آزمون و ادعا
هر ادعايي آزمون خاص خود را دارد. مهندسان ساختمان مي گويند بتون مقاومت کششي چنداني ندارد، اما تحت فشار از خود مقاومت نشان مي دهد. به همين دليل مهندسان ناظر بايد مقاومت نمونه هاي بتون را تحت فشار بسنجند، نه کشش. آلياژي که براي ياتاقان به کار مي رود بايد تحت سايش مقاوم باشد. بنابراين هيچ آزمايشگاه کنترل کيفيتي نمونه آلياژ ياتاقان را تحت ضربه مورد سنجش قرار نمي دهد.
آزمايشي که يک فيزيکدان انجام مي دهد بايد مستقيماً بتواند نتايج ناشي از يک نظريه ادعايي را مورد ارزيابي قرار دهد. هرگز نمي شود مدلي در مورد پديده «الف» داد و آن را با آزمايشي در مورد پديده «ب» به محک درستي گذاشت.
همچنين است هر پديده انساني. در اقتصاد نمي شود آمار ايجاد اشتغال داد و ادعا کرد تورم مهار شده است و يا نمي توان مدعي بود که نرخ رشد سرمايه گذاري بالاتر رفته است اما براي اثبات ادعا نمونه هايي در باب توزيع عادلانه فرصت هاي شغلي ارائه کرد. در سياست خارجي نمي شود مدعي رشد نفوذ کشور در مجامع جهاني بود اما براي اثبات از افزوني تعداد سفرهاي مقامات شاهد آورد. مثال ها بي شمارند اما غرض از ذکر آنها چيست؟
دولت حاضر به راستي استاد است در مرتبط کردن چيزهايي که با ديده انصاف و تخصص به دشواري به هم مربوط اند. توزيع سهام عدالت را دليل مي گيرد بر عزم دولت براي خصوصي سازي. استقبال مردم بوليوي و ونزوئلا در برنامه هايي كه دوش به دوش رهبران چپگراي آن كشورها در خيابان حركت مي كنند را دليل مي گيرند بر افزايش نفوذ حكومت ايران در توده هاي سرزمينهاي ديگر. بد و بيراه گفتن به احزاب و فرهنگ کار سياسي حزبي و سامان يافته و افتخار به اينکه حتي يک ريال به احزاب پرداخت نکرده اند را دليل مي گيرند بر مردمي بودن دولت و عدم وابستگي آن به هر نوع محفل قدرت. مهندس بودن رئيس دولت را دليل مي گيرند بر عدم امکان حمله امريکا به ايران، دقت و توجه ديگران و مثلاً يادداشت برداشتن آنها در جريان سخنراني هاي مقامات ايراني را دليل پذيرش آنها نسبت به اين مواضع به حساب مي آورند. و بالاخره از همه موارد فوق به روزتر، دعوت از بوش براي سخنراني در دانشگاه هاي ايران را دليل موج آزادي در دانشگاه هاي ايران به حساب مي آورند.
در جريان سفر اخير رئيس جمهور به امريکا در پاسخ به پرسشگران حاضر در دانشگاه کلمبيا و نيز در پاسخ به سوال هاي خبرنگاران، ايشان به کرات دانشگاه هاي ايران را جزء آزادترين دانشگاه هاي دنيا به حساب آوردند. ايشان اعتراضات به عمل آمده در برنامه سخنراني سال قبل شان در دانشگاه اميرکبير را ناشي از عده معدودي از دانشجويان مي دانستند. آن طور که از گفته هاي اصحاب و هواداران دولت برمي آيد، آنها يکي از نشانه هاي بارز آزاد بودن دانشگاه هاي ايران را حضور گاه و بيگاه رئيس جمهور در عرصه دانشگاه ها و برگزاري پرسش و پاسخ ايشان با دانشجويان مي دانند.
ترديدي نيست که حضور مسوولان بالاي کشور در عرصه هاي عمومي به ويژه در جمع هاي دانشجويي امري پسنديده و ممدوح است. اما اين امر اگر با شرايط لازم ديگري همراه نباشد، نمي تواند ارتباطي با وجود فضاي آزاد در دانشگاه ها داشته باشد. حداکثر چيزي که از اين حضورها مي تواند به اثبات رسد پيوند و همدلي مسوولان مربوطه با کساني است که امکان تماس نزديک و گفت وگوي بي واسطه با آنها را يافته اند.
گمان مي کنم برگزاري يک مراسم در محيط معين توام با جمع شدن طرفداران يک مقام صاحب موقعيت در هر کشوري، چه فضاي سياسي آن آزاد باشد و چه بسته، کار چندان دشواري نيست. يک حکومت قدرتمند اگر از اين حداقل هم عاجز باشد اصولاً محلي از اعراب ندارد. آنچه مي تواند به حضور يک مسوول بالاي حکومتي در جمع هاي مردمي رنگي متفاوت ببخشد ترکيبي از عوامل زير است؛
1- امکان حضور آزادانه افراد اعم از مخالف يا موافق در جلسه
2-امکان طرح نظرات و پرسش ها بدون واهمه
3- دريافت پاسخ هايي شفاف که مربوط و مرتبط با پرسش ها باشد
4- مصون ماندن پرسش کنندگان از هر نوع تعرض و تهديد بعدي
5- امکان تشکيل جلسات مشابه براي مخالفان
در اين نوشته درصدد پرداختن به مصداق ها و سخن گفتن از اينکه شرايط فوق در جلساتي که مسوولان بالاي کشور ما در دانشگاه ها برگزار مي کنند برقرار هست يا نه، نيستم. تاکيدم فقط بر اين نکته است که صرف تشکيل يک جلسه با حضور رئيس جمهور در دانشگاه ملاک هيچ امري نيست. مهم اين است که آيا در اين جلسه جايي هم براي طرح صداهاي متفاوت و شنيدن پاسخ هاي شفاف وجود داشته يا نه.
البته هميشه اين امکان وجود دارد که به بهانه حفظ امنيت مقامات، محيط را از کساني که حرفي براي گفتن دارند ايزوله کرد و نيز مي توان ظرفيت محدود سالن را با شيوه هاي ساده اجرايي از هواداران و طرفداران طوري پر کرد که جايي براي ديگران باقي نماند. مي شود جلسه را طوري مديريت کرد که سوال هاي خاصي مطرح شود. حتي امکان دارد در حد کنترل شده يي سوال هايي که ظاهر اعتراضي دارند را هم طرح کرد. اما فراموش نکنيم تا زماني که نشود حرف دل دانشجويان و مردم را به راحتي و بدون واهمه بيان کرد هر تلاشي از اين دست جدي گرفته نمي شود.
نظرات بازدیدکنندگان
علی رضای عزیز از تعبیر بسیار زیبایت سپاسگزارم مدتها بود بدنبال یک نمونه واضح واسه بیان واقعیت به مردم عامی می گشتم مثال شما عالی بود مجموعه ای از مدیران با شخصیت " امیرو "باز هم سپاسگزارم
Posted by: پیروز | November 1, 2007 08:09 AM
این سرنوشت کشوریست که در آن کارهای بزرگ را به افراد کوچک ( البته دارای یک دکترای تزریقی از دانشگاه آزاد-هاوائی - ...)میدهند و بزرگان راهی زندان یا خانه نشین میشوند.هرگز تصور نمی کردم علم هم عرصه افراد کودن گردد ولی میبینیم که شد ...اگر چه علم واقعی نباشد و بدلی باشد ولی اغلب ملت ما که این موضوع را متوجه نمی شوند . متاسفانه کشور ما معدن افراد عامی با مدارک دکتراست که وقتی کسی ساعت 10 صبح را در حضور خورشید " شب " می نامد آنان می پذیرند تا ذوب شدنشان در حماقتشان کامل گردد.
Posted by: پیروز | October 26, 2007 07:14 AM
من هیچ وقت یادم نمیره وقتی که آقای رثیس جمهور می خواست بعد از سخنرانی در دانشگاه امیرکبیر بار سفر رو ببنده و بره چه شعار هایی می دادن. تمامی شعار ها مضامین نا رضایتی و عصبانیت دانشجو ها رو می رسوند. هیج کس نه از سخنرانی ایشون راضی بود و نه از روزی که جاشو به شب داده بود! ولی ایشون انگار نه انگار !! تنها سعی می کرد که لبخند از روی لبش کنار نره و جوری وانمود بکنه که اصلا شعار های مخالف رو نمیشنوه. فیلم های اون روز هنوز در سایت "یوتیوب" وجود داره.آقای دکتر من مطمئن هستم که آقایون صدای مخالف رو به خوبی میشنون و حتی دقیق تر از خود ما بهش گوش می دن. ولی نه به خاطر حل مشکلات و ایجاد اصلاحات، بلکه به خاطر یافتن کوتاهترین راه برای خاموش کردن صداهای مخالف و منتقد. قدرت شنیدن صدای مخالف چیزی هست که انسان ها از توی خانواده و مدرسه و از سنین کودکی یاد می گیرن و اگر در اون زمان یادشون ندن می تونن در اینده خیلی مشکل آفرین و مشکل ساز بشن، مثلا اگر یکی از ما در دوران نوجوانی فقط حرف و نظر خودشو قبول داشته باشه و این اخلاق درونش باقی بمونه، اگر یه وقتی رئیس جمهور بشه، حاضره که برای اعمال نظر و سلیقه خودش خیلی از صدا ها را خاموش کنه و بدتر اینکه صدای موافق رو ضبط کنه و صدای مخالف رو توی اوین حبس کنه
Posted by: مجید | October 26, 2007 05:18 AM
نمیدانم ساز دهنی امیر نادری را دیدهاید یا نه. من خیلی سال پیش دیدمش. دبستان بودم یحتمل.
یکی از تلخترین و حقارتبارترین صحنههایش که همیشه یادم خواهد ماند٬ سکانس اولین بار ساز زدن امیرو است.
امیرو (پسر فقیر) کنار دیوار کاهگلی خانهی عبدالله (پسر پولدار)٬ گدا و ملتمس ایستادهبود. عبدالله هم سازدهنی به دست پشت پنجرهی خانه نشسته و ساز دهنی را گرفتهبود دستش که امیرو از آن پایین لبش را به ساز برسد و ساز بزند.
اما قد امیرو کوتاه بود و پنجره بلند. امیرو با تقلا و زحمت٬ روی پنجه میایستاد٬ به هوا میپرید و جست و خیز میکرد تا مگر لبی به ساز برساند و فوتی درش کند و به آرزویش برسد. عبدالله هم از بالا با دیدن این همه خفت امیرو٬ کیف میکرد و میخندید. با دستش ساز دهنی را تند تند حرکت میداد تا از فوتهای گاه و بیگاه و تصادفی امیرو مثلا ریتمی ساختهشود.
بعد عبدالله حوصلهاش از این بازی سر رفت (شاید هم پدری مادری کسیاش آمدند خانه). پنجره را بست و رفت تو و امیرو را رها کرد.
امیرو٬ خسته و تحقیر شدهبود. اما نمیدانست و نمیفهمید. شاید هم میدانست و میفهمید٬ اما سعی میکرد خودش را به نفهمیدن بزند.
خوشحال و شادان٬ دوان دوان افتاد توی کوچههای خاکی بوشهر و فریاد میزد: «مو ساز زدُم... مو ساز زدُم...»
بچه بودم که دیدمش. بغض کردم. نمیفهمیدم چرا امیرو نمیفهمد خوار شده است. نمیفهمد باید از غصه بمیرد. هنوز هم که یادش میافتم٬ بغضی همراهش میآید.
*****************************************************
سخنرانی احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا٬ من را یاد روی نوک پا ایستادنها و جست زدنهای حقیرانهي امیرو پای پنجرهی خانهی عبدالله انداخت. بیشتر از همه وقتی که بعدش خسته و تحقیر شده٬ خودش را به نفهمی زد و خوشحال و شادان در کوچههای خاکی ایران دویدن گرفت که: «مو ساز زدُم... مو ساز زدُم...»
Posted by: علي رضا | October 22, 2007 08:40 PM
http://iustphysics.persianblog.ir/
Posted by: محمد | October 20, 2007 06:32 PM
جناب شيرزاد شما همچين مينويسيد كه انگار اين حرفهاي بي پايه فقط مختص اين دولت است. اين حكومتي كه شماها باعثش شدين از همون روز اول حرف بي پايه زدن را شروع كرد. نكنه قول آب برق تلفن مجاني را فراموش كرديد؟ درآمد نفت رو ر خونه مردم آوردن رو چي. روزنامهاي سالهاي اول انقلاب, روزنامهاي دوران سازندگي همه و همه بعلاوه حرفهاي همه شماها در اين بيست و هشت سال غير از اغراق و پر گوئي مفت گوئي چيزي نبوده.
شیرزاد:
نه عزیزم. هر کسی ممکن است حرفهایی بزند که قابل نقد توسط دیگران باشد، آنچه تفاوت ایجاد می کند اصلاح پذیر بودن و رو به جلو بودن افراد و گروه هاست. ضمنا اگر بر هیچ کجای این شب تیره نمی شود آویخت گلایه کردن شما با کدام هدف همراه است؟
Posted by: Ehsaan | October 19, 2007 11:47 PM
اقای شیرزاد هر کاری میکنن مردم بترسن بیشتر مردم دارن جریتر میشن تا حقشون را بگیرن خدا را شکر که بعد از دوره خاتمی حرکتهای اعتراضی معلمین کارگران و دانشجویان هر روز داره بیشتر میشه واقعا اقایون دارن میفهمن در برابر خواست و اراده مردم توپ و تانک و بسیجی دیگه اثر نداره
Posted by: مرتضی | October 18, 2007 07:21 PM
با سلام خدمت جناب شیرزاد عزیز ! چند وقتی بود که فرصت نداشتم مطالبتون رو بخونم . ولی بالاخره فرصتش رو پیدا کردم .
خیلی برام جالبه که چرا یک رئیس جمهور ...، انقدر دوست دارد که در مجامع خارجی حضور پیدا کند ؟! و از اینکه در مجامع دانشجویی حضور پیدا کند ، می ترسد ؟! و حتی وقتی فردی در دانشگاه خارجی ، واقعیت را بر زبان می آورد ، به او انگ بی احترامی و بی شخصیتی را می زنند ؟! فکر می کنم به این دلیل است که مجامع خارجی ، به جز اندکی ، از وضع فعلی ایران اطلاعی ندارند . البته منظورم مجامعی ایست که رئیس جمهور در آنها حضور پیدا می کند . واگرنه ، بقیه ی مجامع خارجی که رئیس جمهور ...هیچ میلی به حضور در آنها ندارد ، از اوضاع ایران با خبرند .
از طرفی دیگر خنده ام می گیرد از گزارش های تلویزیون ایران از حضور احمدی نژاد در مجامع ، که باعث مسخره ی خرد و کلان شده است . گویی فکر می کنند که بینندگان گزارششان ، چهارپا هستند نه دوپا !
از این جمله است گزارش برنامه ی « بیست و سی » از حضور احمدی نژاد در دانشگاه پلی تکنیک ! شاید اگر پخش نمی کرد ، انقدر ناراحت نمی شدم !
به کجا چنین شتابان ؟ واقعا به کجا می خواهند بروند با این شتاب سرسام آور ؟ مقصدشان کجاست ؟ فکر می کنند چقدر دوام خواهند آورد ؟ چقدر سرکوب ؟ ...
خنده ام می گیرد ، هر چند تلخ ....
Posted by: حسام | October 18, 2007 05:20 PM
جداً با این مطلبتون حال کردم! چند روز پیش یکی از دوستان یکی از اقوام احمدی نژاد برای من تعریف کرد که در یک دیدار دوستانه از آقای دکتر تقاضای چاره اندیشی سریع تر برای گرانی ها و بالا رفتن فقر کرده... و گفت که چطور ایشون با جدیت پاسخ دادند: درحال اتخاذ تصمیماتی برای کمیته امداد هستیم و کارهایی دارد میشود!!!
ملاحظه میفرمایی؟ اصولا به نظر من این دولت نهمی هم عقل و قدشات در حد اینطور چیزها نیست ربط دادن مثلا سفرهای خارجی به بحث روابط بین الملل، از آیکیو و این چیزها نشئت میگیرد نه چیز دیگر!
Posted by: نخعی | October 16, 2007 11:51 AM
سلام جناب شيرزاد
واقعا چيزی از اين بی معنی تر نيست که شخصی در جايگاه رييس جمهور يک کشور درسخنرانی خود مدام تاکيد کند که به دانشجويان فوق ليسانس و دکتری درس ميدهد!
واقعا من متعجبم که اين بابا دو نفر ادم درست و حسابی دم دستش نداره که که بهش بگن اين جور صحبتها اونم در يک جمع دانشگاهی بين المللی اصلا مناسبت نداره! والا اين حرفها در جمع دانشگاهی داخلی هم گفتن نداره .اونم کسی که در رشته خودش اصلا ادم شاخصی نيست.واقعا ادم اوضاع مملکت رو ميبينه کاری هم نميتونه بکنه اتيش ميگيره.
Posted by: mohammad | October 13, 2007 02:41 PM
استاد!دركشوري كه دانشگاه آزاد اسلامي آن محدود به اعمال غر اسلامي از قبيل نمره در برابر.....است وهكذا سازمان تبليغات اسلامي وحوزه هنر وانديشه اسلامي و بانك اسلامي و انجمن اسلامي دهه 60 شماهاو الا مالاشاءا... بسيار مبرهن و بديهي است كه آب سربالا برود و قورباغه ابوعطا بخواند.......................دانشگاه دولتي را بي خيال...آقا !مي داني نخستين استاد حمل ونقل كيست:حمال...و دومي ؟
شیرزاد:
نه آب سر بالا می رود و نه قورباغه ابو عطا می خواند. اما کسانی مثل شما پیدا می شوند که فکر می کنند با بد گفتن به زمین و زمان حقانیتی کسب می کنند.
Posted by: داود | October 12, 2007 11:41 PM