كيهان و شهادتين هسته اي
نمي دانم اگر ما مدرك تخصصي در زمينة فيزيك هسته اي آن هم از مؤسسه "دانش محور" كيهان نخواهيم، چه كسي را بايد ببينيم. مدتي است اين حسين آقاي شريعتمداري، قدر قدرت عالم مطبوعات و رهبر "اين گروه خشن" در عرصة هسته اي، بند كرده است به ما كه اين بابا فيزيکدان هسته اي نيست و "از دانش هسته اي كم اطلاع است".
البته اگر آدم آنقدر ورد هسته اي هسته اي بگويد كه ايدئولوژي اش بشود هسته اي، كار به جايي مي رسد كه ميزان صلاحيت افراد براي اظهار نظر كردن متناسب خواهد شد با ميزان دوري و نزديكي آنها به تخصص هسته اي، آن هم از نوع كيهاني اش. به اين ترتيب در نظر آقايان هركس قبل از اظهار نظر در مورد مسائل هسته اي كشور اول بايد شهادتين هسته اي بگويد از اين قرار: " انرژي هسته اي حق مسلم ماست، عضويت NPT وبال گردن ماست"!
در هر صورت بنده به بانگ بلند اعلام مي كنم اگر تخصص هسته اي همان است كه حسين شريعتمداري و دوستان كيهاني اش دارند ما از بيخ بيسواد هسته اي هستيم. حالا خوب شد؟ اين از اين قسمت قضيه و اما داستان چيست. اول طرهات كيهان به تاريخ 3/2/85 درباره حقير را بخوانيد تا عرض كنم.
مشكل بنده از آنجا ناشي مي شود كه هيچ نوع امكاناتي براي پيگيري خبرهايي كه اين گوشه و آن گوشه دربارة من و يا از قول من نوشته مي شود، ندارم. خودم هستم و خودم و در روز خيلي هنر كنم يك ساعت يا كمي كمتر و بيشتر را نمي توانم صرف پيگيري اين جور چيزها بكنم. نه منشي دارم، نه روابط عمومي يا واحد پيگيري اخبار و نه ادارة حقوقي كه دنبال كارهايم را بگيرد. در عين حال در اين وانفساي اطلاع رساني، خبرنگاران داخلي و خارجي كه در به در دنبال كساني مي گردند كه حرفي اندك متفاوت با موضع مقامات بزنند، يقه ما را ول نمي كنند. هر كدام سئوال هايي مي كنند و جوابهايي مي گيرند و سپس آنها را با دانسته ها يا برداشت هاي قبلي خود در مي آميزند و يك معجوني مي شود كه تا نخوري نداني.
هستند برخي آدمهاي سياسي، در هر طيفي، كه وقتي خبرنگار با آنها تماس مي گيرد چند باري پشت چشم نازك مي كنند و اول از همه، ايل و آباء خبرنگار يا رسانة متبوعش را مورد بررسي قرار مي دهند. سپس يك فصل راجع به سئوال ها با او كلنجار مي روند، دست آخر مي گويند كتبي بفرست، شرط هم مي گذارند كه خارج از اين سئوال ها نباشد. بعد كه خبرنگار مصاحبه اش را كرد متن شده و تنظيم شده را از او مي خواهند؛ سپس حرفهاي خودشان را در آن كم و زياد مي كنند و با هزار اكراه رضايت مي دهند منتشر شود. سرانجام وقتي منتشر شد و عكس چهرة مبارك را به همراه يكي از جملات خودشان كه تيتر شده است مي بينند، سر حساب مي شوند كه يك دسته گلي به آب داده اند. نهايتاً هم همة كاسه كوزه ها را سر خبرنگار مي شكنند و حرفهاي خودشان را تكذيب مي كنند.
اين حقير چنين رفتاري را نمي پسندم و معمولاً با خبرنگاران، چه داخلي و چه خارجي، بسيار راحتتر برخورد مي كنم. تجربه نشان مي دهد كه با اين روش به نسبت حجم مصاحبه ها و صحبت هايي كه دارم كمتر دچار مشكل مي شوم. البته متأسفانه گهگاه برخي خبرنگاران ناشي هر جا متوجه صحبت هاي آدم نمي شوند از خودشان يك چيزهايي به هم مي بافند كه مطالبي از آنها فهميده نمي شود. بعضي وقتها هم سردبير محترم يا آب مي بندد به خبر يا آتش و يا هر چه كه خودش دوست دارد با دستكاري جملات سر هم مي كند. مشكل ويرايش متن هم اغلب پابرجاست و بعضي وقتها نگاه مي كنم اگر خبرنگار يا سردبير همان جملات محاوراتي بنده را نقل كند و ويرايش نكند مطالب رساتر است. اجازه دهيد از همة اين مشكلات بگذريم. خلاصه كلام اين كه اگر آدم بخواهد تمام گفته هايش پاستوريزه و بي عيت و نقص منتشر شود بهتر است اصلاً مصاحبه نكند و حتي در جايي كه احتمالاً خبرنگار نشسته است سخن نگويد، كه البته در اين صورت بايد دور فعاليت سياسي و اجتماعي را هم خط بكشد.
بعد از اين مقدمات، برگردم به قضيه اي كه اخيراً حضرات كيهانيون عليه حقير علم كرده اند و متأسفانه اگر تكذيب نشود و توضيح داده نشود، مي تواند كار دست آدم بدهد. اين را بگويم كه ما كارمان از اين حرفها گذشته است كه نامه بنويسيم: "جريدة شريفة كيهان، در متن خبري كه ... لطفاً برابر قانون مطبوعات به درج اين تكذيبيه اقدام فرماييد"! همة شما نيك مي دانيد كه هنوز مادر نزاييده آن قاضي مطبوعاتي كه بتواند حسين آقاي يل را محكوم كند. رسانه معظم كيهان پشتش به افلاك گرم است و از حكومت هفت دولت آزاد. هر چه بخواهد مي كند و در اين دنيا كه از بازخواستي هراس ندارد، آن دنيايش را هم خدا مي داند.
از آن طرف هم موضوع طوري نيست كه بگوييم ولش كن هر چه مي خواهند بنويسند. يك وقت ديدي الكي الكي همين شد سند و بعضي ها با خودشان گفتند كه "لابد طرف يك گافي داده است كه صدايش در نمي آيد". از آنجا كه به احتمال زياد نظير همين مطالب و بلكه دولا پهناي آن در برخي بولتن هاي خاص كه دست از ما بهتران مي رسد نيز آمده و مي آيد چه بهتر كه لااقل در مورد مطلب كيهان كه چه بسا بي منشأ از همانها نباشد توضيحي داده شود، تا هم ميزان دقت و شرافت حرفه اي اينها معلوم شود و هم آنها كه به كار پرزحمت پرونده سازي اشتغال دارند هواي كار دستشان بيايد.
ماجرا از اين قرار است كه اوايل اسفند ماه گذشته اين حقير در جلسه مجمع نمايندگان ادوار مجلس دعوت داشتم. بعد از سخنراني هاي اصلي نوبت به تريبون آزاد رسيد كه به هر متقاضي حداكثر 5 دقيقه وقت براي صحبت داده مي شد. در آن جلسه نمايندگاني از دوره هاي مختلف گذشته مجلس حضور داشتند و خلاصه سوته دلان گرد هم بودند. چند خبرنگار هم اول برنامه كه سخنرانان اصلي صحبت مي كردند، حضور داشتند و بعد رفتند. من تقريباً جزء آخرين افرادي بودم كه نوبت تريبون آزاد به آنها رسيد. سخنراني پرشوري را بر سياق درد دل با همكاران گذشته ارائه كردم كه گويا به دل آنها نيز نشست. هفته هاي قبل از ارجاع پروندة ايران به شوراي امنيت بود و اغلب آنها ضمن نگراني شديد دوست داشتند از كم و كيف موضوع اطلاعات بيشتري كسب كنند. زماني كه مهلتم تمام شد و نشستم به تقاضاي بسياري از حضار وقت مجددي به من داده شد و در 5 دقيقه دوم مطالبم را ارائه دادم. طبيعتاً حقير پاسخگوي گفته هايم در آن سخنراني هستم و اگر شيطنت دوستاني كه سر به سر ما مي گذارند ادامه يابد ناگزير آن را در سطح گسترده تري منتشر مي كنم تا افكار عمومي بدانند كه ما چه گفته ايم و امثال كيهان چه روايت كرده اند. آن وقت معلوم خواهد شد كه چه كسي ضرر مي كند.
بعد از اتمام جلسه ديدم يك خانم خبرنگار مسن ايتاليايي از من سئوالاتي دارد. سئوال و جواب ما به انگليسي دو سه دقيقه اي بيشتر طول نكشيد. وي خبرنگار روزنامه معروف ريپوليكا بود و كارتش را هم به من نشان داد. به هر حال او از مجموع سخنراني من و سئوالات كوتاهي كه پرسيده بود گزارشي را در روزنامه فوق به تاريخ 7 مارس 2006 (برابر با 16 اسفند 84) به چاپ رساند. ترجمه گزارش فوق را در ادامة اين متن ضميمه كرده ام. قبل از ادامه ماجرا دو توضيح كوچك را عرض كنم. نخست اينكه متن خبر عمدتاً چينش هايي است كه خانم خبرنگار مذكور از صحبت هاي من گرفته است كه البته از برخي اغلاط غيرمهم خالي نيست؛ اما تيتر مطلب توسط سردبير خود روزنامه انتخاب شده و برداشت و تفكر آنهاست و ضمناً نگفته اند كه اين را شيرزاد گفته است. نكته ديگر آن است كه خبرنگار مذكور از قول آقا رضاي خاتمي نقل كرده كه فلاني (يعني بنده) جزو سه نفر نخست ايران در زمينه انرژي هسته اي است. ظاهراً اين حرف، كه البته هم درست نيست و هم دكتر خاتمي به اين شكل آن را نگفته است، بسيار بر "برادر حسين" و متخصصان عظماي هسته اي كيهان گران آمده است و آنها را به تلاش انداخته است تا با هر زحمتي هست ضرب شست نشان دهند تا معلوم شود "چه كسي از دانش هسته اي اطلاع دارد"! اما نكته اينجاست كه اگر همة درد آقايان اين بود بهتر بود آن را به خودمان مي گفتند تا ما خودمان اعلام كنيم كه "بابا جان ما نه فيزيكدان هسته اي هستيم و نه علاقه و ادعايي در اين زمينه داريم".
در هر صورت ماجرا گذشت و رفت و اتفاقات زيادي افتاد. از جمله اينكه پروندة ايران به شوراي امنيت رفت و در داخل كشور فضاي اظهار نظر و اطلاع رساني در مورد مسايل هسته اي به شدت تنگتر از گذشته شد و از آن جمله از انتشار بيانيه تاريخي جبهه مشاركت در آخرين روزهاي سال گذشته و قبل از در دستور قرار گرفتن پرونده ايران در شوراي امنيت سازمان ملل جلوگيري شد. بعد از تعطيلات عيد من به شدت درگير كارهاي درسي و پژوهشي خودم بودم و در عين حال احساس مي كردم گفتنی هايم را تا آنجا كه مي توانستم گفته ام و حرف خاصي در شرايط جديد ندارم. اصولاً در اين مهلت 30 روزة شوراي امنيت موضع گيري ايران و طرفهاي غربي مشخص بود و همه منتظر بودند تا اين دوران به سر رسد. به همين دليل چندان حرفي براي زدن وجود نداشت.
در اين اوضاع و احوال بر و بچه ها خبر دادند كه راديو فردا صحبتهاي تندي را از تو نقل كرده است. قبلاً هم رسانه هاي فارسي زبان خارج از كشور خبرهای زيادي از قول ماها نقل كرده اند كه معمولاً امكان پيگيري و تصحيح آنها وجود ندارد. در عين حال اين موضع ما براي همه روشن است كه با رسانه هايي كه مستقيماً زير نظر و با پول دولت آمريكا اداره مي شوند مصاحبه نمي كنيم . اگر آنها مطلبي نقل كنند، از منابع ديگر است. در اين بلبشوي فيلترينگ و بعد از گذشت چند روز من نتوانستم فايل صوتي خبرهايي كه راديوي مذكور از قول من گفته است را به دست آورم. اما بعد از چند تا كله معلق و جستجوي اينترنتي در يك فايل نوشتاري در هم و برهم ديدم كه يك چيزهايي قريب به مضامين خبر كيهان در لابه لاي گفته های آنها بوده است كه جزو حرفهاي من نبوده است.
اين را همين جا اضافه كنم كه اين بي انصافها خودشان آن طرف دنيا نشسته اند و نفس شان از جاي گرم بلند مي شود. حالي شان نيست كه در فضاي داخل ايران وضع طوري نيست كه كسي بيايد اين حرفها و تعابير تند را به كار ببرد. ضمن اينكه خدا وكيلي اگر ما آزاد هم بوديم، فرهنگ روزنامه نگاري و سخنوري مان را از كيهان ياد نگرفته ايم كه تعابيري از قبيل "كلاهبرداري" و "عوامفريبي" را به كشورمان نسبت دهيم. و اصولاً اين كلمات و گفتمان را جزء ادبيات خود نمي دانم.
راستش را بخواهيد اصلاً قصد اين كه وقت بگذارم و پيگير ماجرا شوم كه روزنامه ريپوبليكا چه نوشته، راديو فردا چه گفته و کيهان چه معجونی ساخته نداشتم. از اتفاق هفتة گذشته همان خانم خبرنگار تماس گرفت و از من تقاضاي مصاحبه كرد. با وجود گرفتاري كاري قبول كردم. آمد و مصاحبه اش را انجام داد. وقتي تمام شد پرسيدم ماجرا چه بوده است و شما چه چيزي از قول من چاپ كرده ايد. بسيار ناراحت شد و قول داد موضوع را بررسي كند. اولش فكر كرد كه شايد در هفته هاي اخير خبرنگار ديگري در ريپوبليكا چيزي از قول من نوشته است. برايش توضيح دادم كه نه بابا اين طور نيست، اين دوستان كيهاني تأخير فاز دارند و گهگاه يكي دو ماه بعد به چيزي استناد مي كنند كه همه يادشان رفته است. بعد از تحقيق آن بنده خدا معلوم شد كه به غير از همان مطلب 7 مارس مصاحبه يا مطلب ديگري دربارة بنده در ريپوبليكا چاپ نشده است و در متن آن خبر هم هيچ جمله يا عبارتی که حتی نزديک به مضامين به کار برده در خبر کيهان بخصوص تعابيری لز قبيل "کلاهبرداری" و "عوامفريبی" توسط رژيم ايران، نيامده است. آن چنان اين رفتار مطبوعاتی کيهان برايش غير قابل تصور بود که می خواست يک جوری موضوع را جبران کند، به همين منظور يک توضيحی را از قول خودش برای کيهان فرستاد، که همان طور که انتظار می رفت احتمالا الآن بايد در کاغذهای بازيافتی اطراف کيهان باشد. متن خبر ريپوبليکا که مترجم آن خانم خبرنگار با دقت و وسواس ترجمه كرده و برايم فرستاده و نيز توضيحی كه خانم وانوچينی برای کيهان فرستاده و رونوشتش را به من داده را ضميمه كرده ام.
در خبر كيهان مورد ديگري هم ذكر شده كه بنده براي مشورت در امور هسته اي در دولت گذشته دعوت شده و سپس از تيم مشورتي كنار گذاشته شده ام، كه به كلي پرت و پلاست و ارزش پرداختن ندارد.
اين از كل ماجرا و صداقت كساني كه خود را سرچشمة ارزشها و اخلاقيات مي دانند. ما كه زورمان نمي رسد، از عدليه كشور هم در اين مورد نا اميديم، دعا مي كنيم خدا خودش حساب هر چه درغگوست برسد. نمي دانم حوصله كرديد اين مطلب طولاني را تا اينجا بخوانيد يا نه. از اطاله كلام عذر مي خواهم. اگر موفق شدم احساس خودم را از لجام گسيختگي و رفتار غيرصادقانه و غيراخلاقي برخی ازكيهانی ها كه بارها در حق من (و حتي خانواده ام) و ساير دوستان به كرات انجام شده است به شما منتقل كنم، در پايان نوشته تعدادي نقطه مي گذارم تا هر طور دلتان خواست آنچه لايق مي دانيد در حق آنان خودتان اضافه كنيد. كار ديگري از دست هيچکدام از ما بر نمي آيد. .....................................
متن مطلب منتشر شده در روزنامه ريپوبليکا
تيتر: "نيروگاه ها مفيد نيستند رژيم تشنه قدرت است".
زير تيتر:
احمد شيرزاد صحبت مي كند. فيزيكدان هسته اي ايراني "...... برنامه آقاي احمدي نژاد برنامه اي بي ثمر و جاه طلبانه است. سطح توليد اورانيوم در كشور ما پايين است. بعد از اينكه ايران در انزوا قرار بگيرد كي به ما اورانيوم خواهد فروخت؟ حاكمان ما نه تنها داعيه اين را دارند كه نظريات خود را در مورد مذهب به ديگران ديكته كنند، بلكه در مورد مسائل علمي نيز چنين ادعايي دارند. واقعاً امري عجيب است."
گزارشگر: وانا وانوچيني
اصل مقاله:
"اگر واقعاً در ايران سه متخصص در زمينه انرژي هسته اي داشته باشيم يكي از آنها احمد شيرزاد است.." اين را آقاي محمدرضا خاتمي مسئول جبهه اصلاح طلبان مشاركت و برادر رئيس جمهور سابق ايران آقاي خاتمي در مورد آقاي شيرزاد مي گويد.
آقاي شيرزاد فيزيكدان هسته اي و استاد دانشگاه اصفهان همواره نسبت به پروژه هاي هسته اي ايران نظري انتقادي داشته است. سه سال پيش زماني كه هنوز نماينده مجلس بود در يك جلسه علني مجلس گفت كه رژيم روش نامناسب و نادرستي براي دست يابي به انرژي هسته اي اختيار كرده است. "... ساخت محلي به مساحت بيست هزار مترمربع و عمق 50 متر در نزديكي صحراي نظنز براي گذاشتن چند سانتري فوژ ...". "... متوجه نيستند كه به اين طريق نه تنها به انرژي هسته اي دست نمي يابيم بلكه ضررهاي غيرقابل جبران براي كشور بدنبال مي آورد...."
عليرغم تهديداتي كه همواره متوجه اوست، شيرزاد هرگز از انتقاد به پروژه هاي بي فايده و جاه طلبانه رژيم دست نكشيده است. در روزهاي قبل يكي از سخنرانان جلسه اصلاح طلبان بود، جلسه اي كه در مركز فرهنگي وزارت كار برگزار گرديد. اطلاح طلبان سعي دارند كه با اتحاد بيشتر مانع پيشرفت محافظه كاران افراطي طرفدار احمدي نژاد شوند. پروفسور شيرزاد، موضع شما در مورد برنامه هسته اي كه رژيم ايران آن را غيرقابل بازگشت مي داند چيست؟ "... سالهاست كه ايران زير سايه برنامه هسته اي است و بدتر از آن اينكه هيچكس آگاهي از مسائل فني ندارد. زماني كه ايران تصميم گرفت براي ايجاد امكان بيشتر مذاكره با اروپائيان غني سازي اورانيوم را تعليق كند علي لاريجاني رئيس تيم فعلي مذاكره كننده گفت كه تهران مرواريدي نادر را با شكلات تعويض كرده است و اينكه تعليق را به ضرر ايران ارزيابي كرد. اما كدام مرواريد نادر و كدام منافع ملي؟ قبل از هر چيز هيچكس به اين موضوع اشاره نمي كند كه منابع اورانيوم تقريباً در ايران صفر است. كل منابع ما معادل 1400 تن ماده معدني است. به منظور يك مقايسه استراليا 000/740/1 و قزاقستان 000/600 تن ماده معدني دارد. با 1400 تن مي توان نيروگاه بوشهر را آن هم براي 7 سال راه اندازي كرد. يك نيروگاه معمولاً براي مدت زماني معادل پنجاه سال برنامه ريزي مي شود. نيروگاه بوشهر تابحال 8/1 ميليارد دلار براي كشور هزينه برداشته است. علاوه بر اين، اورانيوم يزد در عمق 350 متري زمين قرار دارد. مي دانيد كه معني استخراج آن از عمق 350 متري يعني چه؟ قيمت هر كيلوگرم كيك زرد 130 دلار است، يعني 6 برابر قيمت بازار جهاني كه 20 دلار است. چنانچه ايران در سطح جهان در انزوا قرار گيرد چه كساني به ما اورانيوم خواهند فروخت؟.."
رژيم ايران تأكيد مي كند كه موضوع غرور ملي در ميان است. "... حاكمان ما نه تنها داعيه اين را دارند كه نظرشان را در مورد مذهب به ديگران ديكته كنند بلكه در مورد امور علمي نيز چنين داعيه اي دارند. واقعاً عجيب است و بي معني". " .. هر شب برنامه هاي آلوده تلويزيون را نگاه مي كنيم برنامه هايي كه مدعي اند در مورد نيروگاه ها كليه مسايل را به مردم توضيح مي دهند و اينكه آژانس بايد حقوق مردم ايران را در مورد استفاده از انرژي هسته اي به رسميت بشناسد. حتماً روزي كساني بايد قيمت اين خيالپردازي ها و فريب دادن مردم را بپردازند".
"اين واقعيت برخلاف روحيه خرمشهر است، زماني كه ايرانيان در سال 1982 تهاجم عراق را دفع كردند. هر چند به مثابه دفاع از مملكت از آن ياد كنند واقعاً برخلاف روحيه خرمشهر است. در آن زمان مي دانستيم كه براي چه مي جنگيم. در مورد انرژي هسته اي دو نوع امكان وجود دارد يا كشور هسته اي است و يا خود را در موضع ريسك هاي سياسي زيادي قرار مي دهد. هيچكس در اين مورد بحث نكرده كه آيا بوشهر واقعاً مفيد است و يا اينكه چقدر سرمايه در نطنز دفن شده است، بدون اينكه در بيلان هزينه هاي دولت از آن اثري باشد. مي گويند دانشمندان بزرگي داريم اما درست نيست. اگر بودند زماني كه اعلام شد كه غني سازي اورانيوم از سر گرفته شده خبر بايد اين بود كه بعد از ماه ها كار، دانشمندان ايراني به موفقيتي بزرگ نايل آمدند. اما اينطور نيست. سانتريفوژها به شرايط سياسي جواب نمي دهند." دولت مي گويد انرژي هسته اي اجتناب ناپذير است، زيرا مصرف داخلي نفت با چنان آهنگي در حال رشد است كه در چند سال آينده روي مقدار صادرات نفت اثر منفي خواهد داشت. "... بوشهر يك نيروگاه هزار مگاواتي است نياز ايران 40000 مگاوات است، آقازاده مي گويد كه 20000 مگاوات بايد در آينده از انرژي هسته اي پوشش بگيرند، بايد از ايشان سئوال كرد با كدام سوخت؟"
نامه خبرنگار ريپوبليکا به کيهان
هيات تحريريه محرم روزنامه کيهان
با سلام،
با عطف به مطالبی که در روزنامه کيهان در تاريخ 3/2/1385 درج شده، مطالبی که در آن به مقاله اينجانب اشاره می کند که در تاريخ 07/03/2006 به چاپ رسيده است، بدينوسيله لازم می دانم تذکر دهم که هدف روزنامه لاريپوبليکا انعکاس افکار و نظريات متفاوت انديشمندان و صاحب نظران در کليه کشورهاست. مقاله من بر اساس مذاکره با آقای شيرزاد و جمع بندی من از مطالبی که ايشان در جلسه نمايندگان ادواری مجلس در وزارت کار مطرح کرده اند نوشته شده است. بايد متذکر شوم که درمقاله من هرگز کلماتی که معنای کلاهبرداری و عوامفريبی نظام جمهوری اسلامی را بدهد مستقيم و يا از قول شخص ديگری به کار برده نشده است. در مقاله گفته شده که برنامه بلند پروازانه و بی ثمر است. ضمنا از آن تاريخ تا کنون هيچ مطلب يا مصاحبه ديگری با آقای شيرزاد در اين روزنامه درج نشده است.
فرستاده ويژه روزنامه ايتاليايی لاريپوبليکا در ايران
VANNA VANNUCCINI
نظرات بازدیدکنندگان
http://cph-theory.persiangig.com/1369-Ctamadon3.htm
Posted by: Anonymous | June 24, 2006 02:20 PM
فقط یک نکته برای من جالب بود.ایشان فرموده اند آیا آمریکا در صد سال گذشته قاتلانی مانند بیجه و حنایی عبدالمالک داشته؟!!
من نمیدانیم ولی یادم هست که یک نوجوان اسلحه به دست وارد مدرسه شد و تعدادی از همکلاسیهایش را و معلمش را کشت! مایکل مور هم آن را بهانة یک فیلم کرد. این موارد زیاد است. در آلمان هم مدتی قبل کسی را که افراد را میکشته و میخورده دستگیر کردند.هفته گذشته هم زنی که نه نوزاد خود را در مدت ده سال کشته بود دستگیر شد!!!! حالا نمی دانم اینها چه ربطی دارند که ایشان ایران را به خاطر قاتلانی که در آن بوده اند، ازار امریکا دونتر میداند؟!! البته نمیدانم چرا ...
شيرزاد:
راجع به چی حرف می زنيد؟ مثل اينکه خط روی خط افتاده!
Posted by: من | June 5, 2006 01:02 AM
افسانهء باصرفه بودن نيروگاههای هستهاى
يکشنبه گذشته ساعت هفت بامداد، نيروگاه هستهاى“تروهن" در ايالت اوريگان تخريب شد.
ساختن اين نيروگاه بيش از ۴٠٠ ميليون دلار و تخريب آن ۴٠۹ ميليون دلار هزينه همراه داشته است. اين نيرو گاه در سال ١۹۷۶ به بهره بردارى رسيد و به توليد برق پرداخت. دو سال بعد در سال ١۹۷٨ زمانى که کشف شد نيروگاه در مسير زلزله واقع شده است، در دو نوبت از مدار توليد خارج شد. براى بار سوم در سال ١۹٨٠ بهعلت آلوده کردن محيط اطراف، نيروگاه موقتا تعطيل گرديد؛ تا در سال ١۹۹٠ براى هميشه نيروگاه را تعطيل و از مدار توليد خارج کردند. نيروگاه هستهاى فوق بر خلاف تصورات قبلى در مدت ۵ سال نه تنها نتوانست با صرفه بودن توليد برق هستهاى را ثابت کند، بلکه قيمت برق براى مصرفکنندگان را ۶٠٠ در صد افزايش داد. به همين علت در ايالتهاى واشنگتن و اوريگان قوانينى به تصويب رساندهاند که ساختن نيروگاه هستهاى را ممنوع کرده است.
کار آن لاين
Posted by: Anonymous | May 23, 2006 02:29 PM
اقاي شيرزاد بالاغيرتا داري شورش رادرمياوري ۸سال ازبهترين ايام اين کشور رابه اباطيل وجفنگيات خودوگروه نا بخرد اصلاحات گذرانديد مردم فهيمند عقد اخوت با کسي نبستند حقوقهاي کلان براي خودوگروههايتان بالاکشيديد ول کنيد اينها هم اگرازشما بدترنباشندبهترنيستندباهم کنار بياييددوباره نوبت شما هم ميرسد عباس دلسوخته
شيرزاد:
تعجبم از شماست که بعد از اين بد وبيراه ها به ما وبعد از آن که آنها را هم بدتر از ما می دانيد، رضايت می دهيد به اين که با هم کنار بياييم تا با گرفتن حقوق های کلان بر شما حکومت کنيم!
Posted by: Anonymous | May 21, 2006 02:13 PM
با سلام
بدانید که اقای شریعتمداری که علامت مخصوص حاکم بزرگ میتیکومان رادارد برتمام علوم مادی ومعنوی وصنعتی وپزشکی وغیره احاطه دارند .می توانید ازروی استقبال مردم عادی از خرید روزنامه کیهان در مراکز توزیع متوجه شوید البته غیر ازادارات که مجبور به خریدویا دادن اگهی هستند
Posted by: Anonymous | May 21, 2006 10:36 AM
دوم خرداد نزدیک است
روزی که مردم از اون خاطره های مختلفی دارن بعضی عاشقشن بعضی ها ازش متنفرن و بعضی ها بهش امید بسته بودن و ...
خلاصه از این روز نگذز و احساست رو در این رابطه حداقل با یک عکس از خاتمی که شاید بتونه حرف دلتو بگه رو وبلاگت منعکس کن.
شاید این بتونه یه سوژه خوب برای بزرگداشت !!! این روز باشه اگه همه دست به دست هم بدین و به خاطر این روز یه عکس از خاتمی رو وبلاگت بزاری !
برای بقیه دوستاتم این مطلب روبفرست تا اوناهم شریک این کار بشن .
Posted by: tvihn | May 19, 2006 09:18 PM
جناب دکتر،
این سیستمی که در ایران الان روی کار است از جمعآوری زبالههای خانگی مردم عاجز است من نمیدانم فردا برای جمعآوری زبالههای اتمی چه خواهد کرد. مردم که به قول دوستان ول معطلند. توی این عکسها یا فیلمهایی که از دانشمندان جوان هستهای پخش میشود من تاکنون کسی را ندیدهام که از بدجهای مخصوص (که برای اندازهگیری میزان تشعشع به کار میروند)استفاده کنند. یا این عکسها و فیلمها قلابیاند، یعنی اصلا اینها با مواد رادیواکتیو کار نمیکنند یا اینکه به زودی خیل عظیمی از دانشمندان جوان شهید خواهیم داشت.
یا این عکس گرفتن با اورانیوم غنیشده که حرفی برای گفتن باقی نمیگذارد.
توی این دیار کفر اگر شما بخواهید با مواد رادیواکتیو بسیار ضعیف هم کار کنید باید کلی دوره بگذرونید و پیش بینی خطرات را بکنید. تازه اگر در هر سه ماه که بدجها رو برای اندازهگیری جمع میکنند اگر بیش از اندازه کسی تشعشع دیده باشد از بالا تا پایین موسسه را به چهارمیخ میکشند که چرا این آقا یا خانم بیش از اندازه در معرض تشعشع قرار گرفته و جریمههای میلیون دلاری است که باید پرداخت بشود.
لابد در این زمینه هم چون خدا با دانشمندان جوان ایرانی است تشعشع رادیواکتیو هم بر ایشان سازگار نیست.
شيرزاد:
اين توضيح را جهت روشن شدن خوانندگان عرض کنم که دوست عزيزی که اين نظر قابل توجه را داده اند به احتمال قريب به يقين با آن آقايی که با اسم "محمد" يک محاجه چند قسمتی با حقير داشته اند فرق دارند. به هر حال مشکل اين اسامی تلگرافی همين است، که افراد ديگر گاهی گيج می شوند که نظر از طرف کيست.
Posted by: محمد | May 19, 2006 07:18 AM
مشکل اصفهانیا اینه که قبل از فکر کردن تیکه هاشونو طرف همه پرت و پلا می کنن. بعد مایه دردسر می شه. به هر حال هم اون خبرنگار حرف دل شما رو زده هم کیهان می دونه با کی طرف شده. دو تا تیکه بنداز بهتر پس هم بر میان، حالا گاهی شما بنداز گاهی اونها.
شيرزاد:
اگر قرار باشد برای حرف هايی که مردم توی دلشان می زنند محاکمه شوند، ممکن است 90 در صد مردم ايران مشمول محاکمه و مجازات قرار گيرند. شما چه کار به دل بنده داريد. افراد ممکن است در دل هر فکری بکنند. معيار صحبت های صريحی است که می گويند. ضمنا گزارش خبرنگار هم با نوشته کيهان تفاوت دارد.
Posted by: مهدی | May 18, 2006 02:36 AM
جناب دکتر شيرزاد
واقعا در مورد موضوع هسته ای و به خصوص غنی سازی اورانيم در ایران هيچ متن تحليلی علمی از جانب اولیای این کار منتشر نشده. به همين خاطر ابهامات جدی برای کسانی که آشنای با مسایل هسته ای دارند وجود دارد. اعلام جشن برای موفقیت در غنی سازی اورانیمی که مقدار اورانیم تولید شده مشخص نیست /ظرفیت غنی سازی ماشین ها معین نشده/ عمر مفید دستگاهها معلوم نیست و فقط تاکید بر جوان بودن انجام دهندگانش میشود اصلا عقلانی نیست. انجام صرف آزمایش غنی سازی با سرمایه گذاری بالا و پرداخت هزینه فراوان توسط دستگاهی که طراحش ما نیستیم مایه افتخار آنچنانی نیست. انجام جدا سازی ایزوتوپ ها برای ایزوتوپهای به مراتب مشکل تر از اورانیم در دنیا هر روزه در مجلات علمی چاپ میشود و سرود و فیلم و آهنگ هم برای آنها ساخته نمیشود. بنابر اين اشتباه بودن آنچه کيهان می گويد بر اهل فکر واضح است. مشکل اینجاست که ما در کشورمان آنقدر متخصص هسته ای نداریم که حداقل در حمایت یا رد برنامه هسته ای بطور علمی صحبت کنند. واقعا در جامعه دانشگاهی چند نفر تجربه کار هسته ای بصورت تجربی دارند؟ اينجاست که تريبون به دست کيهان می افتد.
شيرزاد:
خدا می داند در آن وسط کوير چه می گذرد. بازرسان آژانس هم که متاسفانه تنها منبع اطلاعاتی مستقل هستند، مسائل را از زاويه حساسيت های خودشان بررسی می کنند که لزوما با زاويه منافع ملی ما تطبيق ندارد. در هر حال از اين زاويه که چه چيز در آينده دور يا نزديک عايد ملت ايران خواهد شد، امکان هيچ بررسی مستقلی وجود ندارد. نظير سؤال هايی که شما مطرح کرديد، نقاط ابهام زيادی وجود دارد که نه کسی جرأت پرسيدن دارد و نه جواب قانع کننده ای يافت می شود. فقط اين را می دانم که اگر روزی آبروی يک جناح سياسی و تمام حيثيت يک جريان قدرتمند گره بخورد با اين که مثلا کرگدن دو شاخ دارد، از زير سنگ هم که شده يک کرگدنی درست می شود که يک شاخ اضافه ای خدا به او داده است. البته احتمالا آن زبان بسته در يک مصاحبه تلويزيونی هم با صراحت اعتراف می کند که تمام اجدادش دو شاخ بوده اند!
Posted by: Anonymous | May 16, 2006 02:28 PM
زاهد ظاهر پرست از حال ما اگاه نیست ...
جناب شیرزاد بزرگوار حسین شریعتمداری ها تکلیفشان روشن و پرونده اشان روشن تر ...
به کلام حافظ کمی دقت کنید ..
حافظ اندیشه کن از نازکی خاطر یار
موید باشید
Posted by: اميد محدث | May 16, 2006 04:12 AM
شيرزاد:
فکر می کنم خبر کشف منابع جديد بکلی سوراخ باشد. چون در مورد سانتريفوژها بالاخره يک تلاشی در جريان بود اما در اين مورد که تلاش چندانی هم در کار نبوده است.
محمد:
پس امیدوار باشیم که در آینده نزدیک خبر آن توسط آژانس تایید شود. البته در این صورت نیز مشکلی نیست چرا که براحتی وجود منابع هم از عنصر اصلی فعای در بحثهای شما به عنصری فرعی تبدیل میشود همانطور که چرخه سوخت شد!!!! آقای دکتر از حالا به فکر توجیه باشید!!!!!!! و البته عنصر اول برای توجیه فراموشی است.
Posted by: Anonymous | May 15, 2006 06:02 PM
سلام دکتر،
آیا خبر کشف معادن جدید اورانیوم را تایید می کنید؟ و آیا تغییری در نتیجه بحث های شما خواهد داد؟
دوم آنکه هرچند این مباحث می تواند در داخل درست باشد، ولی مصاحبه با روزنامه های خارجی که ناجوانمردانه و غیرمنصفانه در پی سو استفاده های خود هستند و جهره ای غیر واقعی از ایران ترسیم می کنند، درست است؟
سوم به نظر من صرف نظر از بحث های اقتصادی، مساله هسته ای آخرین قطاری است که می توان سوار آن شد و مشکلات را بطور عزتمندانه با آمریکا و غرب حل کرد. آمریکا بجز له کردن ما به هیچ چیز رضایت نخواهد داد.
شيرزاد:
فکر می کنم خبر کشف منابع جديد بکلی سوراخ باشد. چون در مورد سانتريفوژها بالاخره يک تلاشی در جريان بود اما در اين مورد که تلاش چندانی هم در کار نبوده است.
در مورد سوء استفاده روزنامه های خارجی، حرف شما را قبول دارم، اما فکر می کنيد در تمام طول عمر نظام جمهوری اسلامی از حرفهای چه کسی بيشترين سوء استفاده انجام شده باشد؟
Posted by: محمود | May 15, 2006 03:06 PM
جناب شيرزاد
اميدوارم دچار خودسانسوري نشده باشيد.اتفاقات مهمي چون اخراج فعالان دانشجويي,اعتصاب دانشجويان دانشگاه سهند تبريز, منت دولت كريمه به بانوان براي حضور در ورزشگاهها و واكنش متتخصصين مستقر در حوزه براي دفع اين بزرگترين تهديد كنوني و نجات اسلام و مسلمين(شايدهم مملكت) ازاين ننگ تاريخي, كشتار شهروندان و ناامني زاهدان و كرمان , نامه سياسي الهي رئيس دولت به بوش و... نظرتان را جلب نكرد ودرعوض براي صدمين بار اين رطب يابس يعني كيهان را براي مزخرفات هميشگي اش مورد تفقد قرار داديد.
شيرزاد:
نه من به تنهايی يک حزب هستم، نه اين وبلاگ يک رسانه تمام عيار که در مورد هر چيز موضعگيری و اظهار نظر کنم. ضمنا وقت من هم برای اين کار بسيلر محدود است و تنها به مطالبی که به نحوی به سر قلم گير کند می پردازم.
Posted by: Anonymous | May 15, 2006 01:53 AM
سلام آقای دکتر بیچاره افشاری و ... که شما آنهارااستیضاح کردید ؟
دیدید تاریخ چه میکنه ؟
اصولگرا ترین رئیس جمهور با مجوز رهبری و نوشته کیهانی و تائید مصباحی به شیطان بزرگ نامه نوشت ؟
آقای دکتر به یاد دارید که گفتم در این دنیا میتوان با خود شیطان هم نشست مذاکره و مراوده داشت ؟ چه کوچک و چه بزرگ؟ سفر نهاوندیان و حالا نامه و...... تا بعد
با با جان با کی دهن به دهن میشی با یار غار سعید امامی
با بازجوی دکتر سحابی و....
با کسی که هنوز جهانبگلو دسگیر نشده از اتهامات و اقرارهای او خبر داره
از کسی که یه دقیقه درس روزنامه نگاری نخوانده اما با حکم مستقیم ...مثل چسب دوقلو به صندلی کیهان چسبیده ؟ ...
Posted by: رهایی | May 14, 2006 07:33 PM
من کیهان نمی خونم و شریعتمداری را هم خیلی نمی شناسم ولی هر کس نگاهی به مقالات شما در سایتتان کند موضع شما را در مورد انرژی هسته ای می فهمد(کاری به درست و غلطش ندارم), ولی این متن کیهان رو که گذاشته بودید در واقع نظریات شما را منعکس کرده بود.
برای اطلاع بیشتر می تونید به نوشته های قبلی تون یه نگاه بندازید!
شيرزاد:
مثل اين که شما به نوشته های حقير از خودم وارد تر هستيد. در هر حال ادبيات آن نوشته به بنده نمی خورد و در چهار خط خبر تعدادی دروغ شاخدار گفته است.
Posted by: ampo | May 14, 2006 03:36 AM
ُسلام, مرتبط با مطلب شما(کهان) این مطلب را در وبلاگ یکی از دوستان خواندم که فکر می کنم خواندنش خالی از لطف نیست.
http://ankabut.blogspot.com/2006/05/blog-post_114675026528904497.html
Posted by: محسن | May 14, 2006 12:15 AM
شخصی بنام بابک کامنت گذاشته که نیاز نیست همه چیز توجیه اقتصادی داشته باشد و اینکه ناسا یا موسساتی مانند آن نیز فاقد توجیه اقتصادی اند.من نمی دانم که ایشان چگونه به این نتیجه رسیده اند که ناسا فاقد توجیه اقتصادی است. اما اگر فرضا گفته ی ایشان درست باشد گمان میکنم که قیاس مع الفارق است که بگوییم چون آمریکا کاری را که توجیه اقتصادی ندارد انجام میدهد ما نیز میتوانیم همان کار را انجام دهیم.من از ایشان میپرسم که آیا مریکا در صد سال گذشته قاتلانی مانند بیجه و حنایی و عبدالمالک داشته که خود را با آن قیاس میکنید.آنها نه بطور صددرصد اما تا حدود بسیار زیادی در مقوله ای مانند توسعه ی انسانی پیشرفت کرده اند که حال کار فاقد توجیه اقتصادی را انجام می دهند. در ضمن ایشان گمان میکنند که فرق آمریکا با سایر ملل در بمب اتم و ناسا است. خیر روسیه نیز سازمان فضایی دارد و بمب اتم نیز. اما روسیه کجا و آمریکا کجا. و یا پاکستان نیز بمب اتم دارد و متکدیان خود را به ایران صادر میکند.دوست عزیز سرمایه های مادی و فکری که بسوی آمریکا روان است وعده ی دریافت بمب اتم یا کار در سازمان ناسا را دریافت نکرده اند.
Posted by: هژبر | May 13, 2006 09:41 PM
می خواهم این گفته هوراس شاعر یونانی را به مردم بگویم :"جرات دانستن داشته باش" وبه شما آقای دکتر شیرزاد:جرات گفتن داشته باش"
Posted by: Anonymous | May 13, 2006 05:01 PM
Dr. Shirzad aziz,.
Delam gereft az jafaee ke na bar shoma ke bar ahle elm mikonand.
amma ba rishe dar khak mimanim va bootehaye harz ra avalin bad e moosemi khahad bord.
شيرزاد:
متشکر از لطفتان.
Posted by: Anonymous | May 13, 2006 04:06 AM
بابااین قدر نترس. این رژیم نفسهای آخرشه. لااقل بگذار تو حکومت بعدی بگن دکتر شیرزاد آدم شجاعی بود و حرفشو میزد.
شيرزاد:
بنده چندان تمايل ندارم بگويند آدم شجاعی هستم.. لطفا از اين پوسته خربزه ها هم زير پای ما نيندازيد. حضرتعالی اگر شجاعتش را داريد خودتان با نام وارد عرصه شويد و همان مطالب را به مردم گوشزد فرماييد.
Posted by: فاران | May 12, 2006 06:54 PM
دست يافتن به انرژي هستهاي زماني متصور است كه نيروگاههاي هستهاي ما فعال باشند. بنابراين ما در حال حاضر به انرژي هستهاي هنوز دسترسي نيافتهايم و تنها با ساخت و فعال شدن نيروگاههاي هستهاي ميتوانيم خود را كشور هستهاي بناميم.آنچه ما الان ادعای داشتن داریم فقط سوخت هسته ای هست.
شيرزاد:
اين اتفاقا همان چيزی است که نداريم.
Posted by: مستوره | May 12, 2006 04:00 PM
استاد و دوست گرامی جناب آقای دکتر شیرزاد
روزنامه جام جم در ویژه نامه جدید سیاسی خود با نام مکث در شماره اولش در تاریخ 14 اردیبهشت1385 در صفحه شش مطلبی را به قلم محود قاسم زاده در رابطه با دیدار دکتر محمد رضا خاتمی دبیرکل جبهه مشارکت ایران اسلامی با عسگراولادی به چاپ رسانده است و در بخشی از آن با اشاره به موضع گیری های هسته ای مشارکت نوشته:" سابقه حزب مشارکت نشان می دهد که در دوران سیدمحمدخاتمی ، علاقه ای به افزایش چنین توانمدی ای نداشته و معتقد بوده نباید با طرح بحث های هسته ای ، آمریکا و اروپا را عصبانی کرد.
احمد شیرزاد عضو حزب مشارکت که دارای درجه دکترا در رشته فیزیک است سردمدار حرکتی بود که اعتقاد دارد ، انرژی هسته ای برای ایران هچ سودی ندارد! گفته های او اگرچه به دلیل تخصص علمی اش ، در ابتدا جدی گرفته می شد ، اما گذشت زمان ثابت کرد که اطلاعات وی درباره این موضوع کمتر از آن است که بتواند او را در زمره کارشناسان زبده قرار دهد و......."
البته این ضمیمه هنوز در سایت اینترنتی جام جم قرار نگرفته ولی در شماره1708 این روزنامه به چاپ رسیده .
شيرزاد:
متشکر از توضيح شما. گويا تمام تلاش آنها اين است که بگويند ما اطلاعات کافی نداريم. من صبرم زياد است. همان طور که قبلا خيلی از بزرگان اصلاحات هم کنايه زده بودند که اينها خبر از کارهای انجام شده ندارند و امروز به شدت به اين نتيجه رسيده اند که از سوی خالی بندان روزگار سر کار رفته بودند، ديری نخواهد گذشت که بسياری ديگر نيز خواهند دانست که اين بهشت هسته ای چه نعمت هايی در بر دارد. فقط اميدوارم اين امريکايی های نامرد فرصت بدهند، وگرنه فردا خواهند گفت ما می خواستيم روزی يک کيسه طلا در خانه ها بدهيم اما دشمنان نگذاشتند.
Posted by: بهروز شجاعی | May 12, 2006 12:10 PM
آقای شیرزاد یکبار بنده در یکی از تجمعات دانشجوئی دستکیر شدم تشکلهای دانشجوئی اعتراض کردند ومن آزاد شدم باکمال تعجب عصر آن روز در کیهان خواندم که قلانی باتهام دزدی وسرقت دستگیر شد
Posted by: alavi | May 12, 2006 12:06 PM
آقای دکتر چرا نگرانید؟ لازم نیست جواب کیهان را بدهید. این حسین آقا هم مثل اون یکی نیاز به توجه دارد
Posted by: بابک | May 12, 2006 05:11 AM
دکتر جان. آخه قرار نيست که همه چيز توجيه اقتصادی داشته باشه. در اين صورت تمام دم و دستگاه ناسا و امثالهم بايد جمع بشه. اصلا آمریکا بدون ناسا و بمب اتم چه فرقی با بقیه داره؟ من فقط موندم جنابعالی چطور اطلاعات منابع کشف شده و کشف نشده اورانيوم ايران رو پيدا کرديد و با این قاطعیت مصاحبه می کنید. بنظرم خيلی کدروتهای شخصی و حزبی رو قاطی تحليل های علمی کرده ايد.
شيرزاد:
اظهارات من مستند هستند. فقط می توان در مورد منابع کشف شده ادعا کرد، که آن هم با مراجعه به سايت های رسمی انرژی اتمی قابل یررسی است.
Posted by: A doctor from US | May 11, 2006 11:02 PM
سلام دکتر! پس ما چیکاره ایم؟ آقا حاضریم کمکتون کنیم...
اگه روابط عمومی و واحد پیگیری اخبار می خوایند ما در خدمتتیم!
راستی بد نبود سری هم یه ضمیمه جدید جام جم که پنجشنبه های اول هر ماه با عنوان مکث منتشر می شود بزنید... اونجا هم بر علیه شما مطلب نوشته بودند...
راستی سایت منم تقریبا راه افتاده...
شيرزاد:
لطف کنيد يک جوری برايم بفرستيد.
Posted by: بهروز شجاعی | May 11, 2006 07:52 PM