دعوت احمدی نژاد به مناظره
شايد برای نخستين بار آقای احمدی نژاد صحبتی کرده است که در يک چارچوب "ارزيابی هزينه - فايده" قابل بحث است. او می گويد: "ما اگر ده سال بقيه کارها را تعطيل کنيم و به صورت متمرکز بر روی انرژی هسته ای کار کنيم می توانيم 50 سال جلو برويم و اين کار می ارزد." (کليه روزنامه های 3/12/85 ) هر چند ايشان در ادامه اين صحبت در جمع مردم سياهکل گيلان نکاتی را در باره "نقش انرژی هسته ای در عزت کشور" نيز مطرح کرده اند، اما نکته مهم اين است که آقای رئيس جمهور شايد برای اولين بار مدعی شده اند که اين فناوری حتی به قيمت تعطيل شدن بقيه کارهای کشور "برای ما می ارزد".
اين سخن بسيار مهمی است که به سادگی نمی توان گذشت. حتما آقای احمدی نژاد مدعی هستند که اين گفته نيز همانند گفته های قبلی ايشان در مواردی مثل موضوع هولوکاست پس از مشورت با مشاوران و بررسی های زياد اظهار شده است و عصاره کارشناسی افراد خبره ای است که با ايشان همکاری می کنند. علاوه بر اين حتما ايشان به منابع بسيار مطمئن تر اطلاعات و گزارشهای بسيار دقيق تر دسترسی دارند و بر مبنای آن قضاوت می کنند که چه چيزی برای مردم ايران می ارزد و چه چيزی نمی ارزد.
من بسيار خوشحال هستم که بالاخره يک بار هم که شده مسؤلی در حد ايشان در باره مسئله هسته ای ايران از زاويه بسيار بسته سياسی خارج شده و به صراحت در مورد ارزش يا عدم ارزش اين فناوری برای مردم ايران، آن هم با اين قاطعيت و اطمينان سخن می گويد. طرح موضوع از چنين زاويه ای می تواند فتح باب بسيار با ارزشی باشد که به طور قطع در تصميم گيری و قضاوت آحاد مردم ايران تاثير گذار است.
به اين لحاظ من احمد شيرزاد، به عنوان يک مخلص کوچک مردم ايران، به عنوان يک شهروند ساده که در اين کشور حق دارم بدانم چه چيزی برای ما مردم ايران می ارزد، و به عنوان يک دانشگاهی معمولی که ياد گرفته در قضاوتهای علمی با سبک و سنگين کردن استلالها نتيجه گيری کند، از رئيس جمهور محترم دعوت می کنم که در يک مناظره آزاد تلويزيونی دلايل سنجيده خود را در ارزشيابی ميزان مفيد بودن انرژی هسته ای در حدی که ارزش داشته باشد که تا ده سال همه چيز را به خاطر آن تعطيل کنيم عرضه کنند و به اين شهروند ايرانی نيز اجازه دهند آنچه در ترديد نسبت به اين ادعای بزرگ به ذهنش می رسد و از واقعيتهای موجود نتيجه می گيرد را مطرح کند. شايد با جوابگويی به اين ايرادها و ترديدها ما هم بتوانيم با همان قاطعيتی که آقای رئيس جمهور در هر کوی و برزن از واجب بودن انرژی هسته ای برای منافع مردم ايران صحبت می کنند حرف بزنيم و به کمک ايشان بياييم.
از آنجا که فاقد هر نوع وسيله اطلاع رسانی به جز همين وبلاگ ساده هستم، از تمام همکاران وبلاگ نويس و رسانه هايی که امکان اطلاع رسانی دارند درخواست می کنم اين آمادگی را به اطلاع مردم ايران برسانند. اگر فريب خورده بيگانگان هستم، اگر به زعم بعضی ها دلم برای منافع آنها می تپد، اگر هر عيب و ايراد ديگر سياسی را به بنده وارد می دانند، اما دلايلی دارم که بنا بر آنها اين فناوری هسته ای که امروز محل مناقشه است (منظور همين فناوری صلح آميز هسته ای است که عمدتا بر بحث توليد سوخت هسته ای متمرکز شده است) برای مردم ايران حاوی آنچنان منافعی که مدعی اند نيست و برعکس به قيمتی بسيار کلان ما را به نتيجه ای بسيار اندک می رساند.
نظرات بازدیدکنندگان
با سلام
می دانیم که نفت اصلی ترین منبع تولید انرژی در کشور ماست
بعد از تمام شدن ذخایر نفتی کشور برای تولید انرژی چه راه حلی راپیشنهاد می کنید؟آیا انرژی هسته ای بهترین جایگزین نیست؟
شيرزاد:
مشکل اين است که برخی فکر می کنند نفت زودتر از انرژی هسته ای تمام می شود. لزوما چنين نيست.
Posted by: مسیح | April 8, 2007 02:04 AM
با سلام وعر ض ادب
کوران همه کور وبینایان همه کور
افتا ده بدامی چه بود راه برون
آنانان که دروس کا ر خود دانستی
بیهوده چرا براه کج پیو ستی
شيرزاد:
دست شما درد نکند. احسنت.
Posted by: روح اله ار جمندی | April 7, 2007 09:32 AM
سلام آقای دکتر
من چند سوال از شما داشتم آیا با تعلیق نیروگاه های هسته ای ما ازپیشرفت فناوری هسته ای نسبت به جهان جهان عقب نمی مانیم؟
دلیل پافشاری آمریکا برای تعلیق چیست؟آیا سابقه کشور آمریکا برای استفاده از فناوری هسته ای خراب تر از کشور ما نیست؟و چرا شما وامثال شما هیچ بیانیه یا اعتراضی نسبت به کشور آمریکا در ساخت نیروگاهای اتمی به منظور ساخت سلاح هسته ای صادر نمی کنید
شيرزاد:
جبران عقب ماندگی ها از روشهای اصولی تری ميسر است که بحث مبسوط می طلبد. ضمنا من شخصا ساخت سلاح هسته ای توسط هر رژيمی را کاری غير انسانی و احمقانه می دانم که اين را به کرات در مقالاتم نوشته ام.
Posted by: مسیح | March 30, 2007 04:31 PM
کوجولو! برو با بزرگترت بیا...
شيرزاد:
نمیشه اين دفعه بزرگ شما جواب من کوچولو را هم بدهد. ضمنا داستان آن پشه را شنيدی که به فيله می گفت محکم بشين می خوام از روی سرت بلند بشم.
Posted by: Anonymous | March 26, 2007 01:46 PM
بسم الله الرحمن الرحیم
و اذا قلتم فاعدلوا
من به آقای دکتر احمدی نژاد به اندازه ای ایمان دارم که مطمئن هستم سیاستهای بسیار درستی را دارند
ایشان نخستین استاندار اردبیل بودند و من از نزدیک شاهد مدیریت منحصر بفرد ایشان بودم مدیریت ایشان در زمینه مسائل اقتصادی و گردشگری استان و مدیریت در زلزله اردبیل و... که از 4 سال استانداری 3 سال استاندار نونه شدند که اگر هرکدام را توضیح دهم کتابی می شود
کاش شما به افمار عمومی جهان مراجعه می کردید و می دیدید چگونه دنیا در حسرت احمدی نژاد است و میلیونها انسان در سراسر جهان آرزومند هستند کاش احمدی نژاد رئیس آنان بود بسیاری آرزو دارند کاش در راهش جان دهند من با توجه به اینکه به دو زبان عربی و ترکی استانبولی مسلط هستم مطالب بسیاری دیده ام
حتی نویسندگان جهانی کتابهایی در زندگی ایشان در جهان منتشر کرده اند که ایشان را شخصیت افسانه ای معرفی کرده اند
به عنوان مثال "داود" میان جهان جالوت که چند بار در اندونزی چاپ شده و کتاب "احمدی نژاد و انقلاب آینده جهانی" چاپ بیروت لبنان و...
بنده از ابتدای ریاست جمهوری ایشان با خودم عهد کرده ام با تمام وجود در راه آرمانهای مقدس ایشان بکوشم و حاضرم حتی جان خودم را در راه سلامتی و موفقیت ایشان نثار نمایم هدیه جان در مقابل چنین شخصیتی ارزشی ندارد
شيرزاد:
ما كه بخيل نيستيم. چه اشكال دارد كه آقاي احمدي نژاد تعدادي طرفدار مثل شما داشته باشند.
Posted by: سیده نرجس خاتون محتهد نجفی اردبیلی | March 17, 2007 10:00 PM
Dr.shirzad aziz
vaghti in matalebo mikhonam migam bayad chikar kard.halate asabaniate badi behem dast mide.shoma vaghean adame sabori hastin.khoda hefseton kone.movafagh bashid.khoda hafez
Posted by: Anonymous | March 12, 2007 02:37 AM
جناب دکتر
با سلام
من نمی دانم یعنی معلومات واطلاعات من در حدی نیست که بتوانم با اساتیدی چون شما و سایرین بحث و گفتگو داشته باشم ولی آنقدر به اقای احمدی نزاد ایمان دارم که بتواند حق این ملت بزرگ را بستاند ولی آنقدر می دانم حتما چیزی هست که تمام کشور های غربی می گویند نه.در هر صورت منتظر مناظره شما دو برادر بزرگوار هستم با آرزوی توفیق
شيرزاد:
اميدوارم آزاد منشانه بتوانيد به يک قضاوت نسبی برسيد.
Posted by: ebrahim | March 11, 2007 06:09 PM
جناب آقای دکتر شیرزاد،
در آخرین پست وبلاگم ایده تشکیل یک وبلاگ یا وبسایت برای نزدیکتر شدن اعضای جامعه فیزیک ایران به یکدیگر رو دادم. خیلی ممنون میشوم که از نظر شما که سابقه طولانی و فعال در فیزیک کشور دارید بهره مند بشم.
با تشکر فراوان،
Posted by: حسین خسروآبادی | March 5, 2007 02:10 PM
سلام جناب شیرزاد.نماینده محبوب سابق شهر محبوبم اصفهان.شاید خودتان ندانید اما جسارت شما در دوران دانشگاه هیشه مایه افتخار و دلگرمی دانشجویان بود.شاید دلگرمی حضور شما در روز 16آذر 83به من جرات داد مقاله ایران را در تالار دانشکده علوم دانشگاه اصفهان بخوانم و امروز هنوز جسارت متقنتان پشتوانه حرکتهای اصلاح طلبانه ماست.بی نهایت دوست داشتم در مملکتی می زیستم که می توانستم شاهد مناظره شیرزاد با احمدی نژاد باشم اما افسوس و صد افسوس!
شيرزاد:
اميدوارم لايق لطف شما دوستان باشم.
Posted by: مهشید | March 3, 2007 11:40 PM
آقاي دكتر شيرزاد عزيز! خودتان بخوبي مي دانيد كه اين تفكر ات منور در ايران كم نيستند و به عقيده من ما از اساس مشكل داريم. مسلما" مخ جناب آقاي احمدي نژاد در سطحي خاص قرار دارد و تا اين تفكرمان متحول و مترقي نشود كه بنظر مي رسد درمان اصلي آن رفتن به دنبال علوم واقعي و البته با تفكر درست علم آموزي است قاعد تا" انتظار نيست كه در اين مدت نه چندان طولاني از ورود علوم جديد و بعبارتي تشكيل دانشگاه در ايران، همه چيزيك دفعه خوب شوند. تفكر حاكم كه اساسا" با علم و دانش، استدلال علمي و منطق تقريبا" بيگانه است؛ حالا به دانشمندان نگاهي بندازيد؛ براي مثال همين پژوهشكده فيزيك در آي. پي. ام. را مثال مي زنم تا بگويم كه اين تفكر آدم ايراني به استسناي موارد كمي چندان متحول نشده است كه حالا علتش بايستي بررسي شود هر چند تا حدي هم واضح است. در اين پژوهشکده فیزیکِ کارهای علمی خوبی انجام می شود (که البته با کارهای تحول آفرین و عمیق علمی خیلی فاصله دارند) ولی متاسفانه سیستم استبدادی در آنجا حاکم شده است که اکثر محققان به یک دانشگاه ( فارغ التحصیل و یا هیات علمی آن دانشگاه)، وابسته هستند و ...
Posted by: محمد نقدي | March 3, 2007 11:40 AM
عذر می خواهم.
شيرزاد:
محمد جان، با وجود آنکه می دانم بعضی حرفهای من برايتان غير قابل پذيرش است و چه بسا شما را آزار نيز بدهد، اما به جهت صفا و صداقتی که داريد شما را دوست دارم. اطمينان دارم اين صداقت و درستی به همراه تلاش دور از تعصب برای دانستن حقايق، چراغ راه آينده شما باشد.
Posted by: محمد رسوای | March 2, 2007 11:08 AM
آقای دکتر سلام
در این دنیای پرهیاهو. دراین دنیای زنده بادومرده بادها. دردنیائی که عده قلیلی برای ازدست ندادن منافع خود حاضرندمنافع اکثریتی رابه اسم انرژی هسته ای بر باد دهند.در این دنیای ایکه سفیدی جای خودراکم کم به خاکستری عرضه میدارد.خداوند ازروی لطف وکرم فرزندی به من عطا نمود.دیدن طفلی که آمدنش دراراده واختیار خودنبوده برای مازیباست ولی برای خوداو چه طور؟تاچه وقت فرزندان خاک ایران زمین منتظرحاکمیت عقل ومنطق بجای .... باشند؟آیا این جدال عاقبت خوشی دارد؟
شيرزاد:
قدمش مبارک. اميدوارم خداوند کمک کند دنيای بهتری را برای او و نسل او در پيش داشته باشيم.
Posted by: سعید | March 2, 2007 12:01 AM
من هم اصلا علاقه نداشتم که آن مطلب را بنویسم به خاطر این که بالآخره زمانی هم سفره بوده ایم و بعد از کلی فکر کردن نوشتم
اما وقتی دیدم که شما به راحتی شخصیت یک فرد را زیر سوال می برید و به راحتی تهمت می زنید و کوتاه هم نمی آیید نتوانستم تحمل کنم و مجبور شدم آن را بنویسم.
شيرزاد:
بر فرض صحت گفته شما، "لا يجرمنکم شنأن قوم ان لا تعدلوا اعدلوا هو اقرب لتقوی"
Posted by: محمد رسولی | March 1, 2007 01:16 PM
آقای شیرزاد
شما اگر اهل مناظره و فضای باز فکری و مصلحت اندیشی و ... بودید که الان انجمن دانشگاه خودتان این قدر با خود شما مرزبندی نداشت. پیشنهاد میدم به جای این کارهای ژورنالیستی کمی واقع گرا باشی شما از پس دو تا بچه بر نمی آیید احمدی نژاد تابحال چند تا مصاحبه (مناظره) با خبرنگارها و سیاستمدارهای زبردست آمریکایی داشته؟ نتیجه چی بوده؟...
شيرزاد:
کسی قصد کشتی گرفتن ندارد که معلوم باشد از پس کی بر می آيد يا بر نمی آيد. صحبت در مورد ارائه منطق و دليل ادعاهاست. با قدرت هياهو سازی که حقی بر کرسی نمی نشيند.
Posted by: Anonymous | March 1, 2007 11:52 AM
سلام مجدد دکتر
سخنرانی شما را در روز خواندم. شما متخصص اين کار نيستيد ولی با هوش هستيد. واقعا در مواردی که ذکر کرده بوديد ابهام بسيار جدی وجود دارد. بنده بعنوان کسی که مدتی در جريان ظاهر کار بودم مطمئن هستم که سو استفاده های مالی فراوان صورت گرفته است و یا اشتباه بسياری در تصميم گيريها رخ داده است و افراد فرصت طلب بسياری با داشتن یک فوق لیسانس مهندسی شیمی خود را بعنوان دانشمند هسته ای غالب کرده اند و از مزایای مادی فراوانی بهره مندند. مذهبیون هم که تصمیم گیرنده اصلی هستند با طناب آقای آقا زاده به ته چاه رفته اند مردم عادی هم که از چیزی سر در نمی آورند. لطفا نوشته مرا در معرض عموم نگذارید چون جو امنیتی ممکن است دردسر ساز شود. اين را نوشتم که بدانيد اگر به زوايای پنهان برنامه اتمی ايران دستیرسی داشته باشید به نکاتی میرسید که خائنین را رسوا ميکند. يک احتمال اين است که برنامه توسط خود خارجی ها هدايت ميشود تا اينها را بدست خودشان به پرتگاه ببرند.
شيرزاد:
با پوزش، عليرغم درخواست شما اين کامنت را گذاشتم تا خوانندگان ببينند فضا برای اظهار نظر آگاهان فن چگونه است، طوری که حتی بدون ذکر نام و نشانه از ظاهر شدن نظرشان نکران هستند.
Posted by: Anonymous | March 1, 2007 05:45 AM
احمدی نژاد دوستت دارم تا کور شود چشم دشمن تا کور شود چشم دشمن احمدی نژاد دوستت دارم احمدی نژاد دوستت دارم احماحمدی نژاد دوستت دارم دیاحمدی نژاد دوستت دارم نژاد دوستت دارماحمدی نژاد دوستت دارم احمدی نژاد دوستت دارم احمدی نژاد دوستت دارم
(تکرار اين جمله در حدود يکصد خط)
احمدی نژاد دوستت دارم احمدی نژاد دوستت دارم
شيرزاد:
حاج علی عزيز، دوست داشتن که گناه نيست. هر کس مطابق سليقه اش عاشق يک کسی ميشه. به پای هم پير بشين.
Posted by: حاج علی تک تک | March 1, 2007 01:22 AM
بی خیال دکتر
Posted by: آدم | February 28, 2007 10:22 PM
جناب آقاي دکتر شيرزاد؛ به نظر شما با عوام فريبي چگونه بايد برخورد کرد؟ وقتي در هر محلی آقاي احمدينژاد مردم را جمع ميکند و مثل معلمهاي دبستاني به همه ميگويد بگويند حق مسلم ماست، چگونه ميتوان اين راي افکار عمومي را برگرداند؟
شيرزاد:
نگران نباشيد، حقيقت از هر تيزابی برنده تر و نافذتر است.
Posted by: محسن | February 28, 2007 06:31 PM
سلام آقای دکتر
حتی اگر بهترین کارشناسان ايشون هم با شما مناظره کنند جوابی ندارند. آنها که مناظره نمی کنند اما شما اطلاع رسانی خودتان را انجام داديد. ما میخواهیم غنی سازی اورانیم را در هر شرایطی انجام دهیم در حالیکه:
۱-در صورت موفقیت در آن راکتوری برای استفاده سوخت نداریم
۲- روسیه تنها راآکتور ما را سالهاست تحویل نداده ۳ -توان ساخت راکتور قدرت را در داخل نداریم
۴-میزان اورانیم ما بشدت محدود است
۵-مراحل قبل از غنی سازی نظیر استخراج و خالص سازی را هنوز تکمیل نکرده ایم.
۶- در عرض جندین سال فقط چند زنجیره غنی سازی را تکمیل کردیم در حالی که غنی سازی سانتریفیوژ بدون تعداد بسیار زیادی (چند ده هزار) معنی ندارد
۷- کپی ماشین سانترفیوژ ما را به تکنولوژی غنی سازی نمی رساند همانطور که در عرض چندین دهه مونتاژ خودرو خودرو ساز نشدیم
و.....
خداوند کشور ما را از شر انسانهای نادان و خودپسند نجات دهد.
شيرزاد:
شجاعت بنده هم همه اش به دليل احاطه و تسلط به موضوع نيست، از خالی بودن چنته آقايان از دليل مطمئنم.
Posted by: Anonymous | February 28, 2007 02:10 PM
سلام
به مطلبتان لینک دادم
موفق باشید
شيرزاد:
متشکرم.
Posted by: بهروز | February 28, 2007 11:55 AM
جناب آقای دکتر شیرزاد
با عرض سلام
از حسن توجه و مسیولیت پذیری شما در قبال هموطنانتان بی نهایت سپاسگزاری میشود.
گاهی یک انسان چنان از خود ناآگاه میشود که اعمالی را انجام میدهد و یا حرفهایی را میزند، که هیچ آگاهی نسبت به آنها ندارد. این حرکات در رانندگی جرم محسوب میشود (مستی)، ولی در جاهای دیگر قابل چشمپوشی است. بعضی وقتها شدت ناآگاهی آنچنان شدید است که تنها استفاده از راهکارهای عملی (نه از طریق گفتاری) برای هوشیار کردن او لازم است. به نظر من برای این شخص مهمترین خصوصیت "مورد توجه واقع شدن" است. من از گذشته او زیاد نمیدانم اما ظاهرا در دوره کودکی و نوجوانی مورد لطف و محبت و توجه بزرگتران واقع نشده است. این کمبود غریزی در او چنان تقویت شده، که حاضر است به هر نحو ممکن وجود خود (و نظراتش) را به دیگران اثبات کند. شاید یک راه مناسب این باشد که در این مدت که او در این پست باقی است، از خصوصیات مثبتش هر قدر کوچک تقدیر شود (و نسبت به بقیه موارد بی توجه بود) و او را مورد لطف و مهربانی خودمان قرار دهیم. مسلما وقتی ضمیر او وجود خود را بهتر احساس کند، سعی خواهد کرد رفتارها و گفتارهای معقولتری از خود به نمایش بگذارد.
شيرزاد:
اخوی جان دخيلتم. اين تن بميره اين تئوری های روان شناسانه را جای ديگری امتحان کن. ما که شانس نداريم يک وقت ديدی شوخی شوخی جدی شد. اونوقت ادعاهايی مطرح ميشه که ... تا همين جاش برای هفت پشتمان بسه.
Posted by: حسین خسروآبادی | February 28, 2007 07:11 AM
من واقعا نمیدونم این ... وقتی تو دانشگاه بوده چی یاد گرفته؟حالا بگذریم از اینکه هیچ publication تا حالا نداشته و به عنوان یه استاد دانشگاه ... محسوب میشه.اما اقلا اندازه یه مهندس که بارش هست!میدونین!بعضی وقتا فکر میکنم این ... و این حرفارو از روی ...بازی میزنه!ولی هرچقدر هم که ... باشید نمیتونید خودتونو انقدر به ...بزنین!میگه دختر 16 ساله تو خونش انرژی هسته ای اختراع کرده!این ...تو دانشگاه بوده؟باورم نمیشه!یه ته مونده ای از تفکر منطقی باید تو حرفاش باشه آخه!نمیدونم والا!زیادم خودتونو درگیر این 10 سال و 50 سال نکنین.تنها علتی که این اعداد گفته شده این بوده که روند بودن!جمله میتوانیم 50 سال جلو برویم اصلا یعنی چه؟بر چه اساسی؟با چه معیاری این جلو رفتن اندازه گیری میشود؟اصلا واحد جلو رفتن مگه ساله؟ما قراره 50 سال دیگه کجا باشیم که 10 سال دیگه با انرژی هسته ای بهش میرسیم؟اینا اولین سوالاییه که یه مهندس میپرسه!ولی این ... اصلا از بیخ ...!
شيرزاد:
يک ليوان آب خنک شايد تسکينتان دهد.
Posted by: سیامک | February 28, 2007 02:38 AM
سلام
مدتی است که به علت اشتغال به نگارش پایان نامه به سایت شما سری نزده بودم. امروز که به یکباره به یاد شما افتادم و به سایتتان سری زدم با این پیشنهاد جدیدتان مواجه شدم: مناظره!
به یاد مناظره ای افتادم که دیروز در دانشگاه تهران به همت بچه های انجمن اسلامی دانشجویان بین آقایان "یوسفی اشکوری" و "خسروپناه" برگزار شد. جایتان خالی! دست بچه های انجمن درد نکند که با این کارشان نشان دادند که برخی که روزنامه های اینقدر گندشان کرده اند طبل توخالی هستند! انشاالله فایل صوتی اون بدستم رسید یه جایی آپلودش می کنم و لینک می دهم که دیگران هم استفاده کنند.
همچنین به یاد شبه مناظره ی! من و آقا "محمد" با شما افتادم که در مورد رسیدن با نرسیدن ایران به فناوری غنی سازی در کامنت های همین سایت برگزار شد و گذشت زمان وزن نظرات حضرتعالی را بیش از پیش مشخص نمود. یادم می آید که یکی از دوستانتان از قول آقای محمدرضا خاتمی گفته بود "اگر در ایران دو تا متخصص هسته ای باشد یکی از آنها آقای شیرزاد است"! این نظر هم (اگر صحت داشته) به سرنوشت نظرات حضرت عالی دچار شد!
تا ببینیم بعدها چه می شود...
شيرزاد:
تا جايی که يادم هست آقا رضا گفته بود اگر در مجلس کسی بتواند نظر تخصصی بدهد فلانی است.
Posted by: همتی | February 27, 2007 05:22 PM
آقای شیرزاد با اجازه خواستم در جوابِ آن المپیادی فیزیک سالهای دور که الان هم در خاکِ پاک وطن است چیزی بنویسم: آیا این درست است که من بگویم فشار ایران کم کم دارد باعث تغییرات و تحولاتی در آمریکا یا اروپا می شود٫ چون گروههایی شروع به انتقاد از سیاست فعلی ی بر ضدِ ایران کرده اند؟ اگر با جامعه ی اروپایی آشنا باشی شاید به این سوال من بخندی. باور کنید گاردییَن و هیچ رسانه ی که من بشناسمش دغدغه ی پیشرفت و امنیتِ ملی یِ ایران را ندارد. اجازه بدهید که شهروندان و متخصصین ٫سیاستها و رفتارهایی را که فکر می کنند نادرست است به چالش بکشند و انتقاد کنند. جامعه از دل این انتقادها و چالشها راهِ درست را می تواند به سادگی برگزیند. احتمال بس ناچیزی وجود دارد که چشم انداز و سیاستِ سودمندی پشتِ درهای بسته توسط گروهی کوچک یافته شود
Posted by: قاسم | February 27, 2007 12:50 PM
هرچند با اصل شفاف سازي درباره فعاليت هاي اتمي كشور موافقم ولي معتقدم در حال حاضر فضا براي اين مباحث مهيا نيست.شما ميبايست بحث هزينه فايده فعاليت هاي اتمي كشور را در زمان اصلاحات مطرح ميكرديد كه امكانات رسانه اي بيشتري داشتي.حيف كه در اين كشور خيلي زود همه چيز دير ميشود.
شيرزاد:
مطرح کردم. يادتان نيست چه شد؟
Posted by: حميد رضا | February 27, 2007 12:07 PM
من را چطور؟
من را به جا مي آوري اي نااميدي ساده؟!
اين قدر سفيد بر اين سياهي ننويس
خودت كه مي بيني
اينجا مجال سفيدي نيست
لا اقل كمي هم براي ترس از روياها جايي بگذار
پيش از آنكه آفتاب ببارد
پيش از آنكه دختران باكره غرق در شمشادهاي آبادي ما شوند.
پيش از آنكه ماه گيسوانش را ببارد
پيش از من
پيش از همه ما
پيش از آنكه...
دهاتي هاي آشنا
قصه هاشان را تمام كنند.
Posted by: مهران | February 27, 2007 12:00 PM
با سلام اقای دکتر
چون شما زمانی مسولیت داشتید
میتوانید از رییس جمهور تقاضای مناظره کنیدو شاید هم به گوشه قبای ایشان برخورد کند
ولی اگر یکی از همین بچه های دانشجو این تقاضا را کرده بود چنان گوشی پیچانده می شد
که 24 ساعت ....
Posted by: Anonymous | February 27, 2007 11:00 AM
به نظر بنده آقای احمدی نژاد حتی نمی داند انرژی هسته ای چیه. وقتی آدمی ...بیشتر از این نمی شود از او انتظار داشت.
Posted by: حیدر | February 27, 2007 09:40 AM
سلام آقاي دكتر فكر مي كنيد مناظره مي كنه؟
من مي گم چنين افرادي هميشه با سرو صدا حركت مي كنند دنبال استدلال و بحث نيستن از مناظره فراري فكر نكنم مناظره كنه در هر صورت موفق باشيد
Posted by: امين | February 26, 2007 07:41 PM
با سلام
پيشنهاد مي كنم پيشنهادتان را پس بگيريد چرا كه در مناظره حتما شكست مي خوريد. يكي از هم شهري هاي قديمي ما تعريف مي كرد كه بزرگترين دانشمند دوران را در مناظره شكست داده است. وقتي پرسيديم چطور گفت او هر چه استدلال آورد من قبول نكردم!
Posted by: حميد | February 26, 2007 07:03 PM
جناب آقای شیرزاد سلام
هرچند که این حرکت یک حرکت فیگوراتیو در عرصه ی سیاسی است و کسی که به دعوت مجمع تشخیص و سمینار اصل44 آن گونه واکنش نشان داد که دیدیم & دعوت شما رااگر مشاوران اش ( البته اگر داشته باشد ) پاسخ دهند باز هم برای بازخورد ملی اش حضرتعالی و ما را کفایت است .
جناب آقای دکتر چند وقت پیش مقاله ای خواندم از آقای دکتر علی اکبر صالحی که معرف حضور هستند ( نماینده اسبق ما در آجانس بین المللی و ریس دانشگاهی که حضرتعالی در آن تدریس می کنید) ایشان مجدانه از داشتن این حق مسلم دفاع می کنند . گمان میکنم اگر در حوزه ی آکادمیک نظراتتان را مثلن بصورت سمیناری در یک دانشگاهی پی بگیرید & گستره ی آگاهی بخشی آن بمراتب بیشتر و تاثیر گذار تر از صرف دعوت به مناظره با دوست مشترکمان باشد .
ارادتمند م.ت . صالحی
شيرزاد:
در سطوح آکادميک مطالب زيادی نوشته می شود و هم اکنون در دسترس است. البته اغلب زبانی فنی دارند و به دليل حساسيت حکومت در لفافه ای از زبان تخصصی بيان می شوند. اما به زعم بنده مطلبی هم که تخصصی است اگر با منافع و زندگی فرد فرد شهروندان مربوط بود اين حق آنان است که مثل کشورهای پيشرفته شاهد بحث متخصصان در باره آن باشند.
Posted by: محمد تقی | February 26, 2007 05:48 PM
می دونی زیاد از احمدی نژاد خوشم نمی یاد چون حرف الکی زیاد می زنه ولی توی یکی از حرفاش در مورد این صحبت کرد که باید تمام پول نیشکر ها به اندازه بین مردم تقسیم بشه....خیلی از این حرفش خوشم اومد.....در این موردهم
که شما گفتین حق با شماست...این حرفشم خوب بود
در کل نمی دونم
ولی این دولت داره خیلی پیاز داغش داره زیاد می کنه
به هر حال
ما خیلی راه نرفته داریم که باید بریم
می گم دکتر جون این سوالات المپیاد چی بودن ....
خیلی ناجور بودن
کی جوابا می یان؟
کی نتایج می یان؟
شيرزاد:
در حال حاضر من در جريان سوالهای المپياد داخلی نيستم و درگير برگزاری المپياد جهانی سال آينده در ايرانم.
Posted by: یه نفر | February 26, 2007 05:05 PM
دکتر جان دمت گرم خیلی حال دادی!
درسته که این ...جیزی به جز یک مشت توهم برای مناظره نداره ولی کار شما بسیار قابل ستایشه!
بذا حداقل نگن مرد تو این مملکت نبود که جواب ...این ... رو بده!
بذا فکر نکنن همه ملت ...ن!
به هر حال:
"نرود میخ آهنین در سنگ"
Posted by: سیروان | February 26, 2007 04:20 PM
جناب دکتر شیرزاد
چندی قبل شما با ارائه آمار و ارقام سعی در غیرمنطقی نشان دادن سرمایه گذاری روی انرژی هسته ای داشتید ولی در آنجا نتوانیتسد حتی خواننده های خود را قانع کنید و با تحلیلهای نه چندان منطقی در نهایت نیز به نتیجه خاصی منجر نشد. جالب است که هم اکنون رییس جمهور را به مناظره دعوت میکنید. آن زمان از شما خواستم به جای چنین بحثهایی که بیشتذ به سیاسی میخورد تا علمی به جمع آوری منبع و ارائه آن اقدام کنید که البته مورد اجابت حضرتعالی قرار نگرفت.
نتیجه ای که میتوان از این روند گرفت چیزی جز تلاش حضرتعالی برای مطرح کردن خود نیست و متاسفانه سوء استفاده از موقعیت علمی به عنوان عضو هیات علمی یک دانشگاه جهت پیشبرد اهداف سیاسی. جالب است که در چند پست قبلی نیز رییس جمهور را به دلیل همین سوء استفاده نواخته اید.
باز هم درخواست میکنم به جای جنجال به انجام یک تحقیق جامع و انتشار آن بپردازید تا مورد از دید علمی بررسی شود.
شيرزاد:
شواهد نشان می دهد که بنده نتوانسته ام شما را قانع کنم. اين البته به معنای آن نيست که بنده در اثبات ادعاهای خود چيزی نگفته ام، بلکه شما نپسنديده ايد. اما خواهش می کنم اصراری به نتيجه گيری و قضاوت آن هم در مورد انگيزه های افراد نداشته باشيد. انگيزه من خوب يا بد هر چه هست تاثيری در اثبات يا رد مطالب ندارد. لطفا اگر در باره مطالب نوشته شده نکته ای هست ابراز فرماييد. شما قاضی دادگاه نيستيد.
Posted by: محمد | February 26, 2007 03:41 PM
ایها الناس!اگر میخواهید مشهور شوید بشتابید . نسخه اشتهار در دست ماست: روش اول-در یک محوطه نسبتا پر ازدحام کاملا لخت مادر زاد شوید! روش دوم -مانند خوئینی یک جمع چند نفره نسوان معترض را پیدا کنید و وارد اجتماع انها بشوید و بنحوی انها را تحریک کنید تا ماموران به منطقه اعزام شوند. روش سوم- چند نفر دانشجو را به گرد هم اورید و فریاد وا حقوق بشرا و نظایر ان سر دهید. شعارها باید بگونه ای انتخاب شوند که برای غربی ها از جذابیت لازم برخوردار باشد و اگر سوژه مناسبی گیر نیاوردید به چند تا از مسئولین ناسزا بگوئید البته هرچه این فحش ها ابدارتر باشد کاراتر است. روش چهارم-مانند مسیح علی نژاد یک چیزی مثل فیش حقوقی نمایندگان را از اتاق کار انها کش برید و برای خود یک سابقه مبارزاتی دست و پا کنید.روش پنجم-مثل احمد باطبی یک پیراهن خونی بالای دست بگیرید .البته موهای سرتان را هم مانند او باید بلند کنید تا به چگوارا قدری شباهت پیدا کنید.
ادامه اگهی فوق: رهنمود: با انتخاب هر یک از پنج روش فوق و قبل از انجام عملیات مورد نطر به ما خبر دهید تا عکاس و خبرنگار مورد نیاز را به صحنه این عملیات محیر العقول اعزام کنیم . بقیه کارها را به ما بسپارید.البته امثال مرتضوی ها هر جه بیشت فریب این سناریو های شما را بخورند و ایام بازداشت شما بیشتر باشد ما و شما در کارمان بیشتر موفق خواهیم شد. وظیفه ما : ابتدا از طریق سایتها و وبلاگهایی که در اختیار داریم بطور منسجم به انعکاس و بزرگنمایی خبر شما میپردازیم و رسانه های غربی که بدنبال سوژه هستند این خبرها را با اب و تاب بیشتر منعکس خواهند کرد .شما سعی کنید بنحوی مثلا لگد پراکنی یا فحش دادن به مامور دستگیری یا بازداشت او را وادار به واکنش نمائید در اینصورت ما انرا به عنوان شکنجه پوشش خواهیم داد . بعد از چند روز که رها شدید بدون انکه مانند مبارزان پیش از انقلاب یا تیر و ترکش خورده های بعد از انقلاب در جبهه های جنگ سختی تحمل کرده باشید ما شما را مانند شیرین عبادی و موسوی خوئینی و علی افشاری و ...یک شبه قهرمان ازادیخواهی میکنیم و شما براحتی ویزای ورود به امریکا را دریافت میکنید و مانند علی افشاری به استخدام سیا در میایید و نانتان در روغن است پس بشتابید تا با حماقت طرف مقابل شما را شهره افاق نمائیم! . جیره ما را فراموش نکنید در غیر اینصورت در ایکی ثانیه شما را به وضع اولتان برمیگردانیم
شيرزاد:
جناب صادق خان عزيز، هرچند کمی عصبانی هستيد، ولی اجمالا عرض کنم بين راه حل هايی که فرموده ايد همان اولی از همه مناسب تر است. برای آنکه هر چه فکر می کنم برای هيچ آدم عاقلی صرف نمی کند مثل احمد باطبی زندگی اش از هم پاشيده شود و چند بار تا پای چوبه دار برود تا بلکه يک روز عکسش در يک مجله خارجی چاپ شود. نه، خدا وکيلی به نظر شما صرف می کند؟ ويا انصاف بدهيد کجای اين کار به صرف است که مثل عليرضا افشاری يا اکبر موسوی خويينی چندين ماه را در سلول انفرادی و تحت فشار باشيد تا بلکه در يکی دو جا از شما اسم ببرند؟ خود شما يک شبش را امتحان کن ببين می صرفد يا نه؟ بنابر اين تا اطلاع ثانوی همان روش اول قابل توصيه تر است. البته يک روش ديگر هم هست و آن اينکه يک حرف عجيب و غريبی مثل انکار هولوکاست را مطرح کنيد تا بلافاصله از طرف نئوفاشيستها مورد تشويق و تمجيد قرار گيريد، اما اين روش هم به پای روش اول نمی رسد.
Posted by: صادق | February 26, 2007 03:37 PM
با عرض سلام
اقای شیرزاد به نظر من شما یکم که نه بلکه خیلی تند رو هستید.
من از طرفدارهای اقای احمدی نجاد نیستم.
اما اگر منصفانه هم که بنگریم ایشان تا حدودی حق دارند.
باید خیلی مواظب باشیم که عقدهای گذشته در قضاوت اینده تاثیر نداشته باشد
شيرزاد:
بسيار خوب، اجازه دهيد آقاي احمدي نزاد با «حرفهاي متين و مستدل» خود «من تندرو بي كله» را در يك مناظره رو در رو از ميدان به در كنند!
Posted by: صادق | February 26, 2007 02:32 PM
سلام دكتر شيرزاد!
اين بنده خدا اون همه جمعيت جلوش بوده جو گير شده يه چيزي گفته شما چرا جدي گرفتيد؟اينو به شوخي نگفتم از حرف هاي 2 سال اخير اين بنده خدا نتيجه گرفتم؟
Posted by: علي رضا | February 26, 2007 11:36 AM
حرفهاي براي نگفتن بسيار بود دريغا كه زبان چالاك ما را بسته اند.
گويا ديگر اينجا مجال كلمه نيست.
گويا ديگر كلمه ها همه عقيم شده اند تا در رثاي باران و آزادي چيزي بگويند.
ما نميدانيم تنها انرژي هسته اي است كه حق مسلم ماست؟
آيا اينترنت آزاد ، روزنامه آزاد ، صدا و سيماي آزاد ، انتخابات آزاد و هزاران چيز ديگر كه از آن محروميم حق مسلم ما نيست؟؟؟
Posted by: مهران | February 26, 2007 11:03 AM
هزار حرف نگفته در چنته داريم
آقاي دكتر اگر اينها اهل گفتگو بودند كه اوضاع خيلي فرق مي كرد.
مگر خودشان نمي بينند. گويا انرژي هسته اي تنها حق مسلم ماست...
اينترنت آزاد ، روزنامه هاي آزاد ، تلويزيون و صدا و سيماي آزاد و هزار چيز ديگر آيا حق مسلم ما نيست.
انرژي هسته اي براي خودشان به ما زباني بدهيد تا بگوييم.تمام حرفهاي نگفته را......
Posted by: مهران | February 26, 2007 10:47 AM
بابا اینا ازمابهترون هستند ادم ساده دل, کسیکه منخب شخص امام زمان است وهاله نور داره اصلا ماهارا(مردم ایران)دراین حد میدونه که باهامون مناظره کنه؟
Posted by: حسین | February 26, 2007 01:29 AM
آقاجون مشکل اینه که شما می خوای کسی رو از خواب بیدار کنی که خودشو زده به خواب
Posted by: مهدی | February 26, 2007 12:27 AM
موجودیت کشور کهنسال ما بدون اغراق وبطور جدی در خطراست. مهمترین خبر وبحث اغلب خبر گزاری های دنیا در مورد بمباران محتمل وقریب الوقوع ایران است که امریکا تقریبا همه مقدمات انرا اماده کرده است.
دیروز تظاهرات گستر ده ای در لندن بر علیه جنگ افروزی امریکا بود. در کشور ما ؛ اما ؛ داغترین بحث در باره پرسشهای امتحا نی معلمان در باره سیره نبوی است. همه علما که این سوالات از رساله های خود انها در امده است اسلام را در خطر دیده اند. اگر کشور ما از این بزرگترین خطر تاریخ ا ش دست نخورده در برود واگر مردم همیشه حاظر در صحنه ومومن ما زیربمباران امریکا مثله نشوند انرا مدیون وجدان های بیدار غیر مسلمانهای خواهیم بود که بر علیه اتش افروزی امریکا تظاهرات راه انداخته اند. مردم ما و " نمایندگا نش" در مجلس مسایل مهمتر ی ( مانند حضور یک نفر در مجلس رقص در ترکیه ویا رنگ ریش پیغمبر) دارند فعلا فرصت بحث در باره هستی ونیستی ما راندارند. فقط تصور اینکه حتی ده در صد پیشگوی اینهمه متخصص منطقه خاور میانه در اورپا وامریکا در مورد حمله امریکا به ایران درست باشد هردوستار ایران را دچار وحشت میکند. واقعا هفتاد ملیون باید مثل ... بنشیند وشاهد نا بودی خود باشد؟ واقعا تمام صدا ها خفه وهمه راهها بسته است؟ چرا یک تظا هرات برای صلح وضد جنگ در کشور ما راه نمی افتد؟ چگونه است که کشوری با شصت در صد جمعیت زیر سی سال ونود در صد با سواد سر نوشت خودرا اینگونه بی خیال به دست یک عده ما جرا جوی خرافی سپرده است؟ چرا در بین بزرگان کشور ما ده نفر مثل شیر زاد پیدا نمیشود که یاوه گوی های خطرناک این با با را صریحا به چالش بکشد؟ ان اقایی که نامزد اصلاح طلبان برای ریاست جمهوری بود چرا دراین حساسترین لحظه تاریخ این مرز و بوم حتی یک نامه اعتراض امیز نمی نویسد؟ منتظر کدام دستی هستیم که از غیب بدر اید وما را از این مهلکه نجات دهد؟ چرا نامه بسیار منطقی سازمان مجاهدین انقلا ب منجر به نامه های مشابه از طرف تشکیلات سیاسی دیگر نشد؟ چرا باز تاب ان وپیشنهاد های عاقلانه و مثبت ان ناچیز بود؟ ایا ملت ما مرده است؟
سهراب
Posted by: سهراب | February 25, 2007 10:33 PM
ا
اطلاعات خیلی مفیدی بودتشکر
Posted by: حامد | February 25, 2007 09:29 PM
سلام
اگر جوابی دریافت کردید حتما خبر دهید.
Posted by: ایران امروز | February 25, 2007 08:19 PM
آقای دکتر
با سلام
بنده یکی از بجه های سالهای دور المپیاد فیزیک هستم.
الان هم در خاک پاک وطن هستم.
شما درست میگید. متاسفانه اغلب سیاسیون ما مثل بسیاری دیگر از سیاسیون؛ درک دقیقی از نسبت انواع مختلف فن آوری ندارند.
این بنده خدا هم که رییس جمهور ماست هر روز با این حرفهاش بیشتر کم سوادی و ناپختگی خودش رو اثبات میکنه.
ولی آفای دکتر شتر سواری دولا دولا نمیشه. شاید اگر سیاست اشتباه هم باشه. طرح شدن اینکه این اشتباهه (توی این شرایط ) صرفا طرف مقابل رو به تحریم بیشتر ترغیب کنه. همین امروز گاردین تلویحا این مطلب رو نوشته بود که فشار خارجی داره جاهایی تاثیر خودش رو میگذاره. اون جاهاش هم من و شماییم. فکر میکنم باید صبر کنیم بحران ( اگر بخیر بگذره) تمام شه. بعد این بنده خدا رو بفرستیم جایی که براش ساخته شده. نه صندلی رییس جمهور
ارادتمند شما
شيرزاد:
بخران كه بعيد مي دانم با افاضات روزانه آقاي احمدي نزاد تمام بشه. اما شما مي فرماييد به دليل سوء اتفاده احتمالي دست روي دست بگذتريم و تماشا كنيم؟
Posted by: بنده خدا | February 25, 2007 07:51 PM
با سلام، آقای شیرزاد
خودتون می دونید که انجام چنین مناظره ای مقدور نیست.
موضوع این که چطور میشه مردم رو از وضع موجود مطلع کرد؟؟؟؟مردم صدای شما را نمی شنوند.
اکثر مردم فکر می کنند که احمدی نژاد مردی است که دلیرانه جلوی زورگویان دنیاایستاده وهمه باید از او حمایت کنند!!! بزرگان هم سکوت کرده فقط ناظرند.چه کسی پاسخگوی خسارت هایی است که به مردم ومنافع ملی وارد می شود؟؟؟آقای شیرزاد واقعا چه باید کرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شيرزاد:
اولا از خصلت هاي احمدي نزاد بعيد نيست يك وقتي هم قبول كرد، همان طور كه به پلي تكنيك هم رفت. در ثاني اقلا يك جا زبان ما و دوستانمان دراز باشد كه اگر خيلي ايشان حرف تخصصي و جدي دارند بيايند با يك مدعي روبرو شوند.
Posted by: فائزه | February 25, 2007 05:30 PM
سلام آقاي شيرزاد
اول يك سوال شما در اين مناظره مي خواهيد آقاي احمدي نژاد را مجاب كنيد به بيفايده بودن انرژي هسته اي؟ يا ناظران مناظره را؟
واما بعدناظران مناظره - كه ماباشيم_ چه طرفدار شما باشيم وچه طرفدار آقاي رييس جمهور هركداممان محبوب خودمان را برسكوي پيروزي نشانده ايم وچه شما مناظره كنيد و چه نكنيد از حالا هورايمان را برايش كشيده ايم آقاي احمدي نژاد هم كه آنچه را درست تشخيص مي دهند انجام خواهند داد يعني در مناظره (اگرهم مناظره اي باشد)كوتاه نخواهند آمدمي ماند اين وسط اوقاتي كه براي اين مناظره هدر خواهد شد اگر ده ميليون نفر ناظر باشند و مناظره يكساعت طول بكشد مي شود ده ميليون نفر ساعت كه با اين حجم زمان/افراد مي توان چند تا نيروگاه هسته اي ساخت وايضا" چندصد كارخانه توليد ماكاروني وپفك وكشك
شيرزاد:
پس حالا كه اين طور شد بگوييد حسن عباسي بيايد برايتان تخليل استراتزيك بكند تا وقتتان تلف نشود.
Posted by: مهدي | February 25, 2007 04:40 PM
جناب استاد، فراموش كرده ايد ايام حكومت دوم خردادي را كه همه صدا ها را خاموش مي كرديد و همه اعتراضات را لجن مال؟
Posted by: اسماعيل | February 25, 2007 09:50 AM
البته هزینه این پیشرفت! شاید فقط ده سال تعطیلی بقیه کارها نباشد. هزینه آن هزارن تن بمب و موشکی که به طرف کشور نشانه گرفته شده و ماشه آن دست دیوانگان جنگ طلبی مثل دیک چینی است. فرمایشات آقای ریس جمهور را بگذارید به حساب ... در کنار بقیه فرمایشات ایشان. بقیه بزرگواران هم همین گفتار را تکرار می کنند. مجلس طرح خروج از ان پی تی را تصویب می کند. آقای رفسنجانی تلویحا اعلام می کنند ما غنی سازی را به هیچ قیمت متوقف نمی کنیم. آقای لاریجانی آمریکا را تهدید می کنند و ملت شریف هم که بی تفاوت به دنبال تهیه آجیل وشیرنی شب عیدند.
Posted by: Anonymous | February 25, 2007 08:17 AM
آقای شيرزاد
مشكل بنيادیتر از اين حرفهاست. به فرض هم كه آقای احمدینژاد (يا حتی يكی از زيردستانش) حاضر بشود كه با شما مناظره كند.
اصلاً وقتی پايه تفكری، علمی نيست و مبانی علمی را قبول ندارد، چه مناظرهای میشود كرد!؟
با سوفسطاييان، چه سخنی جز سفسطه میتوان گفت؟
وقتی سادهدلانه، دم از توليد انرژی هستهای در منزل، توسط دختر دبيرستانی 16 ساله میزنند (آن هم با قطعاتی كه از بازار خريداری شده) چه پاسخی میتوان داد؟
وقتی كه برای فرق داشتن، ساعتها را به جلو نمیكشند و به گفته مركز پژوهشهای مجلس (اين گزارش را ببينيد) بيش از 800 مگاوات به مصرف برق كشور میافزايند، شما چه سخنی میخواهيد بگوييد
يادتان هست كه در جواب آقای رحمتی كه گفته بود «بياييد اين پول جمكران را صرف درست كردن جادهاش كنيم» به او تاخته بودند و گفته بودند كه ما برای جاده ساختن نيامدهايم؟
سند
سند
Posted by: بهرنگ | February 25, 2007 02:42 AM
خدا عمرتون بده جناب شيرزاد! اگه حرف منطقيه، بشينه با دو نفر منتقد هم صحبت كنه؛ اگه كارشناسهاي هستهاي (كه متوسط سنشون، به گفته رييس جمهور، زير 25 ساله) گفتند، يكيشون يكبار بياد اين رو توضيح بده. والله ما خيلي كمتر از شما توي دانشگاه بوديم و البته توي همين اجتماع بزرگ شديم. بيان اقلا من عوام بيسواد رو روشن كنند اين آقاي دكتر.
Posted by: صادق | February 25, 2007 12:29 AM
طبق منطق ایشان کاملا درست می فرمایند! سالها است که در هول و بلای بقای حکومت هستند. حالا می گویند اگر ده سال همه چیز را تعطیل کنیم -و می اندیشند بمب اتم داشته باشیم- بعدش دیگر برای ۵۰ سال ماندنمان تضمین است لااقل! طفلی عقلش همینقدر است دیگر! عملا هم گر تعطیل کنند کارها را چه اتفاقی می افتد مگر؟! ۲۸ سال است که ۷۰۰ میلیارد دلار را بر باد داده اند و مملکت را امام زمان اداره کرده حالا ده سال دیگر هم رویش!
Posted by: سیامک | February 24, 2007 09:14 PM
خبررساني با ما!
Posted by: حميد | February 24, 2007 07:57 PM