردان از همه چیزگفت از پروسه نشاط اجتماعی (اخه موضوع دکترای افتخاریشه)و1ساعت ازازاین طرح گفت اما هیچ کدوم از70 میلیون متوجه نشدند این طرح بالاخره پروژه هست یاپروسه.واصلا"چی هست .اقای دکترابتدابه ساکن گفت که این طرح پروژه نیست پروسه است.امادرادامه هزاربارگفت این پروژه هستش.
الان 2ماه است تمامی پایگاه های اینترنتی وبلاگها روزنامه ها نماینده ها وکارشناسان و...درمورد جعلی وقلابی بودن مدرک دکترکردان حرف میزننداما اقایون تلویزیون چی هاانگارنه انگار باید به شعورمخاطبین خودشون احترام بگذارند ودرمورد این موضوع روزازاوسوال کنندوتاپایان برنامه منتظرموندیم خبری نشد.درپایان برنامه اقای مجری گفت ماازشمامی خواهیم به سوال روز سایتها روزنامه ها...جواب بدید خوشحال شدیم که بالاخره سوال روپرسید نگو که این خبرمهم روز مسئله قانون انتخاباته درحالی که این موضوع به هیچ عنوان موضوع روزنیست.وهیچ کس درموردش صحبت نمیکنه.به هرحال انتخابات ریاست جمهوری قانون لازم نداره 1000نفرکاندیدامیشن احمدجنتی هم 995 نفرروردصلاحیتت میکنه ویه نفراصولگرارییس میشه این قانون لازم ندارد .به هرحال دراین هفته این دومین باره که حال ما ازاین صداوسیما گرفته شدباراول کنارزدن محسن افشانی ازمجری گری برنامه قبل ازافطار واوردن علیخانی محبوب؟!!!وباردوم هم امشب خدابه خیر کنه.
Posted by: ,وبلاگ قلم سبز | September 15, 2008 01:09 AM
آقای شیرزاد
با سلام اگر اجازه دهید من نیز بعنوان یک همشهری چند سؤال به سؤالات مطرح شده اضافه کنم تا مصاحبه تکمیل تر گردد.
1- بنظر شما میتوان با لباس آلوده لاف گزاف زد؟
2- آقای خاتمی گفته اند قبلا نظرم را در مورد آمدن یا نیامدن در بین کاندیداهای انتخابات گرفته ام ولی این نظر را فعلا بیان نمیکنم و در فرصت های بعدی بیان خواهم کرد , چرا؟ چرا آقای خاتمی که در حرف طرفدار حاکمیت مردم هستند باید مردم و فعالان و گروه های سیاسی را سرکار بگذارند و با بازی کردن با احساسات مردم بازی های دستور گرفته از آقای رفسنجانی را دنبال کنند؟
3- در باور شما وقتی ساختمانی از پایه خراب است , میتوان در فکر نقش ایوان آن بود؟
4- قحط الرجال یعنی چه و چه موقع اتفاق می افتد؟ آیا فکر نمیکنید دست به دامن آقای خاتمی شدن یعنی قبول قحط الرجال بودن کشور؟
5- چرا فکر میکنید جریانی که میتواند ده میلیون رای را جابجا کند نمی تواند بیست میلیون یا سی میلیون رای را نیز جابجا کند؟ مخصوصا که وزیر این بارش کسی باشد که مدرکش هم افتخاری باشد و هم تقلبی؟
6- اگر عضو مشارکت نبودید باز اینگونه با خمایت از آمدن خاتمی مشت بر نیشتر میزدید؟
7 - نوشته اید: ما باید نشان دهیم که می خواهیم با نظام و حاکمیت کشور تعامل کنیم...
آقای شیرزاد چطور میشود در مورد امری که یک طرف میخواهد و طرف دیگر علنا نمیخواهد واز همین الان رسما حکم حکومتی صادر و دستور میدهد بروید برای پنج سال آینده برنامه ریزی کنید , شما که صابون حکم حکومتی را خورده اید ایینگونه چشم بر حقایق بسته و میگویید:" ما باید نشان دهیم که می خواهیم با نظام و حاکمیت کشور تعامل کنیم"؟.
چگونه میتوانید با طرفی که شما را بجز سیاهی لشکرش قبول ندارد تعامل کنید؟
Posted by: امید | September 14, 2008 08:46 AM
جناب شيرزاد اگر شما تيشه به ريشه اين حكومت نميخواهي بزني دليل داره حاجي. توي رژيمي غير اين شماها كه نميتونين كاره اي باشين.
Posted by: ahmad-reza | September 13, 2008 07:00 PM
محمدنوری زاد فاطمه رجبی وباقی قضایا/ادبیات رجبی فتوکپی ادبیات رجوی /یادداشت روز
این روزها اخبارفراوانی درموردتوهین برخی نویسندگان وسینماگران به مراجع دینی به گوش می رسد وهمگی ماکمابیش بااین اخباروتفسیرهای ان باخبریم.این موردبه جز اظهارات اسفندیار مشایی معاون ویارغار رییس جمهور است وبه این موردپیش ازاین پرداختیم.انچه دراین میان مهم است اینکه چه فرقی است بین توهین های محمدنوری زاد که به صورت کلی صحبتی کرده با توهین هاو پرده دریهای فاطمه رجبی وشکستن حریمهای افرادی توسط وی که دههاسال برجان ومال ناموس مردم مسلمان مسلط بودندوجوددارد.چراهیچ کس به این شخص بالای چشمت ابروست نمی گویدوبه دادگاه به جرم اباحه گری به جرم توهین وبه دههاجرم دیگر کشیده نمی شود.یابه صرف اینکه خاتمی رامی کوبدبااوباتساهل وتسامح برخوردمی شودوحتی تشویق هم می شود.ایادستگاه قضایی نبایدداوری بی طرف دراین گونه جریانات باشد.مثنوی هفتادمن افتراهاواتهامات فاطمه رجبی باان ادبیات فتوکپی شده با مسعودرجوی بدعاقبت که هیچ کس راجزخودبرنمیتافت چه فرقی دارد.مسعودرجوی خائن وبنی صدر دران زمان شهیدبهشتی هاشمی رجایی وحتی امام عظیم الشان وامام خامنه ای رابا همین کلمات وعبارات خواهرمجاهدفاطمه رجبی میکوبیدواین زنک هم الان با نفس همان کلمات به هاشمی وخاتمی وکروبی وناطق نوری وروحانی ولاریجانی وحدادو...حمله می کند ایا کسی جلوداراونیست یاسرمایه های کشوربه حراج گذاشته شده اند وماخبرنداریم.
Posted by: ,وبلاگ قلم سبز | September 13, 2008 12:17 AM
آقاي شيرزاد، كاش يك چيزي در مورد پروژه سرن (CERN)مينوشتيد.
شيرزاد:
وقت مي خواهد و دقت. اجالتا بد نيست به سايت سرن سر بزنيد.
Posted by: علي | September 11, 2008 10:04 AM
حيف خاتمي نيست كه سربارش يك سري بي بته و رقباش يك سري ...است سيذ را بهل!او براي اينذه ذخيره است
Posted by: سربار | September 10, 2008 12:59 AM
جناب شیرزاد با عرض سلام
سوالی داشتم در باره علاقه شما برای آمدن آقای خاتمی و آن اینکه خداوکیلی شما مایلید ایشان دوباره رئیس جمهور شوند به خاطر آنکه معتقدید ایشان کاری از دستشان برمی اید و اینبار خواهد توانست بیشتر از یک تدارکاتچی برای حضرات آقایان علما باشند و یا اینکه می خواهید ایشان بیایند تا بلکه بتوانند این نظام را از گردابی که در آن گیر کرده و هر روز وضعش بدتر می شود نجات دهد و آن آقایان و آقازاده هاشان خون این مردم را باز دهه ها و دهه ها در شیشه کنند و جیبشان را پر و جناب خاتمی هر در تحمیق این مردم و آدرس غلط به آنان دادن و برابر دانستن جامعه مدنی و مدینه النبی به وظایف خود ادامه دهند؟
باور کنید برای من فرقی نمی کند ایشان بیایند یا نیایند. این نظام از ریشه و بن مشکل دارد و با بزک و دوزک کردن امثال خاتمی درست نمی شود که نمی شود ولی خوب کنجکاو بودم بدانم خداوکیلی کدامیک از این دو حالت است؟
شاد باشید
شيرزاد:
اگر به زعم شما اين نظام از ريشه و بن مشكل دارد، خب چه كار بايد كرد؟ صبر كنيم تا خودش درست شود ؟ يا منتظر باشيم از جايي كسي براي ما كاري بكند؟ يا تيشه بر داريم از بن ريشه اش را بكنيم؟ اغلب كساني كه مثل شما مشكل نظام را از اساس مي دانند، هيچ راه حلي كه براي آنها ايجاد تكليفي بكند ارائه نمي دهند. ما هم توقعي نداريم. اما اجازه دهيد ما به همان اندكي كه ادعا داريم عمل كنيم تا لا اقل عملي صورت گرفته باشد. البته نه براي آن كه چيزي از بيخ و بن تغيير كند بلكه براي آن كه راهي براي تغيير باز باشد.
Posted by: شایان | September 8, 2008 08:57 PM
سلام
نمیدونم چه جوابی به این دوستمون آینده بدم. فقط این جوک با خوندن کامنتشون و در آخر کفتن اینکه این در جواب کامنت من بود به نظرم رسید.
میگن یک روزی یک دانش آموزی درس جغرافی داشت و قرار بود معلم از دانش آموزان سر کلاس سوال بپرسه و اونم درس رو نخونده بود. دانش آموز یک نگاه به کتاب کرد و دید قسمت افغانستان خیلی خلاصه هست و تونست فقط اون قسمت رو بخونه.
از شانس بد معلم کلاس صداش کرد پای تابلو و ازش در مورد پاکستان پرسید. دانش آموزم جواب داد: "پاکستان همسایه جنوبی افغانستان است و اما افغانستان" و شروع کرد در مورد افغانستان صحبت کردن. معلم که دستش رو خونده بود سوال بعدی رو از عراق پرسید. دانش آموز هم جواب داد: "عراق هیچ مرز مشترکی با افغانستان ندارد و اما افغانستان"
Posted by: محمد | September 7, 2008 12:42 PM
سلام دکتر شیرزاد امیدوارم حالتان خوب باشد.
همانطور که مطلعید هادرون LHC این چهارشنبه قرار است شروع به کار کند وبزرگترین وافعه علمی تاریخ در زمینه فیزیک را به وقوع بپیوندد آیا شما نیز با نظر کسانی که شروع به کار آن را برابر با پایان جهان می دانند موافق هستید از شما خواهش میکنم در مقاله ای درباره این دستگاه غول پیکر وآینده بشر توضیحاتی ارائه بدهید چون در حوضه تخصصی شما می باشد.
شیرزاد:
نگران نباشید. یک پیش بینی در مورد ایجاد "سیاهچالک" یا mini black hole در انرژی های بالا مطرح است. اما این که این سیاهچالک ها محیط را خواهند بلعید، یک شایعه ژورنالیستی است. در صورت ایجاد، آنها به ذرات دیگر تلاشی خواهند کرد.
Posted by: showan | September 6, 2008 07:50 PM
برای آقای خاتمی احترام توف العاده ای قائلم اما من فکر نمی کنم آقای خاتمی مثل بار های پیش ،از استقبال ملی برخوردار شوند. عده ی زیادی را می شناسم که دوم خرداد به ایشان رای دادند و حالا دوباره حاضر نیستند بدهند. شرایط بیش از حد خراب است.
Posted by: یک کارشناس ارشد رشته مهندسی معماری | August 31, 2008 09:39 AM
خاتمی عزیز ماست کاش بیایدوما را خوشنود سازد
Posted by: arya | August 31, 2008 06:58 AM
سلام دو تا راه هست یکی که بگی تو این مملکت انتخابات آزاد نیست و تحریم کنی یکی هم اینکه یک نفر را انتخاب کنی راه اول هر چند دلیلش منطقی است اما کار منطقی نیست یعنی بی نتیجه است معجزه که نمیشه؟ یک راه هم اینه که از بین آدمها به قول خودتون انتخاب کنیم. ولی من میگم چرا خاتمی؟ من آقای خاتمی را خیلی دوست دارم. ولی فکر نمیکنم محبوبیت سابقشو داشته باشه. مگه سال 76 که خاتمی اومد در سطح جامعه کسی می شناختش؟ یا حتی احمدی نژاد را کسی میشناخت؟ من احساس میکنم چهره ناشناخته که خصوصیات مردم پسند داشته باشه بهتر جواب میده به هر حال اصولگرایان مجبورند یک کاندیدای اصلاح طلب برای حفظ ظاهر هم که شده تایید کنند خب یعنی اینقدر قحط الرجال است بین اصلاح طلبان؟ یعنی دیگه آدمی که خصوصیاتی مثل خاتمی 76 داشته باشه پیدا نمیشه؟ تا ابد که نمیشه خاتمی رییس جمهور باشه یا کروبی یا مثل اینا... به قول علی دایی جوانگرایی کنید. یا به قولی نوگرایی کنید. بعدشم دکترجون یک حرف خودمونی که سرسبز برباد دهد. با این ولایت فقیه و جناب ایشون اصلا امیدی هست؟ اصلا اصلاح و اصلاح طلبی معنی داره؟ خوبه منم مثل افشاری و باطبی قاطی کنم برم صدای آمریکا بشینم حرف بزنم .....چی بگم والله ادم خسته و ناامید میشه.ببخشید اینقدر حرف زدم نمیدونم رغبت میکنید بخونید.
Posted by: مژگان | August 30, 2008 09:58 PM
با سلام
لطفا به وبلاگ من سر بزنید.خوشحال میشم.
اگر مایل به تبادل لینک بودید در قسمت نظرات وبلاگ من اعلام کنید.
با تشکر
http://www.rozaneh001.blogfa.com
Posted by: mohammad ali | August 30, 2008 05:59 PM
با عرض سلام و خسته نباشید.
از طرفداران اصلاحات و خاتمی ام.هیچ فرقی نمی کند خاتمی بیاید یا نیاید. همانهایی که قبلا هستند هنوز بر سر جایشان نشسته اند و مجلس هم از ششم شده هشتم که بهتر که نه بدتر هم شده است.خاتمی باید بیاید ولی بعد از رای آوردن از خط قرمز ها عبور کند.
Posted by: پسرک شیرینی فروش | August 30, 2008 01:36 PM
با سلام،
برای من خیلی عجیب است که چه شده که حکومتیان به این شدت ترسو شده اند از سایه خودشان هم می ترسند. جهت اطلاع شما خانم محبوبه کرمی (فعال کمپین یک میلیون امضا)در حمله رندم نیروهای امنیتی به یک اتوبوس در حال حرکت دستگیر شده بود و 70 روز هم در زندان بود پس از آزادی با وثیقه 100 میلیون تومان، خانواده، دوستان و آشنایان برای ملاقات او رفته بودند. ماموران امنیتی بلافاصله همراه با 20 نفر گروه ضربتی به منزل مراجعه کرده اند و بعد از کلی تهدید به دستگیری و ... مهمانان را از منزل بیرون کرده اند و بیرون ایستاده اند تا کسانی را برای دیدار می آیند از در منزل رد کنند. حکومتی که از میهمانی های خانوادگی می ترسد معلوم است که چقدر به مردمش تکیه دارد. روی سخنم با شماست آقای محمد
اصل خبر: http://www.feministschool.com/spip.php?article1243
Posted by: آینده | August 30, 2008 11:12 AM
سلام
برداشتی که من کردم از این مصاحبه تون اینه که از الان شکستتون تو انتخابات آینده رو قبول کردید و به نوعی زرنگی میخواهید بکنید و اون رو به عنوان تقلب جا بزنید. مثل انتخابات قبلی ریاست جمهوری.
شخصا دعا میکنم که خاتمی بیاد تا وزن گروهها مشخص بشه هرچند به تجربه ثابت شده که دوستان اصلاحطلب مثل به قول قدیمیها "گربه مرتضی علی" هستند و از هر طرف رها بشن در نهایت چهار دست و پا به زمین میرسن. البته مشکل از اونجا است که آقایون به هیج عنوان نمیتونن رو گردونی مردم ازشون رو قبول کنن تا در ادامه اش به دنبال یافتن دلایل اون و به رفع نقصهاشون بپردازن. از حرفهای خاتمی هم این روزها مشخصه که بیشتر از جناح مخالف از دوستان ناراحته و اگر نمیآد به خاطر اونهاست. به قول خاتمی "هر کسی از ظن خود یار اصلاحات شد"
Posted by: محمد | August 28, 2008 05:41 PM
پورمحمدی یا کردان که سهل است مایل ترین راست ها هم که مال پیرهای آن هاست برای ما درد آور است. شمشیرها از رو بسته شده و زنگیان مست یک دست جام باده و یک دست زلف یار حلال، مدرک جرم به دست که به معرض و فارغ از خوف شحنه گان که مستظهر به پشتیبانی و دعای خیر و نماز دسته جمعی آنان با ..بگان آماده اند تا هر اقدام مشکوک به دموکراسی غربی را قبل از نطفه خفه کنند امروز حتی راست ها می ترسند از این جبروت.فاستتروا فی بیوتکم فاصلحوا ذات بینکم والتوبت من ورائکم!?ok
Posted by: بهمنش | August 27, 2008 08:01 PM