« اشمئزاز، حق مسلم هر کس | صفحه اول | طليعه بهار با گنجی »

دريغ از شريف

اخبار ناخوشايندي از دانشگاه شريف رسيده است. روز گذشته بين بچه هاي انجمن اسلامي و برخي گروههاي ديگر درگيري هايي بر سر دفن پيکر دو شهيد در داخل اين دانشگاه رخ داد كه باعث تأسف همه كساني كه به اين دانشگاه به عنواني يكي از كيفي ترين دانشگاههاي ايران و بلكه دنيا دلبستگي دارند، شد. قضاوت در مورد جزئيات اين حادثه و اين كه چه كسي قانوني عمل كرده، چه كسي غيرقانوني، چه كسي درگيري را شروع كرده و چه كسي با اعمال فشار غيرمعمول باعث پيچيده شدن تصميم گيري ها شده دشوار است و من به خود حق نمي دهم از راه دور چنين كاري بكنم. اما فكر مي كنم در مجموع همه جناح هاي درگير مسئله از مديريت، نهاد نمايندگي و شوراي فرهنگي گرفته تا دو طرف دانشجويي قضيه و نيروهاي بيرون همه بايد يك يا چند نمره منفي بگيرند.
دانشگاه شريف يك ويژگي اساسي دارد كه شايد تا حدي آن را از بقيه دانشگاههاي تهران متمايز مي كند و آن اين كه مجموع فضاي هيات علمي و اداري آن همواره تلاش داشته اند ضمن حفظ يك ارتباط رقيق با حاكميت، خود را از تنش ها و تشنج هاي متداول سياسي حفظ كنند، به عبارت ديگر با وجود آن كه فضاي دانشجويي آن همواره شاهد حضور فعال ترين عناصر از طيف هاي متفاوت و متضاد بوده اما از ديرباز سيستم مديريت حاكم بر دانشگاه تلاش داشته كه فضاي متشنج و عصبي بر دانشگاه چيره نشود و فاصله نسبي دانشگاه از جريان هاي سياسي كشور تا حد امكان حفظ شود. شايد همين ايده دوري از جناحهاي قدرت سياسي نيز در كنار ساير عوامل باعث شده باشد كه اين دانشگاه از رشد علمي چشمگيري در مقايسه با دانشگاههايي كه بيشتر خود را درگير مناسبات و كشمكش هاي قدرت كرده اند، بهره مند باشد.

اما در اين فقره اخير شواهد از راه دور نشان مي دهد كه دانشگاه شريف پيشاپيش ساير دانشگاهها خود را در تنشي درگير ساخت كه كمتر از سابقه و منش مديريتي آن چنين انتظاري مي رفت. شايد بسيار طبيعي تر مي بود كه شريفي ها صبر مي كردند تا پروژه دفن شهداي گمنام حداقل در يكي دو محل ديگر اجرا شود و بعد آنها اقدام كنند. بسيار عجيب مي نمايد كه ناگهان شوراي فرهنگي دانشگاه باصطلاح در موضعي حزب اللهي تر از ساير دانشگاهها براي چنين كاري پيشقدم شد.

و اما نكته ديگري كه به عنوان يك دانش آموخته قديمي اين دانشگاه براي من ناخوشايند است اين است كه ظاهراً جمعي از دوستان كه در دوران جنگ و حماسه هاي آن زمان در دانشگاه شريف تشريف نداشتند تصور كرده اند كه اين دانشگاه نياز به وارد كردن فرهنگ شهادت و ايثار از بيرون دارد. اين جفاي بزرگي در حق شهداي گرانقدر دانشگاه شريف است. نمي دانم دوستان عزيزي كه در شوراي فرهنگي دانشگاه شريف مجوز اين كار را دادند، به درستي پيام فرهنگي اين عمل را سنجيدند يا نه؟ نمي دانم آيا اين آقايان بودند آن زمان كه هر روز و هر هفته خبر شهادت عزيزترين ياران دانشجوي اين دانشگاه در فضا مي پيچيد و گهگاه جنازه هاي مطهر آنان بر دوش بچه ها در دانشگاه تشييع مي شد. حسين شوريده، امير مهرداد، مجيد صفايي، جمال ميراميرخاني، بهروز سلطاني، و دهها شهيد ديگر جنگ تحميلي نامشان بر تارك دانشگاه شريف مي درخشد و قبل از انقلاب نيز بزرگاني چون شهيد الفت و بر فراز قله ايثار، شهيد مجيد شريف واقفي كه هويت دانشگاه با نام او در آميخته، از اين دانشگاه برخاستند. در عجبم كه اگر واقعاً نيت كسي اعتلاي فرهنگ شهادت و پاسداشت مرام شهدا از راه صحيح و طبيعي آن بود اين چه شيوه اي بود كه در پيش گرفته شد. مگر دانشگاه شريف براي اين كار چه چيز را كم داشت.

في الواقع آيا دانشگاه محل درس و تحصيل و كسب معرفت و آگاهي است يا محل دفن اجساد، هر چند متعلق به انسانهاي بسيار والايي باشد؟ فكر نمي كنيد كه اگر اين باب باز شود يكي يكي شروع خواهد شد كه فلان آقا بسيار مقام والايي دارند، به جامعه علمي و دانشگاه خدمت كرده اند و وصيت كرده اند كه زير پاي دانشجويان دفن شوند، بهمان شخصيت به گونه اي ديگر و به تدريج دانشگاه محل احداث مقبره هاي متعدد خواهد شد. آيا اين يك كج سليقگي تاريخي نيست كه بر اثر غليان ناسنجيده احساسات برخي و نيات و اغراض سياسي-فرهنگي برخي ديگر رخ داده است. چه مي شد اگر به جاي اين كار يادواره مناسب و زيبايي در يك نقطه دانشگاه، به شكلي زيبا و ماندگار براي شهداي خود دانشگاه بر پا مي شد. نظير چنين كاري چند سال پيش در دانشگاه ما (صنعتي اصفهان) انجام شد. اكنون در ميانه يك فضاي سبز مناسب و در محلي كه در مسير عبور دانشجويان است، يادواره زيبايي با معماري نسبتاً شكيل كه نام شهداي دانشگاه بر آن حك شده قرار دارد. به نظر من اين تجربه نسبتاً موفق و قابل قبولي است كه بسيار طبيعي تر و پذيرفتني تر از قبر كندن در دانشگاه است و با وزانت يك دانشگاه طراز اول و يك محيط آكادميك سازگاري بيشتري دارد.

نمي دانم بر دانشگاه صنعتي شريف جه گذشته است كه گروههاي مختلف داخل اين دانشگاه و انبوهي از استادان و مديران فرهيخته آن نتوانسته اند بر اين مشكل فايق آيند؟ البته اين داستان يك بار ديگر نيز مسبوق به سابقه است. در همين آخرين سالهاي دولت آقاي خاتمي و زماني كه هنوز آقاي معين در وزارت علوم قرار داشت ناگهان خبر رسيد كه كساني برنامه گسترده اي براي تدفين شهداي گمنام در دانشگاهها دارند و از قضا مي خواهند اين كار را از دانشگاه شريف آغاز كنند. در آن زمان هم آقاي دكتر معين و هم آقاي خاتمي ايستادگي بسيار جدي كردند و از اين كار ممانعت كردند. ظاهراً در اين روزگار آن موانع براي اين سياست ها مفقود است و پيكر نحيف دانشگاه هم تواني براي مقاومت در برابر اراده هايي كه از بيرون براي فرهنگ آن تصميم مي گيرند ندارد.

البته بر همه اين ها بايد اين نكته را نيز اضافه كرد كه تحت هر شرايطي تنش و اعتراضي كه منجر به هتك حرمت به رئيس دانشگاه شود، از طرف هر كس كه باشد، به نظر من محكوم است. من دقيقاً نمي دانم كه اين امر چگونه و از چه ناحيه اي از دانشجويان يا غيردانشجويان صورت پذيرفته است. اما اين نخستين تجربه نيست؛ هرگاه يك جمع معترض و خشمگين يک نفر يا يک مسئول را احاطه كنند امكان كنترل از دست مي رود و اتفاقي مي افتد كه بقيه مسايل را تحت الشعاع قرار مي دهد. مديريت جمع هاي معترض كار دشواري است. گروههاي فشار وابسته به جناح اقتدارگرا آموزش و سازماندهي كافي داشتند كه تنش ها و برخوردها را در حد معيني كنترل كنند كه نتيجه مورد نظرشان حاصل شود. اما گروههاي دانشجويي و نظاير آنها قادر به چنين سازماندهي نيستند، يك آتشي را روشن مي كنند كه شايد نتوانند دامنه آن را كنترل كنند. همين اخيراً اگر به ياد داشته باشيد در جريان يك اعتراض نسبتاً كوچك دانشجويي در مقابل رئيس جديد دانشگاه تهران صحنه اي به وجود آمد كه نهايتاً هتك حرمت يك چهره روحاني تلقي مي شد و انعكاس آن به كلي ساير مسايل را تحت اشعاع قرار داد.
به نظر من هنوز هم دير نشده است. هم بر و بچه های دانشجوی شريف دوستان فهيم و با صداقتی هستند و هم در مجموعه دانشگاه پتانسيل قابل توجهی از عقلانيت وجود دارد. اميدوارم بتوانند به گونه ای متين و منطقی دامنه موضوع را جمع کنند.

دنبالك اين مطلب:
http://shirzad.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/96

نظرات بازدیدکنندگان

با سلام
خدمت جناب اقای شیرزاد
خیلی کوتاه میگویم لطفا فکری هم به حال پاسارگاد وتخت جمشید که یادگار بزگ مرد تاریخ است بکنید.

با تشکر

سلام آقای دکتر
...در مدرسه ما دردوره راهنمایی درس میخواند،کار ندارم که آدما چقدر میتونن تغییر کنن، میخوام اینو بگم که ایشون فرزند شهید است و در یکی از شهرکهای بنیاد شهید زندگی میکرد. توی اون شهرک بچه های زیادی بودند. از بین اون همه پسر دو نفر رفتند دانشگاه یکی...یکی .... ... در شریف و ... در بهشتی. اولی صنایع و دومی مدیریت صنعتی. هر دو کارشناسی ارشد هم قبول شدند.و احتمالا الان ترم اخرهستند. اما ... مشاور رییس جمهور و عضو هیات مدیره و ... با نمیدونم چقدر حقوق و پالیزبان کارمندقراردادی دانشگاه آزاد با ماهی دویست هزار تومان حقوق. البته تفاوتی در هوش واستعداد این دو نمیبینم. اما چرا اینقدر تفاوت؟؟؟؟

hi, i see world university ranking , sharif was not in first 500 universities . how you know it is ''yeki az keifi tarin danesh gah haye jahan '' also shiraz university is actually most famus in us and japan . i'd like thank about your intersting weblog and hope you can write better and better

سلام آقای دکتر لطفا به آقا کورش که ظاهرا از دوستان آقازاده هستند بفرمایید یکی ار بدیهای مدرسه ای مانند مفید ان هست که دیگران را "عوام" می نامند.لابد خودشان متشبه شده است که از خواص هستند.سالی خوش همراه با موفقیت در کنکور برای کورش خان و آقا امین آرزومندم

"دانشگاهي كه "شريف" است"
خوب وقتي شريف است اين اتفاقات هم مي افتد.
يادم ميايد وقتي با آقاي ... هم اتاقي بوديم ديديم آقايان ... و ... آمدند يك قطعه زمين به بزرگي دانشگاه امروزي "شريف" را نزديك خانه حلبي ما متر كردند و گفتند: خوب است. فكر كنم منظورشان اين بود كه براي سرگرم كردن جوانان خوب است بعد ها نميدانم چه شد كه اسمش را "دانشگاه شريف" گذاشتند البته نميگذاشتند كه ما نزديك آنجا بشويم چون بايد كارت ميداشتيم بعدها هم براي پز دادن جلوي خارجي ها و دهان پر كردن كه بله ما هم دانشگاه عالي داريم گفتند كه از رتبه هاي تك رقمي و دو رقمي غول كنكور (البته بعد از انقلاب و جنگ تحميلي خيلي از اين رتبه هاي دو رقمي و .. به واسطه امتيازاتي از قبيل خانواده شهيد و ... در ميآمد!) دانشجو بگيريم كه پزش بيشتر باشه!! اينكه ياد "شريف" افتادم اين درگيري اخير تو "شريف" سر دفن جنازه چند شهيد گمنام از طرف دانشجو ها بود.
....

فكر كنم مطالب زير در اينجا با موضوع بي ربط نباشد:
كاربردهاي گوناگون دانشگاهي كه شريف است :
1- ميفرماييد دانشگاه محل تحصيل و .... اما از بيانات دوستان چنين برميايد كه محل هاي ديگري هم هست! مثلا محلي براي كتك زدن و صد البته خوردن!!
2- محلي براي نشستن روي زمين و شعار رفراندوم! دادن!
3- محلي براي دفن اجساد شهداي گمنام در راستاي ارتقاي سطح فرهنگي دانشجويان "شريف"
4- تجمع در مقابل بوفه به منظور تجديد قوا براي سر دادن شعارهاي "رفراندوم" در مراحل بعدي
5- استفاده از تريبون چه متعلق به گروه مخالف باشد چه متعلق به جناح خودي
6- لگد مال كردن دوستان "شريف" هم دانشگاهي با كفش هاي نه چندان بهداشتي
7- گسترش تفكر سياسي اقتدارگرا، اصلاح طلبا، محافظه كارا، ليبراليا، .... به منظور افزايش سطح فهم و درك دانشجوي "شريف" در راستاي توسعه هر چه بيشتر جامعه مدني ايران
8- تدوين برنامه ها و جلسه هاي حزبي و انجمني گروهي و دانشجويي به منظور روشنگري دانشجوي "شريف" روزي سه بار
9- ايجاد حس "تو نابغه و دانشمند و جوان و ... هستي" در تمام دانشجويان "شريف" از هر حزب و انجمن و گروه به منظور سير دادن آنها در عالم هپروت و رويا
و صد البته هزاران كاربرد ديگر كه از حوصله اين بحث خارج است.
ملاحظه ميفرماييد جناب دكتر شيرزاد "دانشگاه شريف" با اين همه كاربرد مسلما يكي از يرترين دانشگاه هاي دنيا و شايد عجيب ترين آنان باشد. پس چنين واقعه اي چندان هم بعيد به نظر نمي رسد. از طرفي ديگر فرصتي براي دانشجويان "شريف" باقي نمي ماند كه بخواهند زبانم لال به تحصيل علم و ... بپردازند.
سوالي كه اينجا در زمستان سرد و يخ زده افار اقتدار گرايانه مطرح ميشود اين است كه:
ايا اين تحصن دانشجويان به موقع انجام شده و يا خير واگر نه چه زماني بهتر بوده است؟

قبل از شروع چون می دانم که از حذف (سانسور) بعضی واژه‌ها و قرار دادن نقطه بجای آنها خیلی خوشتان می‌آید آنهایی را که باید سانسور کنید خودم در پرانتز قرار می‌دهم تا خدای ناکرده خط قرمزها را عبور نفرمایید (تکبیر!!)

آقای شیرزاد نام آنهایی را که نوشته بودید "برخی گروههای دیگر!!" بسیج دانشجویی است همان‌هایی که ... هستند.
چه كسي درگيري را شروع كرده و چه كسي با اعمال فشار غيرمعمول باعث پيچيده شدن تصميم گيري ها شده دشوار است و من به خود حق نمي دهم ...

آقاجان آدرس بدهم همچنین می‌فرمایید:
قضاوت در مورد جزئيات اين حادثه و اين كه چه كسي قانوني عمل كرده، چه كسي غيرقانوني، بروید یک نگاهی بیندازید شاید تغییر عقیده دادید!؟ http://sharifpic.blogspot.com
در ضمن بدون در نظر گرفتن دیگر جوانب این قضیه قضاوت در باره این عمل (...) خیلی کار ساده‌ای است. دانشگاه قبرستان نیست که شهید یا غیر شهید را در آن دفن کنند پاسخ به این سادگی را اگر نتوانید پیدا کنید وای به حال آن ملت فلک زده که شما نماینده مجلس‌اش بوده‌اید.

والله جو دانشگاهها که اینطور نبود . بهر حال اینگونه بیانه ها را در آموزش های پیش از دانشگاه (همان مدرسه هایی که صحبت انها شده بود) می بایست جستجو کرد.
این بیانه از بیانه های انصار حزب الله هم داغ تر است.

نخبگان(؟!) شریف :

http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-687837&Lang=P

سلام آقای دکتر
کنکور است و کم این جا سر می زنم. تازه چشمم به مطلب " دبیرستان مفید " افتاد. بعضی از نظرات نوشته شده توسط دیگران واقعا تاسف آور بود. تصوری که عوام از خارج مدرسه به آن دارند نیاز به اصلاحی اساسی دارد که گویا با نوشته ی شما هم این امر تحقق پیدا نکرده. کاش به خود امین می گفتید مطلبی در این باره بنویسد.

سناریوی جدید امنیتی اقتدارگرایان، علی افشاری
محفل اطلاعاتی اقتدارگرایان پس از واکنش محکم دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف در دفاع از کیان دانشگاه و حرمت شهدای جنگ در تدارک سناریوی امنیتی دیگری است تا زمینه را برای بازداشت فعالین دانشجویی و اعمال فشار بر آنها برای اخذ اعترافات اجباری در چهارچوب طرحهای از پیش تعیین شده فراهم نماید روزنامه کیهان به طریق مالوف , آسمان و ریسمان را به هم بافته است تا به خلاف , بین این واکنش اصولی دانشجویان و مراسم سخنرانی " افق های دموکراسی و حقوق بشر در ساختمان کنگره آمریکا " پیوند برقرار کند .!!!
از این رو نشسته به ناحق بر مسند وزارت علوم و تشکل های شبه نظامی به فرموده ساز کوک کرده اند که دانشجویان شریف از آمریکا خط گرفته اند !!!و قس علیهذا .
حسین شریعتمداری هم قیاس به خود کرده , ورود خبرنگاران خارجی به کشور را نیز پرده دیگری از توطئه آمریکا برای ممانعت از دفن شهدا در محیط دانشگاه دانسته است .غافل از آنکه فقط در نظامهای استبدادی و توتالیتر قداست قلم و حرمت رسانه به ایفای نقش پلیسی و امنیتی آلوده می شود .محفل روزنامه کیهان که نقش بالادستی در هدایت حزب پادگانی قبضه کننده قدرت دارد , در تلاش است تا با سوء استفاده از شهداء و حرمتی که به حق مردم ایران برای این قهرمانان عرصه ایثار و ازخود گذشتگی قائل هستند, به دفن اجباری آنها در دانشگاههای مهم کشور بپردازد .جایگاه شهداء در قلب مردم است و در این میان مکان آرامگاه تاثیری در زنده ماندن یاد و خاطره آنان ندارد . . هدف از این استفاده ابزاری , وارد کردن عناصر غیر دانشجو و گروههای فشار نظیر امثال سعید حدادها به بهانه گرامیداشت و زیارت قبور شهداء در محیط های دانشگاهی است تا از این رهرو بتوانند موازنه قوا در محیط های دانشگاهی را به نفع خود تغییر دهند و از طرف دیگر نمادهای بی پایه و اساس و متحجرانه خود را بر محیط های آکادمیک و علمی تحمیل کنند .بی تردید اینگونه اعمال را باید به عنوان بخشی از پروژه محکوم یه شکست تصرف دانشگاهها در نظر گرفت .
اما اگر از منظر مذهبی به این واقعه بنگریم , تدفین اجباری شهداء در دانشگاهها به نوعی یادآور خدعه عمروعاص در " قرآن بر سر نیزه کردن " در صفین می باشد .اکنون تعقیب کنندگان خط اسلام اموی در پیوندی گسترده با خردستیزان بنیادگرا هم قسم شده اند تا دینی را که بشارت دهنده سعادت و رستگاری آدمیان است در مسلخ قدرت طلبی , امتیازات مادی و جهل قربانی کنند .در این شرایط وظیفه دین باوران حقیقی و آنانی که دین را برای انسان نوازی و معنویت می خواهند , تلاش همه جانبه در تبیین آفات قرائت فاشیستی , طالبانی و اموی از دین می باشد .تا به دنیا اعلام شود که چهره واقعی دین و به طور مشخص اسلام از این پیرایه ها مبراست .
اکنون شرایط داخلی و جهانی , محفل لانه کرده در روزنامه کیهان را که در تکنولوژی تواب سازی و قتل درمانی ید طولائی دارد , در تنگنا قرارداده است . محرومین و آرزومندان بهروزی و سعادت به فریب و نیرنگ آنها در انتخابات ریاست جمهوری اخیر پی برده اند . دولت مورد حمایت آنان توانایی تحقق وعده ها و برنامه هایش را ندارد . یکپارچه سازی حاکمیت و حضور صحنه گردانان قتلهای زنجیره ای و گردانندگان اطلاعات موازی در دولت , مردم و فعالین جامعه مدنی را نه تنها مرعوب نکرده است بلکه میل آنها به مقاومت و فعالیت را گسترش نیز داده است . دولت نظامی –امنیتی ... همچون دولت ازهاری در اعمال اقتدار ناتوان است . مذاکرات و درخواستهای ترکمان چای گونه با جواب منفی بازیگران صحنه سیاست جهان مواجه شده است و حتی از حمایت و همراهی سرزمین بی غروب نیز خبری نیست .
در این شرایط طبیعی است , طرح ایده " پیوند خوردن جنبش دموکراسی خواهی مردم ایران و خواست ههای مشروع جامعه جهانی " خواب آشفته آنانی که در تدارک جنگ و کشاندن مردم به کارزار اتمی بودند را آشفته سازد .
همراهی جامعه جهانی با جنبش دموکراسی خواهی مردم ایران , اقتدارگرایان و مدافعین ساخت مطلقه قدرت را در موضعی شکننده قرار داده و قدرت مانور و پنهان شدن در پشت نقاب دروغین دفاع از منافع ملی و توسعه کشور را از آنان سلب می کند .این موضوع به همراه هراس آنان از اوجگیری و تحرک مجدد واکنش های دانشجویان در دفاع از کیان دانشگاه و مبارزه با اقتدارگرایی باعث شده تا این دو مورد مجزا و غیر مربوط به همدیگر را به هم گره بزنند و بدین ترتیب هم مانع تسری و گسترش بحث و گفتگوی آزاد پیرامون ایده " حمایت عملی و معنوی جامعه جهانی از جنبش دموکراسی خواهی و مسالمت امیز مردم ایران " در محیط های دانشجویی شده و هم با ارعاب و بازداشت دانشجویان , مقاومت آنها در برابر سناریوهای خود را متزلزل سازند .
در پایان تاکید بر این نکته مناسب به نظر می رسد که فرار قابل اطلاق بر کسانی نیست که به صورت قانونی و علنی از مرزهای کشور خارج شده اند .بلکه همانگونه که تاریخ نشان می دهد , فرار سرنوشت محتوم کسانی است که دیگر نمی توانند در سایه روز , سرکوب , عوام فریبی و زد وبند با قدرتهای جهانی خودشان را بر جامعه تحمیل کنند .

علی افشاری

ببخشید آقای دکتر. درمورد اون جوجه خروسی که اصلا کم رپ نبود و حالا شده مشاور رئیس جمهور ما هم این چیزها رو دیده و شنیده ایم...

استاد عزیز و ارجمندم، من دانشجوی شریف هستم و خودم هم درگیر این ماجرا شدم. شاید من هنوز کودکم، شاید خیلی کم ظرفیتم، شاید سست و ضعیفم.... اما آدم واقعا دلش می گیره از این اوضاع....

شيرزاد:
شريف روزهای خوش و ناخوش زيادی داشته است. دلتان نگيرد. به نظر من حسن نيت بچه ها قابل ستايش است و بيش از اين نبايد از خودشان توقع نتيجه داشته باشند. ايکاش اين يکی دو اشتباه (بخصوص برخورد با دکتر سهراب پور) هم رخ نمی داد. شايد زمانی خوب باشد بياييم بنشينيم خاطرات روزهای سخت گذشته را برايتان باز گوييم.

مي دونيد استاد!
خيلي وقته كه ياد گرفتند مردم را بازي بدند!
گذشت زموني كه شما توي صنعتي براي تحصني چند صد نفري شب بيدار مي مونديد و با بچه ها كار مي كرديد!
كاش همه اون بچه ها بتونند به ياد بيارند كه شما اون موقع نماينده مجلس بوديد!

شيرزاد:
اگه ميشه توضيح بديد کدوم واقعه را می فرماييد.

سلام دوستان

به نظر می رسه که يک توطئه ای در کار هست. اخيرا يک سری آزمايش ژنتيکی در حال انجام هست که نشون بدهند که کرد ها و يهوديال اسراييل از يک نژاد هستند. ...

شيرزاد:
جسارتا هيچ ربطی به مطلب ما نداشت. قيچی شد.

با سلام خدمت شما.
واقعا افكار شما را مي پسندم.اميدوارم هميشه موفق و پيروز باشيد.

ميپرسيد چرا دانشگاه شريف؟ مگر جوجه خروس دانشگاهمان را نمي شناسيد؟ ...ورودي هفتادوهفت كه در بدو ورود به قول دوستان "اصلا كم رپ نبود" و اكنون دست زمانه او را مشاور يكي از معروف ترين رئيس‌جمهورهاي جهان كرده است!
قدرت قدرت قدرت. دانشجويي كه رئيس دانشگاه هم براي حفظ جايگاهش- كه شايد مستحق آن هم هست- ناچار ميشود حرف او را بخواند.
بدان علي (ع) چه كشيده است وقتي از حكومت دون‌مايگان بر بزرگان در نهج‌البلاغه ناليده است...

شيرزاد:
نخواستم سانسور کنم. ولی من نمی توانم صحت و سقم اينگونه روايات را تاييد کنم و افراد را هم نمی شناسم و با اجازه شما اسم اشخاص را نمی توانم بياورم.

آقاي دكتر، پس از خواندن مطلب شما بدين نتيجه رسيدم كه اگر بايد به انجمن يك يا چند نمره منفي داد، (با توجه به سبك و مدل استدلال شما) بايد به تحصن نمايندگان مجلس ششم چندين و يا چند برابر چندين نمره منفي داد.

شيرزاد:
من ربطی بين اين دو قضيه نمی بينم. قضاوت شما در مورد تحصن نمايندگان هر چه باشد سر جای خود محترم. اما اگر ايرادی در نظرات من درباره موضوع فوق ديديد ذکر بفرماييد با کمال ميل می شنوم (يعنی می بينم.)

من احترام زيادي براي شهيدان قائلم اما بيشتر از ان فكر ميكنم اينان فداي ...و قدرت طلبي حاكماني شدند كه انديشه اي جز صدور انقلاب و تشكيل حكومت صاحب الزمان نداشتند.
بسياري از جوانان را به اجبار و گروهي را با وعده بهشت راهي جبهه ها كردند و جان پاك ستاندندو اكنون از نامشان سو استفاده ميكنند.
بسياري از كساني كه جان سالم بدر بردند از زندانهاي حكومت جان سالم بدر نبردند.
اگر هاشم اقاجري كمي شديدتر زخمي ميشد و جان ميباخت انوقت اين حكومت براي دفنش در دانشگاه گريبان ميدريد اما الان مرتدش ميدانند. اوضاع برايشان از وضع اقاجري بهتر نميبود اگر زنده ميماندند.

شيرزاد:
اين رسم درستی نيست که با ايثلر و از خود گذشتگی پيشينيان خود چنين برخوردی داشته باشيد. مقاومت ملت ايران در برابر تجاوزگری صدام حسين يکی از زيباترين فرازهای تاريخ اين سرزمين است. انکار از خودگذشتگی بچه های آن روز انکار هويت و شخصيت خودمان است. هرگز خطاهای بخشهايی از حاکميت ما را به افراط و ناديده گرفتن فصلهای پر افتخار تاريخ ميهن مان واندارد. اين کار به نفع هيچکس نيست. ضمنا نگذاريد انحصار طلبان شهيدان اين آب و خاک را هم به نفع خود مصادره کنند.

بيچاره مردم
از زماني كه ايرانيان عزم تغيير در مراودات خود با جهان اين جهاني گزيدند، زيست روزانه‌اي آنان سرشار از التهاب و اضطراب ناشي از عدم توانايي تطبيق با جهان فارغ از جهان ديگر شد. در پس اضطراب و التهاب، اميد به فردايي بهتر قوام ايستادگي ايرانيان بود، فردايي بهتر كه هيچ گاه نيامد.
.....
.....

شجاع باشيد و حقوق خود را طلب كنيد اگر حاكمان راست مي‌گويند كه به دنبال خواست مردم اند پس بايد پاسخگو باشند در برابر مردم. بيچاره مردمي كه نمي‌داند چه مي‌خواهد و چه بر سر او خواهد آمد و به او القا مي‌شود كه چه مي‌خواهد و چه بر سرت مي‌آيد. چند روز ديگر عيد است و عيد نوروز و مردم ملتهب و مضطرب، و گويا نقل محافل فاميلي آنچه كه بر سر ما خواهد آمد. باز هم بايد به فردايي ديگر اميد داشت. بياييد فردايي ديگر را با نقد پيشينه‌ي فرهنگي خود و تلاش براي استيفاي حقوق خود بسازيم

شيرزاد:
عذر می خواهم از اين که متن مقاله بلند شما را بسيار کوتاه کردم. لطفا در حد کامنتهای متعارف و کوتاه بنويسيد. سال خوبی داشته باشيد.

من اینا میدونم که هر کسی در راه دفاع از وطنش ارزشمندترین چیزش را کف دستش بگیره و کشته بشه. حالا اسمش را هر چه می خواهید بگذارید(در کشورهای مسلمان شهید) توی اون جامعه از بالاتری ارزش و مقام برخوردار است. چه برسد به جامعه ارزشی ایران. ولی متاسفانه در چند سال اخیر آنقدر از اسم شهدا استفاده ابزاری کردند و شهدای عزیز ما را (ببخشید که اینا میگم) مثل چماق بر سر این ملت کوبیدند که تا اسم شهید را میارند یه جوری حالمون گرفته میشه که البته این نه به خاطر قدرنشناسی ما که به علت سواستفاده از شهدا و فرهنگ شهادت است. همانطور که الان هم میبینیم الان هم دارند فرهنگ شهادت را تحریف میکنند.
یه نکته دیگر هم اینه که
متاسفانه در جامعه ما مردم پیش از اینکه به مسایل عمقی توجه کنند بیشتر سطحی نگر هستند. تا شما بگید که مانع از دفن پیکر شهدا در دانشگاه شدند به این فکر نمی کنند که پیکر شهدا برای چی باید توی مسجد دانشگاه دفن بشه؟! و فورا در مقابل مسایل موضع گیری می کنند و
بعضی از روزنامه ها(روزنامه) هم پیاز داغش را زیاد میکنند و به جای برخورد اصولی و منطقی با موضوع آن را به مسئله جناحی تبدیل میکنند. این وسط فقط شهدا و نامشان است که مظلوم واقع میشود.

امیدوارم این مسئله به خیر و خوبی تمام بشود و افراد تصمیم گیرنده قبل از انجام هر کاری و هر حرفی خوب فکر کنند و تمام جوانب آن را بسنجند.

با سلام و درود
مطلبی داشتم که در ارتباط با هردو پست های شما هم پست جاری (دریغ از شریف) و هم پست قبلی ( مشمئز کننده بود). ابتدا نظری بر این نوشته بیندازید.
http://entekhab.ir/display/?ID=16968&page=1

جالب است. این هم نوعی مهارت در امر مسئولیت است. جناب وزیر حکومت اسلامی اعتراض بحق دانشجویان را به بازدید افشاری و عطری از کنگره آمریکا و بحث 75 میلیون دلار چسبانده اند. از عزیزان دانشجوی شریف درخواست میکنم بهوش باشند. آش بسیار پرچربی برای دانشجویان با بهانه فوق پخته اند. کسی نیست به این وزیر مورد تائید دانشگاه کمبریج!!!! بگوید چه کسی بانی انتقال اجساد شهدا به دانشکاه بوده است؟ شما بروید کنار حجر الاسود معجزات معصوم پانزدهم جناب آقای رئیس حکومت را ببینید برادران عزیز انصار هوای دانشجویان را دارند.
خوب نوشتند شریفیان که دارند شهادت را دفن میکنند و نه شهید را.
خداوند ما را از شر جاهلان نگه دارد.

Haj agha,
Whatever is happening in Iran these days is the direct result of your actions (I mean you personally) and people like you. When you were a proponent of the "Cultural Revolution" you did not think that from such a stupid Revolution such a stupid environment would come out. Haj agha I hold you personally and others in your camp responsible for these kinds of disasters.

شيرزاد:
انصافا متاسفم برای شما که حتی برای لحظه ای حاضر نيستيد از تصاوِر ذهنی خود خارج شويد. شما با روياهاتان زندگی می کنيد. با نقاشی هايتان از داخل ايران، در زندانی از اوهام و خيالات. راستی می دانيد در اين کشور پنير کيلويی چند است، تخم مرغ شانه ای چند و....
.

میدانید!آنچه بیش از همه آزارم میدهد اینست که آنانی که رگ گردنشان سیخ میشد که خاتمی برای ما چه کرد که ...بکند!این کارها دیگر فایده ندارد.باید کار اساسی کرد و ... کار اساسی شان این بود که در سوراخی خزیدند.آنانی که تمام هنرشان این بود که به خاتمی و مشارکت فحش دهند.آنروز با تمام وجود حس کردیم که از دست دادن قدرت بالا یعنی چه؟...یکنفر نبود که اندکی حرف ما را بفهمد.امروز هم که کیهان کشف کرد که ما قصد آتش زدن ساختمان ریاست را داشته ایم!به شما انتقاد دارم!ولی اقلا شما حرف منطق را می فهمید.اقلا صداقت دارید.اقلا چنین آشکارا دروغ نمیگویید!هر چه باشد از ماست که بر ماست!

اگر چه درگيري و خشونت ذاتا چيز نا مطلوبي است ولي بايد ديد ريشه اين مسيله در كجا قرار دارد. اگر خشونت و اهانت بد است چرا ساليان سال از طرف سو استفاده كنندگان از نام جنگ و شهدا از آن استفاده كرده اند؟ به ياد داشته باشيد اولين بي حرمتي به شهداي عزيز از طرف كساني صورت گرفته است كه چنين تصميمي گرفته اند. به نظر شما شهدا نيازي به چنين كاري دارند؟ يا اينكه اين كار دستمايه كساني است كه به جنازه شهدا هم رحم نمي كنند و مي خواهند از آن استفاده ابزاري كنند؟ خود بنده كسي هستم كه جنازه برادرم پس گذشت 11 سال به ميهن عزيز برگشت. صراحتا اعلام مي كنم به اين كار مسولين فرهنگي دانشگاه و كساني كه ساليان سال است از خون عزيزان ما براي زورگويي به مردم مظلوم كشور استفاده مي كنند معترضم و از تمام مردم عزيز و خانواده محترم شهدا عذر خواهي ميكنم. من حاضرم براي اين حرف خود صراحتا اسم خود را اعلام كنم و پاي طومار اين حرف را امضا كنم.

شيرزاد:
يادمان باشد که در محکوميت خشونت نبايد استثنايی قائل شويم و باب توجيه در مورد اينکه طرف احساساتش به جوش آمد يا مظلوم واقع شده بود و امثال اين چيزها را باز نکنيم. اگر يادتان باشد سالهاست آقايان به بهانه اين که خانواده محترم شهدا و امت حزب الله نمی توانند فلان حرف يا فلان کس را تحمل کنند دست به خشونت می زنند.

در جواب "احمد آقا" که کامنت گذاشته بودند:
اگر اسم شما اسلام هست و فامیلی شما چه می دانم مثلا احمدی نژاد و بخواهید اسم تراشکاریتان را "تراشکاری اسلام احمدی نژاد" بگذارید ایرادی ندارد و زیبنده هم هست.
ولی انتخاب نام "تراشکاری اسلام" را کج سلیقگی میدانم

راستی نقش آقای مصباح و دارودسته ايشان در اين مقوله نبايد ناديده گرفته شود.

شيرزاد:
بابا اين بنده خدا مشغول تئوريهای خودش هست. عجب هزاردستانی از او درست کرده اند. من که باورم نمی شود چنين مديريتی داشته باشد. فکر می کنم اينها آدرس های غلطی است که ديگران رد گم کنند!

با سلام
هنوز علت اصرار برخی ها در مورد به خاکسپاری شهدا در دانشگا هها را نفهمیده ام ولی دلیل آن هرچه که باشد، به این بی حرمتی به شهدا نمی ارزد!
جریانات تندرو با هر شکل و شعاری، دو لبه یک قیچی هستند. آنهایی که فکر می کنند با اصرار بر دفن شهدا آن هم در یک چنین مراسمی، دانشگاه را از عطر این عزیزان پر می کنند و به حل معظلات فرهنگی دانشگاه کمک می کنند و در مقابل کسانی که حتی حاضرند با توهین به شهدا، جلوی سوء استفاده از این عزیزان را بگیرند!دو لبه این قیچی هستند.
قطعاً باید در نظر داشته باشیم آنچه که موجب زنده نگه داشتن یاد شهداست، انتقال رفتار حسنه، فرهنگ فداکاری و ایثار، ایمان و اعتقاد این عزیزان به نسل جوان است نه قبور مطهر آنها. البته ابن صحبت به معنای مخالفت با دفن پیکر این شهیدان در دانشگاهها نیست بلکه باید به هزینه این کار نیز توجه شود. در فضایی که عده ای فریب خورده و پیاده نظام سیاسی کاران خارج از دانشگاه، بی هیچ دلیل منطقی به شهدا توهین می کنند تا به آنها توهین نشود!! وظیفه ما این نیست که به اینان در اجرای نقشه شومشان کمک کنیم.
شاید بهتر باشد دقتی هم در رفتار خود کنیم تا ببینیم در گمراهی این عده قلیل موثر بوده ایم یا خیر!
علت اظهار نظر عزیزی که این کار را" یک بازی کثیف ، غیر اخلاقی و مشمئز کننده" خوانده بود را نفهمیدم ولی با نظر آقای شیرزاد را هم قانع کننده نمی دانم. در جایی می فرمایند که "دانشگاه محل درس و تحصيل و كسب معرفت و آگاهي است يا محل دفن اجساد؟" و در جای دیگری پیشنهاد ساخت نماد و برگزاری مراسم در دانشگاه را می دهند. باید توجه کرد که هدف از دفن این عزیزان، ایجاد همان نمادی است که پیشنهاد شده و نه بعلت کمبود فضا برای دفن چند جسد! یا تبدیل دانشگاه به قبرستان! پس باز هم می توان با بخشی از خرف آقای شیرزاد، بخش دیگری را رد کرد!
... و هنوز هم دلیل قانع کننده ای برای انجام این کار یا مخالفت با آن (که ارزش این بی حرمتی را داشته باشد!) ندیده ام.

شيرزاد:
اولا، خواهش می کنم کوتاه تر بنويسيد. ثانيا، مشکل ترديد در حسن نيت کسانی است که چنين کاری را می کنند. اگر يک برنامه سياسی به بهانه نام شهيد در کار نيست، تعجب آور است که اين طور سازماندهی شده و در همه دانشگاهها پيگيری می شود، و اين طور يک دفعه سر و کله نيروها پيدا می شود و مداح خاصشان را می آورند و بعد هم به هر قيمتی هست حتی به قيمت هتک حرمت شهيد و ضرب و شتم ديگران کار را به انجام میرسانند. نه برادر دعوا جدی بوده و آقايان برنامه داشته اند.

مطلب من درباره اقدام عطری و افشاری. خوشحال می شوم که نظرتان را بدانم.
http://javad.30morgh.org/archives/004044.php

بسم ربالشهداوالصديقين
با اظهار تاسف وتالم ازتوهين وهتك حرمت به پيكرشهداي گمنام
توسط دين فروشان دنيا طلب
من نيزبه عنوان فرزند شهيدبه آقايان توصيه مي نمايم كه تاديرنشده دست از مصادره شهدابه نام خودبردارند مگرشهدادرخت ويا
مجسمه هستند كه آنها را اين گونه درهرمكاني به توان كاشت
با اين كارفقط نام شهيد دراينده اي نه چندان دورازجامعه محوخواهدشد.

سلام آقای دکتر
سال نو مبارک !!
به نظر من این کار بسیار اشتباه است.
محیط دانشگاه یک محیط مقدس است و در آن نباید به هیچ قیمتی زمینه تشنج و نا آرامی ایجاد شود.
حتی با دفن شهدا !!!
شهدا برای همه ما محترم هستند.
ولی این کار موجب بی احترامی به ایشان گردید و مسبب آن کسانی هستند که چنین تصمیم
عجولانه ای را گرفتند.
آیا در یک جامعه دموکراتیک باید به خود اجازه انجام هر کاری را (هرچند به نظر خودمان کاملا درست باشد) بر خلاف نظر سایر افراد ذینفع بدهیم ؟؟؟؟؟
تاکی می خواهیم خود را عقل کل و بقیه را مزدور و جاهل و... معرفی کنیم ؟
عقیده هرکس برای خودش محترم است.
ولی در مرحله عمل باید به عقاید جمع احترام گذاشت و یک طرفه به قاضی نرفت.
کاش عقیده هامان را با چیزهای دیگر قاطی نمی کردیم.
چه خوش گفت دکتر شریعتی که:
"خدایا ! عقیده ام را از دست عقده ام مصون دار ."
آمین

در مورد مطلب شما اول چند تذكر ميدهم نوشته ايد كه دانشگاه شريف جزو يكي از برترين دانشگاههاي دنياست اولا تا جائيكه ما مي دانيم در طول اين چند سال ليستي كه از طرف سازمانهاي معتبر بين المللي در مورد بهترين دانشگاههاي دنيا منتشر مي شود هيچ دانشگاهي از ايران حتي تا رديف چهارصدم ليست هم وجود ندارد اين يك
دوم اين اقايان مردم را با عرض معذرت ... گير اورده اند در مشهد ما رفته اند در خيابان كوهسنگي يك محوطه اي را تحت عنوان شهداي گمنام درست كرده اند كه خدا مي داند ان زير دارند سلاح اتمي درست مي كنند
حرم امام رضا را بيست و هفت ساله دارند به بهانه ترميم و بازسازي ميكنند و مي كاوند پارسال تازه كاشف به عمل امده اقيان مثل صدام حسين دارند انزير براي خودشان پناهگاه براي روزهاي بحراني مي سازند در مملكتي كه به جانباز شيميايي اش كپسول اكسيژن نمي دهند و و قتي جانباز اعتراض مي كند مي گويند غلط كردي رفتي جنگ در مملكتي كه همين پارسال يك جانباز را در يكي از بيمارستانهاي تهران مسئول حراست لنگش را گرفته بود و از روي تخت بيمارستان پرتش كرده بود پايين و در جواب انجانباز كه گفته بود من جانبازم با كمال بي شرمي گفته بود ...خوردي رفتي جنگ مي خواستي نروي اخر اين اقايان شهيد برايشان مهم است هر چند وقت كه احتياج به كشيدن مردم به خيابانها دارند چهار تا تابوت خالي را به خيابان مي اورند تا احساسات امت هميشه در صحنه را تحريك كنند نه اقاي شيرزاد اين ...ها مردم ايران را خوب شناخته اند ازماست كه بر ماست

جناب اقا
من در ميان كساني بودم كه به قولتان وابسته به اقتدارگرايان بودند مشكل اصلي مخالفت با شهدا نبود مشكل را همان متصدي اسبق وزارت علوم كه ظاهرا به ايشان ارادتي وافر داريد ايجاد نمودند
حتي اگر ما يك روز صبح وارد
مسجد دانشگاه ميشديم ومي ديديم
كه تعدادي از نمودهاي ايثار كه به يمن كج انديشي رييس جمهور محبوبتان و وزيرش براي پيش رفت به سوي اتوپيا و جامعه مدني تراوش شده ازذهنشان مشتي خشونت طلب يا حد اكثر جو گير معرفي ميشدنددر گوشه اي از صحن مسجد ارميده اند برايمان عادي بود
وشايد كه نه حتما خبر اين كار به افرادي كه براي مخالفت جمع شده بودند -و توفيق زيارت روي مباركشان را هر چند براي اولين و شايد اخرين بار به صحن مسجد ميداند -چند هفته بعد ميرسيد
اما...
جناب دكتر
دوستان شما با شهيد مشكل داشتند شهيد نه به معناي شهيد واقفي وشهيد رضايي كه به تصورشان چندين سال قبل مرده اند.اتوپيا و توهمي كه بعد از خرداد 76 تبديل به اصلي لايتغير وجبر تاريخ گشته بود,
به وسيله دانشجوياني بااستعداد- كه افكار به قول خودتان كنسرواتيو داشتند-داشت به چالشي جدي كشيده ميشد و چيزي از ان نميماند.
جناب روشنفكر
روزقبل از ماجرا تجمعي غير قانوني در همكف ابن سينا بر گزار شد وكساني كه قرار بود براي اينكه ما -مخالفان انها- ابراز نظر كنيم جانشان را هم بدهند, اجازه ندادند صحبت كنيم ولي روز بعد , ازتريبونمان نزديك به1 ساعت استفاده كردند اعلام كردند كه اجازه نميدهند شهدا را دفن كنيم وتازه حاضر به ادامه صحبت هم نيستند وعلي رغم اصرار فراوان ما-خشك انديشان بي منطق-در جواب استدلال هاي ما شعار مضحك رفراندوم سر دادند كه انگار هر اتفاقي در دانشگاه ميافتد بايد به راي اين دوستان گذاشته شود- كه اگر در تمامي موارد رخ ميداد ما شايد موافق بوديم ولي من يادم نمي ايد براي د چيدن دكوراسيون انجمن يا ريخت افراد داخل انجمن يا ورود رفقايي مثل تاج زاده از ما كسب نظري نموده باشند-
جناب استاد
هر چند بي مسووليتي ...باعث به خشونت كشيده شدن مراسم شد ولي هوچي گري از طرف ياران به اصطلاح دانشجوي شما مسبوق به سابقه است و مضروب كردن دكتر سهراب پور-رييس دانشگاه واستاد برجسته دانشكده مكانيك كه دانش اموخته بركليست-وجسارت به تابوت شهدا از طرف انجمني ها كاري عجيب نبود
اخر ماجرا هم كه معلوم است مثل هميشه گروهي لباس شخصي گروه فشار از اسمان مي ايند و دختران و پسران بي دفاع را ميزنند
جناب اقا بس كنيد.

شيرزاد:
اخوی، من تمام عمرم را بين دانشجويان سپری کرده ام و خوب می دانم حد پتانسيل و توان برنامه ريزی آنها تا چه حد است. انصافا نقشه ها دقيق طراحی شده و بچه های دانشگاه سر کار قرار گرفته اند. آخر سر هم با تمهيداتی که پيش بينی شده بود دوستان شما کار خودشان را کردند و بدنامی تعرض به رئيس دانشگاه ظاهرا گردن بچه های انجمن را گرفت. اين کارها بدون برنامه ريزی و هدايت از بيرون امکان پذير نيست و اصالت دانشجويی ندارد. اگر کار محدود به داخل دانشگاه باشد و از بيرون هدايت نشود تجربه نشان می دهد که دانشجوها هر اندازه با هم مخالفت داشته باشند يک جوری به توافق می رسند.

نکته ای را فراموش کردم.امروز(سه شنبه)هم در شریف تجمع بود.اعضای انجمن شب گذشته سخت از سوی حراست تهدید شده بودند و اکثرا ترجیح دادند دانشگاه نیایند.به هر حال امروز یک تجمع آرام صورت گرفت.ابتدا نماز جماعت روبروی بوفه برگزار شد به نشانه اینکه مسجدی که در آن چنان اتفاقاتی می افتد را ما به عنوان نمازخانه قبول نداریم سپس هم قطعنامه ای خوانده شد و جمعیت متفرق شد.بدون هر گونه شعاری.


آقای شیرزاد!به عنوان یک دانشجوی شریف از شما میخواهم که سعی کنید نظر مارا انعکاس دهید!دوباره ماشین تبلیغاتی حکومت راه افتاده و سعی کرده حقیقت رو وارونه جلوه بده.امیدوارم شما تحت تاثیر قرار نگیرید.به هر حال ما که تریبونی نداریم واقعیت را به جامعه منتقل کنیم.من چند نکته را اینجا تذکر میدهم.
1.تصویب این طرح در شورای فرهنگی دانشگاه بصورت غیر قانونی انجام گرفت.این طرح در دستور کار جلسه نبوده و ناگهان خارج از دستور مطرح شده.نماینده انجمن در این جلسه گفته این طرح در دستور نبوده و من باید نظر اعضا را بپرسم و از خودم نمیتوانم رای بدهم.ولی به هر حال اعلام کرده اند که کلیت طرح تصویب شده و در مورد جزئیات آن در جلسه بعد صحبت میشود که جلسه بعدی تشکیل نشد.
2.روز یکشنبه دانشجویان از ساعت 12 ظهر تجمع کردند و خواستار حضور دکتر سهراب پور شدند.متاسفانه دکتر سهراب پور حاضر نشدند در میان دانشجویان حضور یابند.در حدود ساعت 4 دکتر وثوقی وحدت معاون دانشجویی دانشگاه آمدند و گفتند من به نمایندگی از رئیس دانشگاه آمدم.ایشان بیانیه دانشجویان مبنی بر اینکه این طرح فعلا تا بعد از تعطیلات تعلیق شود و بعد از آن در یک رفراندوم نتیجه آن مشخص شود امضا کردند.
3.همان شب(یکشنبه شب)اعضای انجمن اسلامی با دکتر دیدار داشتند و ایشان گفتند که آقای وثوقی از طرف خودشان امضا کردند و این طرح قطعا فردا اجرا میشود!
4.روز دوشنبه صبح وقتی وارد دانشگاه شدیم دیدیم در مسجد را بسته اند و مشغول کندن قبر هستند.
5. ساعت 11.15 دوباره تجمع مخالفین روبروی بوفه دانشگاه برگزار شد.سپس تجمع کنندگان به سوی مسجد حرکت کردند و پشت درهای بسته آن تجمع کردند.هنگام اذان درها باز شد و معترضین وارد شدند و دور قبرها در حیاط مسجد حلقه زدند.
6.بعد از مدتی بسیجیها هم وارد مسجد شدند و وضو گرفتند و وارد مسجد شدند برای خواندن نماز و شنیدن سخنرانی.این درحالیست که معترضین از ترس از دست دادن موضع خود از خواندن نماز منصرف شدند.
7.بعد از حدود یک ساعت بسیجیها هم وارد صحن مسجد شدند و شروع کردند به نوحه خوانی و عزاداری.
8.بعد از مدتی بسیجیها از مخالفین دعوت کردند بیایند و پشت تریبون صحبت کنند.حرف اصلی اعضای انجمن این بود که الآن وقت دلیل آوردن و دلیل شنیدن نیست.بگذاریم برای بعد از عید سر فرصت موافقین و مخالفین صحبت کنند بعد هم رفراندوم برقرار شود.در حالیکه موافقین میگفتند احتیاجی به رفراندوم نیست و همینطور که میبینید ما بیشتریم.ضمن اینکه الان دیگر شهیدان را آورده اند و بی حرمتی میشود اگر برگردند.لازم به ذکر است که شهیدان در آن زمان هنوز نیامده بودند.مخالفین در تمام این مدت فقط 2 شعار دادند.یکی رفراندوم رفراندوم یکی دانشجو میمیرد ذلت نمیپذیرد.
9.بعد از مدتی دیگر مخالفی صحبت نکرد و تریبون در دست موافقین بود.بعد از اینکه 3 یا 4 موافق صحبت کردند ناگهان حدادیان معروف رفت پشت تریبون و گفت ما هر جا که میرویم شهید را روی چشمشان میگذارند و و نمیفهمم شما چرا مخالفت میکنید.بیایید با هم آنها را دفن کنیم.مخالفین اعتراض کردند.او گفت که جسد امام حسن را هم برگرداندند ولی ما اجازه نمیدهیم جسد شهدا را برگردانید و به آنها بی حرمتی کنید.سپس شروع به نوحه خوانی کرد.بسیجیها شروع کردن به ضجه زدن و سینه زنی به آن وضعی که خود بهتر میدانید.ناگهان تابوت شهیدان روی سر عده ای پدیدار شد.مخالفین که حداقل نیمی از آنها دختر بودند هنوز سر جای خود نشسته بودند.باورشان نمیشد که کسی بخواهد از رویشان رد شود.بسیجیها در کمتر از 5 ثانیه به اینطرف مسجد رسیدند.عده ای سعی کردند با مقاومت کردن به نشسته ها فرصت دهند که بلند شوند.آنها با چوب و سنگ و مشت حمله ور شدند.عدهای زیر دست و پا ماندند.عده ای کتک خوردند.یکی از تابوت ها به طرز دردناکی به داخل قبرها پرت شد.و با لاخره قبرها فتح شد.بچه های مخالف از شدت توهین و تحقیری که احساس میکردند در آغوش هم میگرستند.بسیاری از موافقین هم از وضع پیش آمده ناراحت بودند و گریه میکردند.خلاصه وضع بدی بود.
10.در همین زمان سروکله مهرداد بذرپاش مشاور رئیس جمهور و رئیس سابق بسیج دانشگاه شریف پیدا شد.در جمع مثلا عزاداران ایستاد با حدادیان خوش و بشی کرد و رفت.
11.رئیس دانشگاه در تمام مدت درگیری در صحن مسجد بود.بعد از درگیری دانشجویان دورش حلقه زدند.یک نفر پرسید دکتر!چرا اجازه میدهید دختر مردم را اینچنین لگد مال کنند؟او پاسخ داد که سر راه شهیدان نشیند تا له نشود.بعد از مسجد خارج شد.دانشجویان دوره اش کردند.او به سمت ماشینش حرکت کرد.وقتی به ماشین رسید عده ای مانع سوار شدن او شدند.بعد هم جمع از شدت عصبانیت از کنترل خارج شد.عده ای ایشان را نواختند.هر چند شدت ضربه ها به حدی نبود که کسی را مصدوم کند.ایشان به سمت آمف تئاتر مرکزی رفت و وارد آن شد.دانشجویان خشمگین آمفی تئاتر را محاصره کردند و شعار مزدور مزدور و استعفا استعفا دادند.
12.بعد از آن هم جمع های پراکنده ادامه داشت تا اینکه کم کم متفرق شدند.
13.دانشجویان روز یکشنبه نزدیک به 4 ساعت و روز دوشنبه نزدیک به 5 ساعت به طور آرام تجمع کرند و خواستار رسیدگی به خواسته شان شدند.در نهایت چیزی که نصیبشان شد کتک بود و فحش.احساس میکردند رئیس دانشگاه به آنها خیانت کرده.دروغ گفته.زیر قولش زده.چنین واکنشی طبیعی بود!
12.تمام رسانه و صدا سیما از دیروز تا حالا هر چه گفته اند فقط از آن نزدیک به دو دقیقه ای بوده که رئیس دانشگاه ضرب و شتم شده.پس دانشجویانی که کتک خوردند و شخصیتشان لگد مال شد چه؟چرا نمیگویند که قبلش 5 ساعت آرام تجمع کرده بودند؟چرانمیگویند که چگونه کتک خوردند و مورد توهین واقع شدند و وقتی دیدند رئیس دانشگاه از ضاربین حمایت میکند چه حالی شدند؟
14.آقای شیرزاد!ممکن است فکر کنید آنچه من گفتم واقعیت نیست و آنرا تحریف کرده ام.ولی والله که هر چه را دیدم گفتم.به دوستانتان هم بگویید که تا مطمئن نشدند آنچه روی داده چه بوده موضع گیری نکنند.
15.تشکر

شيرزاد:
به نظر می رسد مشاهدات خود را صادقانه آورده ايد. معلوم است که قرار گرفتن در آن صحنه نهايتا با کتک خوردن و مضروب شدن از سوی گروه فشار تمام می شود. آنها سازماندهی دارند و در اين نوع صحنه ها کم نمی آورند. احتمالا بچه های انجمن هم برای خود محاسباتی داشته اند و اين را پيش بينی کرده اند. اما متاسفانه ضرب و شتم رئيس دانشگاه تمام رويدادهای ديگر را تحت الشعاع قرار می دهد. تريبون و رسانه هم دست آنهاست.
صبر کنيد کم کم می بينيد تلاشتان را کرده ايد کتک هم خورده ايد، اما به جرم اين که نتيجه نگرفته ايد يک عده محکومتان می کنند. متاسفانه کسانی پيدا می شوند که مقامت نکردن را به مقاومتی که در آن پيروزی نباشد ترجيح می دهند.

اصلا اين آقايان اعتقادي به
دانشگاه و دانشگاه ندارند
اينان همه چي را طالباني و از چشم طالبانيسم ميبينند.
شما بگيد نه آقاي دكتر تا من صد تا مثال برايتان بياورم .
ا- بيست و چند سال پيش ويدئو داشتن در اين مملكت حرام و ممنوع بود و در تهران
بر روي ديوار مينوشتند هر كس ويدئو در خانه دارد يعني فاحشه هاي غرب را به خانه برده
امروز ماهواره و اينترنت حرام و ممنوع است .
ديروز با انقلاب فرهنگي ... . امروز با قبرستان كردن آن.
...
تا بعد .

شيرزاد:
لطفا کمی ملايم تر و کوتاه.

البته در بی مورد و غیر معقول بودن دفن شهدا در دانشگاه شکی نیست اما یک جوالدوز به بقیه می زنیم، یک سوزنی هم به خودمان فرو کنیم که با خشونت ورزی به دنبال به کرسی نشاندن حرف خودمان هستیم. قطعا روحیه ی آنارشیگری که در دو طرف ماجرا دیده می شود بسیار مهم تر است بررسی شود تا این که شهیدی دفن شود یا نه. ما عادت کرده ایم همه ی اصول را زیر پا بگذاریم تا سر چند موضوع فرعی با هم درگیر شویم، هر کدام هم ژست آدم با فهم و کمالات را به خود می گیریم. توپ در میانه ی میدان دست به دست می شود اما بازی هیچ وقت عوض نمی شود.

این کار برای آن انجام شد که دانشگاه را بر روی افرادی که برای زیارت! به دانشگاه می آیند بگشاید. مثلا در روز دانشجو شاید لازم باشد که برخی برای فاتحه دادن به دانشگاه بیایند. دانشگاه که فقط مربوط به دانشجویان نیست.!!

راستی اسم کوجک من است و صاحب یک تراشکاری هستم که اسمش را گذاشته ام تراشکاری اسلام. اشکالی دارد؟

در کشورهای متمدن پاسداشت قهرمانان ملی و درگذشتگان جنگ با دشمن معمولا با بنای یادبود یا یک اثر چشم نواز در معابر شلوغ شهر ها و روستاها انجام میشود.اما تا کنون در تمام دنیا بی سابقه است که اجساد گمنام را در دانشگاهها دفن نمایند.
هر چه فکر کردم نتوانستم حتی یک دلیل برای اینکار پیدا کنم.این یک بازی کثیف ، غیر اخلاقی،مشمیز کننده است که بیشتر آسیب رسان به هویت انسان هایی خواهد بود که در آینده به امید دفاع از کشورشان پای در میدان کارزار می گذارند.
این درست مانند کج سلیقگی هست که مکانی را "کله پزی امام حسین" یا "رفوگری شهدا" یا "تراشکاری اسلام" و ... بنامیم.
من نمیدانم حکومتی که با صرف میلیون ها ساعت و هزینه های بسیار در اموزش معارف اسلامی و یا اخلاق اسلامی جوانان را به مرز انزجار از دین رساند چه چیزی را می تواند با این نوع اعمال در جوانان تغییر دهد.
آیا بهتر نیست بجای دفن آن اجساد، کتابی،کتابخانه ای,تجهیزات آموزشی و کمک آموزشی،سرویس های خدماتی بهتری را به نام آن عزیزان به دانشگاه ها هدیه کرد؟
آیا شده است مراجع ما که میلیاردها در پی نشر عقاید خود و دین صرف می کنند در جهت فقط و فقط نشان دادن درستی ادعا وحدت حوزه و دانشگاه با اهدای تجهیزات اموزشی کمک اندکی در بالا بردن سطح علمی دانشگاه ها نمایند؟

با سلام و درود بر روان پاک شهدای راه وطن و دین واقعی

آقای دکتر از شما متعجبم. آیا شما نمیدانید این بازیها برای چیست و توسط مه اداره میشود؟ ما که از اینها کم ندیدیم شما چطور؟
واقعیت آنست هر وقت در این حکومت اسلامی عملکرد کاهش یافته بر ظواهر اعمال و همچنین شدت شعارها افزوده شده است. ببینید موج چرندیات سایتهایی مانند بازتاب و ... را که بر ئتنشجویان میکوبند که بر جنازه شهدا بی حرمتی نموده اند. مگر پیشتر مشابه آنرا در کوههای تهران ندیده بودیم؟
و مطمئن باشید دانشگاههای کشور بدتر از این نوع عوامفریبی ها را خواهد دید. بیاد آورید انتصاب آیت الله عمید زنجانی را به ریاست مادر دانشکاههای کشور. منتظر افزایش بی رویه گزینشها- دعوت به حراستها و ... باشید.
مستدام باشید