مرگ در جي-شير
هفت دختر نوجوان سرنشينان يك خودروي پيكان به رانندگي يك دختر خانم 21 ساله بودند. دختركان، دانش آموزان يك مدرسه راهنمايي در حومه اصفهان بودند، كه اولياء آنها با هم توافق كرده و براي رفت و آمد بچه ها يك سرويس با راننده خانم استخدام كرده بودند. مسير برگشت آنها از كنار كانال جي-شير در حوالي خيابان مشتاق اصفهان مي گذشت. چند روز قبل، هنگام بازگشت، اتوموبيل با سرنشينان آن وارد كانال ياد شده که پر از آب بود مي شود. بچه ها داخل خودرو گير مي كنند و نمي توانند خود را به بيرون بكشند. تنها راننده و دو تا از بچه ها نجات پيدا مي كنند. 5 دختر معصوم و بيگناه در آب سرد كانال دچار خفگي مي شوند و جان مي سپارند. نمي خواهم با قلم فرسايي ادبي صحنه جان دادن آن فرشتگان كوچك را ترسيم كنم. شما خود مي توانيد صحنه را تجسم كنيد.
اين رويداد در زمان دولت اصول گراي آقاي احمدي نژاد رخ داد، و همين نكته آن را از بقيه رخدادهاي مشابه متمايز مي كند. به خاطر بياوريد چند حادثه مشابه ديگر را كه در گذشته نه چندان دور در دولت اصلاح طلب خاتمي اتفاق افتاد. حادثه غرق شدن چند دختر دانش آموز در درياچه پارك شهر تهران، حادثه آتش سوزي در يك دبستان در استان چهارمحال بختياري و يكي دو نمونه ديگر را. فراموش نمي كنم كه در اين قبيل موارد خبر در چند بخش پربيننده خبري با طول و تفصيل و جزئيات پخش مي شد. سپس در برنامه گفتگوي ويژه خبري وزير آموزش و پرورش يا معاونانش دراز مي شدند. بيچاره آقاي حاجي مظلومانه مي آمد مي نشست و آماج حملات قرار مي گرفت. تلفن هاي پرسوز و گداز بينندگان پخش مي شد. گهگاه كساني به صورت كارشناسان طلبكار و معترض هر چه از دهن شان در مي آمد در وصف بي عرضگي دولت نثار مي كردند. هر توضيحي توجيه تلقي مي شد. به كمتر از استعفاي وزير قانع نمي شدند. و صحنه اي ترسيم مي شد كه گويي در آن نظام حاكم بر كشور در تمام ابعاد ريز و درشت، مجسمه تمام عيار دموكراسي است و همه از صدر تا ذيل پاسخگو هستند و همين مانده كه مثل ژاپن يا فرانسه وزير ما به دليل اتفاقي كه در يك جاي ديگر، حتي خارج از مدرسه، رخ داده از كار كناره گيري كند. اي كاش حداقل به عنوان يك برنامه تفريحي بخشي از آن مصاحبه ها و گفتگوهاي ويژه را در اين زمان پخش مي كردند. معلوم نيست چه شد، كه يك باره در صدا و سيما ملخ آمد و تخم آن برنامه هاي پرطمطراق پاسخ طلبي را از زمين بركند.
حالا شب ها صدا و سيما آرام است، خيلي آرام. خبرهاي اينچنيني در يك گوشه اي از خبرهاي شهرستانها يا حوادث به سرعت گفته مي شوند و كسي آنها را مورد كنكاش قرار نمي دهد. يك گوينده اي را مي آورند برنامه گفتگوي ويژه را اجرا كند مثل مجسمه يخي كه بايد گوش را بچسباني به تلويزيون، خانه را هم كاملاً ساكت كني تا ببيني آقا چه مي فرمايند. آن گوينده قبلي را هم كه مجلس گرم كن بود و طرف بحث را به چالش مي كشيد ديگر چندان به كار نمي گيرند. او را براي آن زمان مي خواستند كه قرار بود وزراي خاتمي به قلاب شعار پاسخگويي او آويخته شوند. حالا ديگر قرار است كشور گل و بلبل ما آرام باشد و مسئولان اجرايي بدون دغدغه به خدمت بپردازند! آن گوينده اي كه سواد و عرضه اش را داشت كه مديران را به چالش بكشد حالا مجبور نيست هر شب برنامه اجرا كند. هر وقت يك بحث كارشناسي بي آب و رنگي مطرح است او را مي آورند تا مثلاً درباره نقش كودهاي شيميايي در افزايش محصول، استفاده از پوكه معدني در سقف ساختمانها، پروژه توليد گاز از زباله، يا نحوه قلع و قمع سگهاي ولگرد يك ميزگردي را اجرا كند. تازه همين را هم از طريق گوشي كنترل مي كنند كه نكند صحبتي بشود که به تضعيف دولت خدمتگزار و اصول گرا منجر شود.
البته اگر در همين فضا اختلافات داخلي ايجاب كند كه كسي را سر جاي خود بنشانند به چند ساعت نمي كشد كه حملات انتقادي شروع مي شود. مثل دانشگاه آزاد كه سالها در صدا و سيما جزو صاحب خانه ها بود و چندين برابر وزارت علوم از طريق اين رسانه هر چه مي خواست پخش مي كرد و ناگهان دستور رسيد كه به او حالي كنند شهر دست كيست. اگر يادتان باشد طي يكي دو هفته از يمين و يسار به دانشگاه آزادي ها حمله كردند و بعد هم تا حدی بلوا خوابيد و احتمالاً مسئولان آن "يك جوري" توانستند برادران متعهد و ارزشي صدا و سيما را قانع كنند كه هيچ مشكلي وجود ندارد!
در هر حال، اگر كسي برنامه هاي خبري و تحليلي صدا و سيماي همين پارسال را با امسال مقايسه كند مثل آن است كه آدم از زمين به مريخ رفته است. همه چيز فرق مي كند. در تصويری که حضرات از اوضاع دارند اكنون وزرا كمتر از 4 ساعت در شبانه روز مي خوابند. دولت مي خواهد طعم شيرين خدمتگزاري را به مردم بچشاند. مي خواهند به مردم نشان دهند كه اگر به جاي "سياست بازي" به فكر "خدمت به مردم" باشند چه جور به طور خودكار همه چيز درست مي شود! خوب اين همه حسن نيت كافي نيست، مردم ديگر چه مي خواهند؟ همين كه اين همه صحبت از عدالت و مهرورزي مي شود كافي است ديگر! روشن است كه (در چنين فضايي) خبر مرگ جگرسوز 5 دختر دانش آموز تنها يك حادثه است كه به دليل تخلف پيمانكار سازمان آب در نصب علائم هشدار دهنده و اشتباه راننده كم تجربه سرويس اتفاق افتاده است. چرا بايد مردم را نگران كرد؟ چرا بايد حلاوت خدمت به مردم از سوي دولت مردمي را در كام آنها تلخ كرد. خوب يك حادثه است در بخش اخبار حوادث گفته مي شود و تمام مي شود... اما اگر در زمان مسئوليت دولت اصلاح طلب هر اتفاقي در هر گوشه اي از ايران رخ داد كه در آن چند دانش آموز دچار حادثه اي شدند دستگاه صدا و سيما وظيفه دارد كه با تمام جزئيات اطلاع رساني كند و به نيابت از مردم مسئولان را مورد بازخواست قرار دهد. عجب صداقتي دارد اين رسانه ملي!
يادم نمي رود در جريان حادثه آتش سوزي يك مدرسه روستايي در استان چهارمحال همان شب غندالي معاون وقت مالی و اداری وزارت آموزش و پرورش را در برنامه گفتگوي ويژه به صلابه كشيدند و توضيحات او را عملاً به مسخره گرفتند و از آن طرف خود آقاي حاجي هم كه به منطقه رفته بود تا هر چه از دستش بر مي آيد براي جبران ضايعه انجام دهد براي دقايق متمادي از پشت تلفن توضيح مي داد و بابت قصور هر كسي كه بود يا نبود از مردم عذرخواهي مي كرد. به راستي اگر حادثه غرق شدن 5 دختر دانش آموز در كانال جي شير در دوران وزارت حاجي اتفاق افتاده بود، صدا و سيما و رسانه هاي راست با آن چه مي كردند؟
آن دوران گذشت كه صدا و سيما بر آتش حادثه اي كه رنج آور بود نفت مي ريخت و فضا را به شدت زهرآلود مي كرد. زماني كه آنچنان برنامه هاي گسترده اي در انعكاس مطالبات صنفي، اعتراضات، انتقادات و كاستي ها برگزار مي كرد كه در لا به لاي آن فرصتي پيش نمي آمد كه كسي بتواند به آنچه انجام شده فكر كند و ابعاد موفقيت ها و ناكامي ها به طور منصفانه و كارشناسانه بررسي شود. حالا اگر آنفلوآنزاي مرغي تا پشت دروازه تهران هم بيايد برنامه هشدارآميزي پخش نمي شود ولي آن زمان اگر يك منبع نامطمئن و با يك كارشناس جزء از يك گوشه اي اطلاع مي داد كه گوشت آلوده وارد كشور شده است، هفته ها سوژه قرار مي گرفت و آخر هم هيچ. حکايتی تلخ دارد اين داستان که تمامی ندارد.
نظرات بازدیدکنندگان
امروز خاتمي نبايد باشد
چون
1- گراني آورد : من معلم قبل از خاتمي به خدا قسم دوچرحه
خراب داشتم
-خانه اي در حال تخريب و مستاجر
- و فوق ديپلم
-بعد از 8سال
من يك خانه دارم
-يك ماشين صفر كيلومتر
- و يك مدرك فوق ليسانس
- سال آخر به دليل كم بودن حقوق صدا و سيما و.... مرا بيدار كردند كه برو و حقت رو با اعتراض بگير چون حاجي بي عرضه است چون حاجي امور تربيتي رو به امور بي تربيتي تبديل نموده است
2- خاتمي گراني آورد چون بشكه اي 7 دلار نفت رو به 70دلار رساند؟
3- خاتمي گراني آورد
چون تبليغات صدا و سيما در آمدي بي پايان شد
4- خاتمي گراني آورد
چون 7قرض الحسنه
-انصار
- بسيج
و...
بايد منحل ميشد و امروز منحل كه نشد تبديل شد به بانك خصوصي
5-خاتمي گراني آورد
چون مردم احساس كردند مي توانند شاد باشند
امروز ديگر در چهارشنبه صوري خبري از شادي در خيابا نها نيست چون مردم به پول نفت رسيد ه اند و نمي دانند با اين همه پول چه كنند
6- خاتمي گراني آورد
چون امروز مردم از شادي و از ارزاني دارند در پوست خود نمي گنجند
7- خاتمي گراني آورد چون امروز معلم مدرسه ما براي ارتزاق ديگر مجبور نيست براي گرفتن يك گروه 4سال بله قربان گوي يك ... بسيار باسواد و استاد باشد
8- خاتمي گراني آورد
چون عشق ملت بود
9- خاتمي گراني آورد
چون زيبا سخن مي گفت
10- خاتمي گراني آورد
چون زيبا بود و اروپائيها براي دعوتش روز شماري مي كردند
و امروز اروپائيها ي زشت ديگر رئيس جمهور زيبا تر رو دعوت نمي كنند
Posted by: يك معلم معترض به گراني و بسته بودن دوره خاتمي | March 15, 2006 07:11 AM
خدا رحمت کند حافظ شیرازی را که واقعا خوب این ملت رو شناخته بود:
"جنگ هفتادو دو ملت همه را عذر بنه
چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند"
یا مولاناکه فرمود:
"خلق در بند هوا و هوس یکدگرند
از نظر تنگی هم در قفس یکدگرند"
اگر ما کمی به حقایق و اصول علمی خلقت توجه کنیم اسیر این جنگ و دعواها نمیشیم و بی سروصدا میریم دنبال کار خودمون و سعی میکنیم تا جایی که از دستمون بر مییاد برای خودمون و دیگران مفید و سازنده باشیم و همیشه یادمون باشه فقر مادی و فرهنگی دشمن اصلی ماست یا بهتر بگیم تا وقتی ما فقیر هستیم این مسائل هم هست البته بشر تا قیامت فقیر خواهد ماند ولی مهم این است که ما اونو کاهش بدیم.
عزیزان بییایید به جای این جنگ و دعواها کاملا سکوت کنیم و سعی کنیم دست میلیونها انسانی که در اکثر نقاط کشور از تهران و باقرآباد گرفته تا نهبندان و ایلام نیاز به کمک ما دارند بگیریم و به همه دنیا نشون بدیم ما هم حرفی برای گفتن داریم و ما هم میتونیم بیشتر از این اصول انسانی رو احیا کنیم.
میشه این سوالو از خودتون کنید که اگر همه موافقین و مخالفین نظام کنونی ایران اعم از چپ و راست،مجاهد،سلطنت طلب،لیبرال،روشنفکر،غرب زده ،توده ای،پاسدار،بسیجی،انقلابی و ضدانقلابی،سرمایه دار و خلاصه هر کسی که یجور کاری از دستش برمییومدو ادعایی داشت به جای این همه دشمنی و کینه و زیرآب زنی همدیگه مییومدن تمام سرمایه های مادی و معنوی خودشونو در راه کمک به کاهش فقر مادی و فرهنگی این کشور صرف میکردن واقعا آیا مسائل و مشکلات تا حالا خیلی بیشتر و بهتر از الان حل شده بود و همه با صلح و صفا و صمیمیت از زندگی لذت میبردن و حتی سران کشور میتونستن با خیال راحت مثل آقای اولاف پالمه سوئدی با زن و بچشون تو خییابونا قدم بزنن و مردم هم واقعا از ته دل دوستشون داشته باشن؟؟؟
مردم منم یکی از شماهام دیگه واقعا از همه این ادعاها خسته شدم و حتی امید زیادی هم به حرفای خودم ندارم ولی شماها حتما صفا و صمیمیت و یکرنگی مردم معمولی رو هنوز هم تو جامعه میبینید و این خیلی امیدوارکننده هست چون نشون میده ملت ما واقعا خوب هستن و پس از عبور از دوران فعلی به خوبی میتونن در مورد همه اتفاقاتی که داره مییفته درست نظر بدن و راهشونو پیدا کنن.
شاه رفت،خمینی هم رفت،ما هم میریم ولی میتونیم بهتر باشیم اگه سعی کنیم همدیگرو بیشتر دوست داشته باشیم و به کمک هم بریم.
امسال در تعطیلات نوروز بییایید وقتی گازو گرفتیم از تهرون خارج شدیم عاشقانه به دامن پر مهر طبیعت میهنمون برگردیم و اونو دیگه تنها نذاریم بچه هاشو ببوسیم و اونارو هرگز فراموش نکنیم.
اگه این درددلارو قابل دونستید به بقیه هم اونو مژده بدید خدا رو چه دیدی شاید همین حرفا تو دل بقیه هم اثر کرد و باعث شد ما حالو روزمون دگرگون بشه.
من همین دوروبرم زیر پاتونم یه نیگا بندازین.
دوستون دارم آدما
شيرزاد:
اگه دنيا اين طوري بشه چي ميشه!
Posted by: یه کارمند معمولی | March 13, 2006 09:28 AM
قلم شیواو روشنگر شما همیشه موردپسند بوده باید بااین روش وروشهای دیگر باید کاری منسجم ودائمی کرد.
Posted by: الیاس پهلوان | March 12, 2006 01:09 PM
بله آقای شیرزاد حق با شماست. نه تنهاآن برنامه های سرشار از سوال و جواب و به گفته ی شما دراز کردن تمام شد که حتی برنامه ی بیست و سی هم تغییر آشکاری در رویه ی انتقادی خود داده و بیشتر به مبالغه در مورد توانایی های علمی کشور می پردازد . آن دوستمان هم گویا بسیار داغ کرده و گمان کرده این دولت مسلمان و متدین و مردمی با دوره گردی از این شهر به آن شهر و لایی کشیدن میان مردم زود باور شهر های کوچک می تواند به وعده های انتخاباتی خود عمل کند. گو اینکه نمیداند هویدا قبل از حاج محمود احمدی نژاد به فکر دوره گردی افتاد و البته خیلی زود و قبل از اینکه کلی ضرر وارد کند دانست که اگر کاردان باشد از همان تهران هم میتواند به فکر محرومان باشد .البته من آرزودارم که دولت عدالتخواه و مسلمان و متدین بتواند به وعده های خود عمل کند .
Posted by: احسان | March 9, 2006 04:37 PM
پس چی ؟ نکند در این خواب و خیالبد که ما هم بشویم استکبار جهانی که دایر کردن رادیو تلوزیون دولتی غیر قانونی باشد . نه دادا ( به لهجه ی اصفهانی ) کور خونده ی اینجا مملکت " اصول " گرائیش می گون الکی که نیست .
Posted by: ali | March 9, 2006 06:14 AM
به نظر شما راه حلي براي اين موضوع وجود دارد؟ آقاي كروبي چرا پا پس كشيد؟ اين صحبتها كه از طرف شما مطرح ميشود ما كه نميخواهيم اين طور فكر كنيم به شكست جنبش اصلاح طلبي بيشتر معتقد ميشويم.
شيرزاد:
حالتون خوبه؟
Posted by: كامبيز | March 7, 2006 12:39 PM
جناب آقای شیرزاد . این بنده در انتخابات به آقای معین رای دادم . این را نوشتم که بدانید از موضع دفاع از دولت آقای احمدی نژاد حرف نمیزنم . اما یادم نمیرود که پس از سقوط هواپیما در خرم آباد ، خودم شاهد آن بودم که وزیر محترم راه (همان بزرگواری که بعدا استیضاح شد) ، در مصاحبه تلویزیونی گفت : در ایران سالی 18000 نفر در اثر تصادفات جاده ای میمیرند . امسال فقط 300 نفر در اثر سقوط هواپیما مرده اند . اینهمه سرو صدا برای چیست ؟! استعفای وزیر در قبال کشته شده دانش آموزان در اثر ولنگاری مسئولان ، نشانه حداقل میزان مسئولیت پذیری است . اگر الان انجام نمیشود ، دلیل خوبی نیست که سوال کنیم و طلبکار باشیم که چرا در دوره خاتمی انجام میدادید؟ بد میگویم؟
Posted by: سیاوش | March 7, 2006 12:22 PM
جناب شیرزاد
چرا دست از خصومت با این دولت برخواسته از بطن مردم بر نمیدارید؟ همین تحلیلهای شما است که مانع از اجرای درست منویات قلبی دولت عدالت خواه حاج محمود احمدی نژاد شده است. اصلا از کجا معلوم که همین اتفاقها را شما اصلاح طلبان به وجود نمیآورید. یک روز آنفولانزای مرغی به این مملکت میاورید یک روز در این مملکت سیل راه میاندازید یک روز دعا میکنید هواپیما سقوط کند و یک روز هم طرح استیضاح وزیر میدهید. خجالت بکشید.
تمام مردم میدانند که آن اتفاقها که در زمان خاتمی میافتاد به دلیل این بود که در سال 76 دست مردم را در انتخابات باز نگذاشتند تا یک دولت مسلمان، کاری، متدین، مردمی و عدالتخواه به روی کار آید. دیدید که در انتخابات دور دوم شوراها که دست مردم باز بود چگونه انتخابات آزاد منجر به این همه تحول و پیشرفت در مملکت شد و باعث خیر؟ در همین انتخابات تهران شما یادتان نیست چگونه مردم دماغ شما اصلاح طلبان را به خاک مالیدند و با رأی کوبنده خود مقدمه پیروزی دولت کریمه را در جهان بوجود آوردند؟
خودتان را هم با رأی 22 میلیونی دور اول و دوم خاتمی گول نزنید. آنها رای این مردم نبودند. آنها کسانی بودند که از بودجه 20 میلیون دلاری آمریکا جیره گرفتند. رای واقعی مردم را در همان انتخاباتات شورای شهر تهران میتوانید ببینید تا چشمتان در بیاید.
این که شما اینقدر وقیح هستید و پر رو که در روز روشن این حقایق را برای مردم بر عکس جلوه میکنید از بی شرمی و بی حیایی شما هست. امیدوارم روزی برسد که آتش غیب از آسمان برسد و شماها را بر اثر سکته قلبی و تصادف و زلزله از بین ببرد تا آنهایی که هنوز در صداقت آقای احمدی نژاد شک دارند ببینند چگونه وقتی دیگر شماها نیستید که چوب لای چرخ دولت بگذارید، یک شبه تمام دنیا را فتح میکنیم و اسراییل را از صفحه روزگار بر میداریم و تمام دنیا می شوند مسلمان. اونوقت ایران هم مثل آمریکا و اروپا آباد میشود و تمام تحصیلکردههای دنیا متقاضی مهاجرت به ایران اسلامی میشوند. و آرزو میکنند در تهران که مهد علم و رفاه و دین و آزادی و زیبایی است زندگی کنند
یادم رفت بگویم که حق شما همین است که در این زمان که برای همه آزادی است و امکان حرف زدن و چاپ روزنامه، وزارت ارشاد به حزب دولتی و قدرت طلب شما امکان چاپ روزنامه نمیدهد تا شما بی انصاف ها نتوانید مردم را با دروغ فریب دهید. و همین چند روز دیگر خواهید دید که وقتی اکبر گنجی که میخواست آبروی حکومت عزیز ما را ببرد از زندان آزاد شد چگونه صدا و سیما خبر آنرا به صورت زنده پخش می کند و خود اکبر گنجی در جلوی دوربین اعتراف می کند که تمام این حرفها که برایش میساختند دروغ بوده و بسیار سالم و سر حال هست و اینقدر در پرورشگاه اوین - معذرت میخواهم : مرکز باز پروری عقب ماندگان ذهنی - به او رسیدگی میشده است که دوست دارد دوباره به آنجا برگردد
شيرزاد:
تقليد ناشيانه ای بود از نوشته های آن طرفی ها، که با کمی دقت هر کس می فهمد اصالت ندارد. من اين کار را نمی پسندم. اگر هم می خواهيم گفتمان آنها را به طنز بکشيم بايد به وضوح معلوم باشد که ما داريم اين کار را انجام می دهيم (مثل طنزهای برره ای چند روز قبل).
Posted by: بسیجی بعد از جنگ گمنام | March 7, 2006 10:10 AM
مگر هم زمان با آتش سوزی مدرسه در چهار محال و بختیاری، آتش سوزی حسینیه عزاداران در میدان ارک تهران اتفاق نیفتاد؟ آیا در همان موقع هم برخورد صدا سیما با این قضیه منصفانه بود؟ آیا با مسببین همان قضیه (مداحان حکومتی) همینگونه معامله شد یا از آنها به دلیل اینکه توانستند باب شهادت را باز نگهدارند تشکر هم شد!!!؟
به کربلا بر شمر ملعون لعنت
به طوس رضا را صلوات
جناب شیرزاد، باور کنید مردم نجیبی داریم. فکر نکنید که این مردم این چیزها را نمیفهمند. به خدا نجابت این مردم است که ...
Posted by: علی کوهکن | March 7, 2006 09:31 AM
آقاي شيرزاد
دوره همه آن كارشكني ها گذشته
چون دوره دولت مظلوم گذشته
اين دولت مظلوم نيست كه اينگونه بلاها به سرش بياورند
با اجازه از مطلبتون با ذكر منبع در وبلاگم استفاده مي كنم
Posted by: mahshid | March 7, 2006 12:10 AM
ازاين حکومت ... بايد به خداوند پناه ببریم؟
شيرزاد:
اف-14 که داری، همون طور برو بالا. فقط مطمئن باش پناهندگی می ده يا نه!
Posted by: F14 Pilot | March 6, 2006 11:00 AM
جناب شيرزاد شايد شما درجريان
شما درجريان نيستيد. به زعم آقايان آنها كه درزمان دولت اصلاحات از بين رفتند مرگشان توسط اصلاح طلبان طراحي شده اما اين كودكان معصومي كه اكنون درزمان دولت اصولگرا مردند
اخلالگراني بودند كه نبايد علت مرگشان پي گيري شود.
شيرزاد:
مو نبفهموم.
Posted by: حسين | March 6, 2006 10:49 AM
نميدانم چه بگويم.
اما آيا بايد همه تقصير را به گردن احمدينژاد و دارو دستهاش انداخت. روز سوم خرداد هر كدام از ما كجا بوديم و چه ميكرديم. 8 سال قبل از آن چه؟
مادرم هميشه ميگويد: خلايق هر چه لايق. لياقت عراقيها صدام و لياقت ما احمدينژاد است. دنيا بطور بيرحمي عادل است.
گزنده نوشتم اما حقيقت تلخ است.
شيرزاد:
بعضی وقتها هم آدم بد شانسی می آورد و بر اثر يک لغزش کوچک دچار کسانی می شود که به اين سادگی دست بردار نيستند. به عنوان نقض اين قاعده که مادر شما فرموده اند، عرض کنم مثلا فکر می کنيد مالزيايی ها خيلی هوشمند بودند که مهاتير محمد طی يکی دو دهه کشورشان را متحول کرد؟ نه باباجان خوش شانس بودند که يک آدم خوش فکر، عاقل و در عين حال مقتدر و مدير نصيب شان شد. اما قربان برم اين شانس ما را که مقتدرهاش تدبير حالی شان نيست و عاقل هاش هم چندان قدرتی ندارند! ای بخشکی شانس!
Posted by: مسعود (mane) | March 6, 2006 08:23 AM
شاید حق با حضرتعالی باشد و قصوری غیر عمدی از جانب مسولان رده پایین صدا و سیما و انهم نا خواسته. اما در این صحنه که استکبار جهانی با کمک روزنامه ها و تلویزیون ها و اخبار ساختگی به رهبری کشور ما در آزاد سازی جهان از ظلم میتازند بهتر نیست ساکت باشیم و اجازه دهیم پژوهش های اتمی به یک مرحله نهایی برسد. انشا الله.
شيرزاد:
تعجب اين است که دستگاه عظيم صدا و سيما با بودجه ای که اگر روی خاک بريزند طلا می شود و يک ايل آدم فقط قصور غير عمدی می کند. چطور همه اش طرف خانمها غش می کنند؟ آيا شده يک بار بر اثر قصور و به طور غير عمد منعکس کننده نظرات مخالفان هم باشند؟
ضمنا تا جايی که ما می دانيم دعوا بر سر پژوهش های اتمی نيست. پژوهش در اين رشته عموما در زمينه هايی است که محل مناقشه نيست. دعوای ايران با آژانس بر سر پروژه های خاصی است که ربطی به پژوهش های اتمی ندارند.
Posted by: حسین سبوطی | March 6, 2006 04:19 AM
مسلما رسانه در هر كشوري همسو با سياست هاي دولت وقت پيش ميرود قبول كه صدا و سيما گاهي به گونه اي برخورد ميكند كه انگار مخاطب شعور ندارد و زبانم لال گوشكوب است ولي اين موضوع منحصر به دولت فعلي نيست.
شيرزاد:
نه اين که در دولت قبلی بيست و چهار ساعته مواضع دولت خاتمی را تبليغ می کرد!؟
Posted by: زهرا | March 6, 2006 03:57 AM
آقای دکتر ؛با سلام
اگر ممکن است قدری در مورد '"سوخت هسته ای '" و ارتباط آن با غنی سازی یورانیوم توضیح فرمایید .با تشکر فراوان
شيرزاد:
دعا کنيد وقتی پيدا شود، قصد دارم کمی در اين موارد بنويسم.
Posted by: Javad - F | March 6, 2006 03:32 AM
ازاين دولت فقط بايد به خدا
پناه برد.
Posted by: مهدي | March 5, 2006 01:24 PM
نمی دانم ولی
کلا ۳ مسئله اینجا هست
۱)اینکه کلا لازم است این مسائل را اصلا مطرح کرد یا نه؟
۲) اگر مطرح شود درست که کلی براش آشوب کرد و آب و تابش داد و براش کلی آدم را دراز کرد یا نه؟
۳) اگر شمای نوعی در راس قدرت بودید چندتا از اون ۲ تا کار را انجام میدادید؟
شيرزاد:
قطعا نقد چالشگرانه و به دور از آشوب و جنجال از سوی رسانه ها به خصوص رسانه ملی لازم است و وظيفه آنها نيز هست؛ اما به شرط آن که اولا عادلانه به مسؤل دولتی هم امکان توضيح و پاسخ داده شود، و ثانيا رويه يکسانی در قبال دولتها اتخاذ شود.
Posted by: Anonymous | March 5, 2006 01:15 PM
احسنت براستی ...برصداوسیما وسیاستهای ... آن باد .که کوچکترین خبر بی اهمیتی درمورد کشورهای دیگر تیتر اول ان است .کوچکترین برخورد در مجلس راقبلا به تصویر می کشید ونمایندگان همین مردم محترم را مسخره می کرد ولی این ملت دم بر نیاورد .چنین سازمانی حق دارد همه چیز را از نگاه سداه لوح خود حکایت کند.حق دارد مرگ کودکان را براحتی خاموش نگه دارد .حق دارد عرایض !امام جمعه محترم ! در مورد روسری را چندین بار پخش کند. واین همه حق مسلم ماست همانند انرزی هسته ای
Posted by: Anonymous | March 5, 2006 11:55 AM