« تهديد فرانسه، بازگشت روحاني و... | صفحه اول | آخرين نشانه دمكراسي! »

تريبون پرهزينه

شايد هنوز قضاوت قطعي درباره آثار و پيامدهاي سفر آقاي احمدي نژاد به نيويورک کار دشواري باشد. براي اين کار بايستي انعکاس رخدادهاي اين سفر را در سه عرصه دقيقاً بررسي کرد؛ يکي داخل کشور، ديگري جامعه غرب به ويژه در خود امريکا و سومي در سطح جهان اسلام. در ميان برنامه هاي سفر، ظاهراً پرحاشيه ترين بخش به سخنراني وي در دانشگاه کلمبيا و نطق رئيس اين دانشگاه در محکوميت او و حکومت ايران مربوط مي شودشايد اگر سخنراني آقاي لي بولينگر رئيس دانشگاه کلمبيا در آن چارچوب هتاکانه و تحقيرآميز نسبت به ايران و رئيس جمهور آن صورت نگرفته بود، نطق آقاي احمدي نژاد در آن دانشگاه و حتي سوال و جواب هاي بعدي آن رويدادي معمولي در امتداد سفرهاي قبلي ايشان به مقر سازمان ملل ارزيابي مي شد.

چنانچه نگاهي به فرازهاي نطق ايشان در اجلاس مجمع عمومي سازمان ملل نيز حاکي از تکرار همان نطق هاي قبلي و نامه هاي ايشان به سران يکي دو کشور جهان است. ادبيات خاص حاکم بر اين نطق ها شامل نقد نظام ظالمانه حاکم بر جهان، دوگانگي غرب در برخورد با چالش هاي جهاني، تناقضات موجود در تمدن غربي، ستمي که بر مردم فلسطين رواداشته شده و ساير نکاتي که پيرامون تعارضات کشورهاي قدرتمند با جوامع اسلامي و جهان سوم قابل طرح است، کم و بيش در تمام گفتارها و نوشته هاي رئيس جمهور روندي مشابه دارد.

به نظر مي رسد بخشي از ادبيات خاصي که در چارچوب فرهنگ اسلامي و با استناد به آيات قرآن از طرف ايشان ابراز مي شود بيش از آنکه با هدف تاثيرگذاري بر جامعه جهاني و به ويژه مردمان مغرب زمين طراحي شده باشد نگاهش به مخاطبين کشورهاي اسلامي و داخل ايران معطوف است. به اين لحاظ اگر از حواشي خاصي نظير آنچه در دانشگاه کلمبيا رخ داد (و احتمالاً مي توانست در جريان ديدار احمدي نژاد از محل برج هاي ويران شده حادثه 11 سپتامبر نيز رخ دهد) بگذريم، بعيد به نظر مي رسد متن سخنراني هاي رئيس جمهور در اين سفر داراي آنچنان محتواي تکان دهنده و هيجان انگيزي ارزيابي شود که قادر به تغييري در روند رخدادهاي ايران و منطقه باشد.

شايد نخستين حضور احمدي نژاد در نيويورک در سال 1384 به دليل کنجکاوي افکار عمومي جهان در شناسايي ايده هاي وي مي توانست هيجان خبري خاصي به دنبال داشته باشد. اما بدون شک امسال مطالب عنوان شده و نطق هاي آقاي احمدي نژاد حاوي مطلب دگرگون کننده يي در عرصه سياسي موجود نبود. شايد به همين دليل بود که برنامه ريزان سفر آقاي احمدي نژاد از قبل تلاش داشتند تا برنامه هاي سفر اخير ايشان به نحوي متفاوت از برنامه هاي گذشته باشد. به همين لحاظ اصرار خاصي وجود داشت که در کنار نطق رسمي و مصاحبه هاي معمول، بازديد از محل فاجعه 11 سپتامبر و سخنراني در دانشگاه کلمبيا حتماً در برنامه هاي سفر آقاي احمدي نژاد گنجانده شود. ظاهراً ياران و مشاوران رئيس جمهور علاقه و تاکيد خاصي دارند که وي هميشه جزء چهره هاي خبرساز و سوژه آنتن هاي خبري باشد و به همين دليل نمي توانند به برنامه هاي معمول و ديپلماتيک بسنده کنند.

و اما آنچه در دانشگاه کلمبيا رخ داد و خطابه تحقيرآميزي که رئيس آن دانشگاه از موضعي متکبرانه و تحقيرآميز بر ضد ايران و نماينده رسمي آن ايراد کرد بسيار تاسف برانگيز بود. نمي توان به عنوان يک ايراني شاهد اين رخداد بود و از اينگونه برخورد و هتاکي نسبت به يک مقام رسمي ايراني ناخشنود و اندوهگين نشد. هرگز اختلافات داخلي ما را در موضعي قرار نمي دهد که از توهين و تحقير نماينده رسمي کشورمان در يک مجمع رسمي جهاني و گردهمايي هاي پيرامون آن شادمان شويم. بدون ترديد رفتاري که ميزبان احمدي نژاد کرد دون شأن يک شخصيت دانشگاهي بود و نمي توان آن را نشانه شجاعت و صراحت در انتقاد دانست. امريکايي ها تلاش زيادي کردند تا دعوت از احمدي نژاد براي سخنراني در يک دانشگاه معتبر کشورشان را نشان دهنده الگويي از وجود آزادي بيان در آن سرزمين نشان دهند. اما رفتار غيرمودبانه و غيرمدني رئيس آن دانشگاه به شدت تاثيري معکوس بر جاي گذاشت که احتمالاً در ذهن مخاطبان امريکايي به نفع گردانندگان آن برنامه تمام نشده است.

اما اين امر يک سوي ماجرا است و ما نمي توانيم طبق معمول به محکوم کردن ديگران و ذکر کارهاي بد آنان بسنده کنيم. در سوي ديگر ماجرا برنامه ريزان سفر رئيس جمهور قرار دارند که بايد در مقابل تحقير دور از انتظاري که در حق ملت ايران روا داشته شد پاسخگو باشند. روشن بود که در چنان صحنه يي حلواي نذري خيرات نمي کنند. چندان دور از انتظار نبود که در قلب جامعه يهودي امريکا و جايي که طرفداران اسرائيل نفوذ کتمان ناپذير دارند، از طرح کننده ايده ترديد نسبت به هولوکاست چندان استقبال دوستانه يي نمي شود. شايد آقاي احمدي نژاد به عنوان يک فعال سياسي و دارنده طرز فکر خاص فرهنگي اين حق را داشته باشد که در هر محفل و جلسه يي متهورانه حضور يابد و انديشه هاي خويش را بدون دغدغه از واکنش هاي حاشيه يي بيان دارد، اما کسوت نمايندگي مردم ايران مسووليتي خطير بر عهده صاحب آن فرومي افکند و دست و بال او را براي حضور در هر محل و مجمعي باز نمي گذارد. آبروي ملت ايران بيش از اينها ارزش دارد و هيچ کدام از ما نمي توانيم بي محابا از مخاطراتي که در پيش است صرفاً بر مبناي گرايشات سليقه يي آن را به خطر اندازيم.

فراموش نکنيم در ماجراي کنفرانس برلين که با آن آب و تاب در ايران منعکس شد، شرکت کنندگان ايراني به خاطر حرف ها و اظهاراتشان محاکمه نشدند. اتهام آنها اين بود که چرا در آن جلسه که به نظام توهين شده است شرکت کرده اند. اتفاقاً بخش عمده گفته هاي شرکت کنندگان نيز در دفاع از ايران بود که هيچ گاه از رسانه هاي داخلي پخش نشد. برعکس، آنچه آن زمان بزرگنمايي شد برخي صحنه هاي زننده و رفتارهاي هتاکانه ديگر شرکت کنندگان در آن کنفرانس بود.

هتاکي و توهيني که در جلسه دانشگاه کلمبيا نسبت به ايران و نظام سياسي آن صورت گرفت و حتي لحظه يي از آن از رسانه ها پخش نشد، به مراتب جدي تر و بي پرده تر از رويداد برلين بود و تمام اين سخنان در حضور رئيس جمهور ايران صورت گرفت. اگر نمي خواهيم بگوييم که سعه صدرمان نسبت به گذشته بسيار بالاتر رفته است، بايد اعتراف کرد که در اين برنامه خطاي اساسي صورت گرفته است. به نظر مي رسد برنامه ريزان کار بر روي توان کلامي رئيس جمهور براي پاسخگويي متقابل و به دست گرفتن فضاي جلسه حسابي غيرواقع بينانه باز کرده اند يا تصور کرده اند استدلال هايي که از اين سو ارائه مي شود طرف مقابل را درجا ميخکوب مي کند. چنين نيست؛ اصولاً در اين قبيل فضاها نمي توان با تکه پراني و سنگ قلاب کردن مخاطب فضا را به نفع خويش تغيير داد و خوشبختانه چنين کاري نيز انجام نشد. از سوي ديگر در مقام يک ديپلمات برجسته که سر سوزني نمي تواند از مواضع رسمي نظام فاصله گيرد نيز نمي توان در بسياري از موارد سخني شفاف و بي پيرايه گفت. در چنين شرايطي که حصارهاي رفتار ديپلماتيک نيز مانع سخن گفتن رقيب و پرسش گران و گردانندگان جلسه نيست معمولاً شرايط دشوار مي شود و ممکن است نتوان در مقابل تحقير صريح و رفتار توهين آميز حاضران کاري کرد.

اي کاش آقاي احمدي نژاد پس از آن سخنان عتاب آميز رئيس دانشگاه کلمبيا به حضور معمولي خود در آن جلسه ادامه نمي داد. ارزش آن تريبون براي بيان مطالبي که مشابه آنها قبلاً بارها گفته شده آن چنان نبود که رفتار تحقيرآميز امريکايي ها بي پاسخ بماند.

آقاي رئيس جمهور مي توانست پس از سخنراني رئيس دانشگاه با ادب و آرامش پشت جايگاه قرار گيرد و در سخنان کوتاهي از اينکه گوينده قبل از او فضاي ديالوگ و گفتمان متقابل را به بيان جملات توهين آميز تقليل داده ابراز تاسف کند و با پوزش از شنوندگاني که براي شنيدن نظرات وي آمده بودند، جلسه را ترک کند. چنان رفتاري مي توانست امريکايي ها را بيش از آنچه اکنون صورت گرفت، خجالت زده کند و از اين سو احساس غرور را در جامعه ايراني برانگيزد.

گذشته را نمي شود بازگرداند، اما اميدواريم براي آينده اين درس فراگرفته شود که هر تريبوني به هر قيمتي ارزش استفاده ندارد.

دنبالك اين مطلب:
http://shirzad.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/253

نظرات بازدیدکنندگان

آقای دکتر شیرزاد عزیز، به نظر من آقای احمدی نژاد مرد زیرکی است ولی بسیار ضعیف. منظورم ضعیف در برخودر کردن و جرات مقابله رو در رو هست. من خبر دارم که در برابر خبرنگاران داخلی زمانی که جوابی برای گفتن نداره، بسیار بی ملاحظه جواب می ده، هر چند شاید برای یک رئیس جمهور افت داشته باشه. یعنی اگر بتونه حتی به شخص یا اشخاصی توهین هم می کنه. حالا توی این سفر، شخصیتی که ایشون به خودش گرفته بود کاملا متفاوت با حقیقت درون خودش بود. حتما این اصطلاح رو که می گن فلانی خودشو موش کرده، شنیده اید. ایشون تصمیم داشت با یک شخصیت جدید، ظاهری همیشه خنده رو و دوستار مردم یهود وارد صحنه بشه و در عین حال هولوکاست رو محکوم کنه، شاید که به خیال خودش مردم امریکا هم مثل مردم ما عقلشون و می دن دست حرفهای یک آدم خنده رو که با ظاهری مظلوم پزچم حق و عدالت به دست گرفته. ایشون وقتی بین مردم ایران حرف میزنه، اسرائیل رو محکوم به نابودی می کنه. ولی حالا میگه که اسرائیل خوبه ، یهودی خوبه ، ولی برن یک جای دیگه تو دنیا !!!! آخه یکی نیست بگه این حرفاتو از تو دوکون کدوم عطاری پیدا کردی !!! مردم آمریکا از آدمهایی که قیافه مظلوم میگیرن تا حرفشون به نتیجه برسه بدشون میاد بر خلاف بسیاری از مردم کم سواد ایران. برای همین به نظر من رئیس دانشگاه کلمبیا کار خوبی کرد این حرف رو زد، جون دیگه احمدی نژاد می فهمه که حتی اگر کلاهشو باد ببره سمت امریکا ، نباید پاشه بره تا اونجا و حرف های بی نمک واسه مردم تحصیل کرده بزنه. من مطمئن هستم که ایشون به خاطر تخریب شخصیتی که از طرف رئیس دانشگاه کلمبیا شده، برای اینکه یک روزی دلشو خنک کنه و همین بلا رو سر بوش در بیاره اون رو به ایران دعوت کرده !!! شایدم می خواد اول دستگیرش کنه و بعد آزادش کنه و بعد توی روزنامه کیهان بنویسه که ایران اینقدر دموکراسی داره و رئیس جمهور مهربونی داره که حتی بزرگترین دشمنشو آزاد می کنه !!! وای خدا که چفدر رئیس جمهور باحالی داریم.

سلام آقاي شيرزاد!
چگونه است كه وقتي از اسم و رسم بنده مي پرسيد شجاعتتان را به رخ مي كشيد و وقتي پاي پاسخ دادن به ذهن مخاطبان و يا صرف نظر از گفته هاي پيشين در ميان مي آيد،از آنهمه شجاعت! كه در متهم كردن رئيس جمهور آن هم با ذكر نام خود به خرج داديد خبري نيست.
خواهش مي كنم شجاع باشيد!
نداشتن اسم و رسم، نافي پاسخ دادن نيست. كاملاً روشن نظرتان را راجع به اظهارات بنده با ذكر دليل بفرماييد!!
باز هم از اينكه با بي پاسخ گذاشتن كامنت هاي بنده بر اثر گذاري آنها مي افزاييد ممنون!!

سلام آقاي شيرزاد!
اين جدل ها بر سر اسم و رسم دانشجويي پرسشگر كه نه شما او را مي شناسيد و نه احتمالاً خوانندگان اين مطالب نه پاسخي در خور ارائه در ذهن خوانندگان خواهد بود و نه سرنخي براي شما. من براي گفتن اسم خويش بايد دليل داشته باشم نه نگفتن آن! چراكه شخصيتي كاملاً حقيقي هستم.آنچه مهم است سخن بنده مي باشد كه حقانيت آن از بي پاسخ ماندنش كاملاً آشكار است. آقاي دكتر من هنوز همان دانشجوي پرسشگرم كه منتظر صرف نظر شما از اظهار نظر پيشين و يا پاسخ دادن به آن است. سخنان من كاملاً روشن بود. شما هم كاملاً روشن بگوييد آن ها را قبول داريد يا خير! اگر قبول داريد از نظر گذشته خويش بگذريد و الا پاسخ دهيد.كاملاً روشن!!

سلام آقاي شيرزاد!
به جاي اين همه جدل بر اسم و رسم بنده بهتر بود به ايراداتي كه وارد كرده ام پاسخي مي داديد. من هر كس كه باشم و از هر دانشگاهي، نه مشاور رئيس جمهور محبوب هستم و نه برنامه ريز ايشان. اسم دانشگاه امام صادق عليه السلام را هم نمي دانم چه كسي به بنده نسبت داده و اين مطلب كجايش به اين دانشگاه ربط داشت؟! كه اگر اين نسبت حقيقت داشته باشد افتخاري است بس بزرگ و اگر همچين نسبتي نباشد هنوز جايگاه "دانشجويي" محفوظ مي باشد. من باز هم مي گويم دانشجويي هستم كه نسبت به نظرات شما خيلي محترمانه اعتراض كرد و هنوز هم از شما مي خواهم كه يا از نظر قبلي خويش گذشته و يا به نظرات بنده پاسخ دهيد و الا خوانندگان اين مطالب به خوبي ناظر بر ماوقع خواهند بود و قضاوتي بر خلاف ميل شما خواهند كرد. راستي شما سر كلاس هم با دانشجويان سؤال كننده اينگونه رفتار مي كنيد؟

شیرزاد:
شما اظهاراتی فرموده اید که گویاست. حرفهای من هم روشن است و خوانندگان قضاوت می کنند. اما این نافی آن نیست که نویسنده یک متن رسمی شهامت معرفی حویش را داشته باشد.

نه فیلم را ندیدم ولی نیاز به دیدن نیست چون همه می دانند چه اتفاقی افتاده حتما لازم نیست که عین کلمات را همه بشنوند تا بفهمند چه شده. و هر اتفاقی هم که افتاده باشه شما واقعا نمی دونید بازتابی که تو جهان داشته چی بوده؟ آیا قضیه علیه مردم ایران تموم شده یا له اونها؟
واقعا خبر ندارید؟!....
در ضمن من گفتم بغض از این جهت گفتم که ذره ای شک ندارم که اگر آقای دکتر احمدی نژاد دقیقا همان کاری را که شما گفتید می کرد الان جای این مقاله یک مقاله تندتر علیه این کار این جا گذاشته بودید. اصلا شک ندارم که حتما این کار را می کردید. اسم این را هم میذارن بغض.....

شیرزاد:
مشکل شما همین قضلوتهای قبلی است. همه چیز از قبل برایتان روشن است. باز هم توصیه می کنم فیلم کاملش را ببینید.

سلام آقاي شيرزاد!
مطلبي كه نوشته بودم بحمدالله توانست اظهارنظر شما را اساساً به چالش بكشد و براي من همين بس كه آقاي شيرزاد به جاي پاسخ به اين همه استدلال منطقي و غير قابل انكار و البته واضح، تنها نويسنده را صرفاً در راستاي سياست فرافكني، به حمايت از ياران و مشاوران رئيس جمهور متهم! مي كند. واي كه چه جرم عظيمي!!
يادم باشد در اين شب هاي مبارك طلب آمرزش از اين گناه عظيم را در كنار دعا براي هدايت شما فراموش نكنم.
ولي من صرفاً يك دانشجو هستم كه واقع بيني را به دروغ پردازي و تشويش اذهان ترجيح مي دهم. همين يك ذره كه نوشتيد به خوبي نشان داد كه چه موضعي در قبال گفته هايم داريد.
ممنون!!

شيرزاد:
من احمد شيرزاد با شهامت، خطاي رييس جمهور و مشاورانش در برخورد با اهانتهاي صورت گرفته با خودشان و ملت ايران به چالش كشيدم. توقع زيادي است كه از شما بخواهم به عنوان يك دانشجو شهامت داشته باشيد و با نام از رييس جمهور و مشاوراني كه تا اين حد مورد علاقه شما هستند دفاع كنيد. آدرس وبلاگ ادعايي شما چيست؟ نسبت شما با دانشگاه امام صادق چيست؟ اگر اشتباه مي كنم تصحيح كنيد. لطفا شجاع باشيد.

واقعا نمی دونم چی باید بگم.....
دیگه انقدر بی انصافی و بغض و عناد.....
آدم وقتی تحلیلاش از روی بغض باشه چیزایی میگه که اگه خودش دوباره مرورشون کنه می فهمه که بی منطقی توش موج می زنه، یعنی شما واقعا نمی دونین اگر «آقای دکتر احمدی نژاد» جلسه رو ترک می کردن نتیجه چی می شد؟!.....
البته من بعد از این اتفاق می دونستم که تقریبا همه از این کار دکتر حمایت می کنن اما شما طبق معمول بدون معطلی وظیفه خودتون-یعنی نقد منصفانه(!) دولت- رو بخوبی انجام میدین.

شيرزاد:
شايد مشكل از بغض من نباشه، از عشق بي چون و چراي شما باشه. خدا وكيلي فيلم كامل آن برنامه ( نه آنچه تلويزيون ما نشان داد) را ديديد يا نه؟

بنظر بنده گفته های رئیس دانشگاه کلمبیا در مورد آقای احمدی نژاد کوتاهترین و کاملترین توصیفی بود که می شود از جناب آقای محمود احمدی نژاد ارائه نمود " دیکتاتور کوتوله سنگدل بیسواد" باید برای کسانی متاسف بود که برای شخصی با این خصایص رای جمع میکنند.

سلام آقای شیرزاد
تلفظ درست اسم رییس دانش‌گاه کلمبیا «بالینجر» است.

سلام.مطلبتون را خواندم .اصل مطلب درست به نظرم مي رسه.اما ...
يه جاهايي تو متن به نظام اشاره كرده بوديد.باز اين سوال تو ذهنم تكرار شد .خواستم از شما بپرسم.اگه وقت داريد لطفا برام توضيح بديد:شما كه از نسل انقلابيد(مي دونم اون موقع سن زيادي نداشتد اما حالا خيلي پخته به نظر مي رسيد)بگيد واقعا مردم ما براي چي انقلاب كردند؟استقلال ازادي جمهوري اسلامي اين بود؟نمي خوام حكم بدم و محكوم كنم نه واقعا دارم مي پرسم.اين ارزش اون همه خون را داشت؟ارزش اين همه جانباز را؟ارزش اين همه داغ را ؟نظام قبلي با ايني كه الان هست اينقدر تفاوت داره كه به همه اينها بيرزه؟از ظاهر بگذريم .منصفانه هم در باره شاه و شاهان قبلي قضاوت كنيم.هر چه فكر مي كنم مي بينم انگاري فقط نامها عوض شده.لقبها.عنوانها.فقط يه لباسي عوض كردند.حالا همه لباس اسلام پوشيدند .نه اسلام واقعي .بلكه همان پوستين وارونه اي كه علي(ع) مي گفت.چه چيز اون حكومت باعث شد مردم حاضر بشن اين بها را براي انقلاب بپردازند؟

شيرزاد:
براي انقلاب و چرايي آن تحليل هاي مختلفي ذكر مي كنند، تحليل هايي كه ريشه هاي اقتصادي، سياسي و اجتماعي را واكاوي ميكنند. اما به نظر من صرف نظر از اينكه شعارهاي انقلاب چه بود و بعدا در حيطه عمل چه پيش آمد، مهمترين عامل بروز انقلاب، تصلب و انعطاف ناپذيري آن رژيم در برابر تغييرات، عدم تمكين به خواستهاي واقعي مردم، رفتارهاي ضد اخلاقي و مقاومت آن رژيم در برابر اصلاحات قانوني بود. خلاصه اين كه تصور نكنيد يك رژيم رو به راه و بي ايرادي بر قرار بود، همه هم به خير و خوشي زندگي مي كردند و بعد يك دفعه هوس كردند آن را به هم بريزند تا به يك قبله آمال ديگري برسند.

با سلام و درود
در رابطه با سخنرانی دوجانبه بولینجر و احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا نظرهای متفاوتی وجود دارد و هرکس به زعم خود سعی در تفسیر این واقعه میکند که آن تفسیر شاید نشئت گرفته شده از گرایش سیاسی آن شخص. اما از اینکه نظام در کل مورد قبول شما است شکی نیست ولی خوشبختانه روحیه واقع بینانه شماگاهی اجازه قبول هر پیش آمد را نمی دهد. ولی از این حیرانم که چطور شما با این خاصیت شما اولا شخص احمدی نژاد را نماینده این ملت میدانید. و دوما به فرض اینکه ایشان نماینده این ملک و ملت باشد چطور نباید انتقاد گردد در حالی که در کشور ما توسط این قشر شعار های مرگ برای سیاستمداران کشور های دیگر فریاد زده میشود اما یک آمریکایی نباید از احمدی نژاد انتقاد کند. عجبا استاد با کدام منطق باید این فرمایشات را مطابقت داد؟ ولی باید گفت که آقای بولینجر حرف دل ملیونها ایرانی را زد و شاید هم در نهان حرف دل شما باشد و در بازی سیاسی آنرا طور دیگر نمایش می دهید. شاید هم مثل قناری که به قفس عادت کرده و در بیرون از قفس خواهد مرد به خفه کردن صداهای استادان و شخصیت های آکادمیک عادت کرده اید.

تحلیل های شما همگی نشان دهنده ضعف شناخت از مکتب و اعتقاد به اصول سیاسی و اجتماعی در غرب است.اعتقاد به گفتمان باطل موجب ذلت است. برای رهایی از این سستی و ذلتی که گرفتار آن شده اید بهتر است به مبانی قرآن رجوع کنید و برای رسیدن به قدرت چند روزه آخرت خود را خراب نکنید.

شيرزاد:
خيلي ممنون از اين امر به معروفي كه با رعايت اصل "و جادلهم بالتي هي احسن" به زيباترين كلام فرموديد! فقط نفرموديد آن مباني قرآن را از كي بپرسم.

مطلب جالبی بود اما آب ریخته را نمی شود جمع کرد . می گوید من دانشگاهی و معلم هستم . اگر خودت این را قبول داری چرا رئیس جمهور شدی .

باسمه تعالي
سلام آقاي شيرزاد!
شايد جالبترين موضوع در مورد سخنراني جناب دكتر احمدي نژاد در دانشگاه كلمبيا پس از حواشي درون جلسه، نقطه نظرات مخالفين ايشان در داخل و خارج كشور باشد. متأسفانه روز بعد از اين رويداد تاريخي نتوانستم روزنامه اعتماد(ملي)! را ببينم و يا حداقل تيتر اول آن را بخوانم ولي خيلي اتفاقي روزنامه صداي عدالت را مطالعه كردم و مطلبي را كه آقاي مهاجراني در همين موضوع نوشته بود خواندم و البته مراتب تعجب و حيرتم را نيز از حاضرين نتوانستم پنهان كنم! پس از اين ماجرا بسيار مشتاق بودم تا نظرات شما را كه يد طولايي در القا كردن چهره اي منفي از دولت دكتر احمدي نژاد داشته و داريد بدانم و بدانم آيا در انجام رسالتي كه حزب متبوعتان همواره بر آن تأكيد داشته تقصير خواهيد كرد يا خير. اكنون كه اظهار نظر غير قطعي و دشوار شما را در اين مورد خواندم لازم مي دانم چند نكته را متذكر شوم:
1) مي توان به راحتي حدس زد كه چرا شما اظهار نظر در اين مورد را كار دشواري مي دانيد و منتظر آينده اي هستيد كه بتوان در آن قضاوتي قطعي در مورد اين رويداد كرد. شوك عظيمي كه اين رويداد در ابعاد داخلي و خارجي داشت همان قدر از جنس منطق بود، كه آكنده از احساسات. احساساتي كه مردم بوليوي را هم بي هيچ دعوتي از ايشان به خيابان ها كشاند. طبيعي است در چنين شرايطي كه احساسات ميليون ها انسان تحريك شده نمي توان بلافاصله بر جهت خلاف شنا كرد و بايد منتظر كهنه تر شدن مسأله بود تا به دور از عواطف، به مغلطه و سياه كاري پرداخت. پس ما منتظر اظهار نظر قطعي شما در روزهاي آتي هستيم!
2) شما غير عادي بودن اين برنامه را صرفاً مديون سخنراني ابتدايي رئيس دانشگاه كلمبيا مي دانيد؛ حال آنكه هزاران نفر از اساتيد و دانشجويان پيش از آنكه هتاكي از سوي رئيس دانشگاه صورت گيرد در محل حضور يافته بودند و صدها ميليون نفر نيز بي خبر از بي ادبي يك عروسك خيمه شب بازي در خانه هاي خود اين برنامه را زنده و مستقيم از مهم ترين رسانه هاي دنيا مي ديدند. آيا آن ها مي دانستند چه رخ مي دهد يا آنكه مطلب ديگري براي ايشان جذابيت داشت؟ ضمن آنكه رياست محترم جمهور جناب دكتر احمدي نژاد صرفاً در انتهاي نطق خود و آن هم در جملاتي بسيار كوتاه و زيركانه به اين موضوع اشاره كردند و بخش اصلي سخنان ايشان به موضوعات ديگر اشاره داشت و همين بي اعتنايي ايشان نشان از مهم نبودن اين سخنان بود. سخنراني لي بولينگر صرفاً فضايي را فراهم نمود تا آنچه سران جمهوري اسلامي ايران مدت ها در عرصه هاي بين المللي فرياد مي زدند و سد عظيم سرويس هاي رسانه اي امپرياليسم مانع از شنيدن آن مي شد هم اكنون در جلوي چشم صدها ميليون نفر به عينه رخ دهد و تمام زحمات نظام سلطه را در بر عكس نشان دادن قضيه نقش بر آب كند و آن همان موضوع مظلوميت ايران است. موضوعي كه 28 سال جاي مدعي و متهم را در نگاه جهانيان عوض كرده بود. بي انصافي است كه تسلط و تبحر دكتر احمدي نژاد را در اين جلسه ناديده گرفته و به جاي اشاره به ذكاوت ايشان در كنترل جلسه، از زاويه اي گمراه كننده به موضوع بپردازيد و مطمئن هستم شما نيز در درون خود بر اين موضوع صحه خواهيد گذاشت. همچنان كه مطامع حزبي جان بولتون نيز مانع اعتراف وي به اين حقيقت نشد و همچنين است روزنامه اسرائيلي هاآرتص. شما احساس نمي كنيد كمي در اين مسأله كاسه داغتر از آش شده ايد؟
3) شما در اظهار نظرتان كه شتابزدگي در آن كاملاً نمايان است سخنان دكتر احمدي نژاد را تكراري و داراي محتوايي يكسان معرفي كرده و به نوعي اينگونه القا كرده ايد كه ايشان هيچ حرف تازه اي ندارند. ولي بايد كمي صبر مي كرديد تا نامه تشكر آميز جمعي از حاضرين در جلسه كه از دانشجويان و اساتيد دانشگاه بودند به دست آقاي رئيس جمهور برسد و بعد نسبت به تازگي و يا محتواي تكان دهنده آن نظر بدهيد. نامه اي كه در آن از جناب دكتر احمدي نژاد به دليل تغيير نگاه ملت آمريكا نسبت به مواضع ايران تشكر شده بود. آيا همين تغيير نگاه نمي تواند مسأله اي دگرگون كننده در عرصه سياسي باشد؟ يادمان باشد كه آن ها از دكتر احمدي نژاد تشكر كرده اند نه آقاي لي بولينگر!!
آقاي شيرزاد! دكتر احمدي نژاد اولين كسي نيست كه اين سخنان تكراري را بارها و بارها تكرار مي كنند. عدالت و مهرورزي و رعايت حقوق ملت ها سخن تكراري همه انبياي الهي و اولياي اديان مختلف الهي بوده و اگر درست دريافت شده بود نه امروز كه قرن ها پيش بايد از بيان آن ها تشكر مي شد. بنده و شما به جاي ايجاد اخلال در رسيدن اين پيام به گوش ملت ها و ايجاد نگاهي تيره به اين ارزش هاي بشري بايد در اين راه همچون امام راحلمان فرياد زننده باشيم و صد البته تكرار كننده.
4) شكسته شدن سياست محافظه كاري و حركت منفعلانه در اين دولت، حتي اگر از سوي شما بهانه اي براي مطرح شدن در رسانه هاي دنيا تلقي شود، يكي از امتيازات اين دولت است و همين برنامه هاي متهورانه كه به زعم شما از سوي اطرافيان رئيس جمهور به ايشان ديكته مي شود توانسته فضاي رخوت و سستي حاكم بر سياست خارجي دولت قبل را از بين برده و عزت و بالندگي جمهوري اسلامي را در عرصه بين الملل به ارمغان آورد. پس مرحبا به اين ياران و مشاوران و برنامه ريزان!!
5) شما در بررسي يك سوي ماجرا كه همانا تقبيح توهين رئيس دانشگاه كلمبيا به دكتر احمدي نژاد است به اين مسأله اشاره كرده ايد كه "نمي توانيم طبق معمول به محكوم كردن ديگران و ذكر كارهاي بد آن ها بسنده كنيم". ولي متأسفانه شما تحت تأثير رسالت حزب متبوعتان همواره در قبال دولت نهم شيوه اي را در پيش گرفته ايد كه اكنون با ژست روشنفكرانه خود را از آن مبرا مي دانيد! «لم تقولون ما لا تفعلون»!!
6) آقاي شيرزاد! نمي دانم اين مقايسه ناشيانه ميان دو كنفرانس دانشگاه كلمبيا و برلين را با سابقه شما به عنوان يك ژورناليست چگونه تطبيق دهم! دو كنفرانس كه از حيث اهداف، مجريان، محتوا، شركت كنندگان، ابعاد و مهم تر از همه نتايج به هيچ وجه قابل مقايسه نيستند. شما از مشاورين و برنامه ريزان رئيس جمهور كه در نگاه شما معلم املا(!)ي ايشان هستند متوقع هستيد كه علم غيب داشته باشند و صد البته بايد مي دانستند كه قرار است چه رخ دهد و از آنجا كه موضوع خيلي واضح است در همان بدو دعوت دانشگاه معتبر كلمبيا از جناب احمدي نژاد بايد طي نامه اي رسمي به ايشان مي گفتند كه ما دست شما را از پيش خوانده و اهداف صهيونيستي شما را مي دانيم. به آن رئيس دانشگاه بي ادبتان هم بگويد از گناه ناكرده خويش سريعاً عذر بخواهد. آنگاه نه تنها 500 ميليون نفر كه تمام مردم دنيا متوجه عمق نگاه سران نظام جمهوري اسلامي مي شدند و پيام ملت ايران را تمام و كمال دريافت مي كردند! و صد البته شما هم طي مطلبي در روزنامه اعتماد از ذكاوت آقاي احمدي نژاد(ببخشيد؛ از ذكاوت مشاورين و برنامه ريزان ايشان!) كمال تشكر را مي كرديد!
آقاي شيرزاد! نگوييد كه نمي دانيد يكي از اهداف جدي نظام سلطه در برگزاري اين جلسه و تدارك برنامه هاي خاص و ايجاد فضاسازي هاي پيشين، اعلام آقاي دكتر احمدي نژاد مبني بر انصراف ايشان از سخنراني در دانشگاه كلمبياست. شما دعوت به همان كاري مي كنيد كه آنها توقع آن را داشتند!!
7) شما چه تصوري از بازتاب هاي خروج دكتر احمدي نژاد از سالن پس از توهين رئيس دانشگاه داريد؟! آيا عرصه سياست را تشك كشتي مي دانيد كه اگر حريفمان اسرائيل بود زمين را به نفع مردم مظلوم فلسطين ترك كنيم! كه البته شما ديدگاه مثبتي نسبت به اين عمل نيز نداريد. آيا در اين صورت آقاي دكتر احمدي نژاد انساني بزدل در نگاه حاضران و صدهاميليون بيننده معرفي نمي شد؟ اصلاً اين كار چه دستاوردي جز انزوا و قهر كردن مي توانست داشته باشد؟ حداقل اين عبارات را با فيگور روشنفكرانه نگوييد چرا كه بيشتر به انسان هاي خشك و متعصب كور چنين تفكراتي مي آيد!! نگاهي سطحي به دستاوردهاي ايستادگي و عدم اعتناي آقاي احمدي نژاد و سرخوردگي رئيس دانشگاه چيزي جز تحسين و تمجيد از رئيس جمهورمان به دليل ذكاوتي كه به خرج دادند نمي گذارد. اينبار نه عجولانه و نه ناشيانه، كه مغرضانه قضاوت كرديد. شما به گونه اي به موضوع اشاره مي كنيد كه گويا دكتر احمدي نژاد شكست خورده اند و همه چيز به ضرر جمهوري اسلامي تمام شده و آنگاه راهكاري براي تكرار نشدن اين شكست ها ارائه مي دهيد! اين پيشنهادات متناسب ديپلماسي منفعلانه و محافظه كارانه و منزويانه پيشين است! شما پاسخ مناسب به رفتارهاي تحقير آميز آمريكايي ها را نه در ايستادگي كه در ترك صحنه مي دانيد؛ حال آنكه دقيقاً نظام سلطه همان چيزي را مي خواست كه امروز آقاي شيرزاد از دولت جمهوري اسلامي!
آقاي شيرزاد! حقيقت را بايد گفت و به آن اعتراف كرد هر چند تلخ باشد.
والسلام علي من اتبع الهدي

شيرزاد:
تعجب من اينجاست كه چرا نويسنده متني كه بيش از حد معمول فضاي وبلاگي "رسمي" است و در آن به ياران و مشاوران و برنامه ريزان رييس جمهور مرحبا گفته مي شود و از عملكرد سوال برانگيز آنها دفاع مي شود، نام خودش را ذكر نمي كند. در هر حال من اين را يك جواب رسمي تلقي مي كنم.

man fekr mikonm ke besyari az matalebi ke reise daneshgahe colombi matrah kard va goft nesbate be shakhse ahmadi nejad bood na reise jomhoore iran... va fekr mikonam ke ba har kasi bayd mesle khodesh harf zad... makhsoosan kasi ke hamishe az nefrat , zeshti, va az doroogh goftan ebai nadare,,,

من فکر می کردم شما به فکر مردمیدو طرف حقا میگیرید
تا وقتی ادمایی مثل شما داریم که به صلاح مردم فکر نمیکنند اوضاع همینه
دیگه بنده خدا چیکار کنه

آقاي شيرزاد من فكر نميكنم كه حرفهاي بولينجر توهين به ما ايرانيان بود. وي رييس جمهور اسلامي را همانگونه كه هست نام داد. چرا انتظار داريد كه وي هم تقيه كند. كاشكي شما ها هم صراحت ايشان را داشتيد كه اگر كه داشتيد وضع اصلاحتيون به اين نزاري نبود.

شيرزاد:
صراحت داشتن به توهين كردن نيست. تصور نمي كنم دوستان ما براي انتقاد جدي از رييس جمهور تا به حال مشكل عدم صراحت داشته اند.

هر چند با بیش‌تر قسمتهای نوشته‌ی شما موافق می‌باشم٫ بر اساس تجربیات فعلی‌ام با پاراگراف آخر شما موافق نیستم. عصبانی شدن و ترک یک جلسه از یک سخن رفتار یک خردمند یا سیاستمدار پخته شده نیست. احمدی‌نژاد با لبخند خود به سخنان رییس دانشگاه کلمبیا به نمایش گذاشت که دارای صفات نسبت داده شد نیست. ای کاش وی همین رفتار را نیز نسبت به ایرانیان و منتقدان داخلی‌اش به نمایش می‌گذاشت

این تحلیل زیبا را برای دفتر مقام معظم رهبری به هر نحو که صلاح میدانید و در ضمن ندانند که نویسنده کیست ارسال نمائید

ایراد ما جماعت ایرانی آنست که هیچوقت به دلیل محافظه کاری نظر خود راجع به شخص یا مطلبی را صریحا بیان نمی کنیم . اگر هیتلر هم به ایران می آمد ما برای او فرش قرمز پهن می کردیم . به نظر من جناب رییس جمهور همواره در سخنرانیهای خود به شعور شنوندگان توهین می کند . چرا صریحا در سخنرانیهای خود در خارج کشور مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسراییل را بیان نمی کند چرا از بیان نظرات واقعی خود در مورد دموکراسی و آزادی بیان وادیان دیگرو .. در خارج کشور واهمه دارد . به نظر من صداقتی که رییس دانشگاه کلمبیا داشت بسیار ارزشش بیشتر از سخنان دروغینی است که رییس جمهور در آنجا بیان نمود

سلام جناب آقای شیرزاد.

به نظر من، ایشون دوست داشت که از این تریبون دانشگاه کلمبیا، حتی برای مصارف داخلی هم که شده، استفاده کند.
ولی جا داره که تشکر کنم از شما. مقایسه بسیار به جایی بود که یادآوری کردید.
من هم دقیقا یادم هست که اکثر افرادی که در جلسه کنفرانس برلین شرکت کرده بودند، به دلایل واهی "شرکت در جلسه ای که به نظام توهین شد"، را در پرونده داشتند که متاسفانه محکوم هم شدند.

نکته مثبت هم این هست که، بد نیست که ایشون ببینند همه جای دنیا، ایران نیست که سوالها و دانشجوها از قبل گلچین شده باشند و جوابها حاضر و آماده.
آقای خاتمی با این همه دانش و سواد، به درستی از پس برخی سوالها (از جمله مساله همجنسگرایی) بر نمیومد.