« هولوکاست معکوس ايرانی | صفحه اول | دوپينگ رد صلاحيت »

تصميم هاي بد

داستان بنزين و نحوه برخورد دولتمداران جديد با آن بسيار عبرت آموز و زيباست. در اين روزها اگر به مباحثات مجلس بر سر اين موضوع گوش كرده باشيد و يا به مصاحبه هايي كه با مسأولان دست اندركار صورت مي گيرد دقت كرده باشيد، به تصريح يا تلويح اغلب آنها پذيرفته اند كه در اين موضوع هر تصميمي بگيرند آفات و دشواريهاي خاص خودش را دارد. يكي از مجلسي ها در دفاع از ادامه وضع موجود كه مستلزم اختصاص 6 ميليارد دلار از ثروت ملي براي واردات بنزين است، مي گفت: «من ميدانم كه اين وضع فاجعه است اما هر تصميم ديگري فاجعه بارتر است.»
يكي ديگر از چهره هاي تاثيرگذار مجلس مي گفت: «هنر مديريت انتخاب تصميم بد است در بين بد و بدتر، گرفتن تصميم خوب وقتي انسان بين خوب و بد مخير است كاري ندارد؛ مهم اين است كه در مديريت بتواني بين بد و بدتر، بد را انتخاب كني.»

بدون آنكه وارد عمق داستان «بنزين» شويم و فاجعه اي كه در اين يك سال و اندي ساده انگاريهاي دولتمردان جديد بر سر اقتصاد ملي آورده را واكاويم، بايد اذعان كنيم كه شنيدن اين قبيل سخنان از چهره هاي شاخص اصولگرا امري بديع و كم سابقه است. اين امر نشان ميدهد كه حداقل در يك موضوع، فشار واقعيتها و دشواريهاي مملكت داري، بسياري از آقايان را وادار به اين اعتراف تلخ كرده است كه آنها نيز بايد گاهي «تصميم بد» بگيرند و اين به زعم نويسنده امري است مبارك هرچند با هزينه كلامي همراه بوده است.

دولتمردان فعلي و نمايندگان مجلس كه هر دو از اصولگرايان هستند با بهره گيري از ابزارهاي گسترده تبليغاتي خويش مغرورانه به دولتها و مسوولان پيشين تاختند كه آنها «تصميمهاي بد» گرفته اند و امروز خود به جايي رسيده اند كه ناچار به اعترافند كه گاهي يك مدير براي گريز از مشكلات بيشتر و فجايع اجتماعي و اقتصادي گسترده تر چاره اي ندارد جز آن كه تن به «تصميمهاي بد» هم بدهد.

كدام يك از ما هستيم كه بدمان بيايد مردم درآمدشان دوبرابر آنچه هست بشود و هزينه هايشان نصف. چه كسي است كه از نوسازي سرتا پاي كشور، افتتاح هزاران طرح عمراني، افزايش رفاه عمومي، ايجاد شغل و سرپناه براي عموم جوانان، بهبود وضع معيشت كاركنان دولت و بخش خصوصي و خلاصه حل صدها معضل كوچك و بزرگ اقتصادي و اجتماعي كشور پشتيباني نكند. همه چنين چيزهاي را مي خواهند، مي طلبند و مدعي آن هستند كه مي خواهند به سمت جامعه اي بهتر و مرفه تر حركت كنند، اما مهم راه حل ها و برنامه هاست.

دولتمداران جديد در تبليغات خويش طوري وانمود مي كردند، و احتمالا خودشان نيز اين طور باورشان شده بود، كه حل معضلات كشور و دستيابي به جامعه اي مرفه و بي دغدغه راه حل هاي آسان و دست يافتني دارد كه پيشينيان آنها به دليل آنكه «آدمهاي بد» بودند نمي خواستند به اين راه حل ها دست بزنند. در اين يك سال و خرده اي مديران جديد با خيال آنكه مي خواهند مشكلات مردمي كه به آنها مراجعه مي كنند را حل كنند هزاران دستخط دست اين و آن داده اند كه نه تنها مشكل آن مراجعه كننده ها را حل نكرده است، بلكه هر يك از آنها چندين ضابطه قانوني را خدشه دار كرده و با ايجاد استثناهاي غيرقابل توجيه نظم اداري كشور را بر هم زده است و نهايتا بر فرض رفع مشكل يك نفر، آن هم به گونه اي تبعيض آميز، دهها متقاضي جديد را پشت صف ملاقات با آقايان رديف كرده است.

در تصميم هاي كلان هم مشاهده كرده ايم كه هر بار مديران جديد كشور تلاش مي كنند با يك تصميم ضربتي و انقلابي يك معضل اجتماعي يا اقتصادي را به زعم خود حل كنند، ديري نمي گذرد كه ابعاد پيش بيني نشده و نسنجيده موضوع به بي رحمانه ترين شكل خودش را نشان مي دهد و به گونه اي انكارناپذير به آنها گوشزد مي كند كه حل معضلات كشور به آن سادگي نيست كه آنها تصور مي كنند و يا ابراز مي نمايند. نكته اساسي در اين است كه ظاهرا "عطش خدمت در كوتاهترين مدت ممكن" اين تصور ابتدايي را در برخي مسوولان كلان كشور ايجاد كرده است كه تعداد بسياري «تصميم خوب» به شكل دست نخورده و به اصطلاح آكبند در جايي گذاشته شده كه دولتمردان گذشته به دليل بي عرضگي، سياست بازي و وابستگي به اجانب توان گرفتن اين تصميم ها را نداشتند و اكنون مرداني مرد آمده اند تا يك شبه همه اين تصميم هاي خوب را به جريان اندازند و مشكلات مردم حل شود!

شايد طي چنين دوراني لازم بود تا هم كساني كه براي تغيير وضع زندگي شان به مدعيان نوظهور و امتحان پس نداده عرصه سياست دل بستند و هم خود كساني كه پهلوان مآبانه به صحنه آمدند تا گردن مشكلات را به زعم خود با چند حركت قدرتمندانه بشكنند و نيز حاميان آنها بدانند كه مملكتداري اتفاقا همه اش هنر گرفتن تصميم هاي بد در بين تصميم هاي بدتر است و اين مهم بيش از هر چيز احتياج به حكومت عقل دارد و هنر به كارگيري تخصصها، لياقتها، دانشها، خلاقيتها و مشورتهاي خيرخواهانه همه كساني كه در كارشان تجربه اي و مهارتي دارند.

گرفتن «تصميم خوب» وقتي همه امكانات اجراي آن فراهم باشد از هر مغز رشد نايافته اي هم بر مي آيد. تنها بيماران عقده اي و رواني ممكن است در جايي كه امكان به انجام رسيدن امري مفيد وجود دارد از آن ممانعت كنند. خوشبختانه در اكثر قريب به اتفاق موارد نيز در تشخيص اين كه چه چيزي به نفع جامعه است و آسايش، رفاه و پيشرفت مردم را به دنبال دارد وحدت نظر وجود دارد. همه قبول دارند كه افزايش ثروت و امكانات عمومي به نفع مردم است و رضايت آنها را به دنبال دارد؛ اما تمام داستان اينجاست كه اين خواستهاي خوب، همگی سهل الوصول نيستند. هنر مديريت كشور انتخاب مسيري است كه بتواند با كمترين مشكلات اجتماعي به بهترين شكل ممكن در يك مدت معين فاصله ما را با ايده آل هايمان كمتر كند و بخشي از معضلات را تقليل دهد.

گويا تازه بعد از گذشت بيش از نيمي از عمر مجلس هفتم و يك سال و اندي از عمر دولت نهم اندك اندك برخي از دست اندركاران جناح حاكم، آن هم تحت فشار افكار عمومي و خبرنگاراني كه از بهشت وعده داده شده آنها از ايشان سوال مي كنند، دارند سخناني مطرح مي كنند از اين دست كه «آري، ما بايد بين بد و بدتر به انتخاب بد رضايت دهيم.»

اگر صداقتي در اين بيان ها باشد بايد آغاز خروج از دوران طفوليت سياسي را به برخي از چهره ها تبريك گفت و اميدوار بود كه ديگر دوستانشان نيز زودتر به بلوغي كه لازمه اداره كشور است دست يابند.


دنبالك اين مطلب:
http://shirzad.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/173

نظرات بازدیدکنندگان

جناب دکتر اهل فضل الان که بیرون گود ایستاده اید و مغرضانه به همه چیز ایراد می گیرید چرا خودتان در طول 8 سال یا 16 سال گذشته این کار را انجام نداده اید ؟ ایا مردم را هالو فرض می کنید ؟

شيرزاد:
البته جنابعالی هم که فضل هستيد می توانيد نگاهی به قانون برنامه سوم و برنامه چهارم (که ما تصويب کرديم) و روند اجرايی تعيين قيمت بنزين در طول 8 سال يا 16 سال گذشته بيندازيد و منصفانه قضاوت کنيد. ما در نيمه مجلس ششم می خواستيم با پذيرش تمام هزينه های اجتماعی اين جراحی بزرگ اقتصادی آن را به اجرا در آوريم، تصميم ها تا پای اجرا هم جلو رفت، اما قبل از اجرا...

شاید در یک زمان خاص تنها بتوان بین بد و بد تر تصمیم گیری کرد. اما همواره می توان مقدمات کار را طوری طراحی کرد که گزینه های به وبهتر در پیش باشد. درست مثل شروع یک بازی شطرنج که گزینه ها در ابتدا بسیار است اما حرکتهای پایانی برای آنکس که حرکتهای اولیه را خوب انجام نداده انفعالی، ناگزیر و میان بدو بد تر است. در قضیه بنزین هم سنگ بنا توسط دولت های پیشین گذاشته شد. سازمان مدیریت موظف بوده و هست که اثرات تورمی افزایش قیمت آن را در مشاغل مختلف دقیقا محاسبه کرده و برای جبران آن راه حل بدهد. نه اینکه قیمت بنزین را افزایش دهند بعد نانوا وراننده تاکسی و مشاغل آزاد نرخ جدیدی به مردم تحمیل کنند و به دنبال آن نوبت به نرخ های جدید خدمات دولتی برسد و طبعا افزایش تورم سالانه. برای جلوگیری از تورم رسیده ایم به واردات 5 میلیارد دلار بنزین. این محاسبات در وظیفه و توان نمایندگان مجلس نیست. بزرگواری و نجابت خاتمی سرپوشی بر قصور سازمان مدیریت شد. با فروکاهی فرمایشی سازمان مدیریت همه نگاهها به سوی رئیس دولت خواهد رفت.

شيرزاد:
در دوره قبل مجلس همه گامها برداشته شد و مجلس و دولت آماده بودند تا با پذيرش همه هزينه های اجتماعی اين کار قيمت بنزين را در شرايطی که تورم به طور نسبی کنترل شده بود منطقی کنند. برويد ببينيد چرا و از چه ناحيه ای جلوی اين کار گرفته شد. آن زمان نگذاشتند اين کار صورت گيرد و اين زمان با هزينه ای طاقت فرسا ناچارند بدان تن دهند.

سلام آقای دکتر
حالتون خوبه؟
دیگه تشریف نمی آورید خوانسار؟
دلمون براتون تنگ شده

شيرزاد:
فرصتی باشد در خدمتيم.

سلام جناب شیرزاد

اینها از عوارض خوابهای شبانه است که صبح ها به نوعی تعبیر میشود.
قوانین جدید انگار در خواب شبانه الهام میشوند.

یا حق

مرا ياد كودكيهايم مي‏اندازد كه هر چه معلم مي‏گفت تثليث زاويه با خط كش و پرگار ممكن نيست به خرجم نمي‏رفت و همين طور زور مي‏زدم كه اين عمل را انجام دهم و معروف شوم!!! البته در مورد بنزين خوب بود ياد آور مي‏شديد كه چند سال پيش علماي اقتصاد مجلس هفتم با افزايش محدود قيمت بنزين مخالفت كردند و چه استدلال‏هاي بديعي براي اثبات نظر خود صادر نفرمودند. به نظرم آقايان حداقل مي‏توانند آن اشتباه خود را اصلاح كنند. البته كسي انتظار ندارد كه بگويند اشتباه كرديم، هر چه باشد مورد وثوق هستند و علم و ايمان را چنان در هم آميخته‏اند كه كسي نه در علمشان شك كند و نه در ايمانشان! خداي نكرده علم و ايمان زير سوال مي‏رود!

آقای شیرزاد!
قصد جواب دادن ندارم فقط می خواهم بگویم این صحبت اخیری که مقام معظم رهبری در سمنان کردند و از تخریب کردن رییس جمهور و دولت انتقاد کردند برای دل گرم شدن دولتی ها و ما کافی است.
هیچ گاه آن حرف هایی را که شما ها در مظلومیت آقای خاتمی می زدید را فراموش نمی کنم اها حقیقت را هم که مظلوم ترین رییس جمهور این کشور چه کسی است را هم فراموش نمی کنم (البته شاید الان دارید می خندید و حتما دارید می خندید اما ((الله یس.....)) )

www.nedanews.net
ماهنامه الکترونیکی نشریه دانشجویی ندای اصلاحات به روز شد.

یعقوب مهرنهادچهره شاخص اصلاح طلبان در بلوچستان رد صلاحیت شد
یعقوب مهرنهاد تنها فعال جامعه مدنی بلوچستان که دارای سابقه چندین ساله در سازمانهای غیر دولتی است ودبیر انجمن جوانان صدای عدالت (تشکلی که دارای هزاران نفر عضو فعال است) در انتخابات شوراها رد صلاحیت شد جهت آشنائی بیشتر با این فعال جامعه مدنی وحقوق بشر در بلوچستان به وبلاگهای زیر مراجعه نمائید.
http:sedayedalat.persianblog.com
http:mehrnehad.blogfa.com

شيرزاد:
بفهمی نفهمی از اينجا يک تبليغی هم کردی، نگی کسی نفهميد!

آقای شیرزاد سلام!
متاسفانه تنها ترین راه برای این که یک باور اجتماعی ناصحیح از باورهای مردم رخت ببندد این است که آن باور در حیطه عمل و تجربه قرار گیرد. بویژه اگر این باورها جنبه تقدس هم به خود گرفتند.
البته باید اعتراف کرد که گاهی چند نسل باید فدا شوند تا یک باور و اعتقاد باطل بودن خود را نشان بدهد و پس از آن بشود از دست آن باور فرار کرد. مثلا دیدگاههای مارکسیستی از این دسته بود که حتی نوابغی را مانند طبری به خود جذب می کند ولی امروز می بینیم که دیگر کمتر کسی مارکسیست را یک خطر حتی بالقوه بداند.
دولت جدید باورهای بخش قابل توجهی از مردم ایران را نمایندگی می کند. این هم از محسنات همین نیمه دمکراسی در کشورمان هست که امکان بروز و به قدرت رسیدن این باورها را می دهد و به مردم می آموزد تا با آزمون و خطا راه خود را پیدا کنند و به قول آقای مرعشی مسائل کشور را یک معادله یک مجهولی نبینند. هنوز باور جمعی کثیر این است که مسائل کشور معادله ای یک مجهولی است. این نکته را می توان در کوچه و خیابان و مباحثی که وقتی چند ایرانی آشنا دور هم می نشینند و بحث می کنند به وضوح دید.

حق گفتی.
البته من نمی دانم شاید ترس از شکست گسترده سیاسی باعث می شود تا هیچ گروهی که حاکمیت را در اختیار می گیرد جرات چنین تصمیمی را نداشته باشد و صد البته طرف های مقابل هم ظرفیت آن را نخواهند داشت. چه اصلاح طلبان و چه اصول گرایان هرکدام تصمیم درست را می گرفتند آماج حملات سخت جناحهای رقیب قرار می گرفتند که این نتیجه عدم بلوغ فرهنگ سیاسی در بین سیاستمداران ماست.
من فکر می کنم خود ما جوانها باید از امروز خودمان را آماده کنیم تا فارغ از تیپ ها و شعارها و روشنفکری گری و سنت نمایی، راه درست را انتخاب و اجرا کنیم چون مشخص است که امیدی به پدران گاه متعصب و گاه بزدل و گاه بی ظرفیت و گاه ناتوانمان نیست.

شيرزاد:
آدم با پدرانش ولو کوتاهی کرده باشند، اين طوری صحبت نمی کند.