برخیز و همتی کن
انگار هنوز در ترديدي. روزها و هفتهها است كه در شك و دودلي هستي، و بلكه ماهها و سالها. با خود ميگويي چه فايده، راي من چه تاثيري دارد؟ و باز فكر ميكني خب، راي ندادن من چه تاثيري دارد؟ قبول دارم راي دادن يا راي ندادن تو تاثيرش اندك است، خيلي اندك. همين طور راي دادن يا راي ندادن من و هر كس ديگر. اما ما خيلي زياد هستيم، خيلي خيلي زياد. حاصل ضرب اين دو ميتواند تاثيرگذار باشد. تعداد بسيار زياد ما ضربدر تاثير اندك هر يك از ما ممكن است به اثري قابل توجه بينجامد.
البته حق با تو است. اين اثر حتي اگر قابل توجه باشد دنيا را زير و رو نميكند اما به نظر من در دنياي فردا موثر است. شايد خيلي هم موثر باشد. ما همه عادت كردهايم توقع داشته باشيم كه با يك قدم كوچك همهچيز درست شود. اينطور نيست. با يك قدم كوچك فقط به اندازه يك قدم كوچك جلو ميرويم نه بيشتر. اما براي جلو رفتن بايد همين قدمهاي كوچك را پشتسر هم برداشت. ما بعضي وقتها كه يك قدم برميداريم و حس ميكنيم كه پيش رفتهايم آنقدر ذوقزده ميشويم كه گمان ميكنيم تمام دنيا مال ما است و از آن پس همهچيز بر وفق مراد خواهد بود. پارهيي مواقع هم كه تلاش ميكنيم جلو برويم و موانع پيشرو به ما اجازه برداشتن گامي درخور توجه نميدهد فكر ميكنيم براي هميشه اسير وضع موجود هستيم. نه اين درست است و نه آن.
من يك چيز را ميدانم و آن اينكه وقتي مانعي بزرگ راه ما را سد كرده است و تكان دادن آن مانع با زور و توان يك جمع محدود امكانپذير نيست، تنها در صورتي امكان دارد بتوان آن را جابهجا كرد كه همه با هم ياعلي بگوييم و يكپارچه در يك سمت به آن نيرو وارد كنيم. به كارگيري نيروها در راستاهاي متفرق و ناهمگون هم ما را خسته و فرسوده ميكند و هم مانع را در جاي خويش محكمتر ميكند.
راست ميگويي، گاهي كار بسيار دشوار است و حتي اگر همه با هم نيز حركت كنيم و دستهايمان را به هم دهيم باز هم اميدي به تغيير شرايط نيست. شايد اينطور باشد. اما قدر مسلم آن است كه غير از اين راهي نيست. ممكن است احتمال موفقيت از اين طريق زياد نباشد، اما امكان پيروزي از هر طريق ديگري از اين كمتر است. تنها شانس ما در اين است كه با هم يك كار كنيم. اكنون زمان آن نيست كه هر كدام از ما يك جور احساس وظيفه كند و براي خود كاري جدا از ديگران انجام دهد.
اگر همه با هم روي يك تصميم بايستيم اميدي براي توفيق هست، اما پيگيري تصميمهاي متفرق و واگرا برآيندي نزديك به صفر خواهد داشت.
هيچ كس نميتواند ادعا كند كه تصميم يك جمع معين بهترين تصميم ممكن بوده است. هرچند معمولاً خرد جمعي كمتر از تشخيص فردي اشتباه ميكند، اما قطعاً نميتوانيم ادعا كنيم كه جمع بهترين و بيايرادترين راه را برگزيده است. با اين وجود خردمندترين افراد كساني هستند كه خود را از جمع همفكر و همهدف خود كنار نميكشند. حتي اگر تصميم جمع بهترين تصميم نباشد، همراهي با جمع و تلاش براي افزودن به نيروي آن، عاقلانهترين تصميم ممكن است. موجهترين استدلالها و منطقيترين توجيهها اگر تنها تاثيرشان خدشهدار كردن تصميم جمعي باشد عاقلانه نيستند.
خواننده عزيز، زماني كه اين نوشته را ميخواني چند ساعتي بيش به انتخابات نمانده است. شايد هم ساعاتي از رايگيري گذشته است و روزنامه دست گرفتهيي . تو چه ميداني كه در فكر ديگر شهروندان چه ميگذرد. ممكن است جو دلسردي و يأس همچنان حكمفرما باشد و فضاي سرد و بيروح حاكم بر ظاهر شهرها به همان صورت بر دلها نيز حاكم باشد.
شايد هم برعكس، در ذهن تكتك شهروندان غوغايي برپا باشد. اين امكان وجود دارد كه موجي ضعيف و كمدامنه اما بسيار وسيع و گسترده در اعتراض به وضع موجود سراسر كشور را فراگرفته باشد. شايد توفان ترديدي كه اكنون در نهاد تو وزيدن گرفته است در روح و روان بسياري از همميهنان ديگر نيز جريان داشته باشد. چه بسا برخي از آنها تا اين زمان تصميمشان را گرفته باشند كه برخيزند و گامي فرا پيش نهند و چه بسا برخي نيز در ساعات آينده به چنين عزمي برسند.
ممكن است تمام اينها يك فرضيه باشد. شايد مرا خوشخيال و خوشباور ميپنداري و فكر ميكني كه به آرزوهاي واهي فكر ميكنم. امكان دارد كه حق با تو باشد و هيچ جنب و جوشي وجود نداشته باشد، اما باور كن در گذشته اين مردم، مثل همه ملتهاي ديگر، وقتي در شرايط فشار و نارضايتي قرار گرفتهاند عكسالعملهايي بروز دادهاند كه هيچكس فكرش را نميكرده است.
من ترديدي ندارم كه انرژيهاي متراكم دير يا زود رها ميشوند. شايد در سطح عمومي جامعه اين شعور و آگاهي ناخودآگاه وجود داشته باشد كه پيام اعتراض خود را به جاي عكسالعملهاي كور و منفعلانه در فرصتهايي چون انتخابات بروز دهند. شايد امروز اندكي از آن انرژي متراكم آزاد شود و نجواهاي اعتراض در شكل پيامي روشن بروز يابند.
اگر اين فرضيه درست باشد، بايد طنين اين پيام را فراگيرتر كرد. بايد صدايمان را در هم اندازيم و يك بانگ متحد برآوريم. همهمههايي كه يكديگر را خنثي ميكنند شنيده نميشوند. ميدانم، ميگويي آنچنان آشفته بازاري از غوغا و هياهو به راه مياندازند كه هيچ صدايي شنيده نشود، ميگويي تضميني نيست كه با آراي مردم صادقانه برخورد شود. اين نگراني به جاي خود، اما باور كن كه اگر صدايي از ما شنيده نشود و راي و نظري از ما صادر نشود آنها اين حداقل زحمت را نيز بر خود هموار نخواهند كرد.
بگذار لااقل مجبور شوند هياهويي به راه اندازند و هزينهيي براي توجيه سرپوش گذاشتن بر آراي مردم بپردازند. هر چند تجربه نشان ميدهد كه وقتي نوايي يكنواخت از جانب مردم به گوش برسد در عمل اثري سحركننده خواهد داشت و امكان عملي ناديده گرفتن آن، حداقل در كوتاهمدت وجود ندارد.
دوست من برخيز، همراه شو با جماعت ياران، اين همراهي بيبركت نخواهد بود، فرداي اين سرزمين لب خواهي گزيد كه اگر من هم همتي كرده بودم روزگار مردم جز اين بود كه اكنون است.
نظرات بازدیدکنندگان
از همه دوستان و وبالاگ نویسان می خواهم با روشنگری و انتشار این خبر در وبلاگشان جلوی تحریف و دروغ بزرگ رسانه های دولتی را بگیرند:
بنابر گزارش و خبر وزارت کشور و رسانه های حکومتی در قبل از انتخابات که در سایت ها و خبرگزاری های مختلف از جمله وابسته به جناح راست منتشر شده است میزان واجدین شرایط حوزه انتخابيه تهران، ري، شميرانات و اسلامشهر برابر 6 ميليون و 573 هزار نفر بوده است (لینکهای مختلف این خبر در انتها امده است) و از طرف دیگر طبق خبر خودشان(سایت وزارت کشور و سایر خبرگزاری ها) میزان اراء ریخته شده در این حوزه انتخابیه 1909562 و تعداد اراء صحیح آن 1740941 نفر بوده است. حال با یک تقسیم ساده 1740941 را بر 6573000 تقسیم کنید و درصد بگیرید که می شود 26 درصد. سئوال مهم اینجاست که چطور تو اخبار صدا و سیما و روزنامه های حکومتی مدام می گویند میزان شرکت در تهران 40 درصد بوده ؟!؟ و مردم حضور بسیار بسیار پرشور داشته اند؟!؟! و صدتا دروغ دیگه ؟؟؟
نکته مهم اینه که امار واقعی شرکت کنندگان از 26 درصد هم کمتره. اما ما به استناد امار خود حکومت هم که نگاه کنیم می بینیم که خودشون امار خودشون را هم تحریف می کنند. بابا دروغ و تحریف هم حدی داره ...!!
لینک خبر واجدین شرایط از خبرگزاری ها (فارس, مهر, کیهان, ...:)
http://www.mehrnews.ir/NewsPrint.aspx?NewsID=654017
http://www.majlese8.com/News.asp?nid=1873
http://mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=653915
http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8612230148
http://kayhannews.ir/861213/14.HTM
و ...
لینک خبر میزان شرکت کنندگان:
http://www.alef.ir/content/view/23594
http://www.tehran.gov.ir/g.htm
http://www.irannewsagency.com/index.php?news=8076
http://www.tiknews.org/display/?ID=57934&page=43
و ...
Posted by: لطفا این خبر را در وبلاگتون منتشر کنید ! | April 7, 2008 01:44 PM
آقای شیرزاد فرضیه جدیدی برای اطلاح طلبان در کار نیست؟
فریضه مشارکت همگانی که عایدمان شد...فرضیه ای بدهید تا آن فریضه را باطل کند.....
میبخشید در نظر قبلی یادمان رفت نوروز را تبریک بگوئیم نورزتان مبارک دکتر...
شيرزاد:
تا آخر سال وقت هست. نوروز شما هم مبارك.
Posted by: روح الله فردوسی | April 6, 2008 01:30 PM
سلام و با تبریک سال نو،
سوال من از همه اصلاح طلبان این است که اگر نمی توانید جلوی این همه تقلب در انتخابات را بگیرید از رد صلاحیت گرفته تا تقلب های هنگام رای گیری و در حین خواندن آراء و اعلام آن، اگر نمی توانید حداقل به صورت آشکار این انتخابات را غیرقانونی اعلام کنید و یا به عبارتی از حق خودتان نمی توانید دفاع کنید چگونه می خواهید در خانه ملت از حق ملت دفاع کنید؟
متاسفانه برخی آنقدر دروغ گفته اند که دیگر این دروغ ها را خودشان هم باور کرده اند غافل از اینکه مردم نه کورند و نه احمق و در عین حال دروغگویان را هم خوب می شناسند و هم می دانند چگونه می توان چند تا عدد را با هم جمع کرد تا به آمار واقعی شرکت کنندگان در انتخابات برسند حتا اگر آنقدر پی گیر نباشند که این آمار را جمع کنند دو تا چشم روی کله شان که دارند که حدود شرکت کنندگان را در حوزه های رای ببینند. سکوت در مقابل ظلم، ظالم را تشویق می کند از آنجایی که به نظر من اکثر اصلاح طلبان به این طیف متعلق نیستند برایم این بی عملی از طرف اصلاح طلبان بسیار بسیار ناخوشایند است.
Posted by: آینده | April 3, 2008 12:34 AM
agar in maghale shomaro ghabl az entekhabat khondeh bodam ,hatman ray midadam
Posted by: saeed | March 31, 2008 12:26 AM
سلام آقای دکتر
مبارک باد بهار
دیدید همت کردند و در تهران با وجود مشارکت 40 درصدی تماما محافظه کاران رای آوردند .... خاتمی باید بی تفاوتی را کنار بگذارد و رسما از رهبری توضیح بخواهد که چرا ....
چرا ما صبر میکنیم تا شورای نگهبان رد صلاحیت ها را انجام دهد و آنگاه به سراغ رهبری می رویم....چرا؟
اصلاح طلبان باید التیماتوم بدهند همین.....
Posted by: روح الله فردوسی | March 29, 2008 01:18 PM
سال نو مبارك
شيرزاد:
سال نو شما هم مبارك
Posted by: حسين نوراني نژاد | March 26, 2008 01:59 PM
بنده افتخار دارم که دانشجوی شما در درس فیزیک مکانیک سال 65 در دانشگاه شریف بودم هنگامی که دانشجوی دکترا بودید و اکنون هم در یک گوشه ای از دولت در حال خدمت گذاری هستم. همیشه به وب سایت شما سر می زنم.
اخیرا" یک سفر به تایلند داشتم و چیزی را متوجه شدم که قبلا" می شنیدم ولی با این سفر واقعا" بهش ایمان پیدا کردم.
مشکل ما ایرانی ها چیزی نیست به جز خصوصیات فردی مان. کشور تایلند:
الف- اگر چه کشوری است ساخته شده غربی، ولی غنی از هویت فرهنگی و سنتی تایلندی است. یعنی اینکه ورود غربی ها نتوانست هویتشان را از بین ببرد. پس فعلا" کاری به این چیزها نداشته باشیم که اونها همه چیز رو از غربی ها دارند و هیچی ندارند و این حرفا.
ب- (که حرف اصلی بنده است) تایلند کشور خدمات است و خصوصات فردی تایلندی ها بستر مناسبی را برای جذب توریست به این کشور ایجاد کرده به خاطر اینکه اخلاق خوبی دارند و از کار کردن عار ندارند و به مهمان احترام می گذارند و با خوش روئی رفتار می کنند این مردم ساخته شده اند برای خدمت گذاری کردن.
خدمت گذاری چیزی است که ایرانی ها اصلا" روحیه اش رو ندارند. خدمت گذاری حتی به ایرانی ها و هموطنان ایرانی برای یک ایرانی سخت است. این یک موضوع ریشه ای است. هر ایرانی خود را شایسته خدمت دیدن می داند (نه خدمت کردن) این عادت ماست. هر ایرانی به نوبه خود یک ارباب است و بنابراین نمی تواند به کسی خدمت کند.
ما تا نتوانیم به همدیگر خدمت کنیم هیچ کاری در هیچ جائی نمی توانیم انجام دهیم. نه اون مسئولین و کارمندان دولتی با این خصلت می تونند کاری برای این مردم بکنند و نه اون بقال و کفاش و رفتگر با این خصلت فردی می تونه کاری برای دیگران بکنه.
عدم روحیه خدمت گذاری بزرگترین مشکل ماست.
مشکلات ما ریشه در خصوصیات فردی مون هست و درست بشو نیستیم. نه با مجلس ششم، نه هفتم و نه هشتم و نه با دولت نهم و دهم و غیره....
مشکلات ما فرهنگی است هیچ راه حلی هم براش نیست، یعنی همینه که هست.
نظر شما در این باره چیست؟
Posted by: سیمین | March 24, 2008 04:54 PM
سال نو مبارك WWW.SMIEDU.BLOGFA.COM
Posted by: علي پورسليمان | March 24, 2008 01:09 PM
سلام استاد : خیلی دلم می خواست براتون بنویسم که نوشته هاتون دیگه از دل نیست فکر می کنم که شما تا حد زیادی اسیر احساسات شدید . سوال من از شما اینه که چرا فکر می کنید هر چه به نظر شما درست میاد یا به نفعتونه باید قطعا درست باشه ممنون می شم که سانسور نشم و جوابمو بدید. به امید روزی که باز هم به دوران اوجتون برگردید . استاد شما قلم خوبی دارید قدر خودتون رو در نویسندگی حتما بدونید .فکر می کنم با بیان عقایدتون بدون غرض سیاسی و یا کدورت دل خیلی موفق تر باشید .
Posted by: hosein | March 23, 2008 03:16 PM
سلام آقای دکتر
سال نو مبارک. امیدوارم سالی پر از سلامت و موفقیت پیش رو داشته باشید.
شيرزاد:
سال نو شما هم مبارك
Posted by: هادی حبیبی | March 20, 2008 06:59 AM
جناب شيرزاد برخیز و همتی کن حرف درستي است ولي شما سوراخ دعا را گم كرديد. برخاستن و همت كردن براي شيره مالي به سر ما ديگه حنايي ندارد. برخاستن و همت كردن براي براندازي اين رژيم...البته در راه است و به نداي شماها هم هيچگونه احتياجي ندارد.
Posted by: mohsen | March 20, 2008 02:02 AM
سلام استاد......سال نو مبارک هر چند که گویند سالی که نکوست از بهارش پیداست اما خب بازم دعا کنیم سال خوبی در پیش رو داشته باشیم به امید آزادی و آبادی.........
شيرزاد:
سال نو شما هم مبارك باشد
Posted by: مژگان | March 20, 2008 12:51 AM
سلام استاد
از اینکه با وبلاگتون آشنا شدم بسیار مسرورم.
اینکه ما باید در انتخابات شرکت کنیم جای شک نیست اما از نظر من این امر زمانی به باید تبدیل می شه که حداقل من به عنوان 1 شرکت کننده از ایجاد تغییر در وضع موجود اطمینان داشته باشم قرار نیست من در انتخابات شرکت کنم اما هیچوقت پیشرفتی در جامعه حاصل نشه و هنوز هم همون مشکلات سر جای خودشون باشن و فقط این وظیفه برای من مطرح باشه ایجاد تغییر در جامعه اونقدر بازیچه ی دست احزاب شده که دیگه مردم هم اصلا اونو باور ندارن در روزه انتخابات من هم مثل خیلی دیگه از جوانان زیر 30 سال در انتخابات شرکت کردم اما نه برای خودم و کشور ... بلکه فقط برای مهر انتخابات که باید در شناسنامه ام ثبت بشه و اما نامزدها همان افراد سابق بودن مثل اینکه قرار نیست این افراد به ظاهر نماینده تغییر کنند و ا یکی دیگه از همین جوانان زیر 30 سال می گفت من کسی رو نمی شناسم مثل اینکه البته نام آقا و خانوم فلان بیشتر از همه آشناست پس به همین افراد رای می دم!!! و بعد در اخبار 21 از حضور پرشور جوانان در انتخاب خبر میده که همگی عاشق نظامند !!! کمی به واقعیت توجه کنیم و خودمون رو گول نزنیم انتخابات ما انتخابات نیست .
Posted by: اصفهان | March 19, 2008 10:01 PM
پس از گذشت قریب به یکسال سر و صدا، بالاخره انتخابات مجلس هشتم انجام شد و به نتیجه رسید. این انتخابات نیز چون گذشته حاوی عبرتها و تجربیات بزرگی برای برگزار کنندگان، انتخاب شوندگان و گروههای حامی آنها و عموم مردم بود که طبعاً برخی، از آن درس گرفته و در جهت رفع نقاط ضعف و تقویت نقاط قوت خود حداکثر بهره برداری را از آن تجربیات می نمایند و برخی نیز با توجیه خطاها و بی تدبیری های خود همچنان در مسیر اشتباهی که براه افتاده اند ادامه مسیر میدهند و بیش از پیش از آرمانها و اهدافشان دورتر می شوند.
اما در یکی دو روز گذشته بحثهای مختلفی در مورد میزان مشارکت واجدین شرایط در انتخابات مجلس هشتم مطرح شد که به نظر میرسد که ارقام رسمی اعلام شده در این مورد خالی از اشکال نبوده است. جهت اطلاع دوستان مطالبی را در این زمینه تقدیم میدارم.
بر اساس گزارش رسانه ها، وزير كشور تعداد واجدين شرايط را که افراد 18 ساله و بالاتر هستند 43723291 نفر و تعداد رأی دهندگان را 25 میلیون نفر و درصد مشارکت در انتخابات را 60 درصد عنوان نموده است. حتی جائی دیدم که ستاد انتخابات کشور درصد مشارکت را 65 درصد و یکی از روزنامه های اصولگرا 70 درصد بیان نموده است. حال با مد نظر قراردادن آمار سرشماری سال 85، این ادعا را بررسی می کنیم.
بر اساس نتایج سرشماری نفوس و مسکن سال 85، تعداد جمعیت 18 ساله و بالاتر کشور در آبان سال 85 حدود 47.65 میلیون نفر بوده است. با افزودن جمعیت 17 ساله سال 85 به رقم یادشده، جمعیت 18 ساله و بالاتر کشور در آبان سال86 بدست می آید که حدود 49.43 میلیون نفر خواهد بود. البته به منظور محاسبه رقم دقیق جمعیت 18 ساله و بالاتر کشور در آبان سال86، باید تعداد فوت شدگان سنین 17 ساله و بالاتر سرشماری سال 85 از رقم یادشده کسر شود.
بر اساس سالنامه آماری سال 85 سازمان ثبت احوال کشور، تعداد فوت شدگان سنین 15 و بالاتر کشور در سال 85، حدود 373 هزار نفر برآورد میشود که اگر فرض شود که در سال86 نیز تعداد فوت شدگان سنین 15 ساله و بالاتر کشور همین رقم باشد در این صورت جمعیت 18 ساله و بالاتر کشور در آبان سال86 به حدود 49.1 میلیون نفر خواهد رسید.
از طرف دیگر با توجه به اینکه اتباع غیر ایرانی ساکن در کشور، حق رأی دادن ندارند ولی تعدا آنها در آمار سرشماری لحاظ می شود لذا برای محاسبه تعداد واجدین شرایط رأی دادن، لازم است تعداد اتباع غیر ایرانی 18 ساله و بالاتر از رقم 49.1 میلیون نفر کسر گردد. بر اساس آمار سرشماری سال 85، تعداد اتباع غیر ایرانی 15 ساله و بالاتر کشور حدود 1036000 نفر برآورد میشود که اگر این رقم را برای سال 86 نیز ثابت در نظر بگیریم و از رقم 49.1 میلیون نفر کسر کنیم، تعداد واجدین شرایط رأی دادن در آبان سال 86، معادل 48023301 خواهد شد که این رقم برای اسفند ماه 86، قطعاً بیشتر هم خواهد بود. با در نظر گرفتن رقم فوق و تقسیم 24.25 میلیون نفر شرکت کننده در انتخابات بر آن، ملاحظه میشود که نرخ مشارکت در انتخابات مجلس هشتم، دقیقاً 50.5 درصد است. ضمن آنکه حتی اگر تعداد واجدین شرایط را همان رقم ذکر شده از سوی وزیر کشور(43723291 نفر)فرض کنیم نرخ مشارکت نزدیک 55.5 درصد خواهد شد و نه 60 درصد یا 65 درصد یا 70 درصد.
همچنین وزير كشور در مصاحبه ای که داشته است سهم شركتكنندگان 18 تا 25 ساله را در آرای مأخوذه بالغ بر 28.93 درصد و سهم شركتكنندگان 25 سال تا 30 سال را 13.28 درصد عنوان کرده است و نتیجه گرفته که چون 42 درصد شركتكنندگان را جوانان تشكيل ميدهند اين پيام روشني است كه انقلاب مورد توجه جوانان است و اين آمار نشان از جهتگيري جوانان ماست. اما دقت بیشتر در آمار و ارقام خلاف چنین استنتاجی را نشان میدهد. همانگونه که در جدول فوق ملاحظه می گردد نرخ مشارکت جوانان 18 تا 30 ساله، حتی کمتر از کل جامعه و 48.7 درصد است و علی رغم اینکه 42.2 درصد شرکت کنندگان در انتخابات 18 تا 30 ساله بوده اند ولی رقمی بیش از آن یعنی 43.7 درصد جمعیت واجد شرایط رأی دادن، در این فاصله سنی قرار دارند.
در مورد شهرستانهای تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر(تهران بزرگ)نیز با کسر آمار فوت شدگان و اتباع خارجی کل استان تهران، جمعیت واجد شرایط رأی دادن در آبان ماه سال 86 در تهران بزرگ به رقم 6401695 نفر میرسد. بنابراین با توجه به شرکت 1.91 میلیون نفر در انتخابات این حوزه، میزان مشارکت در تهران بزرگ 29.8 درصد خواهدبود و نه 40 درصد اعلام شده. اگر از کل آرای تهران، رأی های باطله را که 8.8 درصد کل آرا را شامل میشود کسر کنیم میزان مشارکت به 27.2 درصد کاهش می یابد.
مأخذ: نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 85(سایت مرکز آمار ایران). سالنامه آماري سال 1385 کشور(سايت مرکز آمار ايران). سالنامه آماری سال 1385 سازمان ثبت احوال کشور. سایت وزارت کشور. مصاحبه وزیر کشور با رسانه ها.
Posted by: Anonymous | March 19, 2008 12:32 PM
با سلام . من دوستدار همیشگی شما هستم . از تلاش شما صمیمانه قدر دانی میکنم . جناب شیرزاد ناتوانم از قهرمانی کاوه برای ملتم و دست خشونت اسکندر برای رهایی . باید اعتراف کنم بسته پایم ؟ نه برای شمشیر نه برای خشونت . نه برای خیزش و نه همت . کاوه ای پیدا نخواهد شد امید کاشکی اسکندری پیدا شود . عاشقانه سال نو بر شما وخانواده محترم مبارک .
Posted by: محمد | March 19, 2008 01:46 AM
کاوه ای پیدا نخواهدشد امید . کاشکی اسکندری پیدا شود
Posted by: محمد | March 19, 2008 01:31 AM
من از این مملکت میروم هیچ امیدی به اصلاح نیست
شما بمانید و رد صلاحیت و تخلف و بد اخلاقی و کروبی و جنتی و شرکت با تمام قوا
ای کاش جایی به دنیا آمده بودم که لا اقل به تاثیرگذاری نظراتم یک دهم درصد امید وار بودم
آبرویم پیش همه کسانی که از آنها برای رای دادن خواهش کرده بودم رفت.
از قول من یادتان باشد به دوستانتان بگویید یک نفر گفته اسمتان را عوض کنید و به جای اصلاح طلب بگذارید طفیلی غرغروی همیشه در صحنه
فقط مثل پیرزنهای علیل کارتان شده غر زدن
حتما انتخابات ریاست جمهوری هم با حکم حکومتی شرکت کنید .انشا الله پیروز میشوید
Posted by: وحید | March 17, 2008 07:04 PM
به نام خدا
جناب دکتر شیرزاد استاد گرامی سلام ، نقطه نظراتتان جالب بود ولی من منتظر نوشته هایتان همراه با طنز نیز می باشم چرا که نوشته همراه با شیرین زبانی که در شما نیز به وفور دیده شده حتما تاثیر گذار تر می باشد باتشکر
Posted by: hosein | March 17, 2008 04:51 PM
سلام دکتر شیرزاد عزیز من فکر می کنم که اصلاح طلبان از همین الان باید استراتژی انتخاباتی خود را عوض کنند انتخابات ریاست جمهوری نزدیک است و اصول گرایان روی احمدی نژاد خیلی حساب می کنند.من چند بیشنهاد دارم برای جناح مطبوعم یعنی اصلاح طلبان 1-بحث شکست در گذشته را مطرح نکنید چرا که بنا به قانون جذب به اتفاق مجدد این بدیده می انجامد(قانون جذب در فیلم "راز"secretبحث شده) 2-انرژی خود را برای باسخ به ...(کروبی)تلف نکنید 3-بجای انتقاد از اصول گرایان از انها تعریف کنید!! این به تایید صلاحیت کمک می کند در ضمن ما مردم ایران موجودات عجیبی هستیم مثل اکنان دیو در داستان شاهنامه رفتار معکوس داریم تعریف از اصول گرایی از زبان اصلاح طلبان نتیجه عکس دارد!! با ارزوی شادکامی و تبریک سال نو
Posted by: Anonymous | March 17, 2008 11:04 AM
جناب شيرزاد
اي كاش به توصيه عبدي و زيدآبادي توجه مي كرديد و ثبت نام هم نمي كرديد. مي ترسيديد كه براي هميشه قيد اصلاح طلبان را بزنند؟ خوب مي گفتيد به درونگرايي براي بررسي نقاط ضعفمان نياز داريم و با احترام به نظام در اين انتخابات نيستيم!
چرا قبول نمي كنيد كه انتخابات در اين نظام از حيز انتفاع ساقط شده است؟!
وقتي هم شما با انتخابات مي خواهيد توي دهن اونوري ها بزنيد و نظام هم مي خواهد با انتخابات توي دهن استكبار بزند شما هم بازي خورده ايد!
چرا ادبيات حاكم را عوض نمي كنيد؟مگر به باور شما دموكراسي يك سيستم خود كنترل نيست كه نقاط ضعف سيستم را مي شناسد و به درمان آن اقدام مي كند؟ مگر در ديگر كشور ها اينقدر به بازتاب خارجي انتخابات تكيه مي شود؟
چرا وقتي نظام پيشاپيش مي گويد مردم ما در روز انتخابات مشت محكمي بر دهان آمريكا مي زند شما نمي گوييد كه مگر انتخابات براي مشتزني طراحي شده است؟ چرا كسي نمي گويد كه بگذاريد ببينيم مردم در خصوص رضايت و عدم رضايت از مجلس فعلي چه نظري دارند تا آنگونه عمل كنيم؟
...
شما فعلا انتخاباتها را بي خيال شويد. اگر فكر مي كنيد با آوردن خاتمي مي توانيد جنتي را در محذوريت اخلاقي قرار دهيد و او را تاييد خواهند كرد سخت در اشتباهيد. اينها هرگز چنان گاف هايي نخواهند داد. اگر با خاتمي كاري ندارند چون مي خواستند يك عده هم به احترام او راي دهند تا نظام تقويت شود!
اگر فكر مي كنيد با بازي نكردن براي هميشه حذف خواهيد شد بگذار بشويد. شما نبايد بازيگر هر بازي باشيد كه آنها طراحي مي كنند!
....
Posted by: علي | March 17, 2008 09:13 AM
من با شما هم عقیده ام اما فکر می کنم برای گسترش این عقیده برنامه ریزی خیلی قوی و کار زیاد لازمه.از کامنتها هم می شه فهمید که جو غالب بین کسانی که وحدتشون برای ایجاد تغییر ضروریه چیه.اصولگراهای متحد یه تعداد رای دهنده ی ثابت دارن که روز انتخابات سنگ هم از آسمون بیاد می رن و رای خودشون رو می دن اما بین کسانی که به اصطلاح طرفدار اصلاح طلبها هستن دموکراسی به منم منم و زدن ساز مخالف و دادن تزهای مختلف تبدیل شده.اصلاح طلبها باید برای منسجم کردن طرفدارهای بالقوه شون و جواب دادن به سوالهاو ناامیدیهای اونها برنامه ریزی کنن.
Posted by: سپیده | March 17, 2008 03:07 AM
جناب آقاي دكتر توجه شما را به دو مورد جلب ميكنم:
1- در خوشبينانه ترين حالت اصلاح طلبان 30% مجلس را به دست مي آورند و در واقع 70% از قبل انتخاب شده اند.
2-خود جبهه مشاركت با قبول مورد اول اعلام كرد ما مي خاهيم اقليت كارآمد مجلس باشيم. خب مگر در مجلس هفتم اقليت نبودند. اگر ميشد خب كارآمد بودند. مگر در لايحه بودجه يا در راي اعتماد به وزيران احمدي نژاد اين اقليت چه كرد؟ دريغ از يك نطق كوتاه....
به نظرم راي دادن اشتباه محض بود.
بهتر است اصلاح طلبان از رياست جمهوري شروع كنند. گرچه جنتي گفته از 2 خرداد هزار بار توبه كردم...
سال خوبي را براتون آرزو مي كنم.
شیرزاد:
می ترسم بعد از این بابت همین کمتر از یک سوم, ناچار شویم پاسخگوی عملکرد کل مجلس هشتم بشویم.
Posted by: مهران | March 16, 2008 03:26 PM
سال نو بر شما مبارك باد.
شیرزاد:
بر شما هم مبارک باد. هنوز خیلی مانده.
Posted by: رفعتي گرگان | March 16, 2008 12:08 PM
با سلام و درود
هر وقت ما و شما (فارغ از برچسب های دهن پرکن و کمر خم کن!)روی زمین نشستیم و باهم چای خوردیم شاید بشه یه قدری به آینده ای که برای ما(نسل سوخته) وجود نداره فکری کرد! {چرا که آینده ی شما و فرزندانتون روشن و امید بخشه}
البته شاید هنوز شماها بخواهید از پشت عینک احمدی نژاد به ما نگاه کنید!
Posted by: پارسا | March 16, 2008 07:38 AM
آقای شیرزاد، وقتی نوشته های شما را می خوانم از همه بیشتر عصبانی می شوم. برای اینکه شما را دوست دارم و می دانم که شما کما بیش اوضاع ایران را می دانید. آقای شیرزاد نتایج انتخابات کم کم دارد می آید در این لحظه 30 کرسی (تازه اگر کسانی که در لیست نبودن را هم محسوب کنیم) یعنی 30% از کرسی های رقابتی 10% از مجلس، در تهران 5 نفر. واقعا وزن اصلاح طلب ها این است؟ بازهم می گویید تقلب شده، عزیز در تمام انتخابات ها همین را می گویید و باز وارد انتخابات بعد می شوید؟؟ شدید یک نیروی مضمحل کم توان و خوار. آقا شیرزاد چه می شد اگر شرکت نمی کردید (شما نه مردم)؟ واقعا ا این 30 کرسی تاثیر در امور می گذارید ؟؟
می گویید جز انتخابات چه راه حلی است؟ خیلی عزیز.
اول از همه یک نقد جدی از خودتان که هیچ وقت نکردید. بعد بسیج نیروهای اجتماعی حول یک برنامه مشخص .
حضور ذلیلانه در صحنه سیاست تنها راه تغییر امور نیست...تعبیرم را ببخشید اما به قول دوستی آقایان هم زمان هم توی سر اصلاح طلبان می زنند و هم از آنها سواری می گیرند، هر دو را همزمان انجام می دهند...
آقای شیرزاد شما با مردم سخن می گفتید که رای دهید اما من با شما هستم که می گویم واقعا دارید چه می کنید؟
Posted by: امیر | March 15, 2008 10:17 PM
سلام استاد. بر خیز و همتی کن شاید یک کمی تسکینم داد اما در این انتخابات دیگر رفقا حیا را حسابی بلعیده بودند و حاصلش را هم نوش جانشان میل!
اما چیزی که واقعا افسرده ام کرد این سکوت اصلاح طلبان است که نمیدونم تا کی ادامه خواهد داشت. شما فکر میکنید چه باید بشود که اقای خاتمی به اقای خامنه ای بگوئد که " خیر مجلس صحنه نمایش و پیغام و پسغام فرستادن به امریکا نیست و نماینده مجلس کارش حتی حمایت از حکومت و رژیم هم نیست."
باور کنید تا روزی که گفتمانمان با مردم روشن و واضح نباشد و تا روزی که رفرمیستها هم از رو برو شدن با عوام فریبی و گول زدن های دولت ابا دارند و تا روزی که سران رفرم نخواهند از جیب خودشان هزینه بدهند اوضاع همین خواهد بود. اما من هم با شما موافقم میدان را نباید خالی گذاشت.
شیرزاد:
بیچاره خاتمی شده است مثل عیسی مسیح (ع) که باید به جای امتش به صلیب کشیده شود تا آنها یه زندگی معمولی شان لطمه نخورد.
Posted by: مینا زند | March 15, 2008 06:57 PM
عزیزم بهتر است کمی از دستگاه مختصات مردمی که رای ندادند وتعدادشان بقول آمار رسمی کم نیست وبقول آمار غیررسمی اکثریت است صحبت کنی. جناب آقای طرفدار دموکراسی!هنوز هم تحمل آرای دیگران برایت مشکل است. کسی که مردم را دعوت به شرکت در انتخابات می کند مسولیت عواقب آن را بعهده می گیرد.
شیرزاد:
خدا رحم کند زمام امور مردم به دست دیکتاتور کوچولوهایی نیفتد که هنوز دستشان به جایی بند نشده اگر خلاف نظر مبارکشان حرف بزنی هر چه در توان دارند از اتهام بارت می کتتد.
Posted by: احمد | March 15, 2008 04:57 PM
"اما ما خيلي زياد هستيم، خيلي خيلي زياد. حاصل ضرب اين دو ميتواند تاثيرگذار باشد. تعداد بسيار زياد ما ضربدر تاثير اندك هر يك از ما ممكن است به اثري قابل توجه بينجامد."
کاملا صحیح است. احسنت به شما. حال مخاطب عزیز توجه کند که در حالی که حامیان حقوق اندکی از طیف گسترده ی مردم اجازه نامزدی انتخابات را پیدا می کنند و شرایط به گونه ای است که دیگرمهم نیست به چه کسی رای دهید بلکه حضور در پای صندوقهاست که مهم ترین چیز است... در چنین شرایطی شرکت نکردن اعتراضی من و تو و ما ... یک ثمر خواهد داشت
دنیا خواهد فهمید که در دنیای آزاد و دمموکراتیک، مردمی در گوشه ی خاور میانه صدایشان صدای حکومتشان نیست...
آری این من و تو مایی خواهد ساخت که انعکاس حجم طوفانش فریاد سکوتمان را به عالم مخابره خواهد کرد...
یک چیز را بدان مشارکت 10-20 درصدی مردم و مشارکت 60-70 درصدی، یک معنا نمی دهند... با آرزوی ایرانی آزاد و آباد که در آن صدای همه شنیده شود و همه توان دفاع از حقوق قانونی خود را داشه باشند.
والسلام علی من اتبع الهدی
شيرزاد:
از مشاركت ده پانزده در صدي مردم در انتخابات شوراهاي دوم كه آزادترين انتخابات سي ساله اخير بود چه حاصل شد الا طلوع احمدي نژاد؟
Posted by: M | March 14, 2008 10:52 PM
سلام استاد
خسته نباشید
مطلبتون مثل همیشه زیبا و از سر درد و فهم بالای شما بود واقعا هم همین طوره رای مردم به قول آقای خاتمی باطل السحر دشمنان داخلی ملت است. به هر رو یک گام خیلی کوچک بهتر از انفعال است. مسلما در این فضا بهترین کار افزودن بر دانائی و عمق بخشیدن بیشتر به نگاه هایمان در رابطه با مسائل روز است. الیس الصبح بقریب. انشاالله
سال نو مبارک
امید سالی پر خیر و برکت برای شما و ملت نجیبمان
Posted by: رضا | March 14, 2008 04:55 PM
دکتر جان ناامیدم کردی .فکر می کردم خوب شد صلاحیتت رد شد چرا که 30 سال است اشتباه کردی وهنوز هم داری اشتباه میکنی . هنوز از دستگاه مختصات خودت مسائل را میبینی آن زمان که اصلاحات پیروز شد چه گلی به سر مردم زد که حالا بخواهد فاشیزم پیروز شود . گاندی با مبارزه منفی توانست استعمار را از مملکت بیرون کند ما نیز حداقل کاری که می توانیم بکنیم همین است .
شيرزاد:
چشم عزيزم، از اين به بعد براي اينكه شما از دست من نا اميد نشويد سعي مي كنم از دستگاه مختصات شما به مسائل نگاه كنم. فقط مشكل اين است كه فردا يك كس ديگر هم از من خواهد خواست كه از دستگاه مختصات او به مسائل نگاه كنم. واقعا فكر نمي كنيد دوست داريد نظرات خودتان را تحميل كنيد.
Posted by: احمد | March 14, 2008 04:52 PM