« عزاداران تمام عيار | صفحه اول | يوروديف »

مدرسه اي كه مفيد است

مدرسه مفيد از جمله مدارس معروف و با كيفيت تهران است. البته بهتر است بگويم مدارس مفيد، چون به تدريج اين مجموعه رشد كرده است و يك مجتمع مدارس تشكيل داده است. دبيرستان شماره يك اين مجتمع در ابتداي خيابان زنجان سابق اولين مدرسه از اين مجموعه است. بعداً بزرگراه يادگار امام آمد يك تكه از سر خيابان زنجان را بريد. حالا اين مدرسه در ضلع غربي بزرگراه قرار گرفته و ديگر اتلاق خيابان زنجان براي محل آن بي مسماست. همان طور که در يادداشت قبلی ذکر کردم آشنايی من با اين مدرسه به دليل آن است که پسر دوم من، امين در اين مدرسه درس مي خواند. هدفم از اين نوشته تبليغ يک مدرسه نيست، اما برايتان توضيح می دهم که اين مدرسه جايگاه خاصی در فضای سياسی ايران دارد که ممکن است شناخت آن بی فايده نباشد.

كمي از سن حالاي امين بزرگتر بودم، حدود 28 سال پيش در خوابگاه شماره يك دانشگاه شريف اقامت داشتم، كه محل آن درست چسبيده به دبيرستان مفيد است. آن زمان در اتاق 212 (ساختمان قديمی) خوابگاه درست در منتهي اليه ضلع شرقي خوابگاه با رضا سيف الهي (كه بعداً فرمانده نيروي انتظامي شد) و مصطفي موهبت (كه بعداً از اعضاي بالاي مجاهدين خلق شد و همان اوايل در درگيري مسلحانه كشته شد) هم اتاق بوديم. هنوز يكي دو سالي به پيروزي انقلاب مانده بود. بالكن اناق ما مشرف بود به زمين كنار خوابگاه كه پر از نخاله هاي ساختماني و زباله بود و كمي آن طرف ترش تعداد زيادي آلونك نشين بودند. برخي از اين آلونك نشين هاي خيابان زنجان تا همين سالهاي اخير هم آن نزديكي استقرار داشتند. شنيدم که آخرين بازمانده هاي آنان در زمان شهرداري آقاي احمدي نژاد جمع آوري شدند.

اوايل سال 56 بود كه صبح يک جمعه از بالكن ديديم دو سه نفر دارند زمين كنار خوابگاه را بررسي مي كنند. يكي از آنها حاج آقاي روحاني چاق و درشت هيكلي بود كه از دور نمي توانستيم تشخيص دهيم كيست. بعدها فهميديم كه آقاي موسوي اردبيلي بوده است. آن روزها اولين اقدامات از بناي يك مؤسسه فرهنگي-آموزشي ماندگار به نام مفيد رقم زده می شد. اين مجموعه اكنون داراي سه دبيرستان و دو مدرسه راهنمايي است. در راستاي همين حركت آقاي موسوي اردبيلي در قم نيز دانشگاهي به همين اسم داير كرده است.

مدارس مذهبي در تهران و برخي شهرستانهاي بزرگ سابقه طولاني تري دارند. معمولاً خيرين و روحانيان علاقه مند به مسايل فرهنگي و تربيتي بنيان گزار اين قبيل مدارس هستند. به طور طبيعي اين مدارس و شيوه اداره آنها و نيز برنامه تربيتي كه در آنها پياده مي شود از گرايش ها و علاقه هاي سياسي و فكري بنيان گزاران آنها تأثير مي پذيرد. در اغلب موارد مدارس خصوصي از اين نوع، به تفكرات مذهبي سنتي و در مواردي نيز به انجمن حجتيه گرايش دارند. به مرور هر چه به زمان انقلاب نزديك تر مي شويم تك و توك مدارس مذهبي با گرايشات مدرن و انقلابي نيز شكل گرفتند.

قبل از انقلاب مدارس خصوصي معروفي بر مبناي تأكيدهاي درسي و علمي نيز وجود داشتند، مثل خوارزمي و هدف، كه در واقع مؤسسات انتفاعي آموزشي و رقابتي بودند كه رنگ و بوي خاص مذهبي نداشتند. بعد از انقلاب اين دسته اخير عملاً از هم پاشيدند. بعضي شان مصادره شدند، بعضي صاحبانشان رهايشان كردند و به انحاء مختلف آن فضاي رقابتي آموزشي از بين رفت. اما مدارس خصوصي مذهبي داراي حاميان و پشتيباناني در حاكميت بودند و لنگان لنگان به فعاليت خود ادامه دادند. در يك دوران هم كه افكار و ايده هاي چپ در كشور رونق داشت و بخصوص سالهاي اول جنگ همين چند مدرسه بازمانده دچار طوفان شدند.

ماجراها طولاني است و از ذكر آنها مي گذرم. خلاصه كلام اين که در مجلس سوم بحث شديدي درباره بودن يا نبودن مدارس خصوصي درگرفت كه سرانجام با تصويب قانون تأسيس مدارس غيرانتفاعي يك راه باريكه اي باز شد تا كساني كه از هفت خوان رستم عبور مي كنند و تا هفت جدشان در گزينش تأييد مي شوند بتوانند بدون سود بردن، صرفاً محض رضاي خدا مدرسه تأسيس كنند. بعداً با روي كار آمدن دولت راست مدرن هاشمي و به ويژه با وزارت نجفي در آموزش و پرورش، وضع برعكس شد و اين مدارس مورد تشويق قرار گرفتند. امكاناتي از قبيل زمين و وام هم به آنها تعلق گرفت.

از آن تاريخ تا به حال مدارس غيرانتفاعي بخشي در حدود 5 درصد از آموزش و پروش كشور را برعهده گرفتند كه به سهم خود بارقابل توجهي را از دوش دولت برمی دارد. از ظرايف روزگار اين است كه بسياري از همان چپ هاي دهه شصت آموزش و پرورشي كه با تمام قوا از حرمت و ممنوعيت مدارس غيرانتفاعي سخن مي گفتند در سالهاي بعد خودشان مجوز تأسيس مدرسه گرفتن و مشغول به كار شدند. به مرور برخي از شخصيت ها و جناحهاي سياسي و فكري نيز به اين نتيجه رسيدند كه توليت مدارس غيرانتفاعي كه با افكار و ايده هاي آنها نزديك باشد، مي تواند روشي براي نفوذ فرهنگي درازمدت اجتماعي برايشان فراهم كند. از آن جمله همين آقاي حداد عادل رئيس مجلس هفتم است كه مدرسه فرهنگ را در تهران تأسيس كرد. و يا مجتمع امام صادق كه تحت نظر آقاي مهدوي كني فعاليت مي كند و نمونه هاي ديگر.

در مجموع مي توان اذعان کردكه طيف نيروهاي راست در اين عرصه نسبتاً فعال تر بودند. مدارس معروف نيكان و علوي با فضاي خاص مذهبي و نسبتاً بسته و با كيفيت آموزشي بالا و نيز امكانات مادي قابل توجه، سرآمد اين جريان است. اما در طيف نيروهاي چپ، (به اصطلاح تاريخي آن، منظورم با استانداردهاي دهه 60 است) شايد تنها و تنها نمونه بارز و برجسته مدرسه مفيد باشد. هرچند در سالهاي بعد، همانطور كه گفتم مدارس متعدد ديگر توسط نيروهاي چپ و با افكار جديد تأسيس شد، اما مدرسه مفيد به دليل قدمت، كيفيت نيروهاي آموزشي و تجربه هاي خاص فرهنگي نمونه اي برجسته و متفاوت است.

آن طور كه مي گويند مفيد در سالهاي اوليه تأسيس با كمك هاي خيرين و مؤسسين آن به حيات ادامه مي داد و متكي به شهريه هاي دريافتي نبود. در سالهاي اول انقلاب به شكل يك مدرسه دولتي اما با كادر مستقل خود اداره مي شد. در دوران برو بياي چپ ها در زمان حيات امام خميني (ره) مدرسه پرنفوذ و مطرحي بود كه از حمايت هاي آموزش و پرورش نيز بي بهره نمي ماند.

در سالهاي جنگ تحميلي فرهنگ جنگ و جبهه تأثير ويژه اي بر فضاي فكري اين مدرسه گذاشته بود. مجموعاً اين مدرسه حدود 66 شهيد از ميان دانش آموزان و يا فارغ التحصيلانش (كه با مدرسه همكاري مي كردند) داشته است. بچه هاي مفيدي كه در جبهه يا به دست منافقين به شهادت مي رسيدند، جنازه شان را به مدرسه مي آوردند و طي مراسم مفصلي تشييع مي كردند. سالهاي 64 تا 66 اوج اين ماجراها بوده است. هر تشييع جنازه شهيد تا روزها و هفته ها فضاي مدرسه را تحت تأثير قرار مي داد و حالت خاصي را بر آنجا حكمفرما مي كرد.
از آن دوران تاكنون هر سال در مدرسه هفته خاصي به نام هفته شهدا تعيين مي شود و طي آن بچه ها با فعاليت بي شائبه اي به تجليل و يادآوري خاطرات شهداي مدرسه اقدام مي كنند. اين مراسم پس از نزديك 22 سال تكرار هنوز حاكي از شدت تأثير رخدادهاي جنگ و به ويژه شهداي دانش آموز در اين محيط است و به وضوح مي شود عمق اين تأثير را از نمايشگاهي كه برگزار مي كنند و مراسمي كه مي گيرند مشاهده كرد. هر چند نهايتاً گريزي از اين واقعيت نيست كه گرد گذشت ايام به تدريج از داغي و هيجان مراسم در بين نسل هاي بعدي كم مي كند و نمي توان همان روحيه دو دهه قبل را از آنها انتظار داشت. البته بچه هاي نجيب مفيد با تمام وجودشان تلاش مي كنند آن احساس و جوشش دوران جنگ را در خود زنده نگه دارند، اگر چه اين كار چندان هم آسان نيست. خدا رحمت كند مرحوم حاج آقا شكوري راد (پدر دكتر شكوري راد) را که طي حدود دو دهه مدير دبيرستان مفيد بود. البته در اين اواخر كارهاي اجرايي را به فرهنگيان جوان مفيد سپرده بود و تنها بر كارها نظارت مي كرد. بعد از وفات آن مرحوم، بچه هاي مفيد در مراسمي شبيه مراسم تشييع شهداي مدرسه او را نيز بدرقه كردند.

برخي از مديران و مسئولان مدرسه در دهه هاي اول انقلاب در حكومت و جريان هاي سياسي صاحب تأثير، نفوذ قابل توجه داشتند، كه از آن جمله است جريان سياسي "انجمن اسلامي معلمان" كه تا قبل از دولت آقاي هاشمي نفوذ زيادي داشت و بعد از آن در دوره اصلاحات نيز با فضاي فكري متفاوت، كم و بيش داراي تأثير بود.

در دوره اصلاحات به تدريج يك نكته روشن شد و آن اينكه بر و بچه هايي كه از مفيد فارغ التحصيل شده اند اگر علايق سياسي داشته باشند اغلب در روند رشد شخصيتي خود جذب جبهه اصلاحات مي شوند. به همين دليل دوستان اصلاح طلب هم بيشتر تلاش دارند فرزندانشان در اين مدرسه درس بخوانند. ويژگي مهم اين مدرسه آن است كه ضمن كيفيت آموزشي نسبتاً خوب و درصد بالاي قبولي در كنكور از يك فضاي فرهنگي سالم و قابل اعتماد برخوردار است.

اين فضا ضمن اينكه در پايه و اساس خود مذهبي است اما بسته و محدودكننده نيست. بچه ها احساس نمي كنند در منگنه فشارهاي فرهنگي مدرسه و محدوديت هاي اعلام شده يا اعلام نشده هستند. اغلب آنها نماز مي خوانند و در برنامه هاي اردويي و جلساتشان نماز جماعت بر پا مي شود، اما هيچكس بابت عدم شركت در آن مؤاخذه نمي شود. در مدرسه سعي مي شود قدرت تحليل و ديد سياسي بچه ها بالا رود، اما به طور مستقيم موضع خاصي به آنها القا نمي شود. در بين دانش آموزان و فارغ التحصيلان مفيد تعداد قابل توجهي از بچه هاي راست نيز ديده مي شوند. فضاي مدرسه براي بحث و تبادل نظر سياسي بچه ها باز است و آنها فرا مي گيرند كه به راحتي مي شود نظرات مخالف را شنيد، اما در عين حال آن طور هم نيست كه مثلاً در اثناي يك انتخابات خاص محيط مدرسه عرصه تاخت و تاز تبليغات احزاب واقع شود.

تصور من اين است كه آنچه باعث مي شود بخش قابل توجهي از بچه هايي كه از مدارسي نظير مفيد فارغ التحصيل مي شوند در دوره دانشجويي و پس از آن در زمره نيروهاي مؤثر اصلاح طلب قرار گيرند به هيچ وجه به تبليغات مستقيم يا موضع گيري سياسي و علني مسئولان اين مدرسه مربوط نمي شود. بلكه عامل اين امر عمدتاً به نوع تربيت آنها بر مي گردد كه از سويي تربيتي مذهبي و ارزشي است و از سوي ديگر در عمل با رفتارهايي از نوع تحمل و پذيرش ديگران و احترام به حقوق و آزادي شهروندان خو مي گيرند. به بيان ديگر پديده مفيد را نبايد پديده اي منحصر به يك گروه خاص از فرهنگيان و مربيان به شمار آورد. به نظر من در آينده شاهد نمونه هاي متعدد ديگر از محيط هاي تربيتي مشابه خواهيم بود.

دنبالك اين مطلب:
http://shirzad.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/82

نظرات بازدیدکنندگان

با سلام
من یک دانش آموز مفیدی ام.همین حالا هم تو اونجام و فارغ التحصیل نشدم.در ضمن همین اول بگم که من از این آدمایی نیستم که 2 کیلومتر ریش میذارند و ادای دیندارها رو در میارند و نام دیندارهای واقعی رو لکه دار میکنند. دیگر اینکه دیدم بعضی ها اومدن نظر دادن و ناآگاهانه یا مغرضانه حرفهایی در مورد مفید زدند که واقعی نیست.نمیگم همش دروغه یا اشتباهه ولی دیگه اینطورا هم نیست.این چه حرفیه که میزنین و میگین تو مفید همه رو شستشوی مغزی میدن!من الان تو مفیدم و در ضمن کشته مرده مسئولینش هم نیستم و گاهی مخالف صد در صد بعضی کارای مدرسه هم هستم(اینا رو گفتم که نگید من یکی از همون شستشوی مغزی شده هام)ولی این حرفها رو درست نمیدونم.یکی از دوستان هم تو این صفحه در مورد مدارسی که بعضی از دانش آموزان مفید توش هستند مطلبی گفتند که در جواب باید بگم که با عرض معذرت معمولا بچه های باحال تو خود مفید میمونند و نخاله هایش میرن تو مدارس دیگه.یک نفر دیگر هم گفته بود سایت مفید سایت نوحه است یاسایت مدرسه.باید بگم من هم موافق ایشان هستم و معتقدم جای این چیزها تو سایت مدرسه نیست ولی چه کنیم که این هم شاید از حماقت های یک یا چندنفر از کسانی است که در ابتدا عرض کردم پس لطفا به کل مفید تعمیم ندهید.
یک نفر هم لطف کرده بوند و گفته بودند در مدرسه نیکان نماز از هشت سالگی واجب است و غیره. در جواب میگویم که آنی که گفتید مربوط به نیکان است و چه ربطی به مفید دارد. خود من به عنوان کسی که در مفید هست میگویم که این این قبیل کارهای احمقانه در مفید وجود ندارد یعنی در حقیقت اصلا جایی ندارد بعضی ها هم فکر میکنند در مفید همه باید شلوار پارچه ای بپوشند و یقه را تا ته ببندند . باید بگویم که اصلا و ابدا درست نیست واگر هم کسی این کار را میکند به خاظر اعتقادهای شخصی خودش است و خود من هم تا حالا در مدرسه شلوار پارچه ای نپوشیده ام.همچنین در مفید هیچ کس مجبور نیست نماز بخواند و من تا حالا دیده ام کسانی را که موقع نماز تو حیاط بوده اند ولی کسی به انها گیر نمیدهد و حرفهایی که زده میشود کاملا دروغ و مضرضانه است. و در پایان بگویم که به آن جمله دقت کنید که اگر یک یا چند نفر کاری کردند به کل مفید و مفیدیها تعمیم ندهید.
ببخشید که طولانی شد.
َ

احتملا شما با مدرسه ی مفید زیاد آشنا نیستید چون تا اونجایی که من توش بودم چنین مدرسه ی ایده آلی با تفکرات مذهبی ندیدم . اگر باور ندارید میتونید در مورد روابط بین دوره ای تو این مدرسه تحقیق کنید و.... نظراتی هم که در بالا دادن شاید نشان بده که این مدرسه چه مدرسه ای هست . شما شاید به عنوان اولیا بوده اید و از بیرون این مدرسه رو دیدید من به عنوان مفیدی بودم و نظری رو در این باره حتی در بین دوستانم هم ندیدم . ولی با این حرفتون که مفیدی جماعت میاد سمت جبهه ی چپ موافقم . خودم شاید نباشم ولی دیدم . پیشنهاد میکنم بیشتر در مورد یک مطلب مطالعه کنید بعد تابلوش کنید.

شيرزاد:
موافق نيستم كه كسي مشاهده يا تجربه شخصي اش را به همه تعميم بده.

salam jenabe shirzad, az daste taane zanan narahat nabash, magar mishavad madrese i be rohaniat o sedaghate mofid ham peida kard

پدرها و مادرها با خيال قبولی فرزندانشان در دانشگاه و برخورداری از يک محيط سالم فرزندان بيچاره خود را در دام مدارس به اصطلاح مذهبی از نوع مفيد يا شبه آن می اندازند.دبيرستانهايي مملو از انحرافات اخلاقی که گردانندگان آنها با بازيهای روانی پيچيده دانش آموزان بيچاره را به مريدان خود تبديل می کنند و در نهايت آدمهايي با هزاران مشکل روحی و منزوی را وارد جامعه می کنند....
حالا آقای شيرزاد فرموده اند مدرسه ای که واقعا مفيد است.بله!مفيد است,خيلی هم مفيد است.تربيت آدمهای منزوی,با عقده های روانی و ....

شيرزاد:
نمی دانم چه ديده ايد که اين طور جمعی را به بی اخلاقی متهم می کنيد. در هر صورت من با عرض پوزش از درج نسبت هايی که در شرايط حاضر کسی قادر به اثبات و رد آنها نيست خودداری کردم.

به عنوان یک فارغ التحصیل دبیرستان مفید باید بگم که در تمام دوران تحصیلم مفید رو نه بهترین مدرسه ایران بلکه بهترین مدرسه دنیا برای خودم و خیلی های دیگه می دونستم.
بعد از فارغ التحصیل شدن نه تنها این تصور کم رنگ نشد بلکه با اینکه توی دانشگاه شریف با فارغ التحصیلان اکثر مدارس خوب تهران همکلاس بودم باز هم جایی رو پیدا نکردم که بتونه به مفید نزدیک بشه، چون واقعا مزیت هایی توی مفید هست که کاملا انحصاری خودشه و اصلی ترینش خلوص و صداقته، واقعا زندگی صاف و ساده و خالص رو توی مفید میشه تجربه کرد.
الان هم که درس دانشگاهم تموم شده و با عده ای از دو ستان شریف یک شرکت تاسیس کردیم توی کار هم ارزش مفید و مفیدیان رو بسیار بالا می بینم. امیدوارم روشی پیدا کنیم تا بتونیم از این جمع قوی و پتانسیل عظیمی که درش نهفته است به درستی استفاده کنیم.

جناب آقاي دكتر
من از فارغ التحصيلان دبيرستان مفيد 1 هستم.تمام داستان آقاي ... راهم مي دانم. لطفا تبليغ بيجا از اين نوع مدارس با اين مديران ( . . . . ) نفرماييد.
فارغ التحصيل دوره 17

شيرزاد:
بسيار طبيعی است که در مورد يک مدرسه و ميزان رضايت از عملکرد آن نزد فارغ التحصيلان آن مدرسه ديدگاههای متفاوتی وجود داشته باشد.

جناب شیرزاد،
خواندن مقاله ی شما جالب بود، ولی از آن جالبتر خواندن مطلب دوست بی-نام به تاریخ 12 مارس، مربوط به مدرسه ی معلم.
من هم زجر دیده ی مدرسه ی مشابهی هستم که انشعابی بود از مفید: رافع. به لطف درایت والدین، در حال حاضر در بهترین شهر دنیا و بهترین دانشگاه کانادا هر روز شکرگذار آرامشی هستم که بعد از 7 سال عذاب مطلق در "رافع" به دست آوردم.

آقای شیرزاد،
به عنوان یکی از موفقترین و خوشبخترین دانشجویان ایرانی در اینجا، بعد از بیش از 5 سال هنوز کابوس زندان رافع رفیق شبهای غربت من هست.

آقای شیرزاد،
کدام فضای باز؟ کدام بی طرفی؟ کدام نمازخواندن انتخابی؟

راستی آقای شیرزاد،
چه کسی مسئول این کابوسهاست؟ چه کسی مسئول این غربت نشینی هاست؟
چطور میشود بعد از آن همه شستشوی مغزی با تعصبات مذهبی بی پایه اساس، دیدن مدینه فاضله را در دیار کفار توجیه کرد؟ به نظر شما، جوانانی که شاهد این تضاد هستند، چه کسی را مقصر میدانند؟ "رافع"ها و "مفید"ها را؟ نظام سیاسی را؟ یا ایدئولوژی فکری را؟


جناب شیرزاد،
لطفا پاسخگو باشید. اگر اشتباهی در نوشتار من هست، بیان کنید؛ و اگر نیست، باز هم بیان کنید.

متشکرم.

شيرزاد:
من نمی دانم تجربه شما از رافع چگونه است. شايد کسانی تجارب ديگری داشته باشند. اما تجربه 6 سال تحصيل فرزند خودم، ملاقاتهايی که با بچه های ديگر مدرسه داشتم و تحصيل برخی فرزندان دوستانم در مفيد، مغاير فرمايش شماست. البته اينها دعوا ندارد. هر موسسه ای موافقان و مخالفانی دارد.

باید خدمت دوستان عرض کنم که وب سایت مدرسه هیچ یک از ادرسهای فوق نیست
بلکه این است:
http://www.mofid.sch.ir/Portal/Home/

سلام آقاي دكتر
بسيار اتفاقي اين جا را پيدا كردم. كسي درباره مدرسه نيكان در گوگل سرچ كرده بود . وبلاگ من و سايت شما در كنار هم بود . نام مفيد توجهم را جلب كرد و به اين جا آمدم.
آقاي دكتر بحث در مورد مفيد و بر و بچه هاي مفيد زياد است ولي مهم ترين خصوصيت را فراموش كرديد :
بچه ها ي ما از هر جناحي كه باشند و از هر تفكري در برابر مشكل خارجي به شدت يك دست مي شوند . بچه هاي مفيد خيلي ايراني هستند . زياد ...
از ديدن شما بعد از مدت ها خوشحال شدم .

سلام،
غير از چپ و راست ملاك‌هاي ديگري هم هست....!!!

آقاي شيرزاد! راستي شما آقاي مهندس رفيعي طاري را هم مي شناسيد ؟ ميدانيد براي چه از اين مدرسه رفتند ؟

http://www.schoolnet.ir/~mofid/index.htm

correct mofid website.the others are not the mofid that Dr shirzad is talking about.

آقای شیرزاد،
من دانشجوی دکترای مهندسی هستم و هم اکنون در آمریکا تحصیل می کنم(فارع التحصیل دانشگاه صنعتی شریف). مطالب جالبی نوشته بودید. به خاطر دارم در سالهای گذشته که قصد ورود به دبیرستان را داشتم، در امتحان ورودی دبیرستان مفید شرکت کردم که قبول نشدم، ولی از آنجایی که والدینم به فضای فرهنگی سالم مدارس اهمیت خاصی می دادند مرا در یک مدرسه دیگر که کادر آن عموما فارغ التحصیلان دبیرستان مفید بودند، ثبت نام کردند، که باید اعتراف کنم حضور دو ساله من در آن مدرسه یکی از بدترین خاطرات دوران نوجوانی ام می باشد. نا گفته نماند که من دوره راهنمایی را در مدرسه معلم، واقع در سعادت آباد تهران، گذراندم که مدیریت آن با آقای مهندس فرشیدی(وزیر فعلی آموزش و پرورش) بود و خاطراتم از آن فضا و مصائبی که از کادر آن متحمل شدم، همیشه مرا دلگیر می کند. سالهای آخر دبیرستان را در مدرسه دکتر حسابی واقع در میدان ولیعصر گذراندم و آنجا بود که نفس آسوده ای کشیدم. عقاید شما محترم است و متین، ولی من به عنوان یک نسل دومی که مدتی در مدارسی شبیه مفید و مدارسی که شبیه آن نیستند تحصیل کرده ام، باید بگویم که به برادر کوچکترم توصیه اکید کردم که هرگز به سمت مدارسی از دست نرود و خوشبختانه همینطور هم شد و الان دانشجوی موفقی است.

احمد آقا يادت مياد چقدر دگم بودي؟ درست مثل اينهايي كه الان باهاشون مشكل داريد.يادته به بچه هايي كه مثل شما فكر نمي كردند به چشم دشمن نگاه مي كردي؟و باهاشو سلام عليك نمي كردي؟
اگر هم براي گرفتن كتاب به كتابخانه نمازخانه مي اومدن طوري برخورد مي كردين كه ديگه اونطرفا پيداشون نشه؟
يادته با اون زير شلواري راه راه سفيد آبي و با اون دمپاييها كه برات كوچيك بود چه تند از اين طبقه به اون طبقه مي رفتي؟ الان هم مثل اونوقتا تند وتيز راه ميري؟
خوشحالم كه واقع بين مردعلم و
مثبت انديش هستي.
واقعيت هاي روزگار چقدر آدمها را به هم نزديك مي كند! اي روزگار......

شيرزاد:
من خيلی چيزها يادمه و خيلی چيزها هم يادم نيست. من يادمه که مثل همه آدمهای اين سرزمين دوران بچگی داشتم، و نوجوانی و جوانی. مثل همه آنها کارهای بد کردم و کارهای خوب. مثل شما، مثل همه آدمهای بزرگ و کوچک اين سرزمين، آره درسته من هم شايد در بچگی شلوارم را خيس کرده باشم، با همکلاسی هايم دعوا کرده باشم، زنگ خانه مردم را زده باشم، شايد ضمن بازی شيشه همسايه را شکسته باشم و... شما از اين کارها نکرده ايد؟
بعدش هم که جوان دانشجو بودم، شعار دادم، داد زدم، اعتصاب کردم، همرا ه 40 مليون آدم ديگه مثل خودم انقلاب کردم، دوست داشتم زمين و زمان آن طور که من می خواهم باشد، برای خودم ايده آل ساختم، با کسانی موافق و با کسانی مخالف بودم، مثل همه آدمها از موافقان نظرم بيشتر از مخالفان نظرم خوشم می آمد. راستی کدام دانشجوی سياسی غير از اين است؟ ببينم شما خودتان يکهويی 50 ساله متولد شديد؟ من که چنين شانسی نداشتم.
به گذشته خودم با همه تلخی ها و شيرينی هايش افتخار می کنم. کارهای خوب زيادی کردم، کارهايی هم کردم که شايد امروز آنها را نکنم. اما چندان ياد ندارم حقوق کسی را پايمال کرده باشم. آری من مواقعی زير شلواری هم پا می کردم، دمپايی هم به پا داشتم. مثل همه بچه خوابگاهی های آن زمان رفتار می کردم. اما آدمی نبودم که تصويرم از افراد بعد از سالها زير شلواری، دمپايی و تند راه رفتن شان باشد. من هنوز هم افتخار می کنم که با اغلب بچه های غير هم فکر دوران دانشجويی ام (مثل بچه های مارکسيست آن زمان) رفيق بودم و در عين حال رقابت و. مبارزه سياسی مان سرجايش بود. آن زمان بچه های با معرفت کم نبودند. اما هر چه فکر می کنم اين کدام دانشجوی گوشه گيری بوده که نتوانسته با آدمی که همه سنخی راحت با او ارتباط بر قرار می کردند تماس بگيرد تا غير از مدل زير شلواری و سايز دمپايی چيز ديگری در مورد او به خاطرش بماند، چيزی به ياد نمی آورم! اما خيلی ها هنوز شيرزاد سالهای دهه 50 را به خاطر می آورند و از او تصوير ديگری دارند.
نمی شود در محيط اينترنت همه شخصيت ها را جدی تلقی کرد. شايد دوست عزيزی که اين را نوشته بيشتر علاقه مند به کشيدن يک نقاشی از کسانی است که نمی داند چه احساسی نسبت به حرفهای آنها بايد داشته باشد. شايد اصلا سنش به دوران گذشته کفاف ندهد، شايد يک شيطنت معمول اينترنتی کرده، شايد هم يک کسی از گذشته دور از قيافه ما خوشش نمی آمده. هر چه هست، لازم ديدم به ذهنيت های اينچنينی توضيحی داده باشم. می بخشيد اگر اين توضيح خودستايانه به نظر برسد.

خدا كند آقايان انحصار طلب متوجه اين قضيه نشوند وگرنه همان بلايي كه سر دانشگاه امام صادق آوردند سر اين گونه مدارس هم مي‌آورند.مگر اينكه كساني كه گرايش راست دارند و فرزندشان در اين مدارس درس مي‌خواند در زمره از ما بهتران باشند.هر چند با روندي كه عدالت فروشان در پيش گرفته‌اند خزان عمر اين مدارس به زودي فرا خواهد رسيد.

شيرزاد:
آنها يی که وظيفه خود می دانند چوب لای چرخ مراکز آموزشی موفق کنند متوجه همه چيز هستند. متاسفانه اغلب آنها که بايد از دستاوردهای حرکتهای مدنی دفاع کنند حواسشان نيست.

آقا بنده با این مجموعه آشنایی ندارم و هرچی بگم زیادی گفتم ولی اتصافا وب سایتش خیلی ضایع است. با این وب سایت که همش مداحی و روضه خونیه بنده خوشبین نیستم که چیزی از مدرسه بیرون بیاد.

شيرزاد:
کچلی اش کم آوازش!

دکتر جان بنیان مدرسه را میگذارند نه اینکه بگزارند. ارادتمند

شيرزاد:
آخ از دست اين فعل گذاردن و اختلاف ادبا در اين مورد که آخرش تکليف ما را معلوم نمی کنند.

دبیرستان مفید در ابتدا در قالب مدرسه راهنمایی مفید در سال 53 زیر نظر شرکت "مفاد" که زیر مجموعه مکتب امیرالمؤمنین(ع) بود و مؤسسین آن آیت الله موسوی اردبیلی و مرحوم شهید دکتر باهنر و تعدادی از افراد خیر بودند، در نزدیکی دانشگاه تهران تأسیس شد و شروع به کار نمود. در سال 56 دبیرستان مفید در ساختمانی مجاور مسجد امیرالمؤمنین در خیابان نصرت (نرسیده به خیابان کارگر شمالی) تأسیس شد و اولین دوره از دانش آموزان خود را ثبت نام کرد. این مجموعه در آبان ماه سال 57 به محل فعلی دبیرستان (خیابان زنجان شمالی) انتقال یافت. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی شرکت "مفاد" منحل شده و دبیرستان زیر نظر مکتب امیرالمؤمنین(ع) ادامه کارداد. مدرسه راهنمایی شماره یک نیز در سال 61 تأسیس و در کنار این مجموعه آغاز به کار نمود. مکتب امیرالمؤمنین(ع) با توجه به عملکرد موفقیت آمیز مجوعه های آموزشی خود (دبیرستان و مدرسه راهنمایی شماره یک) و به منظور گسترش فعالیتهای خود در زمینه آموزش و پرورش به تأسیس دبیرستان مفید شماره دو (سال 70) و مدرسه راهنمایی شماره دو (سال 76) - در محله قیطریه تهران و در سال 83 دبیرستان مفید 3 در میدان ونک اقدام نمود. با توفیق الهی در سال تحصیلی (83-72) بیست و چهارمین دوره دانش‌آموزان دبیرستان شماره یک فارغ التحصیل شدند.

از ابتدا مدیریت رسمی دبیرستان را مرحوم حجت الاسلام شکوری راد بر عهده داشتند که این مسؤولیت تا سال 80 نیز ادامه داشت. در این مدت امور مدیریتی داخل دبیرستان توسط یک مدیر داخلی انجام می‌شد. لیکن از سال تحصیلی (81-80) دبیرستان بدلیل مشکلات جسمی و بیماری حجت الاسلام شکوری راد که نهایتا به فوت ایشان منتهی گردید با یک مدیر به کار خود ادامه می دهد.

http://www.schoolnet.ir/~mofid/int_history.htm

لطفا یک سری به این وب سایت بزنید.اینجا مدرسه موسیقی مذهبی است یا یک دبیرستان؟
http://www.mofid-highschool.com/

"سرباز خانه ای به نام نیکان"
از 8 سالگی خواندن نماز اجباریست لباسها باید ساده و بدون نقش باشد تا سال چهارم موها با ماشین 4 زده شودوتا5 بعد ازظهر ساعت مدرسه هست .

نیکان در سال 1348، به همّت مالى مرحوم سیّد یوسف شالچیان و همّت مرحوم علّامه تأسیس شد!

آیا تامین کنندگان مالی این نوع مدارس اعم از بازاری ، مجتهد، ... مالیات های خود را به درستی می پردازند؟یا خیریه ها را سرپوشی برای فرار از قانون تاسیس کرده اند؟
آیا مجتهدین در حوزه ها مانند اساتید دانشگاهها مالیات بر دستمزد می پردازند؟
آیا شما به گزینش عقیدتی در سیستم آموزشی اعتقاد دارید؟

از این نوع مدارس مذهبی که نمونه کامل یک سیستم رانت خواری برای مذهبیون (ریش دار - باریشه یا بی ریشه)، ثروتمندان (کارگزارانی یا موءطلفه ای)مملکت است.نمونه دخترانه ان هم طلوع و رفاه و.. هستند.

خب حالا اگه روزنامه کم بیارن مدرسه میبندن

جناب آقاي دكتر شيرزاد
يكي از دوستان من ميگفت كه در هنگام مصاحبه ورودي از او دليل ادامه جنگ در زمان ايران و عراق را پرسيده بودند به نظر شما اين سوال بايد از يك دانش آموز دبستاني پرسيده شود؟ معني اين سوال چيست؟

Yademoun nare ke tarze taffakore kadr e madaares har ghadr ham edde'aye bitarafi daashte bashand roo tarbiat bache ha asar dare. fazaye modiriat mofid ijab mikone ke bache ha intor tabyat beshan. eslaah talabi ham az too madrese dar nemiad. bishtar az hame hatta baraye oonhayi ke edde'aye mostaghel boodan tooye fekr o andishe daran vojud e zarfiyat dar fazaye ejtemai che khanevade che madrese hast ke sabab mishe fard mostaghel fekr kone ke natijeye mostaghel fekr kardan ham lozouman eslaah-talab shodan nist. amma fazaye madrese hayi mesle mofid o inha oonghadr ham baz nist va bishtar eslaah talab boodan e bache ha be khaneade hashoun bar migarde.

با سلام
بخاطر همین است که اقایان مجوزمدارس غیر انتفاعی در اصفهان را به بسیج وحسینیه ها میدهند تا درآینده بتوانند تفکرات منجمد خودرا به بخش عظیمی از جامعه القا نمایند.