« صلاحيت من و تو | صفحه اول | به ياد احمد بورقاني »

جناح حاكم مسئول است

آنچه مي بينيد گزارشي است از جلسه اي كه چند روز پيش در اصفهان با جمعي از دانشجويان داشتم. آن را به نقل از خبرنگار يكي از سايتها آورده ام با اصلاحات اندك.

امروز-ایمان حجتی:عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت به دعوت شاخه دانشجویی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی اصفهان در جمع اعضای شاخه های دانشجویی احزاب اصلاح طلب این شهر و در جلسه ای که به «پاسداشت دانشجوی کشته شده سنندجی» برگزار شد با انتقاد از رد صلاحیت های صورت گرفته تاکید کرد که «مجلس هشتم می توانست دریچه خروج نظام از بحران مدیریت باشد و با رد صلاحیت های صورت گرفته جناح حاکم،مسئول تمام اتفاقات آینده کشور است.»

احمد شیرزاد همچنین با بیان اینکه « متاسفانه اداره کشور را شوخی گرفته اند» تنها راه خروج کشور از بحران را انجام آشتی ملی در سطح کشوربرای استفاده از تمام توان ملی عنوان کرد و البته یادآور شد که به این نتیجه رسیده اند که نیازی به اصلاح نظام نیست و نظام را با جماعتی که دوست دارند و فکر می کنند کارآمد هستند اداره کنند.»

چرا این حد پنهان کاری؟

به گزارش سايت امروز به نقل ازکمیته اطلاع رسانی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی شاخه اصفهان،احمد شیرزاد با اشاره به قضایای مرگ مشکوک دانشجوی سنندجی گفت:«ممکن است در سال ده ها هزار نفر بر اثر حوادث مختلف کشته شوند و ممکن است در سال شاهد آمار خودکشی زیادی باشیم. البته مرگ هر انسانی تاسف بار است ولی این حادثه بسیار نادر است که فردی که از قبل هیچ مشکلی نداشته دستگیر شود و ناگهان خبر درگذشتش اعلام شود. با توجه به اینکه در طی مدت بازداشت این دانشجو ملاقاتی نیز با خانواده اش داشته است و هیچ زمینه ای برای بروز چنین رخدادی وجود نداشته است.»

وی افزود:«اگر واقعا رخدادی طبیعی اتفاق افتاده است چرا باید این حد پنهان کاری و اقدامات شک برانگیز و عجیب صورت گیرد و سعی کنند چیزی را از انظار پنهان کنند. اگر بر ملا شدن جنازه آن دانشجوی مرحوم مشکلی ایجاد می کند باید مشکل را برطرف کرد و اگر اینگونه نیست چرا به این شکل پنهان کاری کرده اند.» عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت با بیان اینکه «نظیر این قضیه در داستان مرگ خانم زهرا کاظمی نیز وجود داشت و مشکلاتی دیپلماتیک برای ایران ایجاد کرد» اظهار داشت:« همچنین ماجرای مرگ پزشک دستگیر شده و اخیرا نیز ماجرای مرگ دانشجوی سنندجی را شاهد هستیم و به طور قطع کسانی که مسئول دستگیری وی بوده اند و مقامات ارشد آن ها مسئول هستند و باید پاسخگو باشند و ابهامات را برطرف کنند.»

برخورد جوامع با موارد نقض حقوق بشر،معیار برای تفکیک کشورها

این فعال سیاسی اصلاح طلب با اشاره به نقض حقوق بشر در کشورها گفت:«ممکن است در هر جامعه ای از جمله جوامع کاملآ آزاد این گونه وقایع اتفاق بیافتد و ممکن است یک مامور قانون از حدود تعیین شده قانونی خود زیاده روی کند وبه حقوق شهروندان تخطی کند و این قضیه منجر به مرگ یا آسیب دیدن شهروندی شود. ولی ارگان هایی وجود دارد که می تواند چنین حوادثی را تحت نظر بگیرد.سوال این است که ما در جامعه خودمان چه ابزارهایی برای این کارداریم ؟»

وی ادامه داد:«مسئله حقوق بشر که یک بعد آن بحث حقوق زندانیان است و ابعاد متنوع دیگری نیز دارد مسئله دیروزی یا امروزی نبوده است و مهم این نیست که مثلآ آیا حقوق بشر فقط در ایران نقض می شود و در جای دیگر نقض نمی شود و یا فقط در کشور A نقض می شود و در کشور B نقض نمی شود.»

نماینده اصفهان با بیان اینکه «اگر این واقعیت تلخ را قبول کنیم که ما در کره زمین زندگی می کنیم که ممکن است کسانی به حقوق شهروندان تجاوز کنند و حقوق بشر نقض شود» تصریح کرد:« چیزی که جوامع را در مقابل این پدیده از هم تفکیک می کند این است که در برخورد با این پدیده در هر جامعه چه رفتاری صورت می گیرد و آیا جامعه چشم بیداری برای رصد کردن موارد نقض حقوق بشر دارد یا ندارد؟»

این عضو شورای مرکزی جبه مشارکت ادامه داد:«آیا اگر این چشم بیدار وجود دارد زبان گویایی برای بیان وقایع و حوادث سو وجود دارد؟ و بالاخره اگر زبان گویایی وجود داشت، بیان آن برای گوینده هزینه ای به دنبال دارد؟ و فرض آخر اگر همه این موارد وجود داشت آیا امکان ترتیب اثر دادن به این موارد وجود دارد؟»

جامعه احتیاج به رصد کننده برای بیان انتقادات و اشکالات دارد

نماینده مردم اصفهان در دوره ششم مجلس شورای اسلامی گفت:«جوامع مختلف در برخورد با بحث حقوق بشر بر اساس این موارد از یکدیگر تفکیک می شوند و اگر بخواهیم شاهد نقض حقوق انسان ها نباشیم باید همه موارد به صورت یک به یک حل شود.چشمان بیدار وجود داشته باشد به این معنا که نه فقط چند نهاد محدود بلکه دهها نهاد متنوع حقوق بشر بتوانند موارد نقض حقوق بشر را رصد کنند. اولین جایی که یک کشور نسبت به حقوق بشر مساله دار خواهد بود نحوه رفتار و برخورد با گروه های طرفدار حقوق بشر است.»

این روزنامه نگار اصلاح طلب افزود:«در یک کشور دموکرات و آزاد نه تنها مانع گروهی که کار رصد کردن و دیده بانی این اتفاقات را انجام می دهد نمی شوند بلکه حتما استقبال خواهند کرد. زیرا یک کشور دموکرات نباید این فرض را از ذهن دور کند که ممکن است در گوشه ای از این کشور قانون خدشه دار شود و یا مامورانی از قدرت حاکمیت سواستفاده کنند. اینکه تصور کنیم حاکمیتی می تواند با ابزارهای بازرسی و سرزدن و کنترل های حکومتی خود را از هر خطایی مصون دارد فرض درستی نیست چون نوعا در نهادهای حکومتی و دولتی میل به پوشاندن مشکلات وجود دارد.»

وی افزود:« اگر فرض کنیم دولتی فقط خودش بخواهد خودش را کنترل کند طبیعی است که فرض خوشبینانه ای است. آن چیزی که در کار ماموران دولتی و حکومتی رايج است این است که بگویند همه چیز خوب است و کارها به درستی انجام شده و وظایف قانونی انجام شده و به حقوق کسی تخطی نشده است. حتي در کشورهای پیشرفته نیز شاهد بوده ایم که مواردی را مخفی کرده اند. ولی این نهادهای مدنی، خبری و رسانه های آزاد هستند که چنین مواردی را دنبال کرده و روی مواردی که سو رفتار وجود داشته است دست گذاشته اند.»

شیرزاد تاکید کرد:«بنابراین فرض اینکه حکومتی خودش قادر است مشکلات و ناهنجاری های خودش را رصد کند فرضی غیرواقعی است و باید بپذیریم جایی که قدرت متمرکز می شود امکان فساد،سوء استفاده از قدرت و تفسیر به رای در قوانین وجود دارد. چیزی که می تواند ضامن حسن رفتار حکومت باشد بازرسی های سرزده حکومتی نیست.هرچند سازمان های در قوای مختلف طبق قانون پیش بینی شده اند ماند کمیسیون اصل نود و یا نهادهایی که در قوه قضائیه و مجریه نظارت بر این کار را انجام می دهند. ولی اگر چشم رصدکننده آزاد جامعه وجود نداشته باشد امکان کارکرد درست این نهادها نیز تضمین شده نیست.»

رسانه های آزاد و NGOها ، رصد کنندگان حقوق شهروندی

این استاد دانشگاه تصریح کرد:« رصد کردن جامعه چند وسیله مشخص دارد که یکی NGO ها و نهادهای رصدکننده حقوق شهروندی و دیگری مطبوعات و رسانه های آزاد هستند که اگر این وسایل وجود نداشته باشد یا امر رصد صورت نمی گیرد و یا اگر صورت گیرد با هزینه ای بسیار زیاد همراه است.»

شیرزاد همچنین با طرح این سئوال«که به راستی در کشور ما چند نهاد مستقل از دولت برای رصد کردن مسائل حقوق بشر وجود دارد؟» اظهار داشت: «تعداد اندکی از این نهادها در کشور ما وجود دارد و با نهادهای موجود نیز برخورد مناسبی صورت نگرفته است. متاسفانه شاهد برخورد با این نهادها بوده ایم.»

وی ادامه داد:«در بخش رسانه های آزاد نیز، متاسفانه بخش هایی که مربوط به حقوق زندانیان به خصوص زندانیان سیاسی است اغلب مستمسک تعطیلی روزنامه ها قرار گرفته و یا اینکه به صراحت دستور چاپ نکردن بخشی از مطلب صادر می شود.»

شیرزاد افزود:« در مورد رعایت حقوق زندانیان در بازداشتگاه ها به راستی نهادهای موجود چقدر اجازه بازدید از بازداشتگاه ها را دارند. یکی از مسائل مهم در مجلس ششم این بود که هر بازداشتگاهی موجود است زیر نظر سازمان زندان ها باشد. متاسفانه سازمان زندان ها به صراحت مسئولیت بعضی زندانیان را به عهده نمی گیرد و داخل بازداشتگاههای رسمی، جزایری هست که سازمان زندان ها مسئولیت آن ها را به عهده نمی گیرد و نمی توان مطمئن بود که همه بازداشتگاه های موجود زیرنظر قوه قضائیه اداره می شود.»

این نماینده مجلس ششم همچنین گفت:«در مجلس ششم آقای موسوی خوئینی ها (اكبر) بسیار پیگیر این مساله بود و بر اساس فشار دوران اصلاحات بود که این قضیه زندان ها و بازداشتگاهها سرو سامانی گرفت و حداقل ورود و خروج زندانیان قانونمند شد. این موارد نتیجه رفت و آمدها و پیگیری نمایندگانی بود که امروز تاوان آن را می توان در ردصلاحیت های اعمال شده دید.»

وی اظهار داشت:«حال با طی کردن مرحله رصد کردن، آیا گوش شنوایی برای پاسخگویی به این مسائل هست؟ هنوز کسی پاسخگوی قتل زهرا کاظمی نیست و تا همین حد پیگیری هایی هم که صورت گرفته است به دلیل تابعیت کانادایی این خانم و فشارهای دیپلماتیک بوده است. در صورتی که در جریان پرونده خانم زهرا بنی یعقوب و اخیرا در مورد مرگ این دانشجویی سنندجی همان میزان پیگیری هم صورت نمی گیرد.»

این فعال سیاسی اصلاح طلب با تاکید بر اینکه با نگاه کلی تر به مساله حقوق بشر که بخشی ازآن مساله حقوق زندانیان است جامعه احتیاج به رصد کننده برای بیان انتقادات و اشکالاتش دارد، تصریح کرد:« وقتی جامعه به سمت بسته شدن برود و مجاری طرح اشکالات بسته شود شاهد روی دادن این اتفاقات هستیم. مشکلات مردم نيز فقط به بحث زندان ها محدود نمی شود. مشکلات بی شماری در یک جامعه وجود دارد و احتیاج به نگاهی باز دارد تا مردم بتوانند به طور آزاد طی یک جریان اطلاعات آزاد مشکلات خود را بررسی کنند.»

تغییرات عجیب قانون انتخابات مجلس در روزهای آخر مجلس پنجم

این عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت در ادامه با اشاره به قانون انتخابات کشور گفت: «در قانون انتخابات اشکالاتی در متن قانون وجود دارد که بسیار عجیب است. قانون انتخابات مجلس در آخرین ماه های مجلس پنجم تغییر کرد که تغییراتی عجیب بود، از جمله اضافه شدن واژه نظارت استصوابی شورای نگهبان که با استناد به آن، شورای نگهبان هرکاری می تواند انجام دهد. با استناد به این قانون دستگاه بسیار وسیع و مفصلی به نام هیئت های نظارت ایجاد کرده اند که قبل از انتخابات مجلس هفتم وقتی در نشستی اعضای هیئت های نظارت را جمع کرده بودند درست مانند یک کنگره گسترده حزبی در یکی از سالن های بزرگ جلسه گذاشته بودند. با گروکشی قانون بودجه ، بودجه چند برابر شده شورای نگهبان را گرفتند و با این بودجه در شهرهای مختلف افرادی برای تحقیقات محلی و.امثال آن استخدام شدند . درست مانند برنامه هایی که یک حزب سیاسی انجام می دهد با این تفاوت که اعضای آن حقوق نیز می گیرند و می توانند در زندگی مردم جستجو کنند. بدیهی است در کشور ما چنین بودجه هایی معجزه می کند و می تواند موضوع فعالیت قرار گیرد و خودش ایجاد تحرک کند ولی تحرکی سیاسی که به قیمت تخریب دیگران است.»

چه کسی و با چه معیاری می تواند اعتقاد یک نفر را بسنجد؟

وی با اشاره به موارد تصحیحی قانون انتخابات در مجلس پنجم گفت:«در شرایط انتخاب شوندگان نیز شرایطی اضافه شده است که بسیار عجیب است. مثلآ در مورد بند یک که موضوع آن اعتقاد و التزام به اسلام و نظام مقدس جمهوری اسلامی است به راستی چه کسی و با چه معیاری می تواند اعتقاد یک نفر را بسنجد؟ این کار خلاف عقل و قانون اساسی است و چگونه می توان افراد را بر اساس اعتقاد درجه بندی کرد بخصوص وقتی این درجه بندی دو درجه ای باشد.»

این نماینده سابق مجلس ادامه داد:«در بند3 نیز که التزام به قانون اساسی و اصل ولایت فقیه را مطرح می کند باید توجه داشت قانون اساسی ما صراحتآ تفتیش عقاید را ممنوع می کند. هیچ کس حق ندارد تحت هیچ عنوانی از افراد تفتیش عقاید کند. خوشبختانه این قانون اساسی توسط علمای دینی تدوین شده است و جاي حرفي روي آن نيست. مثلا در بحث آزادي برگزاری تجمعات که در قانون اساسی وجود دارد گنجاندن این قبيل مطالب در قانون اساسی به این دلیل است که بالاخره در آن زمان و بعد از خروج از یک دوره دیکتاتوری افراد حس می کردند که ایجاد حد و حصر در زندگی مردم از کجا شروع می شود که یکی از آن ها تقسیم کردن مردم به دو دسته دارای اعتقاد به اسلام و نظام جمهوری اسلامی و غیر معتقد به آن است.»

شیرزاد با اشاره به درجه بندی اعتقادی افراد در بحث درصلاحیت ها اظهار داشت: «واقعا این حق را خدا به هیچ پیغمبری نداد و خداوند به صراحت به پیامبر می گوید که تو مسئول حساب و کتاب انسان ها نیستی و خداوند است که بابت اعتقاد و کفر و ایمان افراد از آن ها حساب پس می گیرد. مگر می شود انسان ها را به دو گروه تقسیم کرد و حقوق انسانی و اجتماعی انسان ها را بر اساس این تقسیم بندی تنظیم کرد. اولین سووال این است که چه کسی می خواهد این تقسیم بندی را انجام دهد؟»

وی ادامه داد:«با فرض اینکه همه افرادی که شورای نگهبان و وزارت کشور در هیئت های اجرایی و نظارت منصوب کرده اند صالح باشند، ولی فرض کنیم اتفاقی افتاد که مثلآ بعد از یک رویداد غیرمترقبه و عجیب گروهی دیگر در این پست ها قرار گرفتند که همه افرادی نا به کار و شرور باشند و این گروه موفق شدند لباس ظاهر سازی و نفاق نیز بر تن کنند و تمام این دستگاه ها را در دست بگیرند.یعنی فرض بگیریم به جای آقای جنتی فردی فاسق و فاجر عهده دار مسئولیت شود که برحسب وظیفه قانونی باید درجه ایمان افراد را تعیین کند. سئوال این است که اگر چنین اتفاقی بیافتد و آن افراد بی دین و فاسق آقای جنتی را رد صلاحیت کنند آنوقت آقای جنتی با چه ابزاری می خواهد اعتراض کند؟»

این نماینده مجلس ششم یادآور شد:«وقتی در مجلس ششم بحث تغییر قانون انتخابات مطرح بود دقیقآ همین قضیه مطرح بود و ما این بحث را به طور کامل با یکی از نمایندگان شورای نگهبان مطرح کردیم و ایشان می گفتند حرف های شما بی ربط نیست ولی یک بویی می دهد.
پس مي بينيم كه یکی از مشکلات خود قانون است، ولی حداقل فردی که این مسئولیت را دارد اگر جانب انصاف را رعایت کند مسائل كمتر خواهد بود.اما متاسفانه امروز در عمل می بنیم که با عنوان اینکه تعدادی دزد و قاچاقچی را رد کرده ایم و یا اینکه افراد فساد اخلاقی داشته اند و رد صلاحیت شده اند به حذف مخالفان سیاسی می پردازند.»

جناح حاکم،مسئول تمام اتفاقات آینده کشور

عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت همچنین با اشاره به ردصلاحیت گسترده اصلاح طلبان گفت: «رد صلاحیت های انجام گرفته کاملآ قابل پیش بینی بود. خوشبختانه و یا متاسفانه امروز ما اصلاح طلبان در موضعی قرارگرفته ایم که مسئول اتفاقاتی که خواهد افتاد نیستیم و واقعآ مسئولیت تمام اتفاقات بعدی با خودشان است.»

شیرزاد تاکید کرد:«جناح حاکم باید مسئولیت تاریخی این کار را بر عهده گیرد و این چیزی است که اگر هیچ رسانه ای هم نداشته باشیم می توانیم روی آن بایستیم و برای افکار عمومی مشخص کنیم چیزی که از امروز اتفاق می افتد حاصل کار یک جناح است و حاکمیت یک دست شده راه را برای ورود هرکس غیر خودش سد می کند.عزم و اراده کرده اند که کشور را تنها با بخشی از مردم اداره کنند و با بقیه کاری ندارند. و این طور هم نیست که مساله آن ها با افرادی باشد که از دید آن ها مخالفان سیاسی هستند. به هرکسی که شک دارند نباید باشد. این مساله در عزل و نصب های اخیر کاملآ مشخص و واضح است.»

اداره کشور را شوخی گرفته اند

شیرزاد با اشاره به عملکرد دولت نهم در عرصه های مختلف، اظهار داشت:«متاسفانه اداره کشور را شوخی گرفته اند و بسیار برای آن ها ساده است که اگر مثلا رئیس جمهور در چند مصاحبه اشتباهی کرد داد حتما در دفعات بعدی یاد می گیرد و تکرار نمی شود. به این سادگی تجارب کشور را کنار گذاشتن جای تاسف دارد ولی تصمیمی است که گرفته شده است.»

این فعال سیاسی اصلاح طلب با تاکید بر اینکه «متاسفانه صدای بحران به گوش افراد عاقل می رسد»، خاطر نشان کرد:«اینکه اقتصاد دانان نامه ای می نویسند که این راه پیش گرفته شده به تورم می رسد بر همین اساس است. ولی آقای احمدی نژاد تا خودش تجربه نکند قبول ندارد و تجربه های جاری دنیا برايش ملاک نیست. در مجلس نیز به همین شکل شاهد برداشت های مکرر از صندوق ذخیره ارزی بودیم که باعث این افزايش حجم نقدینگی است که به بار آمد و بحران مدیریت بحرانی است که کاملآ روی خودش را نشان داده است.»

آشتی ملی راه نجات

این استاد دانشگاه ادامه داد:«با فرض اینکه ما افرادی باشیم که هیچ رویکرد سیاسی نداریم و به عنوان یک کارشناس اجتماعي قصد طرح پیشنهادی برای خروج کشور از وضع فعلی را داشتیم انصافا تنها راه حل کارشناسی این است که یک آشتی ملی در سطح کشور وجود داشته باشد و از تمام توان ملی استفاده شود.»

وی تاکید کرد:«به غیر از مشکلات اقتصادی، فرهنگی وغیره فضای دلمردگی کشور را در بر گرفته که به مراتب از همه آن ها خطرناک تر و بدتر است. نوعی فضای یاس و دلمردگی بین پیر و جوان موج می زند و به همه بخش ها تسری پیدا کرده است.»

مجلس هشتم می توانست دریچه خروج نظام از بحران مدیریت باشد

این استاد دانشگاه با اشاره به جایگاهی که می توانست مجلس هشتم داشته باشد گفت:« مجلس هشتم می توانست دریچه خروج نظام از بحران مدیریت باشد که متاسفانه تصمیم گرفته شد که این دریچه باز نشود. چیزی که اتفاق خواهد افتاد این است که ظواهر امر حفظ خواهد شد و بحران مدیریت در ابعاد مختلف شدیدتر می شود.»

شیرزاد تصریح کرد:«بزرگان جناح اصول گرا به خوبی می دانند که مدیریت یک سویه گروه آقای احمدی نژاد مدیریتی است که کشور را روز به روز بیشتر در بحران فرو می برد و حتی اگر تمام جناح راست هم به کار گرفته شود باز معلوم نبود این کار به نتیجه برسد.

ما اگر مجموع توان مدیریتی کشور را هم به کار بگیریم باز در مدیریت پایین هستیم. منظورم این نیست که در دوران قبلی نوابغ مدیریت را داشته ایم ولی حداقل فضای بازتر و گسترده تری بود که یک کارشناس از اظهارنظر شخصی خودش نگران نبود و می توانست کنار یک وزیر بنشیند و پیشنهادات خود را مطرح کند چه آن وزیر قبول کند چه نکند. ولی امروز باید حرفی زده شود که وزیر بپسندد و وزیر هم باید حرفی بزند که رئیس جمهور بپسندد.» عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ادامه داد:«برای خروج از این بحران مدیریت حداقل کار این بود که بگذاریم در مجلس هشتم حتی به صورت کنترل شده نسیمی بوزد و حرف مخالف هم زده شود و مردم حس کنند مجلس زنده است.»

تجربه دوساله اخیر افرادی را حتی در جناح اصول گرا بیدار کرد

احمد شیرزاد در پایان خاطر نشان کرد:« نتیجه ای که اتفاق خواهد افتاد یک دوره چهار تا ده ساله بسیار مبهم است و ما می توانیم در گوشه و کنار جامعه مدنی بنشینیم و تا جایی که درها بروی ما بسته نشود مسائل را رصد کنیم. تجربه نشان داده است که وقتی جناح راست برای مساله ای هزینه کرد از آن پایین نمی آید و حالا که هزینه کرده است روی این قضیه (رد صلاحيتها) ایستادگی خواهد کرد. به این نتیجه رسیده اند که نیازی به اصلاح نظام نیست و نظام را با جماعتی که دوست دارند و فکر می کنند کارآمد هستند اداره کنند. هرچند تجربه دوساله اخیر افرادی را حتی در جناح اصول گرا بیدار کرد.»


دنبالك اين مطلب:
http://shirzad.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/280

نظرات بازدیدکنندگان

آقای شیرزاد شما از لحاظ سن
جای پدر من هستید
مگر امام شما آیت الله خمینی
نگفت "بشکنید قلم ها را ببرید زبان ها را" اما شما چون اون روزها بجای قلم کلاشینکف دستت بود گفتی تکبیر
اما الان می بینی معنی اون حرفها چی بود

شيرزاد:
عين كلام امام خميني اين بود: "بشكند قلمها و ببرد زبانهايي كه در خدمت آمريكا هستند". ضمنا بنده هيچگاه كلاشينكف دست نگرفتم. ايكاش توهمات را به جاي واقعيتها نمي گرفتيد.

باسلام
جناب آقای شیرزاد
1- تا آنجائی که من قانون انتخابات را مطالعه کرده ام نظارت استصوابی به هیچ وجه جنبه اجرائی ندارد و کلمه استصوابی هم در فرهنگهای فارسی به همین معنا است یعنی جنبه مشورتی داد. اما همانطور که خود شما نوشته اید، باج داده اید که اکنون نتیجه آن را هم می بینید.
2- چرا شما درمجلس ششم این قانون را عوض نکردید؟
3- فکر نمی کنید کوتاه آمدن در برابر قانون شکنی در حال مسئولیت به خودی خود قانون شکنی اشت؟ این هم نتیجه آن و شما خودتان رادر بوجود آوردن این وضع مسئول بدانید.
4- بینی وبنین الله اگر صلاحیت اصلاح طلبان را تایید می کردند، همین انتقادها را بازهم می کردید؟ از رد صلاحیت دیگران انتقاد می کردید؟

شيرزاد:
متاسفانه فراموش كرده ايد كه در مجلس ششم چه دعواي طولاني براي تغيير قانون انتخابات بين مجلس و دولت از يك سو و شوراي نگهبان از سوي ديگر بود و آخر سر هم كه آقاي خاتمي ديد كار از پيش نمي رود دو لايحه خود را پس گرفت.
ضمنا در همان مجلس ششم هم صلاحيت خيلي از اصلاح طلبان و دوستان ديگر رد شده بود كه در زمان خود به كرات مورد اعتراض واقع شد. لكن حجم رد صلاحيتها هر چه پيش رفته ايم گسترده تر شده است.
به نظر مي رسد با نگاهي خاص برخي از رويدادهاي گذشته را نمي بينيد و يا ناخوداگاه فراموش مي كنيد.

جناب آقاي شيرزاد در جواب يكي از بازديد كنندگانتان نوشتديد فکر می کنم شما کمی سرما خورده اید.

شما با چه نخوت و تكبري جواب ميدهيد. نخوت و تكبريتان بوده است كه ما را به اينجا رسانده است.

درنظر اول اون اقا سرما نخورده ودر قسمت زاپاس خودرو اکثریت مردم بهاین نتیجه رسیده اندوتمامی به اصطلاح اصلاح طلبان بایستی در سرکه ویا مومیایی شوند جهت روز مبادا

در تمام ِ تحلیل های از نوع ِ ثقصیر ِ فلان ی است یا مسئولیت َش به عهده ی ِ فلان ی است هم واره یک چیز نادیده گرفته می شود و آن هم نقش ِ ره بری است. اول َن که شورای ِ نگه بان و قوه ی قضاییه که دربست در اختیار ِ ایشان هستند. مجلس هم که باز رد ِ صلاحیت َش در دست ِ شورای نگه بان (ره بر) است و تازه مصوبات ِ آن هم باز باید از فیلتر ِ شورای ِ نگه بان رد شود. این وسط می ماند دولت، که آن هم اول َن که اختیارات َش در حد ِ عوض کردن ِ ساعت ِ شروع به کار ِ بانک ها و مدارس است و دوم َن آن هم به عهده ی ِ رئیس جمهور نیست. مثل َن وزیر ِ اطلاعات ِ آقای خاتمی انتخاب ِ 13 ام ِش بود. یعنی 12 تا پیش نهاد داد به ره بر و همه رد شد. آن وقت من می گویم این نظام دکتاتور است و باید عوض شود، می فرمایید مطلق انگارانه تحلیل می کنی. خوب مگر دیکتاتور ِ نسبی هم داریم؟
البته کی باید عوض کنه؟ همان نان گاورنمنتال ارگانایزیشن ها و ... است که اول باید تشکیل شوند که آقایان هم می دانند و به این ساده گی نمی گذارند چنین چیزی بشود

جناب آقای شیرزاد با سلام
مقاله شما را از مطالعه گذراندم . مثل همیشه شفاف و شجاعانه بود. اما متاسفانه فاقد بنیادهای نظری است. مایل هستم تا نظر شما را در خصوص مقاله ای که در زیر ملاحظه می فرمایید، جویا شوم
با تشکر فرشید سردابی

هفت خان انتخابات
فرشید سردابی

خان اول، توهم دو جناح
اصلاح طبان دچار توهمی هستند که دائما افسانه دو جناح را، در ذهن خود پرورش می دهند. آنها با قیاس وضعیت آمریکا و ایران فکر می کنند، همانطور که در آمریکا دو جناح وجود دارد که هیئت حاکمه آمریکا را هدایت می کند، و در ادوار مختلف، قدرت میان این دو جناح دست به دست می شود، در ایران نیز به همین سیاق می توان عمل کرد. ساده اندیشی و توهم اصلاح طلبان مجال درک این حقیقت را از چشم و درک آنها ربوده است که : اگر در آمریکا دو جناح وجود دارد، این دو جناح دو شکل و دو منظر متفاوت از یک نظام سیاسی-اقتصادی هستند. تفاوت های آنها آنقدر ناچیز است که تنها در پاره ای از مسائل کوچک خود را نشان می دهد (تفاوت هایی چون نرخ بهره ، نرخ مالیات ها، و یا حداکثر بعضی از جهت گیری ها در سیاست خارجی). این تفاوت ها هیچ تأثیری در کلیت اداره جامعه و نظام سیاسی- اقتصادی نمی گذارد.
در ایران وضع به قرار دیگری است. دو جناح در واقع وابسته به دو نظام سیاسی-اقتصادی متفاوت هستند. جابجایی قدرت میان این دو جناح، تقریبا چیزی شبیه سرنگونی یک نظام و جانشینی یک نظام سیاسی-اقتصادی دیگر است. به غیر از تفاوت های عجیب غریب آنها، یک نمونه آن در حوزه سیاست، همین بس است که حوزه ارتباطی و گفتمانی این دو جناح، از منطقه دادگاهها و محکمه های سیاسی تا سلول های انفرادی زندان، محدود شده است. محافظه کاران اگر بنا به بعضی از مصلحت ها نبود، حتما اکثر آنها را روانه زندان می کردند.
از فهرست تفاوت های عجیب و غریب آنها که بگذریم، اگر فقط به یک قلم آثار زیانبار این دو جناح مجازی توجه کنیم، ملاحظه خواهید کرد که پس از پیروزی یکی از دو جناح و خیمه زدن بر دستگاههای اداری و تقنینی کشور، تمام چهار سال وقت آنها یا صرف نقض رویه های قانونی گذشته می شود و یا در قالب مصوبات و آئین نامه ها، عزل و نصب ها و جایگزینی رویه قانونی جدید، صرف می شود. این حقیقت که تمام لوایح و مصوبات، عزل و نصب ها و .... مجلس قبلی و دولت قبلی، در معرض تغییر قرار می گیرند، آشکارترین دلیل در مجازی بودن دو جناح و وابستگی هر یک از آنها به یک نظام سیاسی – اقتصادی معارض با دیگری است.
در این میان حق با شورای نگهبان و هیئت اجرایی انتخابات است که همواره صلاحیت یکی از جناحین در انتخابات را رد می کنند. به غیر از زیانهایی که متوجه جامعه می شود، شورای نگهبان حق دارد که از زیانهایی که متوجه خود نظام می شود، امتناع کند. لذا از همین اشارت کوتاه، می توان حدیث مفصل زیانهایی که بر این کشور و به موجب «توهم دو جناح» در ذهن اصلاح طلبان وجود دارد، تا آخر خواند (خوشبختانه این توهم در میان محافظه کاران نیست).

خان دوم، نظارت استصوابی
به نظر می آید که حق با شورای نگهبان است که کار خود را بر «اصل بر عدم برائت» و همچنین بر «شرایط احراز صلاحیت» داوطلبان به جای «شرایط عدم احراز صلاحیت» آنها می گذارد. در این میان اصلاح طلبان با مغالطه حقوق و با هدف پنهان کردن خطا و فساد تاریخی خود، حق شورای نگهبان را ناحق می شمارند. ناحقی و خطای اصلاح طلبان از زمانی شروع می شود که به قانون بد تن دادند. آنها با محدود کردن حوزه رفتار و اندیشه سیاسی در مدار «بسته بد و بدتر»، مسئولیت مستقیم نسبت به تصویب و قانونی کردن اصل نظارت استصوابی دارند. شلوغ کاری ها و مغالطه اصلاح طلبان برای پنهان کردن همین ناحقی است. و الا وقتی شما بنا را بر نظارت استصوابی (یک ناحق) می گذارید، حق همین است که باید شورای نگهبان به صوابدید خود آنچه می خواهد در انتخابات انجام دهد. از جمله یکی از صوابدیدهای شورای نگهبان همین است که می گویند، باید صلاحیت ها احراز شوند و برای احراز صلاحیت حق همین است که می گویند، اصل بر برائت نیست.

خان سوم، حق اعمال حاکمیت
اصلاح طلبان همواره می گویند، رأی دادن حق مردم است، اما وقتی دهها و صدها بار به آنها یادآور شویم که رأی دادن حق نیست، بلکه وسیله اعمال حق است، هرگز پاسخی نخواهند داد و گوششان بدهکار این استدلال نخواهد بود. وقتی مجلس ششم و دولت آقای خاتمی که در اوج توانایی بودند و می توانستند با وضع قوانین، اعمال حق کنند، ولی هیچ کاری از پیش نبردند، و وقتی رأی مردم محلی برای قانون گذاری و اعمال حقوقی که خود مردم مستقیما تشخیص می دهند، ندارد، باید توضیح داده شود که رأی دادن مردم، بدون حق اعمال رأی، چه حقی ایجاد می کند؟

خان چهارم، اوج و حضیض شرایط انتخابات
وضعیت امروز انتخابات در ایران برای اصلاح طلبان به مراتب بدتر و وخیم تر از 4 و 8 سال قبل شده است، این آن حقیقتی است که اصلاح طلبان هرگز قادر به دیدن و بازاندیشی در خود نیستند. آنها حاضر نیستند لختی در خود تأمل کنند و این پرسش ها را پیشاروی خود بگشایند که : در سالهای 1376 تا انتخاب مجلس ششم و انتخاب شوراهای شهر، اصلاح طلبان در اوج بودند ، جامعه در اوج بود، همراهی جهان و جامعه و روشنفکران با جنبش دوم خرداد در اوج بود، متقابلا محافظه کاران نه تنها در حضیض بودند، بلکه تا سالیان (حداقل تا سال 1379 و تا اولین شکست در شوراها وووو) متمادی کوشش داشتند تا با فرافکنی، خود را در قالب هایی بدیل پنهان کنند. آنها توانستند با اختراع و برگردان صوری مفاهیمی چون دموکراسی دینی، جامعه النبی، در مقابل جامعه مدنی، قانون گرایی و... چهره خود را از منظر عمومی پنهان کنند. با وجود آن اوج و حضیض، اصلاح طلبان هیچ کاری از پیش نبردند. اکنون پرسیدنی است که وقتی رابطه اوج و حضیض اصلاح طلبان وارونه می شود، چه برنامه و فکر تازه ای جز پنهان کردن خود در بستر قدرت، تدارک دیده اند؟

خان پنجم، توهم ورود مجدد
گاه آدمی را در درک این حقیقت درشگفت می ماند که، آیا اصلاح طلبان تا این اندازه جهل دارند که با ابتدایی ترین برنامه و منطق محافظه کاران بیگانه اند و یا خود را به جهالت می زنند؟ جهل آنها در این ادعای پوچ همین است که همواره می گویند، رد کردن کامل اصلاح طلبان و بزرگان اصلاحات برای محافظه کاران، هزینه سنگینی ایجاد می کند. هر ناظر ساده ای را در جهل داشتن به این حقیقت در شگفت می اندازد، که با وجود ادعای همیشگی اصلاح طلبان، آنها حتی یکبار نشد از خود بپرسند، چه هزینه ای؟ بنا به شناخت ابتدایی از وضعیت و موازنه قدرت میان اصلاح طلبان و محافظ کاران، درک این مسئله آسان خواهد بود که محافظه کاران :
الف) عین آب خوردن و بدون تقبل هیچ هزینه ای به آسانی، بزرگان اصلاح طلب را هم حذف می کنند.
ب) همه قرآئن نشان می هند که از این به بعد (تا وقتی که وضع به همین منوال است) محافظه کاران هیچ روزنه ای را، که روزی روزگاری، اصلاح طلبان به قدرت برسند، دیگر ایجاد نخواهند کرد. از این رو نه تنها این مجلس از پیش مشخص است که دوباره در دست محافظه کاران است، بلکه با قیچی کردن بعضی از همان اندک اصلاح طلبان ضعیف که تعلقات کثیره ای هم در میان محافظه کاران و سازندگی ها ووو داشتند (مانند اعلمی و علیخانی و شجاع پور نماینده بهبهان)، حتی از تایید این حداقل نیز، با هدف مهار کامل مجلس، خودداری کردند.
ج) اصلاح طلبان خواب دیگری دیده اند به نام آقای خاتمی و دولت آینده. بر اساس همان نظری که گفتم، این خواب نیز جهل مطلق است. زیرا محافظه کاران هرگز نخواهند گذاشت این اتفاق بیافتد. حتی اگر خاتمی بخواهد در انتخاب آینده شرکت کند، عین آب خوردن صلاحیت او و کروبی و دیگران را رد می کنند. اگر ملاحظه کردید که در دوره قبل صلاحیت کروبی را تایید کردند، به یمن این حقیقت بود که اولا می دانستند، چراغ اصلاح طلبان میان جامعه خاموش و غروب آنها آغازیدن گرفته است و لذا نه تنها به یمن بعضی از تدابیر، بلکه به یمن رای خود مردم هم انتخاب نمی شوند، در نتیجه لزومی به رد صلاحیت آنها نبود. از این رو با تایید جمعی از آنها که میان خودشان هم تفرقه ایجاد کند (چنانچه کرد)، اقدام به تایید آنها کردند. نتیجه اینکه، اگر محافظه کاران غروب خود را در جامعه ببینند و به عکس کورسویی از چراغ اصلاحات را روشن ببینند، عین آب خوردن صلاحیت خاتمی و کروبی و دیگران را هم برخلاف جهل مطلق اصلاح طلبان، رد خواهند کرد.

خان ششم، اژدها وارد می شود
اصلاح طلبان همواره از ورود به انتخابات در بیم و امید دائمی هستند. امیدی در ورود به بازی قدرت و بیم از ورود اژدهایی که با تمام قدرت بر درب میدان فروخفته است. آنها کوشش دارند تا به مدد مغالطه حقوق از یک سو و فرافکنی ترس های خود به جامعه، بیم ها را به امید برگردانند. اما در این شرایط هرگز فکر نمی کردند که حدیث زیبایی که در وصف جهنم بیان شده است، دامن آنها را نیز بگیرد. گفته می شود، در جهنم مارهایی پیدا می شوند که از ترس آنها آدمها به اژدها پناه می برند. روزگاری اصلاح طلبان وجود محافظه کاران و شورای نگهبان را، چون اژدهایی بر سر یک انتخابات آزاد و ایفای نقش تاریخی خود می دیدند. اکنون کار به جایی رسیده است که به برکت مارهایی که دولت خاتمی در آستین خود پرورش داد، دولتی به وجود آمده است که اصلاح طلبان از ترس این مارها به اژدها پناه برده اند. اکنون اگر تیتر سرمقاله ها و عریضه نویسی و عجز و لابه اصلاح طلبان را در روزنامه ها بخوانید، در خواهید یافت که چگونه این جماعت با رجوع به نظر و لطف شورای نگهبان و درخواست اینکه شورای نگهبان با سعه صدر در رد صلاحیت ها تجدید نظر کنند، حالا حکم مردمانی یافته اند که از ترس مارها به اژدها پناه برده اند.
حقیقت این است که ورود مارهای هفت سر و پناه جستن به اژدها، محصول و منتجه انتخاب در مدار «بسته بد و بدتر» است. اکنون دانسته خواهد شد که چگونه وقتی اندیشه های راهنمای بنی صدر، زندانی شدن در این مدار را به «انتخاب بدترین» پیش بینی می کرد، به راستی آزمایی قواعده قدرت پی خواهیم بد. این است که اگر تا دیرور اصلاح طلبان بیم ورود اژدها را در سر داشتند، اکنون امید به ورود مجدد اژدها نشسته اند.

خان هفتم، تولید استبداد در دموکراسی
در این حقیقت که ساختار سیاسی جمهوری اسلامی، با حکم ولایت فقیه آقای خمینی بسته شد، جای بحث جدی نمی گذارد. اما نکته مهم اینجاست که این ساختار با حکم مطلقه آقای خمینی، به طور مطلق و مضاعف بسته شده است. بدین معنا که، نه تنها این ساختار در درون خود بسته است، بلکه هر گونه باز تولید دموکراتیک را در درون و بیرون از خود، خواهد بست. یکی از این بازتولیدها، اختراع دموکراسی دینی از ناحیه آقای خاتمی و اصلاح طلبان است. به غیر از مصادره به مطلوب این اختراع توسط محافظه کاران، نه شخص آقای خاتمی و نه هیچیک از اصلاح طلبان تا کنون نتوانسته و یا نخواسته اند، به طور شفاف معنا و مراد خود را از این دموکراسی روشن کنند. آنها نمی گویند که وقتی این نظام بنا به ماهیت و فرم ساختاری، حتی از نظر کسانی که هیچ مدینه ای بیرون از رابطه با قدرت برای خود نمی توانند تصور کند، چنان سخت و متصلب است که امکان گشودگی ای حتی به وسعت خودی ها نمی یابد، اولا چه جایی برای تحقق شعار اصلاح طلبان با این ادعای کذب که «ایران برای همه ایرانیان است»، به جا می گذارد؟
اما مهمترین دلیلی که (از نظر این قلم) آقای خاتمی و اصلاح طلبان هرگز مراد و معنای خود را از دموکراسی دینی و تفاوت آن با سایر دموکراسی ها و با دیکتاتوری استالینی که روزگاری قول میلوان جیلواس در تشبیه این نظام با «مسابقه اسب سواری که تنها یک اسب و یک سوارکار در میدان حضور دارد»، زبانزد شده بود، باز نمی گویند، این است که دموکراسی دینی بر مبنای ولایت فقیه، حاوی تناقضات پرشماری است که هرگز امثال آقای خاتمی تاب زیستن و فکر کردن در باره آنها را در خود نمی بینند.
این است که نظام ولایت فقیه به چونان نظامی تبدیل شده است که نه تنها در درون خود بسته و استبدادی است، بلکه استعداد تبدیل و بازتولید استبدادیِ هر گونه حرکت و جنبش دموکراسی خواهی در درون و بیرون خود را داراست.


اصلاح طلبان که اعتبار خود را نزد مردم کاملا از دست داده اند تنها با یک شعار می توانند کمی کسب اعتبار کنند و اگر مردم جدیت آنها را دیدند اعتمادها افزایش می یابد و آن شعار " تغییر نظام " است . آنها نشان دادند که هرگز قادر به " اصلاح نظام" نیستند... می گوئید نه امتحان کنید شما شجاعت بیانش را داشته باشید ببینید از 43 میلیون رای 35 میلیون آنرا می آورید یا نه ؟ مثلا اعلام کنید کسانی که خواهان تغییر نظام هستند در انتخابات به یک نام ابداعی ( مثلا یک درخت - یک حیوان - یک سرزمین -.... ) رای داده و آنرا به تعداد نمایندگان شماره گذاری کنند (مثلا خرزهره 1 - خرزهره 2-...)و حساب کنند ببینند که تفاضل آرای به صندوق ریخته با آرای نفر اول چند است این آرای کسانیست که خواهان تغییر نظام هستند . در این صورت حتی من که تا کنون هرگز رای نداده ام ( حتی به خاتمی) پای صندوق خواهم رفت ....البته این محاسبه را باید در شهرهای متمدن انجام داده و برای کل کشور تناسب ببندید چون انتخابات در شهر های کوچک قبیله ای و خارج از معیارهای جامعه مدنیست. ولی آقای شیرزاد شما اصلاح طلبان اینکاره نیستید و تنها شما را گذشته اند برای روزی که زبانم لال امریکا حمله کرد از جند لایه که همه از خودشان هستند و یک لایه هم اصلاح طلبانند یکی را به حکومت برساند ...یعنی همان کاربرد زاپاس در خودرو ...

شیرزاد:
فکر می کنم شما کمی سرما خورده اید.

من الان به شما می گویم که التزام عملی به اسلام یعنی چه . مثلا شما سوار اتومبیل هستید و خانمی بد حجاب در پیاده رو در حال قدم زدن است و بطور اتفاقی(!) نگاه شما به ایشان می افتد. اگرفقط لبخند بزنید و رد شوید شما کلا مشرک و کافرید و تکلیفتان معلوم است . اگر اخم کردید و زیر لب بد وبیراه گفتید این می شود التزام تئوری و اگر وسط خیابان بزنید روی ترمز و بپرید پایین و شروع به نصیحت بکنید ، این التزام جای بحث داشته و مشکلش آنست که شما با زن نامحرم اختلاط کرده اید و منظورتان دقیقا از این مباحثه روشن نیست ولی اگر بپرید پایین و از پشت چماقی بر سر او بزنید التزام شما عملی بوده و جای هیچ شبهه ای ندارد و یک راست بدون رای گیری می توانید به مجلس و حتی مقامات بالاتر برسید. حالا خودتان قضاوت کنید که آیا التزام عملی به اسلام دارید یا نه.

شيرزاد:
احتمالا (از ديد بعضي ها) التزام عملي به اين است كه بعد از لذت كامل از صحنه اي كه ذكر كرديد، در محافل بنشينيم و از وضع فرهنگي جامعه شكايت كنيم و سرانجام نيروي انتظامي را به ماموريت مبارزه با آنها رهسپار كنيم.

توده اي هاي جهاني شده از32تا62هر روز به خاطر يك اشتباه وبه اميد فرج هر روزيا هفته يا ماه يك كشته يامرده داشتند آخرش هم فرج نشد شما هم يك اشتباه كرديد راي ملت را آسان واداديد وبهتر از اونا نمي شيد تازه سرياله معلوم كرد تقصير مصدق كمتر از اشرف نبوده وبا اون دماغ دراز وفكر ليبرو باعث شكست انقلاب كاشاني شده والا اشرف كه مواضعش ايرادي نداشت واگر هم ايراد پيدامي كرد مي داد عملش مي كردند خلاصه به قول مداحان اگر نامهربان بوديد رفتيد