« فشار برای صلوات | صفحه اول | در كار هسته اي به كجا مي رويم؟ »

خدا رحم کند به...

چند تا از بچه های کلاس از اول ساعت بال بال می زدند که یک چیزی را به من بگویند. می دانند که سر کلاس اهل حاشیه رفتن نیستم و به غیر از درس فیزیک به ندرت حرف دیگری می زنم. آخر درس نشریه ای را به من نشان دادند که چند روز قبل در جاهای مختلف دانشگاه پخش شده بود. بفهمی نفهمی و با زبان شوخی معلوم بود از مطلبی در آن که به من مربوط می شد ناراحت شده اند.

نشریه مربوط به جامعه اسلامی دانشجویان، تشکل معروف دانشجویی جناح راست بود. روی جلدش تیتر زده بود از قول احمدی نژاد که: "ماجرای جاسوسان هسته ای را برای ثبت در تاریخ ایران خواهم گفت". زیر این تیتر عکسی از آقای احمدی نژاد پشت تریبون چاپ شده بود که با دو انگشت سبابه هر دو دستش به دو سمت مختلف اشاره می کرد. درست در راستای اشاره انگشتان دستانش یک طرف عکسی از من و طرف دیگر عکسی از آقای موسویان قرار داده شده بود تا مثلا با عکس مصادیق جاسوسی هسته ای را نشان داده باشد. این تصویر را هر کس که از دوستان و همکاران دید ناراحت شد و آن را مصداق بارز توهین و تهمت دانست.

نمی دانم کسی از جایی چنین چیزی را در مورد من به اینها القاء کرده یا خودشان از سر کینه و ناراحتی چنین برداشت و تصوری دارند. اما دریغ از اندکی حساب و کتاب که اینها عقل خود را از آن محروم کرده اند. کسی نیست از این بچه ها یا بزرگترشان بپرسد در این مملکت که دختر مردم را با اتهام منکراتی می گیرند و دو روز بعد جنازه اش را تحویل خانواده اش می دهند، و در این کشور که افراد مخالف نظر بعضی ها را به بهانه هر رطب و یابسی اول دستگیر می کنند تا بعد سند جرمشان کشف شود و چه بسا آخر کار هم هیچ چیز اثبات نشود، چگونه ممکن است یک کسی که واقعا جاسوس هسته ای است راست راست راه برود و حرفهایش را مطرح کند و کسی کار به کارش نداشته باشد. یا باید فرض کرد که با آن همه قدرت و امکانات از آدم بی دفاعی مثل شیرزاد می ترسند، یا باید فکر کرد که حجب و حیا مانع این کار است و یا باید این احتمال را داد که فرض آنقدر سست و بی پایه است که فقط می تواند دست آویز فریب چهار تا بچه ساده لوح و در عین حال هتاک و گستاخ واقع شود. اگر شیرزاد قدرتی برای ترساندن کسی ندارد و احتمال خجالت و حیا هم برای افراد مذکور منتفی است، چاره ای جز احتمال آخر باقی نمی ماند.

این اولین بار نیست که این تشکل دانشجویی دست به چنین توهین و هتاکی نسبت به یک استاد دانشگاه متبوع خود می زند. مواردی بوده که بعدها خبرش به من رسیده و متاسفانه کسی جلوی این رفتار ناپسند را نگرفته است. اما یک بار دیگر حدود سه سال پیش اسلاف همین بچه ها در نشریه شان گفتند که شیرزاد به این دلیل و آن دلیل باید محاکمه شود. آن زمان سراغ آنها رفتم و گفتم بسیار خوب من آماده ام شما محاکمه ام کنید. اگر بر سر ادعایتان هستید من در جمع دانشجویان دانشگاه حاضر می شوم و در جلسه ای که شما مدعی العموم آن هستید یک محاکمه نمادین برگزار کنید تا همگان دلایل شما و مدافعات مرا بشنوند و وجدان عمومی دانشجویان بین ما قضاوت کند. آن زمان به جای دفاع جوانمردانه از اتهامی که زده بودند با توهین و ناسزا به کارشان ادامه دادند و من نیز بیش از آن نخواستم مسئله را دنبال کنم. ظاهرا آقایان چندان به محاکمه عمومی و در حضور دیگران اعتقادی ندارند و مثل مورد حاضر تصور می کنند آنچه در محافل خودی بین شان پذیرفته می شود حقیقت ناب است که مو لای درزش نمی رود.

اکنون میراث کینه ای کور و نسنجیده نسبت به کسانی که نمی شناسندشان بین این جماعت دست به دست می شود. بعید می دانم آنها که چنین نشریه ای را رقم زده اند تا به حال با من روبرو شده باشند و یا به خود زحمت داده باشند تا ببینند در بحث هسته ای کشور چه می گویم. آنها بنا به تکلیف یا از سر عادت نسبت به کسی که شناختی از او ندارند و حتی واهمه دارند با او روبرو شوند کینه می ورزند و ناسزا می گویند. تصور نمی کنم این شهامت و صداقت بین آنان باشد که در فضایی رو در رو، علنی و منصفانه و به دور از توهین و تحقیر دلایل و مدارک اتهاماتشان را مطرح کنند و اجازه دهند وجدان عمومی دانشجویان بین ما و آنها قضاوت کند.

من البته با هر وسیله ممکن از حیثیت و شرافت سیاسی و شان معلمی خود دفاع خواهم کرد و به سهم خود نخواهم گذاشت فضای هتاکی و گستاخی محیط دانشگاه را بیالاید و صحنه برای ترکتازی کسانی که بویی از ادب سیاسی نبرده اند اما ادعای اخلاق و تقوایشان گوش فلک را پر کرده است خالی شود. اکنون نیز با صراحت و شهامت اعلام می کنم که کماکان منتقد برنامه هسته ای کشور هستم و با این تمهیدات دست از بیان نظرات تخصصی و هشدار دهنده حود بر نخواهم داشت. و صد البته دور از انتظار نیست که پاسخم را از سوی برخی مدعیان با تهمت و توهین دریافت کنم. قصد من این بود و هست که (علیرغم وجود امکان و حق این کار) فعالیت سیاسی خود را به عرصه دانشگاهی که افتخار عضویت هیات علمی آن را دارم نکشانم و کارم را در آنجا به فعالیت حرفه ای خود محدود کنم. اما ظاهرا همین هم بر عده ای گران می آید و دست از دسیسه چینی بر نمی دارند.

به گمان من شایسته است هیات رئیسه دانشگاه که مجوز انتشار این نشریات را داده است، همکاران دانشگاهی و دانشجویانی که دغدغه کشف حقیقت را دارند و در جریان موضوع قرار می گیرند، و هر صاحب انصافی که نسبت به خدشه دار شدن آبروی انسانها، هر چند با او متفاوت باشند، بی تفاوت نیست نکلیف خود را با این قصه روشن کند که آیا این مدرس ساده دانشگاه جاسوس است یا منتقد. تصور می کنم اگر نظم و نسقی بر جامعه حکمفرما باشد معامله ای که با این دو نوع آدم صورت می گیرد زمین تا آسمان با هم فرق خواهد داشت. اگر ادعای تهمت زنندگان دروغ است که شگفتا چه جای بی تفاوتی است. و اگر درست است که باز هم چگونه می توان از کنار قضیه ساده گذشت؟

ایکاش کسی پیدا می شد به آقای احمدی نژاد گوشزد کند که نتیجه عملی رفتارش در عرصه سیاسی کشور چیست و وقتی همان عملکرد به سطوح پایین تر طیف متبوع سیاسی او تسری پیدا می کند چه ها رخ می دهد. ایشان هر بار با ادعای افشاگری، فضایی از تردید و تهمت را دامن می زند و وقتی کار به اثبات ادعا و طرح اسامی می رسد به دلایل مختلف از جمله سستی بنیان حقوقی ادعاهایش پا را پس می کشد و البته چاره ای هم جز این کار ندارد. اما در ادامه این فضا طرفداران ایشان در هر گوشه وکنار به خود حق می دهند که با تشخیص بی ربط و بی دلیل خود مصداق یابی کنند و کینه های قدیمی شان را خالی کنند. نتیجه می شود همین هرج و مرجی که هر کس از راه می رسد با ادعای طرفداری از افشاگری های رییس جمهور هر طور خواست به دیگران تهمت بزند و شان و حرمت انسانی مخالفان خود را آماج گستاخی های خویش کند.

از این درفشانی ها بر این بنده خدا که جز او پناهی ندارد و مدتهاست آماج ناسزاهای کسانی است که خداوند توانایی زدن حرف حساب را از آنها سلب کرده است، به فضل او گزندی نخواهد رسید. اما
خدا رحم کند به کشوری که در آن چنین آدمهایی قدرت داشته باشند.
خدا به داد مردمی برسد که اینها می خواهند مدیریت شان کنند.
خدا رحم کند به اسلامی که اینها مدعی پرچمداری آن هستند.
خدا به داد مملکتی برسد که رییس جمهورش در دانشگاه علم و صنعت با دیگران آن می کند که رییس دانشگاه کلمبیا با او کرد.
و خدا تفضل کند بر دانشگاهی که برخی از دانشجویانش از چنین رفتاری الگو می گیرند.

دنبالك اين مطلب:
http://shirzad.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/266

نظرات بازدیدکنندگان

با سلامى گرم به همه هم وطنان عزيز٠ به آن هم وطنانى كه امروز اصلاح گرند و به آن هموطنانى كه سالهاى سال تلاششان اين بود كه اين انقلاب ولايت فقيهي ناب محمدى را به انجا برسانند كه ما امروز شاهد آن هستيم٠بله جناب آقاى دكتر شيرزاد رييس جمهور محترم ايران آن كسى كه شما را جاسوس مى خواند ثمره تلاشهاى چندين و چند ساله شماست٠ حال چطور شده است كه شما ايشان را قبول نداريد؟ ايشان نماينده حضرت آقا هستند٠ حضرت آقا نماينده امام خمينى (ره) هستند٠مگر شما سينه خود را در برابر سفارت آمريكا ڇاك نداده ايد و با شعار مرگ بر آمريكا با آن امام بيعت نكرديد؟ برويد گوشه اى وبا خود انزوا كنيد و به اعمال خود فكر كنيد.چ

شیرزاد:
خب با خودم فکر کردم. حالا باید چکار کنم. محاکمه شوم که کدامیک از این کارها را کرده ام و کدام را نکرده ام. حال گیرم بنده محکوم شدم. شما می خواهید چه کنید.

با سلام و تقدیم احترام،

آقای دکتر، ظاهراٌ سئوال شده که:
1- آیا امیر انتظام جاسوس بود یا خیر؟ حالا چه آقای راشدان سئوال کنند یا بنده،جواب سئوال مهمه!

2- آیا افراد مسئولیت کارهای خود رادر گذشته و حال به عهده می گیرند یا خیر؟ شاید آقای دادستان امروز هم 20 ساله دیگه متهم به جاسوسی بشوند،آیا حق دارند در اون موقع جواب سر بالا بدهند؟

3- آیا به عنوان یک مسلمان متشرع از آقای امیر انتظام و امیر انتظام ها حلالیت طلبیده شده یا تمام دستورات دینی و نصایح اخلاقی فقط برای دیگران کاربرد دارد؟

به نظر میرسه که اگر افراد جوابگوی اعمال و رفتار سیاسی و اجتماعی خود بودند...بابت اون رفتارها هزینه می دادند، باب تهمت زدن و این وضعیتی که الان با اون مواجه هستیم بسته میشد.

ملاحظه میفرمایید که متاسفانه هنوز نیاز به تمرین برای دادن جواب درست و صریح داریم... حاضر نیستیم هزینه رفتارهای گذشته خود را ولو قسطی... ولو با تخفیف ویژه پرداخت کنیم!


با تجدید احترام،
جواد

شيرزاد:
من شخصا در مورد آقاي امير انتظام هيچ نقشي نداشتم. در حال حاضر هم به درستي نمي دانم كه آيا مداركي كه عليه او اقامه شد مستندات كافي براي محكوميت وي به حساب مي آمد يا نه. شايد شما قادر به قضاوت قطعي باشيد ولي براي من اين كار دشوار است. در هر حال اميدوارم روزي همه زواياي مبهم تاريخ معاصر روشن شود و همه مسئوليت كارهاي خود را به عهده گيرند نه اينكه فقط يك عده مورد بازخواست قرار گيرند و بقيه مدعي العموم آنها باشند.

سلام آقای دکتر عزیز من و همه دوستان اصلاح طلب این دانشگاه و این سرزمین،
به خدا از این که بگم من دانشجوی دانشگاهی هستم که توی اون با کمال جسارت به استادی که صلاحیت عملی و اخلاقی آن بر کسی پوشیده نیست توهین می شود خجالت می کشم. چند روز پیش بود که مجله این تشکلک دانشجویی( که بعید می دونم بشه گفت دانشجویی) رو توی خوابگاه دیدم. بچه شما رو به چهره نمی شناختن، خوب من از المپیاد افتخار آشنایی با شما رو داشتم ، وقتی گفتم این عکس دکتر شیرزاد خودمونه باورشون نشد. شکه شدن. آخه مگه میشه به همین راحتی به شخص آبرومند و با احترامی مثل شما چنین توهین و افترایی زده بشه و هیچ اتفاقی نیفته؟ وای بر ما اگر خودمون رو دانشجو بدونیم و هیچ اقدامی نکنیم. البته آقای دکتر راستش رو بخواین یه خورده هم می ترسیم! می دونید که چرا؟!
ولی اقای دکتر تو رو خدا شما دیگه کوتاه نیاین. هر طور که میشه از حیثیت خودتون دفاع کنید.قول میدم ما هم تا جایی که از دستتمون بر می آد کمک کنیم!

چیزی که در این دولت داره دیده می شه فقط توهین با مقامات گذشته است و دلیلش هم کاملاً مشخصه ، سر پوشانی بر گندهایی که خودشان دارن میزنن. به امید روزی که باز هم ندای اصلاحات از ایران اسلامی بلند بشه! راستی آقای دکتر از دوستان خبر دارید که برای نمایندگی مجلس برنامه منظمی دارند یا نه؟

شيرزاد:
از ابراز لطف شما بسيار ممنونم. من به خودم اجازه نمي دهم كه توقعي از دوستان دانشجو داشته باشم. اما ظرف روزهاي گذشته بسياري از آنان به طرق مختلف اظهار لطف كرده اند. اميدوارم به كمك همديگر بتوانيم تا جايي كه ممكن است فضاي دانشگاه را از مفاسدي چون دروغ، بي حرمتي و تهمت و افترا پاك كنيم

دکتر نمی خواهید از حیثیت خود دفاع کنید؟

سلام . از فعالیتهای شما و حزب مشارکت در متشکرم ولی می خواستم بپرسم شما در مورد بازداشت عده زیادی از طلاب بلوچ و مولوی خدابخش اسلام دوست یکی از علمای برجسته اهل سنت و از مدیران حوزه علمیه شهرستان چابهار توسط اطلاعات هیچ گونه اطلاع رسانی نمی کنید یا اطلاع ندارید یا برای شما تنها همفکران و هممذهبان شما مهم می باشند در صورتی که یک ماه می شود اینها بازداشت هستند و خانواده هایشان در نگرانی به سر می برند اگر دانشجویی بازداشت می شود همه شما داد و بیداد سر می دهید ولی در مورد این عزیزان سکوت کرده اید همانطور که مسوولین قضایی سکوت کرده اند ودلیل بازداشت و اتهام آنها را هیچ کس نمی داند و نمی گوید پس وظیفه شماست در این مورد اطلاع رسانی کنید و صدای ما مظلومان را به همه برسانید ما بعد از خدا امیدمان به شما اصلاح طلبان می باشد .

شیرزاد:
لطفا با بچه های خبرنامه مشارکت یا سایت نوروز تماس بگیرید.

".... از دست احمدی نژاد و حرفهايش در آن مراسم کلافه شده بود. خدا را شکر کردم که در آن مراسم نبودم، اگر چه از اتفاق يک کارت دعوتی هم از يک جايی برايم رسيده بود. (همه را برق می گيره ما را چراغ نفتی، يک نفر در نمی زنه چهار تا بليط مفتی جشنواره به ما بده، در عوض کارت مراسمی نصيب ما ميشه که شنيدن هر يک دقيقه اش کفاره داره! بگذريم.)..."
ببخشید این نوشته ها را شما نقد جدی(!) حساب می کنید؟!
من که هر چه تلاش کردم نتوانستم به چشم نقد بخوانم!

شیرزاد:
بر خلاف تصور شما طنز جدی ترین شیوه نقد است و با هزل و مسخرگی تفاوت دارد. در همان نوشته ای که شما تکه ای از آن را آورده اید به خوبی نشان داده ام که شنیدن آن سخنان کفاره دارد.

يه نوشته برايتان گذاشتم ولي نظر تان را نديدم چرا؟از سايت فليتر شده گويا نيوز بود؟ يه مسئله هست و آن اينه كه ما سوراخ دعا را گم كرده ائيم آقايان مشاركتي و التماس ملي و مردم سواري و اسلحه گرايان و هيت هاي مشتري گراياين و ................. همه فقط به فكر نظام و سوار ه بر نظام هستند اما اگه پياده روان
نباشند اين سوار ه و سوارگان با عرض خيلي خيلي معذرت ميخوان چه............... بخورند ميخوان بر كه و بر چه لگام بزنند چرا ميخواهند سپاهيان و مريدان...را بر باد فنا بدهند.
اين از اين.
اما مسئله بعد ما در زمان هاي نه چندان دور خوانده و شنيده ائيم كه بزرگان و علمان وبا سوادهاي قوم اگر با عمل حاكم و حكومتي درباره چيزي اعتراض و مخالفتي داشته اند از علني كردن آن هيچ ابا و ترسي نداشته و حتي در زيارتگاها و مكانهاي عمومي به تحصن و بست نشيني براي رسيدن به اهداف مردم دست ميزدن آيا الان از اين اشخاص در اين مملكت وجود دارد. آيا اگر شمشير به دست يك زنگي مست افتاده همه بايد از ترس ناراحت شدن سر نظام بايد سكوت كنند و بقيه مردم را به پشيزي ندانند.
به نظر شما اگه هاشمي و خاتمي و كروبي و صانعي و يزدي و سحابي و............. اينها در ميدان آزادي بنشينند و شعار نجات ملي سر بدهند چه ميشود ؟ فكر ميكنيد بازتاب آن تا كجا ميتواند برود آيا خط را از سر اين ملت خسته و رنجور و ............... رد نمي كند . چطور در همه جا ميشود همين الان در پاكستان بي نظير و نواز شريف در خارج از كشور ويا ....ولي اينجا چون آقايان از طبقه روحاني هستند به قبايشان بر ميخورد كه از اين كارها بكند براي عوام. بدبختي و سيه روزي بر سه نوع است:
نوع اول آن - بدبختي و سيه روزي به طرف ما مي آيند. ميتوانيم از دست آنها با عقل و تدبير دور شويم.
نوع دوم كه ما خواستار آنها هستيم و راه فراري از آن نيست.
راه سوم كه هم ما خواستاريم و هم آنها به پيشواز ما ميايند كه ديگر واويلا ميشود
تا بعد

دوستان عزیز در جبهه مشارکت ایران اسلامی
با سلام
همانطور که در خبرها و گزارش های منتشر شده از سوی دبیر خانه نخستین جشنواره سراسری داستان کوتاه کوتاه سرزمین مادری ما آمده است، حدود یک ماه دیگر این جشنواره (که به همت جبهه مشارکت ایران اسلامی حوزه اصفهان در حال انجام است) در اصفهان برپا خواهد شد. این جشنواره که از بزرگترین رویدادهای فرهنگی و ادبی حزب محسوب می شود، با استقبال خوب داستان نویسان در سراسر کشور مواجه گردید. لذا برای احترام به نظر مجموعه بزرگ جبهه مشارکت، از شما سرور گرامی خواهشمند است ضمن راهنمایی و ارائه پیشنهاد به ستاد جشنواره، ما را در این برنامه یاری نمایید. همچنین به واسطه مشکلات ناشی از محدودیت اطلاع رسانی، به هرشکل ممکن اخبار و رویدادهای این جشنواره را به اطلاع مخاطبان حزبی برسانید.
سایت www.bazbaran.ir و پست الکترونیکی: isfmosharekat@yahoo.com راه ارتباطی ما و شماست.

پیروز باشید

مقدری
دبیر نخستین جشنواره سراسری داستان کوتاه کوتاه
سرزمین مادری ما

سلام. از تهمت و افتراو سیاست کلی گوئیهای بی اساس که بگذریم من می خواهم اشاره ای به یک بام و دو هوای دانشگاه نمایم.چگونه است که نشریه طنز کیلوئی به دلیل چاپ مطلبی با عنوان مدیر کیشمشی که به گوشه ای از وضعیت مدیریت اداره ارتباط با صنعت پرداخته بود به مدت 6ماه تعلیق می شود ومسئولین ان توسط رئیس دانشگاه احزار مشوند امادر مورد این موضوع که به مراتب هم توهین بزرگتری شده است وهم به شخص بزرگتری توهین شده است هیچ واکنشی نشان نمی دهد(حال شما خود پیدا کنید پرتقال فروش را)

شیرزاد:
ممنونم از موضوعی که اطلاع دادید. خوشحال می شوم اگر یک نسخه از آن نشریه که به توقیف آن منجر شد برایم بفرستید.

دلیل اینکه شما و امثال شما نمایندگان مجلس ششم آتش پرونده هسته ای را روشن کردید و الآن هم به قول خودتان راست راست در دانشگاه راه می روید اینست که مصونیت سیاسی ناشی از نمایندگی مجلس دارید و قوه قضائیه فشل و بی غیرت ما!

شیرزاد:
شما حالتون خوبه؟ کدام نمایندگی، کدام قوه قضاییه؟ یعنی اگر دوستان قاضی مرتضوی بخواهند کاری کنند نمی توانند؟

برای بار سوم سلام آقای شیرزاد،
واقعا ممنون از اینکه حوصله می کنید و جواب می دید. هیچ وقت فکر نمی کردم اینترنت انقدر کارایی داشته باشه که از این سر دنیا بتونم سوالام رو با یکی از اصلاح طلبان کار درست مطرح کنم!
جوابم رو تا حدودی گرفتم. البته اینکه ما از راستی ها انتقاد نمی کنیم دلیلش تخم دو زرده نیست، علتش اینه که نرود میخ آهنین در سنگ، به اونها اصلا نباید چیزی گفت، دیگه به اینکه بالاتر یا پائین تر از گله نمی رسه! باز با اصلاح طلبا دو کلمه حرف می شه زد.
اما آقای دکتر، شدیدا از این نگرانم که نشانی از اینکه اصلاح طلبان برنامه و سازمان دهی خاصی برای مجلس و ریاست جمهوری آینده دارند؛ به چشم نمی خوره. خدا به خیر کنه. یعنی باز باید معکوس شمار احمدی نژاد رو صفر کنیم و 4 سال دیگه بشمریم؟

شیرزاد:
اینکه شما و بسیاری از دوستان آخر کار از اصلاحطلبان توقع اقدام دارید نشان می دهد که هنوز عمده چشمها به آنهاست. متشکرم

خدا رفتگان شما رو هم بیامرزه

البته خداوند رحم خود را به بار ها وبارها به این نظام ومملت کرده والبته باز هم خواهد فقط مقداری چشمان باز و حافظه ی تاریخی می خواهد تا ادم به یاد بیاورد رحمت خدا را انگاه شر خائنان و جاسوسان مجلس ششم را سر این مردم کوتاه کرد وآنگاه که دولت موج سوار رادربین امواج مردم خوار کرد.
چشم ها را باید شست
کور نباید بود اما

با سلام و عرض خسته نباشید به شیر شیرزادان
افسوس .پس از 8 سال مبارزه اکنون اینگونه ..........
........
نازک آرای تن ساق گلی
که به جانش کشتم
و به جان دادمش آب
ای دریغا به سرم میشکند

به هرحال صنایع ماشین سازی مدیر می خواد دیگه! قبلی همین تهمتها رو زد رییس شد باید ارتقا بگیره حای خالی اش باید پر بشه دیگه!

سلام آقای دکتر
اتفاق مهمی در مورد ماهر عرار افتاد که از جنبه های مختلف دارای اهمیت است. در سپتامبر 2002 زمانیکه عرار از یک سفر خانوادگی به تونس از مسیر امریکا به مقصد مونترآل در کانادا برمیگشت توسط مأموران مهاجرت در فرودگاه جان اف کندی امریکا توقیف شد. وی که شهروند کانادا و سوریه بود و با پاسپورت کانادایی مسافرت میکرد توسط مأموران امریکایی مظنون به ارتباط با القاعده شد و به همین منظور توقیف شده و مورد بازجویی قرار گرفت. وی در اکتبر همان سال توسط مأموران امریکا به سوریه مسترد شد. اتفاقات مهمی در این ارتباط روی داد که حیفم آمد شما را در جریان نگذارم:
http://malihipour.blogfa.com/

شیرزاد:
ممنونم. تمام مطلب را خواندم و به دوستان دیگر هم توصیه می کنم آنرا بخوانند.

سلام دكتر:
بهتر آن باشد كه سر دلبران گفته آيد در حديث ديگران
چند ماه پيش يه سايت اسراييلي نوشت:
"Ahmadinejad, our secret agent in Iran"
"Iranian president's actions undermine his own country, help Israel "
و كلي هم از احمدي نژاد حمايت كرده البته من بخيل نيستم بلاخره محبوبيت رييس جمهور ماست ديگه. اينم لينكش البته اگر فيلتر شكن داريد:
http://www.ynetnews.com/articles/0,7340,L-3371227,00.html

اگر جسارت به استاد دانشگاه زشت است همه جا زشت است.
آیا این همه توهین که نسبت به آقای دکتر احمدی نژاد به عنوان یک استاد دانشگاه می شود و بعضا خود شما از سردمداران آن هستید زشت نیست؟
جدا از همه بحث های سیاسی، واقعا زشت نیست؟؟!!...

شيرزاد:
مسلما توهين به آقاي احمدي نژاد چه به عنوان يك عضو هيات علمي و چه به عنوان رييس جمهور كشور عملي ناپسند است. اما شايد شما در تشخيص مصداق انتقاد جدي و توهين دچار اشكال هستيد.

درود
وبلاگ نويسان ايراني در يك حركت ملي ميخواهند كه اعتراض خود را به هر گونه جنگ افروزي و جنگ طلبي نشان دهند. سپاسگزار خواهيم شد شما نیز ما را در مخالفت با جنگ افروزی تنها نگذارید و حمایت خودتان را از صلح طلبان ایرانی دریغ نکنید. آدرس:
http://hamava01.blogfa.com/post-135.aspx
کد لوگوی مخالفت با جنگ:




منتظر راهنماييها و حمايتتان هستیم. ضمنا در صورت هر گونه همکاری اطلاع دهید تا به لیست حامیان صلح بپیوندید. سربلند و پیروز باشید[گل]

باز هم سلام آقای شیرزاد،
پیرو مطلب انتخاب احمدی نژاد بعد از حکومت اصلاح طلبان،
ممنون از اینکه حوصله کردید و جواب دادید.
فرض اول نیروهای غیبی که مردود است. هر چند سلامت انتخابات مخدوش بود، اما نه انقدری که کسی این همه در دو دوره رای بیاورد. کما اینکه در هر دو دوره انتخاب اقای خاتمی هم بر ضد ایشان بسیار تقلب شد، ولی تقلب خیلی در نتیجه موثر نبود. البته تقلب ریسمان خوبی است برای بازنده ها که بگویند تقلب شد!
در صورت دوم یعنی سلامت انتخابات منجر به احمدی نژاد، البته باید از یک سو به دولت اصلاح طلب وقت تبریک گفت که طبق ساز و کار دمکراتیک باعث شده فردی کاملا مخالف رئیس جمهور شود، اما همچنان این تسلیت بسیار بزرگ باقی خواهد ماند که در دوره 8 ساله اصلاحات، چه کاری شد و چه کاری نشد که پس از پایان آن بدترین انتخاب ممکن صورت گرفت و توده های مردم به شخصی به نام احمدی نژاد رای دادند که نه در حد و اندازه های ریاست جمهوری است و نه برنامه ای دارد ونه ...؟
در واقع در این ناآگاهی مردم و پوپولیسمی که منتج شد به احمدی نژاد، مقصر کسی نبود و نیست جز جریان اصلاح طلب که طی 8 سال دولت و 4 سال مجلس را در دست داشت.

شيرزاد:
مثل اينكه در تجزيه و تحليل شما بزرگان جناح راست كه چنين كانديدايي را علم كردند اصلا جايي ندارد. گيريم فرض شما صحيح بوده و سوء مديريت اصلاح طلبان باعث رويگرداني آراء از آنها شده باشد، خب مگر ما از جناح راست خواستيم كه چنين كانديدايي را به صحنه بياورند. آنها مي توانستند از چنين فضايي كه شما مي گوييد بهره برداري بهتري كنند و يك كسي را بياورند كه باعث آبرويشان باشد. مثل اينكه اصولا صاحبان قدرت اصلي كه چنين تخم دو زرده اي كردند همواره بايد از انتقاد شماها مصون باشند و تا ابد هر "شيرين كاري" هم كه در دولت اصولگرايان شد به ما بد و بيراه بگوييد. لابد چون به آنها بالاتر از گل نبايد گفت!

سلام
جناب آقای شیرزاد من یک شهروند اصفهانی هستم که به شما فوق العاده علاقه مندم و به شما و همکارتان در مجلس باشکوه و پرافتخار ششم آقای مزروعی افتخار می کنم. و اگر خدای ناکرده خدای ناکرده روزی روزگاری گزندی از تازه به دوران رسیدگان به شما برسد تا پایان عمر فراموش نمی کنم و با ناراحتي همیشه این روزها و آنچه که بر شما و سایر عالمان و متقیان واقعی این دیار رفت را به یاد خواهم داشت و برای شما آرزوی سلامتی و بهروزی دارم.

شيرزاد:
متشكرم از نگراني و وفاداري شما. با همكاري و همدلي يكديگر مي توانيم فضايي ايجاد كنيم كه نتوانند هر طور خواستند به ما تعرض كنند.

سلام استاد
چه کنیم که از ماست که بر ماست؟ آنروز که لایحه مطبوعات در مجلس را در ذباله دان محلس انداختند و نمایندگان و رییس جمهور منتخب بدون هر عملی خاموشی گرفتند نتیجه اش آن است که امروز فقط و فقط راستگرایان (دروغگو) تریبون ها را در اختیار بگیرند و هر صدای مخالف را با اتهامات واهی جاسوس، ضدانقلاب و غیرو در حنجره محبوس کنند.
باید از این رفتارها نهراسیم و از پا هم ننشینیم حرفهیمان را بزنیم تا مدیون فرزندان خود نمانیم. رسالت معلمی شما در وحله اول ایجاب میکند که درس زندگی به شاگردان بدهید
باشد که روزی ایران ما به برکت وجود استادان آزاده هوای خوب آزادی را نفس بکشد.

شما را دعوت به خواندن مصاحبه مطبوعاتی سردبیر سحر در وبلاگ درد دل و سایت روزنا می نمایم.
نشريات دانشجویی در محدوديت‌هاي متعددي قرار دارند
اعتماد ملي: حسين زارع بيدكي عضو شوراي مركزي انجمن اسلا‌مي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران و سردبير هفته‌نامه دانشجويي سحر ارگان رسمي اين تشكل دانشجويي است.در مورد وضعيت نشريات دانشجويي در دولت نهم با او گفت‌وگويي كوتاه اما صريح انجام داده‌ايم.
نظر یادتان نرود.
[گل][بدرود]

سلام جناب دکتر. شگفتا که در وبلاگ من هم در دو سه هفته گذشته و در پاسخ به دو مطلبی که اولی تحت عنوان "دولت دروغ های شاخدار!" در خصوص سفر دوم دولت نهم به خراسان جنوبی و دومی تحت عنوان: "جنگ : کوه یخی نهفته از دیدگان!" در خصوص زشتی ها و فجایع جنگ (و نه دفاع) نوشتم ، موج مشابهی از فحاشی و اتهامات مضحک ، مثل دزدیدن پول مسجد و خوابگاه دانشگاه و داشتن رابطه نامشروع با ... جاری شد که کاملا بی سابقه بود. به هر حال ظاهرا باید صبورانه تحمل کرد و به روشنگری اذهان آنانکه شرافت و انسانیت را به سیم و زر نفروخته و به دنبال حقیقتند ادامه داد. برایتان آرزوی موفقیت دارم.

این را چند بار نوشتم و پاک کردم چون نمی خواستم بیش از این ناراحتتون کنم.اما می گم چون داره دقم می ده.دیروز توی مسجد بودم که یکی از بچه های جامعه ان ها را روی میز گذاشت.یه نگاهی سرسری به عکس روش انداختم و تیترش را خواندم.جالب بود که با اینکه از چند برگ تشکیل شده بود اما رایگان بود!!!
دیروز تا حالا دائما فکر می کنم که چرا مسجد ان هم مسجد دانشگاه شده محل ابراز عقیده یه جناح خاص ؟حرف جناههای دیگه حتی اگر هم درست نباشه می تواند به همان اندازه توی مسجد جای گفتن داشته باشه.
دیروز موقعی که ان عکس و ان تیتر را دیدم هر چند متوجه عکس شما نشدم خواستم تمام انها را از وارونه بذارم تا کسی کنجکاو نشه برشون داره اما ...
اما من همیشه فکر می کنم که هر کسی حق داره با شعور خودش در مورد هر چیزی قضاوت کنه.باید یاد بگیریم که به شعور هم احترام بذاریم و نخواهیم به زور کسی را به چیزی که عقیده داریم هدایت کنیم.
خوب من هم توی این جامعه ای بزرگ شدم که همیشه هر چیزی را نخواستند بدانیم از جلو دستمان برش داشتن و از جلو چشممان .اینقدر که گاهی منم یادم میره که نباید.
چرا مسجد؟؟؟

شيرزاد:
خدا رحم كند به آنها كه مسجد خدا را هم به گناه مي آلايند. و صد البته كه در مسجد كسي ميخوارگي نمي كند. اما چه راحت حرمت بنده خدا را در خانه اش مي شكنند و نسبت به كسي كه نيست تا از خود دفاع كند تهمت روا مي دارند. مسجد خدا شريف است و مسجد دانشگاه از همه شريف تر. اما اگر قرار باشد پايگاه تعرض به حريم انساني ديگران باشد ... چه بگويم. آيا نمازگزاران راستين بر اين امر صحه مي گذارند؟

سلام اینگونه افراد که بی محابا تهمت میزنن خدا را بنده نیستن فقط بگو دیدار به قیامت

خدابدادمردمی برسدکه شماهادست ازسرشان برنمیدارید.هردوجناح.چه اصلاح طلبان وجه اصول گرایان .

شيرزاد:
و شما كه با نفي هر دو طرف قضيه خود را از مشكل سنجيدن و قضاوت كردن راحت مي كنيد.

آقای شیرزاد عزیز.
یک سوال از شما - عباس امیرانتظام جاسوس بود؟ نبود؟
پس چرا جاسوسی او را و جاسوسی خیلی های دیگر را دانشجویان پیروخط امام در بوق کرده با پول مردم در تیراژ صدهزاری تکثیر کردند؟ شما را عکستان را چاپ کردند اینقدر نارحتید. اگر یکهزارم بلایی را که سروران موسس مشارکت بر سر امیرانتظام و دهها و صدها استاد دانشگاه رقیبشان می آوردند چه می کردید؟ شما احمدی نژاد را تخطئه می کنید که چرا مروج فرهنگ تهمت زنی است. حاضرید با همین شفافیت روح الله خمینی و موسوی خوئینی ها را هم تخطئه کنید؟ فقط منصفانه نتیجه عمل احمدی نژاد را با آقای خمینی مقایسه کنید.

شيرزاد:
كينه شما قابل درك است. قبلا هم تركش هاي قلم شما به من اصابت كرده است. شايد به اين طريق گمان مي كنيد كه بهتر به اهداف دمكراتيك مي توان رسيد. اتفاقا اين منطق از سوي دوستان راست هم در حد كمال به كار گرفته مي شود كه هر گاه صحبت از تعرض به حريم كسي مي شود و يا حقوق قانوني او رعايت نمي شود مي گويند: "هان همان آقايي را مي گوييد كه خودش چنين و چنان بوده، پدرش چه مي كرده، كس و كارش فلان كار را مي كردند و..." خلاصه پرونده اي مي گذارند جلوي روي شما كه اگر بخواهيد واردش شويد عملا بايد چشم از پايمال شدن حقوق طرف ببنديد.
آقاي راشدان، اگر براي شما قضاوت دشوار است كسي شما را مجبور به اين كار نكرده است. زندگي تان را بكنيد و ناراحتي وجدان نداشته باشيد كه اينجا در ايران چه مي گذرد. بچه هاي ايران بالاخره به نوعي بدون شما هم از حقوق خود دفاع مي كنند. آري در ايران حقوق انسانها مورد تعرض قرار گرفته است، اعم از معروف و غير معروف. اما مدافعان راستين حقوق بشر هرگز جلوگيري از تعرض جاري به شهروندان را موكول به تسويه حسابهاي تاريخي و صاف شدن كينه هاي پيشين نمي كنند.
اگر بناي بررسي منصفانه و به دور از غرض و مرض نسبت به عملكردهاي گذشته باشد نيز مسلما وجدانهاي بيدار و منصفي براي اين كار هست و من يك نفر هرگز نمي توانم توجيه گر اعمال خلاف گذشته باشم از طرف هر كس كه باشد. اما شما اگر به راستي قادر به درك شرايط موجود كشور نيستيد و نمي توانيد از خطري كه هر لحظه ملت ايران را تهديد مي كند جلوگيري كنيد مجبور نيستيد اظهار نظر كنيد تا حرفهايي را گفته باشيد كه تنها كاري است كه از دست شما بر مي آيد و متاسفانه هيچ گره اي از مشكلات امروز مردم ايران نمي گشايد.

سلام آقای شیرزاد
این مطلبی که می خوام بگم چندان ربطی به این نوشته شما نداره.
به نظر من به عنوان کسی که زمانی طرفدار اصلاحات بودم، همین که بعد از دو دوره ریاست جمهوری و یک دوره مجلس اصلاح طلب، شخصی به نام محمود احمدی نژاد شد رئیس جمهور، باید به شدت به اصلاح طلبان شک کرد. به این کاری ندارم که اشتباه در تئوری بود یا عمل یا هردو، ممکن هم هست مثل بقیه جواب بدهید مانع تراشی ها باعث شد کار اصلاحات به فرجام نرسد که به نظر من و با دلایل متعدد پاسخ قابل قبولی نیست. متاسفانه از ظرفیت های مجلس و قوه مجریه در آن دوران اصلا استفاده نشد.
اینکه الان احمدی نژاد رئیس جمهور است، تمام اصلاح طلبان و شما هم به سهم خود در آن نقش داشته اید.
خود کرده را تدبیر نیست! بنابر این شما با نقد احمدی نژاد، دارید خودتون رو هم به نوعی به چالش می کشید. چرا که احمدی نژاد میوه درخت اصلاحات است.
البته بنده نقدهای شما را می خوانم و استفاده هم می کنم، برای شما ارزوی موفقیت دارم ولی ارزو نمی کنم سکان کشور مجددا به دست شما بیفتد!

شيرزاد:
از دو حال خارج نيست يا اين است كه احمدي نژاد به مدد "نيروهاي غيبي" و با عمليات ويژه راي آورده و يا اين كه با مجموعه اي از آراء واقعي و در يك فرايند دمكراتيك رييس جمهور شده است. در صورت اول ديگر اين فرمايش شما درست نيست كه احمدي نژاد ميوه درخت اصلاحات است، بلكه درست برعكس، محصول ضد اصلاحات و سازماندهي ويژه بر ضد اصلاح طلبان خواهد بود. و اگر فرض دوم درست باشد در اين صورت بايد به اصلاح طلبان تبريك گفت كه واقعا به شعار انتخابات آزاد و راي آزادانه مردم پايبند بوده اند و با دستيابي به قدرت از طريق انتخابات سعي نكردند تسلط خود بر بخشي از حاكميت را دائمي كنند. البته به نظر مخلوطي از اين دو وجه رخ داده است.

من به شما بعنوان یکی از شاگردان شما که سر کلاس های شما در این دانشگاه درس فرا گرفته ام و بعنوان شیعه ی واقعی امیرالمومنین که برای همه ی پیروانش مقام یک معلم را مشخص کرده است، احترام می گذارم و تنها باید بگویم که متاسفم که این انسان های (باصطلاح) پرهیزگار خوب بودن خودشان را تنها از طریق گناهکار جلوه دادن دیگران می توانند ثابت کنند.

شيرزاد:
متشكرم از ابراز لطف شما. مطمئن هستم با رفتارهاي خارج از ادب و انصاف عده اي معدود آبروي بنده هاي خدا خدشه دار نمي شود.

لا اله الا الله قلعه ي محکم ِ من است؛
پس هر کس به اين قلعه وارد شود از عذاب ِ من در امان خواه اد بود
البته با رعايت ِ شرايط ِ آن؛ و من يکي از شرطهاي آن ام
امام رضـــــا (ع)

سلام آقای دکتر
دل همه به وجود تک چهره هایی مثل شما خوشه
موفق باشید

شيرزاد:
اميدوارم همه دست به دست هم دهيم تا نتوانند با خراب كردن تك چهره ها و فشار بر آنها بر جامعه تسلط بيابند.

سلام. آقاي دكتر خدا به داد همه ي ما برسد. خدا به داد ان مسئولاني برسد كه روز قيامت نمي دانم چگونه مي خواهند سرشان را بالا بياورند؟ اخلاق در اين مملكت مرده است. اين آقايان كه با شما اينگونه رفتار مي كنند، وقتي از شكنجه ي دانشجويان اميركبير و ديگر دانشجويان مي شنوند سري تكان مي دهند و اول شكنجه را انكار مي كنند و بعد هم خيلي راحت مي گويند: دانشجويان احمقند.
خدا به داد همه ي ما برسد...

شيرزاد:
آنها خودشان را با اين استلال گول مي زنند كه خوب اينها حرفهايي مي زنند كه نبايد بزنند. اما بحث ما اين است كه اگر ديوار انصاف و قانون فرو ريخت دير يا زود بر سر خودشان خراب خواهد شد.

واقعا سوال اساسي و بي جواب همين است كه: چگونه ممكن است يك جاسوس هسته اي راست راست بگردد و هيچ كس با او كاري نداشته باشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!.....
البته به شما جسارت نشه روي سخن با ديگراني است كه آن چنان پشتشان گرم است كه مانند كودكي كه براي در امان ماندن از دست ديگر هم بازي هايش به پدرش پناه ميبرد تا كسي با او كاري نداشته باشد و به دوستانش نشان بدهد كه تا پدرم هست شما عمرا دستتان به من برسد اين آقايان هم رفته اند در زير چتر گسترده ي "پدر خوانده" تا به همه بگويند كه اگه تونستيد ما رو بگيريد.....

سلام
بعد از انتخابات مجلس هفتم شعری نوشتم :
دور گردون باز هم تکرار شد
ارزوها باز هم بیمار شد
کور مغزان گرد هم جمع امدند
شمعشان شعبان بی مقدار شد
زحمت یک قرن رستن پنبه شد
وین نهال تازه هم بی بار شد
..
....
خسته ام بس خواندم وبر باد رفت
دور گردون باز هم تکرار شد
واقعا خدا رحم کند از این چرخشهای بیهوده مان
اینهمه کور مغزی که دست از سرمان برنخواد داشت........

جناب آقای دکتر شیرزاد از انتقادات منصفانه و عالمانه شما در خصوص مسایل هسته ای تشکر می کنم و امیدوارم این نوع برخوردها باعث دلسردی شما نشود خودتان خوب التفات
دارید که دلیل این رفتار غیر منطقی طرف مقابل
اثر زیاد و عمیق سخنان و نوشته های شما در جامعه فرهنگی است

شیرزاد:
متشکر از پیام دلگرم کننده شما

سلام
متاسفانه اتهام زدن به این و آن تنها یکی از تبعات رفتارهای سیاسی نسنجیده رئیس جمهور محترم است. امروزه دروغ و دروغگویی هم به شدت در جامعه اسلامی! رواج پیدا کرده است. گویی دروغ قبح خود را به عنوان یک رذیله اخلاقی از دست داده و همه اعم از سیاستمدار و کسبه و بازاری و ورزشکار و ... به راحتی تمام دروغ میگویند. وقتی رئیس جمهور یک مملکت به سادگی آب خوردن بارها و بارها مقابل دوربینهای تلویزیونی دروغ میگوید و حقایق مسلم را کتمان مینماید معلوم است که پس از چندی قبح چنین عمل ناپسندی فرو میریزد. ریاکاری در جامعه ما نهادینه شده و حتی منحط ترین افراد برای پیشبرد کارهایشان تظاهر به اخلاق و دینمداری میکنند و روبروز بر شدت و دامنه انحطاط اخلاقی در جامعه ما افزوده میشود.