گوشه صفحه شطرنج
مصاحبه مهمی داشتم با رادي صدای آلمان در باره مسائل مرتبط با موضوع هسته ای ايران و مذاکرات مونيخ که روز دوشنبه 23/11/85 منتشر شد. نکات نسبتا مهمی در آن هست که شايد ارزش تکرار در اينجا را داشته باشد. (گفته های خبرنگار با حروف برجسته آمده است)
جامعه جهانى در روزهاى اخير به ”شكاف هسته اى” در ميان رهبران ايران چشم دوخته و به اين اميد است كه معتدل ترها بتوانند سكان را از دست تندروترها خارج كنند. همه منتظرند ببينند آيا على لاريجانى امكان استفاده از فرصت بوجود آمده را پيدا میكند؟ اما دبير شوراى عالى امنيت ملى با كدام طرح قادر به گشايش گره مناقشه هستهاى خواهد شد؟ و آنچه او به عنوان پيشنهاد ارائه ميدهد، آيا با موضعگيرى هاى ضدو نقيض ساير دولمتردان راه به جايى خواهد برد؟ و آيا تلاش براى حل مناقشه بايد آنگاه جدى ميشد كه وزرای امور خارجه اتحادیه اروپا تحریمهای شوراى امنيت را تصویب كرده باشند؟
گفتگويى با دكتر احمد شيرزاد نماينده پيشين مجلس و عضو شوراى مركزى جبهه مشاركت.
مصاحبه: مریم انصاری
آقای لاریجانی در کنفرانس امنیتی مونیخ گفته بودند که ایران حاضر است همهی ضمانتهای قابل تصور را بدهد تا ثابت کند که نمیخواهد سلاحهای هستهای تولید کند. حالا طرح ایشان برای از سرگیری مذاکره چی هست و آیا این پیشنهاد که بر مبنای آن ایران سانتریفوژهایش را بهگونهای بهکار بیندازد که فقط اورانیوم تا ۴درصد را شامل بشود، میتواند پایهای برای توافق و لغو تحریمها باشد؟
احمد شیرزاد: البته جزییات طرح در مونیخ مشخص نشده، ولی تا جایی که از موضعگیریهای قبلی مسئولان ایران برمیآید، روی چند پایه پیشنهاد آنها استوار است. یکی اینکه ایران بتواند غنیسازی را ادامه بدهد، دیگر اینکه ایران بتواند با بازرسهای آژانس همکاری بکند بهطوری که از طریق بازرسیهای آژانس این تضمین و ضمانت وجود داشته باشد که ایران به کار تولید سلاح نمیپردازد و سوم همکاری در مورد شرکتهای مشترک است، به اصطلاح کنسرسیوم تولید سوخت، که البته بر سر این قبلا اختلاف بود به این مضمون که ایران حاضر نبود غنیسازی در خارج از خاک ایران انجام بشود، در حالیکه روسها پیشنهاد داشتند که این غنیسازی در خاک روسیه انجام بشود. اگر احیانا اختلافات بر سر این مسئله حل بشود، پیشنهاد ایران میتواند یک چنین چارچوبی را داشته باشد که غنیسازی در چارچوب یک شرکت چندملیتی ادامه پیدا بکند و ایران بتواند در این قالب به کارش ادامه بدهد.
این پیشنهاد تا چه اندازه میتواند مورد پذیرش قرار بگیرد، با توجه به موضعگیری خیلی سرسختانه غرب و حتا تصویب تحریم ایران از طرف اتحادیه اروپا؟ حتا سوییس هم که تلاش کرده میانجیگری بکند، بهرحال پیشنهادش این بوده که ایران چندصد سانتریفوژش را برای فعالیتهای تحقیقاتیاش نگهدارد، اما به آنها اروانیوم برای تولید سوخت تزریق نکند. حالا چه شانسی برای ایران وجود دارد که آقاى لاريجانى در چانه زنى با غرب به جایی برسد؟
احمد شیرزاد: البته این چیزی که بنده عرض میکنم حدس است، وگرنه بطور مشخص اینکه در مذاکرات و چانهزنیها چه میگذرد، خب کسی اطلاع ندارد. ولی ببینید، مطلب این است که این پیشنهادی که عرض کردم خدمت شما، متاسفانه یکمقداری زمان ازش گذشته. اگر چنانچه ایران میتوانست قبل از این یک توافقی بر سر طرح روسیه انجام بدهد، بطوری که هم پرستیژ سیاسی ایران حفظ بشود و هم در واقع غربیها نگرانیهایشان برطرف بشود، ممکن بود بشود به یک توافقی دست یافت. در حال حاضر امکان حصول توافق بسیار مشکل است و اروپا و آمریکا در موقعیتی قرار گرفتهاند که میخواهند خواستههای خودشان را بههرشکلی که هست پیاده بکنند. به همین دلیل الان کار برای ایران بسیار دشوار است و بعید است که بشود در این زمینه به توافق دست پیدا کرد.
آیا توافقی که گروه ششگانه با کره شمالی بعنوان مثال کرده که غرب با کمکهای میلیونیاش در عرصهی انرژیرسانی از این کشور حمایت بکند و کره شمالی هم در مقابل کار تسهیلات هستهای خودش را متوقف کند، این میتوانست برای ایران هم سرمشقی باشد؟ مگر آقای متکی نگفتهاند که معیار برای سقف غنیسازی باید برای تولید سوخت جهت تولید برق قریب ۲۰هزار مگاوات در کشور تعریف بشود. آیا بستهی گروه ۱+۵ به این نیاز و فنآوری لازم در این عرصه پاسخ نمیداد؟
احمد شیرزاد: ببینید در اظهارنظری که مسئولین ایران میکنند، معتقدند که آن پیشنهادهای تشویقی خیلی قابل اعتنا نبوده و چیز مهمی در آن نبوده. ولی به نظر من مشکلی که در داخل ایران وجود دارد این است که مسئلهی غنیسازی و در بیان کلیترش فنآوری هستهای به یک مسئلهی حیثیتی و ایدئولوژیک تبدیل شده و این خب حل مسئله را بسیار دشوار میکند. در کره شمالی مسئله متفاوت است، یعنی مقایسهای که شما میفرمایید با مسئلهی کره شمالی، تفاوتش در همینجاست که کره شمالی بنوعی حاضر است که به قیمت دستبرداشتن از فنآوری هستهایش امتیازاتی را بگیرد. ولی در ایران چون مسئله کاملا جنبهی ایدئولوژیک و حیثیتی پیدا کرده، با هیچ چیز قابل معاوضه و معامله نیست. این است که کار را سخت کرده است، وگرنه اگر به اصطلاح آن مبنای اولیه مبنی بر این که بشود بر سر این کار معامله کرد و توافق کرد، اگر این مبنا پذیرفته بشود، بهرحال سر جزییاتش و اینکه این امتیازات کم هست یا زیاد هست، امکان چانهزنی برای ایران وجود داشت.
در صحبتهایتان اشاره کردید که الان فرصتهایی که میتوانست غنیمت شمرده بشود از دست رفته. با اینحال بهنظر میرسد که رهبران ایران در پی این هستند که بهرحال چارهای پیدا بکنند. چون ایران هم از هر نظر تحت فشار است، هم از نظر مشکلات اقتصادی و هم از جنبههای بینالمللی در منطقه و از سوی جامعهی جهانی. ولى آیا میشود اعتماد کرد به رهبرى ایران که روی تلاشهای فعلىاش براى رسيدن به توافق ثابتقدم بماند؟
احمد شیرزاد: ببینید ما در صفحهی شطرنج سیاسی بهمرور به گوشهی صفحه رانده شدهایم و امکان حرکتهای متنوع از ما سلب شده. شاید تا قبل از اینکه این اجماع بر سر قطعنامهی ۱۷۳۷ حاصل بشود، ما میتوانستیم به شکلهای مختلف دست به توافقهای سیاسی بزنیم و یا موقعیت سیاسیمان در منطقه موقعیت بهتری بود. متاسفانه الان خیلی حرکتها از ما سلب شده و در واقع طوری به ما کیش دادهاند که اگر بخواهیم حرکتهای بهاصطلاح ستیزهجویانهای را دنبال بکنیم، ممکن است بازهم ما بیشتر به گوشه صفحهی شطرنج رانده بشویم و نهایتا امکان ماتکردنمان فراهم بشود. درهر صورت اینکه این موقعیتها گذشته و از دست رفته است یک واقعیت تلخ است، اما بهرحال کماکان ما فکر میکنیم و بسیاری از اصلاحطلبان در داخل ایران فکر میکنند که اگر ما بتوانیم راه تعامل سیاسی با کشورهای مختلف دنیا را در پیش بگیریم، در آینده مجددا ممکن است فرصتهای بهتری برای ما فراهم بشود. دست برداشتن بطور موقت از یک برنامه، بهمعنای ترک ابدی آن نیست و ما همواره میتوانیم بر مبنای مصالح خودمان دنبال کسب منافع باشیم.
نظرات بازدیدکنندگان
ببینید من خودم دانشجوی دوره فوق لیسانس الکترونیک علم و صنعت هستم.
درباره علم و صنعت باید بگویم تقریبن ...اساتید موجود در این دانشگاه گرد هم آمده اندبه طوری که سطح کلاس های فوق لیسانس در سطح لیسانس هم نیست.اکثر اساتید اینجا دارای پست دولتی و....باید خودتان بیایید و ببینید
Posted by: ghasedak | March 7, 2007 12:01 PM
مي تونم بپرسم چرا كامنت منو نگذاشتيد؟به مزاجتان خوش نيامد؟
شيرزاد:
من در اين وبلاگ علاقه ای به بحث شخصی ندارم. شما را به تقوای بيشتر دعوت می کنم.
Posted by: محمد رسولي | February 27, 2007 09:35 AM
دکتر شيرزاد سلام
اخبار خارج کشور نشون میده که کشور ما و مردم مظلوم ایران باید دوباره تاوان سنگینی رو پس بدهند. اما این مشکل یک منشا عمده داره و اون هم وجود تفکر خودی و غیر خودی در جمهوری اسلامی هست. همین هست که باعث میشه یک سازمان تخصصی کشور به دست کسی بیافتد که نميداند برای داشتن چرخه سوخت در مقیاس صنعتی اول داشتن چند نیروگاه اتمی ضروری است. واقعا چقدر پول صرف چرخه سوخت شده است؟ اگر به هر دلیل جواب ندهد تصمیم گیرندگان پاسخ میدهند؟ تصمیم دست اندر کاران انرزی اتمی در ایران مثل بچه ای هست که هر کاری را میگویند نکن از روی لج انجام میدهد حتی اگر برای خودش هم ضرر داشته باشد. اين مسئله ای هست که در تمام انتصاب ها رخ ميدهد منتها اينجا چون به اتم مربوط است مشکل بين المللی شده. زنده باشیم و ببینیم وقتی این افراد از انرزی اتمی افتند چند تا نیروگاه اتمی داریم.
Posted by: Anonymous | February 23, 2007 11:30 AM
من يه سوالی دارم در مورد آقای مهرعليزاده. از چند تا اصلاح طلب ديگه پرسيدم، اما هيچ کسی تاکنون جوابم رو نداده.
چرا آقای مهرعليزاده کانديدای رياست جمهوری شد؟ آيا ايشون نمی دونستن که احتمال رای آوردنشون صفر است؟ اين نکته اهميت بيشتری پيدا می کنه وقتی به نتايج انتخابات قبلی توجه می کنيم و می بينيم که آذری ها طرفدار اصلاحات بوده اند. اگر بتونيم فرض کنيم که آذری ها همچنان اصلاح طلب باقی مونده اند (که خيلی با اطمينان هم نميشه گفت) ايشون هم توی انتخاب شدن احمدی نژاد سهيم هستن. اگر هم چيزهای ديگه ای پشت پرده بوده و اصلاح طلب ها (و مهرعليزاده) دلايل استراتژيک داشتن برای اينکار، بايد توضيح بدن.
اين نکته رو نميشه و نبايد فراموش کرد که اصلاح طلب ها توی به قدرت رسيدن احمدی نژاد بی تقصير نبودند. اگر اصلاح طلب ها می خوان که مردم يه روزی دوباره به اونها اعتماد کنن، بايد با نقد کردن خودشون و اشتباهاتشون شروع کنن.
Posted by: سپهر | February 22, 2007 04:30 AM
واقعا بغض چشم های شما را کور بسته است اگر آقای دکتر احمدی نژاد مدرک دکتراشون الکیه که دیگر نمی توانستند در دانشگاه تدریس کنند و دستشون پیشه دانشجو ها رو می شد.
ذره ای انصاف هم بد نیست
شيرزاد:
اگر دستشان رو شده باشد کدام دانشجويی می آيد و اين را اعلام می کند؟
Posted by: محمد رسولی | February 20, 2007 11:52 AM
آقای دکتر شیرزاد عزیز ، سلام.
بعد از مدت ها مجبورم دیگر انتقادم را بگویم.
1- اندازه قلم به کار رفته در سایتتان ریز است.
2- فاصله بین سطرها هم کم است.
3- ته سطر ها هم یکجا تمام نمی شود.
Posted by: عبدالله | February 20, 2007 12:09 AM
سلام آقای شیرزاد
با کمال تاسف باید عرض کنم که این دولت فخیمه مهرورز در پروژه جدید مهرورزی خویش سر به جان بلاگ ها و بلاگر ها کرده است، بطوری که شکت مخابرات منطقه خراسان، در یک اقدام نه چندان عجیب وبلاگ شماری از بلاگر های خراسانی از جمله مرا فیلتر کرد، بهتر است دوستان پایتخت نشین که بیشتر در مرکز توجهات قرار دارند، فکری اساسی برای رفع این معضل کنند زیرا که بزودی پس از شهرستانی ها، نوبت مرکز نشینان و اشخاص معروف خواهد شد.
Posted by: مصطفی رسته مقدم | February 19, 2007 02:53 PM
با سلام
درمجموع اين وضعيت تجربه خوبى براى ملت بود كه در انتخابات حواسشان را جمع كنند اميدوارم تجربه تلخى نشود
Posted by: شهرام | February 18, 2007 01:15 PM
گفته می شود تصیم گیرنده ی اصلی و نهایی در این خصوص ،و بطور کلی درخصوی سیاست خارجی مقام رهبری است ،و ظاهرا بر اساس قانون اساسی هم همینطور است . ولی من همیشه ، به عنوان یک فرد نیمه ی پر لیوان بین، به خودم گفته ام خیلی دور است که مقام رهبری در مقام یک حاکم مطلق العنان عمل کنند . حتما با همه ی کارشناسان و صاحب نظران و نیروهای فعال در عرصه ی سیاسی و اجتماعی صلاحدید و صوابدید و مشورت می کنند و منتهای مراتب تصمیم نهایی را ایشان توشیح می کنند .
براین اساس می گویم یعنی فایده ی دارد به سایت اطلاع رسانی ایشان سری بزنیم و مطالب و صلاحدید ها را از این طریق در میان بگذاریم . مثلا فایداه ای دارد از ایشان پرسش شود : شما که فرموده اید" کسانی که از بهبود رابطه با ا.م.ا. دم می زنند یا الفبای سیاست را بلد نیستند یا الفبای غیرت را" بر چه پایه ای است ؟ بر چه تحلیلی استوار است ؟ حال اگر ایشان فرمودند - در مقام ولایت مطلقه ی فقیه فرمودند - که این فرمایش ایشان از جنس :" و ما ینطق عن الهوی ان هی الا وحی یوحی است" که دیگر کاریش نمی شود کرد و باید گفت : رضا بقضاءالله و تسلیما لامره و اما اگر فرمودند از جنس و شاورهم فی الامر است که دیگر راه برای تبادل نظر و دادن مشورت باز می شود و می توان یک راهی برای رسیدن به یک اجماع جمعی و عقلایی باز کرد . همینطور مانده ام که این کار فایده ای دارد ؟
Posted by: علی | February 16, 2007 10:44 AM
من حسرت می خورم که با وجود افرادی مثل شما افرادی نماینده مجلس می شوند که حتی نمی توانند حرف بزنند(عمدتا اصولگرا).
Posted by: ابوذر | February 15, 2007 08:24 PM
Have you seen this:
http://www.youtube.com/watch?v=9cIrymEv8xI
شيرزاد:
چندين بار
Posted by: سپهر | February 15, 2007 07:51 PM