« تأملی در نام سلمان فارسی | صفحه اول | يا الله، مرد اومده »

فرقه اي شدن، نگاهي به تحولات ابرجناح حاكم

رفتار جناح راست در مواردي اندك اندك به يك رفتار فرقه اي نزديك ميشود. در يك رفتار فرقه اي، نمادها، مراسم، واژگان و گفتارهاي خاصي به مرور از رفتار معمولي ساير افراد متمايز مي شوند و سپس در طول زمان قداست مي يابند. در سالهاي اخير نمونه هاي متعددي ديده ايم كه طي آنها خواستها و گرايشات اقتدارگرايان، با اتكاء به تريبونهاي انحصاري متعددي كه در اختيار آنهاست و به خصوص با بهره گيري تمام عيار از رسانه عظيم صداوسيما، به عميقترين اعتقادات مذهبي مردم ايران پيوند زده شده است. گاه در بين واژه هاي مختلفي كه همه آنها كم و بيش يك معنا مي دهند و يا معاني آنها به هم نزديك است، يك واژه خاص برگزيده و به انحاء مختلف تكرار مي گردد تا به مرور و بر اثر كثرت استعمال، هويتي خاص بيابد. سپس به دليل پيوند آن واژه يا مفهوم با مقدسات ديني، نمادهاي فرقه اي برخاسته از گرايشات سياسي، به طور غيرمستقيم رنگ تقدس مي يابند و جامعه اي كه در عميقترين لايه هاي آن همواره نگراني جدي از دين ستيزي وجود دارد، خود را ناگزير از تبعيت از همان نمادهاي خاص مي بيند.

ورود به اين مبحث و تجزيه و تحليل مصداقهاي آن كاري ظريف و حساسيت برانگيز است. در اغلب مذاهب، انسانهاي متدين با مجموعه اي از رفتارها، مراسم و عادتهاي مذهبي به شدت عجين ميشوند. گاه جزئيات اين «هويت فقهي» به مراتب در ذهن انسانهاي مقيد به مذهب بسيار با اهميت تر از مباني فكري و اعتقادي و حتي خصلت هاي اخلاقي فردي يا اجتماعي آنها مي شود. به همين جهت چه بسا مشاهده مي شود مومنين به راحتي و سعه صدر حاضر به بحث و گفت وگو با ديگران در مورد انديشه هاي مذهبي شان مي شوند، اما نسبت به هر نوع تشكيك نسبت به آنچه به جزئيات رفتارهاي مذهبي آنان مربوط مي شود به سختي عكس العمل نشان مي دهند. مثلا يك مومن روستايي كه با استدلال هاي ساده مي تواند از معجزات و نبوت پيامبر خود(ص) دفاع كند و در اين امر رفتار صبورانه اي داشته باشد، اما انكار اصل و نسب امامزاده اي كه در نزديكي روستايش قرار دارد را به هيچ روي نمي تواند تحمل كند، چرا كه آن امامزاده بخشي از هويت، شخصيت و منش اوست و آنچنان با روح او اخت شده است كه نمي تواند هيچ نوع شك و شبهه اي را در مورد آن تحمل كند.

درست به همين دليل است كه در طول تاريخ مذاهب، آنها كه موفق شوند مسائل و رويكردهايي را به «رفتار مذهبي» مردم تبديل كنند به مراتب موفقترند از كساني كه عمري را صرف كارهاي فكري و استدلالي در دفاع كلامي و فلسفي از آن مذهب كرده اند. اين گفته به هيچ وجه به معناي ساختگي و بي پايه بودن رفتارها و آداب مذهبي نيست. اما در عين داشتن ريشه هاي اصيل، به مرور و در طول تاريخ، فرق مختلف منتسب به يك مذهب، در جزئيات آداب و رسوم عبادي و مذهبي نسبت به يكديگر تفاوتهايي پيدا كرده اند كه شايد به سختي امكان اثبات اصالت و صحت هر كدام از آنها وجود دارد. در چنين شرايطي روشن است كه مومنيني كه نسل اندر نسل يك رفتار خاص را از پدران خود آموخته اند و آن رفتار جزو شخصيت و هويت فرقه اي آنان شده است، به دشواري جرأت و شهامت پيگيري در ريشه هاي تاريخي پيدايش يك رفتار خاص مذهبي را خواهند داشت. در مواردي نيز محققين مذهبي و حتي فقها و مراجع مهم مذهبي با وجود علم و اطلاع از بي پايگي برخي رفتارها و نمادهاي مذهبي و يا شك جدي نسبت به اصالت آنها ترجيح مي دهند كه با «ايمان عوام» در نيفتند و اجازه دهند مردم نسبت به آنچه خو گرفته اند دچار تزلزل نشوند!

به اين سان، بسيار محتمل مينمايد كه افرادي با مطامع، منافع و خاستگاه هاي روشن سياسي ابتدا تلاش كنند به نظرگاه هاي خود رنگ قداست ببخشند و سپس به مرور از آنها نمادهاي خاص مذهبي درست كنند. اين كار شايد در ابتدا دشوار جلوه كند و با مخالفت هايي رو به رو شود، اما به مرور زمان و با تغيير يكي دو نسل حساسيت هاي سياسي كنار مي رود و رفتارها و نمادهاي مذهبي آفريده شده بر جاي مي مانند و نهايتاً آن انديشه ها و منافع اوليه در قالبي فرقه اي ادامه حيات مي دهند.

ترجيح ميدهم براي آن كه به محتواي اين بحث لطمه اي وارد نشود هيچ مصداقي ذكر نكنم. تنها به گونه سربسته مي توان اشاره كرد به مواردي كه مثلاً يك مكان خاص فراموش شده مذهبي در مدت كوتاهي مورد توجه قرار مي گيرد، جمعيت به سمت آن سوق مي يابد، پولها در آن خرج مي شود، معجزات متعدد از آن نقل مي شود و سپس در طي يك دوره محدود تاريخي آنچنان قداستي مي يابد كه كمتر محقق و مرجع مذهبي جرأت مي كند نسبت به آن ابراز ترديد كند. و يا موارد ديگري كه در آنها كساني موفق مي شوند نظر يا عقيده خاصي را در متن دعاهاي مورد استفاده مردم بگنجانند. گاه تكرار يك جمله يا يك فراز در متن يك دعا، در حالتي كه انسان هاي مؤمن و متدين به شدت در يك فضاي معنوي و انقلاب روحي قرار دارند، آن هم طي سالها و نسل هاي متمادي، از هر رسانه ديگري پرقدرت تر عمل مي كند. چه كسي بعد از سالها در مورد منشأ ورود فرازهاي مختلف به دعاهايي كه در مراسم مذهبي به كار مي روند، پرس و جو خواهد كرد؟ آنها به كرات تكرار خواهند شد و تأثيرگذار خواهند بود.

در اين سالهاي اخير جناح اقتدارگرا با تكيه به برخي از خاستگاه هاي اجتماعي خود تلاش ويژه اي دارد تا مجموعه اي از رفتارهاي مذهبي خاص خود را معين و مشخص كند و حتي آنها را از رفتارهاي متعارف و معمولي متدينين و مذهبي هاي ديگر، متمايز سازد. آنها علاقه مندند عزاداريهاي خاص خود را اجرا كنند، بعضاً مدعي ارتباط هاي ماوراء بشري ويژه و خواب هاي خاص و يا الهام هاي خاص از طرف اولياء دين هستند، روابط مريد و مرادي ويژه ای را بين خويش ايجاد مي كنند و نهايتاً تلاش دارند فرهنگ و اصلاحات مذهبي بخصوصي را بين خود و ديگران شايع كنند.

به اين ترتيب آنها اميد دارند كه حتي اگر در مناسبات قدرت، دچار چالش سياسي شدند، حيات دراز مدتي را در عرصه فرهنگ و مذهب در قالب مجموعه اي از نمادهاي شبه فرقه اي ادامه دهند.

دنبالك اين مطلب:
http://shirzad.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/111

نظرات بازدیدکنندگان

سلام اقای شیرزاد خسته نباشید کم کار شده اید با این همه اتفاق مهم رخ داده ما منتظر تحلیل از شما بودیم موفق باشید

شيرزاد:
سخت درگير درس و مشق بودم. يکی دو کنفرانس پشت هم داشتيم. در حد توان و امکانات خواهم نوشت.

چرا از سیاست هسته ای و به سخره گرفتن تلاش دولت در نیل به وحدت ملی در این زمینه سخن به میان نمی آورید؟؟!!! شاید فراموشکار شدید که چگونه به سیاست هسته ای و تبلیغاتی رسانه و دولت در ایجاد وحدت تاخت و تاز میکردید. و اکنون در این موقعیت برتر ایران و موفقیت آمیز بودن سیاست هسته ای خود را به کوچه علی چپ زده اید...به شما اطمینان میدهم تاریخ و فرزندان من و نسل من هرگز خدمت شما را چه آگاهانه چه نا آگاهانه به دولت امریکا...فراموش نخواهد کرد.اگر تصور میکنید که به احمدی نژاد رای داده ام اشتباه میکنید.من تابع رفتار حق هستم نه فرد یا حزب... پس بکوشید که رفتارتان حق باشد تا مردم حامی آن باشند.

شيرزاد:
عجله نکن اخوی. درک حق به اين سرعتها هم امکان پذير نيست.

آقای دکتر سلام.در ابتدا عرض میکنم در این دوره که رسم است بیشتر کسانی که به شما یا آقای مزروعی کامنت می دهند چند حمله به اصلاح طلبان و جبهه مشارکت می کنند من می خواهم به عنوان یک جوان ایرانی اعلام کنم که مواضع فعلی جبهه مشارکت معقول ترین ومنطقی ترین مواضع است و از این جهت باعث افتخار من است که خود را هنوز اصلاح طلب می دانم نه هیچ چیز دیگر.راستش آقای دکتر من خیلی آدم شوخ طبعی نیستم ولی با توجه به این که برخی نظردهندگان چنان انتقادات خنده دار وغیر منصفانه ای به آقای خاتمی وشما می کنند که بعضا حتی تحریف تاریخ می کنند و شما را به خاطر اقدامات اقتدار گرایان باز خواست می کنند می خواهم در انتها مطلبی در قالب طنز به شما و خوانندگان عزیز سایتتان تقدیم نمایم که امیدوارم اگر خوب نبود به بزرگواریتان ببخشید.
سوال:چرا از خاتمی و اصلاح طلبان دلخوریم؟
جواب:1-ما از خاتمی انتظار داشتیم که به شعار قانون مداری و آزادی مطبوعات عمل کند.ولی او وقتی آمد ابتدا به طور غیر قانونی باعث انتشار بسیاری از روزنامه ها ونشریات اصلاح گرا ومستقل شد ولی بعد از مدتی چون وقت نمی کرد همه شان را بخواند دستور داد یک باره همه شان را ببندند تا او شب ها بعد از اتمام کار چرت راحتی بزند نه این که مجبور شود آن همه روزنامه بخواند!2-ما از اصلاح طلبان که به مجلس اصلاحات رفتند انتظار داشتیم قانون اساسی را عوض کنند تمام اقتدارگراها را سرکوب کنندمصوبات شورای نگهبان را رد کنند ولی آنان به رای ما خیانت کردند وکاری کردند که شورای نگهبان مصوبات آنان را ردکرد!
3-ما از خاتمی انتظار داشتیم وقتی کوی دانشگاه رخ داد از همه مردم بخواهد به خیابانها بریزند و برای حمایت از اصلاحات علیه همه از صدر تا زیر نظام شعار دهند ولی خاتمی موقع حادثه کوی سعی کرد اوضاع را آرام کند ونگذارد دانشجویان بیشتری به زندان بیفتند ولی خاتمی باید کاری میکرد که چند برایر آنان به زندان می افتادند.
4-نمایندگان مجلس ششم می گویند ما از هر راهی که از دستمان بر می آمد در برابر اقدامات غیر قانونی اقتدار گرایان مانند بازداشت های غیرقانونی وتوقیف ها ایستادیم در حالی که ما از آنان می خواستیم از هر راهی که از دستشان بر نمی آمد در برابر آنان بایستند.
5-ما از خاتمی می خواستیم حداقل موقعی که کاری از دستش بر نمی آمد مثلا موقع حمله به دانشجویان یا توقیف مطبوعات جیغ بلند بکشد ولی او حاضر نشد حتی یک داد یواش به سر اقتدارگرایان بزند.
6- ما از نمایندگان مجلس ششم می خواستیم که با افزایش بودجه حاصل از درآمد نفت سفره ما را رنگین کنند ولی آنان صندوق ذخیره ارزی تاسیس کردند وبه جای حمایت از ما از فرزندان ما حمایت کردند و گفتند :نفت فقط مال ما نیست بلکه مال همه نسلهاست.
نتیجه گیری اخلاقی:امیدواریم درباره همه ما از روی حقیقت قضاوت کنند.
با تشکر

شيرزاد:
از ابراز لطف شما متشکرم. اما مطمئن هستيد آنچه نوشته ايد طنز است؟ اين بيشتر به يک برداشت جدی از برخی سخنان کسانی که از موضع باصطلاح راديکال به اصلاح طلبان می تازند شبيه است. فقط جمله آخر قسمت 4 طنز قشنگی داشت.

سلام
جناب شيرزاد نظر شما درباره اين مطالب چيست ؟ ----آنچه مجتبی سمیعی نژاد بعنوان یک هرزه نگار اینترنتی در وبلاگهای خود: زمزمه ، آنتی لاریجانی ، مدیار، استیجه و ... منتشر نموده و موجب کدگشایی وبلاگ وی توسط گروه هکری حدید و همچنین برخورد قوهء قضائیه با وی و محاکمه ء وی شده است بنا بر اعلام گروه هکری حدید به این شرح است :

توهين به اسلام * اهلبيت عصمت و طهارت * توهين به کتاب شريف نهج البلاغه امير مومنان علي عليه السلام * توهين به حضرت امام خميني (قدس سره الشريف) و حکم نوراني ايشان در خصوص سلمان رشدي مرتد * توهين به رهبر کشور جمهوري اسلامي ايران مقام معظم رهبري حضرت آيت الله العظمي خامنه اي * توهين به روساي محترم قواي سه گانه در ج.ا.ا * توهين به مسئولان مملکتي و کشوري و لشکري * ترويج عقايد کمونيستي و انحرافي وضد اسلام و منحرف کننده نسل جوان و نوجوان * توهين به خانوده هاي معظم شاهد و ايثارگر * توهين به نهادهاي مقدس و انقلابي همچون کميته امداد حضرت امام خميني (ره) * توهين به ملت مظلوم و ستمديده عراق ، افغانستان ، فلسطين و تعقيب ، پيگيري و امتداد خط تبليغاتي صهيونزم عليه آنان با نسبت دادن لفظ تروريست به آنان * طرح اتهامات کثيف و تبليغ عليه مسئولان مملکتي دخليل در پروژه هاي صلح آميز انرژي هسته اي در کشور * تکرار تبليغات و ادعاهاي صهيونيزم بين الملل و آمريکاي جنايت کار در خصوص ايران در اين زمينه و ...
--------------------------
مطالب فوق از لينك زير انتخاب شده اند
http://antimonafegh.mihanblog.com/?ArticleId=1 واقعا اين ها چه كساني هستند ؟!!!
مطلب دوم اينكه گويا سعيد امامي در اينترنت مطلب مي نويسد !!!!!
باور نداريد به لينك زير برويد !
http://shalamcheh.blogfa.com
پاينده باد ملت وكشور ايران

aghaye shirzad didid rooznamye keyhan lotfy behetoon kardand
jaleb injast inha har chi tohmmat bekhand be adam mizanan hich kasam nemitone shekayat kone azeshoon felan ke shomaro motaham kardand ke hichi nemifahmid hatman emame zaman beheshoon ino gofte

آقای شیرزاد
دیگر مطلبی راجع به این که ما دانش هسته ای نداریم نمی نویسید

شيرزاد:
به طور گريزناپذيري اين روزها دارد اطلاعات مردم در اين زمينه زياد مي شود. من ديگر كمتر نگران آن هستم كه اگر خودم چيزي نگويم موضوعي به كلي مكتوم بماند.

سلام دکتر.
شمااز يک طرف می گوييد اقلیت مجلس جزو اصلاح طلبان هستند. از يک طرف می گوييد اصلاح طلبان در مقابل سهم خواهی سکوت کردند. اقليت مجلس که ادعای سهم کرده بودند. حالا بی خيال ولی فکر نمی کنيد اينکارا مردم رو سر در گم می کنه. ما که آخرش گيج شديم. جناب دکتر يکی به ميخ زدن يکی به نعل نميشه که. چرا مرزبندی دقيقتری نمی کنيد؟ بنظر من يکی ار دلايل شکست در انتخابات همين دوگانگی بود. اعتلاف خوبه ولی نمی شه که تو همه چيز باشه. اينجوری که همه چی رو ميشه توجيح کرد. ولی جواب قبلی تون خوب بود و تا حدی قانع شدم.
با تشکر

سلام آقای دکتر!
من نظرم را در مورد این پست نوشتم بعد از خواندن خبرنامه این هفته مشارکت نگاهم به صفحه آخر خبرنامه افتاد جائی که نوشته شده بود به دلیل درخواست وزرات کشور حزب مشارکت از انتشار بیانیه خود در مورد پرونده هسته ای ایران در خبرنامه داخلی این حزب منع شده! آقای دکتر به نظر می رسد سیاست سکوت اصلاح طلبان و مخصوصا مشارکت تقریبا رو به پایان رسیده و حزب وارد مرحله جدیدی شده اما چگونه می خواهید در مورد مسائل مختلف اظهار نظر کنید؟ آیا اجازه خواهند داد؟
آیا در زمانه ای که اصولگرایان حاکم بر قوه مجریه کشور را در خطر تحریم می بینند تمامی هوش و حواس مردم و مخصوصا جوانان را به برخورد با بدخجابان معطوف کرده اند راهی برای ابراز نظر شما خواهد ماند؟

شيرزاد:
خدا بزرگه.

سلام، پیشنهاد می کنم حالا که با موتلفه دیدار کرده اید حتی با رهبری هم دیدار کنید به همان دلیل. یادداشتی در همین باره قلمی کرده ام که می توانید در بلاگم بخوانید و رویش فکر کنید. اگر قبول نکردید حتما درباره ی تفاوتش توضیح دهید.

مشعل وبلاگ "احمد اسلامي" به روز شد...http://www.mashal.blogfa.com/

aghaye mehdi migooyand ageh ...
شيرزاد: لطفا فارسی بنويسيد.

در جواب سوال شما آقای دکتر:
شکایت به محاکم عمومی،اعتصاب و نافرمانی مدنی،انتشار از طریق مجاری غیر قابل کنترل،تخته کردن درب حزبی که بیانه اش در مورد "منافع ملی" نیاز به اجازه دارد،خروج از حاکمیت .
رفتن به زندان هم کمترین هزینه قابل پرداخت برای کسانی که پای در این راه می گذارند می باشد.

شيرزاد:
اشتباه گرفته ايد خواهر من، ما يک جنبش مقاومت نيستيم، يک حزب سياسی هستيم. ما در حال حاضر به اين روشها معتقد نيستيم و آن را کارساز نمی بينيم. اما آيا شما دويست نفر پا به کار سراغ داريد که حاضر باشند يک جنبش اجتماعی به راه بيندازند و آن را از ديگران مطالبه نکنند؟ اگر ديديد سلام ما را هم به آنها برسانيد.

آقاي دكتر يه مطلبي داشتي در روزنامه اينترنتي ايران ما تحت اين عنوان كه عمليات رواني امريكا ميخولام بگم اگه شما به عنوان يك شنونده فارسي زبان غير ايراني بوديد و اين سخنان سراسر پرخاشگرانه و هيستريك مسئولين ايراني را طي اين 72 ساعت پيش در نماز جمعه و سمينار به اصطلاح آزادي فلسطين و سخنراني روز ميلادو ..... را ميشنيدي چه چيزي را براي آنها براي درمان روان شان تجويز ميكردي . اخه برادر محترم با يه عده آدم ...بايد هم با عمليات رواني( با رواني) برخورد كرد ؟ نحوه اعلام رسيدن به كيك زرد را كه ديدي شهردار به تخت نشسته پشيزي براي ديگران در گذشته ارزش قائل نشد . رفسنجاني از ترس بي احترامي طرف با دستپاچگي چند ساعت زود تر خبر ناخوش را داد خاتمي فقط اعلام مسرت كرد كه باداشتن كيك زرد بهتر ميتوان گفتگو از نوع تمدني آن داشت. در كنفرانس فلسطين يه تشكر خشك خالي از محتشمي...نكردند .كه دائما قربون صدقه مشعل جون و هنيه ملوس ميشود.
براي خالي كردن و جارو كردن پس مانده هاي اصلاحات ... 60 سفير را عوض ميكنند.
آقاي دكتر سلام عليكم. براي مذاكره با شيطان كه مسابقه داد ه اند. آقاي دكتر اگه يادتونه يه نوشته ايي برايتان گذاشتم كه اين قده به عطري و افشاري گير نديد
تا ده يا چند ماه ديگه همه بايد عطري و افشار ي بشن. سخنان ...را كه براي مصالحه يا مذاكره شنيده و خوانده ايد آقاي دكتر يادتان مي آيد نوشتم براي شما كه در اين دنيا با همه ميتوان نشست حتي با شيطان . آقاي دكتر روزگار همه چيز را روشن ميكند . آقاي دكتر تارخ تاريخ تاريخ . آقاي دكتر تارخ ما ايرانيان
كپي برابر اصل است . اين در طول زمان به ما ثابت شده . آقاي دكتر از تاريخ غافل مشو. از زمان هم. راستي بادمچيان گفته هنوز چند نفر ديگه از اصلاح طلبان زنده هستند . ( قابل توجه متحدين موتلفه و مشاركت يعني مار و پونه البته نارحت نشيد) مطلبش و براي شما مينويسم. تا بعد

آقای دکتر
سلام بر شما و تمام خوانندگان شما، چه موافق و چه مخالف. بنده مدتی است که مطالب شما را دنبال می کنم و در مورد مطلب اخیر که نوشته اید مصداقی به ذهنم رسید که به نظرم رسید تحت عنوان یک کامنت در ادامه مطلب شما بیان کنم.
در سالهای اخیر بیشتر از گذشته دوستان بسیار مومن و خدا شناس(!)با تمسک به نام مقدسات عقیده و عقده های شخصی شان را بر دیگران تحمیل می کنند. به عنوان مثال دوست دانشجوِِیی که با اشتیاق کامل به وظایف دینی خویش در قبال سیاست روز و امر به معروف و نهی از منکر عمل می کند تصمیم گرفته بود که حرمت استاد و شاگردی را زیر پا له کند و با زدن یکی از اساتید خود که به ایشان نمره مورد نظرشان را نداده بود، امر به معروف و نهی از منکر کند. به نظر حقیر اگر ما تکانی در زمینه پیشرفت علمی احساس می کنیم در سایه همین حرمتهاست. حال چه پیش آمده که می توان با عوض کردن نام سلمان فارسی و هدیه دادن اولین کیک زرد به آستان قدس رضوی و تبریک گفتن آن به امام زمان(عج) و با چوب امر به معروف و نهی منکر و غیره وغیره همه چیز را توجيه کرد من نمی دانم. باید منتظر ماند اگر خدایی ناکرده بعضی از این سیاستها به بنبست غیر قابل توجیه برسد، آنوقت چه طور ائمه معصوم به کمک می آیند.

آخر این دیگر چه حزبی است و این چه نوع فعالیت حزبی است که" شيرزاد:
موضع حزب مشارکت در آخرين بيانيه ای که قبل از نوروز امسال داده شد و اجازه انتشار نيافت آمده است."
آیا فکر نمی کنید حزب مشارکت مثل احزاب نخبه گرای دیگر فعالیت فرقه دارد نه حزبی؟!

شيرزاد:
سرکار مستوره خانم، با کدام استدلال اگر فضا بسته شد و جلوی انتشار بيانيه ای کاملا رسمی، قابل نقد (منظور، عاری از تعصبات مذهبی)، در چارچوب همه ملاحظات قانونی و دلسوزانه گرفته شد ايراد به کسانی وارد است که مظلومانه سانسور می شوند. می شود شما بفرماييد که اگر گروهی يا حزبی به هر دليل به رفتار حاکميت انتقاد جدی داشت و برخی از نهادهای قدرت خوششان نيامد، چه کار بايد بکند که امثال حضرتعالی نفرماييد پس اين چه حزبی است؟

با سلام
پیشنهاد میکنم که دوستان مجله (( ماها)) که بع فارسی و بصورت ÷ی دی اف منتشر میشه را بخوانند.
آدرس برای اشتراک ماها:
majaleh_maha@yahoo.com

شيرزاد:
اگه توی مجله تان هم همين قدر غلط تايپی داريد، که حساب پاک است!

اقاي دكتر باسلام خوشحال مي شوم اكر به وبلاكم سري بزنيد در ان مطلبي در نقد ملاكره با امريكا نوشته ام كه اكر به سوالم در ان نوشته جوابي دهيد منت نهاده ايدادرس ان اين است:
http://nima62.blogfa.com/post-4.aspx

سلام آقاي دكتر
يه سوال داشتم. اصلاح طلبان كه معتقد به غني سازي نبودند حالا چرا مي گويند افتخارش را به دولتهاي قبلي هم بدهيد? اگه واقعا ما نيازي به آن نداريم كه نداريم حالا چرا حرص ثبت افتخارش را مي خوريد؟ فردا همين بتركد و باعث دردسر شود مي گويند ديديد ما گفتيم نيازي نيست. به نظر من وزينتر اين بود كه سهم خواهي در اين مسله را مطرح نمي كردند. من يكي كه به كلي با اين كار نااميد شدم. اين چه افتخاري كه مي خواهيد در آن سهيم باشيد؟ آقاي دكتر شما كه حداقل مي دانيد ما كجاي عمل وايستاديم و پيشرفت علمي اصلا يعني چي. شما كه خودتون فيزيك بلدين. ظاهرا پوپوليسم خوب چيزيه.

شيرزاد:
يک مقاله ای آقای ليلاز در شرق نوشته بود که هم تعجب از درايت ايشان است و هم از آقای قوچانی که آن را سرمقاله کرده بود. انصافا از زاويه ای بسيار پرت به مطلب پرداخته بود. الحمد لله هر کس هم هر ايرادی هر جايی ببيند آن را به مجموعه بی صاحب اصلاحات نسبت می دهد. هر چند رندی دوستان آقای احمودی نژاد از اين حيث قابل تقبيح است که جوری جشن گرفتند که گويی همين تکنولوژی مسئله دار يک باره در زمان دولت کريمه ايشان ظرف سه ماه خلق شده است، اما جنابعالی می توانستيد به اين نکته توجه داشته باشيد که به جز مورد فوق که در آن آقای ليلاز مطالبه سهم از "افتخارات هسته ای" کردند، اکثر قريب به اتفاق اصلاح طلبان و دگر انديشان در اين مسئله سکوت کرده اند.
يکی از دردهای ديرينه اين کشور که به نظر من از زيربناهای فکری توسعه نيافتگی ما است، نگاه غير واقع بينانه، عوام زده، سياست زده و بعضا کودکانه ای است که به مقوله توسعه علمی و برخی از زمينه های خاص فناوری وجود دارد. دراين مورد بيشترين شوربختی نصيب فناوری هسته ای شده است. بگذاريد زمان بگذرد، هيجانهای سياسی فروکش کند و کار به محاسبه جوجه ها در پايان پاييز برسد، آنگاه می شود آزادانه تر و علمی تر تحليل کرد.

سلام استاد
دست روی نقطهء حساسی گذاشتید. بویژه عبارت "حيات دراز مدت در عرصه فرهنگ و مذهب در قالب مجموعه اي از نمادهاي شبه فرقه اي" از نظر من بسیار مهم است. این همان چیزی است که حزب بعث عراق کم داشت، یعنی ریشه دواندن در اعماق فرهنگ عامه. من این بیماری فرهنگی-اجتماعی رو به رشد رو به سرطانی تشبیه می کنم که حتی سالها بعد از قطع عضو سرطانی، از چند جای دیگر بیمار ظهور می کند.
به دوستان وبلاگ نویس خارج از کشور (که محدودیت کمتری دارند) توصیه می کنم این بحث را با ذکر مصادیق عمده و با شفافیت پیگیری کنند.

آیا در سال 55 که به گفته خودتان در رشته برق قبول شدید نام آن دانشگاه "شریف" بوده و یا مانند درصد بالایی از هر چه آرایشگران و اصلاح-طالبان می گویند دروغ و باز-نویسی تاریخ است؟

دكتر جوون درست حالا كه وقت نوشتن و دادن تحليل راجع به مساله ي هسته اي يه شما ها همگي ساكت شدين .
لا اقل شما يا مصطفي يا رجب كه بيشتر اهل نوشتنيد يه چيزي بگيد.
تحليل شخصي شما چي يه؟
حزب مي خواد چه موضعي بگيره؟

شيرزاد:
موضع حزب مشارکت در آخرين بيانيه ای که قبل از نوروز امسال داده شد و اجازه انتشار نيافت آمده است. من هم به دليل آنکه "جونم را دوست دارم" فعلا به صراحت حرف نمی زنم.

با سلام چرا از فونت اين نوشته براي همه مطالب خود استفاده نمي كنيد كه كاملا قابل خواندن است.بعنوان مثال در نوشته قبلي ؛سلمان؛ تمامي حروف ؛ي؛و ؛ك؛بصورت .... آمده است .قبلا فكر ميكردم اشكال از كامپيوتر من است ولي چرا اين نوشته اخير را بدون اشكال مذكور گرفته ام.قبلا نيز اين مورد را عنوان كردم توجهي به آن نشد.لطفا مد نظر قرار دهيد.هر چند خواندن به آن طريق را نيز عادت كرده ام اما خسته كننده و وقت گير است.در ضمن در انتظار تحليل جشن كيك اتمي هم هستيم.

شيرزاد:
آفتاب برای هميشه در پس ابرها نمی ماند.

خدا پدر و مادر ماکیاولی را بیامرزه که راه رو به اینا نشون داد... هر چند معتقدم ما هم باید کمی از این راههای کثیف استفاده می کردیم تا مردم را آگاه کنیم... ماکیاولی هم همین رو می گفت یعنی دو جور راه پیشنهاد کرده بود یکی همین راه و روشی که داره بعضی جتها اجرا می شه و مختص کشورهای استبداد زده و عقب مانده و از این حرفاس یکی هم آزادی بود برای کشورهایی که از مرحله اولی که ذکرش رفت عبور کرده اند....
بالاخره ما ایرانیان هم عادت کردیم که از بچگی یه دعائی چیزی بندازن به گردنمون... مادربزرگامون بهمون دعا فوت کنن و...