مهمترين فرصت سوخته
سال 85 در حالي شروع شد كه دولت نهم خود را در اوج مي ديد و تمام شرايط را براي اعمال سياستها و حركتي جهش گونه در مديريت كشور براي خود مهيا ميدانست. بالاترين درآمد نفت در تمام تاريخ كشور، هماهنگي بي بديل با ساير قواي كشور، همسويي با تمام نهادهاي غيروابسته به دولت و سكوت و انزواي نسبي نيروهاي رقيب موقعيتي كم نظير براي دولت آقاي احمدي نژاد ايجاد كرده بود. اما شايد مهمتر از همه امكانات فوق، كه هر كدام به تنهايي ميتواند عامل توفيق يك دولت باشد، بتوان به موقعيت سفيد و بدون خدشه اي اشاره كرد كه دولت احمدي نژاد در سطح اجتماعي و در فضاي افكار عمومي كشور از آن بهره مند بود. دولت نهم خود را ميراث دار و ادامه دهنده هيچ يك از جريانهاي سياسي و جناحهاي مطرح كشور معرفي نكرد.
البته جناح اصولگرا اگر هيچ كاري براي پيروزي احمدي نژاد نكرده باشد حداقل تمام راهها را براي پيروزي وي هموار كرد به طوري كه در آخرين روزهاي باقيمانده به مرحله اول انتخابات خرداد 84 به گونه اي ناگهاني و سريع تمام نامها در محافل اصولگرا به كنار رفت و فقط يك نام باقي ماند. و اين شايد همان رويدادي بود كه حدادعادل چند روز قبل از انتخابات و در شرايطي كه فضاي ظاهري حاكي از تشتت و درهم ريختگي جناح اصولگرا بود، از آن به اين شكل ياد ميكرد كه «به زودي اخبار خوشي از اردوگاه اصولگرايان خواهيم شنيد»!
اما با تمام اوصاف، ياران احمدي نژاد نه در تبليغات قبل از انتخابات و نه حتي پس از پيروزي در آن، حاضر نشدند بار گذشته ها و سوابق جناح راست را بر دوش كشند. آنها تلاش كردند خود را به عنوان دولتي مردمي كه از هر نوع وابستگي حزبي و جناحي مبراست معرفي كنند. به اين ترتيب دولت نهم قبل و بعد از انتخابات ضمن بهره مندي نسبي از تمام مزاياي تعلق به جناح اصولگرا تلاش كرد خود را به صورت پديده اي بديع و تازه در مديريت كشور جلوه گر سازد؛ دولتمرداني با پرونده هاي سفيد كه به تمام پيشينيان از هر دو جناح منتقد هستند و با پرهيز از خط و خط بازي فقط و فقط به خدمت مي انديشند.
اما شگفت اينجاست كه دولتمردان نهم به واسطه شتاب كم نظيري كه در تمامي عرصه ها از خود نشان دادند، توانستند طي دوران بسيار كوتاهي پوشه اي خالي كه حاوي هيچ برگي از سوابق پيشين گروه هاي سياسي فعال كشور، چه در وجه مثبت و چه در بعد منفي نبود را تبديل به پرونده اي قطور كنند كه شامل انبوهي از صفحات قابل بازبيني است. اكنون سال 85 به انتهاي خود رسيده و قدم در سال جديد ميگذاريم. اگر سال گذشته در چنين روزهايي دولت «قابل قضاوت» نبود امسال كمتر كسي است كه نتواند روي عملكرد و روشهاي دولت نهم قضاوت صريحي داشته باشد. سال پيش در اين موقع دولتي چندماهه بر سر كار بود كه به سهولت ميتوانست تمام مشكلات را به برنامه هاي دولت قبل گره زند و به مردم نويد دهد كه از اين پس با برنامه ريزي هاي جديد و مديريت متفاوت كشوري قدرتمند، عزتمند و مرفه تر از پيش خواهند داشت. طبيعتا افكار عمومي نيز در ماههاي نخست كار دولت جديد بيش از آنچه بخواهند جنبه انتقادي داشته باشند در حالتي توام با كنجكاوي و صبر و انتظار به سر مي بردند.
هرچند همان سال پيش نيز بسياري از صاحبنظران سياسي و اقتصادي نسبت به روندهاي در پيش گرفته شده توسط دولت نهم هشدار ميدادند، اما متاسفانه در كشور ما به دليل فقدان ساز و كار نقد متقابل و جدي گرفتن برنامه ها، قضاوت افكار عمومي بيش از آنكه متوجه روشها و برنامه هاي ارائه شده باشد به نتايج عملي و مشاهده شده عملكردها معطوف است. امسال و در حال حاضر دولت عمري بيش از يك ونيم سال دارد و ديگر صنعت «نوپا» برازنده آن نيست.
امروز ميتوان به خوبي در مورد هشدارهايي كه سال گذشته مطرح ميشد و امروز آثار نتايج آنها كم و بيش در معرض رويت است قضاوت كرد. بنابراين به طور طبيعي دولت فعلي دوران «مهلت» را طي كرده و در دوران «قضاوت» قرار گرفته است.
اما نكته اينجاست كه اين روند در مورد دولت آقاي احمدي نژاد بسيار سريعتر از آنچه انتظار ميرفت سپري شد. به بيان ديگر، اين دولت به واسطه برخي شتابزدگي ها و نيز ناديده گرفتن نظرات و عقايد ديگران حتي در داخل طيف دوستان اصولگراي خود به سرعت كارنامه اي «قضاوت پذير» را براي خود رقم زد. نگاهي گذرا به حجم وسيع انتقادها در مجلس و محافل سياسي و اجرايي كشور، مطالب متنوعي كه در روزنامه ها و حتي رسانه رسمي كشور در ارتباط با عملكرد دولت مطرح ميشود و بالاخره جريان گسترده اي از چالشهاي غيرقابل اجتناب اجتماعي كه در سطح افكار عمومي در ارتباط با عملكرد دولت وجود دارد، نشان ميدهد كه دولت نهم چه بخواهد و چه نخواهد ديگر نميتواند در جايگاه مدعي العموم نسبت به عملكرد پيشينيان خود بنشيند. اين كار چندان ديرپا نيست و در اندك زماني بعد از نشستن بر كرسي مسووليت دوران آن سپري ميشود و به ناگزير شخص يا گروه موردنظر در جايگاه «مورد قضاوت قرار گرفتن» و «مورد بازخواست و انتقاد واقع شدن» خواهد نشست.
در يك جمعبندي مختصر ميتوان ادعا كرد دولت نهم در كنار ثروت سرشار نفت كه در اندك زماني به گونه اي سوال برانگيز در جامعه توزيع شد، و نيز در كنار فرصت سياسي درخشاني كه در منطقه براي ايران رقم خورده بود و به سادگي جاي خود را به فشار، تهديد و انزوا داد و در كنار موقعيت استثنايي همگرايي داخلي جناح اصولگرا كه به دليل برخي لجاجتها و خودمحوري ها به تشتت و درهم ريختگي درون جناحي تبديل شد، موقعيتي بسيار ويژه و تكرارناشدني را نيز از دست داد و آن كارنامه سفيدي بود كه نزد افكار عمومي مردم كوچه و بازار داشت. كارنامه اي كه جاي خود را به سياهه اي بلند از اشكالات، انتقادها و پرسشها داده است.
نظرات بازدیدکنندگان
آقای دکتر!
متاسفانه مردم کوچه و بازار که درصد زیادی از رای دهندگان را تشکیل می دهند، هنوز نتوانسته اند [و احتمالاً حالا حالاها هم نمی توانند] قضاوت درستی درباره ی ضعفهای دولت نهم بکنند! واقعاً گیج کننده است. کشور ما به کدام سمت می رود؟
Posted by: حمید | March 20, 2007 05:15 AM
آقای دکتر در تمثیل شما:
من معاویه قبول، شخص شما هم حضرت امیر قبول
تا آنجا که من می فهمم در این قصه عمر همان اصلاحات خواهد بود
وانگهی استاد، فرض شما این است که عمر به واسطه عملکردش کشنه شد گرفتم که چنین است پس اصلاحات هم بواسطه عملکردش کشته شد اما عملکرد اصلاحات به پای که بود من مردم یا شمای «مسوول». و کاش سنگینی این کلمه مسوولیت را بر شانه هایتان احساس کنید یا می کردید
Posted by: یک دوست | March 19, 2007 02:25 PM
با سلام. اگه به تئوری توطئه معتقد بودم. یقین داشتم که این ادمو امریکاییها علم کردند تا ایران را تصاحب کنند. ولی خوشبختانه به این تئوری معتقد نیستم.
Posted by: مژگان | March 18, 2007 12:04 AM
آقای دکتر
لطفا با عجله قضاوت نکنید! گاهی اوقات افراد باهوش برای پیشبرد اهداف سیاسی خود تظاهر به کودن بودن می کنند(مثل آقای بوش)! ولی در میان نو محافظه کاران افرادی مانند وولفوویز، چنی، رامسفلد و جب بوش هستند که قبل از 9/11 اعتقاد داشتند برای رسیدن به اهداف نظامیشان نیاز به یک "پرل هاربر جدید" هست.
فراموش نکنیم که حوادث یازده سپتامبر آنگونه که از طرف دولت آمریکا به تصویر کشیده شده بسیار ضد و نقیض و گاهی حتی ناقض قوانین طبیعت است. برای مثال:
سقوط ساختمانهای شماره 1 و 2 و 7 با سرعت "سقوط آزاد" و به شکل "متقارن". به ساختمان شمارۀ 7 هیچ هواپیمایی اصابت نکرده بود. ماهها پس از یازده سپتامبر گودالهایی از فلز گداخته در زیر این سه ساختمان وجود داشته است.
سوراخ ایجاد شده در دیوار بتنی ساختمان پنتاگون نمی توانسته در اثر برخورد هواپیمای مسافربری باشد (قطر، عمق نفوذ، ...). جعبه سیاه هیچ کدام از هواپیما ها پیدا نشد (یا محتویّات آنها هنوز محرمانه مانده است.)
برای کسانی که علاقمند به تحقیق باشند، 40 علت در اینجا ذکر شده است
http://www.911truth.org/article.php?story=20041221155307646
که هرکدام از این دلایل به تنهایی کافی است که ما را به سناریوی تبلیغ شده از طرف دولت آمریکا به شک اندازد.
با تشکر
Posted by: پیام | March 15, 2007 06:34 PM
آقای شیرزاد عزیز،
دلم می خواست نظرتان را در این مورد بدانم:
به نظر می رسد که بازیگر اصلی در روی کار آمدن دولت نهم فرصت سوزیهای و اشتباهات دولت هشتم و مجلس ششم می باشد
شيرزاد:
معاويه هم خيلي اصرار داشت كه قاتل عمار حضرت علي (ع) است كه او را به كشتن داده.
Posted by: Anonymous | March 15, 2007 02:51 PM
جناب آقای شیرزاد عزیز. شما فکر می کنید که اینها از کرامات دولت نهم است یا کل نظام که سرانش از ایرانی بودن تنها فارسی حرف زدن را می دانند و از منافع ایران تنها پول نفت و ثروتهای خدادادی را می شناسند تا ناپدیدش کنند؟
دوران آقای خاتمی هم از فرصتی استفاده نشد و فقط از فشارها کاسته شد کمی. مساله هم حل نشد و فقط به تعویق افتاد ماند برای دولت نهم که ماشاالله مجمع العقلا است و راه حل شعاری و امنیتی را برای هر مشکلی در آستین دارد.
Posted by: سیامک | March 15, 2007 11:29 AM
سلام آقای دکترشیرزاد
پیشاپیش معذرت میخواهم اگر کمی بیربط به نظر برسد، ولی مساله مهمی است:
دولت ایالات متحده در حال حاضر شدن برای حمله به ایران است و ظاهرا میخواهد این کار را قبل از اینکه بوش از قدرت برود انجام بدهد. بهترین راهی که میتوان جلویشان ایستاد به نظر من این است که مسالۀ دست داشتن خود دولت آمریکا در حوادث یازده سپتامبر مطرح و اثبات بشود. این مطلب شاید به نظر بسیاری از مردم عجیب برسد, ولی مدارک غیر قابل انکاری هست که این امر را به اثبات میرساند. برای مثال برای کسانی که آشنایی مختصری با فیزیک دارند، مقالۀ دکتر استیون جونز که مسالۀ اثر مواد منفجره را در تخریب ساختمانهای مرکز تجارت جهانی و بخصوص ساختمان شماره هفت را بررسی میکند در اینجا
http://wtc7.net/articles/stevenjones_b7.html
در آمریکا اکنون جنبشی شکل گرفته است به نام "حرکت برای حقیقت 911" 911 truth movement که میتوانید سری به سایتشان بزنید
http://911truth.org
هرچه زودترحقیقت آشکار شود به نفع ما (و تمام مردم دنیا) است. لطفاَ این مسایل را در وبگاهتان مطرح کنید و وظیفۀ "معلمی" خود را فراموش نکنید، زیرا وقت زیادی باقی نمانده است.
با تشکر،
پیام
شيرزاد:
فکر نمی کنيد چنين فرضيه عجيبی بوش و نو محافظه کاران امريکايی را بسيار پيچيده تر و هوشمندتر از آنچه تصورش می رود نشان می دهد. و اگر واقعا چنين هوشمندی وجود می داشت در بقيه موارد نيز بايد خودش را نشان می داد.
Posted by: پیام | March 15, 2007 07:08 AM
جناب دکتر شیرزاد با سلام
متاسفانه بنظر میرسد که دولت آقای احمدی نژاد تصور میکند تمام انتقادها از موضع دشمنی است در حالیکه حرف حساب اگر از جانب دشمن هم باشد باید پذیرفت .
Posted by: sirous asadi | March 14, 2007 10:01 PM