تأملی در نام سلمان فارسی
امسال عید چند روزی را طبق معمول هر سال اصفهان بودم. موقعی که تابلوهای بزرگ با این مضمون در برخی از ورودی های شهر را دیدم داشت چشمانم از تعجب گرد شد: " به شهر سلمان محمدی خوش آمدید". نظیر چنین چیزی را در بعضی نقاط دیگر شهر می توان دید. لابد شنیده اید که صحابی بزرگ پیامبر اکرم (ص) جناب سلمان فارسی بنا به نقل تاریخ متولد ناحیه جی اصفهان بوده است. بزرگداشت سلمان فارسی در اصفهان و برای اصفهانی ها که از انتخاب شهرشان به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام احساس مباهات می کنند امری طبیعی است. اما تا ما یادمان می آید جناب سلمان لقبی جز فارسی نداشته است.
من تحقیق تاریخی خاصی در این مورد ندارم. اما شاید صدها بار از بچگی پای منبر آقایان روحانیون محترم نام این صحابی بزرگوار را به نام سلمان فارسی شنیده ام. کتابهای زیادی نیز از طرف ناشران مذهبی در شرح و وصف اصحاب پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) چاپ شده که تا یاد دارم همه آنها با همین لقب فارسی از سلمان یاد کرده اند. حالا چه شده که یک دفعه به قول خود آقایان "بداع حاصل شده" و جناب سلمان تغییر لقب داده اند، خدا می داند. شاید کسی از آقایان خواب نما شده باشد ، یک مرتبه خوش فکری شان گرفته باشد.
در هر صورت به طور ناگهانی باید ما فارسیان از افتخار آنکه ناممان دنباله نام یک مرد بزرگ تاریخ اسلام باشد محروم شویم. و حکایت قریب آن است که مگر حضرات ابوذر، مقداد، عمار و سایر یاران پیامبر را نیز نمی توان به لقب زیبای "محمدی" موصوف کرد؟ اما هر کدام از آن بزرگواران برای خود نام ویژه خود یا قبیله و منطقه خودشان را داشتند که تاریخ حکایتی از تغییر این انتسابات، بعد از اسلام ندارد. مثلاً جناب ابوذر با لقب غفاری یاد می شود و به طور قطع او هم محمدی و علوی بوده است. اما به یاد نمی آوریم که جایی کسی به دلیل اسلام آوردن ابوذر، او را از لقب طبیعی و انتساب قومی و منطقه ای اش برحذر داشته باشد.
به نظر من اصرار کم سابقه ای که برخی از ارگانها در شهر اصفهان بر این کج سلیقگی تاریخی دارند غیرقابل درک است. از اتفاق، ترکیب زیبا و طبیعی "سلمان فارسی" در کنار احادیث و روایاتی که از تکریم ویژه آن جناب توسط پیامبر اکرم (ص) و ائمه بزرگ شیعه (ع) نقل شده جلوه ای خاص از ترکیب عناصر "اسلامیت" و "ایرانیت" را به منصه ظهور می گذارد که کتمان آن در شرایط حاضر خلاف عقل و مصلحت نیز هست، از انصاف و صحت تاریخی آن هم می گذریم.
برایم جالب است که در نشریه ای که شورای اسلامی شهر و شهرداری اصفهان در شمارگان زیاد بین مسافران نوروزی پخش کرده بودند مطلبی آمده است با عنوان "سلمان محمدی افتخار اصفهان"، که البته در متن آن خواسته یا ناخواسته به کرات از این شخصیت با نام سلمان فارسی یاد کرده اند. اما نکته قابل توجه این است که خود آقایان روایتهایی را نقل کرده اند که در آنها از تعصب قومی برخی از اعراب که بر اکرام سلمان توسط قوم پیامبر اکرم (ص) رشک می بردند یاد شده است. گویی همان تفکرات که در آن زمان اصرار داشتند که اسلام دینی عربی تلقی شود، در این زمان هم از نمادهای جهان شمولی اسلام که نام "سلمان فارسی" می تواند جلوه ای از آن باشد چندان خشنود نیستند.
به یاد داشته باشیم که "بلال حبشی" به عنوان برده سیاهی که در پرتو اسلام شخصیت یافت و مورد تکریم پیامبر اکرم (ص) بود نیز نمادی از همین جهان شمولی اسلام است. آیا در این مورد هم باید به حذف لقب حبشی از نام بلال اقدام کرد؟ یا برعکس باید توجه کنیم که این نام با همین ترکیب از بار معنایی خاص خود برخوردار است. ستیز با این واقعیت مسلم تاریخ اسلام از این دین جهان شمول چیزی جزء یک هویت عربی باقی نخواهد گذاشت.
ایکاش آنها که پول و امکانات دستشان است، پرسشی کوتاه نیز از اهل فرهنگ و تاریخ می کردند و تا این حد در صدد القای ذهنیات خود از طریق ابزارهایی که در دستشان است بر نمی آمدند.
نظرات بازدیدکنندگان
جناب آقای دکتر:
شما که به اهل عمامه میتازید که در هر باب سخن میرانند , خود دیگر همان نکنید که در لسانتان مذموم است, هر چند افتخار داده جهل خود را هم از باب توضع به رخ کشیده اید
من باب مطالعه یاداور می شومبه کمانم رفیق شفقتان دکتر مهاجرانی کتابی راجع به جناب سلمان (عله السلام) دارند بفرمایید با تو شیح از لندن برایتان بفرستند, دکتر ترکی هم کتابی راجع به ایشام و ادبیات فارسی دارند http://mr-torki.blogfa.com/
Posted by: یاسر | January 15, 2007 01:56 AM
راستي اينم نظر يه محققه : مرحوم دكتر احمد حامى نويسنده كتابهاى متعدد تاريخى در كتاب خود به نام «مهر» مى نويسد: جنگهاى اعراب و سپاهيان ساسانى نه پيروزى اعراب و نه شكست ايرانيان بود بلكه پيروزى مردم ستم كشيده و رنج ديده و انتقامجوى ايران و ايمان مسلمانان بود. سربازان ايرانى جنگ نكردند زيرا چيزى نداشتند كه براى نگهدارى از دست بدهند آنها خواستشان اين بود كه شكست بخورند تا جامعه طبقاتى ساسانيان برافتد و رنجشان به پايان برسد.
Posted by: حجت باقري | December 23, 2006 10:50 AM
با سلام.
اين توضيح فقط براي اباز خط مشي خودم است، بايد از چند بعد نگاه كرد : 1-اگر جناب آقايان اجداد ما از حكومتشون راضي بودن پس چرا يه عده عرب اومدن به ايران به راحتي شكست خورديم بعدشم مجسمه سعد وقاص رو ساختند؟
2- اخباري مبني به روي آوردن قسمتهايي از ايران باستان از جمله يمن به دين مبين اسلام قبل از هر گونه درگيري هست(كتاب خدمات متقابل اسلام)
3- چرا از شرق ايران دين مبين اسلام شروع به پخش شدن كرد؟ اگر من از دين يهود بدم بياد حداقل ديگه اونو ترويج نميكنم
4- حالا خدا وكيلي من به عنوان يك مسلمان يا به عنوان يك ايراني چه خدمتي به اسلام و ايران كردم؟ حالا فرض كنم تمام جهان مال آقاي يزدگرد بوده يا از اونطرف كلي دانشمند مسلمان براي ايرانيان بوده الان واقعا به من ربطي نداره!! مگه آمريكاي 500 ساله يا چين 30 ساله با حرف به اينجا رسيدند؟
5- در هيچ مقامي با حرف به جايي نميشه رسيد، اگر من به دنبال جواب سئوالام نرم يه سرس آدم ميروند كه براي درآمد و پول است! و كسي كه براي پول فعالت ميكنه چون هدف اولش كشف حقيقت نيست و هدفش پوله(البته بعضي ها هم هدفشون غرض ورزيه) نمي تونند جواب سئوال منو بدن
6- همواره بايد بي غرض و با سواد نگاه كرد،
7- معذرت ميخوام كه جسته گريخته نوشتم
شيرزاد:
من که از آسمون ريسمون شما چيزی سر در نياوردم!
Posted by: حجت باقري | December 23, 2006 10:48 AM
ز شير شتر خوردن و سوسمار
عرب را بجايي رسيدست كار
كه تاج كياني كند آرزو
تفو بر تو اي چرخ گردون تفو
Posted by: Anonymous | December 7, 2006 06:24 PM
من واقعا براي كساني كه سعي مي كنن ما را از هويت اصيل ايراني بودن جدا كنن متاسفم.چرا ما بايد مسلمان باشيم و شبيه عربها. مگر ما نمي تونيم مسلمان باشيم اما ايراني.من به ايراني بودم خودم مباهات مي كنم. چو ايران نباشد تن من مباد.
Posted by: مشهد/مهسا روشن | November 2, 2006 11:07 PM
!؟ آيا سلمان فارسي در لشگر كشيهاي عمر خليفه دوم مسلمين به كشور ايران حضور و نقش داشت يا نه ؟ آيا سلمان فارسي بعد از شكست ايرانيان در حمله اعراب به ايران و غارت تيسفون پايتخت ساسانيان حضور و نقش داشت يا نه ؟ آيا سلمان فارسي از سوي عمر خليفه مسلمين به امارت تيسفون ( مدين ) اشغالي منصوب شد يا نه ؟ حال پرسش اين است شيعه در برابر آنچه حقيقت تاريخي است يعني حكمراني سلمان فارسي بر مداين با آنچه حديث منتسب به پيامبر كه سلمان از من و اهل بيت من است چگونه سازگاري پيدا مي كند ؛ چه پاسخي دارد ؟
Posted by: Anonymous | July 12, 2006 07:11 PM
سلمان به حکم سلمان منا اهل البیت ، محمدی نام گرفت .الا کسی در سلمان فارسی بودن او شک ندارد. همانطور که وقتی روزبه از جی اصفهان رفت به عربستان و مسلمان شد نامش شد سلمان .
Posted by: جمال | May 28, 2006 04:34 PM
من فقط می دونم که اعراب موقعی به ایران حمله کردند که سرزمین پارس دارای تمدن بود ما پارسی هستبم نه فارسی
و من مطمئن هستم روزی عرب ها سزای این کار را پس می دهند
به سرزمین پارس قسم.
شيرزاد:
ای بابا شما چرا گير دادی به عربها. مگه فکر می کنی در همين ايران خودمان کم عجم پيدا می شود که اگر دستش برسد دمار از روزگار ملت بر می آورد؟
Posted by: میلاد | May 15, 2006 02:09 PM
جناب شیرزاد لقب سلمان محمدی را از زبان مبارک پیامبر برای سلمان بیرون آمده است و بارها بر این مطلب تاکید شده است که سلمان حتی ماننداهل بین است واین افتخاری است برای ما ایرانیان لذا اینکه فرمودید لقبی جز سلمان فارسی نداشته است درست نیست. البته جا دارد آقایان هم وقتی از این لقب استفاده می کنند روایت مذکور را ضمیمه کنند. یعلاوه ای نسخن شما بوی اخلاص نمدهد
Posted by: Anonymous | May 10, 2006 09:16 AM
لقب محمدی برای هر شخص افتخار بزرگی است. مخصوصا اگر این لقب را خود پیامبر اعظم به شخص داده باشد.
بخاطر عقده های سیاسیت همه چیز را داری زیر پا می گذاری حتی دینت راآقای دکتر...
Posted by: اسماعیل | April 23, 2006 05:50 PM
یه چیزی از خودت در آوردی و گفتی تازه انتظار داری بقیه از خودشون کاری در نیارن؟ خوب اولش برو دو تا منبع رو نگاه کن بعد بزن تو سر جناح اون وری، تا دیروز که اصفهان تو مشت شما می چرخید اینقدر ایرادهای مفت ازش نمی شد گرفت حالا که رقبا اداره می کنن شما صدات در اومده. نخونده و نپرسیده یه چیزی نوشتی فقط بهانه دادی دست اونهایی که می خوان ثابت کنن اسلام برابر است با عربیت. کلی مطلب مفت بابت یه تعصب سیاسی؟ چرا؟
شيرزاد:
شما می توانستيد همان چيزهايی که در منابع مورد نظرتان ذکر شده را اينجا بنويسيد تا بهانه ای به دست کسی نيفتد.
Posted by: داوود | April 19, 2006 07:20 PM
اقاي دكتر
جالب اينجاست كه برخي با اين عبارت مقابل شهرداري از همديگر مي پرسند اين سلمان محمدي كيه؟
اگر به قول شما سلمان فارسي روهم می نوشتند اين مردم ساده هم مي فهميدند كه منظور كيست.
Posted by: مهدي مازندراني | April 19, 2006 02:53 PM
salam ,ta hala kheili ghabouletoun dashtam ,az ...
شيرزاد: لطفا فارسی بنويسيد.
Posted by: mohammad | April 18, 2006 08:56 PM
مدرک مستدل بزرگداشت شب زفاف امام علی و حضرت فاطمه در اصفهان رو براتون میل میکنم. من مدرکی قابل استنادتر از عکسش گیر نیاوردم! این عکس مربوط به جایی حوالی دروازه دولت اصفهانه.
Posted by: حسین | April 16, 2006 08:05 PM
این کج سلیقگی ها در تمام شهرها کم یا زیاد وجود داره اما گویا هر نمونه ایش در اصفهان یافت میشه. شعارهایی که متاسفانه بیشتر باعث تمسخر میشه تا بزرگداشت. لابد بیلبوردهای تبریک سالگرد شب زفاف حضرت علی و حضرت فاطمه که تو اصفهان زیاد بود به چشمتان خورده!
شيرزاد:
نديدم. لطفا توضييح بدهيد. با آدرس دقيق و به طور مستند.
Posted by: حسین | April 15, 2006 05:51 PM
عملكرد ناپخته چنين افرادي كه حتي نامهاي تاريخي را هم عربي ميكنند باعث شد ديگران به خود اجازه دهند نام خليج فارس را تحريف (به قول ما) كنند. وقتي خود ما نام تمام ميدانهاي نفت و گاز خليج فارس را تغيير داديم و داريوش و رستم و رخش و ... را عربي كرديم انتظار داريم آنها چه كنند؟
Posted by: mane | April 15, 2006 11:11 AM
(جناب دكتر، از بيربطي به موضوع پوزش ميخواهم)
داستان مشمئز شدن را پاياني نيست!(مربوط به كامنت شايان) جناب شيرزاد،
ميخواستم نظر شما را را جع به پذيرش حكم حكومتي از جانب اقاي معين(نامزدحزب متبوع تان) و تشابه ان به استفاده از تريبون كنگره امريكا توسط اقايان افشاري و عطري بدانم. فكر نميكنيد كه هر دو از سر ناچاري و اكراه بوده است؟
Posted by: Anonymous | April 14, 2006 04:18 AM
ميشه بگيد چه جوري بايد نوشت تا شما آن را روي سايت بگذاريد
جالب است كه در تبريك سال نو من جزو اولين اسمها بودم يعني اينكه نظرياتم برايتان جالب است اما اگر فقط موافق شما باشد.!!! خوب شايد همه نظريات من با شما يكسان نباشد
نميفهمم چرا بعضي از نظراتم را روي سايت نگذاشتيد. به هر حال من از خوانندگان پر و پا قرص سايت شما بودم اما فكر كنم بهتره دبگه نخونم
جالبه كسي كه از ديگران ايراد ميگيره كه تحمل شنيدن سخن مخالف را ندارند خودش هم در عمل همينگونه است! آري دكتر همانگونه كه ميدانيد شعار دادن خيلي آسان است!!!! و خرجي هم ندارد كسي هم نيست كه پيگيرش باشد اما امان از عمل كه هميشه آن روي ناپيداي سكه است
جناب دكتر شيرزاد سلمان فارسي يا محمدي مهم نيست مهم آن است كه مولايش به او گفت:" آنچه كه براي خود مي پسندي براي ديگران هم بپسند و آنچه كه براي خود نميپسندي براي ديگران هم نپسند" و او در عمل چنين ميكرد. (بر خلاف بعضي ها)
كم كم دارم شك ميكنم كه شايد گالان راست ميگفت!
نترسيد جناب دكتر كم كم اسامي جديد الابداع ديگري را هم خواهيد شنيد كه به عقل ...
هم نميرسه
اميدوارم اين يكي رو روي سايت ببينم البته اگر به مذاقتان خوش آمد
شيرزاد:
شاةد سوء تفاهم باشد. يادم نمی آيد نوشته های شما چندان مشکلی داشته باشد. خودتان هم ديده ايد که تا چه حد نوشته های کسانی که به من و دوستانم شديدا تاختند در همين جا منتشر شد. اگر لطف کنيد بنوسيد کدام کامنت بود که درج نشد ممنون می شوم.
Posted by: زهرا | April 14, 2006 03:50 AM
با سلام
هر چند از مطرح نمودن این موضوع در شرایط حاضر چندان راضی نیستم ولی بگذارید اقلا در هر موقعیتی روی هر موضوعی بحث صورت گیرد. برای من این موضوع اصلا عجیب نبود چون با ظاهر فریبی فرمانداران جدید حکومتی بیشتر میخواند. فقط امیدوارم سرنوشت دین ما با آنچه در مغرب زمین بر دین مسیح آمد یکسان نباشد. حتما میدانید زمانی کاردینال ها و اسقف ها ( لازم به توضیح نیست که معادل ...برخی ...زعمای کنونی کشور ما هستند و همان زمان خود را نماینده تام الختیار پروردگار میدانستند ) با افراطی گری و تحریف بنیان دین مسیحیت را به آنچه کنون میبینیم رساندند. هرچند اسلام با مسیحیت تفاوت بنیادین دارد و پرودگار متعال خود حفاظت از آن را عهده دار است اما باورهای ما بشدت از سرکردگان تاثیر پذیر است. به هر حال خوشحالم که باور خودم را در گرو عده ای دین باور ظاهر فریب نگذاشته ام. اما آیا همگان نیز چنینند؟اقلا بگذارید خوانندگان این سطور فرق گذارند بین اسلام و حکومتی که از اسلام فقط ظاهر انرا برده تا بر باور مردم سیر کند. شما را به انچه باور دارید ایا میتوان حکومت امام متقیان علی را با انجه هم اکنون در کشور ما میگذرد حتی مقایسه نمود؟
عزتتان زیاد
Posted by: جعفر | April 13, 2006 09:45 PM
بعضي از دوستان اشاره كردند كه اين لقب توسط حضرت رسول (ص) به سلمان اعطا شده است. فكر كنم صحيح است. من هم شنيدهام از آنجا كه اعراب آن زمان پارسيان را گبر ميدانستند، در واقع اين لقب در جامعه عرب ننگي براي سلمان بود. فلذا پيامبر او را از شر آن راحت كرد تا از نيش و كنايهها در امان باشد. حالا اينكه چرا بايد براي يك ايراني چنين لقبي ننگ آور باشد، ما از درك آن عاجزيم.
يكي از دوستان هم مطبي فرموند بابت آينده كشور و سكاندار اصلي و اين حرفها... منظور آقاي ناطق از سكاندار اصلي احتمالاً امام زمان است. در شرايط فعلي كه جهان مقابل جاه طلبيهاي ما صف كشيده اگر استراتژيستي وجود داشته باشد كه بتواند اين كشتي را به ساحل نجات و آرامش برساند بدون اينكه گزندي به كشور وارد شود، حتماً بايد از امداد غيبي برخوردار باشد. لطفاً چيزي بگوئيد كه در عقل بگنجد. منظور آقاي ميرحسين - موسوي؟؟- هم از آينده كشور در اصل آينده نظام بوده. همه ميدانيم پشت قضيه هستهاي چه خبر است. اين آقايان اگر اينقدر از مواضع خودشان اطمينان داشتند اينطور دهان مخالفان را نميبستند. اجازه ميدانند ملت خودش قضاوت كند. يعني همان كاري كه مصدق كرد.
Posted by: عباس | April 13, 2006 08:53 PM
سلام.
ابتدا باید عرض کنم که با نظر شما در مورد کاربرد این لقب برای سلمان پارسی کاملا موافقم . سلمان از افتخارات ایرانیان است و معتقدم به این نظریه که شباهتهای برخی از احکام و مسائل مترقی اسلام به اعتقادات و دین و ... ایرانیان به دلیل وجود چنین شخصیتی میباشد.
اما نکته ای که به نظرم جالب امد و یاداور این مثل است که: (( جانا سخن از زبان ما میگویی )) انست که اتفاقا بسیاری از جمله خود من همچون اقایان و اعراب جاهلیت در مورد اینکه اسلام دینیست عربی هم عقیده ایم.
این مسئله زیاد اتفاق می افتد که مخالفان یک چیز را میگویند ولی بقول عباس عبدی هر کدام از منظر خویش .
چه خرده هاکه گرفته نشد بر اصلاح طلبان که سخنانشان با سخنان به اصطلاح بیگانگان یکیست و همسو و امروز همنوایی را در کمال تعجب میان بن لادن های وطنی و جنگ طلبان امریکایی میبینیم وجالبتر اینکه از منظری دیگر من هم دقیقا با هر دو موافقم.
شيرزاد:
به پای هم پير شويد!
Posted by: مسیح | April 13, 2006 07:00 PM
شنیدم آقای میرحسین در جلسه خصوصی گفته اند که آینده کشور به انرژی هسته ای بستگی دارد و این مخالفین مسائل را نمیدانند و به نفعشان هست از موضع دولت حمایت کنند.آقای ناطق نوری هم گفته اند کسی که سکاندار اصلی است همه چیز را میداند و کاملا به اوضاع مسلط است و میداند چه میکند.آیا درست است؟تحلیل شما چیست؟چه چیز مهمی وجود دارد که شما از آن غفلت کرده اید؟اگر در جواب دادن به صورت رسمی معذوریت دارید خوشحال میشوم میل بزنید.
Posted by: ... | April 13, 2006 06:49 PM
سلام
آقای دکتر این غنی سازی هم که به نتیجه رسید. پس چی شد اون مطالب شما در مورد اینکه این کار به این زودیها به نتیجه نمیرسه و ...؟
شيرزاد:
يک چند روزی دندان سر جگر بگذاريد اين موج عبور کند تا ببينيم اوضاع چه جوری می شود.
Posted by: محمد | April 13, 2006 03:38 PM
تغییر نام دانشگاه هایی مثل "جندی شاپوز"را نیز با همین دید می بایست نگاه کرد.حتی تغییر نام برترین دانشگاه صنعتی کشور به نام یک دانشجو با گرایش خاص را نمی پسندم.آن تغییر نام دهن کجی به هزاران فارغ التحصیل و استاد ممتاز آن دانشگاه بود.
ظاهرا این موضوع "تاریخ خواری" در پس از انقلاب سرعت بیشتری گرفته است.تا جایی که هتی به "شاه لوله" زمانی این آقایان می گفتند "گشاد لوله".
Posted by: مستوره | April 13, 2006 12:48 PM
سلام جناب شیرزاد . امیدوارم سلامت و شاداب باشید . لطفا کمی هسته ای بنویسید !! غنی ساری هم کردند . اگر آقای احمدی نژاد رو دیدین بگین حالا که به آرزوشون رسیدن بیان این نفت ما رو بیارن در خونه سفرمون خالیه !! موفق باشید. ارادتنوند شما محمد از خوزستان
Posted by: محمد | April 13, 2006 08:57 AM
دكتر جون بازم سلام بازم ما مزاحم شديم در باب نكته خوبي كه اشاره كردي من هم بدم نيامد چيزي به ان اضافه كنم من ادم شونيزمي نيستم كه اعتقاد داشته باشم ما هفت هزار سال سابقه داريم يا هنر نزد ايرانيان است وبس و اعراب وحشي اند و ملخ و سوسمار ميخوردند ولي ذكر چند نكته خالي از لطف نيست نميدانم گردانندگان اين حكومت چه علاقه اي به اعراب و فرهنگ انها دارن كافيست يك نگاهي به اسامي پادگانهاي نظامي اين مملكت بندازي قرارگاه رمضان- ميثم-عمار-خيبر- خاتم الانبيا-حمزه-رسول الله-ابوذر-مقداد- يا نگاهي به اسامي عملياتهاي انجام شده در جنگ تحميلي كربلاي5-فتح المبين-بيت المقدس-مرصاد-والفجر -يا نگاهي به اسامي تسليحات اين مملكت موشك فجر -موشك ميثاق-موشك شهاب- اقا تانك ساخته اند اسمش راگذاشته اند ذوالفقار از اين حكومت چيزي بيشتر از اين توقع نداريم وقتي تمام اپوزوسيون خارج از اين مملكت داد ميزنند عربده ميكشند كه اين ... ضد ايراني هستند والا به پير به پيغمبر پر بيراه نميگويند مگر خلخالی...كه مثل اب خوردن حكم اعدام ميداد نرفت به كشورهاي حوزه خليج فارس و به انها پيشنهاد كرد خليج تا ابد ايراني فارس را خليج اسلامي از اين ببعد نام نهند ...
پرچممان را عوض كرد سرودمان را عوض كرد عيد نوروز را هم كه ميخواست با يك حركت حساب شده بساطش را براي هميشه ور بچيند كه خوشبختانه مردم جلويش ايستادند و همه عيد نوروز انسال را بر سر كار حاضر نشدند تا جائي كه از اين عمر بي حاصلم توي اين 24 سال در اين مملكت ...يادم مي ايد هميشه خواسته اند جلوي چهارشنبه سوري ما جوانان را بگيرندانچنان كينه اي از اين ايينها و سنن ما ايرانيان دارند كه معلوم نيست ريشه اين كينه ها ازكجاست گمان ميكنم ميدانند ما جوانان ايران مليتمان را بيشتر از مذهبمان دوست داريم و در جهان به ان افتخار ميكنيم همين باعث ...واين همه كينه و عناد با فرهنگ ايران زمين شده است مطهري كه بين اين جماعت ...داراي دانشي و فضلي و كمالاتي بود در يك نوار سخنراني در مورد چهارشنبه سوري ميگويد گيريم كه پدران شما ...بوده اند ايا شما هم بايد مثل پدرانتان رفتار كنيد عينا مثل متن نوار ...را برايتان نوشتم يادتان ميايد حدود يكسال پيش نشريه نشنال جئوگرافيك نام خليج فارس را خليج عربي هم ذكر كرده بود ايا اين اعتراضها و فاكسها و ايميلها و تلفنهاي جوانان ايراني داخل و ايرانيان وطن پرست خارج از اين كشور نبود كه اين نشريه را مجبور به عقب نشيني از اين شيطنت زيركانه اش كرد ايا رژيم ...ككش هم گزيد كه حتي يك بيانيه خشك و خالي بدهد وقتي ديد كار بالا گرفته خدا شاهده من يادم هست درست بعد از هفت روز حميد رضا اصفي ...امد و براي طبيعي كردن يك اعتراض نصف و نيمه اي كرد بيست و هفت سال هست كه امارات كشوري كه تازه سي سال است به وجود امده چشم طمع به جزاير تا ابد ايراني ما دارد و در تمام اين بيست و هفت سال اتحاديه عرب بعد از پايان اجلاس سالانه اش اين مسئله را مطرح ميكند و رژيم بعثي سوريه هم از امارات پشتيباني ميكند انوقت ...سوريه را متحد كليدي خودشان در منطقه قرار داده و نفت مجاني و گاز و سرمايه ما جوانان بدبخت را به حلق ان ...ميريزند نكته ديگري كه لازم ميدانم به ان اشاره كنم به چندين سال قبل بر ميگردد اجلاس اتحاديه عرب بود و كمال خرازي اصلا بدون اينكه دعوتي داشته باشد براي خودشيريني به انجا رفته بود باور ميكني اقاي شيرزاد خرازي را راه نداده بودند گفته بودند اقا مگر شما يا كشور شما عربي هست كه سر خود بلند شدي امدي خرازي هم براي طبيعي كردن گفته بود ما هم كشور اسلامي هستيم ميخواهيم در اين اجلاس باشيم شيوخ عرب هم حسابي خرابش كرده بودند خراب كه چه عرض كنم به حيثيت ما ايرانيان لطمه خورد انوقت شما اصلاح طلبها ميگوييد چراجوانان از ...متنفر هستند دلايل بالا كم نيست زيادي روده درازي كردم با عرض شرمندگي
با احترام مرتضي 24 ساله از مشهد
شيرزاد:
اولا کامنت را خلاصه بنويسيد. ثانيا مگه مجبوريد اين طوری بنويسيد که من هی وسطش قطچی کنم. بابا جان نقطه نظراتتان (که من با همه اش و با اين غلظت شما موافق نيستم) را با زبان ملايم و مودب هم می توانيد بنويسيد.
Posted by: مرتضي | April 13, 2006 04:08 AM
سلام
نظر حضرتعالی در باب بی سلیقگی ارباب تبلیغات در آن شهر کاملا صحیح است چه ایرانیان سلمان را نه حتی فارسی که به پارسی می شناسند، اما نام سلمان محمدی که قبلا هم آن را شنیده بودم-مطمئن نیستم گمان کنم در لغتنامه دهخدا هم اثری باشد- نه از باب حذف پارسیان، که نشانه نصب او به اهل پیامبر است و داستان آن را شنیده ایم و می دانیم که پیامبر سلمان را از اهل بیت خود دانست (سلمان منا اهل بیت)اما باز هم بنده معتقدم باید اسامی اصیل و تاریخی را به هر بهانه تبدیل کرد.
ضمن این که آقای دکتر شما هم نام مبارک رسول اسلام را با عرب زدگی عجین نفرمایید که قطعا در ذهن آن اربابان کج سلیقه هم چنین نبوده است و اساسا حضور پارسیان در اسلام آن قدر مجمل و مختصر نیست که با تغییر شهرت کسی تقلیل یا ارتقا یابد. فرهنگ اسلامی مرهون تلاش ها و ذهن های پویایی است که نه تنها در ایران که در گستره ی حکمرانی آن از هند تا اسپانیا عمر خود را وقف آموختن و شناختن کردند.
اصلا قابل بحث نیست که لقب پارسی سلمان گواه جهانشمولی اسلام باشد که اگر به این بود قطعا اسلام تا سال ها جز آیین عرب نبوده است و حضور سلمان و بلال و .. تغییری در ماجرا حاصل نخواهد کرد. سلمان نه نماد ایرانیت که نماد عرفان و عقل اسلامی است و تاریخ نه به واسطه ی لقب پارسی که به واسطه ی رفتار پیامبر با اوست که جایگاه جهانی اسلام را روشن می کند.
نهایتا این که شیخ طوسی در کتاب امالی خود از منصور بن رومی روایت میکند :روزی به امام صادق گفتم:«ای مولای من، سخن سلمان فارسی را فراوان از شما میشنوم. سبب چیست؟»
فرمود:«مگو سلمان فارسی. بگو سلمان محمدی. سبب آن که او را زیاد یاد میکنم این است که او به سه خصلت بزرگ آراسته بود: اول آن که خواستهی مولایش امیرالمؤمنین را بر خواستهی خود مقدم میداشت؛ دیگر اینکه فقرا را دوست میداشت و آنان را بر ثروتمندان ترجیح میداد و سوم اینکه به علم و علما محبت داشت.»
سپاسگزارم از حوصله شما
Posted by: مهدی | April 13, 2006 02:09 AM
آقاي حسني مبارك در مصاحبه اخيرشان گفتند: خيلي از شيعيان در جهان عرب به ايران بيشتر از وطن خود تعصب دارند. اگه اون عربها بدونن تو خود ايران كساني هستند كه عربيت را بر ايرانيت ترجيح ميدهند چه فكري در مورد ما ميكنند؟ البته به گمان من اشتباه از جانب رئيس جمهوري مصر بوده. واقع مطلب اينه كه اون دسته از اعراب نه به كشور ايران بلكه به حكومت ايران گرايش دارند. فرقي هم بين شيعه و سني نيست. چون دلارهاي نفتي و مهمات به فراخور حال بين همه تقسيم ميشه! اما اين عرب پرستي چه چيزي عايد ما ميكند يكي از هزاران نكته مبهم و مجهولي است كه تاكنون پاسخ روشني براي آن پيدا نشده. شايد در آيندهاي نزديك ....
Posted by: عباس | April 13, 2006 02:08 AM
آقا انرژی هسته یی رو بی خیال شدید؟ چرا تحلیل نمی کنید شرایط جدید را؟ ارائه ی تحلیل از سوی شما مخاطب دارد، بنویسد هر چند تنها در همین وبلاگ بتوانیم آن را بخوانیم.
شيرزاد:
جونم را دوست دارم. مفهوم بود؟
Posted by: علي اصغر شفيعيان | April 13, 2006 01:48 AM
جناب شیرزاد با عرض سلام
ببینم استاد این جماعت با چه زبانی باید به شما و دیگر دوستان بگویند که از ایران و ایرانی بیزارند و مشتی عرب صفتی هستند بیوطن! آرام می گویند شما نمیشنوید! با علم و اشاره میگویند! شما نمیگیرید! از پشت بام فریاد میزنند! شما نمیشنوید! من ماندهام ایراد از این جماعت است یا شما دوستان اصلاح طلب؟
راستی استاد از دیدن آن تابلو فقط چشمهاتان گرد شد؟ مشمئز نشدید؟ مشمئز کننده نبود؟
ببخشید یادم نبود نسل شما فقط از آمریکا مشمئز میشود!
شاد باشید
شيرزاد:
جناب شايان خان!
يک نگاهی به ادبيات خودتان بيندازيد. لحن شما هميشه همين طور است. نمی دانم از ما چه می خواهيد که در هر مطلبی که هيچ ربطی به فرمايشاتتان ندارد اينگونه برخورد می کنيد.
Posted by: شایان | April 12, 2006 11:30 PM
این نکته توجه مرا هم جلب کرده بود.... است دیگر!هیچ کاریش هم نمی شه کرد!
Posted by: مهاجر | April 12, 2006 10:21 PM
دکتر مارو گرفتی...
یعنی تو اون روایت از حضرت محمد که به سلمان لقب محمدی داد رو نشنیدی؟
Posted by: مهرداد | April 12, 2006 10:00 PM
پس فردا هم لابد آغا محمد خان قاجار می شه: آغا محمد خان شارونی!
Posted by: بهروز شجاعی | April 12, 2006 07:13 PM