« بختكي جديد بر سر علوم انساني | صفحه اول | آيا تحصن، دير انجام شد؟ »

چاقو سازی در سه سطح

همانطور که مطلعيد آقای علی لاريجانی چندی است که ما را از اظهار نظر درباره مسائل هسته ای کشور منع کرده است. البته به اين صراحت چيزی نفرمودند اما همين که در جلسه مديران مسئول مطبوعات ايشان اظهار داشته بود که فلانی (يعنی بنده) از جريان امور مطلع نيست و همين طوری يک چيزهايي می گويد، شست ما خبردار شد که ممکن است يک جورهايي تلاش کنند "ما را از حقايق امور مطلع کنند". البته نه فکر کنيد که بنده از آقای لاريجانی حساب می برم و از حرف ايشان جا می زنم. ابداً اين طور نيست. واقعيت اين است که نامبرده دوستانی دارد که خوب, علی القاعده هر آدم عاقلی بايد از آنها حساب ببرد. چرا که اگر آنها تلاش کنند به نحوی شرايط را برای "درک بهتر حقيقت" و "بازنگری اعمال و رفتار گذشته" برای کسی فراهم کنند چه بسا اين کار مدتی به طول بينجامد و وقت آن بزرگواران را تلف کند. البته ممکن است بعد از آن آگاهی ويژه, حسرت دل ما بر آيد و به عنوان کارشناس عاليرتبه هسته ای در ميزگرد تلويزيونی دعوت شويم. به هر حال ما از همين ابتدا رگ خودمان را زديم که اصلاً کار به آنجا نکشد.

اما حال که ما در باب انرژی هسته ای فعلاً ممنوع الکلام هستيم, و از اين بابت در يکی دو هفته اخير مکرراً از خبرنگارها عذرخواهی کرده ايم، اما خوشبختانه کسی تاکنون ما را از اظهار نظر راجع به ساير مسايل و موضوعهای استراتژيک باز نداشته است. به همين دليل با توجه به اينکه هيچ پروتکلی ممنوعيتی وضع نکرده است, امروز می خواهم خيلی مختصر در مورد فناوری "چاقوسازی" چند نکته عرض کنم.

همان طور که می دانيد "چاقو" هم دارای کاربردهای صلح آميز, نظير پيازپوست کندن, خيار پوست کندن, خربزه قاچ کردن, گوشت تکه کردن, گردو شکستن (البته گردوی تازه), گوسفند سربريدن و دهها کاربرد بشردوستانه ديگر است و هم دارای کاربردهای دعوايي, جنگی و ضد بشری از جمله شکم حريف را سفره کردن, قتل زنجيره ای انجام دادن, سر بريدن, هواپيما ربودن و آن را به ساختمان کوبيدن و امثال اين کارهای بد است.
حقير خبر ندارم که آيا پروتکل های مشخصی در ارتباط با کنترل برنامه های توليد چاقو توسط مجامع جهانی به تصويب رسيده است يا نه، ولی اجمالاً می دانم که فناوری چاقوسازی از سه سطح معين در دنيا برخوردار است:

1- سطح اول, توليد چاقوهای بدون دسته است. در اين سطح از فناوری, طرف فکر می کند تخم دو زرده کرده است. در تمام محله چو می پيچد که فلانی آدم خطرناکی است چون به فناوری توليد چاقو دست پيدا کرده است. اين سر و صداها برای خود شخص نيز خوشايند است. با خودش فکر می کند ما چقدر مهم شده ايم, همه از ما به وحشت افتاده اند. قابل ذکر است که چاقوی بدون دسته چيز خطرناکی است اما بيشتر برای کسی که آن را دستش می گيرد. با چاقوی بی دسته نه می شود چاقوکشی کرد, نه می توان وسط گذر نسق گرفت و نه حتی می توان پياز پوست کند. پس چنين چاقويي به چه کار می آيد, بعداً می گويم.

2- سطح دوم, توليد چاقوی دسته دار, ضامن دار, مجهز به پنجه بوکس, قابل کنترل, تيز, زهرآگين و خلاصه پدر در بيار است. دارندگان اين سطح از فناوری اتفاقاً خيلی مؤدب می شوند, سرگذر داد و بيداد نمی کنند, پاشنه کفش را نمی خوابانند, پيراهنشان کاملاً توی شلوار است, کت و شلوار اتو کشيده تن شان می کنند, ادکلن می زنند, مثل آدم حسابی ها حرفهای قلنبه سلنبه می زنند, وقت و بی وقت چاقويشان را به رخ مردم نمی کشند, از تيزی و کشندگی چاقوی همديگر خوب خبر دارند و برای همين حواسشان را جمع می کنند دعواي چاقويي راه نياندازند, برای هم کلاس می گدارند و کسوت نگه می دارند, عضو شورای محل می شوند تا به جای نشان دادن برق چاقو با حکم شورا حرفشان را پيش ببرند و ...

3- سطح سوم از فناوری توليد چاقو مربوط است به توليد انواع چاقوهای آشپزخانه, ميوه خوری, غذاخوری و امثال آن برای کندن پوست پياز, بريدن هندوانه, پاک کردن گوشت, تميز کردن مرغ و ماهی, تراشيدن کدو و هويج و خلاصه صدها استفاده ديگر. اين چاقوها در انواع اره ای, صاف, ليزری, استيل, تيغه بلند, تيغه کوتاه, دسته فلزی, دسته چوبی, قابل تيز کردن, دارای ايمنی, ساطوری, تيغه باريک, تيغه پن, زنگ نزن, تا شو, سری ميوه خوری, سری غذاخوری, سری آشپزخانه و انواع مختلف ديگر با مارک های متفاوت در بازار عرضه می شود. صاحبان اين فناوری جايي نسق نمی گيرند و از چاقوسازی دنبال کسب قدرت و نفوذ در محله نيستند, اما تا دلتان بخواهد پول به جيب می زنند. اين جماعت برای آنکه دکان شان تخته نشود حواسشان را جمع می کنند که گوشه و کنار کارخانه کسی به جای چاقوی آشپزخانه چاقوی دعوا درست نکند. ويا اگر هم کرد، طوری باشد که به اين سادگی گندش در نيايد.

بحث به درازا کشيد. نياز نيست توضيح دهم که هر کدام از اين سه سطح از فناوری چاقو به چه کار می آيد. اما به طور خلاصه می توان گفت:
سطح اول مناسب است برای آنکه دمار از روزگار آدم برآورند. با سطح دوم می شود دمار از روزگار ديگران برآورد و با سطح سوم ممکن است گرهی از کار مردم باز شود و پولی هم نصيب صاحب صنعت گردد!

هر نوع تفسير و برداشت سياسی از اين مطالب ممنوع است. ضمناً به هيچ سؤالی در مورد اينکه ما از چه سطحی از فناوری چاقو بهره منديم پاسخ نمی دهم.


دنبالك اين مطلب:
http://shirzad.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/24

نظرات بازدیدکنندگان

عزیز، سفره ای پهن کرده اند برای خوردن و بردن مانند دیگر اموری که در این کشور به شکل طولانی مدت در حال انجام است نمی دانم اطلاع از ریخت و پاشهای کارخانه چاقوسازی اطلاعاتی دارید یاخیر.یک قلم آن این است شنیدم به زنان روس شاغل در پروژه ماهیانه 60 دلار بابت روسری سرکردن پرداخت میشود.

يه سوال: با وجود اين همه منافع و مضرات چاقو اصلا چرا ما بايد چاقو داشته باشيم؟!
خوب چنگال يا قاشق بسازيم فكر كنم مضراتش هم كمتر است.تازه آدم را به ياد غذا، مهماني، پلوخوري و عروسي و شام و نهار و .... مياندازد.
ملاحظه ميفرماييد اصلا مثل چاقو لبه تيزي ندارند تازه منافع و كاربردهايشان هم بيشتر است. تازه چيزي است كه همه دارند و دستشون هم بهشون ميرسه.(البته اگه از نوع پلاستيكي و فراورده هاي نفتي نباشند)

سلام!
چاقو تیز می کنیم!
آقای دکتر خدا را شکر کنید که همگی داریم نفس می کشیم حالا می شه راجه به برخی از مسائل اظهار نظر نکنیم!
بلاخره به قول خودتون فعلا که نمی شه برفا رو پارو کرد!
راستی این چند وقته هم بدجوری برف روی پشت بام تاسیسات هسته ای اصفهان و نطنز نشتسه نمی دونم دوستان ایزوگامش کردند یا نه؟

همکاری با احزاب یا سواستفاده احزاب چطور میشه با احزاب همکاری کرد وقتی احزاب با هم و با خودشون مشکل دارن حزبهای فعلی منشور مشخصی ندارن و هرچه پیش امد خوش امد هستن این برای من جوون که انتظار دارم حزب در شرایط یکسان و برای افراد یکسان ,یکسان عمل کنه کافی نیست و فکر میکنم واسه خیلی های دیگه مثل من هم کافی نباشه بهتر شما مشکلات درون گروهی تون رو حل کنید و از الان اماده بشید
یه لطفی هم بکنید و به دوستاتون بگید اینقدر نگن مصباح مخالف انقلابه چون با این کارشون دارن حداقل منو متقاعد میکنن که به مصباح و دوستانش رای بدم نمی دونم متوجه منظورم شدید یا نه؟

شيرزاد:
مگر در مورد ساير مظاهر زندگی شما می خواهيد صبر کنيد تا وقتی به استاندارد جهانی رسِد از آنها استفاده کنيد. اگر زندگی در ايران را پذيرفته ايد استانداردهايش همين است. ما جامعه رو به رشدی داريم. اگر دوست داشته باشيد می توانيد در اين فرايند رشد شرکت کنيد. در مورد احزاب نيز بپذيريد که با وجود هزاران مشکل و دشواری و سنگ اندازی ها تا همين جا کارهای قابل تقديری انجام شده است. ما هيچ ادعای گزافی نداريم، اما بر اين باوريم که با دست به دست هم دادن ممکن است بشود برای ايران کاری انجام داد، هر چند صدها ايراد داشته باشد. با نشستن و منتظر ايده آل ها شدن طبيعتا هيچ اتفاقی نمی افتد.

آقای دکتر!از شما توقع بدقولی نداشتیم.قول داده بودید که مطلبی مفصل از حاشیه دیدارتان با آقای خاتمی بنویسید.هر چه در وبلاگتان گشتم چنین مطلبی پیدا نکردم.می شود دلیلش را بفرمایید؟

شيرزاد:
شرمنده ام. مشمول مرور زمان شد، و مشکلات اسباب کشی ما به ميزبان جديد. شايدديگر از مزه افتاده باشد. اما جالب است که دوستان تا اين حد دقت نظر دارند.

آقای شیرزاد عزیز:
از مختصات نوع چاقوی بیدسته یکی هم اینست درست است که به هیچ دردی نمیخورد ولی لااقل دسته خودش را نمیبرد. ولی از نبوغ بعضی آقایان است که چاقوی بیدسته میسازند ولی باز هم دسته خودرا میبرند!

سايت انتخاب به نوشته‌ی شما اشاره‌ای داشته است.

شيرزاد:
خيلی ممنون از اين که اين اطلاع رسانی را انجام داديد. به خوانندگان توصيه می کنم حتما به مطلب فوق نگاه کنند بخصوص به کامنتهايی که مردم آنجا گذاشته اند.

مثل انکه عده ای باید شما را در درک بهتر حقیقت یارس کنند.

جناب شهاب الدين کتولی ، دمت گرم خوب ...

اگه بلد بوديم با چاقوي نوع سوم كار كنيم كار به اينجا نمي كشيد.اميدوارم مجبور نباشيم كه زوركي از چاقوي اولي استفاده كنيم.

اگر چاقو را با دقت و بدست آقا امام زمان بسازی تبدیل به شمشیر آخته میشود که با آن میتوان جهان را فتح کرد و کفار را نا بود. ما زنده از آنیم که کفر را نابود کنیم و اسلام عزیز را فیروز. هفتاد میلیون ایرانی نزدیک بودن ظهور آقا امام زمان را می بینند. چشم بگشا و نور را و نور ظهور را به تماشا بنشین. فتح با ما است. فتح کامل جهانی نزدیک است. با همت و ایمان آنرا از زمین بر دار و کفار را به خاک بسپار.

شيرزاد:
جناب شهاب الدين کتولی، اين فتح کامل جهانی که می فرماييد نزديک است، چقدر نزديک است، مثلا چند سال؟ آيا شما راجع به يک آرمان بلند مدت بشری صحبت می کنيد يا يک رويداد قريب الوقوع مثلا در همين يکی دو سال آينده؟

جناب دکتر سلام قرار نبود معما طرح کنید اما اگر طنزه با اجازه شما ما هم کمی بطنزیم ! آقا نقطه ب رو بالا نزارین بگین هسته ای شد خدای نکرده ؟!همگام با فن آوری چاقو سازی سطوح (موکراسی) ولایات رانیز مرتبط میدانیم :

الف): یک موکراسی:
گروه چاقوی بیدسته مطلوب ولایاتی است که کدخداش به یکموکراسی معتقده یعنی یکی رو کراس (1) میشینه و بقیه تشویقش میکنن البته بدلیل بهره اقتصادی بیشتر چاقو از دو سر دقیقا یه اندازه تیزی داره و بقول شما شجاعت خاصی میخواد بگیریش تو دست ! ضمنا نوع اصفهانی کم خطر ترو و بطنزی و تهرونیش حرف نداره قضیه دزده با اره و ویولون (بعدا یه جوری ربطش بدین لطفا )

ب): دوموکراسی :
گروه دوم نوع دسته دار برای ولایات دارای دوموکراسی میباشد ضمنا کسی که چاقوی این نوع رو داره بدلیل تولید جرقه و نور زیاد هنگام تیز شدن سوزن هم میسازه و با سیاست فیل رو درسته از سوراخ سوزنه رد میکنه بعد عوامفریبانه و پاچه خوارانه ! داد میزنه : قیصر کجایی که اتمو شکافتن ؟ بیا که اینا میخوان خودشون رو زخم و زیلی کنن !


ج): یک و دوموکراسی
گروه سوم که تو ولایتشون هم دوموکراسی هست برای تبلیغات خارجی و یکموکراسی برای امور داخلی ! نوع سوم مثل چینی شکننده و بی اعتباره و مصرفی همچنین فن آوری ولایت تاشکندیش حال میگیره تا یه بسته دوازده تاییش رو براتون آماده کنه کلی هم منت میزارن آخرش هم بد قولی میکنن و ناقص میدن باور بفرمایید من خودم برای یه جین شش تایی سی سال تو بندر معطل شدم لامصب هنوزم بهم ندادن ! اما ناراحیت نشین قراره دسته هاش رو با عاج فیلی که بهشون دادم بسازن ! اما میترسم دسته اش زود در بیاد ! اما خودمونیم مینیاتوریهاشون بد نیست .

کراس :نوعی موتور پرشی .معمولا این موتور سواران بدلیل مانورهای زیبا ! علاقه زیادی به تشویق و عکسبرداری ( فیلمبرداری تکذیب میشه ) و جمعیت زیاد دارند .

اگر از متن فوق چیزی متوجه نشدید مهم نیست چون نگارنده هم چیزی نفهمید ! به هر حال ما طالبان خدمتیم نه تشنگان چاقو چون تو ولایت ما چاقو نامردیه !!

شيرزاد:
فقط هر وقت خواستيد به قول خودتان بطنزيد، ترشی نخوريد!

سلام

با توضيحاتي كه در پاراگراف نخست داديد حقيقتاً بنده نگران شدم. به علت اينكه خودتان بهتر ميدانيد كه آقاي لاريجاني و رفقاي دوست داشتني و مهرورزشان چندان با زبان شوخي، كنايه، استعاره و ... ميانه خوبي ندارند و علي الاصول بين چاقو و چيزهاي ديگر تفاوتي قائل نميشوند و تبحر خاصي هم در خواندن ذهنيات افراد دارند. تا همين حد شجاعت شما بسيار قابل تحسين است ولي اي كاش همه افراد و گروههاي اصلاح طلب و دلسوز "ميهن" بتوانند با شما يكدل و يكصدا باشند شايد كشور از اين بحران خود ساخته نجات يابد.

شيرزاد:
شما که بفرماييد "شجاعت"، آن وقت تازه دوستان آقای لاريجانی سر حساب می شوند که شايد ما چيز مهمی گفته باشيم.

به به چشممون به مطلب طنز هم از شما روشن شد و نکته دقیقا همینه فناوری هسته ای در ایران داره به یه جک تبدیل میشه.وقتی معاون تیم مذاکره کننده میخواد اروپا رو از یه مصوبه مجلس بترسونه و وقتی اقای لاریجانی با مخفی کردن حقایق می خواد بزور مردم رو با امریکا و اروپا روبرو کنه شما هم باید با این لحن بنویسی
و یه مورد راجع به جواب قبلی اقای دکتر اگه بخوایم در دوره دانشجویی حرکت دراز مدت کنیم که میشم تحکیم وحدت علامه که 2000 ساله فارغ التحصیل شدن و هنوز هم به اسم دانشجو کار میکنن و نمیشه تو یه حزبی هم ادامه داد چون تو ایران حزب ها مثل شرکت میمونن و ما باید توشون استخدام شیم به یکی از اعضای بلند پایه نهضت ازادی گفته بودم میخوام تو حزبتون عضو شم گفت اره خوبه همه باید تو حزبها عضو بشن ولی بعد که دید تصمیمم جدیه گفت که تا وقتی تکلیفشون معلوم نشه نمی تونن عضو بگیرن مشارکت هم از اونا بدتر اصلا معلوم نیست اعضاش کیان که بریم پیششون

شيرزاد:
بعضی وقتها زبان طنز، نه به دليل پوشيده گويی، بلکه به دليل رساتر بودن ارجح است. ضمنا مثل اين که ستون نمکيات ما را نگاه نمی کنيد.
در مورد حرکت دراز مدت سياسی با شما هم عقيده ام که ادامه غير منطقی همان کارهای دانشجويی از يک جايی به بعد کسل کننده و رکود آور است. برای کار حرفه ای سياسی البته چاره ای جز همکاری با احزاب نيست، مگر اين که آدم آنقدر توان و پتانسيل داشته باشد که خودش حزب درست کند. اما يک راه حل عملی ديگر کار در چارچوب تشکل های کوچکتر صنفی، محلی و امثال آن است که قابليت شرکت در ائتلافهای مختلف را داشته باشند.

در مورد کسانی که چاقوی کاغذی می سازند یا کسانی که هنوز امید دارند چاقوی زنگ زده شان حاجتی را برآورد چه میتوان گفت؟!من که فکر میکنم تکنولوژی چاقو و مخصوصا "دسته" آن بخشی از "روند دستیابی" ما به تکنولوژی "هسته ای" بوده است.

شيرزاد:
قرار شد راجع به فناوری هسته ای چيزی نگوييم.