« همه چيزش حلال | صفحه اول | مستفيض فرمودند »

هنر تصميم گيری

مهلت 60 روزه شوراي امنيت به سراشيبي نيمه دوم رسيد. روزها به سرعت طي مي شوند و هنوز از موضعگيري صريح و رسمي جمهوري اسلامي در قبال درخواست هاي آژانس و شوراي امنيت سازمان ملل خبري نيست. گهگاه اظهارات ضد و نقيضي از طرف مسوولان جزء يا بالاتر ابراز مي شود که جهت و سوي خاصي را نشان نمي دهد. کمترين اظهارنظر در ايران با علاقه خاصي از سوي خبرگزاري ها و رسانه هاي بين المللي دنبال مي شود، اما به نظر نمي رسد برنامه و دستور خاصي بر اين اظهارنظرها حکمفرما باشد. تنها چيزي که مي توان حدس زد آن است که در روزهاي آينده مقامات رده هاي پايين تر از مصاحبه با رسانه ها در زمينه موضوع هسته يي ايران منع شوند.

شايد در مجموع همه اين نظرات متنوع يک سخن را بشود از ميان آنها جمع بندي کرد و آن اينکه «ما مي خواهيم برنامه هسته يي خود را با قوت و قدرت ادامه دهيم، اما... اما به شرط آنکه بشود» يا بهتر بگوييم «بگذارند». و اتفاقاً همه چيز هم در همين يک کلمه «بشود» يا «بگذارند» خلاصه مي شود و اينکه تحت چه شرايطي «مي شود» يا «مي گذارند». قصد من در اين نوشته تجزيه و تحليل اينکه در چه شرايطي مي شود يا مي گذارند که ما به فناوري هسته يي دست پيدا کنيم، نيست. از اين بحث ريشه دار مي گذرم تا به موضوع ديگري در ارتباط با مساله يي که به شدت زمان طرح آن سپري مي شود بپردازم و آن طی شدن همين مهلت 60 روزه شوراي امنيت سازمان ملل است.

حس غريبي چنين القا مي کند که شايد مسوولان کشور در انتظار يک رخداد غيرمنتظره و معجزه گونه در روزها و هفته هاي باقي مانده از اين فرصت هستند. در اين ميان ممکن است يک نگاه واقع بينانه تر حکايت از چشمداشت مسوولان از نتايج و ثمرات راهپيمايي 22 بهمن ماه امسال داشته باشد. از هم اکنون قابل پيش بيني است که راهپيمايي سال جاري حداقل در همان ابعاد سال هاي قبل برگزار خواهد شد و چه بسا به دليل برانگيختن انگيزه هاي مقابله با دشمني هاي خارجي، راهپيمايي امسال ابعادي گسترده تر نيز داشته باشد.

علاوه بر برخي بزرگنمايی های رايج و سوءقرائت هايي که به کرات از شرکت مردم در راهپيمايي ساليانه پيروزي انقلاب رخ مي دهد و بعضي جناح ها حضور صادقانه و معمول مردم در اين راهپيمايي را به حساب تاييد سياست ها و روش هاي خود مي پندارند، متاسفانه در کشور ما هنر بهره برداري صحيح و منطقي از اين پتانسيل و توان قابل توجه وجود ندارد. به بيان ديگر، اين امکان نسبتاً مهم که به دليل تکرار و عادت گونه شدن آن، حکومت و رسانه هاي رسمي بدون دشواري چنداني به آن دست مي يابند گاه در چنبره بهره برداري هاي جناحي هرز مي رود و در جهت منافع عمومي همان مردمي که اين رخداد را رقم مي زنند مورد استفاده واقع نمي شود.

به نظر مي رسد بي تصميمي و بلاتکليفي در ارتباط با موضوع خطير هسته يي طي روزها و هفته هاي جاري به آفتی خورنده تبديل شده است . هرچند تصميم هاي غلط، نسنجيده و عجولانه نيز در جاي خود ويرانگر است، اما نبايد از مصيبت هاي دست روي دست گذاشتن، تصميم نگرفتن و منتظر معجزه ماندن نيز غافل شد. گاه در کشور ما تکرار مواضع قبلي و بازگويي جملات و گفتمان هاي کليشه يي حاکی از قاطعيت و استواري بر سر مواضع اتخاذ شده نيست، بلکه حکايت از ناتواني و ضعف برخي تصميم گيران در گرفتن مواضع منعطف و متناسب با شرايط روز و تصلب آنها در شيوه هدايت و مديريت برنامه ها دارد. به طور حتم کساني که در راهبري سيستم تحت فرمان و مديريت خويش از چالاکي، تحرک، انعطاف و هنر تصميم گيري به موقع برخوردارند، ناچار به تکرار هر روزه حرکات، گفته ها و رفتارهاي قبلي يا ايستادن و درجا خشک شدن در صورت بروز وضعيت غيرمترقبه نخواهند بود.

اشتباه اساسي است اگر تصور کنيم موضوع هسته يي ايران در خيابان ها حل مي شود. اين امر يک مساله اجتماعي يا سياسي داخلي نيست که با فضاسازي در داخل کشور حل شود. موضوع هسته يي، يک پرونده کاملاً سياسي و ديپلماتيک است که تنها با درايت سياسي تمام نخبگان کشور و با بهره گيري از تمام پتانسيلي که در خرد جمعي آنها نهفته است قابل حل است. اين پرونده را بايد بر سر ميز مذاکره با آنها که طرف ما هستند حل کرد نه در پشت تريبون هايي که در راهپيمايي ها برقرار مي شود. آن تريبون ها و راهپيمايي ها در جاي خود ارزشمندند و بايد به آنها به عنوان يک فرصت و موقعيت استثنايي که امکان تکرار هر روزه آنها نيست، نگاه کرد. روش صحيح آن است که موضوع هسته يي در سطح سياسي و بين المللي آن از سوي مسوولان کشور به درستي پاسخ داده شود و بلاجواب نماند و آنگاه در سطح اجتماعي از راهپيمايي ها و حضور عمومي مردم در جهت حمايت مشروع از تصميم هاي منطقي، بهره گيري شود.

به رغم ميل همه ما متاسفانه پرونده هسته يي ايران به شوراي امنيت سازمان ملل ارجاع شد و اين شورا با همه افت و خيزها اکنون در مورد کشور ما تصميمي گرفته و مهلتي به ما داده است. اين تصميم نياز به پاسخي صريح و روشن در سطح سياسي دارد و اين پاسخ را نمي توان در خيابان ها و لابه لاي شعارهاي راهپيمايي 22بهمن جست وجو کرد. راهپيمايي اگر در جاي خود کارکرد مثبتي داشته باشد، در جهت حمايت از آن تصميم و مسوولان نظام مي تواند باشد و لاغير. ماندن در انتظار تا فضايي مناسب براي تصميم گيري بعد از راهپيمايي 22 بهمن ايجاد شود، علاوه بر کشتن فرصت ها، حل مساله را به زمان و فضايي ارجاع مي دهد که چه در سطح جامعه و چه در سطح مسوولان ممکن است غلط انداز و منحرف کننده باشد و ما را از توجه به واقعيت هايي که در فضاي خارج از ايران مي گذرد بازدارد.

دنبالك اين مطلب:
http://shirzad.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/196

نظرات بازدیدکنندگان

جناب شيرزاد. يك انتقاد اساسي به نوشته ي شما دارم. شبيه انتقاد 11 فوريه اي است كه يكي از بازديد كنندگان نوشته. از شما به عنوان يك فيزيك پيشه انتظار دارم حرف دقيق بزنيد اما اين نوشته ي شما تماما كلي گويي است. "موضوع هسته يي، يک پرونده کاملاً سياسي و ديپلماتيک است که تنها با درايت سياسي تمام نخبگان کشور و با بهره گيري از تمام پتانسيلي که در خرد جمعي آنها نهفته است قابل حل است." چگونه بايد از اين پتانسيل استفاده شود؟ (كاري ندارم كه اين پتانسيل چيست، آيا وجود دارد يا نه؟) در جاهاي ديگر به گونه اي برخورد مي كنيد كه گويي حكومت دغدغه اي جز منافع مردم ندارد و فقط در اين مورد "ناتوان" است. در مورد "مشكل" پرونده ي هسته اي هم به گونه اي صحبت مي كنيد كه گويي اين مساله به راستي يك "مشكل" واقعي است و همگان در پي راه حلي براي آن هستند. طرف دار تئوري توطئه نيستم، ولي آيا واقعا تلاش براي رسيدن به يك انرژي يا حتي سلاح خاص اين قدر مبهم است كه دنيا آن را براي امنيت خود خطرناك تلقي كند؟ اينكه اين همه حرف و حديث و برخورد وجود دارد آيا چيزي بيش از تلاش براي حفظ منافع حكومتهاست؟ (هم حكومت خودمان و هم حكومت هاي خارجي) حالا در اين بين چرا بايد اين قدر حرص بخوريم كه "دولت دارد فرصتها را براي حل اين مشكل از دست مي دهد"؟ دولت نمي تواند خيلي حساب قاطعي روي پشتيباني و تظاهرات مردم بكند چرا كه هر گونه تكيه كردن به نيروي مردم نيازمند جلب نظر آنهاست و اين يعني مطرح شدن هزاران مشكل از قبيل فقر و خفقان داخلي، چيزي كه بيش از هر چيز به مشكلات رژيم دامن مي زند. نمي توان وانمود كرد كه دولت ما از پشتيباني جدي مردمي برخوردار است و فقط غصه خورد كه چرا دولت "بلد نيست" از اين پشتيباني جدي مردمي به درستي استفاده كند.

من نمیدانم چرا شما فقط انتقاد میکنید؟ انتقاد مشکلی نداره ولی باید سودمند باشه. دنبال سوراخ های مملکت میگردید . مگه خاتمی ، هاشمی دولتشان سوراخ نداشت. به جای اینکه بیاید یک انتقاد درست و حسابی کنید ؛ کلمات دایره ی لغاتتان را میریزید کنار هم و جمله میسازید . حال خودتان هم نمیدانید چه کاربردی دارد. پیشنهاد میکنم کتاب زبان فارسی سوم دبیرستان را بخرید و فصل اولش را مطالعه کنید . کم لطفی نکنید . ببینید در این کتاب که به زیر دیپلم یاد میدهند نوشته که کلمات و جملات ما باید قواعد واجی ، هم نشینی ، نحوی ، معنایی و کاربردی داشته باشد . یحتمل شما با این دو قاعد هی آخر آشنا نیستید . این را بدانید جواب های ، هوی است .

شيرزاد:
فرمايش ديگري نيست؟

کدام حضور صادقانه آقای دکتر؟ کسی که بخاطر اینکه برای موقعیت کاری اش مشکل ایجاد نشود با زن و بچه اش در سرما و برف می آید راهپیمایی صادق است؟

شيرزاد:
من با بزرگنمايي ابعاد اين رويداد مخالفم‏ اما نمي توان واقعيتها را كتمان كرد.

آقای دکتر شیرزاد

با توجه به اهمییت موضوع و ‍پیچدگی و موازی بودن نهادهای تصمیم گیرنده در کشور تصمیم نهایی در مورد سیاستهای هسته ای کشور توسط چه شخصی یا چه نهادی باید اتخاذ شود. نقش و سهم رهبری مجمع تشخیص مصلحت دولت و مجلس در تعین سیاستهای کلی نظام در این ارتباط چفدر و چگونه است.

سلام آقاي شيرزاد
در عرصه روابط بين الملل يك اصطلاحي در برخي موارد به كار برده مي شودوآن خويشتنداري است به گمانم بعد از يك حمله محدود از سوي دشمن كليه كشورهاي منطقه وجهان مارا دعوت به خويشتنداري كنندو ميدانيد كه ما ملتي با قرهنگ واصيل هستيم وحتما حرف آنهارا زمين نمي اندازيم ولي مطمئن باشيد بعدش ما ميدانيم و وطنفروشان بيدين!

یک جایی خوندم حکومت ما استاد است در از دست دادن منافع دراز مدت و فرصت سوزی به دست اوردن منافع کوتاه مدت و همینا که خودتون بهتر از من میدونید ....

سلام آقاي شيرزاد
آيا واقعا به نظر شما سيل جمعيت حاضر در راهپيمايي قابل
اتكابراي مذاكره يا موضع گيري
هست ؟به اقتضاي سن عرض ميكنم
جمعيت زيادي چهارم آبان 55 در خيابان ها جاويد شاه ميگفتند وبه فاصله كمتر از يكهفته باز در نهم آبان به خيابان ها ميريختندو همان بساط بود.ويكي از اشتباهات شاه در همين بود كه فكر ميكرد اين جاويد شاه ها از اعماق وجود احاد آن جمعيت بيرون مي آيد
به اعتقاد حقير به دلايل تاريخي
و شايد هم خلقي رابطه ملت باحكومت در ايران صادقانه وقابل پيش بيني نيست حكومت ها در ايران تا زماني كه قوي بوده اند مردم هواداريشان را كرده اند و با كوچكترين ضعف و فتوري همان هواداران بر سرشان ريخته و بر بادشان سپرده اند
به اميد آنكه تصميم درست مسئولين موجب تقويت نظام جمهوري اسلامي شود

شيرزاد:
به هر حال عرض بنده اين است که اگر همان راهپيمايی درست شناخته و ارزيابی شود می تواند مورد بهره برداری قرار گيرد، اما نبايد انتظار يک معجزه سياسی از آن داشت.

نه شما يافت كرده ايد نه ديگران اين هنر را خاهند يافت