« به تشخيص کی ؟ | صفحه اول | قدم به قدم »

المپياد جهاني فيزيك در ايران

سفري داشتم يكي دو هفته اي به سنگاپور. امسال سي و هفتمين المپياد جهاني فيزيك در اين كشور برگزار شد و من براي نوزدهمين بار در اين برنامه شركت داشتم (از تاخيری که در به روز کردن وبلاگ به همين جهت رخ داد نيز عذر می خواهم). نخستين بار در سال 1367 زماني كه دانشجوي فوق ليسانس بودم به همراه استادم دكتر گلشني به عنوان ناظر در نوزدهمين المپياد جهاني فيزيك در اتريش شركت کردم. از سال بعد از آن، كشور ايران هر سال به اين مسابقات تيم فرستاد. هر تيم از 5 دانش آموز و دو سرپرست تشكيل مي شود. هشت سال نخست، سرپرست دوم تيم و نه سال بعد از آن سرپرست اول بودم. در آن هشت سال اول دكتر سپهري عضو هيات علمي دانشگاه شهيد بهشتي سرپرست اول بود.

طبق اساسنامه المپياد جهاني فيزيك هر كشوري كه به اين برنامه مي پيوندد بايد ظرف سه سال براي ميزباني اعلام آمادگي كند. نمي دانم هنوز اين بند در اساسنامه هست يا نه، چون خوشبختانه تعداد كشورهاي متقاضي بسيار زياد است. الان تا سال 2022 ميلادي نوبت گرفته شده و كشورهاي ميزبان تا آن زمان به صف ايستاده اند. به هر حال آن موقع كه ما به المپياد پيوستيم چنين اجباري وجود داشت. ما سال 1372 طبق اساسنامه به دبيرخانه المپياد اعلام كرديم كه آماده ميزباني هستيم. اين را دكتر نجفي وزير وقت آموزش و پرورش طي نامه اي به آنها اعلام كرد. نوبت ما سال 2007 ميلادي تعيين شد، يعني همين سال آينده، سال 86 شمسي. آن سالها به شوخي به هم مي گفتيم كو تا سال 86، تا آن موقع كي مرده است كي زنده است! چشم به هم زديم 15 سال گذشت و نوبت ما رسيد.

اين را هم در پرانتز اضافه كنم كه تعداد كشورهاي شركت كننده سال به سال زيادتر مي شود. آن اوايل كه ما رفتيم حدود 30 كشور در المپياد شركت مي كردند. يك رويداد جمع و جور بود كه در يك فضاي كوچك دانشگاهي اجرا مي شد. اما همين امسال در كشور سنگاپور حدود 86 كشور شركت داشتند و پيش بيني مي شود تعداد كشورهاي شركت كننده براي سال آينده به حدود 90 برسد. در سال هاي اخير افزايش شركت كننده ها به تدريج اين برنامه را به رويدادي بزرگ و گسترده تبديل كرده است كه تدارك كردن آن در هر كشور نيازمند برنامه اي در سطح ملي است.

از حدود چهار پنج سال پيش كم كم هول برمان داشت كه داريم به سال 1386 نزديك مي شويم. ارزيابي ما و تجربه كشورهاي ديگر نشان مي داد كه اين كار دستكم به يك برنامه ريزي سه ساله نياز دارد و بايد تكليف خودمان را نسبت به اين موضوع روشن كنيم. از اوايل سال 82 اين بحث كليد زده شد. آن زمان بعضي از دوستان مي گفتند اين كار در ايران قابل اجرا نيست. به نظر آنها مشكلات سياسي و فرهنگي ما با ساير كشورها و جوامع مانع اجراي آبرومند يك رويداد بين المللي در اين سطح بود. من و برخي دوستان ديگر نظرمان متفاوت بود. ما فكر مي كرديم تفاوتهاي سياسي و فرهنگي بين ما و ديگران واقعيت است، اما اين واقعيت مانع برقراري ارتباط و مشاركت بين المللي در زمينه هاي فرهنگي-آموزشي نمي شود.

بگذريم از اين بحث. سرانجام پس از بررسي هاي زياد و در ميان گذاشتن مسايل با وزارت آموزش و پرورش و آقاي حاجي، وزير وقت، تصميم قاطع گرفته شد كه اين كار عملي شود. به اين ترتيب ستادي تشكيل شد و دكتر سپهري از طرف وزير مأمور ادارة اين كار شد. من و يكي دو تا از دوستان ديگر نيز با حكم وزير به عضويت در كميته اصلي برگزاري المپياد تعيين شديم.

آن زمان كار مجلس ششم به پايان رسيده بود و من فراغت بيشتري داشتم، البته هنوز يك سال و خرده اي از عمر دولت اصلاحات مانده بود و هيچكس هم نمي دانست بعد از آن چه مي شود. واقعيت اين است كه حدود 16 سال تجربه شركت در المپياد (كه الان 19 سال شده است) و احاطه به ريزه كاري هاي برگزاري آن از يك سو و آشنايي طولانی مدت با سرپرستان و مسئولان تيم هاي كشورهایی که حضورمستمر داشته اند و اعتماد آنها به اين حقير از سوي ديگر، موقعيتي ويژه براي من ايجاد كرده بود كه اطمينان داشتم بدون حضور و مشاركت خودم و نيز همكارم، دكتر سپهري، امكان برگزاري چنين رويدادي وجود ندارد. از طرف ديگر مجموعة ارتباطات و آشنايي هاي ما در بين مديران و مسئولان داخل كشور سرمايه اي بود كه مي شد روي آن حساب كرد.

به دليل سوابق مديريتي و فرهنگي دكتر سپهري از ابتداي انقلاب و تسلط و قدرت مديريت خوب، مسئوليت اصلي كار به عهده ايشان قرار گرفت و قرار شد ما هم كنارشان باشيم. از نيمه دوم سال 83 كار را با برنامه ريزي دقيقي شروع كرديم و قدم به قدم جلو برديم. یکی از تصمیمات مهم، انتخاب محل برگزاری بودکه شهراصفهان و دانشگاه صنعتی اصفهان درنظرگرفته شد. انصافاً استانداردهاي خوبي به كار برده شد و اطمينان دارم اگر رخداد غيرمنتظره اي به وقوع نپيوندد اين كار به شكل آبرومندي اجرا خواهد شد. گزارش كارهايي كه انجام شده در مجال اين نوشته نيست و احتمالاً در مصاحبه هاي رسمي اعلام خواهد شد.

اما مسئله جالب در اين ميان تغيير دولت و تغيير رويكردهاي اجرايي كشور در سال 84 بود كه تا مدتي كار را راكد و بلاتكليف كرد. حدود سه چهار ماه تأخير براي معرفي وزيري كه رأي اعتماد مجلس را به دست آورد، نيز مزيد بر مشكل شد. در هر حال اواخر سال 84 كميته برگزاري كه حقير هم جزو آن بودم با وزير آموزش و پرورش ملاقاتی داشت که طي آن شرح ماوقع از 15 سال پيش را به اطلاع ايشان رسانديم. اين حقير هم به صراحت عرض كردم كه "اگرچه ما به لحاظ سياسي گاو پيشاني سفيد هستيم، اما از 18 سال پيش به عنوان يك كار حرفه اي كه هيچ ربطي به زندگي سياسي ما ندارد به اين كار مشغول بوده ايم، حاضريم از همين جا خداحافظي كنيم و به كارهاي ديگرمان برسيم. در عين حال حاضريم هر كمكي هم از دستمان برآيد، با نام يا بي نام، براي حفظ آبروي كشور انجام دهيم". خوشبختانه، عليرغم آنكه در بعضي جاها وقتي ما را مي بينند انگار بيمار جذامي ديده اند، اما رويهم رفته در وزارت آموزش و پرورش و برخی دستگاههاي ديگر مرتبط با قصه فضاي تفاهم خوبي وجود داشت و فعلاً داريم كار را به پيش مي بريم و خوشبختانه وزير جديد هم بر ادامه همان روند تاکيد داشت و به افراد حکم داد.

امسال كشور سنگاپور آخرين ميزبان المپياد جهاني فيزيك قبل از ما بود و اين در واقع، آخرين فرصتي بود كه براي كسب تجربة اجراي المپياد در اختيار ما قرار داشت. سال پيش (سال 84) كه المپياد در كشور اسپانيا اجرا شد، ما علاوه بر سرپرستان تيم كه بنده و دكتر سپهري بوديم، 5 نفر ناظر نيز به همراه داشتيم كه وظيفه آنها زير نظر گرفتن و تهيه گزارش از جزئيات اجراي انجام المپياد در زمينه هاي مختلف بود. لازم به ذکر است که درالمپیادفیزیک به جزدوسرپرست، کسانی هم به عنوان ناظر درهمه برنامه ها شرکت دارند، ولی درمواقع رای گیری حق رای ندارند. امسال براي همين منظور تعداد ناظران ما در المپياد سنگاپور 8 نفر بود كه ما دو نفرهم جزو آنها بوديم. دونفر از مدیران ارشد دانشگاه صنعتی اصفهان هعم با ما بودند. سرپرستي تيم ايران نيز به دوستان ديگري واگذار شد كه قرار است سال آينده در المپياد جهاني فيزيك در ايران سرپرستي تيم كشورمان را به عهده داشته باشند.

گفتني هاي زيادي در ارتباط با اين كار اجرايي هست كه ممكن است براي خوانندگان جدابيتي نداشته باشد و از آن مي گذرم. همین قدر بگویم که فقط یک گروه 9 نفره از فيزيکدانهای خوب کشور از حدود یک سال پیش دست اندرکار طراحی سئوالهای نظری وتجربی هستند که بخش مهمی از کار را به انجام رسانده اند ولی هنوز تاپایان کار راه زیادی دارند. گفتني هايي هم از سنگاپور دارم كه شايد اگر وقتي بود بنويسم. فعلاً به همين مقدار بسنده مي كنم. ضمن اينكه نگرانم بازگو كردن برخي نكات و مشكلات در مسير اجراي برنامه دشواري كه در پيش داريم به اجراي كار لطمه زند، اما با خود گفتم شايد دادن يك شرح اجمالي از برنامه يادشده بد نباشد. گفتم فرداي روزگار خوانندگان وبلاگ فكر نكنند كه چيز خاصی را از آنها پنهان كرده ام.

دنبالك اين مطلب:
http://shirzad.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/152

نظرات بازدیدکنندگان

سلام اقاي شيرزاد.ميدانم سوالم هيچ پسنديده نيست. اما بايد اين را بگويم كه من همه وقتم را صرف المپياد فيزيك كردم.و الان هم در خوانواده خيلي سرافكنده شدم.چون احتمال قبولي من خيلي كم است.حالا شما كه خود المپيادي بوديد به من بگوييد كه چكار كنم كه لااقل دو مرحله ان را قبول شوم.چون به ان خيلي نيازمندم.نه به خاطر امكانات و از اين جور حرفها...به خاطر ابرو و قولي كه به مادرم دادم.نميدانم كه ايا كار درستي كردم يا نه .اما اميدوارم كه شما كه حداقل در اين كار تجربه داريد بتوانيد كمكم كنيد.

شيرزاد:
زحمات شما بدون فايده نيست. تجربه من نشان می دهد بچه هايی که وارد المپياد می شوند آنچنان شتاب می گيرند که بعدا در روال عادی درسهای پيش دانشگاهی هم موفق تر ظاهر می شوند. نگران نباشيد. اين نگرانی باعث شکست می شود. ضمنا تصور نمی کنم مادرتان نيز از بابت موفقيت نسبی طلبکار شما شود.

كلا با نظر آقاي جعفري موافقم.
خطاب به منصور خان:
درسته كه ما بايد بالاخره از جايي شروع كنيم ولي اگه گاهي بر طبق همين ديدگاه عوامانه شما با شروع يه فعاليت، اون صنعت يا فعاليت تبديل بشه به يه معضل بزرگ چي؟ نمونه اش همين كارخانه هاي فعلي خودروسازي كه جاي بحثي در مورد مشكلاتشون نيست. بهتره تو كارهايي آستين رو بالا بزنيم كه هم تخصص اش رو داريم هم توانش رو اينجوري هم ارزونتره هم سريعتر به نتيجه ميرسيد. نميدونم شما ميدونيد كه ما در ايران از 46 موضوع صنعتي در 39 مورد فعاليت داريم؟!!!!!!!!! فكر كنم اين جمله گوياي مشكلات باشه

آقای شیرزاد، با عرض سلام و خسته نباشید
فکر نمی کنید در سالهای اخیر کارنامه دانش اموزان ایرانی در المبیادهای علمی دچار یک افت نسبی شده است؟ اگر موافق هستید دلیل انرا چگونه ارزیابی می کنید؟

شيرزاد:
به نظر من، نتايج نسبتا خوب است. می توان به بچه ها فشار زيادتری وارد کرد، کلاس های درس را افزايش داد، روشهای حرفه ای تری را در آزمون المپياد به آنها آموخت و ... نتايج بهتری گرفت؛ ولی خوب که چی، چرا بايد اين کار را بکنيم؟ اين کار چه ارزشی دارد و چه چيزی را اثبات می کند؟ من شخصا معتقدم با المپيادهای علمی بايد کمی عادی تر برخورد کرد و توقعات را از تيم های شرکت کننده تعديل نمود. اين روشی است که بسياری از کشورهای پيشرفته تر از ما هم دارند.

حقیقتش را بخواهید من از اینکه المپیاد فیزیک سال آینده در ایران برگزار می شود هم خوشحالم و هم نگران.

راستی فکر می کنید که دست اندرکاران وزارت امور خارجه آنقدر همکاری خواهند داشت که ویزای شرکت کنندگان و همراهان آنان را به موقع بدستشان برسانند.
فکر می کنید دست اندرکاران آنقدر با علم فیزیک سر دوستی دارند که در حین حضور تیم های شرکت کننده، یکهو از تلویزیون خبر غنی سازی در آشپزخانه توسط نابغه های ایرانی و بحث "ثابت شده ایرانی ها از همه باهوش ترند"(!!!) مطرح نشود؟
.....
فکر می کنید که مسئولین آنقدر درایت دارند که بتوانند مسائل سیاسی را از مسائل علمی جدا کنند؟
خلاصه نگرانی من پایانی ندارد اینها فقط یکی دو نمونه بسیار کوچک از مشکلات سیاسی برگزاری یک جمع "واقعا" بین المللی در ایران با وضعیت فعلی است.

راستی آخرین باری که یک جمع واقعا بین المللی در ایران حضور داشته کی بوده؟؟؟؟

.....

عادت به رعایت هیچ خط قرمزی ندارم بنابراین حذف قسمت های دردسر ساز به عهده خودتان. ولی نگرانی ها واقعی است.

شيرزاد:
می شود الی ما شاءالله نگرانی ابراز کرد. اميدوارم با درک درست مسؤلان کشور مشکلی پيش نيايد. به هر حال بايد تلاش کرد و جلوی مشکلات احتمالی را گرفت.

با سلام
1- ان شاءالله سیم شما و البته ما به خدا وصل باشد.

2- خیلی جالب است که در این شلوغی جنگ مطلبی درباره لبنان در سایت شما نمی بینم.
عمدی است؟ عمدی است.

شيرزاد:
فکر می کنم خداوند تبارک و تعالی از طريق امواجی که همه به آن دسترسی دارند با آدمها ارتباط برقرار می کند. می دانيد که خيلی ها از ابتدای تاريخ تلاش داشتند که سيم خدا با آدمها باشند و "حق ترانزيت" دريافت کنند.
راجع به لبنان هم به زودی می نويسم.

سلام جناب دكتر
در قسمتي از اين مطلب نوشته ايد:به نظر برخي مشكلات سياسي و فرهنگي ما با بعضي كشور ها مانع اجراي يك رويداد بين المللي در اين سطح مي شود.در برابر اين گفته من هم با موضع شما موافقم. مگر مشكلات سياسي آمريكا با تمام دنيا مانع از آن شد كه آنها در همه رشته هاي المپياد حداقل يك بار ميزبان بوده باشند؟ كساني كه چنين اعتقاداتي دارند فرزندان همان هايي هستند كه در دوره مشروطه و هنگامي كه ايران از شمال و جنوب تحت تصرف انگليس و روسيه بود به لژ هاي فراماسونري پيوستند و مرتب مي گفتند ايران قدرت رويارويي با ارتش انگليس و روسيه را ندارد.
اينها همان هايي هستند كه تا مي گويي بياييم در فلان صنعت سرمايه گذاري كنيم يا مثلا به جاي مونتاژانواع و اقسام خودروي خارجي خودمان خودرو هايي با همان كيفيت توليد كنيم فوري ميگويندما از آمريكا 100 سال و از اروپا 200 سال و از دنيا1000 سال عقبتريم. ما را چه به اين كارها؟به نظر من علت اصلي
عقب ماندگي ايران حاكم شدن همين طرز فكر مسخره بر افكار
مردم است كه متاسفانه اغلب مردم به آن دچار شده اند.
شايد شما اساتيد دانشگاه ها بتوانيد اين طرز فكر را تا حدي حداقل در دانشجويان اصلاح كنيد.
متشكرم...فعلا خدانگهدار...

آقاي شيرزاد واقعا خسته نباشيد. اميدوارم المپياد امسال با برتري تيم ايران به پايان برسد.
چند سؤال هم داشتم:
1-آيا به تيم آمريكا براي شركت در اين رقابت ها ويزا داده مي شود؟
2-آيا مهمان ويژه اي مثلا يك نوبليست به ايران دعوت مي شود؟
3-آيا افراد عادي هم مي توانند در مراسم اختتاميه شركت كنند؟دانشجويان چطور؟

شيرزاد:
ما اميدواريم که المپياد فيزيک ايران با استقبال خوب همه کشورها مواجه شود. تلاش می کنيم از چهره های برجسته علمی هم دعوت کنيم، البته هنوز قطعی نشده است. متاسفانه امکان دعوت عمومی برای مراسم اختتاميه نداريم، چون سالن در نظر گرفته شده ظرفيت محدودی دارد.

سلام دکتر شیرزاد عزیز. ممنون از جوابتون. برای من قانع کننده بود. اگر اجازه بدین من سوال و جواب من و شما رو در وبلاگ خودم کپی کنم؟
ارادتمند شما--اکبر

شيرزاد:
ممنون از توجه شما

کنجکاوم که بدانم: تفاوت فرهنگ‌ها و عرف‌ها قرار است چگونه حل شوند؟ مهمانان خارجی در گونی امتحان می‌دهند؟

شيرزاد:
خيلی ساده است. ما بايد خودمان باشيم و در عين حال بپذيريم که ديگران هم خودشان هستند. سپس همه بايد به عرفها و رسمهای متداول مهمان بودن و ميزبان بودن توجه داشته باشيم. خواهيد ديد که اگر عقل به کار گرفته شود می توان با تمام دنيا ارتباط بر قرار کرد و هويت خويش را نيز بر باد نداد.

اول اون دموی فلش رو از سایت ایرانی المپیاد بردارین، خیلی آماتوریه. کدوم سایت آبرومندی دیدین از این چیزا داشته باشه؟ ...

جناب شيرزاد
گفتيد "اگر از آن سوی دنيا جز تحقير کشورتان وظيفه ای حس نمی کنيد که هيچ، اما اگر فکر می کنيد بخشی از تاريخ ايران به شما هم تعلق دارد، اين را بدانيد که اگر همه چيز را تخطئه کرديد بلافاصله بايد به اين سؤال جواب دهيد که قبل و بعد از رخدادهايی که آنها را تخطئه می کنيد نقش شما چه بوده است

مهم اين نيست که ايا ما ايران را ازان خود بدانيم يا نه. مهم اينست که ايا رزيم
جمهوري اسلامي انرا مال که بداند. کميته امداد, سپاه پاسداران, حوزه علميه , حزب الله لبنان, بسيج, بنيادشهيد يا دهها نام دگر
انصافا فکر ميکنيددرايران حسن نصرالله حرفش خريدار دارد يا کارگر شرکت واحد.
خالدمشعل يارغاراست يا دانشجوي درسخوان.
ماايرانيان تماشاگران اين تاراجيم.
شما که خودرا مسئول ديديد ايا توانستيد درموردتاراج اقتصادي سپاه دم بياوريد. اصلا چه چيزرا بهتر کرديديا قادر بوديد که بهتر کنيد.داستان دلاوري شما با حکم حکومتي راجع به مطبوعات يک شبه تمام شدو اگر سماجت به خرج ميداديد يا به تعبيري مسئولانه رفتار ميکرديد مجلس را ديگر بار به توپ ميبستند وهجده تير ديگري اينبار درمجلس ميداشتيم.
انان که خودرا مسئول ديدندو مسئول بودند در لعنت اباد تهران اراميده انداگر سري به مقالات ايرانيان در دنياي بدون سانسور بزنيد ايشانرا خواهيد شناخت.
راستی اقاي دكتر شما هم ايران را ازان همه ايرانيان نميدانی وگرنه ايميل قبلی ام را راجع به محروميت ...ييان از شرکت در دانشگاهها حذف نميکردي
(شوخی ميکنم ميدانم که اگر هم ميخواستی باز جراتش را نداشتي. حق هم داري).

شيرزاد:
خوشحالم که از لاک نوشته های با حروف لاتين که برخواسته از غيظ انباشته شده ساليان سال است در آمديد و ناچار شديد که با حروف زيبای فارسی بنو يسيد و حد اقل اين بار دست از تعبير تحقير آميز هميشگی تان در مطلع کلام بر داريد. درست است برادر عزيز، شما هم بايد از خودتان دفاع کنيد. اگر هزار من مثنوی در مذمت اين رژيم بسراييد، آخر کار بايد روشن کنيد که جايگاه شما کجای اين تاريخ است. سهم ما از مقابله با ناراستی ها هر چند اندک، همان است که بود و همه می دانند. سهم شما چه بود. چه کسی گفته که فقط شما بايد از ما طلب کاری کنيد. اگر به راستی ادعايی داريد از تاريکی به در اييد تا معلوم شود در ناراستی هايی که تلاش داريد برجسته اش کنيد چقدر نقش داشته ايد. اين بار اين شماييد که بايد از خودتان دفاع کنيد.

shansam nadarim! hamin saale ma bayad tooye iran bargozar beshe!
hala shayad bronze shodam!

شيرزاد:
از ما که بد شانس تر نيستيد که زمان ما اصلا المپياد نبود.

salaam
khaste nabashid. ...
nemidoonam che shoma har 2 jomle yek baar migin" in haghir" mage mostakhdem e jaaee hastin? zibande ye shoma nist.

شيرزاد:
ببخشيد يک چيزهايی حذف شد. اجازه دهيد کار درست انجام شود. ايراد هايی که گفته ايد از روز اول معلوم بود.

پیشنهاد می کنم شرکت کنندگان برای ادامه عمر به جنوب لبنان اعزام شوند

شيرزاد:
بی مزه!

Dear Professor Shirzad,

Your efforts are really very much appreciated by all those who value such services. What was the ranking of the Iranian team this year and in the past few years? Is there a web-site to obtain such information about the Iranian teams in various subjects?
Thank you
Hassan

شيرزاد:
فکر کنم سايت باشگاه دانش پژوهان جوان اين اطلاعات را داشته باشد. الان آدرسش را حفظ نيستم.

Please let me know if I can be of any asistance. for
Mehdi

سلام دكتر خسته نباشيد
اين خبر رو بخونيد جالبه:
خبر ويژه ولي تائيد نشده نقطه ديد: وقتي رهبر دست به دامان خاتمي مي شود!
http://www.shojaei.net/index.php?option=com_content&task=view&id=292&Itemid=39

سلام دکتر شیرزاد عزیز. امیدوارم که اوضاع و احوال درس و مشق و تحقیق و سیاست و همه چیز مرتب باشه. من مدت زیادی هست که نسبت به این قضیه المپیاد دید انتقادی شدیدی دارم که مترصد فرصتی بودم که در میان بگذارم. فکر کنم این پست بهترین فرصت باشه.
حقیقت اینه که من مخالف برگزاری فعالیتهایی از این نوع نیستم. هرچی باشه اقلا میزبانی و درخشش در همچین رقابتهایی میتونه به 1000 تا از فیزیکدانان آینده دید روشنی از وضعیت کلی کشور ما بده و از این نظر این فعالیت رو در حدی قابل مقایسه با سازمان میراث فرهنگی و یا سازمانهای فرهنگی از این دست ارزیابی میکنم.
اما سوال جدی من از شما که تقریبا دو دهه صرف این کار کردین این هست که چه هدفی (علمی؟؟) از نفس شرکت در المپیاد تعقیب می کنید؟ دوست دارم جواب این سوال رو از خود شما بشنوم. مطمئنا وقتی که برای جواب به این سوالات خواهید گذاشت سهم مهمی در دادن دید درست از المپیاد خواهد داشت.
یکی از واضح ترین آثار سو المپیاد این شده که امر رو هم بر ملت و هم بر خود المپیادی ها مشتبه میکنه و این تصور ایجاد میشه که چون ما 5 نفر بچه درسخوان داریم که یک سالی آموزش خیلی فشرده دیدند پس اینها انیشتین عالم هستند. بعضا خود المپیادی ها هم کم کم این حس بهشون دست میده که ظرف ایران گنجایش علم و دانش اونها رو نداره (به غیر از رامین گلستنیان که به تازگی از ایران رفت و مهدی فاضلی کدامشان ایران هستند؟) . اثر سو جانبی دیگه ای که المپیاد داره اینه که بله درسته 5 نفر انتخاب میشن و توی بوق و کرنا میشن و جرائد نابغه ساز هم از دیدگاه خاص خودشون 5 تا بچه 18 ساله رو حسابی بزرگ می کنند. اما آیا کل ایرانه و این 5 تا بچه؟ 50 هزار تا بچه دیگه ای که به یقین عرض میکنم در سطح و تراز این 5 تا هستند و به هزاران دلیل جزو این 5 نفر نشدند چی؟ ضربه ای که برخی از این 50 هزار نفر که شاید به اندازه یک افت و خیر کوانتومی سر جلسه امتحان با این تیم 5 نفره فاصله دارند چی میشه؟
اصلا یک سوال خیلی واضح: شما خودتون نه المپیادی بودین و نه توی بوق و کرنا شدین. ولی یک محقق نسبتا خوب و محترم هستید. کدام یک از این قریب 150 تا المپیادی که در طی این دو دهه تولید شدند به طور متوسط فیزیکدانی درخشان تر از مثال خود شما شدند؟؟؟ اصلا کجا هستند؟ چه میکنند؟ جز اینکه به آمریکا یا کانادا که میرسند تازه متوجه میشن که یکی هستند مثل هزاران هندی و چینی و اروپایی که دانشکده های فیزیک آمریکا رو پر کردند و میشن یکی از هزاران، کدامشان درخشش ویژه ای داشتند؟
امیدوارم که پرستیژ عامه پسند «المپیاد» که حاصل تلاش خود شما بوده اقلا برای خود شما حجابی نشه که مانع بشه از تفکر عمیق در مورد این مسائل «فلسفی» و آثار جانبی سوئی که ممکنه «المپیاد» داشته باشه.
ارادتمند و دوستدار شما--اکبر

شيرزاد:
سلام اکبرجان، ويا همکار عزيز دکتر جعفری. همين امروز صبح بچه ها ايميلی را از شما نقل کرده بودند که حاکی از موفقيت سه محقق ايرانی در چاپ يک مقاله تحقيقی در مجله ساينس بود که انصافا جای مباهات هم دارد. ببينيد، يکی از ظريف ترين نکات در سياست علمی کشور تنظيم حد و حدود پرداختن به اين موفقيت ها و نحوه انعکاس آنها در سطح عموم مردم است. دلم می خواست همين سوژه ای که شما آنرا لايق توجه و افتخار دوستان ايرانی دانسته ايد دست برخی تبليغات چی های رسانه های رسمی می افتاد تا می ديديد چه بلايی بر سر آن می آورند و چگونه آن را به گند می کشند! آنچنان از آن پيروزی بزرگ قرن می سازند و به مردم القا می کنند که ديگر کليد گنج همه پيشرفتهای علمی جهان نزد ماست که خود شما از کرده خويش پشيمان می شويد. به هر حال قبول بفرماييد که هر ايده خوبی ممکن است توسط آدمها و گروههای هوچی و سوء استفاده چی مورد انحراف و حتی تخريب واقع شود. اما اين نکته باعث نمی شود که ما از کار درست دست برداريم.
در مورد آثار مثبت المپيادها در عرصه علمی کشور به نظرم کم لطفی کرده ايد. تعداد بچه هايی که از اين طريق بهتر گل کردند و اکنون در عرصه های علمی کشور، در داخل و خارج برجسته اند، بسيار بيشتر از يکی دو نفری است که ذکر کرديد. انصافا قدر و اندازه علمی آنها هم در مقياس ايران بالاست و فاصله آنها از آنچه از برنامه آموزشی متعارف ما انتظار می رود بسيار بيشتر از يک افت و خيز کوانتمی است. البته چهره های برجسته علمی ما محدود به بچه های المپيادی هم نيست. اما نکته اصلی آن است که زياده روی های تبليغاتی و عوام زدگی ها نبايد ما را به افراط و تفريط بيندازد و منکر دستاوردهايی که به نسبت سرمايه گذاری اندک انجام شده واقعا تحسين برانگيز است، شويم.
و بالاخره ما نمی توانيم يک جامعه علمی فعال داشته باشيم، بدون آن که اذهان مردم کوچه و بازار را متوجه مسائل و رخدادهای علمی کنيم. به نظر حقير رويدادهايی از اين دست به بهترين شکل می توانند بين مردم عادی با دنيای علم ارتباط ايجاد کنند. وقتی جوامع علمی قريب به 90 کشور جهان در سطوح مختلف توسعه دارند از اين شيوه بهره می گيرند، فکر می کنم که بايد قبول کنيم اين روش قابل تامل است. البته من هم مثل شما از برخی پروپاگاندهای بی ارزش بيزارم، که شاهدش مقالات و موضع گيری های من در پرهيز از بزرگ نمايی هايی که در زمينه فناوری هسته ای صورت گرفته بود، می باشد.

نوشته شما "امسال براي همين منظور تعداد ناظران ما در المپياد سنگاپور 8 نفر بود كه ما دو نفرهم جزو آنها بوديم. دونفر از مدیران ارشد دانشگاه صنعتی اصفهان هم با ما بودند. سرپرستي تيم ايران نيز به دوستان ديگري واگذار شد كه قرار است سال آينده در المپياد جهاني فيزيك در ايران سرپرستي تيم كشورمان را به عهده داشته باشند." با اطلاعات موجود در وب سایت رسمی المپیاد نمی خواند.
تعداد ناظران ایرانی ثبت شده 7 نفر می باشد.
کی دوباره سفر توریستی رفته؟!!!
http://www.ipho2006.org/index.php?option=com_static&task=participants&Itemid=65&page=1

شيرزاد:
اشتباه شده، والا بلا ما 8 نفر بوديم، حتی درستش را بخواهيد سنگاپوری ها بايد 9 نفر را ثبت می کردند، چون يکی از دوستان به عنوان ناظر، طبق معمول هر سال کمک کار سرپرستان تيم بود. اشتباه های بدتر از اين هم در سايتشان بوده. حالا فکر نکنيد چون توسعه يافته تر از ما هستند همه کارهايشان درست تر است!

ای کاش از حسینیه شیعیان در سنگاپور که با پول مراجع رسمی در ایران خریداری شده هم دیدن می کردید.
تمامی ادیان و فرق مختلف دارای پرستشگاههای خود در سنگاپور هستند به طوریکه هر کدام در نوع خود حرفی برای گفتن دارند. ولی حسینیه شیعیان در فضایی بسیار نامناسب و از آن بدتر در محله ای بسیار بد نام (تنها محله سنگاپور به بدنامی هم هست) با کمک مراجع و توسط جمهوری اسلامی ایران تهیه شده است.

شيرزاد:
متاسفانه من اطلاعی از اين قضايا ندارم، وگرنه حتما از آنجا ديدن می کردم.

به عتوان یک ایرانی از زحمات شما در تیم المپیاد فیزیک سپاسگزارم.

شيرزاد:
اين نظر لطف شماست.

با سلام
برای شما و دیگر همکارانتان در برگزاری این مراسم آرزوی توفیق می کنم و امیدوارم شاهد موفقیت روز افزون فرزاندان این مرز و بوم در این رویداد و دیگر رویدادهای آینده باشیم.
طبق معمول یک سوال دارم! البته نه سیاسی بلکه اینبار از جنابعالی به عنوان کسی که شاهد چندین دوره از این مسابقات بوده اید می خواستم سوال کنم آیا این اظهار نظر برخی صحیح است که، مقامات کسب شده توسط بچه های ایرانی - به علت کار ویژه ای که روی آنها انجام می شود- ملاک صحیحی برای ارزیابی سیستم آموزشی ما نمی باشد؟ و اینکه آیا اطلاع دارید که کشورهای دیگر هم روی تیمهای اعزامی خود سرمایه گذاری خاص انجام می دهند یا خیر؟ (اگر در ذیل نظر مجال پاسخ نبود، عجله ای نیست و اگر در مطلبی مرتبط به این نکته هم اشاره فرمودید متشکر می شوم)
خدانگهدار

شيرزاد:
اين بحث خوب و مهمی است. پاسخ خلاصه اين است که بايد از موفقيت های بچه های ايرانی نتيجه گيری درست کرد. به نظر من هم اين درست نيست که موفقيت انها را ناشی از پيشرفته بودن و کارامدی سيستم آموزشی خود بدانيم. بلکه اين نشان می دهد که اگر در يک گوشه از کشور کار کيفی و برنامه ريزی شده صحيحی انجام شود حتما جواب می دهد و بچه های ما اغلبشان پتانسيل و توان رشد را دارند.

ای کاش بقیه جاها هم که پای ابروی ملی در میان بود، همه با هم متحد می شدیم.

شيرزاد:
ای کاش

موفق باشید آقای دکتر!

شيرزاد:
متشکرم.

ostade aziz! be tavanayee e shoma dar roo sefid kardan keshvareman va daneshgaheman kamelan imaan daram. movaffagh o pirooz o sar bolan bashid

جناب شيرزاد با سلام
آرزوي توفيق بر شما دارم از اينكه براي جوانان اين مملكت زحمت مي كشيد
شايد اين مطلب چندان مربوط به نظرات نباشد ولي از شما خواهش دارم خط وبلاگتان را تغيير دهيد بسيار چشم را اذيت ميكند اگر بشود خطتان وبلگتان مانند وبلاك آقاي ابطحي شود خيلي خوب مي شود
با تشكر

شيرزاد:
راستش را بخواهيد بودجه حقير کفاف خرج کردن برای طراحی وب-سايت شکيل را نمی دهد. اين مختصر هم با همت بر و بچه ها و با هزينه بسيار کمی درست شده. با اين وجود از بچه ها برای رفع اشکال در اين زمينه ياری می جويم

ba tavajoh be inke sherkat konandegan dar in noe az mosabeghat be ehtemale ziyad dar ayande dar donyaye elm harf baraye goftan khahand dasht; omidvaram ke ehsase khoobi az keshvar va farhange iran dar ishan ijad shavad...
ghorbane shoma hamid-reza