همه چيزش حلال
گهگاه دلم براي احمدي نژاد مي سوزد. فعلاً از زمين و زمان بر او مي بارد و دست به دريا هم كه مي زند خشك مي شود. هر چند هر جيك جيك مستانه اي، سرماي زمستانه اي را هم در پي دارد، اما شايد همين يكسال پيش كسي تصور نمي كرد كه رئيس جمهور و يارانش به اين سرعت در انزواي سياسي قرار گيرند و حتي از جانب دوستان و هم جناحي هاي سابق خود و كساني كه سهم اصلي در روي كار آمدن آنها در بهت و حيرت روزهاي پاياني خرداد 84 داشتند، چنين مورد طرد و شماتت قرار گيرند.
از اين ماجرا و اختلافات درون جناحي اصولگرايان كه بگذريم، نكته اي كه آدم را به دلسوزي براي اين دولت وا مي دارد آن است كه تكرار اشتباهات و بخصوص گاف هاي كلامي رئيس جمهور، كه گويي توقف پذير نيست، باعث شده است که شيرين كاري ها و دسته گل هاي ديگران تحت الشعاع قرار گيرد و كسي به آنها توجه نكند. در اين ميان مجلسي ها خوب قسر در رفته اند و براي خودشان تاخت و تازي دارند. همانها كه زماني تمام توان خود را در دفاع از احمدي نژاد به ميدان آوردند و مستقيم و غيرمستقيم در به قدرت رسيدن اين دولت نقش داشته و دارند گهگاه آنچنان ژست مخالفت با دولت مي گيرند و از اين مسير به دنبال وجهه مي گردند كه تعجب برانگيز است.
اما در اين روزها شاهد مصوبات مشعشع مجلس هفتم هستيم كه يك به يك از راه مي رسند. البته طبيعي است كه در بسياري از مصوبات معمولي، مجلس نيز مانند دولت مصوباتي را دارد كه در آنها جهت گيري خاصي به چشم نمي خورد و به طور طبيعي براي اداره امور كشور از تصويب مي گذرند. اما خميرمايه و خصلت ذاتي يك مجلس معمولاً در برخي مصوبات حساس كه جهت گيري اساسي آن را نشان مي دهند، ديده مي شود. به عنوان مثال مجلس هفتمي ها درست در شرايطي كه وزارت اقتصاد (كه به جاي مرحوم سازمان مديريت بودجه سال 86 را بسته است) با تمام قوا تلاش كرده تا ترمز دستي قطار ولخرجي هاي دولت را بكشد، در يك مصوبه تعجب برانگيز ته كيسه صندوق ذخيره ارزي را تكان دادند تا از اين رهگذرد حدود 700 ميليارد تومان ناقابل سهم وزارت بهداشت و دانشگاهها شود. خدا مي داند كه سال ديگر چه بر سر دستگاههايي كه در يك سال و نيم گذشته با گشاده دستي هزينه هاي خود را بالا برده اند خواهد آمد.
اما از همه خوشمزه تر مصوبه مجلس هفتمي هاست كه خودشان با دست مبارك خودشان عمر دوران نمايندگي خودشان را تا زمان رياست جمهوری دوره دهم تمديد كرده اند. فقط در ذهنتان تصور بفرماييد كه اگر زمزمه مشابهي از اين نوع در مجلس ششم رخ داده بود، چه اتفاقي مي افتاد. همين صدا و سيماي محترم و خطباي جناح راست آنچنان براي نمايندگان صفحه كوك مي كردند كه هيچكدام از آنها در لباس تنگ ناشي از عواقب آن امكان تكان دادن گردن خويش را نداشتند! حالا چه شده كه هيچكس اين موضوع را نقد نمي كند؟ ظاهراً به دسته گل جديد آقايان چندان نظري انداخته نمي شود و حداكثر به همين نكته كه احتمالاً شوراي نگهبان آن را رد مي كند بسنده مي شود.
اگر بر فرض شوراي نگهبان چنين مصوبه خجالت آوري را تصويب كند كه هيچ؛ بايد بپذيريم در عمل مقدمات هميشگي كردن سلطه جناح راست بر مملكت فراهم آمده است، يعني كاري كه معمولاً حكومتهاي كودتايي در دنيا انجام مي دهند. اما چناچه مطابق پيش بيني ها شوراي نگهبان حسب وظيفه قانوني خويش و بنا به عقل و منطق حكومت داري اين مصوبه را رد كرد، باز هم امري نيست كه بشود از كنار آن به راحتي عبور كرد. چطور يك نماينده اي كه به نوعي عقد شرعي 4 ساله براي امر نمايندگي با موكلانش بسته است و پس از سپري شدن آن دوره حتي يك روز هم حضورش در مسند وكالت مشروعيت ندارد حتي به خود اجازه ورود به اين پيشنهاد را داده است؟
متاسفانه امكان تشخيص كساني كه به مصوبه مذكور رأي مثبت داده اند وجود ندارد. اما من به دليل كنجكاوي به سايت "خانه ملت" متعلق به مركز پژوهش هاي مجلس مراجعه كردم تا اطلاعات بيشتري از اين مصوبه به دست آورم. بگذريم از ضعف شگفت آور مديريت اين سايت و مركز پژوهشها كه توان اطلاع رساني دقيق نسبت به متن مصوبات و مذاكرات صورت گرفته در مورد آن را ندارند. اما وقتي به متن طرح پيشنهاد شده و امضاهاي آن در سايت خانه ملت مراجعه مي كنيم واقعاً جاي تعجب است. (متن طرح ارائه شده را در رديف 623 اينجا ببينيد)
در بين امضاهاي پاي طرح دقيقاً 202 امضا ديده مي شود. اين امر نشان مي دهد كه كوچك و بزرگ مجلس هفتم بدشان نمي آيد يك سال و اندي اضافه تر بر صندلي نمايندگي تكيه زنند، كه جاي خجالت و شرمندگي براي اين مجلس است. حتي تعجب آور آن است كه امضاي برخي از نمايندگان اقليت مجلس هفتم نيز در پاي اين طرح ديده مي شود. انشاءالله كه برخي از امضاكنندگان از روي رودربايستي امضا كرده اند و در مرحله رأي گيري به آن رأي نداده اند. اما در مجموع، ديدن اسامي و امضاهاي كساني كه گهگاه براي كمترين شبهه قانوني در مجلس تذكر آيين نامه اي مي دهند و بابت هر رطب و يابسي موي را از ماست مي كشند در پاي اين طرح دو شاخ بر سر هر انسان طبيعي مي روياند!
متن ماده واحده طرح يك جمله بيشتر نيست: "انتخابات دوره هشتم مجلس شوراي اسلامي همزمان با انتخابات دوره دهم رياست جمهوري در يك روز برگزار مي شود". اين در حالي است كه در "مقدمه طرح" امضاء كنندگان روي بحث كلي هزينه هاي سياسي، اجتماعي و مالي دو انتخابات جداگانه تكيه كرده اند و در "موضوع طرح" نيز با انشايي بسيار ضعيف كه گويي متن پياده شده گپ هاي يك جلسه است، در منقبت همزماني انتخابات مجلس و رياست جمهوري و اينكه اين كار باعث مي شود كشور در يك انتخابات همزمان تكليف مشخصي پيدا كند داد سخن داده اند. فحواي استدلال هايي كه در مجلس نيز مطرح كرده اند بر همين مبناست كه با اين كار مي خواهند از بلاتكليفي هايي كه در هر دوره در فاصله زماني ميان دو انتخابات رخ مي دهد جلوگيري كنند. اما جالب اينجاست كه در متن ماده واحده حكم نكرده اند به اينكه بايد براي همه دوره ها اين دو انتخابات همزمان صورت گيرد. به بيان ديگر متن ماده واحده يك قانون يك بار مصرف است كه حاصل اصلي آن افزودن يك سال و خرده اي به دوره نمايندگي آقايان است و لاغير. به طوري كه اگر به هر دليل بعد از آن، دوره رياست جمهوري دهم كوتاه شد، مثلاً رئيس جمهوري وقت فوت كرد يا عزل شد، قانون يادشده تكليفي براي همزماني انتخابات بعد از آن ايجاد نمي كند و پس از آن ممكن است دوباره اين دو نهاد در زمانهاي متفاوتي كار خويش را آغاز كنند.
در دوره ششم مجلس حتي يك خط مصوبه كه به نوعي متضمن حقوق و امتيازاتي براي نمايندگان مجلس باشد از تصويب نگذشت. آنچه نمايندگان آن دوره در ادامه روال اداري مجلس پنجم دريافت مي كردند نيز يك به يك ثبت و صبط است و آن را مي توان با وضعيت فعلي مقايسه كرد. هرچند ورود به چنين بحثي را از اساس سبك مي پندارم، اما به ياد دارم كه در بسياري از جلسات پرسش و پاسخ كه به شهرها مي رفتم برخي از بچه هاي جوان وخوش باور را مي فرستادند تا بنا به اطلاعات اعلام شده در بولتن هاي محرمانه از ما سؤال كنند چرا اولين مصوبات شما درباره حقوق و مزاياي خودتان بوده است. در حالي كه از اساس همانطور كه گفتم هيچ مصوبه اي در تمام دوران آن مجلس در اين زمينه ها وجود ندارد. (به جز يك سطر در تبصره هاي بودجه سال 83 براي تكميل پروژه خانه هاي سازماني مجلس كه آن هم قابل بهره برداري در آن دوره نبود و تازه با همان نيز بسياري از نمايندگان اصلاح طلب مخالف بودند.)
اما حكايت تلخ اينجاست كه كساني كه خود را ارزشي و منزه از حب دنيا مي دانند و ورد زبانشان خدمت به مردم است چگونه با صراحت تمام به خود حق مي دهند دوره نمايندگي شان را مدت قابل توجهي تمديد كنند و در همين حال از هيچيك از گويندگان در رسانه هايي كه ترجيع بند سخنانشان تمسخر و نيش و كنايه به مجلس ششم بود خبري نيست. اين چه گوسفندي است كه همه چيزش و همه جايش براي شيفتگان خدمت حلال است؟
متأسفانه بخت بلندي كه در اين يك سال و نيم اخير مجلس نشينان دوره هفتم به دست آوردند روي كار آمدن دولتي بود كه هر روز با گفته ها و تصميمات بحث برانگيز فضاي افكار عمومي را به سمت خود جلب كرد. به نظر من بر كارنامه پرافتخار اين دولت بايد اين را نيز افزود كه آنقدر درفشاني مي كند كه در اين ميان فراموش مي شود كسان ديگري نيز براي خود شيرين كاري هاي گفتني دارند.
نظرات بازدیدکنندگان
شما باید الان دلتان به حال خودتان بسوزد چون احمدی نژاد و مجلس سواره هستند و شما پیاده . مثل اینکه شما هم حرف خودتان را تکذیب میکنید. برگشتید گفتید در مطلب جشنواره ی خوارزمی که برای رئیس جمهور تاکید نکردن که در مورد هر چیزی نظر بدهند ولی خودتان ... قلم را سر هر چیز میرانید . البته شاید بهتر باشد بگویم دکمه های رایانه یتان را زیاد فشار میدهید ، چون اینگونه که از مطالبتان پیداست از فرهنگ قلم چیزی نمیدانید . شما هم زمان خودتان هر کاری خواستید در مجلس کردید . اگر شما مغزتان اجازه میداد شما هم دوران ریاست خاتمی را با مجلستان زیاد میکردید . حیف از نظرگاه شما که این کار را بلد نبودید . باور کنید که مملکت با یکسال و خورده ای چیزیش نمیشود زیرا با 8 سال خاتمی و سالهای حکوت نگوئیم ؛سر کار بودن شما هیچش نشد . اگر کار ایراد گرفتن است خاتمی آمد گفتگو تمدن ها را مطرح کرد خودش هم شد رئیسش . گیر دادن که کنتور ندارد . پیشنهاد میکنم به جای نوشتن بروید پارک گفتگو تمدن ها فریاد بزنید چون نوشتن شما توهین به تمامی نویسندگان و اهل قلمان و از همه مهم تر اهل ادبان است . یحتمل شما از قلم و ادب و ادبیات چیزی نمیدانید . پیشنهاد میکنم بروید دوباره اول دبستان . باز هم میگویم من نه طرف احمدی نژادم نه مخالف خاتمی ولی از آدم های حراف و هزل گو متنفرم . به صاحتتان که بر نخورد؟ البته اگر هم بخورد هیچ عیبی ندارد چون شما هم در حق احمدی نژاد همین گونه مینویسید. فیزیک بخوانید ؛ قانون سوم نیوتن " هر عملی عکس العملی دارد " .
شيرزاد:
احساس شما قابل درك است.
Posted by: godfather | February 11, 2007 01:28 PM
شماها هشت سال چه كاري براي اين مملكت كرديد ؟؟؟؟؟؟؟؟
همه چيز هم با حرف وگفتگوي تمدن ها درست نمي شود
مهم عمل است
شيرزاد:
مثل اين که تازه از خواب پريدید. چند سال صبر کنی معلوم ميشه.
Posted by: Anonymous | February 8, 2007 04:30 PM
مطلبی دیدم در سایت امروز با عنوان " گاف دیگر یاران حلقه ی احمدی نژاد " و در پاسخ گفتم :
چطور شد ؟ این باصطلاح " گاف " ها کدامانند ؟ یعنی چه ؟ یعنی گردانندگان محترم سایت امروز از اینکه مقام های کشور و دولت در مراسم فرهنگی و ورزشی شرکت کننند که در آن رقص وجود دارد خونشان به جوش می آید و احساس اسلام به خطر افتادگی بهشان دست می دهد ؟ یا اینکه مثلا یک مقام دولتی ایران به یک خبر نگار به اصطلاح بی ححاب بگوبد که ححاب اجبار ی نیست ؟ وافعا که جل الخالق ! پس شما خانم ها و آقایان اصلاح طلب و ترقی خواه برای چه مبارزه می کنید ؟ یعنی مبارزه ی شما برای آزادی نیست ؟ یعنی برای این نیست که فردای به بار نشستن جنبش اصلاح طلبی تمام مفاد اعلامبه ی جهانی حقوق بشر در ایران مقدم بر هر قانون داخلی باشد ؟ واقعا که اگر موضوع را درست فهمیده باشم زهی بدبختی ما !
جهت استحضار عرض شد و اینکه به گفته ی مزروعی : " با زنجیر های دست و پای خود چه کنیم؟"
Posted by: ali | February 5, 2007 07:06 PM
salam
shoma ostade daneshgahe sanati esfehan hastid?
شيرزاد:
یه چيزی تو همين مايه ها!
Posted by: mahsa | February 5, 2007 12:00 AM
سلام آقاي شيرزاد
نميدانم چرا وقتي نمايندگان مجلس ششم به نمايندگان مجلس هفتم انتقاد ميكنند من احساس خوبي به اين مساله ندارم
(يعني اين مطلب به دلم نچسبيد)
رشته تحصيلي شما حق مسلم ماست البته فقط يك تفاوت كوچك به اندازه انرژي و فيزيك با هم دارند خواهش ميكنم اگر مي شود در مورد اين حق مسلم كه نسبت به آن مجهولات زيادي داريم بنويسيد مثلا بگوييد چرنوبيل چه بود؟و چه كرد واصلا چرا چرنوبيل مي شود وبنويسيد كه برروي كيك زرد چند شمع مي توان روشن كرد و بنويسيد ايا ما كه در توليد وچرخه سوخت هسته اي خود كفا شديم در امر حفاظت - منظورم ايمن سازي است - هم به همان اندازه پيش رفته ايم؟اگر خداي نكرده تاسيسات ما بر اثر يك سهل انگاري مثل سهل انگاري سوزنبان ايستگاه خيام نيشابور آسيب ببينند و نشت كنندتوانايي مقابله با سوانح را داريم ؟ چرنوبيل طلبمان!! آقاي شيرزاد همه منتظرند آمريكا حمله كند و بعد كاسه كوزه را سر آقاي احمدي نژاد بشكنند و بگويند نگفتيم عاقل باش؟ قصدم از اين زبان درازي اين است كه بگويم عمر مجلس هفتم چه يكسال ونيم طولاني و چه يكسال ونيم كوتاه چندان توفيري نخواهد كرد مطمن باشيد مجلس بعدي هم خيلي وضع متفاوت نخواهد داشت
ولي اين كه من عامي بفهمم آنچه بعنوان حق مسلم درراهپيمايي 22بهمن فرياد خواهم كرد چيست مسيوليتي است كه شما داريد و....
ببخشيد طولاني شد
كمي بنويسيد
شيرزاد:
ممنون از اظهار نظر صادقانه شما. شايد اگر من هم جای شما بودم همين احساس را می داشتم. متاسفانه همه چسبيده اند به احمدی نژاد و حواسشان به ديگران نيست. مجلس نهاد مهمی است که بايد دائم زير نظر و تحت نقد مردم باشد. من هم يکی از همين مردم.
در مورد مسائلی هم که پيشنهاد فرموده ايد اگر نکته ای به نظرم برسد و فصت هم باشد خواهم نوشت.
Posted by: مهدي | February 4, 2007 11:18 PM
آدم وقتی دروغگو می شود فراموشکار هم می شود
Posted by: دانشطلب | February 3, 2007 04:39 PM
سردبير روزنامه آفتاب يزد به شدت هوادار كوتاه شدن عمر دولت جديد است چون مي ترسد عمر كانديداي موردنظرش به انتخابات نرسد يا شايد اين كه به علت عدم وقت كافي احمدي نژاد نتواند همه برنامه هايش را محقق سازد واين دستاويز خوبي براي مخالفان خواهد شد
شيرزاد:
چه ربطی به ما داشت؟
Posted by: علي اصغر | February 3, 2007 02:43 PM
جناب شیرزاد باسلام. خواهشمندم جنابعالی این مساله رابرای بنده حل کنید که چطور یک مملکت که دردوره خاتمی و بخصوص مجلس ششم هزارو یک مشکل اقتصادی اجتماعی فرهنگی سیاسی داشت چطور پس از روی کار آمدن عالی جنابانی که حماقت های آنان کشور را درآستانه جنگ ویرانگری قرار داده است به زودی به یک ابر قدرت جهانی تبدیل می شود . باور بفرماییداین ...روی گوبلز راهم سفید کرده است . در هرحال روزگار غریبی است نازنین ...
Posted by: محمودیان | February 2, 2007 05:54 PM
من نمیدانم چرا این آقایان دیگه زحمت انتخابات برگزار کردن یا به قول خودشان هزینه کردن میکنند افرادی که تایید میشوند که معلومند افراد منتخب واضح تر . هم واسه ما و هم واسه خودشان داحت تر هست که انتخابات ریاست جمهوری ومجلس و... سال 92 برگزار شود.
با تشکر از وبلاگ خوبتان
Posted by: مژگان | February 1, 2007 05:10 PM
با عرض سلام خدمت اقای دکتر
ظاهرا موضوع آنقدر واضح و مشخص است که جای هیچ توضیح یا سوالی وجود ندارد. اما نکته ای که به نظر من نباید از نظر دور داشت اینست که بر فرض محال هم که این مصوبه اجرایی شود و آقایان یکسال بیشتر بر مسند وکالت بنشینند، اگر خدای نکرده و زبانم لال، یکروز یا یک ماه یا یک سال پس از انتخابات بعدی، رئیس جمهور منتخب بعدی که ان شاءالله چهره ای جدید یا بهتر بگویم غیر از این چهره مشعشع فعلی باشد، فوت کند یا کشته شود یا عزل شود یا دیوانه شود یا فیلش یاد هندوستان کند، دوباره این نظم و هماهنگی که پیش آمده از بین خواهد رفت و لابد نمایندگان بعدی نیز علاقه مند می شوند تا پایان دوره رئیس جمهور بعدی نیز همراه و همدل او باشند. و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل
با تشکر
Posted by: میرمحمدی | February 1, 2007 07:01 AM
سلام بر دوست عزیز دکتر شیرزاد
خیلی خوشحالیم از وقتیکه ما بی خیال شما شدیم و دیگر مثل قبل شما را نقد نمی کنیم و رفتیم سراغ احمدی نژاد، شما هم بی خیال ما شدی و گیر دادی به احمدی نژاد
البته همین روزها چون این مملکت آلترناتیو نداره، دوباره نوبت شما هم میشه
شيرزاد:
شما غير از نقد کردن ديگران کار و کاسبی نداريد؟ فقط خدا شما را آفريده تا ديگران را نقد کنيد؟ فکر نمی کنيد روزی هم کسان ديگری پيدا می شوند که شما را نقد خواهمند کرد؟ اصولا آيا نبايد يک کسانی باشند کاری کنند تا چيزی قابل نقد کردن وجود داشته باشد؟ سهم شما در کار کردن چيست؟
Posted by: یک پلی تکنیکی | January 31, 2007 11:24 PM
دعوت به اطاق هم اندیشی
احتراماً به استحضار می رساند که اطاق هم اندیشی جهت بررسی پیشنهاد تشکیل نهضت حق طلبی نسل جدید دایر شده است، منتظر حضور سبز و نظرات سازنده شما هستیم. با سپاس فراوان
http://goftegoo1.blogfa.com
http://ghaemi2.blogfa.com
بدینوسیله از شما درخواست می شود تا در صورت تمایل لینکی از وبلاگ هم اندیشی را در وبلاگتان قرار دهید. با سپاس مجدد
Posted by: دعوت به اطاق هم اندیشی | January 31, 2007 04:08 AM
فکر کردن بهش هم وحشتناکه! صدا و سیما فقط در حد یه خبر یک خطی این خبر رو اعلام کرد! هیچوقت یادم نمیره که تک تک حرفهای مجلس ششم رو به بدترین شکل توی صدا و سیما نشون می دادند! خیلی صبر میخواد تحمل این بی عدالتی ها ...
Posted by: حمید | January 30, 2007 06:48 PM
سلام بابا آقای دکتربدیهیات رو که اینقدر نمیگند!!!گرچه که قبولش سخت باشه!دلمون برای سخنرانیهاتون تنگ شده اونم توتالار8!
شيرزاد:
بعضی وقتها آدمها با شنيدن همين بديهيات به قول شما جوونها حال می کنند.
Posted by: نرگس | January 30, 2007 03:22 PM
دعوت به اطاق هم اندیشی
احتراماً به استحضار می رساند که اطاق هم اندیشی جهت بررسی پیشنهاد تشکیل نهضت حق طلبی نسل جدید دایر شده است، منتظر حضور سبز و نظرات سازنده شما هستیم.
با سپاس فراوان
Posted by: دعوت به اطاق هم اندیشی | January 29, 2007 03:37 AM
سلام آقای دکتر آیا راجع به طرح سهمیه بندی جنسیتی کنکور که قراره در مجلس مطرح بشه شنیدید؟ نظر شما چیه؟ پاینده باشید.
شيرزاد:
اين تخم لق را وزارت بهداشت در زمان دولت قبل کاشت، آقای خاتمی هم به شدت با آن مخالفت کرد اما به تدريج در رشته های پزشکی آن را اجرا کردند. من در آن مجلس با اين تصميم شديدا مخالف بودم و تا وقتی که ما بوديم نگذاشتيم اجرا شود. ضمنا طرح "حذف هر نوع سهميه بندی جنسيتی در گزينش دانشجو" را نيز ماها به مجلس داديم، که بررسی آن به عمر مجلس کفاف نداد.
Posted by: مژگان | January 28, 2007 10:26 PM