ارزيابی هزينه و فايده انرژی هسته ای
مصاحبه ای راديو آلمان با بنده انجام داد که در آن بحث اجمالی هزينه ها و دشواری های انرژی هسته ای برای کشورمان را شرح مختصری داده ام. خوانندگان را به مطالعه آن توصيه می کنم. طبق معمول صحبتهای خبرنگار با حروف سياه درج شده اند.
تبليغات هستهاى بخش بزرگى از مطبوعات جمهورى اسلامى را بخود اختصاص داده. اين تصوير داده میشود كه گويا انرژى هستهاى حلال مشكلات است و با دسترسى به آن همه نيازهاى مردم ايران و براى قرنهاى آتى برآورده خواهد شد. از ذوق و شوق مسئولان برسر"غنى سازى اورانيوم در آشپزخانه دانشمندان جوان" كه بگذريم و از "حسادت غربىها" به اين همه كمال، آيا انرژى هستهاى آنطور كه گفته میشود ارزان و لايزال است؟ آيا هزينهاى كه براى آن شده و میشود را نمیتوان به اشكال مفيدترى براى توليد سوخت سرمايهگذارى كرد؟ گفتگويى با دكتر احمد شيرزاد، فيزيكدان، نماينده سابق مجلس و عضو شوراى مركزى جبهه مشاركت.
مصاحبه: مريم انصاری
آقاى شيرزاد ما تا بحال گفتگوهاى متعددى با شما و دوستانتان بر سر هزينههاى سياسى پافشارى دولت بر برنامه هستهاى داشتهايم اما امروز میخواهيم از جنبه ديگرى پاى صحبت شما بنشينيم شما آقاى احمدى نژاد را دعوت به يك مناظره تلويزيونى كردهايد تا با او بر سر ارزيابى هزينه و فايده انرژى هستهای بحث كنيد چراكه ايشان معتقد هستند فناورى هستهای حتى به قيمت تعطيل شدن بقيه كارهاى كشور میارزد. ز يكى از محورىترين تبليغات بر سر فوايد انرژی هستهای شروع كنيم و آنهم برق ارزان است، براستى اين برق چقدر ارزان تمام میشود و استدلال مسئولان تا چه اندازه علمى و اقتصادى است؟
احمد شيرزاد: تا بحال هميشه بحث فناورى هستهای در ايران به عنوان يك بحث ارزشى و ايدئولوژيك حتى تلقى میشد، كه به عنوان يكى از مقدسات، نمیشد راجع به آن صحبت كرد ولى اخيرا كه آقاى احمدى نژاد آمده ادعا كرده كه اين براى ما خيلى به صرفه هست و فايده دارد، خوب میشود وارد اين بحث شد و روى كم و زيادش گفتگو كرد.
بهره بردارى از انرژى هستهای براى اولين بار نيست كه در ايران شروع شده. در كشورهاى ديگر هم سابقه دارد. معمولا به صرفه بودن يا نبودن اين انرژى تابع متغيرهاى مختلفى است كه بنا به كشور فرق میكند. اينكه يك كشور دسترسى به منابع نفت وگاز دارد يا نه میتواند مهم باشد. اين كه يك كشور دسترسى به منابع طبيعى اورانيوم دارد يا نه میتواند بسيار موثر باشد. اينكه يك كشور به فناورى ساخت نيروگاهها مسلط هست بطوريكه بتواند در كوتاه مدت يك نيروگاهى را بسازد باز اينها میتواند فاكتورهاى بسيار موثر باشد. در مجموع هر وقت كه قيمت نفت در جهان يك مقدار بالاتر میرود، طرفداران انرژى هستهای بيشتر جان میگيرند و استدلال میكنند كه استفاده از اين انرژى به صرف است. اما نكته مهم اين است كه در سرتاسر دنيا كه بگرديم بيش از ۱۶ درصد برق توليد شده در جهان از انرژى هستهای تامين نمیشود و بعيد است كه حتى اگر نفت خيلى هم گران شود، اين درصد را بشود خيلى بالا برد. بنا براين بالقوه انرژى هستهای نمیتواند يك جايگزين هميشگى برای نفت و گاز يا ساير منابع انرژى باشد.
با توجه به صحبتهايى كه كرديد اين ادعا كه انرژى هستهای ارزان است تا چه اندازه منطقى است، آقاى شيرزاد؟
احمد شيرزاد: اينكه ادعا میشود اين انرژى ارزان قيمت است، چنين نيست. اين انرژى هم براى خودش هزينههايى را دارد. هزينه ساخت يك نيروگاه هستهای حدودا دو تا دونيم برابر نيروگاه فسيلى است. اين انرژى براى كشورى است كه امكان دسترسى به امكانات هم داشته باشد، متخصصين در اختيارش باشند، مثل وضعيت ايران در معرض تحريم در اين زمينه نباشد. مجبور نباشد تنها با يك پيمانكار، به عنوان مثال كشور روسيه قرارداد ببندد. با همه اين اوصاف بازهم هزينه ساخت نيروگاه هستهای بسيار گران تمام میشود.
اما فراتر از اين مسئلهای كه هست اين كه خيلى از كشورهايى كه بخصوص دسترسى به نفت و گاز ندارند میآيند نيروگاه هستهای میسازند مثل چين يا كره كه برنامهشان است. اما اگر كه نخواهند فراتر از حد معينى برق هستهای توليد كنند، توليد سوخت براى آنها به صرفه نيست. نكته مهمى كه براى ايران هست اين است كه هرچند نيروگاه بوشهر بسيار پرهزينه بوده براى ايرانىها، اما آن چيزى كه الان هزينه بسيار مضاعفى دارد تحميل میكند، مسئله توليد سوخت هست. توليد سوخت اصولا برای اين مقدار برقى كه ايران میخواهد توليد كند به صرف نيست. اين يك نرم متعارف هست در بحث فناورى هستهای كه اگر كشورى میخواهد توليد سوخت كند حداقل بايستى بالاى ده هزار مگاوات توليد برق هستهای داشته باشد. درحال حاضر در ايران تنها يك نيروگاه هزار مگاواتى هستهای بعد از حدود چهل سال چالش و بالا و پايين رفتن در دست ساخت هست و قطعا برای يك نيروگاه هزارمگاواتى چنين چيزى به صرف نيست. هرچند دربرنامهها تا بيست هزار مگاوات برق هم گفته میشود. ولى بين آن چيزى كه درعمل امكان پذيراست (۱۰۰۰ مگاوات) تا آن چيزى كه گفته میشود يعنى ۲۰ هزار مگاوات فاصله بسيار، بسيار زيادى هست و حداقل بايستى يك كشورى ۶۵ هزار مگاوات نيروگاه نصب شدهی هستهای داشته باشد تا عقلانى باشد كه دنبال توليد سوخت برود.
حتى اگر آنچه وعده داده میشود يعنى توليد ۲۰ هزار مگاوات هم زمانى عملى باشد، آيا ايران كلا داراى ذخاير غنى اورانيوم هست كه دست به چنين سرمايه گذارى بزند؟
احمد شيرزاد: ايران فاقد ذخاير كافى اورانيوم است. يعنى چيزى حدود ۱۴۰۰- ۱۰۰۰ تن ذخاير اورانيوم برايش پيش بينى میشود كه هنوز هم چيزى از آنها استخراج نشده. اين اورانيوم درعمق بسيار زياد زمين هست، برای ما بسيار گران تمام میشود، عيارش سنگ معدن اورانيوم پايين است و درمجموع فناورى كافى براى اينكه اين را بتوانيم استحصال بكنيم هم نداريم بنابراين آنچه كه آقاى احمدى نژاد ادعا میكنند كه اين از نان شب براى ما واجب تر است و میارزد كه بخاطرش همه كارهاى ديگر را تعطيل كنيم به نظر من فاقد توجيه فنى و مهندسى است.
هزينهای كه تا امروز برای انرژى هستهای در ايران شده چقدر است؟
احمد شيرزاد: متاسفانه تمام هزينهها روشن نيست. بخشى از هزينهها قبل از انقلاب صورت گرفته كه طبيعتا مسئولين فعلى در آن نقشى نداشتهاند. بعد از انقلاب برای نيروگاه بوشهر هزينههاى زيادی شد بخصوص با توجه به اينكه طراحى اوليه آلمانىها را میخواستند تغيير بدهند. وقتى روسها آمدند به عنوان تنها پيمانكارى كه حاضر شد اين كار را قبول كند متاسفانه دست ايران براى اينكه بتواند دريك رقابت اقتصادى از پيمانكارهاى مختلف استفاده كند باز نبوده به همين دليل بارها اين قرارداد به تعويق افتاده. روسها مبالغ زيادى از ايران گرفتهاند تا بحال بالاى دو سه ميليارد دلار در اين قسمت هزينه شده البته متاسفانه همه هزينهها هم شفاف نيست. و در بودجههاى ساليانه هم خيلى انعكاس نداشته. اما ساخت و سازهايى كه شده كه عموما هم خارج از روال نظارتى معمول پروژهها بوده اينها بسيار، بسيار عظيم است. همين چند هفته پيش آقاى آقازاده در ديدارش با سينماگران كه از آنها درخواست میكرد افتخارات هستهای را به تصوير بكشند، ايشان ادعا میكرد كه همين الان در بخش هستهای روزى ده ميليارد تومان سرمايه گذارى میشود كه رقم نسبتا بالايى است. درهرحال اگر بخواهد يك ارزيابى خيلى دقيق صورت بگيرد من فكر میكنم تا بحال به لحاظ اقتصادى ما بالاى چهار پنج ميليارد دلار در اين بخش هزينه كرديم، اگر خسارتهاى سياسى را هم بگذاريم كنار اين هزينه قابل قياس با خريد يك نيروگاه هزار مگاواتى كه درحدود چهارصد ميليون دلار است يعنى حدود يك دهم آن مبلغ اصلا قابل قياس نيست.
آيا نمیشد اين پول را در استفاده از انواع ديگر انرژىهاى جايگزين كه ايران اتفاقا امكانات خوبى هم در اين زمينه دارد سرمايه گذارى كرد؟
احمد شيرزاد: قطعا، ما با هزينهای كه تا بحال براى توليد سوخت بخصوص و نيروگاه بوشهر كرديم اگر فقط میخواستيم مسئله توليد برق را نگاه كنيم میتوانستيم حدودا ده برابر اين مقدار برق توليد كنيم. ما برای ساخت هزار مگاوات برق هستهای مبلغى را هزينه كرديم كه با آن میتوانستيم نزديك ده هزار مگاوات برق از منابع فسيلى بدست آوريم. يا حتى ما منابع بسيار خوب برق آبى داريم در كشور كه اين منابع ظرفيت حدود دوازده سيزده هزار مگاوات برق را دارد. فقط دو رودخانه كارون و كرخه ما میتواند درصورت سرمايه گذارى خوب اين كار را انجام دهد و اين واقعا يك منبع انرژى تجديد پذير هست هرسال براثر بارندگی ما اين مبنع انرژى را داريم.
سوال آخرم از شما، آيا انرژى هستهای خود يك خطر هستهای به شمار نمیآيد. برخى كشورهاى پيشرفته درصدد تعطيل نيروگاههاى هستهای هستند زيرا زباله هستهای مشكلى است كه هنوز راه حلى براى آن پيدا نشده؟
احمد شيرزاد: ببينيد انرژى هستهای حتى براى كشورهايى كه تكنولوژىاش را دارند، حتى كشورهاى كه فاقد منابع نفت و گاز هستند و كشورهايى كه فكرهاى مناسبى هم براى پس ماندههاى هستهای كردهاند، بازهم در آن كشورها محل چالش هست. به عنوان مثال در ايتاليا طى رفراندمی تصميم گرفتهاند كه اصولا استفاده نكنند از اين انرژى، در آلمان هم بحثهاى زيادى بوده و مجموعا اين يك معضل بشرى است. طرفداران محيط زيست در اغلب كشورهاى پيشرفته مخالف استفاده از اين منبع هستند و همان منابع فسيلى را با تمام آلودگىهايش ترجيح میدهند به منبع انرژى هستهاى. دليل عمده آنها اين است كه پسماند هستهای حاوى مواد راديو اكتيو است كه طول عمر نسبتا زيادى دارد درعين حال شدت تابش هستهای آنها خيلى زياد هست و اينها اصولا كاريش نمیشود كرد. اگر اينها بدست بشر توليد شد دهها هزارسال طول میكشد تا به مرور تجزيه شوند. اينهارا در اقيانوسها دفن میكنند، منشاء آلودگى هستند. در زير زمين دفن میكنند، منشاء آلودگى هستند. پيش بينى میشود كه براثر زلزله يا حوادث طبيعى ممكن است اينها در سطح زمين رها بشوند. صحبتهايى میشود كه اينها را به فضا بفرستند، همه اينها واقعا چالش بشرى است. يعنى استفاده از انرژى هستهای در كشورهاى پيشرفته هم محل بحث هست با آن همه امكانات و سرمايه گذارىهايى كه میشود روى مسئله ايمنى اش كرد.
البته در ايران گفته میشود كه ما زبالهها را پس میفرستيم به كشورهاى ديگر، اما اين درصورتى است كه ما سوخت را از آن كشورها تهيه كرده باشيم و طبيعتا اين مشكل آن كشور خواهد بود ولى اگر چنانچه ما خودمان برفرض بتوانيم خودمان اين سوخت را تهيه كنيم طبيعى است كه پسماند آن سوخت هم روی دست خودمان میماند و كسى اين را از ما تحويل نخواهد گرفت.
بهرحال آن چيزی كه مهم است اين است كه هرچند جامعه ما در معرض تبليغات بسيار شديد قرار گرفته از جهت مفيد بودن انرژى هستهای ولى اين طور نيست كه همه دنيا پذيرفته باشند كه انرژى هستهای يك انرژى تميز، لايزال و بىضرر هست و همه هم روى آن توافق كرده باشند، فقط بخواهند اين را از ايران دريغ كنند. اميدوار هستم كه سطح آگاهىها در كشور ما و نگرش علمى به مسايل در مردم طورى جا بيافتد كه در تصميم گيرها بتوانند بهتر عمل كنند.
نظرات بازدیدکنندگان
یک سوال فیزیکی!
ظاهرا روسها گفتند تا وقتی که شما به این قطعنامها عمل نکنید و غنیسازی را متوقف نکنید، ما نمیآییم نیروگاه بوشهر را تمام بکنیم ظاهرا خودمان هم که تکنولوژی ساخت نیروگاه رو نداریم حالا بدون نیروگاه این اورانیم غنی شده به چه دردی می خورد؟
آیا میشه از این اورانیم غنی شده به جای بنزین گندم روغن یا شکر که سالانه میلیاردها دلار صرف وارداتش میشه استفاده کرد
شيرزاد:
مشکل دو تاست. ما ( در شرايط حاضر) نه نيروگاهش رو خودمون می تونيم تکميل کنيم و نه سوختش رو می تو نيم توليد کنيم. بنابر اين شما غصه نخور چيزی روی دست ما نمی مونه. ما فعلا در زمينه تبليغات برای کارهايی که نکرده ايم و نمی توانيم بکنيم به توانايی بالايی رسيده ايم.
Posted by: Anonymous | March 27, 2007 04:58 PM
In line with my previous comment I must add that I did not mean using technical words in public speeches. Dr Moin made a fool of himself by using words such such as "sindrum" in his interviews. That was one of the reasons for his failure in winning the votes. It is not hard for an educated person to tell the difference between sold logic and empty but fancy words. In order to convince those "tahrimi"s that you always complain about you have to give more dedicated speeches and make your best not to have logical flaws that a smart high school student can point out. In that you should be different from your rivals.
(By the way, I am not one of those who boycotted the elections)
Posted by: Anonymous | March 16, 2007 07:36 PM
Dear Dr Shirzad, I completely agree that usefulness of nuclear plants is not conclusive but a subject of debate. What I am trying to say is that such a sophistiocated issue needs a more in depth analysis. I read the comments in this weblog, a high school student could find fault in your line of logic. For sure, you yourself were aware of such shortcoming in your discussion and with more serious work could come over such shorthcoming. You did not try to do better because you thought that high school student is far above Iranian average who gets excited over nothing. Look this average Iranian will not read your weblog either he will go chant slogans without any kind of study. That is right that kind of high school student is in absolute minority but if convinced (which can take place only with solid reasoning) will go and convince everybody within his circle, too. You have no chance of competing with Ahmadi-nejad in exciting masses, your only chance is in convincing more sophisticated people through dedicated study and solid reasoning. Don't tell "gar to behtar mizani bestaan bezan."
My ambition lies somewhere else. Don't tell me that this much of work is already a risk for you and your family. If it is so, then you should be more careful not cause such a risk to your family for nothing.
You have to first make sure it is worth it and second it is effective. Otherwise it would a mere crazy adventure, like of which you had done 20-30 years ago
Posted by: Anonymous | March 16, 2007 05:40 PM
آقاي دكتر خسته نباشيد.
چرا كامنت من رو نصفه گذاشتين؟
در ضمن اگه تا آخر كامن من رو مي خوندين مي ديدن من با شما در مورد هم عقيده ام.به هر حال!
شاد باشيد
شيرزاد:
فکر می کنم اشتباهی توسط خودتان رخ داده است. چون من چيزی از نوشته شما را حذف نکردم.
Posted by: amin | March 14, 2007 06:55 PM
Any source of energy, from nuclear to hydrodynamic, has advantages and disadvantages. As a physicist you are supposed to assess both with scientific accuracy. I once attended a seminar by Richter (Nobel prize winner) on a similar subject. His conclusion was that nuclear energy produces the least pollution. He might be wrong. He might have overlooked some factors as there are many other distinguished scientists that argue against the nuclear energy. What I am emphasizing is his approach. As a scientist he did not refered to a referendum in Italy as a proof of his claim. He evaluated the amount of pollution by each source. The fact that dams occupy large amounts of fertile land and etc.
This is what expected from a scientist who also has political interests.
Otherwise any of your non-physicist colleagues at the parliment could refer to the referendum in Italy
شيرزاد:
هدف عمده من در آن بحث اين بود که نشان دهم انرژی هسته ای حتی در کشورهايی که توجيه اقتصادی هم دارد، مخالفان جدی دارد. استناد به رفراندم در ايتاليا و يا بحثهايی که در آلمان صورت می گيرد نيز بدين جهت است که معلوم شود مردمی که در يک رفراندم چنين تصميمی گرفته اند لاجرم اين امکان را يافته اند که از نظرات دانشمندان و متخصصان موافق و مخالف مطلع شوند. به نظر می رسد که شما هم موافق باشيد که موضوع مفيد بودن يا نبودن انرژی هسته ای يک وحی منزل نيست که همه اصحاب تخصص نظرگاه واحدی نسبت به آن داشته باشند.
Posted by: Anonymous | March 12, 2007 12:56 PM
" ... در ايني كه انرژي هسته اي به صرفه است و در "آينده" به صرفه تر خواهد بود اصلا شكي ندارم و مطمئنم كه يه روزي سوخت هسته اي نقش بنزين الان رو بازي مي كنه.شما..." ( پست شده توسط اقای امین )
باید به آگاهی آقای امین رساند که بحث با صرفه بودن یا نبودن انرِژی هسته ای ، در حال حاضر یک ، یک بحث ثانوی باید باشد . در حال حاضر بحث بر سر این است که ، به حق یا به نا حق ، ما از طرف یک اجماع جهانی ، پس از مورد اتهام قرار گرفتن ، مکلف شده ایم اقدام هایی بکنیم که اعتماد سلب شده ی آنها برگردد. و این آن چیزی است که حکومت ایران از آن تن می زند . این تن زدن و در فضائی تنش آلود قرار دادن ما با جامعه ی جهانی حتی به نفع فرض اقتصادی بودن انرژی اتمی صلح آمیز هم نیست . انرژی اتمی صلح آمیز را در فضایی آکنده از دوستی و همکاری با جامعه ی جهانی بهتر می توان بدست آورد یا در فضائی آکنده از نعره های دشمن دشمن دشمن ؟
Posted by: ali | March 10, 2007 03:14 PM
با درود به شما آقای شیرزاد عزیز
مسعود هستم روزنامه نگار کوچک و دوستدار نوشته ها و تحلیلهای شما و از همه مهمتر شجاعت وصف ناپذیرتان
در اردیبهشت ماه که آقای گنجی دو روز به همراه آقای ملکیان دعوت مرا پذیرفتند و به طالقان آمدند هم بسیار از شما ذکر خیر شد
خوشحال می شوم اگر به وبلاگ من سری بزنید و نظر بدهید
ضمنا یاد داشتهایی هم در اعتماد اعتماد ملی و کارگزان می نویسم و مایلم در مورد آنها با شما مشورت کنم
در صورت امکان تلفنی از خودتان به ایمیلم بفرستید
دوستدار شما
مسعود رفیعی طالقانی
شيرزاد:
متشکر از لطف شما. ان شاءالله با شما تماس می گيرم.
Posted by: مسعود رفیعی طالقانی | March 3, 2007 05:47 PM
سلام
آقاي دكتر شيرزاد خسته نباشيد.
با توجه به جايگاه علمي شما(من دانش آموز دبيرستان و با فعاليت هاي علمي شما تا حدودي آشنام)بهتر نيست كمي هم انصاف داشته باشيد.شما گاهي طوري صحبت مي كنيد كه انگار توليد برق از انرژي هسته اي به كل غير اقتصادي است.البته من مطمئنم و اين امر كاملا واضحه كه منظور شما اين نيست ولي از انجا كه با دولت حاضر و برنامه هايش مخالفيد گاهي (البته ناخواسته)اغراق مي كنيد.شما گفتيد كه (( فقط 20% انرژي جهان از منابع هسته اي تامين ميشه.))به نظر من 20% اصلا كم نيست!و در ايني كه انرژي هسته اي به صرفه است و در "آينده" به صرفه تر خواهد بود اصلا شكي ندارم و مطمئنم كه يه روزي سوخت هسته اي نقش بنزين الان رو بازي مي كنه.شما بهتر از من مي دونين كه انرژي برق آبي جايگزين خوبي براي انرژي هسته اي نيست ونخواهد بود.(انرژي خورسيدي و بادي و.... به همچنين.چون اصولا در مقياس كلان اقتصادي نيستند)
يادمه 7 يا 8 سال پيش آمريكا
2تا از بزرگترين سدها شو(جز 10 سد بزرگ دنيا)رو خراب كرد و جالب بود كه اعلام كرد كه توليد برق از اين سدها به تخريب محيط زيست نمي ارزه و بهتره به فكر ساخت نيروگاههاي اتمي باشيم!.....البته خوب طبيعيه كه انرژي هسته اي براي ايران "الان" با توجه به فاكتورهاي سياسي و نه اقتصادي چه قدر به صرفه است؟
به نظر من مهمترين عاملي كه باعث ميشه برنامه هسته اي ايران "الان" به ضرر كشور باشه مطرح كردن "هولوكاست" و "پاك كردن اسرائيل از نقشه دنيا"است!!!ونه دلايل اقتصادي.
ببخشيد كه طولاني شد
اميدوارم كه خداوند به امثال شما طول عمر بدهد.
شيرزاد:
در صحبتهايم اغراقی نمی بينم. برخی مواردی که شما ذکر کرديد جای ترديد دارد. اميدوارم حداقل بپذيريد که اين نکات جزو اصول دين نيستند و بايد مورد بحث کارشناسی واقع شوند.
Posted by: amin | March 3, 2007 02:25 AM
من فقط امیدوارم قطار هسته ای ما را به ته دره نفرستد چرا که ظاهرا لوکوموتیوران محترم ما! نه ترمز دارد نه دنده عقب ......راستی اگر دیوانه ای لوکوموتیوران شد چه باید کرد؟ من یک شهروند عادی اگاه هم شدم ولی مسافر کوپه درجه سه نقشی در هدایت قطار ندارد ولی متاسفانه 70 تایی میریم ته دره.........
Posted by: مژگان | March 2, 2007 07:48 AM
سلام آقای شیرزاد،
دیروز در روزنامه کارگزاران به نقل از وبلاگ شما مطلبی خواندم. کنجکاو شدم و بعد از کمی جستجو، آدرستان را پیدا کردم. اگر خاطراتان باشد، من یکی از دانش اموزان دوره اول المپیاد فیزیک هستم و خاطرات بسیار خوبی را از دوران المپیاد و شما دارم. امروز شما یک سیاست مدار حرفه ای شده اید. خداوند شما و خانواده را حفظ کند.
به مهدی سلام برسانید.
موفق باشید،
وحید برومند ثانی
شيرزاد:
سلام وحيد جان. شما را هيچگاه فراموش نمی کنم. به سايت المپياد جهانی فيزيک سری بزن (ipho2007.ir) موفق باشيد.
Posted by: وحید برومند ثانی | March 2, 2007 05:39 AM