زهرمار هسته ای
مدتی است تبليغات صدا و سيما درباره دستاوردهای باصطلاح تحقيقاتی ايران در فيزيك هسته ای شدت گرفته و وضعيت چندش آوری پيدا كرده است.
گاه با خودم می گويم ای كاش اين چهار كلمه درس فيزيك را بلد نبودم، كاش هيچوقت به مجلس پا نگذاشته بودم تا به عنوان رئيس كميسيون آموزش و تحقيقات يك حداقل اطلاعاتی از وضعيت تحقيقاتی كشور داشته باشم، كاش همين مختصر آشنايی را با محققان كشور نداشتم كه بدانم علم واقعی در ايران در چه سطحی است و در كجا و چگونه رشد می يابد، كاش من هم می توانستم مثل برخی مردم عادی و ايضا برخی سياستمداران از ديدن چهار تا وسيله آزمايشی و ظواهر يك آزمايشگاه تحقيقاتی حيرت زده شوم، و كاش بعضی چيزهای ديگر حالی ام نمی شد تا برخی گزارش های بی پرو پايه صدا و سيما كه ترجيع بند برنامه های اين روزهايش شده تا اين حد آزارم نمی داد.
اين روزها هم پيچ راديو و تلويزيون را كه باز می كني هر طرف كه می چرخانی خبر، گزارش، مصاحبه، تفسير و برنامه است در منقبت فيزيك هسته ای، انرژی هسته ای، فناوری هسته ای، برق هسته ای، كوفت و زهرمار هسته ای و ... . مثل اينكه در آسمان باز شده و تمام علوم و معارف انسانی خلاصه شده در فيزيك هسته ای و آن هم يك مرتبه و يك جا نازل شده است بر مغز "دانشمندان جوان هسته اي" ايران كه تاكنون يك نفر هم نام يكی از آنها را نشنيده است تا بداند اين كدام نوابغ فوق بشری اند كه اينشتين را در يك جيب شان می گذارند و بوعلی سينا را در جيب ديگرشان!
جالب است كه آنقدر گفته اند فيزيك هسته ای، كه مردم به خيالشان كه تمام فيزيك يعنی فيزيك هسته ای، و بقيه علوم هم به درد كشك سابيدن می خورند. و آنقدر گفته اند "دانشمندان جوان هسته اي" كه افكار عمومی قاعدتاً بايد تصور كنند تمام رازهای علمی هسته ها همين اخيراً توسط دانشمندان گمنامی كه هيچ يك از محققان ايران و جهان اسمشان را نشنيده اند در مراكز علمی كه هنوز كسی نامی بر آنها ننهاده است كشف شده اند و ارزش اين كشف ها آنچنان زياد است كه نسل های بعد آنها را درك خواهند كرد! و از طرف ديگر اين كشف ها آنقدر اهميت دارند كه اصلاً نمی شود آنها را منتشر كرد، چون ممكن است باعث شود "اين غربی های دزد" از اين طريق با رازهای هسته ها آشنا شوند! و ضمناً به دليل غرض ورزی ها و حسادتهای محافل علمی غربی ها اين كشفيات شگفت انگيز مورد انكار واقع خواهند شد(!) بنابراين چه بهتر كه اين رازها سر به مهر بمانند تا روزگاری كه آيندگان چشم به تحسين نوابغ گمنام هسته ای امروز ايران بگشايند.
از سوی ديگر ناگهان بر ملا شده است كه با فناوری هسته ای می توان از شير مرغ تا جان آدميزاد همه چيز را توليد كرد به قيمت مفت و با بهترين كيفيت! با دو گوش خودم شنيدم كه تلويزيون با يك بنده خدايی در خيابان مصاحبه می كرد و از او می خواست در توصيف مزايای انرژی هسته ای صحبت كند و آن بنده خدا هم كه يك چيزهايی شنيده بود (يا همان چند دقيقه ياد گرفته بود!) می گفت: "ببينيد منبع فعلی انرژی ما چيست؟ خوب نفت. می دانيم كه اين نفت يك روزی تمام می شود. اما (بقول معروف آما)، انرژی هسته ای هيچ وقت تمام نمی شود. هميشه هست"!
معلوم می شود سه قرن پيش اصل پايستگی انرژی اشتباهاً توسط جيمز ژول و ديگران پايه گذاری شد. گويا تمام آزمايش هايی كه در اين سيصد سال مردم انجام دادند و در آنها هر شكلی از انرژی كه در پديده ها ظاهر شده به قيمت از ميان رفتن يا كاسته شدن از شكل ديگری از انرژی بوده است، اشتباه بوده و گزارشگران صدا و سيما قادرند دنيای جديد فيزيكی درست كنند كه در آن نوعی انرژی به نام انرژی هسته ای همين طور خود به خود و بدون مصرف شدن منابع توليد آن، می جوشد و بيرون می آيد، جل الخالق، عجب كلاهی اين فيزيكدانان غربی سر ما گذاشتند كه گفتند انرژی بقا دارد و فقط از نوعی به نوع ديگر تبديل می شود!
معلوم شد چند هزار معلم فيزيك هر سال دارند اشتباهی به بچه های مردم فيزيك درس می دهند وقرار است صدا و سيما يك فيزيك جديدی كه حاصل تراوشات نابغه های ناشناس است را به جامعه ايران آموزش دهد كه به دليل ضرورت حفظ اين مغزهای پر ارزش حرفشان را مخاطبين كوچه و بازار در پاسخ به گزارش گران صدا وسيما به اطلاع مردم می رسانند.
آنقدر گفتند "دانشمندان جوان" كه بعضی ها ديدند خوب بازار گرمی است، بهتر است تا تنور داغ است بچسبانند. چند هفته پيش خبر دختر خانم نابغه ای كه از شيراز ظهور كرد حرص فيزيك دان ها را در آورده بود. چند تا از دانشجوبان دكترا و دوستان تازه فارغ التحصيل را ديدم كه از ناراحتی خون خونشان را می خورد كه چرا صدا و سيما اين طور علم را به مسخره گرفته است. در برخی از روزنامه هايی كه امكان داشت، مقالاتی نوشتند و نسبت به اين نوع سرسری گرفتن برخورد رسانه رسمی كشور با اخبار علمی هشدار دادند. همه مانده بودند متعجب كه چطور يك دختر خانم زرنگ با درست كردن يك فايل قلابی از خبر يك روزنامه خارجی، که البته وجود خارجی ندارد، با همكاری يك خبرنگار شيرازی اين طور جامعه علمی كشور را به مسخره می گيرد و آب از آب تكان نمی خورد. برخی مسئولان انجمن فيزيك هم مصاحبه كردند، توضيح دادند، از صدا و سيما درخواست كردند مسئولانه تر برخورد كند و خبر بی پر و پايه خود را كه در چندين بخش متنوع با آب و تاب منعكس كرده بود تكذيب كند، اما دريغ از اين كار. اگر از سنگ صدايی درآمد صدا و سيما هم حاضر شد دسته گلی را كه به آب داده بود تصحيح كند.
البته به زعم اين حقير اين پديده طبيعی است. در اين روزها بعيد ندانيد كه از يمين و يسار مملكت دانشمند ظهور كند. علتش روشن است. مسئولان كشور يكريز دم از دانشمندان معجزه گر و نابغه ايرانی می زنند اما كسی را معرفی نمی كنند، چون هر كه را بگويند جامعه علمی كشور خوشبختانه در قد و قواره ای است كه می تواند او را ارزيابی كند. به همين دليل وقتی افكار در به در حساس اند كه اين نوابغ برجسته ايرانی، چه كسانی هستند، آنوقت بعيد نيست كه دو تا آدم زرنگ سر برآورند و به تشنگی افكار عمومی پاسخ دهند كه آری اين منم كاووس عليين شده!
خوشمزه است برايتان تعريف كنم كه در همين راستا چند شب پيش يكی از دوستان (با استناد روشن) نقل می كرد كه يكی از استانداران دولت فخيمه در جلسه رؤسای دانشگاههای استان مربوطه سخنان مبسوطی ارائه فرموده اند كه آری علم و دانش چقدر نيكوست و جوانهای ما چه كرده اند در اين عرصه و... خلاصه جناب ايشان مبهوت سخنان خودشان بوده اند كه از دهانشان در رفته است كه: "بله من شنيده ام دختر خانم نابغه ای هستند در كرج كه در خانه خودشان اورانيوم غنی می كنند. آشنايان شان او را به آقای رئيس جمهور معرفی كرده اند و ايشان هم گفته اند برود پيش آقای آقازاده راجع به روش غنی سازی اش توضيح بدهد." خوانندگان عزيز اهل فيزيك اگر اعصابش را ندارند اين حرفها را نخوانند. اما به هر حال اينها واقعيت است. آن آقای استاندار كه يك قدم با هيأت دولت فاصله دارند بالاخره چنين چيزهايی باورشان هست كه آنها را نقل می كنند، آن هم با شهامت قابل توجهی در جمع دانشگاهيان استان. دنباله خبر معلوم نيست چی شده. البته اگر اين نابغه غنی سازی موفق شود آقای آقازاده را سر كار بگذارد بايد به جهت ديگری به او مدال داد!
يك زمانی در جايی جلوی يكی از خبرنگاران صدا و سيما را گرفتم و به هر شكلی بود از او خواستم به من بگويد علت آن همه خبرسازی ها و گزارش های تخريبی عليه نمايندگان مجلس ششم و ساير اصلاح طلبان، از طريق ساخته و پرداخته كردن سوژه هايی كه به عقل جن هم نمی رسد، چيست. يواشی در گوشم گفت: جايزه می دهند. ظاهراً علتی هم جز آن نمی توانست داشته باشد. يك دفعه می ديدی فضايی شده كه برخی از خبرنگارها، فيلمبردارها و گزارشگران كه چندان هم به تيپ و تبار راستی ها نمی خوردند در به در دنبال سوژه می گردند تا بگذارند توی كاسه و كوزه يك نماينده، يك وزير يا يك مدير اصلاح طلب. به اين ترتيب سيلابی از اخبار و گزارش های جهت دار به راه می افتاد، كه اگر بر فرض طرف مقابل سمج می شد و بطلان برخی از آنها به اثبات می رسيد، و يا حداكثر دولت يك اعتراضی می كرد، خوب دوتاش را هم تكذيب می كردند، آن هم در يك شكل حق به جانب و به صورتی كه از نكردنش بدتر بود. اما در هر حال آن سيلاب گزارش ها تأثير تخريبی خودش را می گذاشت.
حالا هم فصل، فصل غنی سازی است. فصل گفتن و شنيدن و خبر ساختن از معجزات فناوری هسته ای و كشفيات باور ناكردنی نوابغ ايرانی در اين زمينه. درهمين زمينه به تازگی خانم عشرت شايق نماينده تبريز هم فرموده اند: "دولتمردان امریکا میخواهند که خود از نبوغ ایرانیها در دستگاههای علمی کشور خود استفاده کنند و به نام خود ثبت نمایند و از این بابت نیز عصبانی هستند". وقتی کار به "نابغه يابی" برسد آنوقت خانم عشرت شايق هم نابغه پيدا می کنند. در جامعه ما هم وقتی چيزی فصل اش بشود مثل آنفلوآنزای مرغی يك دفعه همه جا شايع می شود. يك دفعه در كشور همه خواب امام زمان را می بينند، يك دفعه پشت سر هم اتفاقات معجزه گونه مشابه هم به وقوع می پيوندد. همزمان با ظهور هاله نورانی بر فراز سر مقامات كشور در حرم امام رضا هم رفتار خارق العاده از يك جانور گزارش می شود. وقتی يك چيزی فضا و جوش بگيرد، پشت سر هم تكرار می شود. چند سال پيش در يك مدتی هر چند هفته يك بار مرد علمی سال يا چهره برجسته علمی قرن از ايران معرفی می شد. حالا هم زمان بازگويی معجزات فناوری هسته ای است.
چند هفته پيش خانمی از آشنايان دور كه در صدا و سيما برنامه سازی می كند با من تماس گرفته بود كه "می خواهم يك سری برنامه درباره فناوری هسته ای در ايران تهيه كنم، شما بيا به عنوان محقق با من همكاری كن". به طور مؤدبانه ای هم رساند كه دستمزدش بد نيست. به او گفتم هم من اين در و دكان ها را قبول ندارم، هم رؤسای شما اگر بدانند من در تهيه برنامه ای همكاری دارم اجازه پخش نمی دهند و هم احتياجی به اين پولها ندارم. از من خواست كسان ديگری را معرفی كنم كه گفتم برو سراغ روابط عمومی انرژی اتمی شايد آنها كسانی را معرفی كنند. بعد از چند هفته دوباره زنگ زد و اين بار گفت: قصد دارم برنامه هايی در مورد موضوعی ديگر تهيه كنم كه بخشهايی از آن هم با انرژی هسته ای مربوط است. نكته جالب اش اينجا بود كه يك جوری از حرفهايش فهميدم می خواهد برنامه را به گونه ای به مسايل هسته ای ربط دهد تا از اين طريق بهتر بتواند بودجه بگيرد.
آری، از ظواهر چنين بر می آيد كه ولوله ای در بين برنامه سازان صدا و سيما افتاده تا هر چه بيشتر در مورد دستاوردهای اعجاب آور تحقيقات هسته ای، ضرورت انجام تحقيقات هسته ای، نقش فناوری هسته ای در يك زندگی بهتر، لزوم بهره مندی از فناوری هسته ای در همه زوايای زندگی و امثال اين امور برنامه بسازند. شواهد نشان می دهد كه در اين راستا درآمد بيشتری قابل حصول است. البته نگران نباشيد، چون در كشور ما فصل ها زود به زود عوض می شند، قبل از آن كه كفگير برنامه سازها كاملاً به ته ديگ بخورد، يك چيز ديگری موضوع روز خواهد شد.
اما بگذاريد آخرين حكايت را هم در اين باب بگويم. يكی از شبهای اول همين بهمن ماه جاری بود كه با دو گوش خودم گزارشی را در حاشيه اخبار سيما شنيدم كه داشتم از تعجب شاخ در می آوردم. گزارش مربوط بود به قطارهای فوق سريع برقی كه در برخی كشورها مورد استفاده قرار گرفته است. گوينده انتقاد می كرد كه چرا اين طرح در ايران كند جلو رفته است. در مورد سرعت اين قطارها كه به حدود 300 كيلومتر بر ساعت است توضيح می داد و مطالبی از اين قبيل. خوب تا اينجای كار گزارش خوبی بود و من هم كه می دانستم اولين خط اين نوع قطارها قرار است در مسير تهران- اصفهان باشد با علاقه مندی گوش می دادم. يك دفعه ديدم خانم گوينده زد به صحرای كربلا و در مورد انرژی مصرفی قطارها شروع به صحبت كرد. تا ته خط را خواندم و به دقت گوش دادم. داشت می گفت قطارهای ديزلی خيلی مصرف انرژی دارند و حساب می كرد مجموع سوخت فطارهای ديزلی كشور پس از ده سال می شود چند ميليارد دلار. سپس نتيجه می گرفت كه اگر ما به جای لوكوموتيوهای ديزلی از قطارهای برقی استفاده كنيم و برای برق مصرفی آنها نيز از "برق ارزان قيمت هسته اي" استفاده كنيم اين مبلغ را صرفه جويی خواهيم كرد.
داشت كله ام دود می كشيد. يك جوری با مردم حرف می زنند مثل اينكه برق هسته ای يعنی برق مفت. گويا تمام اين سرمايه گذاری هايی كه تاكنون در نيروگاه بوشهر و بخش های وابسته انجام شده از خزانه غيب يا از جيب ملائكه صورت گرفته است. همين امسال اگر كتاب بودجه 85 را ورق بزنيد حدود 195 ميليارد تومان بابت بدهی های قبلی سازمان انرژی اتمی در طرح نيروگاه بوشهر منظور شده است. نيروگاهی كه سه دهه است روی زمين مانده و پول خرجش می شود. بعد هم يك طوری صحبت می كنند كه گويی اگر ما به چرخه سوخت دست پيدا كرديم قادر خواهيم بود بدون صرف هيچگونه هزينه ای سوخت نيروگاه هسته ای توليد كنيم. اينها همه در حالی است كه هر مهندس تازه از كار در آمده ای هم می داند كه انرژی الكتريكی در عين آنكه تميز و سهل المصرف است از همه گرانتر و پرهزينه تر است و در بين روشهای مختلف توليد انرژی الكتريكی هم محاسبات پيچيده ای لازم است تا با توجه به شرايط هر كشوری معلوم شود هزينه كدام روش كمتر است.
ولی خوب، حرف كه ماليات ندارد به خصوص اگر از طرف صدا و سيما باشد. همين طور روی هوا می گويند "برق ارزان قيمت هسته اي". حالا كی توليد كرده، كی فروخته، كی خريده، اينها مشكل گزارشگر نيست. مهم اين است كه در حال حاضر اين حرف هاست كه در عرصه برنامه سازی خريدار دارد. كسی هم نگران صحت و سقم علمی يا فنی آنها نيست. مگر اين همه آدمهای گنده مملكت روی هوا آمار و ارقام بی حساب و كتاب اعلام می كنند آسمان به زمين می آيد؟ حالا يك بار هم بگذار گزارشگران صدا و سيما حرفهای هوايی بزنند. گيرم چهار تا مهندس و كارشناس هم فردای آن روز اين خبر را برای يکديگر نقل كردند و با هم به آن خنديدند، مهم نيست. كی خنده آنها را می شنود؟ مهم آن است كه ميليونها نفر خبر صدا و سيما را می شنوند. پس حالا كه چنين است هر چه باداباد. تا اطلاع ثانوی سوار بر ارابه صدا و سيما می رانيم. به پيش!
نظرات بازدیدکنندگان
تو اصلا مي داني انرژي هسته اي ودانش هسته اي به چه مي گن -خائن وطن فروش اگه انرژي هسته اي بد بود كه الان كشورهاي استبدادگر واستعمار گر براي متوقف كردن كشورمااينقدر براي اين حركت ملت ايران توطئه وقطعنامه صادر نمي كردند گردنت بشكند.همين تفسير ها و تفصيلهاي پوچ تو وامثال تو باعث زبان درازي آن كشور ها شده است .انشاءالله به درك واصل شوي
شيرزاد:
حيفم آمد بد و بيراه های اين يکی را حذف کنم، انصافا با نمک بود!
Posted by: Anonymous | April 9, 2007 12:56 AM
با سلام
چند نکته را یاد آور می شوم
1-شماگفتید که هزینه های هنگفتی برای ساخت نیروگاه هسته ای صرف شده و خواستید نتیجه بگیرید که سوخت هسته ای اینطور هاهم که می گویند ارزان نیست و همینطور گفتید که استفاده از انرژی الکتریکی هم نه ارزان بلکه پیچیدگی های مخصوص به خود را دارد آقای شیر زاد مگر نه اینکه یک جت در شروع پروازش زمانیکه باید بر نیروی جاذبه غلبه کند چندین برابر بیشتر از آنچه درادامه احتیاج دارد باید انرژی صرف کند پس با استدلال شما چون در مرحله آغازین انرژی زیادی لازم است و این مثل همان هزینه های ساخت نیروگاه هسته ای است پس اصلا اگر دست آدمی مثل شما بود اصلا نباید جتی پرتاب شود و نباید نیروگاهی ساخته شودآیا اینطور نیست؟
2-کدام مسئول یا کدام برنامه ی صدا و سیما اعلام کرده که استفاده از انرژی هسته ای مفت است اگر به یاد دارید ممنون می شوم ذکر کنید ما هم ببینیم یا بشنویم یا بخوانیم
3-این که آن بنده ی خدا ییکه که میگویید در یک مصاحبه ی تلوزیونی گفته به هر حال انرژی نفت و انرژی فسیلی پایان پذیر است و انرژی هسته ای خیر شما گفتید پس سه قرن پیش اشتباه بوده که ژول که گفته پایستگی انرژی وجود دارد و ما قرنها این موضوع را به کودکانمان هم یاد دادیم دکتر شیرزاد اولا (البته شمابه طور معمول بهتر از من می دانید) که نظریه ی سه قرن پیش اصلاح شد به این ترتیب که پایستگی انرژی و ماده مطرح شدثانیا اینکه شما حلیمه بادمجان خوردید آخر بنده ی خداکجای حرف آن آقا نقض پایستگی انرژی بود پایستگی انرژی بیان می کند که انرژی از بین نمی رود و به وجود هم نمی آید فقط از نوعی به نوع دیگر تبدیل می شود اما شما می دانید که ما قادر به استفاده از بعضی نوع های انرژی هستیم و بعضی از انرژی ها را نمی توانیم در راستای نیازهایمان به کار ببریم مثلا انرژِی فسیلی را مصرف می کنیم ووقتی به انرژی دیگری تبدیل شد دیگر قادر به استفاده از آن نوع انرژِی نیستیم پس وقتی انرژی فسیلی به پایان رسید و ما ذخایر نفتمان تمام شد به نظر شما باید بنشینیم کشورهایی که انرژی هسته ای دارند آن را به عنوان انرژی اولیه به ما ندهند مگر به قیمت به استعمار کشیده شدنمان حرف آن بنده ی خدا این بود چه ربطی به نقض پایستگی انرژی داشت خدا می داند!
3-اگر دانشجویی به شما بگوید استاد می خواهم یک کارنو انجام دهم آیا شما می گویید دانشجو جان شما را چه به این کارها ما هنوز نمی توانیم حقمان را بگیریم نمی توانیم بفهمیم پایستگی انرژی یعنی چه برویم دنبال چیز تازه همین ها را که دیگران گفته اند یاد بگیری خیلی است دیگران کشف می کنند به ما می گویند و می فروشند آنوقت ما هم یاد می گیریم آیا این طور است ؟
شيرزاد:
1- روشن است که برای هر کاری سرمايه اوليه لازم است. اما بايد نهايتا هر پروژه ای بتواند با احتساب مجموع منافعی که از آن حاصل می شود در زمان معين بازدهی مثبت داشته باشد. سرمايه گذاری روی نيروگاه هسته ای نيز از اين قانون مثتثنی نيست.
2- خوشبختانه الان پس از چند ماه فتيله اش پايين آمد، ولی در سال 85 مدتی بود که صدا و سيما ميکروفن به دست از مردم کوچه و بازار در مورد مزايای انرژی هسته ای سئوال می کرد. مردم بيچاره هم هر چه به ذهنشان می رسيد می گفتند. البته آنها تقصير نداشتند بلکه مقصر کسی بود که در تيراژ مليونی پخش می کرد.
3- اولا، مفهومی که به عنوان تبديل ماده به انرژی در ذهن شما (و شايد بسياری از مردم عادی) باشد به اين شکل نيست که تصور می فرماييد. قضيه مربوط است به تغيير "جرم" دستگاههايی که به نوعی مبادله انرژی با محيط خويش دارند. متاسفانه چسباندن اين مطلب به برداشت کلاسيک "متناسب بودن جرم با مقدار ماده" باعث اين بدفهمی متداول می شود.
ثانيا، درست است که انرژی ها به هم تبديل می شوند اما بنا به قانون دوم ترموديناميک روند تبديل هر نوع انرژی پتانسيل به انرژی حرکت کاتوره ای ذرات (انرژی گرمايی) در مجموع فرايندهای ترموديناميکی يک طرفه است. به بيان ديگر، لااقل در محيط پيرامون ما اتفاقی که می افتد تبديل مداوم منابع انرژی به انرژی حرارتی است که روندی يک سويه است. به اين ترتيب همه انواع انرژی تجديد ناپذير که ما در اختيار داريم به مرور مصرف می شوند و به حرارت تبديل می شوند، چه انرژی ناشی لز سوختهای فسيلی و چه انرژی ناشی از شکافت هسته ای. البته منابع تجديد پذير انرژی که به منبع ديرپای انرژی خورشيدی مربوط می شوند، وضعيت متفاوتی دارند. به اين ترتيب قبول بفرماييد اين باور غلط که بعضی ها تصور می کنند سوختهای فسيلی روزی تمام می شوند ولی انرژی هسته ای ماندگار است درست نيست. همه سوختها تمام شدنی هستند.
Posted by: a-v | April 3, 2007 04:25 PM
سلام جناب دکتر نمیدونم بگم متاسفم یا نه اما برای گروهی از ادمها حتی ابراز تاسف هم دردی رو دوا نمیکنه ایران من به خاطر افکار عقب مانده گروهی از انسانهای به اصطلاح مدرن تا حالا عقب مونده به جه زبونی به امثال شما که که تمام حرفاتون بوی حقارت کوچکی میرسه باید گفت که حق من جوونه که کشور خودم رو با دستهای هر جند به قول شما ناتوان اباد کنم .میونید احساس میکنم اونقدر غم از دست دادن جاه مقام بعد ازدولت اقای خاتمی پریشونتون کرده که حتی خواب شب رو هم از شما گرفته اما باید گفت این مشکلاتی که الان برای ما پیش اومده دست گل کابینه وجند تا نماینده مصلحت طلب دوره قبل بود شاید پیشرفت من جون از دید شما یه حرف مفت یه تبلیغات دروغ باشه ولی هست وباید دید حسرت خورد جناب دکتر واقعا رشته شما فیزیکه از دید من که این رشته رو خوندم یک فیزیکدان یک ادم کاملا منطقی .جناب دکتر فکر نمیکنم جناب عالی از دکتر حسابی هم نابغه تر باشید دکتر حسابی در اوج رفاه می یاد ایران تا به گفته خودش توی سر بچهای ایرانی بزنه به اونها درس یاد بده به نظرم یکم بزرگمنشی از ایشون یاد بگیرید
یاحق
شيرزاد:
شما فقط به بنده ناسزا فرموديد، اما نگفتيد که کجای حرفهای من چه ايرادی داره.
Posted by: علمدار | March 6, 2007 05:30 PM
آقا بگذاريد هرکاري که ميخواهند انجام دهند چون سالهااست واژه خجالت از فرهنگ لغات ايران معنايش عوض شده شايدهم اصلا حذف شده به هر حال هراشتباهي يک تاواني دارد خداکند 28 سال کافي باشد ولا حسابمان با خدااست تا کي بايد تاوان اشتباه اجدادمان را در 28 سال قبل ما پس بدهيم
شيرزاد:
قاطی کردی جانم. 28 سال قبل که به اجداد مربوط نمی شود، به پدران مربوط می شود. البته اگر بخواهيد پدر پدران را در آوريد با اجداد کار خواهيد داشت.
Posted by: ش | March 6, 2007 09:55 AM
سلام.من خودم و کوچیکتر از این می دونم که بخوام در مسائل سیاسی نظر بدم ولی یه پیشنهاد برای خودتون دارم :آقای شیرزاد اگر در صحبتاتون ادب رو هم رعایت کنید وبا تمسخر به سوالاتی که از شما میشه جواب ندین فکر کنم خیلی بهتر باشه
شيرزاد:
از توصيه صميمانه شما متشکرم. بيشتر سعی می کنم. لکن قبول بفرماييد در يک کار ژورناليستی گاهی اقتضا دارد از چاشنی طنز و شوخی نيز استفاده شود.
Posted by: ... | March 1, 2007 03:53 PM
ما با گوش مبارک خود شنیدیم که آقای احمدی نژاد (در مصا حبه مطبوعاتی مشترک با هوگو چاوز، تابستان امسال) عرض نمودند که:
انرژی هسته ای، انرژی تجدیدپذیری است!!!
و جمله دوستان پس از شنیدن این حرف مدهوش گشته و پاره ای هم انفارکتوس والفاتحه...
Posted by: ابوذر | February 15, 2007 10:39 PM
http://www.youtube.com/watch?v=9cIrymEv8xI
Posted by: hoseiny | February 13, 2007 06:26 PM
تقریبا خوب است
Posted by: امین | February 10, 2007 04:40 PM
جناب شيرزاد
واقعا بين شعار و شعار گم شده ايم. كجا ميتوانيم درباره وضعيت و نياز مملكتمان به انرزي هسته اي مطلب مختصر و مفيدي را بخوانيم؟
من كه هنوز هيچي نوفهميده ام!
شيرزاد:
خوشبختانه توی سايت های اينترنتی مطالب زيادی می شود پيدا کرد. فقط بايد کمی دقيق بود.
Posted by: ح | January 19, 2007 01:47 AM
همه ی مشکل ما از بی سوادیه. اگه چهار تا آدم با سواد که میدونن توی دنیا چه خبره راس کار بودن وصع ما اینجوری نبود.
قسمت غم انگیزش اینه که اینقدر ازین حرفا تو گوشمون کردن که دیگه هممون عادت کردیم. دیگه وقتی تو تلویزیون اینجور چیزا میشنویم یه ذره تعجب هم نمی کنیم.
(جز انتظار و جز استقامت-وطن علاج دگر ندارد)
Posted by: Milad Alizadeh | January 19, 2007 01:26 AM
با گوش دادن به حرفات فهمیدم که اصلا به فکر مردم نیستی و دنبال حزب بازی خودتونی شماها و امسال شماست که سالها مملکت رو به ای وادی نا کجا آباد کشوندین حالا فرق نمی کنه از راست یا چپ یا هر کوفت زهر مار دیگه ای سر موضوعات کوچیک مثل یه بچه خردسال در صدد ضربه زدن به هم هستین انگار عقل شما بیشتر ازین رشد نمی کنه که به مشکلات مردم برسید.
شيرزاد:
راست ميگی. واقعا نبايد اين قدر سر مسائل کوچکی مثل هسته ای جر و بحث کرد. البته ما تازگی ها به مسائل مهمی مثل گوجه فرنگی هم پرداخته ايم!
Posted by: مرتضی | January 19, 2007 12:42 AM
salam,
yeki az in daneshmandan javan enegy hasteei Dr ... ast ba madrak zeraat (agronomy) az daneshgah Azad!!!!!!nave emam jome ... az in rah be kheili jaha ham reside.
شيرزاد:
ببخشيد که اسمها را حذف کردم.
Posted by: sasan | January 18, 2007 10:22 PM
من می خوام حرفمو رک بزنم برام مهم نیست که کسی ببینه یا نه مهم اینه یه چند تا ادم درست و حسابی مثه شما اینو ببینن .... نمی گم دولت خاتمی خیلی خوب بود ..... نمی گم همه ی حرفا رو زد .......نمی گم به حرفایی که قبلاً زده بود عمل کرد . ولی معصوم بود . کی دیده بودین صدا و سیما واسه ی رفتن خاتمی به شهرای دیگه " فیلم " تهیه کنن؟؟؟؟؟؟؟ هان؟؟؟؟کی دیده بودی؟؟؟؟ حالا صدا سیما برای ما زبون در اوورده .....می ره برای احمدی نژاد فیلم تهیه می کنه (وقتی که تشریفشونو بردن مازندران) !!! واییییییییییی ........چقدر این صدا سیما خودشو می چسبونه به این دولت .......کی دیدی به خاتمی بگن " او امد " ؟؟؟ انگار نعوذ و با... پیامبر یا امام ..... انگار ایران تا حالا رییس جمهور نداشته .... انگار رییس جمهورای قبلی بوقن .....من نمی دونم این " معجزه ی هزاره ی سوم " چیه؟ ولی خداییش ...
نمی خوام توهین کنم ولی خیلی الکی حرف می زنه ..... . اقای شیرزاد شما به عنوان دکترای فیزیک ( همون چیزیکه من خودمو واسش تیکه پاره می کنم ) در مورد اون حرف رییس جمهور که گفت " من اخر نوکرای شمام " چه عقیده ای دارین؟؟؟ به نظر من خیلی عامیانه ست . صدا و سیما واقعاً راستین ......... واقعاً اصول گران ......نمی گم اصول گرا بدن و اصلاح طلبا خیلی خوبن ولی هر دو از حد طبیعی خودشون خارجن ......
در اخر این دولت پیشرفت نمی کنه.....
جریان همون تعیین ساعت بانک ها .....دیدین که چه... کاری کردن .....
فعلاً
Posted by: یکی | January 4, 2007 10:33 AM
سلام دکتر شیرزاد نمی دونم شما الان کامنت منو می بینین یا نه ولی مملکت ما صاحاب نداره ....هر کی می رسه یه چیزی می گه و می ره ......مملکت ما پول حروم کنه .....مملکت ما یه مشکلی داره اینه که فقط رئیسا شون به فکر منافع شخصی خودشونن و به فکر رشوه و پول خوری و این چیزا ........صدا سیما یه مرکز چاپلوس ......یعنی هر جا منفعتش باشه تعریف می کنه هر جا منفعتش نباشه هر چی از دهنش در می یاد به هر کسی که باششه می گه ..... صدا سیما یا همون دولت جمهوری اسلامی از فروغ فرخزاد به شدت تنفر دارند و حتی یه بار یکی از دخترای المپیادی ( توی برنامه ی کوله پشتی ) خواستن از شعر فروغ بگن که برنامه رو قطع کردن ، ولی من دیدیه بودم که شعری که سهراب در مورد مرگ فروغ گفت رو برای توصیف بسیجی و رزمنده گذاشته بودن .....حالا انصاف چیه ........حق با کیه........یه دختری که بهش می گن خراب ، شعرشو واسه بسیجی که ...گذاشتن ........من نمی گم فروغ خراب بود می گم اگه می گن فروغ خرابه حتماً ...هم بدتره فروغ خرابن ..........
انرژی هسته ای رو که نگم
وای
فقط مونده بود احمدی نژاد بگه من اساس وسیاست انرژی هسته ای توی ایران پایه گذاری کردم ، که گفت....
مثلاً دو بچه کافی نیست .........اخه کدوم ادم سالمیه که این حرف از توی دهنش در می یاد ........هاااااااااااااااااااا......یکی به من بگه ...........می خواین دیگه کاندوم نفروشیم توی مغازه ها شاید این دولت به اهدافش برسه ؟؟؟؟
فعلاً
شيرزاد:
يکی دو مورد را که من سانسور کردم فقط با سه تا نقطه مشخص ميشه. بقيه اش مربوط به نگارش خود نويسنده است.
Posted by: یه کی | January 3, 2007 05:20 PM
به نظر من اينها واسه فاطي شلوار نميشه بايد فکر بهتري به حال اين مردم بينوا کرد.
شيرزاد:
اصولا بنده در رشته خياطی، علی الخصوص در گرايش تنبون دوزی سر رشته ای ندارم. ضمنا ضرب المثل را ضايع نفرماييد.
Posted by: امير | January 1, 2007 05:17 PM
تمام اين هزينه هايي كه براي انرژي هسته اي شده براي توليد برق نيست. چون همه مي دانند كه چقدر گران تمام مي شود. بلكه براي اين است ما هم مثل كره شمالي به بمب اتم برسيم تا نظام بيمه شود. در ضمن مردم ما هم مثل مردم كره شمالي احسا غرور ملي كنند.
Posted by: علي از IUT | December 5, 2006 12:00 PM
پاینده باشید
Posted by: پژمان تراکمه | October 22, 2006 09:13 AM
از كرامات شيخ ما چه عجب
شيره را خورد وگفت شيرين است
اين چه مصيبتي است كه هرگاه وصف العيش نصف العيش هم پيش مي آيد رهزنان شرافت ملي از ناوك قلمشان زردآب خيانت ميچكد.
شيرزاد:
مصيبت حضرتعالی اين است که تا آخر بايد با همين وصف العيش خودت را راضی کنی تا شرف هسته ايت مصون بماند. ضمنا آن زردابی که مشکل ساز است از ناوک قلم نمی چکد. شما بگرد ببين دسته گل چه کسانی است.
Posted by: عبدالحسين شفيعي | October 15, 2006 06:01 PM
خيلي از شما ممنونم.
Posted by: عبدالخالق سبوطي | August 16, 2006 04:38 PM
بالا بردن درجه ی خلوص اورانیوم235 در مخلوط ایزوتوپ های اورانیوم را غنی سازی اورانیوم گویند.هزینه ی تجهیزات و تاسیسات لازم برای این کار به حدی بالاست که تنها بعضی از دولت های ثروتمند از عهده ی آن بر می آیند.(فیزیک 2و1 دوره ی پیش دانشگا هی)
واقعا ما اینقدر ثروتمندیم و خود غافل؟اگر آری پس این همه فقیر سیاه نمایی دشمن و در راس آن ها آمریکای جنایتکار است.
مگر دشمن نمی داند مردم ایران به جای یک سفره ده سفره دارند که از قضا پر از دلار های آمریکائیست؟
ما هر چه به پرزیدنت گفتیم پول نفت حق سایر برادران مسلمان ما در لبنان هم هست گفتند خیر فقط باید سر سفره برود.احتمالا در دوره بعدی انتخابات که آقای پرزیدنت به مدد رای بالای فرشتگان الهی(توضیح از ش.ن:به جهت مجرد بودن فرشتگان از مهر زدن در شناسنامه های آن ها معذور بوده ایم.باشد که دفتر چه ی اعمال ما را به کسی نشان ندهند وگر نه قاضی.م به حساب آنها خواهد رسید.)هم چنان پرزیدنت باقی خواهد ماند پول اورانیوم غنی شده را بر سر سفره ها خواهد آورد!
Posted by: Anonymous | August 12, 2006 07:22 AM
اقاي شيرزاد كاشكي راجع به همه چيز اينطوري رك حرف مي زدي.
شيرزاد:
خيلی چيزهاست که آدم دلش می خواد اما نميشه!
Posted by: Anonymous | May 18, 2006 10:18 AM
سلام قضیه سر لحاف ملاست تو این مملکت که کسی جرات نمیکنه حرف بزنه البته حرف حساب حرف مفت که کاری نداره تو این جور موقع ها همه میشن کارشناس اونم از نوع ارشدش
بابا یکی از اینا نمی پرسه مگر اندونوزی و مالزی که این همه پیشرفت کردن انرژی هسته ای دارن رابطشون هم با امریکا خوبه بدون این که کوچکترین باجی بخوان بدن . حالا ما همه مشکلاته مملکتو حل کردیم فقط مونده انرژ ی هسته ای اونم به طریقه قایم موشک بازی فایده مجلس ششم این بود که حداقل امثال شیرزاد ها بودن که گاهگاهی پته اقایونو میریختن رو اب حالا قربونشون برم نماینده های مجلس هفتم که که مرد داخلشون نیست خلاف نظر ارباباشون حرف بزنن من حتی اسم نماینده شهرستان خودمون رو هم نمیدونم چون همشون نونو به نرخ روز میخورن چه کار دارن خودشونو تو درد سر بیندازن
Posted by: ایمان | May 16, 2006 10:51 PM
نمودار هم بکشید بد نیست
Posted by: adel | May 1, 2006 08:31 PM
فکر کردی چون رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات هستی خیلی حالیته!!
بد بخت ، بیچاره،..
حیف این جوونهایی که دارن واسه این مملکت زحمت میکشن و آدمهای مفلسی مثل تو دارن مثل ... پول می خورند و هی غر می زنند
آخه بی جاره!!
ایران دانشمند هسته ای نداره؟
فکر کردی خیلی باسوادی!
به خدا تو تا تصمیم کبری دوم ابتدایی هم سواد نداری!
تنها بدبختی و ننگ ایران وجود انسانهای ...و بد بختی مثل شما است که نه تنها باعث پیشرفت این مملکت نمیشوید بلکه همچون بیگانگان حسود سنگ اندازی کرده و افکار مردم را بر علیه ایران و دولت ایران تحریک می کنید
منتظر جواب شما هستم
شيرزاد:
يه چيزايی از درس دندانهای شيری هم يادم مياد! البته در دوره اکابر هم به دانش آموزان ياد می دهند که کلمه "چاره" با "چ" (سه نقطه) است نه "ج" (يک نقطه)! همچنين هيچ مفلسی پول گيرش نمی آيد. وضمنا پول را نمی خورند.
Posted by: حسین فخاری ( فریدون کنار ) | April 30, 2006 12:38 PM
سلام عزیز
اینکه فناوری هسته ای داشته باشیم یا نه فکر کنم که مسئله دو دو تا چهارتاست , داشتنش از نداشتنش که بهتره . شما چرا قصه می خورید اونا لافش رو زدن , فوقش دولت کم میاره و می کشه کنار , تازه اینکه برای اصلاح طلبان بهتره , اصولگرایان کاسه کوزهشون رو جمع می کنن و با سرخوردگی می رن , البته خود م از کسانی هستم که به رئیس جمهور فعلی رای دادم , این NEO یا کاری برای نظام می کنه و یا کل نظام رو به باد می ده .
در مورد تلویزیون کاملا با شما هم عقیده هستم , شخصا مدتی هست که دیگه تلویزیون نگاه نمی کنم , داره برا خودش یه امپراتوری درست می کنه , مملکت ما سه قوه ای نیست بلکه در اصل چهار قوه داره , علاوه بر سه قوه موجود در قانون اساسی قوه صداوسیماییه رو باید بهش اضافه کرد . ظاهرا صداوسیما به حکمت این سخن پی برده " کار خوب کردن از پر کردنه" , وقتی که اخبار و برنامه هاشو نگاه می کنم احساس می کنم دارم تخدیر می شم , واقعا تاسفباره .
Posted by: DreamsMan | April 21, 2006 05:23 AM
خداوند همه ما را از شر شیطان حفظ کند
شيرزاد: آمين
Posted by: Anonymous | March 15, 2006 03:50 PM
با سلام
از اينکه شيرزاد را با "س" نوشته ام عذر خواهي مي کنم. دانشجو هستم و در فواصل بين کلاسها و به سرعت اين مطالب را نوشته و فرصت دوباره خواني و تصحيح هم نداشتم. اما از اينکه در پاسخ به سوالها به تصحيح دو اشتباه بسنده کرديد (که نشان از پايبندي شما به اصلاح طلبي دارد!) متشکرم! به هرصورت اشتباه اول که تايپي بود و اشتباه دوم به خلاف تصور حضرتعالي ناشي از اشتباه من در شنيدن صحبت دوست دانشجوي فيزيکم بوده و نه از بي سوادي ايشان!
علامتهاي تعجب را هم يکي مي گذارم تا بهانه اي براي پاسخ ندادن به سوالها نماند!
از دوست ديگري هم که از خواندن سوالات مبهم بنده سرگيجه گرفته! عذر خواهي مي کنم. نمي دانم اگر پاسخ آقاي شيرزاد را نمي خواند باز هم اظهار سرگيجه مي کرد يا نه؟! ولي در پاسخ ايشان بايد عرض کنم که بنده هم دانشجوي کارشناسي ارشد زمين شناسي هستم و بنابراين از حداقل هايي سردر مي آورم! درضمن فکر مي کنم کسي که در مقطع کارشناسي ارشد فيزيک درس مي خواند حداقل از کاربرد و تواناييهاي هريک از گرايشات فيزيک مطلع است! به همين جهت است که از کاربرد متخصص فيزيک هسته اي! در مورد آقاي شيرزاد ناراحت مي شود درست همانطور که آقاي شيرزاد از کاربرد انرژي پايان ناپذير هسته اي ناراحت شده اند!
بنده هم اظهار نظر تخصصي فيزيک نکرده ام تا از من يا دوستم سلب حق اظهار نظر نماييد و اصلاً به همين دليل هم هست که آقای شيرزاد از خوانندگان بخش اظهار نظر (که حتماً دکترای فيزيک ندارند!) خواسته اند تا به ايشان، در درک ابهامات سوالات من کمک کنند.
اماآقاي شيرزاد! نوشته هايم روشن بود ولي ساده تر مي نويسم و سوالات ديگري را که از تناقض گوييهاي شما ناشي شده اضافه مي کنم. البته جهت جلوگيري از اطاله کلام و اينکه شما به همه قسمتها پاسخ دهيد و خوانندگان هم از خواندن مطلب خسته نشوند، نکات ديگري هم هست که بعداً مي نويسم.
البته جا دارد از توجه و پاسخهاي شما سپاسگذاري کنم هرچند هنوز پاسخ روشني به سوالات بنده نداده ايد.
اما اينکه ادعا کرده ايد که ايران به هيچ کجا نرسيده و تمام اينها تبليغات ايران است و تاييد غربيها هم براي حساس کردن قضيه در ذهن جامعه بين الملل است (رجوع شود به قضيه بچه شيطان و همسايه ها در پاسخ قبلي ايشان به سوال بنده و نيز نامه زهرمار هسته اي ايشان).
تناقضات اين ادعا عبارتند از:
1- در نطق پيش از دستوري در اواخر عمر مجلس ششم تحت تاثير روزنامه اي فرانسوي مسئولين نظام را به سالها دروغگويي به دنيا متهم نموديد!
حال سوال اين است که در صورتي که به هيچ کجا نرسيده ايم پس ديگر از چه دروغي حرف زديد؟!
2- تشبيه شما در مورد قضيه ايران و جامعه بين الملل که مانند شيطاني يک بچه و دعواي همسايگان خود جالب توجه است. بچه شيطان کارهاي خلاف ادب و نزاکت و به دور از انتظار بزرگان عاقل (همسايه ها!) مي کند. سوال اين است که شيطاني ايران چه بوده که جامعه بين الملل را آزرده؟
3- آيا بهتر نبود تشبيه مي فرموديد به عده اي لات سرکوچه که اجازه عبور از کوچه را هم به ما نمي دهند؟ اگر بتوان قدرت آنها را در مقابل ملت ايران به قدرت الوات سر کوچه در مقابل يک رهگذر تشبيه کرد!)
4- اگر اين بچه شيطان توانسته بازوکا بسازد پس ديگر اسم اين قضيه هيچي نيست و اگر نتوانسته و همسايگان(که اتهام بي صداقتيشان ما را چنان برآشفته مي کند که در نطق پيش از دستور بر سر خودمان داد مي زنيم)، دروغ گفته اند، پس موفقيت ايران در انجام غني سازي و تاييد آژانس و نگراني شما و توصيه به توقف UCF چيست؟
5- کارشناسان ديگري در سايت شما (که اتفاقاً محل ابراز نظرات کارشناسي نيز هست!) اظهار مي دارند که برق هسته اي گران و کثيف است و بهتر است همان نفت مان را بسوزانيم
خواستم توصيه کنم که يافته هاي خود رابه فرانسه که 75درصد برقش هسته اي است و آمريکا که 40 درصد و چين که به دنبال گسترش آن است و ژاپن که به دنبال روشهاي جديدتر آن است و به سازماني بين اللملي که مسئول مديريت اين قضيه است اطلاع دهيد و جامعه بين الملل را از پليدي اين انرژي آگاه کنيد و براي برخي اساتيد دانشگاههاي آمريکا که قبل از انقلاب براي شاه برنامه توسعه برق هسته اي تا 20هزار مگاوات را داده اند کلاسهاي آموزشي و توجيهي برگزار کنيد!
در ضمن حيف اين نفت نيست که از آن هزاران ماده مشتق مي کنند؟ ماده اي که براحتي مي سوزد را بايد براحتي سوزاند. آيندگان را هم مي گوييم که يک 200 ميليون سالي صبر کنند تا دوباره تشکيل شود!
(اين قسمت را به جهت علاقه آثاي دکتر به برره، از افعال معکوس استفاده کرده ام!)
استفاده از ديگر انرژي ها هم در سازمان انرزي هاي نو در دست بررسي و اقدام است.
نمونه آن نيروگاههاي بادي منجيل، ژئوترمال سبلان، خورشيدي شيراز، سدهاي متعدد احداث شده و در حال احداث و ... ولي اشکال اينجاست که هرکدام نياز به شرايط خاص اقليمي و جغرافيايي و زمين شناسي دارند ضمن اينکه بجز نيروگاههاي آبي (که ايران در ساختشان جزو برترين کشورهاي دنياست)، توليد برق بقيه اين نيروگاهها در بهترين شرايط حتي در خارج از کشور فقط توان تامين برق قسمتي از يک شهر را دارد (نيروگاه بادي حدود 500 کيلووات، نيروگاه خورشيدي 50 کيلووات، نيروگاه ژئوترمال 100 کيلووات برق توليد مي کنند که در مقابل يک نيروگاه هسته اي به توان 1/5 ميليون کيلووات و يا پيشنهاد برخي اساتيد دانشگاهاي آمريکا به ايران براي توسعه 21 هزار مگاوات برق هسته اي، بسيار ناچيز هستند). ضمن اينکه درصد استفاده ديگر کشورها حتي کشورهاي صنعتي از برق هسته اي به نسبت انرژي هاي ياد شده خود مويد اين مطلب است. اگر به نظر برخي ديگر از کارشناساني که در اين سايت اظهار نظر کرده اند اين کار ايران فقط براي دستيابي به تسليحات هسته اي است لطف کنند و نظرات کارشناسي شان را به کارگران! اعزامي آژانس نه اصلاً به آمريکاييها بدهند تا ديگر سازمان سيا مجبور نباشد براي اثبات ادعاهاي غربي ها لپ تاب يک مهندس ايراني را بدزدد تا اسرار نظامي ايران و نقشه ساخت بمب را که شامل چند نمودار! است استخراج نمايد! (لطفاً اگر منضورتان درختان هسته اي لويزان! است که قطع شد با صراحت بگوييد!)
به هر صورت زماني که نفت و گاز به اتمام برسد (که زمان آن خيلي دور نيست!) کشورهاي صاحب تکنولوژي هسته اي ديگر به سخاوتمندي! کشورهاي نفت خيز امروز رفتار نخواهند کرد.
اقاي دکتر! شما هم بهتر است به سوالات مطرح شده در سايتتان يکطرفه پاسخ ندهيد. مانند پاسخ به ادعاهاي شنيده ايم و گفته اند و فراخوان! شما در مورد ارسال هرچه بيشتر اين مطالب و در مقابل عدم
پاسخ به سوالات مخالف نظرتان و يا بسنده کردن به يک پاسخ بي ارتباط با سوال.
بهتر است کساني که ما را به سوزاندن نفت و گاز و عدم حرکت به سمت انژي هاي ديگر دعوت مي کنند را در همين پاسخ هايتان آگاه کنيد که يکي از شاخص ترين آنها همکارتان آقاي بهزاد نبوي و نطق پيش از دستورشان در مجلس ششم است که دل هر ايراني آگاه از اين سخن نسنجيده و غير کارشناسي به درد آمد.
6- نکته ديگري که در سوالات نامفهوم! گذشته اين جانب بود اين است که تخصص شما ذرات بنيادي است و فرايند غني سازي کاري فني. کتب فيزيک ذرات بنيادي را مي توان در کتابخانه هاي کشورهاي مختلف دنيا يافت و اگر تخصص شما و اين کتب به کار غني سازي مي آمدند که ديگر همه کشورها بايد صاحب اين فناوري مي بودند نه صرفا چند کشور پيشرفته!
اگر با اندک ارتباط تخصصتان با فرايند غني سازي اطلاعاتي داريد و مي خواهيد سطح آگاهي مردم را بالا ببريد مي توانيد بدون به سخره گرفتن افراد کم سواد اين کار انجام دهيد. اينکه به خاطر يک مصاحبه با آدمي معمولي که معلوم نيست چقدر اطلاعات دارد اينچنين همه چيز و همه کس را به سخره بگيريد دور از انصاف است. ما که نفميديم کجاي آن مصاحبه کذايي زير سوال بردن کتب فيزيک و اساتيد فيزيک و انيشتن و ... است. ولي حرف ايشان که قطعاً اظهارنظري علمي از سوي يک دانشمند نبوده است از جنس همان حرفهاي برخي طرفداران شماست که بياييم بجاي انرژي کثيف و گران هسته اي از انرژي هميشگي خورشيد استفاده کنيم! حال اينکه خوب مي دانيم که خورشيد هم روزي خاموش مي شود و به دنبال آن بادها و جريانات آبي هم از حرکت خواهند ايستاد! آيا اين نظرات را مي توان زير سوال بردن قانون بقاي ماده و انرژي دانست؟! آيا به جهت خاموش شدن خورشيد در صدها ميليون سال ديگر بايد از امروز کار ساخت نيروگاههاي آبي و بادي و خورشيدي را کنار گذاشت؟! اين چه مغالطه اي است که مي فرماييد!
7- اگر هم واقعاً مطالعات آزاد داشته ايد و متخصص انرژي هسته اي شده ايد! کتب يا مقالات يا فعاليتهاي علمي خود در اين زمينه را بازگو بفرماييد تا طرفداران شما که در صحبتهايشان مي گويند: دکتر شيرزاد که متخصص فيزيک هسته اي! است چنين گفته و چنان گفته، در ارائه دليل خود براي اثبات تخصص حضرتعالي در نمانند. (براي اثبات اين ادعا که برخي شما را متخصص فيزيک هسته اي مي دانند، مي توانيد کليدواژه هاي مربوطه را در اينترنت جستجو کنيد، کلام طرفدارانتان پيش کش!
8- نامه حضرتعالي و تاکيد بر اينکه ما هيچ نيستيم و هيچ نکرده ايم و هيچ کاري از ما برنمي آيد و به سخره گرفتن افرادي که اطلاعات کمتري دارند مرا به ياد روشنفکر نماهاي قبل از انقلاب مي اندازد که مي گفتند ايراني حتي توان ساخت يک لولهنگ (آفتابه گلي) هم ندارد. احتمالا شما هم خوب بدانيد که حتي اگر هيچ نباشيم! براي شروع حرکت نياز به خودباوري داريم که قطعاً اين خودباوري با اين قبيل اظهارات حضرتعالي و برخي همفکرانتان حاصل نخواهد شد. يادمان باشد که اين رفتار امروز غربي ها با ملت ايران ناشي از اشتباهات حکومت هاي قبلي در دادن امتيازات بي حد و حصر و کمک به هدف غربي ها در کشتن روح خودباوري و هويت اين ملت است. البته شما و برخي همفکرانتان آگاه تر از اين هستيد که اينچنين نکاتي آن هم از طرف يک جوان لازم به تذکر باشد و متاسفم که اگر اينچنين باشد توجيهي براي اين نامه و آن نطق پيش از دستور نمي يابم جز يافتن راهي براي رسيدن به اهداف سياسي تان! البته اعتقاد هم ندارم که اينها را براي مشتي دلار انجام مي دهيد! اما آيا همان همسايگان بي انصاف يا شايد الوات سرکوچه که به خود اجازه مي دهند براي شيطاني يک بچه! صدتا هم بگزارند سرش، از اظهارات امثال شما خوشنود نمي شوند؟
آيا دوسال و نيم اعتماد سازي ايران و حتي يک گام عقب نگذاشتن غربيها شما را به اين اعتقاد نرسانده است که راه مقابله با اين زورگويان تاکيد براصول ضمن هوشياري و مرعوب نشدن از تهديدات آنهاست؟ و آيا در صورت تسليم شدن در مقابل اين فشارها کاري بيش از شاهان خائن قاجار و پهلوي کرده ايم.
نقاضا دارم پاسختان به تمام سوالات بنده باشد نه مسائل پيراموني!
متشکرم.
Posted by: همتی | March 11, 2006 12:19 PM
آقای همتی عزیز
ما هم از نوشته تان سرگیجه گرفتیم .
ضمنا فکر میکنم دوستتان کارشناس ارشد فیزیک هست نه خود کارشناسی ارشد فیزیک و ضمنا فکر نمی کنم مدرک دکترای آقای شیرزاد کمتر از کارشناسی ارشد دوست شما باشد .
Posted by: nk | March 8, 2006 03:28 PM
با سلام
آقای سیرزاد بازهم که طفره رفتید!!
اگر این هیچی اینقدر راحت است چرا فقط چند کشور توان انجام آن را دارند.
حتماً از فیض دانشمندانی مثل شما بی بهره اند!!
یکی از دوستان کارشناسی ارشد فیزیک ما می گفت نمی دانم این آقای شیرزاد که ذرات بنیادین خوانده از تکنولوژی هسته ای چه می داند که اینگونه اظهار فضل می کند!!
همه می دانند که این به قول خودتان چهار کلمه ای که خوانده اید در کتابخانه های سراسر دنیا پیدا می شوند و اگر به کار تولید سوخت هسته ای می آمدند که کاری فنی است که همه کشورها باید این هیچی را انجام می داند و یا اصلاً این اطلاعات در دسترس همه نمی بود!!
اگر هم که همه اینها بهانه ای برای فشار بر ایران است که دیگر چه فرقی می کند؟ به هرچیز دیگری مثل همین چهارکلمه ای که شما خوانده اید هم می توانستند گیر بدهند؟ لطفاً به تمام قسمتها پاسخ بدهید و از گفتن فرضیاتی آن هم در پاسخ به بخشی از مطالب خودداری کنید!!
شيرزاد:
تلاش کردم به اين نوشته جواب دهم. بيش از 5 بار آن را به دقت خواندم. غير از جمله سوم که در آن توهين فرموده ايد، خدا وکيلی برای من يکی روشن نشد شما می خواهيد چه بگوييد. به شما توصيه می کنم ساده تر بنويسيد و از جملاتی که به شکل نفی در نفی است استفاده نکنيد، چون حساب کار از دستتان در می رود و جملات يا مبهم و بی مفهوم می شوند يا معنايی خلاف نظر شما از آن بر داشت می شود. دوستان ديگر هم اين را بخوانند ببينند بالاخره از آن چه گزاره ای نتيجه می شود؛ دشواری فناوری هسته ای، آسانی آن، اينکه برای همه سخت است غير از برای ما، اين که برای ما هم دشواری دارد،...کداميک؟ اگر هيچکدام مد نظر نيست غير از اين که بفرمايند ما سواد نداريم، بسيار خوب؛ اما آيا اين جواب آن چيزهايی که من در يادداشت فوق بيان کرده ام می شود؟
ضمنا شيرزاد را با شين (سه نقطه) می نويسند، تکرار علامت تعجب باعث توجه بيشتر نمی شود و به دوست کارشناسی ارشد فيزيک تان هم بفرماييد که به گرايش ياد شده از رشته فيزيک، "ذرات بنيادی" می گويند، نه "ذرات بنيادين" !
Posted by: همتی | March 7, 2006 02:07 PM
با عرض سلام
سوال من اين است که اگر ما به هيچ کجا نرسيده ايم پس اين همه جار و جنجار کشورهای ديگر برای چيست؟
سر آژانس را هم کلاه گذاشته ايم. لابد آنهايي که از تاسيسات ما بازرسي کرده اند مشتی کارگر در آژانس بوده اند و از آنجايي که مثل احمد آقاي ما دانشمند هسته اي!! نيستند با ديدن هيچی!! هول ورشون داشته که محمدآقاي البرادعی چه نشسته اي که ايران دستگاههايي دارد پيشرفته تر از جاروبرقی های ما!!!
بوش و بلر و امثالهام هم که گول تبليغات نظام ما را خورده اند از بس که تلوزيون ايران را تماشا می کنند.
اصلاً بهتر است در مذاکرات تهديد کنيم که اگر حقوق ما را به رسميت نشناسند ما هم نامه احمد شيرزاد را به کشورهای ديگر می دهيم تا بفهمند که ساختن هيچی چقدر راحت است.
اما چقدر ما ايرانی ها بدبختيم که هنوز نمی توانيم يک آفتابه گلی بسازيم!!
دانشمند به دادمان برس!!
شيرزاد:
اگر حرف آنها ملاک است، آنها می گويند شما بمب ساخته ايد. تکليفتان را مشخص کنيد که آيا جنجال های آنها را از روی اهداف سياسی می دانيد يا معتقديد که يک واقعيت هايی را بيان می کنند. اگر مواضع آنها را از روی غرض سياسی می دانيد پس بپذيريد که آنها بيش از آن که دنبال رو کردن واقعيت ها باشند دنبال مدرک سازی برای ايجاد يک اجماع جهانی عليه ما هستند.
صحبت شما نظير کسی است که يک بچه شر و شيطان و معروف به آزار و اذيت ديگران دارد که همسايه ها جمع شده اند تا يک باره از شرش خلاص شوند و او را برای هميشه سر جايش بنشانند. بعد رفته اند و با استفاده از گنده گويی ها و لاف زنی های خودش يک مقداری مدارک از شيطنتهای کرده يا ناکرده او جمع کرده اند صدتا هم گذاشته اند روش و آمده اند شکايت. حالا در اين اوضاع و احوال در عوض آنکه پدر و مادر بيايند بگويند باباجان اصلا اين گنده کاری ها که می گوييد به بچه ما نمی خورد و در قد و قواره او نيست، دارند ذوق می کنند که: به به ببين بچه مان چه بزرگ شده، الهی قربونش برم، ببين چه جور همه همسايه ها را ذله کرده. مرد شده ماشالله، تا پريروز شکايت می کردند که با تير وکمون سنگ می زنه حالا می گن بازوکا دست گرفته. ای کور بشه اون چشم حسود که نمی تونه ببينه!
Posted by: همتی | March 6, 2006 12:25 PM
من خودم لیسانس فیزیک هستم. زمانی که سازمان انرژی اتمی آگهی استخدام زده بود من سربازی بودم و نتوانستم استخدام بشم. ولی چند تا از دوستام استخدام شدند و خوش به حالشان الان هم که شدند دانشمند جوان اتمی!. البته من قبلا فکر می کردم برای دانشمند فیزیک اتمی شدن خیلی به مطالعه و تحقیق نیاز داره. حتی لازمه آدم حداقل یک بار یه سیکلوترون رو با چشم دیده باشه ولی الان فهمیدم نه بابا این چیزا نمیخواد همین که شما با معدل 12 و دو سه ترم مشروطی هم لیسانست رو بگیری میشی دانشمند اتمی ولی قبلش باید استخدام سازمان انرژی اتمی بشی که متاسفانه من نشدم.
شيرزاد:
حالا افسوس مي خوري يا خدا را شكر مي كني؟
Posted by: دانشمند ناکام | February 26, 2006 01:09 PM
سلام
مقاله شما جالب بود .
کاش به مردم می گفتید که عمر مفید نیروگاه اتمی بوشهر چند سال پیش تمام شده است و نیروگاهی که که الان زمان جمع آوری اش است تازه داره گسترده می شه و خدا به داد ما برسه زمانی که فاجعه بوشهر بدتر از چرنوویل بشود و زمانی که پس ماندهای هسته ای را بخواهند در کویر کشورمان دفن کنند خدا به داد مردم یزد و سمنان برسه .
اروپایی ها به خاطر همین پس ماندهای هسته ای دارند نیروگاهاشون را جمع میکنند ولی ما تازه داریم پهن می کنیم . تازه چه نیروگاهی - نیروگاهی که سالهاست چندین برابر برایش هزینه شده است .
خدایا چه کنیم ؟
Posted by: k | February 26, 2006 11:48 AM
سلام آقاي دکتر،
قبل از هر چيز بايد به سردمداران جناح محافضه کار تبريک بگويم چون بعد از انتخاب جناب آقاي خاتمي در دور اول، خیلی چیزها یاد گرفتند. از جمله آنها به خوبی یاد گرفتند تا افکار عمومی را منحرف و تحت کنترل خود بگیرند. در حالی که کشورمان به یمن مدیریت صحیح بیست و پنج ساله از تولید هر گونه تکنولوژی عاجز است، تکنولوژی تبلیغاتی جمهوری اسلامی انقدر پیش رفت کرده که کم کم میتوان به صادرات آن به اروپا و آمریکا فکر کرد!! اگر شک دارید که اینها تبلیغات جناح راست بوده یک نگاه به پیامهای مخاطبین همین وبلاگ بیاندازید به راحتی ادبیات جناح راست را خواهید یافت. ادبیات بی ادبی نوع جدیدی از ادبیات سیاسی است که توسط روزنامه هایی چون کیهان آغاز شد و اکنون در اکثر رسانهای آن جناح مشهود است.
و اما چند نکته در رابطه با پیامهای مخاطبین:
* برایم جالب بود که برخی می گویند ما حاضریم تحریم شویم یا مثلا جنگ کنیم و در جنگ کشته شویم ولی انرژی هسته ای را از ما نگیرند!! به کسانی که این حرفها را میزنند توصیه میکنم در یک جای آرام و بی سروصدا بنشینند و یک لحظه به این موضوع فکر کنند که جنگ چیست، تحریم چیست، برق چیست، جان انسان چیست؟! من که هر چه سعی میکنم نمیفهمم چرا آدم باید به خاطر برق کشته شود! یا مثلا روزی را در نظر بگیرید که ایران تحریم شده است ولی می گوییم عوضش انرژی هسته ای داریم!
* بعضی می گویند سوخت فسیلی باید جایگزین شود، باید بگویم احتمالا آنها این مسئله را با جایگزین کردن صادرات نفت اشتباه گرفته اند.
* برخی گفته اند کشورهای اروپایی همه چیزشان برقی است، البته من هم در این شک ندارم ولی آیا برق آن هسته ای است؟! می دانید که امریکا که یکی از بزرگترین تولید کننده های انرژی اتمی در دنیا هست حدود پنجاه درصد از برقش را از انرژی اتمی تولید میکند. تازه آنها از جدید ترین دستاوردهای هسته ای برای بهینه سازی نیروگاههایشان استفاده میکنند ولی اگر انرژی هسته ای انقدر خوب است چرا همه نیروگاههایشان را اتمی نمی کنند؟!
* در مورد کسانی که فکر میکنند مثلا چند سال دیگه برای شروع تولید انرژی هسته ای دیر است باید بگویم ساخت یک نیروگاه به طور متوسط دو سال طول میکشد(البته نیروگاه بوشهر استثنا است!). بنابراین هیچ موقع برای شروع دیر نیست. و اگر فکر میکنید با استفاده از دستگاه هایی که روسها برای ما آورده اند فن آوری منتقل میشود باید بگویم الان "ایران خودرو" سی و چند سال است که ماشین منتاژ کرده، ما الان چه تکنولوژی در زمینه ماشین داریم؟! نگویید سمند که آنهم کار شرکتهای اروپایی است.
موارد بسیار دیگری هم هست که چون از حوصله خواننده خارج میشد نمینویسم!
سر بلند باشید.
Posted by: وحید ک. | February 26, 2006 04:02 AM
سلام مجدد. ممنون از پاسخ شما.
درک اینکه مدیران مملکت گل و بلبل چقدر از نعمت عقل استفاده کرده اند سخت نیست. درک اینکه برای ساخت نیروگاه بوشهر هزینه ی زیادی صرف شده هم سخت نیست.
من از پاسخ شما اینگونه برداشت میکنم که داشتن انرژی هسته ای در حال حاضر به دردسرش نمی ارزد. آیا قبول دارید که در آینده ای نه چندان دور باید به فکر جایگزینی برای نفت بود؟ اگر قبول دارید، از چه زمانی باید به فکر افتاد؟ آیا ده سال دیگر دیر نیست؟
شيرزاد:
مسئله انرژی مسئله همين حالاست نه ده سال ديگر. اما اگر ما در مصرف فراورده های نفتی داريم چندين برابر کشورهای مشابه خودمان عمل می کنيم، اولويت با چيست. ما با سياستگذاری مناسب و برنامه ريزی می توانيم دو برابر آنچه فعلا تخمين زده می شود انرژی فسيلی قابل دسترس خودمان را مصرف کنيم.
Posted by: امیر | February 25, 2006 06:52 AM
این منم طاووس علیین شده- برای اطلاع بیشتر به مثنوی معنوی مراجعه کنید. شما هم مثل صدا و سیما چیزی را نقل کرده اید که نمیدانستید.
Posted by: Anonymous | February 23, 2006 01:48 PM
سلام آقای دکتر. آیا شما فکر میکنید که ایران اصلا به انرژی هسته ای نیاز ندارد؟ یا اینکه نیاز دارد، ولی به دردسرش نمی ارزد؟
شيرزاد:
اين بحث به اين می ماند که بپرسيم آيا به نظر شما ما نبايد برای تامين غذای 65 مليون ايرانی امکان توليد کله پاچه مورچه داشته باشيم. مشکل ما درک اعداد و ارقام است. سرتا پای اين تکنولوژی هسته ای با اين همه دردسرش در حال حاضر يک نيروگاه فکسنی است که در واقع لاشه 35 ساله ای بيش نيست و اگر بعد از انتفاع برادران روس بالاخره راه بيفتد حدود دو و نيم در صد به ظرفيت توليد برق ما خواهد افزود آن هم با چند برابر هزينه. اين 20 هزلر مگاوات برق هم که می گويند خودشان بهتر می دانند که روی هواست و فقط با همکاری فرنگی ها در سطح گسترده امکان حصول دارد.
آری همه چيز حق مسلم ماست به شرط آن که اول از نعمت عقل که خداوند مفت و بی منت به ما داده است درست استفاده کنيم.
Posted by: امیر | February 23, 2006 01:52 AM
متن بسیار جالبی بود
بنظرم خوبه که سیاستمدارها گاهی از قدرت دور باشند. چون چشماشون باز میشه و افتاده تر میشند.
اگر دمکراسی خیلی نیم بند ایران منجر به تغییر شما شده باید بگم که پدیده بسیار ارزشمندی هست.
به امید آینده بهتر
Posted by: علی | February 17, 2006 10:37 PM
aghaye shirzad agar vaghean ma kheili dar in zamine bi savadim pas chera gharb inghadr esrar darad ke ma hatta dar in zamineh motaleh ham nadshte bashim va az danestane daneshmane ma dar in zamine mitarsad ?????
شيرزاد:
اين که دليل نمی شود. يادتان رفته در مورد رژيم گذشته عراق طوری صحبت می کردند که گويی در يک قدمی بمب هسته ای است؛ اما یعد آيا چيزی به دست آمد؟
Posted by: mohammad | February 17, 2006 12:36 PM
تا جایی که می دانم حرف دل مردم همان است که در رادیی و تلویز یون است اگر برنامه های ان در مورد شکافت هسته ای است پس بدان تا ان را به دست نیاوریم دست بردار نیستیم .
هر چند با دخالت های امریکا اصرار و پا فشاری ما بیشتر شده و تا پای مرگ می جنگیم
از امریکا و هر کشور دیگری هم ترسی نداریم .بهتر است شما هم با ما هم راه شوی که جزء
منافقان شناخته نشده و تو را با عنوان خائن در تاریخ نام برده نشوی
نصیحت های یک جوان بیست ساله
از کرمانشاه
شيرزاد:
از نصايح شما متشکرم، اما فکر می کنم بزرگترين خيانت اين است که از ترس متهم شدن به خيانت خود را دچار خفقان کنيم.
Posted by: فرزند ایران_ مهدی ح _از کرمانشاه | February 17, 2006 08:15 AM
نمی شود کامنت ها را خواند.
Posted by: نیما | February 15, 2006 08:15 PM
با سلام آقای شیرزاد
قبلا از توجه ای که به سربلندی ایران و ایرانی در دنیا دارید کمال تشکر وسپاس را دارم ضمنا من هراس از این دارم که سایت شما را فیلتر کنند لذا خواهشمند است امکاناتی تهیه فرمائید تا گزارشات و مقالات جنابعالی به پستهای الکترونیکی افراد ارسال گردد.
با تشکر مجدد
مرتضی
Posted by: مرتضی | February 15, 2006 05:02 PM
حالا آقای شیرزاد ما این همه انرژی داریم چه کرده ایم که بخواهیم انرژی هسته ای را هم به آن اضافه کنیم . آیا این تنها یک هیاهیوی رد گم کنی نیست تا اندک خونی که در رگ این ملت مانده است اهدا شود .[...] آقای شیرزاد شما هم بعنوان یک عضو از این دولت فکر میکنم با دزد همدستید .نا سلامتی میخواستید از حقوق ملت در مجلس دفاع کنید . پس چرا خیلی زود [...].من خیلی دوست دارم نام این بازی خیانت ملی بنامم .شرمتان باد از خون سیاوش ...
نامردمی حدی دارد .من در این این شعر زیبای پروین اعتصامی را به تمامی دولت و مجلس و ریس حکومت تقدیم می کنم تا بدانید :هنوز آه بیچارگان در آسمان می پیچد عدالت تنها باید به دست اهل آن اجرا شود و کار هر بز نیست خرمن کوفتن:
و حالا شعر پروین
روزی گذشت پادشاهی بر گذرگهی
فریاد شوق از سر هر کوی و بام خواست
پرسید زان میان یکی کودک یتیم
کاین تابناک چیست که بر تاج پادشاست
آمد به پیش یکی پیر زن گوژ پشت
گفت این از خون دل من و اشک شماست
ما را به رخت و چوب شبانی فریفته اند
این گرگ سالهاست که با گله آشناست
آن پارسا که ده خرد و ملک رهزن است
آن پادشاه که مال رعیت خورد گداست
از قول ما هم به آقای احمدی بگویید:
به قد و چهره هر که شاه خوبان شد
جهان بگیرد ار دادگستری داند
حالا خوب شد!!! این هم برای زیر لیسانسیه لطفا خودتان را به آن راه نزنید [...] بزنید بزنید از این مشتها بر دهان ملت و آمریکا
دستی که از آن شما نباشد با آن مارگیری کنید
شيرزاد:
يادآوری می کنم موارد حذف شده به شکل [...] برای حفظ شان ادبی سايت است.
Posted by: یک آواره بی سر و سامان | February 15, 2006 12:20 AM
در تمام دنیا دولتها برای آسایش و رفاه مردمشان سعی میکنند آرامش روانی و روحی را بوجود بیاورند تا مردم بتوانند با خیالی آسوده به زندگی وتلاش و سرمایه گذاری برای حال و آینده بپردازند ایران در ۸سال جنگ تحمیل شده با سیاستهای نادرست سیاستمداران نزدیک به یک هزار ملیارد دلار خسارت
دید منابع صنعتی و اقتصادی ویران نزدیک به یک ملیون نفر کشته و زخمی و اسیر و جانباز و.....غیره در جبهه و سیل جوانان تحصیل کرده و نکرده بیکار و معتاد و یا خودفروش که در بعد از همه جنگها طبیعی است بر روی دست مسئولین که خود را سیاستمدارترین سیاسیون جهان میدانستند مانده ۱۶ سال از حادثه نامیمون جنگ بین دو همسایه گذشته ولی هنوز آثار آن ادامه دارد آثار روانی آن بصورت پرخاشگریهای بین مسئولین نسبت به هم و نسبت به مردم و بعکس عدم تحمل یکدیگر در کوچه و بازار بیماریهای عصبی به خصوص در مناطق غرب و جنوب غرب که خط مقدم بودند وحالا بعد از چند سال دوباره بین شرق یعنی روسیه و چین و غرب که فقط جیب خود را پر میکنند و از پشت خنجر که نه شمشیر را تا دسته بر پشت مسئولین میکنند که دلارها را بدهید بازار کیف و کفش و لباس و وسایل خانگی و بنجل چینی را رونق بدهید با روسهای رو سیاه در تاریخ باج بدهید که دوباره روز از نو روزی از نو به ما پول بدهید تا برایتان کارخانه و سد و نیروگاه و....بسازیم اسلحه های عهده بوق را به شما قالب کنیم هواپیماهای فوکر و توپولوف را برای خودکشی به شما بدهیم و.... بعد با غرب یکی میشویم دوباره اونها را برایتان خراب میکینم و بعدا دوباره میسازیم و شما هم مردم یه کم اسپند برای مسئولین باهوش تان دود کنید تا یه وقت چشم نخورند و اتفاقی برایشان نیفتد تا دوباره بتوانند برای شما ۳۰ یا ست گذاری کنند. ما که روسیه باشیم قول میدهیم صنعت نیروگاه سازی را به شما بدهیم که از چرنوبیل بدتر نباشد
ما روسها و چینیهای نشکن یک حق مسلمی برای شما پیاده کنیم که درد آن از درد نیروگاه چرنوبیل بیشتر نباشد البته اگه حق کمیسیون اونوریها (غربیها) بیشتر شد که باید در عزای آن و عزیزان آن سالها عزاداری کنید. آری چنین است که هرچه برای دیگران نان است برای ما قاتل جان میشود .
Posted by: رهايي | February 14, 2006 11:22 PM
با درود
دکتر شیرزاد اگر یادتان باشد من از گروه یاران مصدق هستم که در انتخابات با شما مکاتباتی داشتم و قبل از دور دوم به شماگفتم که پشت هاشمی ایستادن اشتباهی بزرگ است ولی شما گفتید در ماهیت شما شک دارم و از این حرف ها تا اینکه از عملکرد اصلاح طلبان حکومتی انتقاد کردم باز هم ... در نامه های من به شما آشکار است که دو پیش بینی کرده بودم 1 - هوشیاری کسانی که حکم حکومتی صادر کردند 2 -پیروزی کوتاه مدت اصولگرایان 3 - شکست قطعی اصلاح طلبان حکومتی
که البته قدرت طلب بودن عده ای گوش ها را بسته بود و شتاب زده به دنبال تحلیل قلابی ترین انتخابات ایران پرداختند و علت ها را فراموش کردند .
از آخرین نامه ای که نوشتم و بی پاسخ گذاشتید تصمیم گرفتم قطع رابطه کنم ولی امروز این سوال پیش آمد که چگونه حالا پس از این همه زمان اپوزیسیون بزرگ ترین آرمان فعلی نظام شده اید آیا اگر در انتخابات فرمایشی که واگذار کردید - اگر پیروز بودید باز ... ؟!
موفق باشید .
پاینده ایران و ایرانی و البته دکتر شیرزاد عزیز
شيرزاد:
انشاءالله شما هم پاينده باشيد، اما من اصلا نمی فهمم که حرف شما و درد شما چيست. بر فرض که شما از همه هوشيارتر بوده و همه چير را از قبل پيش بينی کرده ايد، خوب بعدش چی. به نظر من تلاش بی سر انجام صادقانه بسيار بهتر، و در دراز مدت ثمر بخش تر، است از بی عملی داهيانه.
Posted by: مدیریت یاران مصدق | February 14, 2006 11:06 AM
انتظار داشتم قدری عدد و آمار بشنوم تا دلم راضی شود، در بی مسئولیت بودن صدا و سیما شکی نیست، ولی انتقاد از برنامه ی هسته ای اگر با عدد و رقم باشد برای مردم توان قیاس و داوری به دست می آید. کاری که شما کرده اید بیشتر کنایه ای است به حرفهای غیر علمی صدا و سیما، حرف قابل تاملی جز محکوم کردن دستیابی ما به انرژی هسته ای نزده اید.
شيرزاد:
در اين مقاله مصاديق واضحی از پرت و پلاهای باصطلاح علمی صدا و سيما را بحث کردم.نکته ای نبود که بر سر آن مناقشه کمی باشد. اما عجله نداشته باشيد اگر لازم باشد بحث عددی هم خواهم کرد.
Posted by: پیام | February 14, 2006 09:19 AM
Salam Jenabe Shirzad,
Soali ke baraye besiyari afrad dar inja (Ayalate Mottahede) matrah hast ine ke agar iran be selahhaye atomi dast peyda konad che ettefaghi miyoftad. Mikhastam bedanam be nazare shoma dar haale hazer be naf'e ma (mardome iran) hast ke dar in jahat talash konim?
Be tashakkor,
شيرزاد:
من تنها چيزی که می فهمم اين است که اوضاع هر طور که بشود اجالتا بابای ما در می آيد. فعلا شما آن طرف آب در ينگه دنيا حال کنيد.
Posted by: payam | February 14, 2006 06:51 AM
آقای دکتر سلام
انکار نمی کنم که خیلی از نوشته تون لذت بردم. البته باید اقرار کنم که بیشتر توضیح واضحات کرده بودید. غرض ورزی و طنازی صدا و سیما شهره آفاقه. من که قبل از دیدن اخبار مخصوصا اخبار 8:30 آرام بخش میزنم. چند وقت دیگه است که توی شبهای برره هم یه قسمت را اختصاص بدن به غنی سازی نخود. چه حالی می کنن با کم اطلاعی مردم. راستی آقای دکتر! من نوشته شما را با ذکر نام و منبع توی وبلاگم میارم تا احیانا اگه سایتتان فیلتر شد! چه عرض کنم؟ این روزها هیچی بعید نیست.
شيرزاد:
متشکرم از لطفتان. مگر مجبوريد با آرام بخش اخبار صدا و سيما را تماشا کنيد؟
Posted by: یک ایرانی | February 14, 2006 06:36 AM
شاه شمشادقدان خسرو شیرین دهنان /که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان/
مست بگذشت و نظر بر من درویش انداخت
یا
سالها دل طلب جام جم از ما میکرد
وانچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد
از شما آقای شیرزاد سوال دارم که:
آیا حقیقت دارد که شبانه کرکس سیاهی بر فراز وطنم پرواز میکند
و
کرکس ژنده به که گزارش میدهد پس از انجام ماموریتش؟
شيرزاد:
من که منظورتان را نفهميدم. لطفا زير ليسانس حرف بزنيد.
Posted by: ولی | February 14, 2006 12:47 AM
كاش همين چند گرم مغز رو هم نداشتم تا درك نميكردم احتمال اينكه نظر من بين اين همه نظر طولاني خونده بشه، بسيار بسيار بسيار كمه و نبايد وقتم رو سر اين كار تلف كنم.
شيرزاد:
چند گرم که خيلی کمه. شکسته نفسی فرموده ايد!
Posted by: وحيد بهزادان | February 13, 2006 10:19 PM
سلام
قصد مزاحمت مجدد نداشتم ولي با عرض معذرت بايد نکته اي را بگويم.
به رامين خان
اگر کامنتهاي قبلي رو چک کنيد لينک يک مقاله به انگليسي رو گذاشتم که حاصل يک تحقيق در مورد هزينه انرژي الکتريکي و منابع توليد آن در آلمان است که در دانشگاه کلن انجام شده است.
طبق نمودار ۳ در اين مقاله قيمت هر مگاوات ساعات برق چيزي حدود ۲۰ يورو ذکر شده که با فرض مصرف ۴۰۰۰ کيلو وات ساعت در سال هزينه ساليانه ميشه ۸۰ يورو(اگر تغيير مبناها رو درست انجام داده باشم) در سال که به نظر گفته اينجانب را تاييد ميکند و گفته شما رو رد.
امکان استفاده از لينک شما هم ميسر نشد چون به زبان آلماني بود.
صرفنظر از بحث هسته اي توصيه ميکنم حتما موضوع رو پيگيري کنيد تا ببينيد چرا اينقدر زياد ازتون پول برق ميگيرن!!
از اينکه از درخواست دکتر شيرزاد تمرد شد پوزش ميخواهم.
شيرزاد:
من وقت نکردم آن مقاله را نگاه کنم، اما يک عددی يک جا اشتباه است.
Posted by: Mohammad | February 13, 2006 06:46 PM
آقای دکتر سلام
لطفا کمی در باره میزان سو خت نیروگاههای هسته ای و میزان اورانیم غنی شده لازم برای تولید بمب هسته ای بگوِِید.
شيرزاد:
بنده غلط بکنم چنين کاری انجام دهم. همين طوری اش هم کم خط و نشان برايمان نکشيده اند. اين مقاله سايت روزآنلاين توی لينکدونی من را ببينيد.
Posted by: Anonymous | February 13, 2006 06:46 PM
jenaabe aghaye shirzad salam,
be khater daram dar majlese 6m chizi be in mazmoon goftid ke ma migim barnaam ehaye solh amize atomi vali badan maloom khahad shod ke solh amiz naboode, hamoontori ke rasaane haye gharbi migooyand ke be khater daram in harf axolamale aghaye karroobi ra barangikht o ...
soaale man aknoon in ast ke aya nazare shoma emrooz avaz shode? yani belakhare mashghoole fa'aalyate gheyre solh amiz hastim ya na? in daaneshmandane javan vojoode khareji darand ya na? ma tebghe nazare rasaane haye khareji badan maloom mishavad donbaale bombe atomi boodeim ya na? be nazram miad ke nazare ooon moghe ba nazare alaanetoon ba ham tanaghoz dare. chenine?
mamnoonam
شيرزاد:
خير، نظر آن موقع من هم همين نظر فعلی ام بود. تنها فرقی که کرده اطلاعاتمان به يمن گزارش های آقای البرادعی زيادتر شده است. در آن زمان و اين زمان نظر من اين بود که ما حرفهای گنده ای زده ايم که با واقعيتها فاصله زيادی دارد. آنچه که بعد معلوم خواهد شد همين است.
Posted by: hamid | February 13, 2006 01:42 PM
با سلام
متاسفانه من نميخواهم بر روي نظراتم پافشاري زياد داشته باشم اما اين بار به كوتاهي ميگويم:
من هم در اين كشور زندگي ميكنم و با مشكلات ان در گير هستم اما فكر ميكنم اولويت هاي بيشتري براي سرمايه گذاري وجود دارد تا انرژي هسته اي!در ضمن استفاده از انرژي هسته اي يعني اضافه كردن عامل جديد به اقتصاد كشوري كه مشكلات زيادي دارد بنابراين افزودن يك عامل فشاري به ساختار جامعه محسوب ميشود.
در ضمن اگر براي غني سازي كشور هاي خارجي با ما مشكل دارند پس يعني اينكه ما بايد علاوه بر وارد كردن تكنولوژي هسته اي، اورانيوم غني سازي شده را هم وارد كنيم.
ديگر اينكه كشوري مثل هند از لحاظ سياسي با آمريكا و اروپا روابط بهتري دارد تا ايران. از طرفي شايد براساس تحليل هزينه فايده به صرف كشورشان باشد.
در ضمن من بيشتر از هر چيز در اين قيل و قال هسته اي بيشتر اين نكته را ميبينم كه ما ميخواهيم فقط در راه اندازي نيروگاه وابسته باشيم اما آنها ميخواهند در غني سازي هم وابسته باشيم. به هر حال دعوا بر سر ميزان وابستگي است!!!!
بعد هم از جميع دوستان وطن دوست ميپرسم كه چرا وقتي ايران امتياز بهره برداري از يك ميدان نفتي را به كشوري مثل مالزي واگذار كرد هيچ كس اعتراضي نكرد؟!! باور بفرماييد چند صباحي ديگر به دليل اينكه منابع كافي مالي نداريم مجبور خواهيم شد امتياز راه اندازي و بهره برداري از نيروگاه هاي هسته اي را به كشور هايي از اين دست واگذار كنيم.
با عرض معذرت از دكتر شيرزاد كه فرمودند كات ولي ما ادامه داديم. واقعا معذرت ميخواهم.
شيرزاد:
باشه ولی همين يک دفعه !
Posted by: زهرا | February 13, 2006 01:23 PM
با سلام و با تشکر از نظرات دکتر شیرزاد . میخواستم بگویم من با نظرات دکتر راجع به اینکه در این زمینه غلو زیادی داره صورت میگیره موافقم در ضمن
خواستم به دوستانی که در این زمینه مطالعه میکنند بگویم سایتی اخیرا راه اندازی شده که مطالب موافق و مخالف در زمینه انرژی هسته ای را به طور اختصاصی انعکاس میده
www.atomicnews.ir
Posted by: صدف باستانی | February 13, 2006 12:49 PM
سلام آقای شیرزاد
از اینکه شجاعانه مطالب خود را عنوان می کنید حقیقتا قدری در شگفتم.
مخالفت با سیاستهای رسمی نظام انهم با این صراحت برای من که در ایران زندگی می کنم و با شرایط آشنا هستم جالب توجه است.
و اما بعد ، گویا دوستان همه فراموش کردند که دنیا با استفاده ی ما از انرژی هسته ای در مقاصد غیر نظامی مشکلی ندارد و حتی حاضر به کمک و حمایت است.آنچه اکنون به مجادله بین ایران و غربیها منجر شده است صرف غنی سازی اورانیوم است نه استفاده از انرژی هسته ای.
حتی تبلیغات تلویزیون تنها مزایای انرژی هسته ای را بر می شمارد نه فواید غنی سازی را.در واقع نمی خواهد بیان کند یا نمی داند که دنیا تنها بر روی تولید سوخت با ما مشکل دارد نه بر سر استفاده از یک نوع خاص از انرژِی.فرآیند تولید سوخت هسته ای که در تاسیسات خاصی انجام می گیرد با فرآیند تولید انرژی هسته ای که در نیروگاهی مانند نیروگاه بوشهر انجام می گیرد متفاوت است.
Posted by: Anonymous | February 13, 2006 11:39 AM
با سلام دوباره،
آقاي محمد ساکن اروپا در سطور پايين تر عنوان نموده بودند که چون ايشان ماهيانه فقط 8000 تومان بابت هزينه برق با توجه به اينکه در کنار وسائل ديگر برقي حتي از اجاق خوراک پزي برقي استفاده مي کنند ميپردازند توليد برق هسته اي با توجه به ارزان بودن آن بنفع ما و ايران هست. در نوشته قبلي ام که فرصت انتشار يافت اين ادعا را که در کشورهاي اروپائي هزينه برق تا اين حد نازل باشد را با توجه به اينکه خود ساکن همان اروپا ( آلمان) هستم، بيشتر شبيه افسانه قلمداد کردم ولي گويا دوستمان آقاي محمد اصرار بر اين ادعاي خود دارند و از من هزينه برق در آلمان را جويا شده اند که از ايشان در خواست دارم که به سايت زير که هزينه برق را براي مصرف ساليانه 4000 کيلو وات (در ايران مصرف يک خانواده تا 35% بالاتر است) مقايسه کرده است رجوع نمايند تا بقول خود ايشان سيه روز شود هرکه در او غش باشد:
http://www.stromauskunft.de/index.php?phpurl=tariffs.php?ID=27251
همانطور که ملاحظه مي فرمائيد اين مقايسه قيمتي بين 14 شرکت توليد کننده برق که اکثرا برق توليد يشان هسته اي است انجام گرفته و ارزانترين هزينه براي اين مقدار مصرف در سال 694,80 يورو بر مبناي 50 يورو ماهيانه تا سقف 3600 کيلو وات در سال و مابقي بر مبناي هر کيلو وات ساعت 23,70 سنت محاسبه گرديده است يعني بعبارتي در صورت مصرف در حد 4000 کيلووات در سال بايد بايت هزينه برق ماهيانه 57,85 يورو معادل 63600 تومان پرداخت نمود. لطفا توجه داشته باشيد که مصرف 4000 کيلووات در سال با توجه به اينکه تقريبا تمامي وسائل از جمله اجاق خوراک پزي نيز برقي مي باشند مصرفي در حد ايده ال بوده و با توجه به روحيات و فرهنگ مصرف ما فقط جنبه نمادين دارد و همانطور که در بالا نيز عرض کردم مصرف حقيقي ما بيشتر از اين حرفهاست. حال اين سئوال براي من کماکان باقي است که آقاي محمد چگونه موفق شده که در اروپا (ايشان نخواستند يا نميخواهند بفرمايند که در کدام کشور اروپا ساکن هستند) فقط ماهيانه 8000 تومان بابت هزينه برق پرداخت کنند؟
اينکه اروپا چرا بيشتر ازانرژي الکتريکي استفاده مي کنند تا انرژيهاي فسيلي برميگردد به اينکه اولا اروپا از لحاظ منابع انرژي فسيلي (نفت و گاز) قاره اي بشدت فقير است و صرفنظر از يکي دو کشور (نروژ و انگليس) مابقي کشورها يا اصولا فاقد اين نوع منابع هستند و يا اگر هم باشند استخراج نفت يا گاز از اين منابع با توجه به جنبه اقتصادي آن اصلا بصرفه نيست و ثانيا بعد از بحران نفت دراوايل دهه 70 سياست مصرف انرژي در اروپا بر جايگزين کردن حداکثري انرژي الکتريکي بجاي انرژي فسيلي بود تا بواسطه چنين بحرانهائي صنايع که رکن اصلي رشد اقتصادي در اروپا مي باشند، يکباره مثل دهه 70 زمين گير نشوند. از مجموع 34 نيروگاه اتمي که تا کنون در کشور آلمان ساخته شده اند تاريخ ساخت 27 نيروگاه اتمي بعد از اين بحران مي باشد که اين خود نشانگر تعقيب سياست فوق يعني وابستگي هر چه کمتر به منلبع انرژي فسيلي دنيا خصوصا خاورميانه مي باشد. در خاتمه بايد عرض کنم که اصولا سياستهاي اتخاذ شده از سوي دولتهاي اروپائي بر مبناي صرفه جوئي در مصرف انرژي پايه ريزي گرديده که گراني انرژي ( براي مثال بنزين ليتري 1300 تومان، برق کيلووات ساعت 260 تومان) مويد اين ادعا است لذا همانطور که قبلا نيز عرض کردم ادعاي ارزاني برق در اروپا بيشتر شبيه قصه است تا واقعيت.
شيرزاد:
بسيار ممنون.
Posted by: Ramin | February 13, 2006 05:17 AM
با سلام
در جواب زهرا خانم
1) من با شما موافقم که غربیها تکنولوژی روز خود را به ما نمیدهند و البته پیشرفتهای امروز ایران در این زمینه را یکی از دلایل غرب برای مخالفت با آن میدانم. به قول شما آنها از اضافه شدن رقیب جدید خوششان نمیآید. همچنین آن را در راستای تلاش برای دستیابی به انرژیهای دیگر میدانم که شما نیز به انجام آن اشاره فرمودید. چرا ما خودمان از دارندگان این تکنولوژی نباشیم تا نیازمند دیگران نباشیم.
2) متاسفانه مقایسه هایتان مع الفارق است. تولید انرژی و شبکه انتقال انرژی دو مقوله مستقل است. در نتیجه مقایسه شما در مورد یک خانهٍ خرابه و ساختن طبقه دوم تشابهی به موضوع بحث ندارد. بیشتر مشابه این است که شما بخواهید یک خانه مدرن مستقل را بسازید ولی بدلیل داشتن یک همسایه با خانهٍ خرابه از ساختن آن صرفنظر کنید.
3) نمیدانم در توجیههای اقتصادی چه جایگزینی برای انرژی در آینده در نظر گرفته شده است. تا آنجا که من می دانم انرژی هسته ای یکی از عمده جایگزین انرژی فسیلی است. فکر میکنید در صورت صرفنظر کردن از تکنولوژی هسته ای عملا خودمان را وابسته به انرژی و تکنولوژی دیگران در آینده خواهیم کرد. البته در صورت نیاز نیز باید به هر قیمت آن را بخریم.
4) نکته دیگر اینکه پس از رای اخیر هند به قعطنامه شورای حکام جایزه آن دریافت مجوز احداث نیروگاه هسته ای از طرف امریکا بود. با توجه به تشابهات بسیار ایران و هند این امتیاز نباید چندان هم برای هند غیر اقتصادی باشد که تا این حد حاظر است برای آن هزینه کند.
5) عمده هزینه های تولید انرژی هسته ای تا بحال انجام شده است و تقریبا به مرحله بهره برداری رسیده ایم. چگونه میتوان در مورد رها کردن طرحی که تا این حد برای آن هزینه شده است توجیه اقتصادی کرد؟ آیا از هزینه های انجام شده میتوان در زمینه دیگری استفاده کرد؟
البته اطلاعات خاص اقتصادی ندارم ولی در حد اطلاعاتم جواب دادم. البته ادعای درست بودن حرفهای خود را ندارم ولی به نوعی شاهد بعضی حرفهای غیرمنطقی و متناقض ام که در حد خود تلاش برای روشن کردن آنها دارم.
شيرزاد:
از دوستان عزيز خواهش می کنم اين بحث را همين جا خاتمه دهند (کات). برای توضيح مبسوط رجوع کنيد به مقاله زير:
http://r0ozonline.com/01newsstory/013979.shtml
که در لينکدونی هم آن را آورده ام.
Posted by: Mohammad | February 12, 2006 04:28 PM
یکی از استدلال های عجیبی که گهگاه توسط آقایان مطرح میشود این است که غرب مایل به رشدفناوری در ایران نیست. امااین پرسش مطرح میشود که چرا غرب فقط در این یک زمینه خواهان عقب ماندگی ماست؟مگرهنگامی که ما در دوران به اصطلاح سازندگی پشت سرهم سد ساختیم وبه ظرفیت تولید برق کشور اضافه کردیم پرونده "سد سازی ما" را به شورای امنیت ارجاع کردند.به عقیده من عده ای در طول 27سال گذشته تصویری غیر قابل اعتماد از ایران در دنیا به نمایش گذاشته اند ودر این کار اهتمام خاص داشته اند.چرا انتظار داریم غرب در اوج رواج تروریسم چنین فناوری خطرناکی را درکشوری غیر قابل اعتمادتحمل کند؟
Posted by: دانشجو | February 12, 2006 02:11 PM
جناب آقاي Anonymous
(ظاهرا چاره اي به جز پاسخگويي به شما در اينجا نيست)
تا آنجايي كه من يادم هست و دوباره بررسي كردم اين شما نبوديد كه تفاوت هزينه ها را مطرح كرديد اما من سعي ميكنم به سوالات شما در حد توان علمي خودم پاسخگو باشم:
1- نميدانم شما چقدر به مسايل اقتصادي از لحاظ علمي وارد هستيد اما تفاوت هزينه برق در ايران با يك كشور توسعه يافته بيشتر ناشي از چند امر است:
داشتن زير ساختارهاي مناسب مانند شبكه، بهره وري بالاي انرژي يعني بالا تر از 90 درصد انچه كه توليد ميشود مصرف شود و صذ البته مصرفي كه ارزش افزوده ايجاد ميكند نه فقط مصرف خانگي و ......
(مثل هزينه توليد خودرو در ايران و در يك كشور پيشرفته)
2- ببينيد يكي از دلايل قطعي برق در ايران كمبود توليد است اما هماني هم كه تويد ميشود در حدود 50 تا 60 درصد ان به دست مصرف كننده ميرسد بنده الان آمار دقيقي در دست ندارم اما باور بفرماييد يكي از آقايان مسئول خودشان هم در يك مصاحبه تلويزيوني به اين مسئله اعتراف نمودند و فرمودند براي ترميم شبكه فرسوده توزيع برق در ايران به يك بودجه چند ميليارد توماني نياز است. من با تمام احترامي كه براي شما و دكتر شيرزاد قائلم ولي ظاهرا ايشان و شما در اين زمينه زيادي خوش بين هستيد.
3- در كشور هاي در حال توسعه (جهان سوم) مثل ايران بهره وري در هر زمينه اي پايين است و اينكه شما عامل جديدي را وارد جامعه كنيد بدون اينكه مشكلات استفاده از ان را مرتفع كنيد مجبور خواهيد شد هزينه هاي گزافي را دوباره براي جبران اين موضوع بپردازيد. يكي از عوامل توليد تورم در ايران پايين بودن بهره وري است درنتيجه با وارد كردن عامل جديد شما به تورم بيشتر دامن ميزنيد. به نظر شما اگر مثلا ما در يك خانه قديمي و در حال فروپاشي زندگي كنيم بهتر است اول ان را تعمير كنيم يا اينكه يك طبقه به آن اضافه كنيم و بعد اقدام به تعمير كنيم؟ قطعا با احداث طبقه دوم و قبل از اقدام ضربتي ما براي تعمير خانه فروخواهد پاشيد.
4- كشور هاي خارجي حتي در صورت كمك به ما فن آوري روزشان را به ما نميفروشند و مطمئن باشيد فن آوري كه ما به آن دست پيدا خواهيم كرد مربوط به حداقل 10 تا 15 سال گذشته است و مطمئن باشيد انها به راحتي براي خود رقيب ايجاد نميكنند.
5- مسلما هر كسي از بنز مدرن خوشش مي آيد اما اگر شما مثلا 10000 تومان پول داشته باشيد و براي ايجاد جاده به يك ميليون تومان پول نياز داشته باشيد چه ميكنيد؟ مسلما ميرويد قرض ميكنيد آنهم با نرخ بهره بالا از كشور هاي خارجي (يا انتشار اوراق قرضه (مشاركت)) چون هيجان سوار شدن به بنز را داريد و هيچ چيز ديگر را نميبينيد بعد از مدتي سر رسيد وام شما ميرسد و بايد پاسخگو باشيد و هيچ پولي هم نداريد چون جاده اي كه احداث كرديد فقط به درد خودتان ميخورد و يك عده اي خاص و از طرفي هنوز به سود دهي نرسيده كه شما بتوانيد پاسخگوي وام باشيد در اينجا دو راه داريد:
الف- دوباره وام بگيريد و وام قبلي را پرداخت كنيد و البته اين بار وام دهنده به دليل عدم اطمينان به شما نرخ بهره را بالا خواهد برد و از طرفي تضمين بيشتري از شما خواهد خواست مثلا مشاركت در جاده شما در زمان سود دهي يا واگذاري امتياز بهره برداري از منابع طبيعي روستايتان و شما چاره اي جز قبولي نداريد چرا كه در غير اينصورت بايد اعلام ورشكستگي كنيد و جاده اتان تا ابد باقي خواهد ماند و هر كس كه از مالروي قبلي رد ميشود پوزخندي به آن ميزند. احتمالا آن موقع كسي ميايد و به شما يك هواپيماي ما فوق صوت هديه ميدهد و ....
ب- اوراق قرضه انتشار دهيد و از مردم روستا پول بگيريد با وعده نرخ بهره بالا بعد از مدتي سر رسيد اوراق قرضه است كه بايد نرخ بهره آن را هم علاوه بر اصل پس بدهيد و چون پول نداريد دوباره وام و اوراق قرضه و ......
كه هر دوي اين راهها به افزايش تورم داخلي و افزايش قيمت ارز و .... منتهي ميشود.
اينها همه تاثيرات بلند مدت است.
البته همه اينها در اين صورت است كه شما طرح احداث جاده را نيمه تمام رها نكيد! كه ان هم داستان خود را دارد.
ملاحظه ميفرماييد جاده اي كه ساختيد ارزش چند لحظه سوار بنز شدن و حال كردن با آن را ندارد يا شايد هم از نظر شما بازهم ارزش دارد!
من هم مخالف استفاده از انرژي هسته اي نيستم اما ميدانم كه براي ما در بلند مدت و كوتاه مدت مضرات زيادي به دنبال دارد البته به دنبال منافع اندك آن و حال اين شماييد كه بايد انتخاب كنيد منافع اندك يا مضرات زياد؟
من اگر در روستا زندگي ميكردم براي تبديل آن به يك شهر مدرن، بنز وارد نميكردم بلكه اول سعي ميكردم از آنچه در حال دارم درامد زايي كنم و اين درامد را در زمينه هاي سود ده در داخل يا خارج سرمايه گذاري كنم و بعد با سود بدست آمده اقدام به جاده سازي براي سوار شدن به بنز را ميكردم.
از طرفي وقتي ما نيروگاه هسته اي را وارد چرخه توليد برق ميكنيم به دليل هزينه بالاي تاسيس آن بايد ضريب بار ان بالا باشد يعني در تمام ساعات مصرف وارد مدار شود نه فقط در زمان اوج مصرف چون در آن صورت پاسخگوي هزينه ها نخواهد بود در نتيجه بايد نيروگاههاي ديگر را كه الان از آن ها استفاده ميكنيم فقط در ساعات اوج مصرف كه نيروگاه هسته اي توان پاسخ ندارد وارد مدار كنيم در حاليكه در وضعيت موجود به قول خود شما با كمبود توليد مواجه هستيم و از تمام ظرفيت آنها استفاده نميكنيم و در نتيجه هزينه ايي كه ما براي ساخت آنها در طول بيست و چند سال گذشته كرديم قبل از اينكه به مرحله بهره وري برسد از بين ميرود. البته چنين آينده اي براي نيروگاه هاي هسته اي هم قابل پيش بيني است.
از طرفي چه تضميني وجود دارد كه ما كه هنوز نتوانسته ايم از تمام ظرفيت نيروگاه برق آبي يا فسيلي ااستفاده كنيم، بتوانيم از تمام ظرفيت نيروگاه هسته اي استفاده كنيم.
حال من از شما ميپرسم چرا ما نرويم به دنبال منابع جديدتر و تكنولوژي آن را هم خودمان توليد كنيم و خودمان به دنيا عرضه كنيم؟ به جاي اينكه اين همه هزينه بابت انرژي هسته اي انجام دهيم. آيا اين يك راه براي پيشرفت نيست؟
باور بفرماييد يكي از اساتيد دانشگاه كه از مسئولين هم هست به همراه دانشجويان خود مسئله را تحليل كرده و با دادن امار به كامپيوتر به اين نتيجه رسيدند كه انرژي هسته اي براي ايران مقرون به صرفه نيست اما اقايان مسئول ديگر آنقدر اين آمار ها را جلو و عقب كردند و هزينه ساخت راهم موكول به پول نفت از صندوق ذخيره ارزي كردند! و نتيجه گرفتند كه انرژي هسته اي داراي توجيه اقتصادي است!!!
در ضمن اگر يكي از علماي علم اقتصاد كه شما هم وي را قبول داشتيد ميگفت كه انرژي هسته اي به نفع ما نيست باز هم از آن دفاع ميكرديد؟!!
بهتر است كمي كتاب هاي اقتصاد توسعه بخوانيد تا بدانيد ايران در چه وضعيتي قرار دارد.
از اينكه طولاني شد از دكتر شيرزاد عذر خواهي ميكنم.
شيرزاد:
خوب کم کم اين وبلاگ ما تبديل شده به عرصه يک بحث عمومی، به خصوص در زمينه فناوری هسته ای. از اين بابت خوشحالم، چون هدف من هم اين است که همه نسبت به اين مسئله مسؤلانه تر و دقيق تر فکر کنند. البته نمی توانم صحت همه بحثهايی را که دوستان ارائه می کنند تقبل کنم، هم در همه چيز تخصص ندارم و هم اگر بخواهم يک به يک راجع به همه نکات ذکر شده نظر خودم را بگويم بايد همه کار و کاسبی خود را بگذارم روی اين وبلاگ که واقعا امکان آن نيست و وقت من بسيار محدود است. در هر حال از دوستانی که با دقت نظر داده اند مجددا تشکر می کنم به خصوص از خانم زهرا. در ضمن اگر دامنه بحث ها محدودتر و خلاصه تر باشد بيشتر مورد توجه قرار می گيرد.
Posted by: زهرا | February 12, 2006 12:44 PM
سلام عليكم خسته نباشيد
اقای شیرزاد عزیز می شود چند منبع موثق علمی خبری برای اثبات این ادعاهای خود معرفی کنید تا ما بتوانیم راحتر از شما دفاع کنیم.
شيرزاد:
برای کدام مطلب يا نکته؟ بسياری از اين نکات بديهياتی است که بچه های فيزيک در دروس معمولی مثل فيزيک هسته ای، فيزيک رآکتور و ساير دروس فيزيک، حتی دروس پايه فيزيک می خوانند.
Posted by: حامد | February 12, 2006 10:39 AM
دکتر عزیز،
تمام صحبت های شما در مورد توجیه اقتصادی نداشتن موضوع متین است.اما درست یا غلط،"الان" موضوع یک جورایی ناموسی شده (یا به زعم شما ناموسی کردنش!)و دارن "زور" میگن.اون رو چی کارش کنیم؟
شيرزاد:
دو سال تمام است ما داريم داد می زنيم که بابا اين موضوع را ناموسی نکنيد، فردای روزگار خودتان در آن گير خواهيد کرد. ظاهرا گوشی بدهکار نيست. البته فعلا برای بسيج افکار عمومی مردم اين روش آنها تا حدی جواب داده است، اما بايد فکر روزی را بکنند که احتمالا خودشان برای "حفظ نظام" ناچار شوند کمی فتيله را پايين بکشند. آقايان بر اين تصورند که با ابزار صدا و سيما هر روزی که خواستند می توانند فرمان افکار عمومی را به هر سمتی که می خواهند بچرخانند. غافل از آن که اگر مسئله ای ناموسی شد ديگر امکان چک و چانه زدن بر سر آن نخواهد بود.
Posted by: حامد علیخانی | February 12, 2006 04:42 AM
راستش من هم با اندك سوادي كه دارم ميدانم انرژي هسته اي نه انقدرها كه ميگويند به صرفه است و نه اشتغالزا و نه درمان همه دردها اما چيزي كه من نميفهمم اصرار دولتمردان ما به ان است؟ ايا آنان فكر ميكنند امريكا بالاخره به ما حمله ميكند براي همين بهتر كه به خاطر مسئله هسته اي باشد؟ يا ميخواهند رانت خواريها و مفاسد اقتصادي خويش را در هياهوي هسته اي بپوشانند؟ ما هنوز تحريم نشده اجناسمون گران شد سود سرشار اين گرانيهاي بي منطق به جيب چه كسي ميرود؟؟؟؟؟؟؟؟
Posted by: مژگان | February 11, 2006 09:03 PM
با درود ، و تكرار آرزوها ،
چاره اي نيست جز اينكه فرض را بر حسن نيت بگيريم و آنگاه بيان داريم :
خانم ها ، اقايان ، خواهران ، برادران ، عزيران و نورچشمان هيچ كس با يك ايران قدرتمند ثروتمند مرفه صنعتي پيشرفته مخالف نيست . اين آرزوي همه گان است . اما اين راهش نيست . اين چاهش نيست . اين روش كشورداري نيست . اين روش امانت داري نيست ( امانت قدرت كه در دست شما است ) . اگر ما با دنيا آشتي باشيم . يعني با دنياي پيشرفته ي صنعتي آشتي باشيم ، با مخالفان فكري خود آشتي باشيم ( يعني در مورد آنها دادگر باشيم . بعني هر بد كه به خود نمي پسنديم بر آنان هم نپسنديم ) ، مي توانيم به سمت رفا ه ، پيشرفت و صنعتي شدن حركت كنيم . مي توانيم به سمت استفاده ي صلح آميز از انرژي هسته اي حركت كنيم ؛ آ ن هم به شكلي بسيار كم درد سر تر ، بسيار ارزان تر و بسيار كار آمد تر . عزيران ، برادران ، خواهران شما را چه مي شود ؟ چرا تيشه بر داشته ايد و بر رشه ي همه مي زنيد .
Posted by: Ali | February 11, 2006 10:26 AM
با سلام
یک مقاله در مورد میزان هزینه برق در آلمان و منابع تولید آن. این مقاله را میتوانید در لینک زیر ببینید:
http://www.ewi.uni-koeln.de/content/e266/e563/e2722/e2725/Veroeff_Muesgens_IEWT2005_ger.pdf
قابل توجه شما و دوست عزیز رامین خان.
Posted by: Mohammad | February 11, 2006 10:15 AM
بازم سلام
به رامین خان:
البته فکر میکنم حداقل در فضای اینترنت نمیشود براحتی دروغ گفت ولی با توجه به سکونت بیست ساله حضرتعالی در آلمان خوشحال میشوم هزینه برق در آلمان را هم ذکر کنید. برحسب کیلووات ساعت یا هر چیز دیگر که امکان مقایسه را فراهم کند. همچنین سایر دوستان عزیز که در خارج از ایران زندگی میکنند. تا سیه روز شود هرکه در او غش باشد
در ضمن تایید میفرمایید که اگر انواع دیگر انرژی ارزانتر بود به هیچ عنوان مصرف کنندگان ار برق برای حتی گاز خوراک پزی و آبگرمکن استفاده نمیکردند.
پ ن. مثل اینکه کامنت قبلی من در مورد کامنت زهرا خانم یک جایی جا مانده یا افتخار انتشار نیافته است.
Posted by: Mohammad | February 10, 2006 11:20 PM
آقای دکتر! اگر امکان دارد تفاوت واژه های "اتمی" و "هسته ای" (atomic/nuclear) را بفرمایید. چون اسم سازمان مسوول، انرژی "اتمی" است ولی ما دائما داد میزنیم که انرژی "هسته ای" حق مسلم ماست. آیا هسته ای و اتمی هیچ تفاوتی با هم ندارند؟
ممنونم
شيرزاد:
درست ترش همان انرژي هسته اي است. نام آژانس بين المللي انرژي هسته اي احتمالا بايد ريشه تاريخي داشته باشد.
Posted by: علی | February 10, 2006 08:23 PM
خدمت زهرا خانم
ضمن تشکر از نگاه نسبتا علمي شما به بحث ذکر چند نکته لازم است:
۱) اينکه گفتيد من در کشوري زندگي ميکنم که گاز را وارد ميکند و لذا گران است کاملا اشتباه است. اين کشور اروپايي خودش گاز طبيعي دارد. هرچند بحث من در مورد هزينه برق بود که به مراتب از هزينه برق در ايران کمتر است. اگر تفاوت قيمتها را هم در نظر بگيريد تقاوت در حد چند برابر است. تاييد ميفرمائيد اين تفاوت به خاطر شبکه نيست چون در بدترين حالت هم ميزان هدر رفتن انرژي بيش از چند درصد نيست.
۲) حتما سرکارعالي هم دست يه گريبان قطعي برقهاي متعدد مخصوصا در تابستان هستيد که دليل مهم آن هم کم بودن توليد است و نه شبکه يا چيزهاي ديگر. چرا با استفاده از انرژي اتمي حداقل اين کمبود را جبران نکنيم.
۳) بحث بهره وري انرژي کاملا صحيح است ولي من ربط آن را با استفاده از انرژي هسته اي نفهميدم. آيا نميتوان از انرژي هسته اي استفاده کرد و همزمان به فکر افزايش بهره وري بود؟
۴) البته فعلا در ساخت نيروگاه از خارجيها کمک ميگيريم که البته شرط لازم براي به دست آوردن تکنولوژي است. البته در اين صورت است که ميتوان به سمت بومي سازي آن قدم برداشت.
۵) در مورد مثال شما در مورد روستا و بنز البته من تفاوت ايران با کشورهاي پيشرفته را تا اين حد نمي دانم ولي حتي در اين صورت هم از خير بنز نمي گذرم!!! قبول ميفرماييد که بنز سواري انگيزه زيادي براي کشيدن جاده ايجاد خواهد کرد.
۶) شايد در کوتاه مدت حتي انرژي هسته اي و هزينه هايش مقرون به صرفه نباشد ولي حتما در درازمدت مقرون به صرفه خواهد بود. کاش در بحث خود هزينه ها را هم ذکر ميکرديد تا ميشد ديد تقاوت قيمت چقدر است؟
البته بحث مهم در اينجا اين است که آيا اصلا در فکر تبديل اين روستا(به قول شما) به شهر متمدن هستيم يا خير؟ اگر جواب مثبت است که در اينصورت بايد به فکر بنز نيز بود چرا که در شهر ديگر الاغ يا اسب براي جابجايي کافي نيست.
شيرزاد:
آيا مي دانيد سر تاپاي اين فناوري هسته اي كه در صورت موفقيت صد در صد منجر به ساخت نيروگاهي مي شود كه 1000 مگاوات برق توليد خواهد كرد. در حالي كه هم اكنون ما حدود 40 هزار مگاوات ظرفيت نصب شده داريم. يعني در بهترين شرايط خدود دو ونيم درصد به توليد برق ما اضافه مي شود.
Posted by: Anonymous | February 10, 2006 01:16 PM
با سلام
نميدانم خوانندگان سايت شما چقدر با مسايل اقتصادي از بعد علمي آن آشنا هستند و يا فقط بخش ژورناليستي آن مورد علاقه اشان ميباشد اما من سعي ميكنم درحد توان مطلب را ساده و ژورناليستي توضيح دهم:
ببينيد مساله انرژي و ميزان مصرف سرانه آن يكي از شاخص هاي توسعه در هر كشوري است يعني هر چه آن كشور توسعه يافته تر باشد از بزرگترين مصرف كنندگان و تقاضا كنندگان انرژي خواهد بود مثل ژاپن و يا آمريكا و .... و از طرفي يكي از شاخص هاي بسيار مهم در دستيابي به رشد اقتصادي است به همين دليل است كه از مهم ترين مباحث بحث و جدلهاي اقتصادي و سياسي و .... در دنيا است.
اما نكته مهم در اينجا مسئله بهره وري است يعني مثلا ايران كه مصرف انرژي در آن بالا است پيشرفته نيست چرا كه بهره وري انرژي در آن پايين و شدت مصرف انرژي (يك اصطلاح صد در صد اقتصادي است نه يك مفهوم عاميانه. براي تعريف آن ميتوانيد به منابع علمي مراجعه كنيد)در آن بسيار بالا است. روندي بر عكس روند كشور هاي توسعه يافته.
از طرفي سازماني به نام "آژانس بين المللي انرژي" براي مقابله با كارتل هايي مثل اپك تاسيس شد و هدف ان يافتن منابع جديد انرژي بود تا هر چه كمتر به كشورهاي صادر كننده نفت وابسته باشند و از طرفي قدرت كشورهاي عضو اپك را در چانه زني هاي بين المللي كاهش دهند و وابستگي خودشان را به اين كشور ها تا حد امكان كاهش دهند. نتيجه تاسيس چنين سازماني يافتن منابع جديد انرژي مثل انرژي بادي، خورشيدي،..... و صد البته انرژي هسته اي بود. و هم چنين سعي در ساخت كالاهايي كردند كه از انرژي فسيلي كمتر استفاده كند.
هر كشوري براي استفاده از نوع خاصي از انرژي در مقياس بالا بايد زيرساختارهاي استفاده از ان را داشته باشد . بنابراين منظور از سرمايه گذاري در زمينه استفاده از نوعي انرژي خاص متاسفانه چيزي نيست كه همه به طور عمومي فرض ميكنند بلكه دولت بايد زيرساختار موجود را ايجاد كند و بخش خصوصي با استفاده از زمينه ايجاد شده وارد بازار شود كه به اين تلاش بخش خصوصي سرمايه گذاري ميگويند.
از طرفي هر كشوري به دنبال يافتن منابع انرژي بومي و ارزان قيمت تر است مثلا يكي از انرژي هاي بسيار ارزان و سهل الوصول در ايران "گاز طبيعي" است كه متاسفانه ما با وجود داشتن بزرگترين منابع گازي دنيا از آن استفاده چنداني نميكنيم و مقادير عظيم آن در سر چاه هاي نفت به دليل عدم توانايي در استفاده از آن سوزانده ميشود بنابراين عزيزي كه ميفرمايند در خارج زندگي ميكنند و هزينه لوازم گازي ايشان بسيار بالا است مسلما در يك كشوري هستند كه منابع گازي ندارد و مسلما هزينه استفاده از آن بسيار بالاتر از كشوري مثل ايران است كه دارنده بزرگترين منابع گازي جهان است. (لازم به ذكر است كه انتقال گاز از طريق خط لوله هزينه بر است و مسلما براي كشور هاي محروم از اين منبع بسيار گران تمام ميشود.)
و اما در مورد انرژي هسته اي كه مسلما و صد البته مصرف آن (توجه كنيد مصرف آن نه توليد) از انرژي فسيلي كم هزينه تر است اما چرا براي ايران سودمند نيست؟
ما براي توليد برق از نوع هسته اي نيازمند نيروگاه هايي هستيم كه تكنولوژي توليد آن را نداريم بنابراين بايد تكنولوژي را واد كنيم كه هزينه آن از درآمد يك سال فروش نفت ايران هم بيشتر است البته اين هزينه، متوسط برآورد براي كشوري است كه اين فن آوري را درارست و براي ايران به طور ويژه برآورد موثقي نشده است.از طرفي ممكن است ما تكنولوژي را وارد كنيم كه سالها است در كشور هاي صاحب آن منسوخ شده باشد چرا كه مسلما آنها تكنولوژي روزشان را به نمي فروشند. حتي در صورت وارد كردن اين تكنولوژي با اين هزينه گزاف ما هنوز زيرساختار هاي مناسب براي انتقال انرژي الكتريسيته به مصرف كنندگان را نداريم مسلما نميتوانيم با سيستم موجود و كابلهايي كه به گزارش خود آقايان ماهيانه چند هزار مگا وات "دزدي برق" دارند برق هسته اي را به مصرف كننده نهايي برسانيم بنابراين باز هم بايد هزينه كنيم. از طرفي وقتي قرار باشد اين انرژي در مصارف خانگي و يا صنعتي به كار رود استانداردهاي دستگاه هاي الكتريكي هم تغيير خواهد كرد و چون توليد كنندگان داخلي توانايي توليد اين نوع كالاها را ندارند لاجرم بايد اقدام به واردات اين كالاها از خارج با هزينه اي گزاف كنيم. بنابراين استفاده از انرژي هسته اي در ايران بسيار گران تمام خواهد شد به همين دليل است كه در كشور هاي اروپايي و يا آمريكايي هزينه استفاده از انرژي الكتريسيته حاصل از انرژي هسته اي بسيار كم است. از طرفي شرايط كشور هاي در حال توسعه اي مثل ايران به گونه است كه سيستم ماليات آن چندان قوي نيست تا بتوان از آن براي ايجاد اين امكانات استفاده كرد بنابراين تمام اين هزينه ها به مصرف كننده نهايي تحميل ميشود.
از طرفي وقتي كالايي با انرژي گران توليد ميشود هزينه توليد بالاتر رفته است و به تبع آن قيمت تمام شده كالا افزايش مي يابد و در نهايت منجر به تورم ميشود.
البته هزينه هاي نگهداري زباله هاي اتمي را هم به آن اضافه كنيد كه در مقايسه با سوخت هاي فسيلي بسيار بالاتر است.
البته هزينه پايين بودن بهره وري انرژي در ايران را هم به آن اضافه كنيد.
كه همه اين هزينه ها به دليل ساختار نابسامان كشور ما به مصرف كننده نهايي تحميل ميشود.
از طرفي برق ابي كه هم اكنون در ايران توليد ميشود با توجه به شرايط موجود و سطح درآمدها تقريبا ارزان ميباشد.
استفاده از انرژي هسته اي براي ايران به مثل اين است كه شما در يك روستايي زندگي ميكنيد كه جاده هاي آن مالرو است و حال فردي به اسم رفاه و .... به شما يك عدد بنز مدرن هديه دهد!!!! آيا حاضريد از اين اتومبيل بسيار شيك و زيبا اسفاده كنيد؟
چه بخواهيم و چه نخواهيم و چه سعي كنيم خودمان را گول بزنيم و يا نه ما در چنين شرايطي هستيم.
ممكن است بگوييد مثلا كشوري مثل عربستان از چنين فن آوري استفاده ميكند واين مشكلات را ندارد. بله درست است اما عربستان هم قيمت گزافي براي آن پرداخت كرده است چرا كه تمامي چاه هاي نفت آنها و تكنولوژي توليد نفت آنها (كه امروزه انها را به بزرگترين توليد كننده نفت تبديل كرده البته توجه كنيد توليد كننده نه دارنده) به دست مهندسين آمريكايي و اروپايي است. البته اگر ما هم بپذيريم كه تكنولوژي هسته اي را كاملا وارد كنيم و هيچ دخالتي در هيچ بخشي از ان نداشته باشيم شايد استفاده از ان براي ما هم ارزان تر تمام شود.
اينكه كشور ما به چنين انرژي دست يابد بسيار عالي است اما اي كاش ما مثلا بيست سال پيش اقدام به اين كار ميكرديم كه حالا استفاده از آن براي ما اينقدر گران تمام نشود
شيرزاد:
ضمن تشكر از تجزيه و تحليل شما، فقط تا جايي كه من ميدانم ما سالهاست از لحاظ مديريت شبكه انتقال برق مشكل چنداني نداريم. اما علي الاصول حرف شما بسيار درست است كه ما داراي زيرساختهاي فناوري هسته اي نيستيم.
Posted by: زهرا | February 10, 2006 06:00 AM
دل هر ذرّه اي كه بشكافي آفتابيش در ميان بيني
دردل هر ذره خورشيدي نهان ناگهان آن ذره بگشايد دهان
ذرّه ذرّه گـردد افلاك و زميـن پيش آن خورشيد جست از كمين
http://bionuclear.mihanblog.com
وبلاگ مهندسی هسته ای و پرتو پزشکی
Posted by: Amir Hakimi | February 9, 2006 06:06 PM
جناب دکتر شیرزاد! من نوشته ی شما در انتقاد به چرت و پرت های صدا و سیما را قبول دارم، اما برایم هم جالب است که چرا شما انگار به دنبال مخالفت با دستیابی به تکنولوژی هسته یی هستید، چرا به عنوان یک دانشگاهی، منع تحقیقات در این زمینه را محکوم نمی کنید و در دفاع از آن به همراه دیگر فیزیکدانان دانشگاهی حرکتی ندارید؟
یکی از خوانندگان نوشته ی دکتر شیرزاد نوشته بود برق بسیار ارزان است آن هم از طریق لنرژی هسته یی! از آنجایی که کارشناس برق قدرت هستم به این دوست گرامی می گویم که همانطور که آقای دکتر نوشته اند، انرژی برق تمیز و انتقال آن آسان است، اما گران در می آید و نمی توان آن را ذخیره کرد. مثال بسیار واضح آن هم عدم استفاده از آن در بسیاری از صنایع و همچنین اتومبیلهاست. در صنایع تا حد ممکن از برق به دلیل گرانی آن استفاده نمی شود. دوست گرامی! غربی ها که به تکنولوژی هسته یی دست یافته اند چرا همچنان به دنبال انرژی فسیلی از جمله نفت هستند و برای به دست آوردن آن به هر کثافت کاری از جمله جنگ و خون ریزی دست می زنند؟!
شيرزاد:
آقاي شفيعيان عزيز، شما ديگر چرا؟
1- آيا دقيقا مي دانيد آنچه به عنوان تحقيقات مطرح مي شود، چه فعاليتهايي است؟ چون محققان كشور در تمام مراكز تحقيقاتي كه مي شناسيم دارند كار مي كنند و كسي هم مانع كار آنها نشده است.
2- واقعا شما اين طومار جمع كردن ها را جدي مي گيريد؟ با توجه به وضعيت جديدي كه دانشگاهها به خود گرفته اند و فعال شدن ارگانهايي مثل بسيج استادان آيا غير از اين امضاها را انتظلر داريد؟
Posted by: علي اصغر شفيعيان | February 9, 2006 04:55 PM
salam. sharmande ke nemitoonam farsi type konam.
nemidoonam yadetoon miad ya na ?
hodoode yek mahe pish tooye otooboos haye daneshgah eftekhare didane shoma ro peyda kardam.ye nokte bood ke kheyli delam mikast begam.
ma hamishe az Ali(hazrate Ali) dam mizanim, vali khob yademoon mire ke Ali emam bood va ma bayad az emam peyravi konim.
Ali hamishe mige ke hagh gereftanie ,hagh dadani nist.
ama.........
hich vaght fekr nakardim ke chera kasi ke nemitoone zolm be yek pirezane yahoodi ro tahammol kone, chera 25 sal az haghe mossalame khodesh gozasht.?
chera hazer shod in hame zolme be khodesh ro tahammol kone.?
vaghean chera?
hich vaght az khodemoon naporsidim chera?
bale... Ali gofte ke hagh ro bayad gereft,
man ham mipaziram va be in harf ehteram mizaram, vali biaeid ba ham kami ham be 25 sal sokoote Ali va dalayele oon fekr konim.
mamnoon
Posted by: Hamid Reza | February 9, 2006 04:40 PM
با سلام،
قبل از هر چيز بعنوان کسي که بالغ بر 20 سال است که در آلمان ساکن هستم بايد عرض کنم که ادعاي آندوست عزيز ساکن اروپا که ماهيانه فقط 8 يورو بابت قبض برق مي پردازد بيشتر شبيه همان داستانسرائيهائي است که صدا و سيما بدان مشغول است و فقط بدرد مصرف داخلي ميخورد آنهم براي يکعده که نميدانند انرژي هسته اي را از هسته گيلاس توليد ميکنند يا آلبالو.
اما در مورد اين همه تبليغاتي که صدا و سيما در مورد انرژي هسته اي ميکند ( فعلا از نان شب هم بواسطه فوائدش براي ملت ايران واجبتر شده) يک سئوالي از آقايان دارم که چرا ما با وجود اينهمه دانشمند نابغه هسته اي آنهم از نوع جوانش که هر روز ماشا الله هزار ماشاالله بکوري چشم دشمنان به کشفيات جديدي هم دست مي زنند و باوجود هزينه ميلياردها دلار هنوز که هنوزه دستمان مثل گداهاي سامره جلوي اين روسها دراز است تا نيروگاه بوشهر را تکميل کنند؟
شايد باور نکنيد که از لحاظ خبري صدا و سيما در اينجا بيشتر جنبه آبروريزي و مضحکه را پيدا کرده تا يک شبکه خبري. يکي نيست به اينها بگويد که بابا اقلا حواستان به اين باشد که اينور آبي ها در کنار صدا و سيما امکان دسترسي به 20 تا شبکه ديگر را هم دارند و اينقدر سوتي ندهيد. نمونه اش سخنراني آقاي احمدي نژاد در سازمان ملل بود که من بهمراه دوستان اين سخنراني را همزمان از شبکه ntv و شبکه خبر صداو سيما دنبال مي کردم. بنا به آنچيزيکه در کانال ntv ميديم در هنگام سخنراني سالن صرفنظر از چند نفر (بيشتر نمايندگان 3 کشور اروپائي) تقريبا خالي بود ولي در شبکه خبر سالن را پر نشان مي دادند گويا همه عالم فقط بخاطر اين سخنراني به سازمان ملل آمده اند. از اين که بگذريم امروز يعني 20 بهمن 1384 داشتم برنامه اي از شبکه خبر صدا و سيما ميديدم که خبرنگار صداوسيما به موضوعي اشاره کرد که بعد از شنيدن آن واقعا دلم بحال ملت و مملکتم سوخت که چه جماعتي فعلا سکاندار سياست خارجي ايران شده اند؟ خبرنگار مي گفت که علت اصلي برخورد شديد آنگلا مرکل با ايران و طرفداري از اسرائيل که در نشست هفته پيش در مونيخ رخ داد آن است که شوهر مرکل يهودي است. چيزيکه اصلا واقعيت ندارد تازه اگر هم واقعيت مي داشت بنده خدا نمي داند که اينجا برخلاف آنجا سياست بر مبناي منافع ملي تعريف مي شود و نه خويشاوندي و باندبازي. بي اختيار ياد خبر ديگري از اين شبکه بنقل از يک نماينده مجلس هفتم که چند وقت پيش موجبات خنده مان را در مجالس دوستانه فراهم کرده بود افتادم بدين مضمون که علت دشمني خانم کاندوليزا رايس با ايران شکست عشقي ايشان در رابطه اي که با يک جوان ايراني (گويا از اهالي قزوين) داشته عنوان کرده بود. من نمي دانم اين خبرنگاران صدا و سيما چرا هر جا کم مي آورند زودي بن مي کنند به مسائل شخصي طرف و آنهم در حد ناشيانه اش؟ البته در کشوري که مدير عامل هواپيمائيش با لبخندي مليح جلوي دوربين حاضر شود و جلوي چشم ميليونها نفر بي مهابا بفرمايد که: «مردم با خيال راحت روي صندلي هواپيما بنشينند و به توان فني صنعت هوايي افتخار کنند» (انگار که همين چند هفته پيش 2 تا هواپيما در آلمان سقوط کردند و نه در ايران) چه انتظاري ميتوان از صدا و سيماش جز خبرهاي طنز گونه داشت؟ تازه وقتيکه همين شخص با شيوه اي که فقط اين جماعت از پس آن بر مي آيند که هميشه براي ناکار آمدي خود بهانه اي دارند ادامه ميدهد که: «اگر يک بيمار بخواهد از اروميه به چابهار برود از طريق غير هوايي چهار روز به طول خواهد انجاميد و ممکن است او تلف شود، آيا اين حقوق بشر است؟" نه آقا اين حقوق بشر نيست اما ميشود شما لطف کنيد و براي ميليونها بيننده در مانده توضيح دهد که اين بيمار، چگونه بيماري است که مي خواهد براي درمان از اروميه به چابهار (مرکز قاچاق) برود؟ آيا بنظر شما به اين نوع دليل و منطق نبايد خنديد؟
Posted by: رامين | February 9, 2006 07:02 AM
Ba salam
matlabe besiar khoob va be jai bood! ama khaesh daram fekri be an sar barge site khodetan bekonid; "chon sepidaran, rishe dar......" ra migooyam. aslan ba tab'e motevaze'e shoma sazgar nist ke in chenin az khod tarife rostam o sohrabi bekonid.
eradtmand Hamid Roshangar
شيرزاد:
خوشبختانه قبول داريد كه ما اهل قپي آمدن نيستيم. ما در مقابل مردم البته بايد تواضع داشته باشيم و انشاءالله كه داريم. اما در برابر آنها كه مي خواهند همين چهارتا صداي متفاوت را هم بشكنند، قبول بفرماييد كه بايد ابراز استواري كرد.
Posted by: hamid roshangar | February 9, 2006 12:04 AM
راستی اگر وقتی و حوصله ای بود به اين دو آدرس سری بزنيد:
يک مقاله جديد در رابطه با بودجه محلی برای حفظ زباله های اتمی در آمريکا
http://www.reviewjournal.com/lvrj_home/2006/Feb-07-Tue-2006/news/5755804.html
يک مقاله قديمی در رابطه با همين محل
http://www.state.nv.us/nucwaste/yucca/state01.htm
Posted by: آینده | February 8, 2006 06:44 PM
نظرات بعضی از اشخاصی در رابطه با ارزان بودن انرژی هسته ای برايم بسيار تعجب آور است. عاقلان در دنيا به دنبال انرژی های تميز هستند و سرمايه گذاری های بسيار عظيمی در اين زمينه انجام می دهند. برايم عجيب است که برخی از کجا به اين نتيجه رسيده اند که اصولا انرژی هسته ای ارزان است؟
مراجعه می دهم به اين مقاله: http://www.greenpeace.org/international/campaigns/nuclear/waste
ساده انگارانه است که مخارج انرژی هسته ای را فقط به توليد سوخت هسته ای از مواد خام و سپس تبديل آن به انرژی بدانيم. کافی است کمی خرج آلودگی های هسته ای را به آن اضافه کنيم تا متوجه شويم اين نوع انرژی چقدر غير اقتصادی است. تنها تفاوت در اينجاست که آلودگی سوخت های فسيلی اکثرا برای اشخاص شناخته شده است ولی اينکه زباله های هسته ای امروز تا سال ها پس از مرگ نوه ها و نتيجه های ما همچنان عامل آلودگی راديو اکتيو هستند برای اکثر مردم نامرئی است. برخی فراموش می کنند که اصل خرج انرژی هسته ای پس از توليد انرژی است. متاسفانه تا بحال نيز خرج های ميلياردی که برای نگهداری زباله های هسته ای انجام می شود و با وجود سعی و کوشش فراوان، همچنان نتوانسته از نتايج سوء زيست محيطی اين مواد جلوگيری کند. تقاص استفاده از اين مواد را نسل های آينده ما نيز خواهند پرداخت. آقای شيرزاد آيا اين امکان برايتان وجود دارد که حدودا بودجه های تحقيقاتی را که سال های اخير صرف انرژی های سالم و برگشت پذير در ايران شده با بودجه ای که در رابطه با انرژی هسته ای صرف شده است مقايسه کنيد؟
شيرزاد:
متاسفانه منابع شفاف اطلاعاتي در مورد هزينه هاي انرژي هسته اي در ايران تا به حال وجود ندارد.
Posted by: آینده | February 8, 2006 04:03 PM
واقعا در این سرزمین افراد باید تاوان دانایی خود را بدهند. از مسئله ساده ای چنان تابویی درست می شود که کسی جرات نزدیک شدن به آن را پیدا نمی کند. درک این که اساتید آگاهی مثل شما چه می کشند سخت نیست.
Posted by: salimi | February 8, 2006 11:14 AM
salam aghaye shirzad
vaghan sad afsoos
faza felan daste tondrohast onaham ke khoshal mishan aslan iran tahrim beshe bad dige rahat betonan faza ro tahte control dashte bashan began faza bohraniye kasy harf o enteghady nabayad bokone
mardomam vaghty tasirate tahmrio mifahmand ke digekheily dire hamontor ke dige rabtehy ba amrica be vojod nayomad rabetehyham bade tahrim ba donya dige be vojod nemiyad
faghat nokteye jalebesh ineke avalin kasany zarbe mikhoran hamon tarafdarane aghaye ahmady nejad hastand
ghorbone in energy hastehy hame berim pish be soye kore shomaliye 2
Posted by: sepehr | February 8, 2006 10:06 AM
جام زهری که در مجلس ششم تعارف شد الان دقیقا کجاست؟
Posted by: سعید | February 8, 2006 08:23 AM
با سلام:
از صحبت های شما نتیجه می گیرم:
1-پس کشورهای دیگر هم نباید سراغ انرژی هسته بروند.(که نرفته اند؟).
2-سوخت های فسیلی مثل نفت و گاز اصلا تمام نمی شوند.
3-قیمت تولید انرژی هسته ای با اینکه در حال حاضر گرانتر از سوخت های فسیلی است ولی این به خاطر میلیاردها دلار سوبسید بی رویه روی سوخت های فسیلی نیست .(البته شما در مجلس بودید و بهتر می دانید).
4-تولید سوخت هسته ای لازم نیست چون غربی ها آنرا سریع و با ارزان ترین قیمت در اختیار ما می گذارند(فکر می کنم در جریان مذاکرات حدود 15 سال پیش باشید که بعد از چندین سال معطل کردن آخر گفتند نمیدیم. چون ایران در فناوری های پیشرفته تحریم هست.حتی این روسها برای یک راکتور یک مگاواتی ما را 30 سال معطل کردند.)
ممکن است در برداشت های من اشتباهی باشه پس لطفا به سوالات من صریحا و بدون حاشیه های سیاسی پاسخ بدهید:
1-من شنیدم یکی از نمایندگان مجلس ششم از عوامل افشای اطلاعات هسته ای ایران بوده شما او را می شناسید؟
2- آیا استفاده از انرژی هسته ای را در شرایط امروز قبول دارید یا نه؟
3- آیا تولید سوخت هسته ای رادر شرایط امروز قبول دارید یا نه؟
4-آیا سیاست جبهه دوم خرداد (منظور عملکرد مجلس و دولت) در برابر مساله هسته ای اشکالی داشته است یا نه ؟(شامل توقف کلیه فعالیتهای مربوط به غنی سازی حتی در تحقیقات به مدت 5/2 سال به خاطر اعتماد سازی - تلاش در تصویب پروتکل الحاقی با طرح 3 فوریتی در مجلس که به دلیل کمبود وقت عملی نشد و...)
5-شما برای چه کسی اعتماد سازی کردید(آژانس-جامعه جهانی -اروپا یا امریکا)و مدت آن را در برنامه هایتان چقدر در نظر گرفته بودید؟.(البته به نظر من اگر برای n سال هم اعتماد سازی می کردیم نهایتا امریکا به ما اعتماد نمی کرد و بسیاری از کشورها را نیز با دادن امتیاز با خود همراه می کرد.)
5-با توجه به انتقاد از سیاست جدید هسته ای راه حل خود را با جزئیات کامل ارائه دهید.(مثلا اگر پیشنهاد کردید اعتماد سازی کنیم مدت را حدودا مشخص کنید و مخاطب اعتماد سازی را مشخص سازید و روش به نتیجه رسیدن آن را توضیح دهید.
6- نظر خود را در مورد سیاست هسته ای کره شمالی بیان کنید .(با توجه به آخرین اخبار که کره شمالی اعلام کرده با زمانی که تحریم ها علیه این کشور لغو نشود هیچ گونه مذاکره ای نخواهد کرد.)
Posted by: ampo | February 8, 2006 04:30 AM
Dear Dr.Shirzad,I really enjoyed your article, learned persons like you have a big mission to inform all people in Iran about what is happening there in Iran.day by day my eagerness to return to my country is decreasing.
hagh yaretan
Posted by: iranlover | February 7, 2006 11:34 PM
دكتر شيرزاد عزيز سلام
حقيقتا آنان كه تظاهراتي حكومتي را با رفراندوم مقايسه مي كنند و خروج از NPT را با تعليق پادمانهاي الحاقي يكسان مي دانند .همانها كه نامشان را دكتر راه سازي گذاشته و ترمز بريده در جاده اي بن بست به سرعت مملكتي ديرين را به نابودي مي برند عزمشان استفاده از حماقت توده هاست .احمدي نزاد شب ارجاع پرونده ايران دستور مي دهد كه از فردا ساعت 8 صبح فعليت غني سازي از سر گرفته مي شود گويا مغنيان نظنز به انتظار دستور ايشان به انتظار نشسته اند وايشان هنوز گويا با پيمانكاران شهرداري در ارتباط است .گر چند كه وزيرهاي بي نامش اكثرا از همين قماش هستند.آنقدر دلم پر است از اين روزهاي تلخ كه افسار قلم را نيز در دستم نيست .فرجام چه مي شود نمي دانم .بوي خطر و ويراني بوي تجزيه و ناكامي بوي خون و ويراني
نمي دانم
اميد كه عقلاي مملكت چنين در كام سكوت فرو نروند
Posted by: سوشيان | February 7, 2006 09:05 PM
Dear Dr. Shirzad,
At least you are doing your duty about nuclear issue. What the government is saying to the public is a big lie. We and I think even the world knows what is happening in atomic energy organization of Iran. Nobody asks, why our scientists, gave nuclear weapons plans to IAEA, Nobody asks, what kind of scientists they are, when they could not distinguish enriched uranium (imported from Pakistan)! nobody says, what is the quality of produced uf6 in UCF factory?
I think future makes clear who is lying to the nation.
Thank you for the article,
A nuclear engineering PhD student (out of Iran)
Posted by: Afshin | February 7, 2006 06:50 PM
بازم سلام
متاسفانه بازم اصرار داريد که يک جوري صورت مساله رو عوض کنيد و با گفتن اينکه نمي دونيد من کجا زندگي ميکنم و ... و ارجاع دادن به کتب مهندسي از جواب دادن طفره بريد.
اما لب کلام اينکه غربيها مزيتهاي انرژي هسته اي رو ميدونن و از اون حداکثر استفاده رو ميکنن به صورتي که هزينه برق در اين کشورها بسيار پائین و در حد صفر است. بله دقيقا در حد صفر چرا که با تبديل تمام وسايل خانه به برقي هم هزينه برق شما در حد بهاي چند بطري آب معدني يا نوشابه است. اونها وسايل نقليه عموميشون را هم برقي کردن و به شدت هزينه هاي رفت و أمد رو پايين آوردن. ولي ما در ايران هنوز که هنوزه بايد بالاترين هزينه را براي برق پرداخت کنيم و با خاموشيهاي وقت و بي وقت به صنعت ضربه بزنيم و از مردم سلب آرامش کنيم.
خودتان فرموديد که اونها بررسي و مهندسي ميکنن و بهترين رو انتخاب ميکنن ولي چطور ميشه وقتي به ما ميرسه هزار دردسر و به قول شما کوفت و زهرمار داره؟
در مورد اينکه گفتيد (ضمناً مردم ايران نيز دوست و دشمن خود را خوب می شناسند) نيز دقيقا موافقم و نتيجه انتخابات اخير دقيقا اين مطلب را اثبات ميکند.
شيرزاد:
متاسفم که در اين مختصر امکان توضيح در مورد اين که انرژی الکتريکی از هر سوختی که توليد شده باشد تميزترين و گرانترين شکل انرژی است، فراهم نيست. شما اگر خواستيد از تصورات فعلی خودتان خارج شويد با يک مهندس برق ( ترجيحا گرايش قدرت) با هر ايده و مرامی که دارد، صحبت کنيد، اگر هم اين طوری راضی تر هستيد ايرادی ندارد.
Posted by: mohammad | February 7, 2006 05:56 PM
دوست عزیز مطلبتان را در گویا خواندم برای من که در ایران بسر نمی برم و نمی دانم در وسایل ارتباط جمعی ایران در مورد انرژِی اتمی و جریانات اخیر چه به خورد مردم می دهند بسیار مفید واقع شد.
پیروز باشید.
مژگان کاهن
Posted by: مژگان کاهن | February 7, 2006 12:41 PM
شنيدن اين سخنان از شما نه چيز جديدي است نه عجيب، به قول ظريفي با غرض جلو مي آيد و با مرض برداشت مي كنيد.
شيرزاد:
مثل اين که افتخار ندارم بدانم چه کسی در من تشخيص مرض داده است. اما شما فرض کنيد همه اش از روی غرض و مرض. بسيار خوب پاسخش چيست؟ کجايش ايراد دارد؟
Posted by: Anonymous | February 7, 2006 12:40 PM
در يك برنامهاي در صدا و سيما گفته بود تكنولوژي هستهاي در اندازه گيري در صنعت فولاد كاربرد دارد و لزوم غني سازي را نتيجه گرفته بود. يك متخصص صنعت فولاد كه اين خبر را نقل ميكرد و بسيار از اين دروغ پردازيهاي ”فني“ صدا و سيما ناراحت بود ميگفت براي اندازهگيري ورق فولاد يك ذره سزيم راديو اكتيو در يك محفظه قطور سربي قرار دارد كه سالها هم از جاي خودش تكان نميخورد و هيچ ارتباطي هم به تكنولوژي هستهاي و غني سازي ندارد.
شيرزاد:
در اين که فيزيک هسته ای کاربردهای زيادی دارد کسی ترديد ندارد. اما بسياری از اين کاربردها ربطی به مسئله توليد انرژی از طريق شکافت هسته ای که يک صنعت بزرگ-مقياس است ندارد. متاسفانه يکی از فريب های رايج و يا خود گول زنی هايِ که طبق معمول از صدا و سيما شروع می شود و بعد کم کم مسؤلان هم باورشان می شود، همين قاطی کردن کاربردهای کوچک-مقياس فناوری های هسته ای با کاربرد بزرگ-مقياس آن در توليد انرژی است. کاربردهای مذکور اصولا هيچ ربطی به وجود چرخه سوخت و فناوری غنی سازی ندارند و در چارچوب مقررات آژانس نيز نه مورد حساسيت هستند، نه کسی با فراگيری و استفاده آن توسط کشورهای ديگر مخالفتی دارد، و نه تا کنون مورد مناقشه واقع شده اند. حداکثر چيزی که ممکن است رخ دهد پاره ای کنترلها و بازرسی های ساده در مواردی است که کاربرد دوگانه دارند. ضمنا راه به دست آوردن اين قبيل فناوری ها که به لحاظ سطح فناوری و بازده اقتصادی و صنعتی به مراتب ارزشمندتر هستند، اعتمادسازی و ارتباط متقابل علمی با صاحبان يا دست اندرکاران اين فناوری در ساير کشورهاست.
Posted by: امير | February 7, 2006 07:23 AM
با سلام
خوب آقای شیرزاد چه توقعی دارید؟
در برابر این همه هجمه و برنامه سازی رسانه های غربی صداوسیمای ما برای مقابله چه کار می تواند بکند؟
البته قبول دارم که بد دفاع کردن گاهی ضررش از حمله کردن طرف مقابل بیشتر است و ممکن است آدم را آنقدر عصبانی کند که دود از کله اش بلند شود.
درست است که برای امثال شمایی که تحصیل کرده هستید و اتفاقا فیزیک هم خوانده اید شنیدن ضدو نقیض های غیر علمی سخت است ولی خوب همین علم شما برای درک مزایای داشتن تکنولوژی هسته ای کفایت می کند.
اگر امکان دارد در یادداشت های خود کمی با یک دید علمی تر نسبت به برخی رویه های غلط صدا و سیما ، درباره مزایای داشتن انرژی هسته ای توضیح دهید.
با آرزوی روشنی و سلامتی شما
شيرزاد:
بلايی که صدا و سيما بر سر علم ايران می آورد دست کمی از بلايی که برخی دينداران در اين سالها بر سر دين آوردند نيست. بالاخره اين بحران يک جوری طی خواهد شد و آثار و عوارض سياسی و اجتماعی آن امکان بر طرف شدن دارند. اما افسوس اينجاست که به دليل مصالح بسيار زودگذر سياسی اذهان توده های مردم را نسبت به مفاهيمی از قبيل علم، توسعه علمی، فناوری پيشرفته، بومی سازی فناوری و امثال اينها آنچنان در هم خواهند ريخت که سالها جبران آن به طول خواهد انجاميد.
ضمنا، بنا به يک اصل ساده فيزيکی انرژی، انرژی است، از هر راهی که توليد شود. انرژی هسته ای هيچ مزيت ويژه ای نسبت به ساير انرژی هايی که از راههای مختلف امکان توليد آنها هست ندارد. هر کشوری بايد با محاسبه اقتصادی و فنی حساب کند کدام روش برای توليد انرژی برايش به صرف تر است و مزايای هر روش چيست. در دنيا استفاده از انرژی هسته ای موافقان و مخالفانی دارد که وارد آن بحث نمی شوم. اما در کشور ما آيا اين امکان وجود دارد که يک متخصص بتواند در اين زمينه به بحث بپردازد؟ آيا کسی می تواند به اين سؤال ساده پاسخ گويد که مزايای اين انرژی هسته ای که تا اين حد داريم بابت آن هزينه می دهيم برای ما چيست؟
Posted by: م_مسیح | February 7, 2006 04:23 AM
Dear Mr. Shirzad,
Interesting article. But I want to tell you all of these are the result of your revolution [...]
شيرزاد:
نه جناب، پياده شويد با هم راه برويم. کدام عقلی اجازه می دهد تمام رخدادهای بعد از يک رويداد راناشی از آن بدانيم، هر چند ممکن است متاثر از آن باشند. اين که راه تحليل نيست. من هم بگويم تمام اين رويدادها ناشی از کودتای ضد ملی شاه بود. اين حرف در شکل کلی آن پذيرفتنی نيست. هر چند اشتباهات اين روزگار بی تاثير از رخدادهای گذشته نيستند اما آن رخدادها هر کدام حوزه اثر مشخصی بر روند امور جامعه بعد از خود دارند.
Posted by: Hasani | February 7, 2006 03:41 AM
با سلام
تشکر از نظرات دل سوزانه شما
ولی دریغ از گوش شنوا
تا کی این آب رفته به جوی باز گردد.
مطلبی چند وقت پیش نوشتم
کم بیش در همین راستای مطلب شما
زنده باشید.
http://y-y-e-d-g.blogspot.com/2005/11/blog-post_18.html
Posted by: یک اصفهانی | February 7, 2006 03:29 AM
استاد عزیز! سال گذشته با 2 گوش خودم از زبان آیت الله مشکینی در نماز جمعه قم شنیدم که فرمودند اگر غربی ها می گذاشتند جوانهای ایران اسلامی، اورانیوم را 3-4 درصد بلکه تا 100 درصد غنی می کردند!!!
شيرزاد:
اگه بشه چی ميشه. منتظر باشيد کم کم آگهی کنند سوپر مارکتها هم به عنوان چاشنی غذا اورانيم غنی شده می فروشند. فعلا قرار است ما سی در صد زير قيمت غربی ها عرضه کنيم!
Posted by: Anonymous | February 6, 2006 11:37 PM
باز هم در میان گریه خندیدم..میدانید که موضوع برای بروز این حالت خاص روحی در ایران بسیار است و حتما شما هم آنرا تجربه کرده اید و البته هنگام خواندن مقاله تان صدای گریه مخلوط با زهرخندتان را میشنیدم.. اما نمی دانم تا به کی این معجون را باید به همراه داشته باشم..تنها خوشحال شدم که جز من کسان دیگری(هرچند معدود) هم این حالت را بهمراه دارند..امانه.. کلمه «معدود» باز چشمم را بیاد اشک انداخت..امروز دیگر از حاکمان چنان نمینالم که از مردم خویش..در وطن احساس غربت میکنم..احساس غربت میکنم.
شيرزاد:
متشکرم از ابراز لطف شما. راست می گوييد، در نوشته فوق حالت من همين گريه آميخته به زهرخند بود. برای خودم نوشتن به اين سبک بديع بود، دردی که با خنده همراه است. من اين نوع احساس را از صحبت برخی جوانان اهل علم که به حق دانشمندان واقعی فردا هستند بر گرفتم. آنها وقتی می بينند سالها زحمت علمی شان در برابر يک موج جنجال و هوچی گری کسانی که علم مسخره و ابزار دست آنان است به هيچ گرفته می شود چنين احساسی دارند. هر بار که برخی رسانه ها يکی از اين نوابغ دست ساز را علم می کنند، اين بچه ها در می مانند که بايد با موضوع شوخی کنند يا با تمام وجود داد بزنند. فکر کنم در نوشته فوق چنين حالتی داشتم.
اما شما دوست عزيز، چرا غربت؟ قرار نيست هر چه گفتيم همه بپذيرند، حتی قرار نيست همه آن را مثل خودمان درک کنند. من شخصا خوشحالم که مخاطب دارم. کم و زيادش چندان مهم نيست. جامعه هزار زير و رو دارد.
Posted by: f | February 6, 2006 11:28 PM
سرهم بندی کردن قطعات کهنه سانتریفیوژ های پاکستانی را "فناوری بومی هسته ای" نام می گذارند و چاپ دیتاهای علمی و بعضآ شبه علمی را در بی اعتبار ترین نشریات جهان، "تولید علم" نام می نهند. عالیترین مقام کشور می گوید: "در نانوتكنولوژي اگر كار به خوبي انجام گيرد،خواهيم ديد در سطح اول دنيا قرار خواهيم گرفت"....
ادامه این مطلب را که 23 آذر در وبلاگم نوشته ام می توانید در این آدرس بخوانید:
http://yaghyemaghmoom.blogfa.com/post-67.aspx
Posted by: علی | February 6, 2006 10:40 PM
سلام بر استاد گرامی
از نوشته های تلختان میتوان عمق ناراحتی تان را فهمید. مدتی قبل در یکی از روزنامه های انگلیس پیشنهادی با این مضمون برای حل مشکل ایران دیدم. نوشته بود خوب اگر ایران اینقدر از آینده انرژی خود نگران است چرا در زمینه انرژی خورشیدی با وجود تابش همیشگی آفتاب سرمایه گذاری نمیکند. درست است که این انرژی بهیچ وجه کفاف مصرف را نمیدهد ولی عدم سرمایه گذاری ( یا سرمایه گذاری ناچیز ) در این زمینه فقط یک چیز را مینمایاند اینکه ایران هدف دیگری را از تحقیقات هسته ای دنبال میکند.
من اصلا نمیدانم در ایران چه میگذرد و آیا واقعا در زمینه نسلیحاتی هم کارهایی میشود یا نه ولی به نظر شما این به صورت تمسخر آمیزی مشکوک نیست که کشوری که با منابع غنی نفت هنوز نزدیک به 40 درصد مصرف بنزین خود را از خارج و عمدتا از امارات متحده عربی) وارد کند ودر همان حال مسئولین جان برکف داد از ملی بودن قضیه هسته ای بزنند.
ولی آقای دکتر شیرزاد از همه اینها گذشته جبهه مشارکت حتی اینجا هم دارد بد امتحان پس میدهد. باز هم دارید مصالح نظام را نگه میدارید؟ اگر بین مصالح نظام و کشورمان( که بشکل فزاینده ای دارند از هم فاصله میگیرند) قرار شد یکی را انتخاب کنید کدام را میگزینید؟ آیا گمان نمیبرید دیگر برای جبهه شما وقت سکوت گذشته است؟ آیا میخواهید بر تردید هایمان در عملکرد گذشته تان صحه بگذارید؟ ببینید میخواهم خیلی صریح بگویم. وضعیت کنونی ما با عراق سال 1381 فرق چندانی ندارد. حالا منظورم را فهمیدید؟ چه میخواهید بکنید؟
شيرزاد:
از اين آخری شروع می کنم. جبهه مشارکت در اين يکی دو ماه اخير اطلاعيه ها و بيانيه های متعددی صادر کرده و به صراحت روند موجود را با تمام تحفظ ها و احتياط هايی که ضروری هم هستند مورد انتقاد قرار داده است، اما متاسفانه صدايش درست شنيده نمی شود. خود من چند تحليل استخواندار در نشريه هفتگی حزب منتشر کرده ام. تقريبا اعضا و هواداران حزب به خوبی با اين موضع مشترک که حداقل مسير ديپلماتيک طی شده توسط دولت جديد و حاکميت کشور را به ورطه خطرناکی می کشاند، آشنا هستند. زعمای کشور و مسؤلان هم اين را می دانند، اما به دلايل واضحی به روی مبارک نمی آورند و يکريز ادعا می کنند که تمام جناح های سياسی کشور در بحث هسته ای هم نظر هستند. به هر حال ما سکوت نکرده ايم.
اما در ارتباط با مطلب نخست شما، بايد گفت مشكل از اينجا ناشی می شود كه ملت ايران در شرايط حاضر خود را برابر يك تحميل شديد از سوی قدرتهای جهانی می بيند و به همين دليل نسبت به "چيزی كه می خواهند به زور از او بگيرند" دلبستگی نشان می هد، بدون آن كه دقيقاً بداند "اين چيز" چيست. داستان مثل اين است كه چند تا آدم رند در يك روستا جعبه ای را از يكجا پيدا كنند و مدعی شوند كه گنج پيدا كرده ايم. بعد با تمام مردم منطقه و روستاهای مجاور درگير شوند و صورت قضيه اين شود كه ديگران نمی خواهند ما از گنجی كه به دست آورده ايم استفاده كنيم. روشن است كه در اين كشمكش و هياهو كه هركس جعبه را به سمتی می كشد، آنچه مغفول می ماند اين است كه كسانی امکان اين را بيابند که جعبه را زمين بگذارند و ببينند درون آن چيست كه اينقدر بايد برای آن دعوا كرد.
Posted by: جعفر | February 6, 2006 09:28 PM
سلام
خوب بود. از هر جا نوشته بودی. از استانداری که اینقدر به عنی سازی اورانیوم باور دارد. حتما آن دختر خانم در آشپزخانه درست می کرده و با چند نان میل می نمودند.
آقای شیرزاد شما می دانید در ایران چه خبر است. ای کاش می شد به جای غر زدن نظری داد و یا مشکلی را حل کرد. این وضع اصلا جالب نیست.
Posted by: ایران امروز | February 6, 2006 09:17 PM
Dear Shirzad,
thanks for this article. It was so informative. I am a math student and I learn alot from your writings, your style and approach. About this article, I think you don't need even to mention what a minister said, if you can't reveal the source. I believe you, but it is not in the level of your language. I know it is so tempting to unveil the stupidity of some people but not in any cost
.
Posted by: Anonymous | February 6, 2006 08:59 PM
اقای دکتر یه زمانی میگفتین اونایی که رای مردم رو نداشته باشند سعی میکنن با خرج پول و دادن اونا به کشورهای خارجی برای خودشون مشروعیت کسب کنن اما فکر کنم الان متوجه شدید که به این شکل کسب مشروعیت خیلی ارزونتر تموم میشه باید از اقای لاریجانی و دوستانش کمال تشکر رو داشت که اینقدر بفکر جیب مردمند شما هم بهتره دست از خصومت بردارید و به راه اسلام برگردید!!!!!!!
Posted by: peiman | February 6, 2006 08:05 PM
غلامعلي حداد عادل رييس فرهنگستان و رييس مجلس شوراي اسلامي تاليفات ابن سينا را نميشناسد. ” حدادعادل روز شنبه در مراسم “هفتمين جشنواره ابن سينا” در دانشگاه علوم پزشكي تهران خطاب به استادان حوزه پزشكي گفت:خودتان را به اين امر مقيد نكنيد كه چون نظرهاي ابن سينا در زمينه طبيعت شناسي باطل شده است، پس “شفا” ي بوعلي را نيز بايد باطل شده فرض كرد. “// اين در حالي است که ” شفا ” اصولا يک کتاب فلسفي است نه طبي. کتاب معروف ابن سينا در زمينه پزشکي ” قانون ” نام دارد.
Posted by: احمد | February 6, 2006 07:05 PM
سلام
آقاي دكتر به نظر من بيش از آنكه عصباني شويد بايد به اين همه حماقت بخنديد و خوشحال شويد. يك جمله معروفي هست كه ميگويد: "خدايا شكر كه دشمنان ما را از احمقها قرار دادي". به هر حال اينها هم به نوعي دشمن ما و شما محسوب ميشوند و از بي خردي آنها نبايد ناراحت شويم. چرا كه در نهايت به نفع ماست. اينها الان تمام تمركز خود را روي بخش رسانهاي گذاشتند. از يك طرف به صورت شبانه روزي يك مشت اراجبف و چرنديات را در رسانه ملي و ساير رسانههاي وابسته به خورد ملت ميدهند و از طرف ديگر كوچكترين صداي مخالفي را خفه ميكنند. آنقدر رسانه در نظر آنها مهم است كه بخش وسيعي از برنامههاي خود را به تبليغ عليه رسانههاي ديگر - داخلي يا خارجي - اختصاص ميدهند چون واقعاً از آنها هراس دارند.
از اينكه حرفهاي ديگران به گوش مردم برسد ميترسند. زيرا ميدانند مردم در هر درجه فكري باشند ميتوانند بين حرف حق و ناحق، علاقلانه و ناعاقلانه تميز قائل شوند. اما از يك نكته غافلند. اينكه مردم دو گروه هستند. يك دسته كه با بينش بالا و عميق قدرت تفكر و تجزيه و تحليل امور را دارند و تبليغات رويشان اثر ندارد و دسته ديگر كه حزب باد هستند و باد به هر سمتي بوزد به آن سو متمايل ميشوند. اين دسته به راحتي با وزش يك باد مخالف يا اندكي بالا رفتن پردهها به سرعت تغيير جهت ميدهند. وقتي عواقب سياستهاي دولتمردانشان را مشاهده كنند خودشان همه چيز دستگيرشان ميشود. وقتي درد فقر و جنگ را بچشند آن وقت است كه بايد كسي پيدا شود تا اين تودهها را مهار كند و البته باز هم آن وسط فرياد عقلا خواهد بود كه به گوش كسي نخواهد رسيد!
Posted by: سرگشته | February 6, 2006 05:50 PM
دکترجان
من تو يک کشور اروپايي زنذگي ميکنم. تو خونه ام هم همه چيز برقي است الا آبگرمکن و شوفاژ که بصورت يک پکيج کوچک ديواري است و گاز مصرف ميکنه . حتي اجاق گاز خونم هم برقيه(نوشتم اجاق گاز چون تو ايران همه اجاق گازها گازيند و به هميت دليل هم اين نام رو دارند ).
اما جالبه که هزينه برق من هر ماه حدود ۸۰۰۰ تومان است(حتي کمتر از مقداري که ايران ماهيانه براي برق ميپرداختم) واي براي گاز هشتاد هزار تومان.
ميشه شما بر مبناي اصول فيزيک توضيح دهيد که چگونه چنين چيزي ممکن است؟ البته تفاوت هزينه ها در ايران و اروپا رو هم لحاظ بفرماييد.
در ضمن تائيد ميفرماييد که براي توليد انرژي هسته اي از کار جوانان همين سرزمين استفاده ميشه که هم اشتغال ايجاد ميکنه و هم ميشه نفتي که براي توليد برق مصرف ميشه رو صادر کرد و درآمد داشت.
ببخشيد اما گاهي مواقع به نظرم ميرسه چرا بعضي افراد به خود اجازه ميدن که واقعيتها رو وارونه جلوه بدن؟ خواهش ميکنم در بحث هاتون از تخصصتون مايه نگذاريد که باعث بدبين شدن مردم به افراد دانشگاهي ميشه.
مردم ايران با داشتن دوستاني چون شما واقعا به دشمن نياز ندارند.
شيرزاد:
لابد انتظار نداريد كه من از حساب و كتاب هزينه های توليد انرژی در كشور محل زندگی شما (كه اسمش را هم نگفته ايد) اطلاع داشته باشم. يا دقيقاً از مصرف كننده هايی كه در خانه شما وجود دارد، نوع عايق بندی خانه شما، ميزان ساعتهايی كه از وسايل برقی استفاده می كنيد يا مقداری كه پگيج ديواری شما مورد استفاده قرار می گيرد، خبری داشته باشم تا بتوانم به شما جواب دهم كه چرا پول برق تان هشت هزار تومان است و پول گازتان هشتاد هزار تومان!
فقط می دانم در كشورهای مختلف برای چگونگی مصرف انرژی برنامه ريزی و سياستگزاری می كنند و اگر الگوی مصرف خاصی در سطح كلان برايشان به صرف باشد، سعی می كنند همان الگو را در سطح مردم اشاعه دهند. در كشور ما اصولاً برداشت درستی از اين كه انرژی مفت نيست و توليد آن هزينه دارد در بين مردم و مسئولان وجود ندارد. دليل اش هم اسراف كم نظيری است كه در ايران نسبت به منابع مختلف انرژی به خصوص انرژی فسيلی صورت می گيرد.
در يک برخورد درست، بايد نسبت به انواع مختلف انرژی كه می تواند مورد استفاده مردم ايران قرار گيرد محاسبه تخصصی و مهندسی كرد و هزينه های هر كدام را سنجيد. اما اگر به دليلی يك منبع خاص انرژی مورد علاقه سياستمداران واقع شد و بعد كم كم در كشمكش با دولتهای ديگر موضوع از حد سياسی هم خارج شد و تبديل به يك مسئله ناموسی و دينی شد آن وقت چگونه امكان دارد در مورد اينكه كدام انرژی در ايران به صرفه است بحث تخصصی كرد.
لابد توقع نداريد از مبلغ قبض برق و گاز شما نتيجه بگيريم كه انرژی هسته ای برای ما و ديگران مفت تمام می شود. توصيه می كنم در همان كشوری كه هستيد به ژورنال های مهندسی و يا سايت های اطلاع رسانی كه منابع مختلف انرژی در آن كشور را با هم مقايسه می كنند رجوع كنيد.
ضمناً مردم ايران نيز دوست و دشمن خود را خوب می شناسند.
Posted by: mohammad | February 6, 2006 05:42 PM
سلام دکتر. من دو سه هفته پیش یک کنفرانس ملی هند بودم که چندتایی هم سخنران از مرکز تحقیقات اتمی بابا بودند که برای منابع نوترونی این مرکز پروپوزال دعوت کنند. افتتاحیه هم یک آقایی به اسم استاد Sikka سخنرانی کرد که از سال 1969 محقق هسته ای بوده (الان جزو سیاستگذاران علمی هند هست) این آدم بعد از اینکه فهمید من ایرانی هستم بلافاصله باب صحبت هسته ای رو باز کرد. آدمی که بیش از سن متوسط "دانشمندان" جوان هسته ای ما (بخوانید لیسانسیه ها و فوق لیسانسیه های فیزیک دانشگاههای درجه دو و سه ایران!) فقط سابقه تحقیق داره میگفت که تحت تحریم آمریکا خیلی به سختی تونستند الان از نظر هسته ای خودکفا بشن و حتی بتونند صادرات تکنولوژی هسته ای داشته باشن. میگفت که امکانات تکنولوژیکی عظیمی لازم داره که ایران در شرایط تحریم نمیتونه از عهده اش بربیاد.
حالا آدم چطوری باور کنه که جوانهایی که سن متوسطشان به اندازه سابقه تحقیق استاد Sikka و امثال ایشون نیست میتونن خرق عادت کنند؟ در بین ماها که رتبه های تک رقمی و دو رقمی فیزیک این مملکت هستیم هیچ کداممان هسته ای نیستیم! پس این نوابغ هسته ای از کجا روئیدند؟ توی کدوم سیستم دانشگاهی رشد کردند؟ قبل از به اثبات رساندن نبوغ هسته ای، چه سابقه درخشان درسی و علمی یی از خودشون به جا گذاشتند؟
شيرزاد:
ببين اكبر جان، رضا زاده می فهمد فرق وزنه 250 كيلوگرم مثلا با 275 كيلوگرم چقدر است، چون او زورش را می زند. برای من و شما كه در گوشه سالن می گوييم: "بزن، بزن، سيصد كيلو را بزن" قابل درك نيست كه وزنه بلند كردن يعنی چه. داستان شبيه همين است. اون بابای هندی می فهمد در شرايط تحريم، تكنولوژی راه انداختن چه تمهيداتی لازم دارد. برای آنها كه از فناوری لاف زدنش را خوب می دانند نمی توان انتظار درك دشواری ها را داشت. تازه، توجه داشته باشيد كه هندی ها چند دهه قبل جايزه نوبل فيزيك بردند، فرهنگ علمی در كشورشان با عمق و وسعت ديد شخصيت هايی مثل نهرو بسيار نهادينه است و در عين حال فناوری هسته ای را زمانی شروع كردند كه فضای جهانی نسبت به آن تا اين حد تحت كنترل نبود.
ضمناً چندان نمی شود دنبال كشف نوابغ ياد شده رفت. فراموش نكنيد كه امدادهای غيبی هم بی تأثير نيست. در عين حال درسی هست به نام "خالی بندي" كه احتمالاً شما واحد آن را نگذرانده ايد. كسی كه اين درس را بگذراند، از بسياری از دروس ديگر بی نياز می شود و هر كاری توی دستش مثل موم نرم می گردد.
Posted by: اکبر | February 6, 2006 05:12 PM
یک مطلب مربوط به نوشته های قبلی شما:
آقای شکوری راد(ایشان هم دکتر شده نمیدانم؟!!)
"من عنوان كرده بودم كه دفتر تحكيم وحدت از سال 58 تا سال 77 داراي يك پيشينهي تاريخي افتخارآميز است و طبيعي است كه همين پيشينهي تاريخي، استفاده از نام دفتر تحكيم را براي عدهاي حياتي و مطلوب جلوه ميدهد. سوال من از برخي از دوستاني كه در پنج شش سال اخير در دفتر تحكيم وحدت حضور داشتهاند اين بود كه نسبت آنها با دفتر تحكيم وحدت سال 58 تا 77 چيست؟ آيا آن دوره را افتخارآميز ميدانند و خود را ادامهدهندهي همان دوران معرفي ميكنند و يا اينكه از آن دوران تبري ميجويند؟ اگر از آن دوران تبري ميجويند چرا افتخارات مربوط به اين دوران را با استفاده از اسم مصادره ميكنند و اگر آن دوران را افتخارآميز ميدانند، بايد توضيح دهند كه چه نسبتي بين تفكرات و عملكرد امروز آنها با آن دوران افتخارآميز وجود دارد؟ و ديگر اينكه اين دوستان بايد توضيح دهند كه فايده شعارهاي «عبور از خاتمي و عبور از قانون اساسي» و در نهايت «عبور از جمهوري اسلامي» كه تحت جمهوريخواهي مطرح كردند، براي جنبش اصلاحات چه بوده است و چرا تحت عنوان اصلاحات خواستههاي انقلابي مطرح كردهاند؟."
حال آقای دکتر شیرزاد ، آیا ما چنین حقی نداریم تا سوالاتی مشابه از شما و ارتباطتان و نظراتتان در مورد مجموع فرآیندهای گذشته در دانشگاه از سال 58- 76 بپرسیم؟
چرا دوستانتان حتی به تغییر نام اصرار دارند. آیا این عمل تمامیت خواهی (مودبانه ترین واژه نیست؟)
براستی فراغ از قدرت امثال ایشان را به کجاها نمی برد؟
شيرزاد:
سؤال كردن در مورد هر نكته ای حق همه است و من شخصاً از كه چيزی سؤال شود ناراحت نمی شوم. اگر به ياد داشته باشيد در همين ماههای اخير نيز باب بحث هايی در زمينه انقلاب فرهنگی و اسلامی كردن دانشگاهها و يا مسايل مشابه را در وب سايت خودم به آرامی باز كرده ام كه مورد استقبال برخی دوستان نيز واقع شد. اما در عين حال نمی توان اشخاص را مجبور به پاسخ كرد. تنها ضمن بازجويی است كه افراد مجبورند به هر سؤالی پاسخ دهند. در شرايط متعارف، كسانی ممكن است به هر دليلی باز شدن يك بحث را به مصلحت نبينند. خوب نمی شود بر آنها خرده گرفت. آنها هم نمی توانند به دليل آنكه طرح يك بحث را مصلحت نمی دانند، ديگران را از آن بحث منع كنند.
Posted by: گالان | February 6, 2006 04:41 PM
با سلام
اکه میشه اطلاعات عددی بیشتری در مورد میزان بهروری انرژی هسته ای در ایران بدهید و آنرا باسایر منابع موجود در ایران مقایسه کنید. و یا لینکهای مفید در این رابطه را بیان نمایید.
با تشکر
شيرزاد:
چيزی در حد بسيار "ناچيز". اما باور بفرماييد جرات آن را ندارم که در اين باب دنبال عدد و رقم و اطلاعات بروم. واقعيتها در اين زمينه، همان بخشی که علنی و در دسترس همه است، آنقدر مايوس کننده است که آدمی انگشت به دهن می ماند. اين حقير گمان کنم در بيان نکات از همه صريحتر وارد شده ام. بسياری از متخصصان ترجيح می دهند در برابر اين سيل تبليغاتی سکوت پيشه کنند. در هر حال شايد روزی توانستم چيزی بگويم.
Posted by: محمد | February 6, 2006 04:05 PM
Dear dr Shirzad,
Thanks a lot for your not! Really.
I am a physicist and I have been arguing with my family all the time to try and explain the enormous manipulation of people with this nuclear physics story. I’m defend my PhD next week in The Netherlands in biophysics and suddenly out of blue every body (Iranians in Iran) asks me why didn’t you do the nuclear physics? !!!!! such a shame that these manipulations effects so easily the uneducated people there! Even some times you hear a total nonsense from the students and university people! The Islamic republic had learned very well al the laws of media manipulations. The pity is that with the new “policies” we are getting to get back in hundreds years of time and still close our eyes and appreciate our “great” heritage of 3000 years ago!
Posted by: maryam | February 6, 2006 03:56 PM
ایکاش مشکل گزافه گویی و شایعه پراکنی اغراق بیش از حد و به مفت سخن گفتن تنها در حوزه صدا و سیما بود. هرچند هیچ کجا به اهمیت این رسانه نیست .
یکماه قبل مهمان یکی از همین عشایر غیور بودم باور کنید بیست کیلومتر جاده سنگلاخی و ناجور طی کردیم و بعد سر شام حدود ساعت هشت و نیم دیدم اخبارامریکا (وی-او-ا) از تلویزیون تماشامیکنن و بعدهم شبهای برره ... گفتن ما فقط برره رو از تلویزیون ایران نیگاه وکنیم بقیه اش اصلا بدرد نوخوره ! خودشون هم به خودشون اعتقاد نودارن چه رسد به دیگران نان و نرخ روز وخورن معلوم نیست چه وگوون !خیلی ناراحت شدم و.. حفظ نظام و اعتماد و امنیت ملی رو لطفا خودتان تفسیر و قضاوت کنید
نقل یک دروغ و و برملا شدن آن با هزار حرف راست هم ترمیم نمیشود . و آب رفته به جوی برنخواهد گشت
یکی گفت :اینا فقط نوک دماغشون رو میبینن
گفتم : بستگی داره این دماغ چقدر دراز و پینوکیوی باشه !!
ارادتمندشما رضا
شيرزاد:
آقا رضای عزيز شما چند تا آدرس ايميل داريد؟
Posted by: رضا | February 6, 2006 03:45 PM
در راديو با يكي مصاحبه ميكردند ميگفت ما براي تحقيقات و پژوهش به انرژي اتمي احتياج داريم. اينم سهم من از شنيده ها !
شيرزاد:
از اين دست ترهات فراوان است، باز هم هر کدام از دوستان يادشان آمد ذکر کنند.
Posted by: مسعود | February 6, 2006 03:35 PM
حديث دل بود، اما ای کاش می نوشتيد آيا غير از واگذاشتن و رفتن، کار ديگری می توان کرد؟
شيرزاد:
بمانيد، غصه بخوريد و اصلاح کنيد.
Posted by: Anonymous | February 6, 2006 02:29 PM
با سلام
من در ايران زندگی نمی کنم و صدا و سيما را هم نمی بينم. در اين رسانه در مورد زباله های هسته ای هم گاهی صحبتی می شود؟ اصولا فکری در اين زمينه شده؟ يا با زباله های هسته ای هم قرار هست مدل زباله های شهری رفتار شود؟ گاهی پيش خودم فکر می کنم در کشوری که اصولا ضريب خطر آن اينقدر بالا هست و تفکر ايمنی مردم بيشتر به بزرگی خدا وصل هست تا رفتار خودشان چطور دولتفردان به خود اجازه می دهند که با چنين آتش خطرناکی بازی کنند؟ نمی خواهد راه دور برويم و به چرنوبيل بينديشيم کافی است تصور کنيد بار يکی از واگن های قطاری که در نزديکی نيشاپور منفجر شد زباله های هسته ای می بود. يا اين زباله ها توسط يک هواپيمای نظامی مثلا هرکولس که سقوط کرد جا بجا می شدند.
راستی هيچ کدام از "نابغه های جوان فيزيکدان" زحمت کار کردن روی اين قسمت قضيه را هم کشيده؟ ممنون می شوم اگر در اين زمينه اطلاعاتی داريد در سايت خود بنويسيد.
شيرزاد:
اين يکی از موضوعاتی است که بارها خواسته ام به آن بپردازم و فرصت نشده است. اجمالا نگرانی ها به جاست. اما خوشبختانه فعلا آنچه می گذرد بيشتر در مرحله حرف است، حرفهايی که توش خودمان را کشته و بيرونش آمريکا و اروپا و سايرين را!
Posted by: آینده | February 6, 2006 01:31 PM
نتايج تازهترين نظرسنجي مركز افكارسنجي دانشجويان ايران "ايسپا" نشان ميدهد كه ۸۵/۴درصد شهروندان معتقدند بهترين تصميمگيري درخصوص پرونده هستهاي در وضعيت كنوني، ادامه فعاليتهاي هستهاي است.
بهگزارش خبرگزاری «انتخاب» به نقل از روابط عمومي ايسپا، براساس اين نظرسنجي ۱۲/۷درصد نيز خواستار انعطافپذيري ايران هستند.
اين نظرسنجي بصورت نمونهاي از ۱۰۱۹نفر از شهروندان بالاي ۱۸سال، در نهم و دهم بهمن ماه صورت گرفته و ۷۴/۳درصد شهروندان، حتي در صورت ارجاع پرونده هستهاي ايران به شوراي امنيت، خواستار گسترش فناوري هستهاي هستند.
شركتكنندگان در اين نظرسنجي، در پاسخ بهاين سوال كه ضرورت دستيابيبه فناوري هستهاي را تا چه ميزان ضروري ميدانيد،بيش از ۸۰درصد ضرورت دستيابي به انرژي هستهاي زياد و بسيار زياد ارزيابي كردهاند و فقط ۴درصد ضرورت آن را كم دانستهاند.
نتايج اين نظرسنجي حاكي است كه ۷۰درصد شهروندان كشورمان عملكرد كشورهاي اروپايي را درخصوص پرونده هستهاي ايران غيرمنطقي ميدانند.
همچنين ۳۸/۱مردم اخبار مربوط به انرژي هستهاي را زياد و بسيار زياد و ۲۳/۵كم و خيلي كم و ۲۸/۱درصد نيز در حد متوسط دنبال ميكنند.
--- کسانی که نظرسنجی اینچنینی در انتخابات ریاست جمهوری را بیاد می آورند احتمال می دهند این نظر سنجی در مورد هسته خرما بوده است---
شيرزاد:
نظر سنجی را می توان ملاک تصميم گيری سياسی قرار داد، اما آن را نمی توان معيار صحت و سقم اخبار و گزارشهای علمی رسانه رسمی گرفت. در بهترين فرض تنها می توان افسوس خورد از انتشار يکسويه اخبار و نظرات. ضمنا من به شدت نسبت به صداقت اين نظرسنجی ها ترديد دارم. فراموش نکنيد که آقايان اول از همه زدند توی برجک موسسات مستقل سنجش افکار تا بعد بتوانند چنين ادعاهايی بکنند
Posted by: گالان | February 6, 2006 01:10 PM
گاه با خودم می گويم ای كاش اين چهار كلمه درس را نخوانده بودم، كاش هيچوقت شما در مجلس پا نگذاشته بودید تا به عنوان رئيس كميسيون آموزش و تحقيقات يك حداقل اطلاعاتی از وضعيت تحقيقاتی كشور داشته باشید و دوباره سیاسی کاری کنید، كاش همين مختصر آشنايی را با سیاسیون كشور نداشتم كه بدانم سیاست واقعی در ايران در چه سطحی است و در كجا و چگونه رشد می يابد، كاش من هم می توانستم مثل برخی مردم عادی و ايضا برخی هواداران شما از شنیدن چهار تا کلمه بی سر و ته و مخالفت با هر آنچه غیر از من می گوید عصبانی شوم، و كاش بعضی چيزهای ديگر حالی ام نمی شد تا برخی روایت های بی پرو پايه شما كه ترجيع بند نوشته های اين روزهايتان شده تا اين حد آزارم نمی داد.
Posted by: علیرضا | February 6, 2006 12:47 PM