« تريبون پرهزينه | صفحه اول | خداحافظ داداشی »

آخرين نشانه دمكراسي!

از قديم گفته اند: "قاچ زين را بگير، اسب سواري پيشكش ات". حكايت اين دولت ماست كه براي اثبات شجاعت خود در شنيدن حرف مخالفان مي خواهد به جرج بوش براي سخنراني در دانشگاههاي ايران مجوز دهد. سنگ گنده علامت نزدن است. گويا هيچ راه ديگري براي اثبات آزاد بودن دانشگاههاي ايران نيست بجز دعوت از بوش. ما همه چيزمان بايد غير آدميزاد باشد!

چرا راه دور برويم. همين بنده خدا كه الان داريد نوشته اش را مي خوانيد در دو سال اخير به ندرت امكان حضور در جلسات عمومي دانشجويي در دانشگاهها را پيدا كرده است، در حالي كه مطمئن است تقاضاهايي براي اين امر وجود داشته است. مي فرماييد چرا؟ دليلش را دانشجوها خوب مي دانند.

در هر يك از دانشگاهها دم و. دستگاهي هست به نام هيات سه نفره (شامل رييس دانشگاه، نماينده ولي فقيه و نماينده وزير علوم) كه بدون مجوز آنها هيچ جلسه اي نمي تواند تشكيل شود. اين آقايان ليست بالا بلندي دارند از كساني كه نمي توانند به دانشگاه دعوت شوند، البته كارشناسان محترم نهادهاي عاليه اين ليست را به آنها مي دهند و گرنه خودشان ممكن است خيلي ها را نشناسند. در كشورهايي كه نسيمي از آزادي مي وزد ممكن است براي تشكيل اجتماعات و تظاهرات (آن هم در مقياس يك جلسه كوچك دانشجويي) مثلا مجوز پليس يا يك دستگاه مسئول لازم باشد، اما معمولا اين كار به جهت نظم و هماهنگي است و علي القاعده بنا بر آزادي و امكان تشكيل اجتماعات است. در اين كشورها اگر به دلايلي مجوز تشكيل يك اجتماع داده نشود مسئول مربوطه بايد پاسخگو باشد و با دلايل قانع كننده افكار عمومي و رسانه ها را قانع كند كه چرا در آن شرايط خاص مجوز نداده است و اغلب در موقعيت مناسب ديگري بايد اين امكان فراهم شود.

در اين كشور هياتهاي سه نفره مذكور از هفت دولت آزادند و به هيچ كس پاسخگو نيستند الا همان مسئولان محترمي كه صبح با يك تلفن "مسائل را با آنها هماهنگ مي كنند"! متاسفانه آنقدر به نقض حقوق شهروندي مان عادت كرده ايم كه تا به حال كسي يقه هيچ هيات سه نفره اي را نگرفته كه آخر با چه معياري اجازه نمي دهيد صاحبان نظر و انديشه هايي كه متفاوت با شما مي انديشند در دانشگاهها حضور يابند. حتي دانشجويان هم به اين وضع ناچارا تن داده اند و وقتي دبير هيات سه نفره به تقاضايشان جواب منفي مي دهد و مي گويد مثلا فلان آقا يا خانم را نمي توانيد براي ميز گرد و سخنراني دعوت كنيد بي سر و صدا راهشان را مي گيرند و سراغ كسان ديگر مي روند. ماحصل كار مي شود همين فضاي سرد و خاموشي كه بر دانشگاهها حكمفرماست.

اما اتفاق جالب اينجاست كه گويا آقاي بوش و استادان دانشگاه كلمبيا در ليست ممنوعه هيات هاي سه نفره نيستند و يا اگر هم بودند با تصميم رييس دولت در جريان سفر امريكا و در خلال پرسش هايي كه همانجا مي شد به طور ناگهاني تصميم گرفته شد كه بگذار بزنيم روي دستشان و ما هم از آنها براي سخنراني دعوت كنيم. حالا بگذريم از اينكه اگر بر فرض برخي از استادان امريكايي قدم به ايران گذاشتند، چگونه مسائل پيراموني آن پوشش داده مي شود كه "عوامل داخلي استكبار و غرب زدگاني كه آب به آسياب دشمن مي ريزند" از موضوع باصطلاح سوء استفاده نكنند، و نيز بگذريم از هشدارهاي مكرري كه در مورد تماس با خارجي ها توسط مسئولان داده مي شود و مشكلات احتمالي تماس آدمهاي نامحرم با مهمانان امريكايي و... اما خودمانيم، مانده ايم در اين كه به كجاي اين داستاني كه سر تا پاي آن به يك شوخي بي مزه و يخ شبيه تر است بايد بخنديم.

پدرم حكايتي را نقل مي كرد با اين مضمون كه روزي در شهري مردم ريختند و يك بنده خداي كليمي را تا جا داشت كتك زدند. وقتي له و لورده از زير دست و پاي آنها خارج شد گفت: آخه نامردها چرا زديد؟ گفتند: شنيده ايم كه زدن جهودها ثواب دارد. گفت: لا مروت ها، مگه شما همه كارهاي ديگري كه ثواب دارد را انجام داده ايد كه فقط جهود زدن تان مانده باشد؟ ما هم ظاهرا از تمام آداب دمكراسي فقط همين يكي را كم داشتيم كه از بوش براي سخنراني در ايران دعوت كنيم.

دنبالك اين مطلب:
http://shirzad.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/254

نظرات بازدیدکنندگان

The vice president accused Tehran of practicing "delay and deception" regarding its nuclear program and warned of consequences if it did not comply with the West's demands that it halt sensitive nuclear work.

This regime is the main problem.

استاد عزيز:هم براي شما شيرزاد هاو هم آن احمدي نژاد ها و هم امثال بوش حرامزاده دموكراسي ابزاري است مثل تيغ وميخ وسيخ...راستش بخواهيد ما دنبال آدميزاد مي گرديم...تاظهور

شيرزاد:
پس بچسبيد به ديكتاتوري كه لابد خير دنيا و آخرت شما در آن است. ضمنا بدانيد آدميزاد زياد پيدا مي شود، آنچه كمياب است، آدم است.

aghaye shirzad, ehtemalan in aujahlhaye zamane fekr kardan Bush o davat konan Iran bad reise daneshga mashad bere poshte teribun behesh fohsh bedeh talafie fohshaye reisse daneshga Colombia ro dararan, be khoda esteratejie ina hamineh, mahsule nezame baste ke be saligheh chanta abujahle ahde atigh edareh mishe nabayadam behtaraz in basheh, heife Iarn

سلام .خواستم بگم دعوت از سخنگوی این حزب و ان جناح که پیشکش الان کار به جایی رسیده که نه تنها مخالفتهای سیاسی با محرومیت و برخورد شدید روبرو می شه که حتی مخالفتهای اجتماعی هم تحمل نمی شه.همین چند وقت پیش به خاطر اعتراضی که بچه های صنفی به حراست دانشگاه کرده بودند که چرا از بچه ها در مقابل افراد خارج از دانشگاه که داخل دانشگاه بهشون حمله کرده بودند دفاعی نکرده و گفته مشکل خودتونه صنفی به مدت 3 ماه کاری تعطیل شد... دیگه بقیه جاها که ...
فکر کردم شورای صنفی دیگه حق هر صنفیه تا از شون دفاع کنه.

جناب شیرزاد سلام
2 سال است که از ایران رفته ام و اندک اندک پس از 37 سال زندگی در ایران تازه معنی زنده بودن و آزادی را درک میکنم. دلم برای ایران همچنان می تپد ولی چه کنم که زندگی در ایران انچنان بر من سخت گذشت که دیگر نمیتوانم به آن بیاندیشم. در این دو سال با همان مدرک علمی که در ایران به اندازه یک شاگرد بقال هم در آمد نداشت به اندازه 20 سال کار مهندسی در ایران حقوق گرفته ام. و در همان کشوری که در ظاهر دشمن ماست مردم با شنیدن نام کشورم با لبخند از من استقبال میکنند و با اولین نشانه های اظهار دوستی از من میپرسند آیا واقعا مردم شما به این رییس جمهور رای داده اند؟؟ همکاری دارم اهل یونان که بسیار از تاریخ میداند. روزی به من گفت به ندرت دیده شده که در تاریخ کشوری به اندازه شما پس رفت داشته باشد. 2500 سال پیش بنیانگزار حقوق بشر از کشور شما برخاست و مردم تحت حکومت خویش را در انتخاب دین و زبان و راه و روش زندگی آزاد گذاشت و امروز رییس جمهورتان سخن از پاک کردن کشوری از روی نقشه جهان میکند!! چه باید گفت به جز سکوت. آیا جایی برای دفاع مانده؟
اما آنچه از اخبار درون ایران بر می آید به هر عاقبتی میتواند منجر شود جز سازش و صلح و صفا و آزادی.
کاش در این ماه مبارک خدا دعایمان را مستجاب میکرد و خفتگان در خواب غفلت را بیدار.
روزی که خود را شناختم و دانستم که مسلمان زاده ام از مادرم آموختم که مسلمان هرگز دروغ نمی گوید. امروز وقتی رییس جمهور کشورم در برابر چشم مردم دنیا به این راحتی به این بزرگی و صراحت دروغ می گوید. به چه باید شک کنم؟ مسلمانی او یا دین خودم؟

جناب آقاي شيرزاد اين كار ناصواب را خود شماها در دانشگاهها شروع كرديد از همان روز اول. حالا كه خودتان هم توي اين مخمصه افتاده ايد دادو بي دادتان رفته هوا. اگه يك روزي آمديد و صادقانه گفتيد كه اشتباه كرديم اون وقت شايد بشود روي مبنائي كه راجع به آينده با ياد گرفتن از گذشته باشد حرفتان را قبول كرد.

اين رئيس جمهور به اصطلاح محترم با اين ...هاش چنان كفر مارا دراورده وآتيشمان زده كه اين نقدها اندكي فقط اندكي خنكمان ميكند.

شيرزاد:
من نمي نويسم كه كسي خنك شود. اميدوارم زبانها به اعتراض گشوده تر گردد.

salam va khaste nabashid :)
hekayate belahate dolati ha
azharomenashemse . amma aghaye doctor eslahtalaban ham zaheran hichkari nemikonand . oonghadr kam kari hast ke be nazar miyad bayad 4 sale dige ham hamin vaziyat ro tahamol konim ? baraye entekhabate majles ham ke faghat harfe radde salahiyat mishenavim .
in dar hali hast ke dolati ha az har emkani baraye jamavariye rayye az hamin hala kotahi nemikonand .
aya bayad be tore kol az jaryane eslahtalabi ghate omid konim ?
dar har hal baraye shoma arezooye salamat daram . moddat hast injaro mikhoonam va az inke hanooz ham dolatmardane daneshmandi chon shoma voojood darand delgarm misham :)

شيرزاد:
متشكر از لطف شما. البته بنده هنوز وجود دارم اما ديگر دولتمرد نيستم. اميدوارم در انتخابات آينده اصلاح طلبان بتوانند در حد امكانات خود كاري شايسته كنند ولي قبول بفرماييد كه شرايط بسيار دشوار است. بايد همه به صحنه بيايند، از ده نفر و صد نفر و هزار نفر به تنهايي كاري ساخته نيست.

سلام استاد
متاسفانه دانشگاه های کشور فرهنگ زجر و خفقان را به دانشجویان ما می خواهند بیآموزند اما ایول باید گفت به دانشجویانی که در آنها تحصیل میکنند که مایه افتخار ما هستند. واقعا وقتی مقایسه میکنیم که دانشجوی دانشگاه ایران را با دانشجویان دانشگاه هایی مثل کلمبیای نیویورک تفاوت را از زمین تا آسمان میبینیم. وقتی گزارش های مراسم سخنرانی دانشگاه کلمبیا را مرور میکنیم و نحوه شرکت دانشجویانی که پرورش یافته در محیط نسبتا آزاد و با دسترسی زیاد به انواع و اقسام سیستم های اطلاعاتی و روزنامه هایی که از همه جنبش های چپ و راست دارند و کتابخانه هایی که مملو از انواع کتاب های فلسفی و اجتماعی و سیاسی است ولی بارها پای سخنان دیکتاتورهای مختلف نشسته اند و بدون نگرش انتقادی به حرف های آنها گوش میدهند و بعد هم شاید تا حدودی تحت تاثیر حرف های دیکتاور بزرگ و کوچک قرار میگیرند. به هر حال من معتقدم که اگرچه این نمایش مسخره خیال واهی است که جورج بوش این دعوت را قبول کنند اما اگر هم که فرض را بر این بگیریم که این شخص دعوت را قبول کند دانشجویان ما این اجازه را به او نخواهند داد که محیط دانشگاه را آلوده کند همانطور که آقای احمدی نژاد هم به راحتی نتوانست سخنرانی در دانشگاه امیرکبیر را انجام دهد و سخنرانی در دانشگاه تهران را هم خود بدون هیچ دلیلی منتفی کرد. باید بر این دانشجو احسن گفت.

با سلام خدمت جناب دکتر شیرزاد عزیز. خردادماه گذشته (1386) انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه ها (حوزه دانشگاهی بیرجند) از هیات نظارت دانشگاه بیرجند درخواست مجوز سخنرانی دکتر عبدالله رمضانزاده در دانشگاه بیرجند را تقدیم و پاسخ شنید که این سخنرانی به مصلحت نیست اما پنج روز بعد آقای رحیم پور ازغدی به دعوت اعضاء همان هیات نظارت در دانشگاه سخنرانی کرد! من همان موقع شرح این برخورد تبعیض آمیز و دوگانه هیات نظارت رادر وبلاگم نوشتم که می توان در نشانی زیر آن را خواند:
http://www.persianblog.ir/posts/?weblog=aghaebrahimi.persianblog.ir&postid=6911022
بسیار تاسف آور و شاید هم خنده دار است. سخنگوی دولت اصلاحات و عضو هیات علمی دانشگاه تهران نمی تواند در یک دانشگاه دورافتاده و در جمع 300-200 نفر دانشجو سخنرانی کند ، آنوقت آقایان از جرج بوش برای سخنرانی در دانشگاه های ایران دعوت به عمل می آورند! با توجه به عدم وجود روابط مودت آمیز دیپلماتیک بین ایران و آمریکا و عدم امکان انجام پروتکل های تشریفاتی مربوطه در فرودگاه ، لابد قرار است جرج بوش مثل مک فارلین یواشکی به ایران وارد شود!

استاد گرانمایه با عرض سلام اینجانب در سال 1372 افتخار شاگردی شما را داشته ام و گاه گاه که صدای گرم شما را از رادیو بی بی سی می شنوم بسیار خوشحال میشوم ولی ای کاش صحبتهای حکیمانه شما را از رسانه ملی می شنیدیم .الحمدل..که علی رغم فرازو نشیب های پیش رو همچنان اندرز گوو وشجاع ایستاده اید. باتشکر حسینعلی ...

شيرزاد:
كي دو بار در شبكه گفتگو در ميزگردها دعوت شده ام. متاسفانه شهرستانها به اين شبكه دسترسي ندارند. يكي دو بار هم در شبكه "صداي آشنا" كه از طرف صدا و سيما براي خارج از كشور پخش مي شود برنامه داشته ام. بامزه است كه راديو تلويزيون خودمان ما را براي خارجي ها ويترين مي كند و براي داخلي ها، خارجي ها برنامه مي سازند.

چند سال هستش که درباره چیزها خوب می آییم ولی خوب نمی رویم

جناب آقای دکتر شیرزاد
اولا از ماست که بر ماست . اگر آقای خاتمی به هنگام رد صلاحیتهای غیر قانونی انتخابات مجلس هفتم مقاومت میکرد و زیر بار نمیرفت امروز عده ای با معرکه گیری کشور داری نمیکردند.
دیروز سه شنبه دهم مهرماه 86 خبرنگار بی بی سی در برنامه شبانگاهی مصاحبه ای داشت با رئیس دانشگاه فردوسی مشهد در سالهای قبل از انقلاب و سئوال کردند آیا سابقه داشته که رئیس دولتی از هنگام تائسیس دانشگاه تا کنون برای سخنرانی به دانشگاه فردوسی دعوت شده باشند ایشان در پاسخ گفت خیر .

باسلام:
آقای شیرزاد خداخیرت بده. اگر گفتید چرا وقتی سرکاربودید، من نمی توانستم دردانشگاه شما حرف بزنم ولی ازما بهتران رادعوت می کردید، جوابتان را برای حالا هم پیداکرده اید. حقیقت این است که نه اینها که سرقدرتند و نه شما وقتی سرقدرت بودید، اعتقاد واقعی به آزادی و مکراسی ندارید و به اصطلاح "بورژوا مأبانه با قضیه برخورد می کنید. مردم ممکن است بی اطلاع یا بی سواد یا گرفتار و یا بی تفاوت باشند، اما افکارعمومی هرگز خرفت و کودن نمیشود. من می ترسم اگر آقای خامنه ای اراده کند، همین آقای احمدی نژاد دوباره رئیس جمهور شود . اینبار اما نه با تقلب که با آراء واقعی ملت.

سلام، کاملا به جا گفتین. هر چند که این کار عملی نیست و بوش از ترس جانش به ایران نمی آید ولی تابو شکسته شد. این خود یک امتیاز هست. ولی حالا که احمدی نژاد می گوید در ایران آزادی مطلق است، حالا باید مجبورش کنیم یک جلسه پرسش و پاسخ زنده برای دانشجوها داشته باشد و بدون سانسور در تلویزیون نمایش داده شود. و ببینیم این آزادی مطلق است یا نسبی!

تنها دلیل دعوت بوش به نظر من آنست که سقراط زمانه که استاد دیالکتیک و حاضر جوابی است در کمال ناباوری در مقابل سخنان یک فرد ناشناخته در دانشگاه کلمبیا کم آورد و گفت که من جواب سخنان دروغین تو را نمی دهم! واینکه بالاخره در بین 6 میلیارد انسان نادان بالاخره یک نفر پیدا شد که جواب سوالات خود را نگرفت برای مریدان نابغه زمان گران تمام شد. و اکنون در صدد اعاده حبثیت بر آمده اند . ولی من ایمان دارم که بوش مسلما خواهد ترسید و خود را در تله این اعجوبه هایی که در صدد تلافی هستند نخواهد انداخت و بالاخره بهانه ایی برای نیامدن پیدا می کند و باز سقراط زمان در یک مجادله دیگر با منطق خود به پیروزی خواهد رسید

سلام استاد...نماز روزه هاتون قبول باشه. ما را هم دعا کنید شبهای قدر. نکته جالب که در این نوشته برام بود حرف عادت و تسلیم بود. بله ما واقعا به نقض حقوقمان عادت کرده ایم اگه روزی رعایت شود تعجب میکنیم. اما این دعوت از رییس جمهور امریکاو اساتید فقط یک ژست است وبس. رییس جمهورشان که قطعا میدانند نمی آید. اساتید هم اگر برفرض بخواهند بیایند به یک بهانه ای سر میدوانندشان.و در آخر اینکه بدترین عیب رییس جمهور ما این است که میخواهد همیشه در سطح بین الملی و رسانه مطرح باشد و جنجال به پا کند....

آقای دکتر این گونه که میفرمایید نمک فرمایشات حضرت ابوی اگر بیش از شما نباشد کمتر نیست! حظ بردیم از حکایتشان. خدا حفظشان فرماید.

شيرزاد:
از پدر خيلي چيزهاي خوب گرفته ام، اميدوارم يكي اش هم نمك باشد.