نگرانيهاي روحانيت
در بين برخي از عوام تصور سادهاي وجود دارد مبني بر اينكه هرچه در سطح دولت و حكومت ايران ميگذرد بر خواستها و منافع روحانيون به طور اعم منطبق است. گمان ميشود كه در پشت همه تصميمها شبكه گسترده روحانيت قرار گرفته است و آنها هستند كه تصميم ميگيرند چه كسي در چه مسندي قرار گيرد، چه قانوني تصويب شود، چه سياستي در پيش گرفته شود و چه كسي به چه نحوي مجازات شود.
انتخابات اخير هياترئيسه مجلس خبرگان و انتخاب آقاي هاشميرفسنجاني به عنوان رئيس اين مجلس آن هم در پي يك رقابت جدي با كانديداي ديگر، خدشهاي جدي بر آن تصور عاميانه وارد ميكند. رخداد دور از انتظاري كه در اين انتخاب در معرض نظرها قرار گرفت نشان داد آن طور نيست كه مجموعه روحانيون سنتي كشور و فعالان عرصه درس و بحث حوزوي و بزرگان محراب و منبر يكدل و يكزبان اختيار خود را به دست جناحخاصي از حاكميت داده باشند.
روحانيون نيز بخشي از اقشار ملت هستند كه مستقيم يا غيرمستقيم از تنگناها و مشكلات جامعه تاثير ميپذيرند. با وجود علايق مشترك و حساسيت عموم آنها نسبت به مسائل مذهبي، طيف گستردهاي از نظرات و تحليلها نسبت به مسائل كشور در ميان آنها يافت ميشود. صرفنظر از بخش قابل توجه روحانيون آگاه و اهل مطالعه كه به طيف اصلاحطلبان گرايش دارند و از ديدگاههاي متحجر و قالبي نسبت به مسائل ديني پرهيز ميكنند، بخش عمده روحانيون نيز ترجيح ميدهند در حاشيه حكومت قرار گيرند و نه در متن آن.
آنها بيشتر به حفظ حوزههاي علميه و مساجد و فضاي امني كه در آن امكان اشاعه معارف و ارزشهاي ديني به اندازه كافي وجود داشته باشد علاقهمندند. در ذهنيت بسياري از آنها حكومت مطلوب آن است كه ضمن ايجاد رضايت و آسايش مردم، حامي حوزههاي علميه و اصحاب دين باشد و از انجام اموري كه تباين و تعارض با ارزشهاي ديني دارد، بپرهيزد. برعكس تصور برخي از مردم، بسياري از روحانيون معمول، يعني آنها كه كار اصليشان روحاني بودن است و به طور تمامعيار آغشته به مناصب و مسووليتهاي دولتي نشدهاند، داعيه آن را ندارند كه تمام امور به دست آنها باشد و آنها تعيينكننده خرد و كلان تصميمگيريهاي مهم كشور باشند. بسياري از آنها نسبت به برنامههاي اجرايي متفاوتي كه ممكن است در بين گرايشهاي سياسي مختلف و دستههاي موجود در كشور محل مناقشه باشد بيطرفند و جهتگيري خاصي ندارند. اغلب آنها اگر در معرض قضاوت نسبت به دو طرز فكر و برنامه عمل متفاوت حكومتي قرار گيرند كه هيچكدام با شرع تناقض ندارد، خواهند گفت آن را اجرا كنيد كه مردم از آن راضيترند.
بنابراين در يك كلام ميتوان گفت براي عمده روحانيوني كه با منافع خاص جناحهاي قدرت درگير و آميخته نشدهاند، حفظ مصالح عمومي جامعه بيشتر اصل است تا حفظ يك گروه يا جناح خاص سياسي. اين نكتهاي اساسي است كه گهگاه در چنبره روابط پيچيده رجال و شخصيتهاي سياسي و مذهبي و در لابهلاي تعارفات و روابط احترامآميز آنها با يكديگر مغفول واقع ميشود. در واقع، به غير از نخبگان و سياستمداراني كه بنا به پيشينه زندگي خود لباس روحانيت بر تن دارند، بخشي از فعالان سياسي كشور به لحاظ پايگاه فرهنگي - اجتماعي و شيوه خاص تعامل خود با جامعه ممكن است ارتباطات گسترده و مستمري با مراجع تقليد، مدرسان حوزهها و روحانيون شهرها برقرار كرده باشند، اما نكته اينجاست كه اين ارتباط به معناي عقد اخوت دائمي روحانيت با منافع، مصالح، ديدگاهها و عملكردهاي آنها نيست و آنها نميتوانند تضمين هميشگي در مورد حمايت مجامع روحاني از خويش داشته باشند.
درگذشته يك جناح سياسي متاسفانه توانسته بود در مواردي بااستفاده از حساسيت برخي روحانيون نسبت به مسائل فرهنگي و مذهبي، بخشي از آنها را نسبت به اصلاحطلبان بدبين و نگران سازد. شايد برخي اشتباهات موردي اصلاحطلبان نيز به اين بدبيني كمك كرده باشد، اما امروز خوشبختانه آنچه بيش از پيش روشن است آن است كه روي كار آمدن جناح سياسي مخالف اصلاحات سر سوزني نتوانست از نگرانيهاي روحانيون و مذهبيها نسبت به فضاي عمومي فرهنگي كشور بكاهد و اوضاع را اگر بدتر نكرده باشد لااقل بهتر هم نكرده است.
از سوي ديگر روحانيون نگران رضايت عمومي مردم از اوضاع و احوال كشور هستند و بيم آن را دادند كه اگر تمام آبروي حوزهها و روحانيت شيعه را به عملكرد برخي از مسوولان كشور و سلايق و روشهاي خاص آنها گره بزنند اساس اعتماد مردم از ميان برود و نهايتا دود ندانمكاريهاي گروهي اندك در چشم همه برود.
مجلس خبرگان كم و بيش شاخص و نمايانگر حوزههاي علميه و روحانيت شيعه ايران است و رفتار آن عليالقاعده نشاندهنده همان نگرانيهاست. تجربه اخير نشان ميدهد عليرغم آنكه راه براي ورود روحانيون اصلاحطلب به اين مجلس در عمل بسته شد و بسياري از روحانيون مستقل نيز حاضر نشدند آبروي خويش را به آزمون شوراي نگهبان گره بزنند و عملا از حضور در انتخابات خبرگان منصرف شدند، اما باز هم نگراني عمده موجود در روحانيت كشور كه بازتاب نگرانيهاي كلي مردم است در همين تركيب خبرگان هم تا حدي خود را نشان ميدهد.
نظرات بازدیدکنندگان
جناب شيرزاد اگر امكان دارد لطفا در مورد عملكرد حكومت و فاصله معقولي توضيحي بفرماييد تا ما روشن شويم.
با عرض ارادت
Posted by: Anonymous | September 20, 2007 07:45 AM
سلام استاد
تصور عوام که در ابتدای کار فرمودید متعلق به عوام تنها نیست و شاید بسیاری از خواص هم به این نتیجه رسیده اند که روحانیت ناتوان در اداره امور مملکت است و حاکم به سرف اینکه فقط آشنا به فقه است نمیتواند مملکت را اداره کند. اما اگر تعدادی از آقایان روحانیون مخالف عملکرد سرکردگان حکومتی میباشند نباید دلیل کرد که آنچه امروز مملکت را فلج کرده از روحانیت نمی آید. بلکه برعکس باید قبول کرد که حکمرانان روحانی سوار بر باورهای مذهبی مردم شدند و با خرافات نیروهای چماقبدست را شارژ میکنند و سرکوب هر صدا را فتوا میدهند. روحانیون دیگر هم با سکوتشان تماشاگر آن هستند. در این رابطه بهتر است که به جزییات وارد نشویم که احتیاجی به بازگویی آن نداریم و هر کس به کرات تجربه کرده است و یا در آن رابطه خوانده است. واقعا شما انتخاب آقای هاشمی را خدشه یی به این تصور فرض مینمایید؟ این نهایت ساده انگاری است!!! عوام و خواص هیچ وقت فراوش نخواهند کرد سالهای 60 و اند را که چه شخصی سناریوی آنروز ها را مینوشت. امید است که شما هم بیاد بیاورید آنروزها را و زود به وجد نیاییم
شیرزاد:
خصلت هایی مثل سلطه گری، انحصار طلبی، اقتدارگرایی و ... ربطی به روحانی و غیر روحانی بودن ندارد. اما ممکن است لباس دین بر تن کند یا لباس بی دینی. خوشبختانه مثال های بارزی از هر دو نوع دیکتاتوری در تاریخ جهان موجود است.
.
Posted by: مازیار | September 17, 2007 12:18 AM
فرمودهايد «اغلب آنها اگر در معرض قضاوت نسبت به دو طرز فكر و برنامه عمل متفاوت حكومتي قرار گيرند كه هيچكدام با شرع تناقض ندارد، خواهند گفت آن را اجرا كنيد كه مردم از آن راضيترند».
اين جمله سالبه به انتفای موضوع است. هيچوقت يک روحانی «واقعی» نسبت به دو موضوع بیطرف نيست و حتماً يکی را ترجيح میدهد، و برای آنچه که ترجيح میدهد توجيه شرعی هم دارد، و در نتيجه رضايت مردم برايش در اين موضوع بیمعنا خواهد شد.
در پيشينهی سياسی شما، آن گروه روحانیانِ بیطرف هميشه سرزنش شدهاند که بیتوجه به سياست، حجتيهای، از قاعدین زمان، روحانینما و (در زمان شاه) درباری هستند، و خلاصه اين که روحانیِ واقعی نيستند.
روحانی واقعی ادعا میکند که «اسلام برای همه چيز برنامه دارد» و اصلاً به اين جايگاه نازل اکتفا نمیکند که بنشيند و فقط نگران تناقض کارها با شرع باشد؛ جايگاهی که در قانون اساسی مشروطه هم پيشبينی شده بود.
به علاوه، همهچيز میتواند به نوعی با شرعِ يکی از آقايان متناقض باشد. شيخ فضلالله نوری، میگفت آزادی مطبوعات که هر چه خواستند بگويند متناقض با شرع است. مساوات که من مجتهد مسلمان با یپرم خان ارمنی يا فلان ضعيفه يک حق و حقوق داشته باشيم، متناقض با شرع است. تحصيل دختران، بانکداری، راديو و تلويزيون و هر پديدهی ديگری در دورهی ابتدايی خود متناقض با شرع بوده، لااقل با شرعِ اکثريت و قدرتمندترين روحانيان.
بنابراين از رفتار مجلس خبرگان نمیتوان اين گونه نتیجه گرفت. تاريخ کليسا نشان داده که روحانيان به ميلِ خود نسبت به برنامههای حکومتی بیطرف نمیشوند. زمانه بايد آنها را سر جای خود بنشاند. به خصوص بعد از آن که طعم قدرت زير زبانشان مزه کرده باشد و احساس کنند کاری را که قبلاً با رنج بسيار و نتيجهی اندک میخواستهاند با زبانِ خوش بر سر منبر انجام دهند، يعنی بردن عوامالناس به بهشت، حالا به راحتی میتوانند با زور و اجبار حکومتی پيش ببرند.
تعجب میکنم که مشکل اصلی و اساسی ما را که حکومتی است با حقِ ويژهی روحانيون و فقها چنين ناديده میگيريد. اين مشکل اساسی است زيرا اين روحانيون تعيين صلاح مردم را (حتی به رغم تشخيص خود آنها) وظيفهی خود میدانند، تقدسنمايی مريدپروری میکنند چنان که هر يک از آنان جزو مقدسات اسلاماند که دهها هزار کفنپوش قمی پشت سر خود دارند که همه منتظر «حکم جهاد» هستند، هر جا بتوانند از ابزارهای قدرتشان، از حکم تکفير و ارتداد و تحريم استفاده میکنند و همين رفتارهاست که بزرگترين مانعها را بر سر راه هر گونه اصلاحات قرار میدهد.
شیرزاد:
به نظر من می رسد که شما در تحلیلتان تنها به یک طیف از روحانیون که از شرع لباس قدرت می بافند نظر داشته اید. واقعیت فقط این نیست. گروه بزرگی از روحانیون به راستی در حال و هوای متفاوتی از مناسبات قدرت به سر می برند. همین اشتباه اساسی است که باعث می شود بی دلیل برخی روشنفکران با تمام اهل دین در افتند.
Posted by: امین | September 15, 2007 09:33 PM
بسیاری از روحانیون بگونه ای سخن می گویند که گوئی حکومت فعلی مراد و مقصود آنها نبوده و بایستی دوباره برگردیم و با آزمودن آزموده ها به حکومت مورد نظر آنها برسیم ولی من تردیدی ندارم که این کار را هم اگر کنیم اوضاع خراب تر می شود.جناب آقای شیرزاد با تمام احترامی که برایتان قائلم و میدانم نوشته شما از سردلسوزی برای آینده اسلام در ایران نوشته شده ولی متاسفانه تردیدی ندارم که آیندگان روزگار ما را اینگونه ترسیم خواهند نمود: در زمان حکومت روحانیان بر کشور ایران
ایران در اعتیاد-اعدام-مرگ و میر در تصادفات-... به مقام اول جهانی دست یافت ...
-ایران در بیکاری-نا امیدی - فقر - فاصله طبقاتی - طلاق -... به بدترین شرایط طی چند صد سال اخیر خود رسید.
-ایران رکورد اختلاف نظر بین ملت و حکومت را شکست بگونه ای که از شوروی سابق هم پیشی گرفت.
آری جناب شیرزاد اگر شما تئوری های حکومتی را در یک میدان شهر (مثل میدان ولی عصر) بخوانید و رفتار مردم را نیز ببینید عملیات " استحاله ملی " را خواهید دید که قبلا در اسپانیا تجربه شده است و حتی در محافل رسمی نیز که جنبه دینی دارداز " توحید" که اساس دین است خبری نیست و دین تنها در مشتی خرافات خلاصه شده است . اکنون این شرایط را مقایسه کنید با ترکیه که از دل یک حکومت لائیک افراطی یک حکومت مذهبی در حال تولد است .
شيرزاد:
درست به همان دلايلي كه در اول نوشته تان آورده ايد روحانيون ايران تمايل ندارند كارنامه اي منفي به نام حكومت روحانيان در ايران ثبت شود. اغلب آنها هم به اندازه من و شما با هوش هستند و سعي مي كنند با عملكرد حكومت فاصله معقولي داشته باشند.
Posted by: پیروز | September 15, 2007 01:17 AM
برای حمایت از هادی قابل به این وبلاگ سربزنید و به دوستان نیز معرفی نمایید.
Posted by: رامین ناصح | September 14, 2007 04:09 AM
ضمن عرض سلام.اميدوارم هميشه موفق باشيد.ضمن قبولي طاعات و عبادات شما دعوت ميكنم به وبلاگ گروهي ما تشريف اورده و در صورت صلاح خوشحال ميشيم بتونيم همكاري در هر زمينه يي داشته باشيم.موفق باشيد و پاينده.ياحق http://ecom.parsiblog.ir
Posted by: ali | September 14, 2007 03:02 AM